نقل شده است: وقتي سرهاي شهداي کربلا را نزد پسر زياد ملعون آوردند، آن ملعون سر مبارک حضرت را برداشت و روي ران خود گذاشت و يک قطره خون از سر مبارک آن حضرت بر قباي او چکيد و قبا و ازار و ران آن ملعون را سوراخ کرد و در زمين...
201 مطلب یافت شد
عبداللَّه بن عفيف ازْدِى عبداللَّه بن عفيف ازْدِى
در منتخب طریحی آمده است کسی که در مجلس حاضر بود چنین گفته است در آن هنگام آتشی از کاخ ابنزیاد به بیرون شعله کشید که ابنزیاد از دیدن آن بیمناک … ابنزیاد گفت از تو چیزی نخواهم پرسید تا آنکه تو را به کام مرگ فرو افکنم. … چون خبر اجتماع آنها به ابنزیاد رسید قبیلههای مضر را به همراهی محمد بن اشعث به جنگ آنها فرستاد.
مؤمن واقعى
وقتی گوشت را هم برداشتند ابنزیاد باز به او گفت از علی دست بردار. … ابنزیاد به او گفت تمام مفصلهای دست و پایت را زنده زنده قطع میکنم. … وقتی ابنزیاد به او گفت از عقیده به علی دست بردار جواب داد دست بر نمیدارم.
عبداللَّه بن حارث نوفلى
ولی ابنزیاد به افتادگان توجه نکرد و به حرکت خویش ادامه داد .... … ابنزیاد گفت او را ببرید و در میان قبیلهاش گردن بزنید؛ و آنها چنین کردند. … کثیر بن شهاب او را از زندان نزد ابنزیاد آورد. ابن زیاد پرسید کیستی؟ او پاسخ نداد.
مؤمن واقعى
وقتی گوشت را هم برداشتند ابنزیاد باز به او گفت از علی دست بردار. … ابنزیاد به او گفت تمام مفصلهای دست و پایت را زنده زنده قطع میکنم. … وقتی ابنزیاد به او گفت از عقیده به علی دست بردار جواب داد دست بر نمیدارم.
قيس بن مسهّر صيداوى
حصین او را نزد ابنزیاد آورد و ماجرا را بازگو کرد. ابنزیاد پرسید کیستی؟ گفت از شیعیان علی علیه السلام و فرزند او. … قیس در قادسیه توسط یکی از ماموران ابنزیاد به نام حصین بن تمیم دستگیر شد. او همان لحظه نامه امام علیه السلام را از میان برد. … گفتوگوی قیس با ابنزیاد و کیفیت شهادت او را برخی به عبدالله بن یقطر نسبت دادهاند. از این رو ممکن است به نظر آید که این دو یکی هستند.
ابراهيم و محمّد پسران مسلم بن عقيل
بچهها که راه را بلد نبودند گم شدند و به دست کوفیان افتادند و به نزد ابنزیاد برده شدند. … ابنزیاد فرمان داد تا آنها را زندانی کردند زندانبان شخصی به نام مشکور و از علاقهمندان به اهل بیت علیهم السلام بود. … شریح گفت گریه نکنید که ابنزیاد در تعقیب شما است؛ و قصد دستگیری شما را دارد من تصمیم گرفتهام شما را به امینی بسپارم تا به مدینه برساند.
استاد انصاریان: اولیای خدا از هیچچیز و هیچکس واهمه ندارند/ ایمان واقعی یعنی وابستگی، یعنی گرهداشتن به خدا
آوردند چهرههای معروف کوفه و شجاعان در کاخ ابنزیاد نشسته بودند و ابنزیاد هم با تکبر مخصوص به خودش بر صندلی یا تخت تکیه زده بود؛ وقتی این جوان … مسجد پر شد بالای منبر رفت و گفت مردم خدا لعنت کند یزید و بنیامیه و معاویه را و خدا لعنت کند استاندارتان ابنزیاد پلید کثیف را؛ حضرت حسین ع دارد … را ریزریز کرد و از بین برد رئیس بپاهای کوفه که در آن لحظه بیرون بود دستور داد او را بگیرند چون دیگر راه برگشت هم نبود؛ او را گرفتند و پیش ابنزیاد
ماجراى شهادت مسلم در كوفه
ابنزیاد گفت وصیت کن. … در نتیجه ابنزیاد وی را دستگیر کرد و با این که رئیس قبیله بود او را بر زمین کشیدند و بردند. … پس از آن که جایگا او برای ابنزیاد معلوم شد مسلم یک تنه با سربازان ابن زیاد جنگید تا آن که گرفتار شد. او را به قصرابنزیاد بردند.
مسلمبن عقيل كيست؟
ابنزیاد با حفظ سمت والی کوفه نیز شد. … این عامل نفوذی ابنزیاد کسی جز معقل نبود. … ابنزیاد که از بیماری شریک مطلع شد تصمیم گرفتبرای عیادت او به خانه هانی برود.
عبدالأعلى بن يزيد كلبى
ابنزیاد دستور داد او را به جبانه السبیع برده و گردنش را بزنند. ماموران او را به آنجا بردند و به فیض شهادت رساندند. … هنگامی که مسلم علیه السلام با ابنزیاد اعلان جنگ کرد لباس رزم پوشید و از منزل بیرون آمد تا در محله بنیفتیان به او بپیوندد.
عباس بن جَعْده جَدَلى
هنگامی که هانی بن عروه به دستور عبیدالله دستگیر شد حضرت مسلم علیه السلام برای حمله به قصر ابنزیاد چهار تن را به فرماندهی قبایل مختلف منصوب کرد … سیرهنویسان اخیر میگویند که پس از شهادت حضرت مسلم علیه السلام و هانی بن عروه محمد اشعث کندی و به قولی محمد بن عباس کندی او را دستگیر کرده و تحویل ابنزیاد
ابراهيم بن جعفر بن ابىطالب عليه السلام
برخی از منابع ابراهیم و محمد را فرزندان جعفر بن ابی طالب علیه السلام شمردهاند که از لشکر ابنزیاد فرار کردند. … پس از آنکه در کوفه بانویی آنها را پناه داد به دست همسر وی که از یاران ابنزیاد بود سرهای مبارکشان جدا شد و به فیض شهادت نایل آمدند. 1 آنچه قابل
فرياد عجيب حضرت جبرئيل در روز عاشورا
بهشت را کشتیم سپس در آن جا توبه کردند و علیه ابنزیاد جنگیدند. … گروهی دیگر که به آنها توابین میگویند از این کلام متنبه شدند و گفتند به خدا قسم ستم بزرگی بر خود کردیم و به خاطر خشنودی ابنزیاد سید جوانان اهل
سليمان، (غلام امام حسين عليه السلام)
لذا نامه و پیک را نزد ابنزیاد آورد. او نیز پس از آگاهی از محتوای نامه بیدرنگ دستور داد آورنده نامه را به قتل برسانند. … همه دریافتکنندگان نامه امام علیه السلام را پنهان داشتند مگر منذر بن جارود- که دخترش همسر عبیدالله زیاد بود- که ترسید نامه دسیسهای از جانب ابنزیاد
حرّ بن يزيد رياحى
گفت من این کار را نمیتوانم انجام دهم چون ابنزیاد جاسوس قرار داده و ناظر بر کار من است. … حر گفت من مامور به جنگیدن با شما نیستم من مامورم از شما جدا نشوم یا اینکه شما را نزد ابنزیاد ببرم. … وی از طرف ابنزیاد به فرماندهی هزار سوار منصوب گشت و برای مقابله با امام حسین علیه السلام از کوفه خارج شد؛ و در ذوحسم هنگام ظهر برابر لشکر امام
ماجراى شهادت مسلم در كوفه
ابنزیاد گفت وصیت کن. … فراهم کردند و میدان را به دست دشمنان دادند تا با آن وضع دلخراش مسلم بن عقیل را اسیر کنند و بعد او را به میدان دارالاماره بیاورند و در مقابل ابنزیاد
ماجراى شهادت مسلم در كوفه
ابنزیاد گفت وصیت کن. … فراهم کردند و میدان را به دست دشمنان دادند تا با آن وضع دلخراش مسلم بن عقیل را اسیر کنند و بعد او را به میدان دارالاماره بیاورند و در مقابل ابنزیاد
زندگی خوش اهل ایمان در سایۀ معرفت
این شخص خیلی آرام به ابنزیاد گفت نمیخواهد مرا تکهتکه کنی؛ من پیشنهادی برای تو دارم. … شنیدهام که حسینبنعلی به کربلا آمده است و تو هم به آنجا لشکر میفرستی؟ ابنزیاد گفت آری. … ابنزیاد به او گفت من در آسمان بهدنبالت میگشتم حالا با پای خودت آمدهای دستور میدهم که تو را تکهتکهات کنند.
معنای ذات الله و صفتهای رحمان و رحیم
ابنزیاد تازه آمده بود و مسلط هم شده بود. … گزارش دادند که این نامهرسان حسین ابنعلی است ابنزیاد گفت نامه حسین ابنعلی را به من بده. … رفت منبر اول گفت مردم حرام لقمهتر عوضیتر پستتر آلودهتر و مجرمتر از بابای این ابنزیاد و خودش هیچکس در این مملکت نیست.
English