به حضرت صادق علیهالسلام عرضه داشت حق مؤمن بر مؤمن چیست ؟ حضرت فرمود هفت حق واجب است که مخالفت با هریک خروج از ولایت خدا و طاعت اوست عرضه داشتم آنها چیستند ؟فرمود ای معلی دوست توام و بر تو میترسم که این حقوق را بگویم و تو ضایع کنی و در مقام حفظش بر نیایی و بدانی و عمل ننمایی .عرضه داشتم لا قوه الا بالله .فرمود آسان ترین حق این است که دوست بداری برای او آنچه را برای خود دوست داری و نخواهی برای او آنچه را برای خود نمیخواهی .حق دوم در برآوردن حاجتش حرکت کرده و کوشش کنی و خشنودی و رضای او را بجویی و با گفتارش مخالفت ننمایی .حق سوم با نفس و مال نسبت به او توجه کنی و با دست و قدم و زبان به او یاری دهی .حق چهارم دیدبان و دلیل و آیینه و پوشش او باشی .حق پنجم تو سیر نباشی او گرسنه تو پوشیده نباشی او برهنه تو سیراب نباشی او تشنه .حق ششم اگر برای تو زن و خدمتکار هست ولی او بدون زن و خدمتکار است خدمتکار خود را به خانه او فرستی که لباسش را بشوید و طعامش را آماده کند و رختخوابش را پهن نماید که اینها حقوق بین تو و اوست .حق هفتم قسمش را تصدیق کنی دعوتش را اجابت نمایی به تشییع جنازهاش حاضر شوی و در مرضش از او عیادت نمایی بدنت را برای حل مشکلش آماده کنی کاری کنی که حاجتش را مجبور نشود از تو بخواهد بلکه به محض فهمیدن حاجت او به قضای حاجتش اقدام کنی چون این حقوق را به جای آوردی ولایت و دوستیات را به او متصل و از آن جانب به ولایت حق متصل شده است قال ابوعبدالله علیهالسلام احسن یا اسحاق الی اولیائی ما استطعت فما احسن مؤمن الی مؤمن ولا اعانه الا خمش وجه ابلیس وقرح قلبه .امام صادق علیهالسلام فرمود ای اسحاق به دوستانم تا جایی که میتوانی نیکی کن که مؤمن به مؤمن نیکی نمیکند مگر اینکه صورت ابلیس لطمه خورده و قلبش پر از هم و غم میگردد . امام صادق علیهالسلام فرمود مؤمن برادر مؤمن و چشم او و راهنمای اوست به او خیانت
443 مطلب یافت شد
كيفر شرك و مشرك
تا نهایتا خدا مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را به سبب خیانت در امانت عذاب کند و توبه مردان و زنان مؤمن را به علت لغزش در امانت بپذیرد
نصيحت
که برادرش را در برنامهای زیانبار ببیند و قدرت دفع آن را داشته باشد ولی برای حفظ او از خطر اقدام نکند و به او هشدار ندهد بدون تردید به برادر مؤمن خود خیانت
امانتداری
به یکدیگر خیانت نورزند و ادای امانت کنند. امام کاظم ـ علیه السلام ـ فرمود ان اهل الارض لمرحومون ما تحابوا ادوا الامانات و عملوا بالحق 12 تا وقتی که زمینیان به یکدیگر محبت کنند و امانت دار باشند و به حق عمل نمایند مورد رحمتند. امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ فرمود استعمال الامانه یزید فی الرزق 13 به کارگیری امانت روزی را زیاد می کند. خیانت در امانت در اسلام به همان اندازه که امانتداری شریف و ارجمند است خیانت در امانت نکوهیده و زشت است و در ردیف گناهان کبیره جا گرفته است. 14 پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرموده است لیس منا من خان مسلما فی اهله و ماله 15 آنکه به ناموس و مال مسلمانی خیانت کند از ما نیست. امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ فرمود شر الناس من لا یعتقد الامانه و لا یجتنب الخیانه 16 بدترین مردم کسی است که به امانت معتقد نباشد و از خیانت پرهیز نکند. اقسام خیانت اینک زشتی و حرمت خیانت بیان شد به اقسام آن اشاره می کنیم الف و ب. خیانت به خدا و پیامبر قرآن مجید می فرماید یا ایها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم و انتم تعلمون 17 ای مؤمنان به خدا و پیامبر خیانت نورزید و به امانتهای خود نیز. امام باقر ـ علیه السلام ـ در تفسیر این آیه شریفه می فرماید واجبات الهی نزد هر انسانی به امانت سپرده شده است و عمل نکردن بدان خیانت محسوب می شود. 18 بنابراین بی اعتنایی به قوانین و دستورات شرعی که مجموعه ای از دستورات الهی و سیره و روش پیامبر و ائمه معصومین است به منزله خیانت به آنان محسوب می شود که مؤمن
امانتداری
به یکدیگر خیانت نورزند و ادای امانت کنند. امام کاظم ـ علیه السلام ـ فرمود ان اهل الارض لمرحومون ما تحابوا ادوا الامانات و عملوا بالحق 12 تا وقتی که زمینیان به یکدیگر محبت کنند و امانت دار باشند و به حق عمل نمایند مورد رحمتند. امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ فرمود استعمال الامانه یزید فی الرزق 13 به کارگیری امانت روزی را زیاد می کند. خیانت در امانت در اسلام به همان اندازه که امانتداری شریف و ارجمند است خیانت در امانت نکوهیده و زشت است و در ردیف گناهان کبیره جا گرفته است. 14 پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرموده است لیس منا من خان مسلما فی اهله و ماله 15 آنکه به ناموس و مال مسلمانی خیانت کند از ما نیست. امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ فرمود شر الناس من لا یعتقد الامانه و لا یجتنب الخیانه 16 بدترین مردم کسی است که به امانت معتقد نباشد و از خیانت پرهیز نکند. اقسام خیانت اینک زشتی و حرمت خیانت بیان شد به اقسام آن اشاره می کنیم الف و ب. خیانت به خدا و پیامبر قرآن مجید می فرماید یا ایها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم و انتم تعلمون 17 ای مؤمنان به خدا و پیامبر خیانت نورزید و به امانتهای خود نیز. امام باقر ـ علیه السلام ـ در تفسیر این آیه شریفه می فرماید واجبات الهی نزد هر انسانی به امانت سپرده شده است و عمل نکردن بدان خیانت محسوب می شود. 18 بنابراین بی اعتنایی به قوانین و دستورات شرعی که مجموعه ای از دستورات الهی و سیره و روش پیامبر و ائمه معصومین است به منزله خیانت به آنان محسوب می شود که مؤمن
رضایت مخلوق لازمه رضایت خالق
مجاور شوم حال آنکه از شخصی دینی بر گردن دارم نظرتان در اینباره چیست؟ فرمود برو به جایی که بتوانی دین خود را بپردازی و مراقب باش تا خدای بزرگ را در حالی ملاقات کنی که دینی بر گردن نداشته باشی؛ مؤمن هرگز خیانت
خيانت
خیانت در مقابل امانت و خائن در برابر امین است . بنابراین کسی که در امانات الهی و امانات مردم تصرف نابجا کند و به کسی که او را امین دانسته ضربه وارد کند خائن است .خیانت امری بسیار ناپسند و کاری است که از شیطان و شیطنت مایه می گیرد و از ویژگیهای مردم بی دین یا سست عقیده است .کتاب خدا در آیاتی به موارد خیانت از قبیل خیانت چشمها نظر دوزی به نامحرم خیانت به خویش ضربه زدن به شخصیت انسانی و تخریب آخرت خود خیانت در امانات چه امانات الهی مانند استعدادها و اعضا و جوارح و روح و روان چه امانات مردمی مانند اموال و اسرار خیانت در معامله ی اقتصادی و معاشرت اشاره می کند و در نهایت اعلام می دارد که خداوند مردم خائن و ناسپاس را دوست ندارد . واما تخافن من قوم خیانه فانبذ الیهم علی سوا ان الله لا یحب الخائنین . چنانچه از خیانت قومی از معاهدان خود به خاطر پیمان شکنی ایشان می ترسی در این صورت با توجه به عدل درستی عهد آنان را از عهده ی خود بردار و به آنان اعلام کن که مرا با شما پیمانی نیست همانا خداوند مردم خیانت پیشه را دوست ندارد.خداوند از شدت نفرتی که به خیانت دارد اکیدا اهل ایمان را از خیانت به خدا و رسول و خیانت در امانات منع می کند یا ایها الذین آمنوا لا تخونوا الله والرسول وتخونوا اماناتکم وانتم تعلمون . ای اهل ایمان به خدا و رسول و امانات خود خیانت نورزید در حالی که زشتی خیانت را می دانید.رسول حق صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند لیس منا من خان مسلما فی اهله وماله . از ما نیست کسی که به مسلمانی در اهل و مالش خیانت کند.و در سخنی فرمودند افشا سر اخیک خیانه فاجتنب ذلک . پخش کردن سر برادر دینی ات خیانت است پس از این خیانت بپرهیز.و نیز فرمودند لا تخن من خانک فتکن مثله . به کسی که به تو خیانت کرده خیانت نکن که مانند او می شوی.و فرمودند چهار چیز است که یکی از آنها وارد خانه ای نمی شود مگر اینکه آن خانه خراب شود و به برکت آباد نگردد خیانت ـ دزدی ـ شرابخواری ـ زنا 4 .رسول حق صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند المکر والخدیعه والخیانه فی النار . فریبکاری و خدعه و خیانت در آتش است.امام علی علیه السلام فرمودند الخیانه دلیل علی قله الورع وعدم الدیانه. خیانت دلیل بر کمی پارسایی و دینداری است.حضرت صادق علیه السلام فرمودند یجبل المؤمن علی کل طبیعه الا الخیانه والکذب . مؤمن
خيانت
خیانت در مقابل امانت و خائن در برابر امین است. بنابراین کسی که در امانات الهی و امانات مردم تصرف نابجا کند و به کسی که او را امین دانسته ضربه وارد کند خائن است.خیانت امری بسیار ناپسند و کاری است که از شیطان و شیطنت مایه میگیرد و از ویژگیهای مردم بیدین یا سست عقیده است.کتاب خدا در آیاتی به موارد خیانت از قبیل خیانت چشمها نظر دوزی به نامحرم خیانت به خویش ضربه زدن به شخصیت انسانی و تخریب آخرت خود خیانت در امانات چه امانات الهی مانند استعدادها و اعضا و جوارح و روح و روان چه امانات مردمی مانند اموال و اسرار خیانت در معاملهی اقتصادی و معاشرت اشاره میکند و در نهایت اعلام میدارد که خداوند مردم خائن و ناسپاس را دوست ندارد. و اما تخافن من قوم خیانه فانبذ الیهم علی سوا ان الله لا یحب الخائنین .چنانچه از خیانت قومی از معاهدان خود به خاطر پیمان شکنی ایشان میترسی در این صورت با توجه به عدل درستی عهد آنان را از عهدهی خود بردار و به آنان اعلام کن که مرا با شما پیمانی نیست همانا خداوند مردم خیانت پیشه را دوست ندارد.خداوند از شدت نفرتی که به خیانت دارد اکیدا اهل ایمان را از خیانت به خدا و رسول و خیانت در امانات منع میکند یا ایها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم و انتم تعلمون .ای اهل ایمان به خدا و رسول و امانات خود خیانت نورزید در حالی که زشتی خیانت را میدانید.رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند لیس منا من خان مسلما فی اهله وماله .از ما نیست کسی که به مسلمانی در اهل و مالش خیانت کند.و در سخنی فرمودند افشا سر اخیک خیانه فاجتنب ذلک .پخش کردن سر برادر دینیات خیانت است پس از این خیانت بپرهیز.و نیز فرمودند لا تخن من خانک فتکن مثله .به کسی که به تو خیانت کرده خیانت نکن که مانند او میشوی.و فرمودند چهار چیز است که یکی از آنها وارد خانهای نمیشود مگر اینکه آن خانه خراب شود و به برکت آباد نگردد خیانت- دزدی- شرابخواری- زنا .رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند المکر والخدیعه والخیانه فی النار .فریبکاری و خدعه و خیانت در آتش است.امام علی علیه السلام فرمودند الخیانه دلیل علی قله الورع وعدم الدیانه .خیانت دلیل بر کمی پارسایی و دینداری است.حضرت صادق علیه السلام فرمودند یجبل المؤمن علی کل طبیعه الا الخیانه والکذب .مؤمن
استاد انصاریان: طرف معاملهٔ کافر یا هواوهوس خودش است یا مردمی که از او تعریف می کنند
به گناه بی میل می کنم.دو پاداش پروردگار برای زنان و مردان مؤمن استاد انصاریان به دو اقدام پروردگار برای زنان و مردانی که کار مثبت با منفعت و با ارزش انجام می دهند اشاره و اظهار کرد کار اول فلنحیینه مرد و زن با ایمان من خدا به خاطر ایمان و عمل صالحتان حتما یک زندگی پاک به شما میدهم که در این زندگی از آلودگیها از معاصی کبیره از زشتیها از بدیها از ظلم از تجاوز از خیانت … به دور هستند؛ گفت پروردگار در زمینههای معنوی اصلا میان زن و مرد تفاوتی قائل نشده و همچنین مشخص می شود که انسان تا زمانی که مؤمن نباشد عمل باارزشی از او صادر نمی گردد.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در شاه چراغ شیراز اظهار کرد خداوند در قرآن از مردان و زنان اهل ایمان در اکثر سورهها مخصوصا سورههای توبه مؤمنون فرقان معارج و احزاب به عظمت و به بزرگی یاد کرده و برای هر دو احترام خاصی قائل شده است؛ در سوره مبارکه حجرات بهشدت مردم را نهی میکند از اینکه به مردان و زنان مؤمن توهین و تحقیر و از آنها عیبجویی کنند آنها را مورد تمسخر قرار دهند و از آنها غیبت کنند. گناه این مواردی که از سوره حجرات شنیدید در پیشگاه خدا سنگین است و خدا امر کرده هرکسی مبتلای به این گناهان بوده توبه از گناه واجب است و برای این نوع گناهانی که خدا میفرماید توبه کنید معلوم میشود کیفر و عذاب آماده شده است؛ چون اگر نمیفرمود توبه کنید دلیل بر این بود که این نوع گناهان عذاب و کیفر ندارد. این مساله نشان می دهد که تا چه اندازه مؤمن چه مرد و چه زن احترام دارد.انسان تا زمانی که مؤمن نباشد عمل با ارزشی از او صادر نمی گردداستاد انصاریان برای درک ارزش زن و مرد در نزد خداوند آیه ای از سوره مبارک نحل بیان کرد و گفت خداوند می فرماید من عمل صالحا من ذکر او انثی مرد یا زنی که کارهایش مثبت و پسندیده است و کارهای سبک جلف و آلوده ندارد اعمالش وزن دارد و سنگین است لذا ارزش دارد. جالب است که پروردگار در زمینههای معنوی اصلا میان زن و مرد تفاوتی قائل نشده و همچنین مشخص می شود که انسان تا زمانی که مؤمن نباشد عمل باارزشی از او صادر نمی گردد.وی ادامه داد اگر کافری به 10 نفر کمک مالی کند مثلا ده قطعه زمین به مردم بینوا واگذار کند یا درمانگاهی بسازد و غیره قرآن مجید می فرماید عمل کافر در پیشگاه من اصلا ارزش و پاداشی ندارد چون کافر که با من معامله نکرده من را قبول ندارد و منکر است؛ وقتی من را قبول ندارد حال کاری بهظاهر مثبت هم انجام داده باشد پاداشش برعهده من نیست؛ طرف معامله کافر یا هواوهوس خودش است یا مردمی که از او تعریف می کنند و به پروردگار عالم ربطی ندارد.هیچ مشرکی حق ندارد مساجد خدا بر روی کره زمین را آباد کنداستاد انصاریان در همین موضوع به آیه ای از قرآن اشاره و تصریح کرد قرآن می فرماید ما کان للمشرکین ان یامروا مساجد الله شاهدین علی انفسهم بالکفر هیچ مشرکی حق ندارد مساجد خدا را در روی کره زمین بنایی و آباد کنند ما کان للمشرکین ان یعمروا مساجد الله چون خودشان میدانند که کافر هستند و میدانند طرف معاملهشان پروردگار نیست این یک قراردادی است که خدا از زمان آدم با بندگانش بسته است.مؤمن هستی عمل صالحت را قبول میکنم و اگر دین نداری قبول نمیکنم؛ میخواهید عمل صالح انجام بدهید میخواهید انجام ندهید.وی ادامه داد من عمل صالحا من ذکر او انثی مردی که عمل صالح انجام دهد حال یا عبادت یا کار خیر؛ زنی که عمل صالح انجام بدهد یا عبادت الله یا خدمت به خلق الله و هو مؤمن ولی از یقین به پروردگار و روز قیامت برخوردار است من دو کار برای او میکنم و این ارزش مؤمن است فلنحیینه حیاه طیبه اولا به او یک زندگی پاک پاکیزه که عرق ورق ربا زنا تهمت دروغ افترا و هواوهوس شیطانی و خیانت
برای رضایت خالق رضایت مخلوق شرط است
مجاور شوم حال آنکه از شخصی دینی بر گردن دارم نظرتان در اینباره چیست؟ فرمود برو به جایی که بتوانی دین خود را بپردازی و مراقب باش تا خدای بزرگ را در حالی ملاقات کنی که دینی بر گردن نداشته باشی؛ مؤمن هرگز خیانت
روايات باب خيانت
به نابودی کشیده شود وادی برکت را نبیند خیانت دزدی شرابخواری و زنا. لیس منا من خان مسلما فی اهله و ماله از ما نیست کسی که نسبت به زن و مال مسلمانی خیانت کند. لیس منا من خان بالامان از ما نیست کسی که در امانت خیانت کند.از امیرمؤمنان روایت شده ایاک و الخیان فانها شر معصی و ان الخائن لمغرب بالنار علی خیانه از خیانت کردن بپرهیز که خیانت بدترین گناه است و خائن به سبب خیانتش به آتش عذاب میشود. الخیان دلیل علی قل الورع و عدم الدیان خیانت نشانی از کمبود پارسائی و نبود دینداری است. شر الناس من لا یعتقد الامان و لا یجتنب الخیان بدترین مردم کسی است که به امانتداری اعتقاد نداشته باشد و از خیانت بپرهیزد.ابو ثمامه میگوید به محضر حضرت باقر ع رسیدم و گفتم فدایت گردم قصد دارم مجاور مکه شوم و به مرجت طائفهای که به غلط معتقدند با بودن ایمان در قلب معصیت هیچ زیانی به انسان نمیرساند بدهکارم نظر شما چیست آیا بدهی خود را به آنان بپردازم یا بخاطر خباثتشان از پرداخت آن خودداری کنم حضرت فرمود بدهی خود را بپرداز و هشیار آن که بدهی و قرضی به عهده است باشد دیدار کنی زیرا مؤمن … خیانت نمیکند. 3 از حضرت صادق ع روایت شده است بنی الانسان علی خصال فهما بنی علیه فانه لا یبنی علی الخیان و الکذب 4 انسان بر خصلتهائی بنا شده است اما به هر خصلتی ساخته شود بر خیانت و دروغ ساخته نمیشود.از رسول خدا روایت شده است افشا سراخیک خیان فاجتنب ذلک فاش کردن راز برادرت خیانت است بنابراین از این عمل دوری کن.از حضرت باقر ع در گفتار خداوند متعال لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم این توضیح نقل شده است فخیان الله و الرسول معصیتهما و اما خیان الامان فکل انسان مامون علی ما افترض الله عزوجل علیه خیانت به خدا و پیامبر نافرمانی از آنان است و اما خیانت در امانت هر انسانی امانتدار فرائضی است که خداوند عزوجل بر او لازم و واجب نموده است.از حضرت جواد ع روایت شده است کفی بالمر خیان ان یکون امینا للخون در خیانت کاری مرد همین بس که امانتدار خیانتکاران باشد.از امیرالمؤمنان ع روایت شده ان اعظم الخیان خیان الام و افظع الغش غش الائم بزرگترین خیانت خیانت به امت است خیانت به دین و عقل و فرهنگ و اقتصاد و سیاست مربوط به آنان و زشتترین دغل دغلکاری با پیشوایان و راهنمایان بر حق است.از حضرت صادق ع روایت شده شر الرجال التجار الخون بدترین مردمان بازرگانان خیانتکارند.از آنجا که خائن ظالم و ستمکار به ملت به صاحبان امانت به اهل سرو راز و به قوانین اسلام و به آیات قرآن و به سنت رسول اکرم است بر اساس آیات و روایات نباید کسی مدافع و مددکار او در امور باطل و در خیانت و ظلم و ستمش باشد بلکه واجب است از مظلوم در برابر او حمایت کرد و وی را از شر خیانت و ظلم او نجات داد.قرآن میفرماید و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولیا ثم لا تنصرون و به کسانی که به آیات خدا پیامبر و مردم مؤمن
صفات مؤمن
چون رها کردن این یاغی چموش خیانت به نفس است. مؤمن … مؤمن سه نوع است معنوی انسانی مادی.معمولا کاربرد کلمه صفت در مورد انسان ناظر به امور درونی است.بنابراین معنا صفات مؤمن به دو بخش معنوی الهی و انسانی تقسیم می شود صفاتی چون توکل رضا و تسلیم از قسم اول به شمار می آید.حالاتی چون سخاوت عفو و بخشش وفای به عهد و جز آن از قسم دوم محسوب می شود. این معانی از سنخ حالات درونی آدمی است که صفات هم نامیده می شود. اعمال خارجی انسان را صفات نمی گویند. البته صفات وقتی به ظهور آمد به اعضا و جوارح نیز سرایت می کند. تعداد صفات مؤمن بسیار است و برای بر شمردن کامل آن نیز باید به آیات و روایات مراجعه کرد. ما در اینجا فقط به مهمترین این صفات اشاره می کنیم شایان ذکر است که صفات انسانی آن گاه که از صفات معنوی و الهی ناشی شود می تواند پشتوانه منطقی محکمی داشته باشد وگرنه بدون اعتقاد به جنبه های معنوی صفات انسانی توجیه ناپذیر و بی پشتوانه است. در این مبحث از اعمالی سخن می رود که از درون نشات می گیرد.● صفات مؤمنان در روایات از باب تمهید نخست مروری می کنیم به روایات هنگام مطالعه روایات به دو دسته روایت بر می خوریم. در یک دسته کلیات صفات بیان شده است و در دسته دیگر اعمال مؤمنان به طور جزیی شمارش می شود چنان که در روایتی از پیامبر ص خطاب به علی ع صد و چهار صفت از صفات مؤمنان بیان شده است که این امر البته جنبه های رمزی نیز داشته است. باید توجه داشت که مخاطب رسول خدا ص چه کسی بوده است ؟ مخاطب در چه حد معرفت و در چه موقعیت زمانی و مکانی قرار داشته و القای آن چگونه بوده است. در این روایت مخاطب علی ع است.۱ صفات کلی امام باقر ع از قول رسول الله ص نقل فرموده اند می خواهید شما را از مؤمن خبر دهم ؟مؤمن کسی است که مؤمنان وی را بر اموال و امور خودشان امین می دانند.مسلمان آن کسی است که مسلمانان از دست و زبان او در سلامت باشند.در این روایت علاوه بر تعریف مؤمن و مسلم و بیان تفاوت های اساسی آنها مهاجر نیز تعریف و توصیف شده و المهاجر من هجر السیئات فترک ما حرم الله مهاجر کسی است که از بدی ها هجرت کند و آنچه را خداوند حرام فرموده ترک گوید.در روایت دیگری از امام هشتم ع که عامه هم آن را نقل کرده اند آمده است من سرته حسنته و سائته سیئته فهو مؤمن مؤمن کسی است که از کار خوبش مسرور و از کار بدش پشیمان شود.دقت کنید که این تعریف ها از مؤمن درباره عمل اوست.۲ صفات جزئی در دسته ای دیگر از روایات صفات از حالت کلی در آمده و به نحو جزیی تبیین شده است.چنان که در روایتی از امام باقر ع یا امام صادق ع منقول است که علی ع به مجلسی از قریش برخورد می کنند و بعد به مجلسی دیگر از اوس و خزرج و می بینند که در مجلس اول سخنان بیهوده می رانند اما در محفل دوم کارهای متین و صحیح انجام می دهند. علی ع از این حال شگفت زده می شوند و خدمت رسول الله می رسند و حکایت هر دو مجلس را باز می گوید. سپس از پیامبر ص بیان صفات مؤمن را طلب می فرمایند. در این هنگام رسول الله ص که سرشان را به زیر انداخته سرشان را بلند کرده و فرمودند بیست خصلت در مؤمن است. اگر این خصال در او نباشد ایمانش به کمال نرسیده است یا علی مؤمنین در وقت نماز به نماز حاضر می شوند.در پرداخت حقوق مالی شرعی تسریع می کنند.مساکین و فقرا را اطعام می کنند.دست محبت بر سر ایتام می کشند.لباسشان کهنه اما تمیز است. کنایه از این است که آنچه شرع از نظر پوشش تعیین فرموده است می پوشد.آنچه به آنها می گویند فورا تکذیب نمی کنند. مقصود این نیست که مؤمن آنچه را می شنود ساده لوحانه تصدیق می کند چه بسا آنچه را که به مؤمن می گویند دروغ باشد اما فورا تکذیب نمی کند. اگر وعده کنند تخلف نمی کنند.در امانت خیانت … به انه الحق من ربنا و هنگامی که برایشان آیات الهی تلاوت می شود می گویند ایمان آوردیم همانا این سخن حق است و از ناحیه پروردگار ما است.از این آیه در می یابیم که مؤمن سنخ سخن محبوب را می شناسد.۳ سجده و خضوع در برابر حق مؤمن آن گاه که سخن حق را می شنود از عظمت خدا با کرنش به خاک می افتد. سجده نشانه اوج عبودیت و خضوع است.۴ تحمید و تسبیح حق مؤمنان نه تنها در برابر حق سجده می کنند که تسبیح و تحمید حضرتش را نیز می گویند. تسبیح تنزیه و پیراستن است و تحمید آراستن. تحمید و تسبیح با یکدیگر نسبت دارند. با تحمید تسبیح هم تحقق پیدا می کند. چون در کنار هر اثبات نفی هم هست.۵ مراقبت در نمازها یکی از علائم ایمان اهمیت دادن به نماز است. در آیات قرآن درباره نماز خواندن مؤمن سه مطلب مطرح شده است الف مؤمن اهل اقامه نماز است. الذین یقیمون الصلوه ب نسبت به نمازهایش مراقبت دارد. و الذین هم علی صلواتهم یحافظون ج در نماز از حالات درونی خاصی برخورداراست.در آیه شریفه پس از آنکه می فرماید قد افلح المؤمنون به عنوان اولین نشانه ایمان می فرماید الذین هم فی صلوتهم خاشعون یعنی در نماز حالت خشوع دارند.درباره فرق میان خضوع و خشوع گفته اند که خضوع کرنش بدنی و خشوع شکستگی باطنی است. ممکن است کسی ظاهرا رکوع و سجود کند اما روحش متواضع نباشد و چه بسا کسی که کمتر خم و راست می شود ولی باطنا متواضع است. ارزش نماز به خشوع آن است. در سوره فتح در وصف مؤمنان از اصحاب رسول الله ص می فرماید محمد رسول الله و الذین معه اشدا علی الکفار رحما بینهم سپس خصوصیاتشان را بر می شمرد تریهم رکعا سجدا اینان اهل رکوع و سجودند. یعنی مؤمن اهل راز و نیاز با خداست. نماز برای مؤمن ادای وظیفه نیست. معاشقه است. راز و نیاز برای مؤمن به صورت طبیعت ثانویه درآمده است. هرگز احساس تحمیل و اکراه نمی کند.حق تعالی در آیه ای دیگر می فرماید تجافی جنوبهم عن المضاجع دور می شود پهلو های آنان از بسترهایشان معنای آیه این نیست که از رختخواب بلند می شوند بلکه آیه می گوید خود بخود پهلو هایشان را از رختخواب بلند می شود. دلبستگی به حق در آنان به قدری شدت دارد که با عشق پهلو هایشان را از رختخواب جدا می کنند. همچنین آیه می فهماند که راز و نیازهای مؤمنان بیشتر در شبهاست . یدعون ربهم خوفا و طمعا خدا را با خوف و طمع می خوانند. خوف در مراتب پایین خوف از عذاب است. و طمع در مراتب نازل رجا به بهشت است. اما خوف در مراتب بالا خوف از عظمت است.ما در برابر بزرگی که قرار می گیریم بدون آنکه کار بدی کرده باشیم در عین اظهار ارادت می لرزیم. این خوف عظمت است. رجا هم در مراتب بالا رجا دیدار است امید لقا الله است. علی ع در روایتی می فرماید مؤمنی که داری خوف عظمت و رجا دیدار است وقتی روحش به عالم بالا صعود می کند فرشتگان در شگفت می مانند از بس روح این مؤمن عظمت دارد.۶ مؤمن خود را رهین فضل حق می داند ...تریهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود ایشان را در حال رکوع و سجود می بینی که فضل و خوشنودی خدا را می جویند. سیما و رفتار ایشان در چهره آنها بر اثر سجده مشخص است. یعنی هرگز خود را طلبکار نمی انگارند.● علائم یلی الخلقی مؤمن مؤمن در بعد یلی الربی و نشئه الهی ویژگیهایی دارد که ذکرش رفت.اما مؤمن چون دیگران در دامن طبیعت و دنیا و عالم کثرت زیست می کند. نسبت مؤمن با دنیا چه نسبتی است ؟ سرآمد جنبه های طبیعی انسان شهوت و غضب است.۱ صیانت شهوت مؤمن شهوتش را با ایمان مهار کرده است. و الذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم و آنان که فروج و اندامشان را از عمل حرام نگاه می دارند مگر بر جفتهاشان یا کنیزکان ملکی متصرفی آنها.در این آیه شهوت جنسی مطرح است. شایان ذکر است که کشتن شهوت در متون دینی توصیه نشده است. در آیه فوق سخن از میراندن شهوت نیست بلکه مهار شهوت مورد نظر است. در روایات متعددی از مهار و غلبه بر شهوت به عنوان علامت ایمان نام برده اند.برای تشخیص ایمان باید ملاحظه کرد که شهوت بر انسان غالب است یا انسان بر شهوت ؟اگر قبضه نفس مؤمن در اختیار اوست مؤمن بر شیطان نفس غالب است. مؤمن امین است و بر جان خویشتن خیانت
روايات باب خيانت
به نابودی کشیده شود وادی برکت را نبیند خیانت دزدی شرابخواری و زنا. لیس منا من خان مسلما فی اهله و ماله 2 از ما نیست کسی که نسبت به زن و مال مسلمانی خیانت کند. لیس منا من خان بالامان 3 از ما نیست کسی که در امانت خیانت کند.از امیرمؤمنان روایت شده ایاک و الخیان فانها شر معصی و ان الخائن لمغرب بالنار علی خیانه 4 از خیانت کردن بپرهیز که خیانت بدترین گناه است و خائن به سبب خیانتش به آتش عذاب میشود. الخیان دلیل علی قل الورع و عدم الدیان 5 خیانت نشانی از کمبود پارسائی و نبود دینداری است. شر الناس من لا یعتقد الامان و لا یجتنب الخیان 6 بدترین مردم کسی است که به امانتداری اعتقاد نداشته باشد و از خیانت نپرهیزد.ابو ثمامه میگوید به محضر حضرت باقر ع رسیدم و گفتم فدایت گردم قصد دارم مجاور مکه شوم و به مرجت طائفهای که به غلط معتقدند با بودن ایمان در قلب معصیت هیچ زیانی به انسان نمیرساند بدهکارم نظر شما چیست آیا بدهی خود را به آنان بپردازم یا بخاطر خباثتشان از پرداخت آن خودداری کنم حضرت فرمود بدهی خود را بپرداز و هشیار کسی است که بدهی و قرضی به عهده او است بپردازد زیرا مؤمن … خیانت نمیکند. 7 از حضرت صادق ع روایت شده است بنی الانسان علی خصال فهما بنی علیه فانه لا یبنی علی الخیان و الکذب 8 انسان بر خصلتهائی بنا شده است اما به هر خصلتی ساخته شود بر خیانت و دروغ ساخته نمیشود.از رسول خدا روایت شده است افشا سراخیک خیان فاجتنب ذلک فاش کردن راز برادرت خیانت است بنابراین از این عمل دوری کن.از حضرت باقر ع در گفتار خداوند متعال لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم این توضیح نقل شده است فخیان الله و الرسول معصیتهما و اما خیان الامان فکل انسان مامون علی ما افترض الله عزوجل علیه 9 خیانت به خدا و پیامبر نافرمانی از آنان است و اما خیانت در امانت هر انسانی امانتدار فرائضی است که خداوند عزوجل بر او لازم و واجب نموده است.از حضرت جواد ع روایت شده است کفی بالمر خیان ان یکون امینا للخون 10 در خیانت کاری مرد همین بس که امانتدار خیانتکاران باشد.از امیرالمؤمنان ع روایت شده ان اعظم الخیان خیان الام و افظع الغش غش الائم 11 بزرگترین خیانت خیانت به امت است خیانت به دین و عقل و فرهنگ و اقتصاد و سیاست مربوط به آنان و زشتترین دغل دغلکاری با پیشوایان و راهنمایان بر حق است.از حضرت صادق ع روایت شده شر الرجال التجار الخون 12 بدترین مردمان بازرگانان خیانتکارند.از آنجا که خائن ظالم و ستمکار به ملت به صاحبان امانت به اهل سرو راز و به قوانین اسلام و به آیات قرآن و به سنت رسول اکرم است بر اساس آیات و روایات نباید کسی مدافع و مددکار او در امور باطل و در خیانت و ظلم و ستمش باشد بلکه واجب است از مظلوم در برابر او حمایت کرد و وی را از شر خیانت و ظلم او نجات داد.قرآن میفرماید و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولیا ثم لا تنصرون 13 و به کسانی که به آیات خدا پیامبر و مردم مؤمن
روايات باب خيانت
به نابودی کشیده شود وادی برکت را نبیند خیانت دزدی شرابخواری و زنا. لیس منا من خان مسلما فی اهله و ماله 3 از ما نیست کسی که نسبت به زن و مال مسلمانی خیانت کند. لیس منا من خان بالامان 4 از ما نیست کسی که در امانت خیانت کند.از امیرمؤمنان روایت شده ایاک و الخیان فانها شر معصی و ان الخائن لمغرب بالنار علی خیانه 5 از خیانت کردن بپرهیز که خیانت بدترین گناه است و خائن به سبب خیانتش به آتش عذاب میشود. الخیان دلیل علی قل الورع و عدم الدیان 6 خیانت نشانی از کمبود پارسائی و نبود دینداری است. شر الناس من لا یعتقد الامان و لا یجتنب الخیان 7 بدترین مردم کسی است که به امانتداری اعتقاد نداشته باشد و از خیانت بپرهیزد.ابو ثمامه میگوید به محضر حضرت باقر ع رسیدم و گفتم فدایت گردم قصد دارم مجاور مکه شوم و به مرجت طائفهای که به غلط معتقدند با بودن ایمان در قلب معصیت هیچ زیانی به انسان نمیرساند بدهکارم نظر شما چیست آیا بدهی خود را به آنان بپردازم یا بخاطر خباثتشان از پرداخت آن خودداری کنم حضرت فرمود بدهی خود را بپرداز و هشیار آن که بدهی و قرضی به عهده است باشد دیدار کنی زیرا مؤمن … خیانت نمیکند. 8 از حضرت صادق ع روایت شده است بنی الانسان علی خصال فهما بنی علیه فانه لا یبنی علی الخیان و الکذب 9 انسان بر خصلتهائی بنا شده است اما به هر خصلتی ساخته شود بر خیانت و دروغ ساخته نمیشود.از رسول خدا روایت شده است افشا سراخیک خیان فاجتنب ذلک فاش کردن راز برادرت خیانت است بنابراین از این عمل دوری کن.از حضرت باقر ع در گفتار خداوند متعال لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم این توضیح نقل شده است فخیان الله و الرسول معصیتهما و اما خیان الامان فکل انسان مامون علی ما افترض الله عزوجل علیه 10 خیانت به خدا و پیامبر نافرمانی از آنان است و اما خیانت در امانت هر انسانی امانتدار فرائضی است که خداوند عزوجل بر او لازم و واجب نموده است.از حضرت جواد ع روایت شده است کفی بالمر خیان ان یکون امینا للخون 11 در خیانت کاری مرد همین بس که امانتدار خیانتکاران باشد.از امیرالمؤمنان ع روایت شده ان اعظم الخیان خیان الام و افظع الغش غش الائم 12 بزرگترین خیانت خیانت به امت است خیانت به دین و عقل و فرهنگ و اقتصاد و سیاست مربوط به آنان و زشتترین دغل دغلکاری با پیشوایان و راهنمایان بر حق است.از حضرت صادق ع روایت شده شر الرجال التجار الخون 13 بدترین مردمان بازرگانان خیانتکارند.از آنجا که خائن ظالم و ستمکار به ملت به صاحبان امانت به اهل سرو راز و به قوانین اسلام و به آیات قرآن و به سنت رسول اکرم است بر اساس آیات و روایات نباید کسی مدافع و مددکار او در امور باطل و در خیانت و ظلم و ستمش باشد بلکه واجب است از مظلوم در برابر او حمایت کرد و وی را از شر خیانت و ظلم او نجات داد.قرآن میفرماید و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولیا ثم لا تنصرون 14 و به کسانی که به آیات خدا پیامبر و مردم مؤمن
خدا را با قرض ملاقات نكن
جواد علیهالسلام است به آن جناب عرضه داشت میخواهم معتکف مکه و مدینه شوم ولی بدهکارم حضرت فرمود به منطقه خود برگرد تا بدهی خود را بپردازی سعی کن خدا را با قرض داشتن ملاقات نکنی که مؤمن خیانت
خدا را با قرض ملاقات نكن
جواد علیه السلام است به آن جناب عرضه داشت میخواهم معتکف مکه و مدینه شوم ولی بدهکارم حضرت فرمود به منطقه خود برگرد تا بدهی خود را بپردازی سعی کن خدا را با قرض داشتن ملاقات نکنی که مؤمن خیانت
خدا را با قرض ملاقات نكن
جواد علیه السلام است به آن جناب عرضه داشت میخواهم معتکف مکه و مدینه شوم ولی بدهکارم حضرت فرمود به منطقه خود برگرد تا بدهی خود را بپردازی سعی کن خدا را با قرض داشتن ملاقات نکنی که مؤمن خیانت
ضرورت آگاهی از ویژگیهای شیعهٔ حقیقی
به این قیمت نمیگیرم؛ آنوقت آدم مؤمن ممکن است حق این و آن را غارت کند یا زیر پا بگذارد؟ وقتی ائمه ما شیعه را تعریف میکنند میگویند شیعه آدم مواظب و مراقب و حسابگری است شیعه به مال دیگری چشم ندارد و فریبکار نیست شیعه خدعه نمیکند و سر کسی کلاه نمیگذارد شیعه غش در معامله نمیکند. پدر حضرت رضا ع روایتی در همین زمینه دارند که فوقالعاده پرقیمت است. شخصی به نام عبدالمؤمن انصاری از شیعیان موسیبنجعفر ع است میگوید دخلت علی ابی الحسن موسی ابن جعفر من به زیارت موسیبنجعفر ع رفتم. وقتی کلمه دخل در روایات با حرف علی ترکیب میشود بهمعنی زیارت است و بهمعنی وارد شدن نیست. دخلت علی ابی الحسن موسی ابن جعفر من به زیارت امام هفتم رفتم. وقتی وارد خانه شدم دیدم محمدبنعبدالله جعفری از نبیرههای جعفر طیار کنار حضرت نشسته است من هم نشستم؛ مثل اینکه امام حس کردند که من با چشم بامحبتی به محمدبنعبدالله جعفری نگاه کردم امام هفتم به من فرمودند اتحبه دوستش داری؟ ای عبدالمؤمن این محمدبنعبدالله جعفری را دوست داری؟ افراد عادی هم از نگاه آدم میفهمند که نگاه ما نگاه نفرت نگاه محبت یا نگاه ترحم است. چشم دهجور حرف میزند ولو اینکه آدم با زبان نگوید نگاه تند است؛ مثلا به صورت پدر و مادرتان تند غضبناک و خشمآلود نگاه نکنید. اتحبه دوستش داری؟ چقدر جالب است گفتم یابنرسولالله دوستش دارم و ما احببته الا لکم اما من اگر کسی را دوست دارم بهخاطر شما دوست دارم؛ چون میبینم شیعه و مطیع شما و آدم باارزشی است دوستش دارم. دوست داشتن من خدایی است و کسی را چوبانداز دوست ندارم. ما احببته الا لکم این محبت من بهخاطر شماست. موسیبنجعفر ع فرمودند المؤمن اخ المؤمن الآن ما در این صحن چند مرد هستیم؟ چند خانم در این صحن هست؟ قرآن مجید میگوید والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیا بعض سوره توبه ٱیه 71 زنان باایمان به زنان باایمان محبت دارند کینه ندارند و دلچرکین نیستند؛ مردان باایمان با مردان باایمان محبت طرفینی دارند همدیگر را دوست دارند و به همدیگر احترام میکنند. خیلی جالب است امام فرمودند المؤمن اخ المؤمن مؤمن برادر مؤمن است بعد حضرت فرمودند عین برادر پدر و مادری و ان لم یلد ابو اگرچه این مؤمن از پدر این آدم بهدنیا نیامده باشد؛ یعنی مؤمن با مؤمن غریبه نیست مؤمن با مؤمن یکی است یک واحد و یک حقیقت هستند. آنها دو بدن دارند؛ اما همفکر هممحبت هماخلاق برادر و مهربان هستند و با هم درستکار هستند.بعد فرمودند ملعون من اتهم اخاه عبدالمؤمن مورد لعنت خداست کسی که به مؤمن تهمت بزند؛ ملعون من غش مؤمنا مورد لعنت خداست کسی که به مؤمن خیانت
طلب ناحق
این زمینه مجبور به پایمال کردن حقوق دیگران میشود و این کاری است که آیات و روایات از آن نهی کردهاند و آن را عملی حرام و گاهی خیانت به خدا و رسول او و مردم مؤمن
قرض در روايات
اما به یکی از افراد مرجئه بدهکارم چه میفرمائید؟ حضرت فرمود برو دینت را ادا کن و مواظب باش خدا را با بر گردن داشتن دین ملاقات نکنی به حقیقت که مؤمن خیانت
English