وعدۀ خدا برای صبرکنندگان دارند خفیف و آسان میگرداند. برای خداوند کار نیک انجام بده . . . و در نتیجه از صابران باش و از خدا کمک
12 مطلب یافت شد
اهلبیت مفسرین اصلی قرآن
وعدۀ عذاب داده است. افراد بسیاری این مسائل به خصوص احکام را قبول نمیکنند. اگر آیات ربا را به بانکهای امریکا و اروپا ارائه بدهیم و بگوییم کار شما حرام است و تمام بانکهایتان را تبدیل به بانک قرض الحسنه و مشارکت شرعی کنید؛ قبول نمیکنند و به ما میخندند همانطور که پدران آنان در زمان همۀ انبیا به سخنان انبیا میخندیدند و آنان را جادوگر و مجنون معرفی میکردند. با این حال هیچ پیغمبر ناامیدی نداریم. حضرت نوح نهصد و پنجاه سال با نشاط تبلیغش را ادامه داد تا اینکه هشتاد و چهار نفر هدایت شدند که از نظر ارزش معنوی رتبۀ بالایی دارد. نکته دوم اهلبیت؛ مفسرین اصلی قرآننکتۀ مهمی که باید به آن توجه کرد این است که در تفسیر قرآن باید از سخنان اهلبیت کمک
اقداماتی برای ریشه کنی فقر
وعدۀ پاداش به ایشان و نیز توبیخ و تهدید ترک کنندگان انفاق است برای نمونه ر.ک به آیات بقره267 ابراهیم31 توبه34 . گرچه انفاق میتواند شکلهای گونهگونی داشته باشد؛ اما بیتردید بخش قابل توجهی از انفاق همان انفاق مالی است که به فقرا تقدیم میشود.وجوب انفاق و رد احتمال استحباببسیاری انفاق مالی به نیازمندان جامعه را کار مستحبی میدانند که ثوابی زیادی هم دارد؛ اما دقت در آیاتی از قرآن کریم احتمال استحباب را از اساس کنار زده وجوب را اثبات میکند.در قرآن کریم دو آیه وجود دارد که به صراحت بخشی از اموال اهل ایمان را که گاه با لفظ متقین ذاریات15 و گاه مصلین معارج22 از آنها یاد میکند از آن نیازمندان میداند؛ آن هم با تعبیر حق تا کسی نتواند آن را بر مستحب و خیرات اموات حمل کند. فی اموالهم حق للسائل و المحروم ذاریات15 سائل کسی است با اظهار فقر چیزی از انسان بخواهد. ولی محروم به معنای کسی است که از رزق محروم است و کوشش او به جایی نمیرسد. هر چند که از شدت عفتی که دارد دستنیاز دراز نمیکند المیزان 18370 . اسلام از بدو ظهور مبارزه با فقر را جز اولین برنامههای خود قرارداد و شعار جامعۀ بدون فقر را با صدای بلند فریاد کرد. این حق مالی موجود در این دو آیه را که در مکه نازل شدهاند مجمع البیان 9228؛ 10527 نمیتوان به خمس یا زکات ی که دستورش در مکه نازل شد حمل کرد و مدعی شد منظور از حق یادشده خمس و زکات واجب است. این نشان میدهد اسلام از بدو ظهور مبارزه با فقر را جز اولین برنامههای خود قرارداد و شعار جامعۀ بدون فقر را با صدای بلند فریاد کرد.البته این وجوب کفایی است که نخست بر تمام کسانی که میدانند و میتوانند واجب میشود؛ آنگاه که فرد یا گروهی به اقدام لازم برای رفع نیاز سائل و محروم انجام داد از دیگران ساقط میشود. 2. امر به پرداخت زکاتی که یکی از مصارف آن کمک
منزلت بالای زنان
کمک کنم و قیامت دچار دادگاه الهی شوم. با این وضع یک پول مختصری که مادرم از اضافه خرجیش به من میداد یک ماه میخواستم زندگی کنم. چارهای نبود جز اینکه یا یک در میان دو در میان چهار در میان روزه بگیرم غذایم را دو وعده کنم و اینکه دو سه کیلو پیاز و سیب زمینی را با هم بپزم و با گوشت کوب بکوبم این را سه چهار روز تغذیه کنم.اگر فرار میکردم فقط به خاطر شکم بود فرارم به خاطر چیز دیگری نبود در فرار کردنم کجا میرفتم؟ تهران چه کار میکردم؟ پدرم من را شاگرد یک بقال میگذاشت یا شاگرد یک عطار یا شاگرد یک نجار ولی من همان وقت به این مسئله توجه داده شدم که پروردگار دو بار پشت سر هم در دو آیه وعدۀ
لطف و رحمت الهی، ویژۀ به وصالرسیدگان محبوب
وعدۀ خداوند به بندگان وصالیافتهحالا شما این حرفها را بشنو بعد در دل خودت بگو پس گناهانم را چهکار کنم؟ گناهانت را که وعده قطعی در قرآن داده قبل از مردن میبخشم. حالا کجا میروم؟ روی زمین معالله هستم زیر زمین هم معالله هستم در قیامت هم معالله هستم. من میتوانم کجا را از پروردگار خالی ببینم یا خالی کنم؟ این نمیشود؛ چون او محیط است و ما محاط هستیم. من هم واقعا از شما میخواهم که از مرگ نترسید واقعا از شما میخواهم مخصوصا شما از مرگ نترسید. چرا شما؟ چون ما در آن روز نبودیم که هیچکس نمانده بود و امام گفتند هل من ناصر ینصرنی ؛ اما الآن که از بچگی شنیدهایم مرتب آمدهایم و جواب دادهایم همینها جواب است. همینهایی که با کمال میل و عشق میآیند و میپرسند گاهی میپرسند؛ بارکالله که میپرسند آقا خرج این جلسات چگونه تامین میشود؟ گران است یا ارزان؟ چطوری است؟ آقا تامین میشود و خدا کمک
محبت مثبت
کمک به پدر و مادر و یتیم دارد اینها در قرآن است و آتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب 9 اینها احکام مال است. حساب میکند میبیند فعلا در واقع یک تومان اضافه دارد. این یک تومان را در دایرۀ انفاق میریزد برای خدا هزینه میکند. جواب خدا چقدر عجیب است؛ تمام وجودش محبت است. ما نمیتوانیم مثل او عمل کنیم؛ چون کوچک محدود و ضعیف هستیم. عکسالعمل او را ببینید مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله 10 آمده یک تومان داده کمثل حبه کار او مثل دانهای میماند که کاشتهاند انبتت سبع سنابل هفت سنبله یا خوشه درآورده فی کل سنبله مائه حبه هر یک دانه در این خوشه خودش را اضافه کرده 700 دانه شده است. من خدا یک درهم کار خیر را 700 برابر به آن شخص برمیگردانم. البته نگفته فقط در دنیا میدهم. آیه مطلق است و الله یضاعف لمن یشا برای هر کس بخواهم از 700 برابر نیز اضافهترش میکنم. این وعدۀ
کسب معرفت، مقدمۀ قرب الهی
کمک خدا برای همۀ جوانان حضرت یوسف ع است که او را سرمشق خودشان قرار بدهند و بدانند از نظر زیبایی تک بوده و از نظر هجوم گناه سنگین زنای با زن شوهردار هم بهشدت در فشار قرار گرفت؛ ولی پاکی و تقوای خودش را حفظ کرد و در دام شیطان نیفتاد که بهصورت زن جوان زیباچهرۀ ثروتمند کاخنشین و زن نخستوزیر مملکت بود. آیا میشود که آدم با اینهمه وسایل کاخ پول ثروت و زن جوان طناز عشوهگر بیدین و مشرک و فشاری که وارد کرده در دام نیفتد؟ حتما میشود چون یوسف از نوع ما بود. او هم انسانی دارای غریزۀ جنسی بود؛ ولی ثابت کرد که میشود در دام گناه کبیره نیفتاد و با یک فاسق فاجر معصیتکار همراه نشد. خود این یک درس یاریدهنده است که امام صادق ع میفرمایند فردا به پروردگار در دادگاهش نگویی که خوشگل و جوان بودم غریزه داشتم و نشد گیر افتادم آن وقت حضرت فرمودند که خدا میفرماید یوسف را بیاورید و به همۀ جوانهایی که در دام افتادند نشان بدهید و بگویید او نیز همسن شما و از همۀ شما هم خوشگلتر بود چرا در دام نیفتاد؟ نمیشود در دام نیفتم؟ چرا میشود در دام نیفتم. خود انبیا یاری خدا به انسان هستند ائمه هم همینطور قرآن مجید هم همینطور عقل و فطرت هم همینطور عالم ربانی هم همینطور. حجتهای خدا برای انسان یک عالم ربانی در منطقۀ نینوا بود. صدهزار نفر در این منطقه بودند؛ قرآن میگوید زن و مرد واقعا مستحق عذاب الهی شدند و عذاب هم تا بالای سرشان آمد؛ یعنی یک ابر صاعقهزا آمد و کل منطقه را گرفت. بنا بود که آن صاعقه به امر خداوند بزند و تمام صدهزار نفر را در یک چشم بههمزدن خاکستر کند؛ اما وقتی دیدند همۀ درها به رویشان بسته است در خانۀ این عالم رفتند که اسمش روبیل بود و گفتند چهکار کنیم؟ عالم ربانی یار و دلسوز انسان است گفت تنها راه نجات از این عذابی که بالای سرمان آمده این است که کل مرد و زن بچهها و حیوانات به بیابان بروید و همه از هم جدا شوید. خانمها یک قطعه مردها یک قطعه و زنها هم بچهها را از خودشان جدا کنند؛ آنگاه عذرخواهی کنید و بنالید. پروردگار به کسانی که اهل تضرع زاری و پشیمانی هستند وعدۀ
استغفار انبیا در قرآن
کمک کردند که به جای پروردگار و کارگردانی و ولایت الله ولایت شهوت جنسی را حاکم کند. اینجا چهار تا متدین سرکار هستند اگر این چهار تا متدین بمیرند یا کنارشان بزنند همان راهی را که اروپا به آن رسیده و ما هنوز نرسیدیم فروید ما را هم به آنجا میرساند.از نظر فروید اصلا حیا ساختگی است و اگر مرد و زن بخواهند در پارک هواپیما و قطار کنار دریا لخت مادرزاد کنار هم باشند اگر جلویشان را بگیرید جنایت کردید و اینها را دچار عقدۀ حقارت کردید. اینان میکوشند بشر را بهطرف برهنگی ببرند اروپا و آمریکا را بردند. جنایات فلاسفۀ غربدورکهایم گفت که نگاه کردن به آسمان و به دست پیغمبران قدیمی و به دست اولیای خدا کار اشتباهی است امروز معبود در کرۀ زمین باید باشد نه در عالم غیب؛ و معبود هم در کرۀ زمین دلار و اقتصاد است باید اقتصاد را جای خدا بگذاری. دورکهایم گفت اقتصادی که باید بگذاریم جای خدا اقتصاد کاپیتالیسمی یعنی سرمایهداری است هگل و شاگردانش تا لنین آمدند گفتند اقتصاد اشتراکی است یعنی اقتصاد باید دست دولت باشد دولت باید به ملت خانههای چهل پنجاه متری بدهد و حقوق به اندازۀ خورد و خوراک و لباس بدهد حقوق به اندازۀ اینکه سالی دو بار بتوانند کفش بخرند؛ مالکیت باید از ریشه نابود بشود.اینها افکار هگل و مارکس است. مارکس یک آدم مشروبخور زناکار پست است ولی تمام حرفهایش را بهعنوان علم به خورد جهان داد. فروید حرفهایش را بهعنوان علم به خورد جهان داد. به خدا قسم جادوگری امروز با جادوگری زمان موسی زمین تا آسمان فرق میکند؛ جادوگری زمان موسی را تقریبا ده ثانیه موسی بن عمران باطل کرد اما حدود دو قرن است جهان گرفتار این جادوگری است و ایران هم آرام آرام از زمان ناصرالدین قاجار دچار این جادوگری شد. مگر میشود این جادوگری را به راحتی علاج کرد؟ تا یک طلبه میآید حرف بزند که فروید دورکهایم مارکس و هگل به این دلیل حرفهایشان باطل است میگویند آقا شیخ با علم میجنگی و نمیفهمی مغزت برای هزار سال پیش است. اینطور به مردم جهان باوراندند این جادوگری بدترین جادوگری است. شایستهسالاری در ادارۀ حکومتاز اصل بحث کمی دور شدیم. من میخواستم بگویم دو تا لغت مفرد و جمع از یک ریشه در قرآن مجید است این دو تا لغت را که من آیهاش را خواندم مطلقا در ذهنتان را باز نگه ندارید که این دو تا لغت مفرد و جمعش معنی گناه و فساد و تباهی و معصیت و خطا میدهد در آن ناحیه معنیهایی که معروف است وارد نمیشود این یک معنی دیگر دارد براساس تناسب شخصیتی الهی و ملکوتی هر دو گوینده. این مقدمه را عنایت بکنید جادوگران به دولت وعدۀ
درس تفسیر قرآن ـ جلسه صد و بيست و يكم
کمک از دیگر آیات قرآن کریم و روایات بیان کردیم.که عرصه قیامت همان کفر و همان آتش گناه است که در قرآن گاهی به صراحت هم بیان شده است گاهی میگوید هل تجزون الا بما کنتم تکسبون آیا غیر عمل خودتان را جزا به شما میدهم؟ این جزا خود عملتان است دو ماهیت نیست دو جوهر نیست. آن عمل با گناهان تفاوت ندارد فرق ندارد یک صورت این آتش در دنیا گناهانتان است یک صورتش در آخرت آتش دوزخ است شما یک شکلی از آتش را در دنیا میبینید یک شکلش را در آخرت میبینید.مسائل دیگری هم در کنار آتش هم در قرآن کریم هم در روایات مطرح است که آیا این آتش تولید شده به وسیلۀ گناه و معصیت قابل خاموش شدن هست. همین آتش اگر برافروخته بشود برافروختگیش در دنیا آیا دائمی و جاوید است یا نه؟ آیا علتی و عاملی هست که آتش را خاموش بکند؟قرآن مجید روایات و اخبار میفرمایند که آتش افروزان همین گناهکاران اهل کفر و اهل فسق اگر توبۀ واقعی کنند که شرایط توبۀ واقعی هم در آیات و روایات بیان شده است.در حکمتهای نهج البلاغه هم آمده است که مردی استغفار میکرد امیرالمؤمنین ع فرمودند استغفار و آمرزش خواهی مقام برترینهای جهان است و تو تصور میکنی که توبه مردم گنهکار لفظی و زبانی است که با گفتن استغفرالله پرونده پاک و شسته بشود. اشتباه او را حضرت با توضیح در شش مرحله که از شرایط توبه است بیان کردند قطعۀ خیلی جالبی ازحکمتهای نهجالبلاغه است لازم است انسان بداند. اغلب آیات در کنار توبه لغت اصلاح را به کار گرفتند فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح یا تابوا و اصلحوا و اگر به خدا برگردند و در این بازگشت تمام خرابیهای گذشته را اصلاح بکنند این جا اصلاح خرابیهای گذشته یک کار وسیعی است.پیغمبر به معاذ میفرماید اوصیک بتقوی الله که این سفارش معمولا در زبان همۀ انبیا و ائمۀ طاهرین علیهم السلام بوده است. میفرماید من تو را خیلی سفارش میکنم به افتادن در این چاله که چالۀ دوزخ است و آن این است و تکذب صادقا راستگویان عالم راتکذیب کنیم انبیا خدا راستگویند خدا راستگو است ومن اصدق من الله حدیثا من تو را بر حذر میدارم و تکذب صادقا او تصدق کاذبا یا دروغگوی را در فرهنگش تصدیق بکنی او تطیع آثما من تو را برحذر میدارم از اینکه از گنهکار پیروی کنی و قدم جای قدم او بگذاری تا میرسند به این جمله و احدث لکل ذنب توبه برای هر گناهی توبۀ مخصوص خودش را به کار بگیر.مثل این که در اواخر سوره بقره میفرماید آنهایی که رباخوار هستند آن اضافاتی را که گرفتند به صاحبانش برگردانند فلکم رؤس اموالکم سرمایههای اولیه را که پاک بوده و با حرام مخلوط نبوده مال خود شماست.این گناه رباخواری و توبهاش و قضای نمازهای نخوانده این اصلاح است. توبۀ هر گناهی به تناسب آن گناه که شروع میشود و مسئلۀ اصلاح در میان میآید ارادۀ پروردگار به این تعلق گرفته که با هجوم توبه به آتش افروخته شده ارزیابی کنیم که اگر این عنایت نبود بعد از تکلیف همان اولین گناهی که آدم مرتکب میشد آتش آن برای ابد میماند و دیگر قابل جبران نبود.اما چه محبتی و لطفی به گناهکاران عالم کرده که اگر توبه هم کنند عمل صالح انجام دهند اصلاح کنند گذشتۀ خود را مورد عفو مورد مغفرت مورد کفران سیئات قرار میگیرند.سه مرحله در قرآن مورد مغفرت و عفو و تکفیر گناه است یعنی پوشاندن گناه در مسئلۀ توبه و نقطۀ اوج محبت و مهربانی خدا به بندگان گنهکار است.حالا برای اینکه بدانیم با توبه کنندگان قیامت چگونه معامله میکند به جلد ششم بحارالانوار مراجعه کنید و همۀ روایات باب توبه را در این جلد بخوانید ان علیکم لحافظین کراما کاتبین یعلمون ما تفعلون در پرونده ثبت میکنند گوش و چشم و دست و پا و پوست همه گواه بر گناهند زمین گواه گناه است.به داود میفرماید درحدیث قدسی هم امام صادق میفرماید که با توبۀ واقعی خداوند تمام گناهان انسان را از یاد حافظانش میبرد یعنی میگوید کرام کاتبین انسان تائب را در قیامت میبینند که به عنوان گنهکار بخشیده شده نمیبینند اصلا یادشان نمیآید یا یومئذ تحدث اخبارها زمین دیگر حرفی دربارهاش نمیزند تمام عوارض گناه از بین میرود و مهمترین آن خاموش شدن و نابود شدن آتش است.اگر در آیات قرآن بیشتر دقت شود میبینیم خدا به ملتها مانند ملت یونس قطعا خبر عذاب داد یعنی حتمی بود ولی قوم نمیدانستند که این حتمیت در اراده الله مشروط به عدم توبه است اگر توبه کنند این حتمیت لغو میشود. یعنی وعدۀ
توبه، راهکاری برای محبوبیت
وعدۀ قرآن است من جا بالحسنه فله عشر امثالها 6 کسی که برای من خدا یک خوبی کند من ده برابر خوبیاش را به او برمیگردانم. من این را با چشم خودم دیدم و دروغ نیست. این قرآن است و خدا کند که یقین و باور به حرف خدا داشته باشیم. حکایتی شنیدنی از تحقق وعده پروردگار در انفاقدر یزد به منبر میرفتم. یکی از دوستانم هم از تهران با من آمده بود. روز پنجم یا ششم بود که به او گفتم یک حمام عمومی پیدا کنیم حالا صابونی بزنیم و کیسهای بکشیم. گفت برویم. به یکی گفتیم حمام خوب کجاست؟ یک حمام در محلهای قدیمی آدرس داد. از کف حمام تا نوک آن سنگ بود؛ ولی قدیمی و برای اواخر قاجاریه بود.به حمام رفتیم و چون دیگر همۀ خانهها حمام دارند و معمولا مردم کمتر حمام بیرون میروند هیچکس هم نبود. در حمام فقط من بودم و رفیقم یک دلاک و آنکسی که سر دخل نشسته بود. خودمان را شستیم و این دلاک هم هر دوی ما را صابون زد و کیسه کشید. این دلاک پیرمرد بود و از حرفزدنش هم معلوم بود که آدم مؤمنی است. تا مرد سخن نگفته باشدعیب و هنرش نهفته باشد 7 بیرون آمدیم و لباس پوشیدیم. به رفیقم گفتم که کیف پولم را جا گذاشتهام؛ پول داری؟ گفت بله دارم. گفتم پول حمامی را بده. وقتی به خانه رسیدیم پول را به تو میدهم. حمامی سهچهار تومان گفت. بعد به او گفتم که این دلاک پیر بود خوب و بزرگوار بود حمام هم خلوت بود؛ معلوم نیست حقی که صاحب حمام به او میدهد به زن و بچهاش برسد. گفت چقدر به او بدهم؟ گفتم من بیرون میروم تو چهل تومان به او بده. آن زمان سهچهار تومان به دلاک میدادند و چهل تومان پول بهدردبخوری بود. وقتی از حمام بیرون آمدیم کاری که شاید کم اتفاق افتاده انجام بدهم این است که نشناخته جایی منبر بروم و در خیابان میرفتیم که یک نفر رسید و گفت آقا اینجا یک مجلس است که سخنران ندارد یک منبر ده دقیقهای بروی؟ گفتم بله میآیم. اصلا به زبانم آمد که بگویم نه؛ والا من اصلا اینکاره نبودم که اگر در خیابان منبر پیدا شود نشناخته به منبر بروم. گفتم آیا مجلس شما لنگ است؟ گفت بله لنگ است. گفتم برویم. منبر تمام شد و بیرون آمدم. خیلی محترمانه آمد تا یک پاکت بدهد. گفتم نمیخواهم. گفت نمیشود نخواهی باید بخواهی گفتم به این آقا بده. پاکت را به دوستم داد و سوار یک ماشین شدیم که بهطرف خانه بیاییم. در ماشین به رفیقم گفتم پاکت را باز کن و بشمار تا ببینم چیزی هست که یکخرده هم به تو بدهم. من داخل پاکت را نمیدیدم. او جلو نشسته بود و من هم عقب. پول را شمرد. گفتم چقدر است؟ گفت چهارصد تومان. گفتم چقدر به حمامی دادی؟ گفت چهل تومان. گفتم یک آیه برایت بخوانم؟ گفت بخوان. گفتم من جا بالحسنه فله عشر امثالها یعنی یک کار خوب بیاور تا من ده برابر به تو بدهم. به دلاک چهل تومان دادی حالا این پول چند برابر است؟ گفت ده برابر. گفتم قرآن را باور کردی؟ حالا هرچه از این پول میخواهی بردار. گفت من برنمیدارم. گفتم بندۀ خدا این پول را خدا رسانده و خودمان گیر نیاوردهایم. چرا میخواهی از پولی که با دست رحمت خدا به ما رسیده است روی برگردانی؟ هرچه میخواهی بردار.اینها را باور کنیم. نگویم اگر خمس بدهم کم میآورم. به خدا این حرف دروغ است نگویم اگر زکات بدهم یا به مستحق و همسایۀ بدهکار کمک
اثرات گناه در زندگی دنیا و آخرت
وعدۀ حاکمیت بر زمین را می دهد ولا تحسبن الذین کفروا معجرین فی الارض ترجمه تردید نکن زیرا مخالفان نمی توانند در هیچ کجای زمین اراده وراه خداوند را مختل و عاجز نمایند. اگر چه کفار ابر قدرت باشند اما در برابر قدرت خدا شکست خواهند خورد .سعادت دنیا تنها در گرو رضایت خدا ان یشا یذ هبکم ایها الناس ویات باخرین و کان الله علی ذلک قدیرا* من کان یرید ثواب الدنیا فعند الله ثواب الدنیا والاخره.... آیه خطای افرادی را که ترک تقوی کرده اند را روشن می سازد هم ثواب دنیا و هم ثواب آخرت تنها از جانب خداست پس حتی اگر مزدی فقط ثواب وسعادت دنیوی را می خواهد باید به خدا تقرب جوید چون هیچکس بدون اینکه خدا بخواهد به سعادت و ثوابی نایل نمی گردد او شنوا وبیناست ومی داندبندگانش به دنبال کدام سعادت هستند ولا یق چه ثوابی می باشند.محرومیت از هدایت الهیافرادی که بر اثر لجاجت و عناد حق را نمی پذیرند در واقع به خود ستم کرده اند وخویش را از هدایت های خداوندی محروم واز الطاف او دور و از حرکت در مسیر رشد وکمال بی بهره ساخته اند.درسوره بقره آیه 54 حضرت موسی علیه السلام به قوم خود بعد از آنکه به ... گوساله پرستی روی آورند فرمود .... یا قوم انکم ظلمتم انفسکم باتخاذ کم العجل..... ترجمه ای مردم شما با رو آوردن به گوساله به خودتان ستم روا داشته اید . خداوند پس از بیان عاقبت و سرگذشت مردمی که خود را از حقیقت محروم کرده انددرسوره هودآیه 101 می فر ماید و ما ظلمنا هم ولکن ظلموا انفسهم ...... ترجمه وما به آنان ستم نکردیم ولی آنان به خودشان ستم کردند .پیامد های اخروی گناهعذاب به هنگام مرگتا زمانی که پرده های غرور وغفلت بین انسان وحقایق آویخته شده است از دیدن حقایق نظام هستی عاجزند.در قرآن آیه 14-13 سوره تکاثر می فر ماید کلا لا تعلمون علم الیقین * لترون الحجیم یعنی چنین نیست که شما خیال می کنید اگر علم و یقین به آخرت داشته باشید قطعا جهنم را خواهید دید.چشم دل باز کن که جان بینی آن چه نادیدنی است آن بینیهنگام مشاهده عذابدر این هنگام که انسان سرنوشت دردناک را با چشم خود می بیند با ندای رب ارجعون پروردگارا مرا باز گردان فریاد استغاثه و پشیمانی سر می دهد و جواب کلا هرگز می شنوند قرآن کریم حالات این گونه افراد را به هنگام مرگ این گونه ترسیم می کند و لو تری اذ وقفوا علی النار فقالوا یا لیتنا نرد و لا نکذب بایات ربنا و نکون من المومنین ترجمه ای کاش بار دیگر به دنیا باز می گشتیم و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی کردیم واز مؤمنان می شدیم.در آیه دیگر حال آنها را می فرماید یا لیتنی کنت ترابا ترجمه ای کاش خاک بودیم واین گونه در آتش کفر و بی ایمانی خود نمی سوختیم .اثر گناه و عذاب جاودانخداوند درآیه 65-64 سوره احزاب می فرماید ان الله لعن الکافرین واعد لهم سعیرا* خالدین فیها ابدا الا یجدون ولیا و لا نصیرا یعنی خدا کافرانرا لعن کرده و بر آنان آتش دوزخ مهیا گردانید * آنان در آن دوزخ همیشه معذبند و بر نجات خود هیچ یار ویاوری نخواهند یافت ونیز در آیه 23 سوره ابراهیم می فرماید و اد خل الذین امنوا وعملوا الصالحات جنات تجری من تحتها النهار خالدین فیها ربهم تحتیهم فیها سلام یعنی و آنان که بخدا ایمان آورده و عمل صالح کردند در بهشت هایی برند که از زیر درختانش نهر ها جاریست و همیشه به فرمان خدا با تحیت وسلام و احترام در آن بهشت مخلد ند .پیامد اجتماعیگناه و ویرانی جامعهقرآن کریم پیوند روشنی میان مسا ئل معنوی ومادی برقرار می سازد و استغفار از گناه و باز گشت به سوی خدا را مایه آبادانی خرمی طراوت و اضافه شدن نیرویی بر نیرها معرفی می کند. فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا* یرسل السما علیکم مدارا* و یمددکم باموال و بنین ویجعل لکم جنات ویجعل لکم انهارا ترجمه از زبان نوح علیه السلام به آنان گفتم از گناهان خود در پیشگاه پروردگارتان استغفار کنیدکه او آمرزنده است تا باران آسمان را پشت سر هم بر شما فرو ریزد وشما را با اموال و فرزندان کمک
وفای به عهد
کمک خدا توضیح میدهم عنایت خواهید کرد که این پیشنهاد دوم بسیار مهم است. اولا در جامعه جلوی خیلی از درگیریها دلسردیها و بدبینیها را میگیرد و ثانیا اگر عمل شود خود انسان مورد محبت مردم و خانوادهاش قرار میگیرد و آن این است که رسول خدا ص میفرمایند اذا وعدتم فلا تخلفوا پیمانشکن نباشید. وقتی وعده میدهید قرارداد میبندید به وعده و قراردادتان عمل کنید؛ چراکه گاهی عمل نکردن به وعده در مملکت بدبینی شدیدی ایجاد میکند و مردم را دلسرد میسازد و ارزش وعدهدهندهای را که عمل نکرده است کم میکند. خیلی جاها عمل نکردن به وعده منتهی به حرام میشود؛ اگر مردم مسئله را جدی بدانند و توجه دینی داشته باشند. مثلا خانه کارخانه یا مغازهام را قرارداد میبندم به زبان یا قلم میگویم من این خانه را به شما یک میلیارد تومان فروختم. من این قولنامه را امضا میکنم شما هم امضا کن. اکنون 400 تومانش را بده 600 تومانش را در محضر. آیات و روایاتش را میخوانم که ببینید مسئلۀ قرارداد پیمان و تعهد سر از کجا درمیآورد.مشتری 400 تومان به من میدهد در قرارداد هم مینویسم که من 400 تومان گرفتم. چند روز بعد خانۀ یک میلیاردی دو میلیارد میشود. من به فروشنده میگویم خانه را نمیدهم. این اسمش خلف وعده نقض قرارداد و شکستن پیمان است. نتیجهاش از نظر فقهی چه میشود؟ خریدار توان ندارد که خانه را از من تحویل بگیرد من هم میگویم بیا 400 تومانت را بگیر خانه را نمیدهم در حالی که طبق قرآن وقتی فروش خانه کارخانه یا مغازهام را امضا کردم و بیعانه گرفتم با این امضا خانه کارخانه یا مغازهام ملک شرعی خریدار شده فقط خریدار بقیۀ پول را به من بدهکار است؛ اما اینکه دو میلیارد شده من هم میگویم تحویل نمیدهم پولت را بگیر بعد چند روز دیگر این ملک سه میلیارد تومان میشود میفروشم در حقیقت دارم ملک غیر را میفروشم و معامله باطل است. مازاد آن یک میلیارد تومان برای خریدار است و این دو میلیاردی که من از مشتری دوم گرفتهام فقها و شرعا حرام است و من مالکش نمیشوم و حق تصرف در آن را هم ندارم؛ اما این کار در جامعۀ ما کاری خیلی معمولی به نظر رسیده است که وقتی ملکم را فروختم و بیعانه گرفتم تحویل نمیدهم. حق نداری بگویی نمیخواهم ملک را به خریدار بدهم. ملک مال خریدار است.آنقدر وعده نزد پروردگار مهم است که اگر به وعده عمل نکنم در چاه حرام میافتم و پول نجسی را برمیدارم که اگر با عین آن خانۀ دیگری بخرم تمام نمازهایم در آن خانه باطل است. اگر حج بروم باطل است. با پولی که ناحق بوده لباس خریدم نمازهایم هم باطل است. خیلی راحت با دو میلیارد تومان با سر داخل جهنم میرود؛ چون همه چیزش بر باد است. مهم دین عبادت و ارتباط با پروردگار همین جاهاست که عمل کنم و الا دین کنار چلوکباب که مهم نیست. مهم دین اجرای دستورات حتمی و قطعی پروردگار پیغمبر ص و ائمۀ طاهرین علیهم السلام است. اینها مهم دین است. آیات وفای به عهدوعدۀ درست و حقاما به سراغ آیات قرآن برویم. خود پروردگار وعدهدهنده است و یکی از کارهای وجود مقدس حق وعده دادن به بندگان میباشد. این یکی از کارهای پروردگار است. آیاتش در قرآن کم نیست. نمیشود تمام آن آیات را بخوانم. چند آیه برای نمونه میخوانم. یکی این آیۀ بسیار مهم که خطاب به کل مردم عالم و تاریخ است. پروردگار عالم نیامده در آیۀ شریفه بگوید یا ایها الذین آمنوا یا ایها المسلمون وعده یک حقیقت است که تمام مردم عالم باید بدانند و این حقیقت اخلاقا باید اجرا شود مسیحی یهودی زرتشتی لائیک یا بیدین است خدا کاری به دین مردم ندارد. خطاب به کل انسانها دربارۀ ارزش وعده و وفای به خودش میفرماید یا ایها الناس ان وعد الله حق 2 ای مردم دنیا ای تمام مردم تاریخ به طور مسلم و یقینا این به طور مسلم و یقینا در همین ان اول آیه است وعدهای که خدا میدهد اجرا میشود و حق است یعنی وعدۀ
English