استاد انصاریان اظهار داشت: اگر در آغوش رحمت خدا نباشیم هزاران شیطان بیرونی و درونی ما را میدزدند و طوری سرمان کلاه میگذارند که نفهمیم دزدیده شدهایم. این دعا معنای پناه بردن به خدا است.
2,879 مطلب یافت شد
نگهدارى مال حرام و دورى از رحمت خدا
به دست آوردن بعضى از حرام‏ها جزء گناهان كبيره حساب مى‏شود. نگاه داشتن مال حرام نيز معصيت است. وجود مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردم فرمودند: كسى كه مال حرام را نگاه بدارد و به سرعت و با شتاب، به صاحب آن...
دورى از ربا براى خدا
براى خاطر خدا، خود را از افتادن در لجنزار ربا حفظ كنيد: «لَاتَأْكُلُواْ الرّبَواْ أَضْعفًا مُّضعَفَةً وَاتَّقُواْ اللَّهَ» بعضىها به جاى اين كه بگويند طمع داشتيم، مىگويند: چارهاى نداشتيم، ربا گرفتيم. اگر چند سال به ه...
دوری از محرّمات، خصلت بندگان محبوب خدا
از توحید و خداست. لا اله اول هرچه ضد خدا در اعتقاد است باید دفع شود؛ چون اگر دفع نشود جا برای طلوع توحید باز نمیشود.-سلامت عبادات در گرو عملی شدن لا اله همین لا اله الا الله در تمام فقه شیعه سریان داده شده است؛ یعنی اهلبیت علیهمالسلام از خود پیغمبر ص تا امام عسکری ع که روایاتشان در دسترس است این لا اله را در تمام فقه سریان دادهاند؛ چون تا لا اله عملی نشود سلامت هیچ عبادتی رخ نشان نخواهد داد. حالا مثل آن را به عبادت معروفی که همهمان در آن هستیم یعنی نماز بزنم. من میخواهم نمازی بخوانم که پروردگار عالم مهر صحت به این نماز بزند و بگوید نماز صحیح است. نماز که صحیح باشد قبولیاش قطعی است؛ اما نماز که صحیح نباشد بسیاری از فقهای مکتب اهلبیت علیهمالسلام میگویند که اصلا نام نماز بر او اطلاق نمیشود. فقهای بزرگ شیعه یک بحث تحت عنوان صحیح و اعم در علم اصول دارند و به ما طلبهها در مدارس یاد دادهاند که آیا میشود اسم نماز را روی نماز باطل گذاشت یا نه؟ این نماز نیست و یک سلسله حرکات بدنی و زبانی باطل است و اسم ندارد. وقتی نشود نماز گفت دیگر جایی هم برای قبولی ندارد؛ چون نماز نبوده است چهچیز آن را قبول کنند. این را بحث صحیح و اعم میگویند.حالا برای اینکه یک نمازی صحیح انجام بگیرد فقه اهلبیت علیهمالسلام آمده است لا اله را یعنی یک چیزهایی نباید باشد و باید دفع شود به نماز سریان دادهاند. ازجمله در مقدمات نماز آبی که نمازگزار برای وضو بهکار میبرد غصبی نباشد با پول حرام تهیه نشده باشد و صاحب آب ناراضی نباشد؛ بعد به سراغ مکان میآیند جایی که نمازگزار میخواهد بایستد و نماز بخواند هر کجا که باشد خانهاش خانه پدرش خانه پدرزنش یا خانه عمویش زمین خانه نباید غصبی و حرام باشد؛ بعد حالا لباسی که به تن میکند و میخواهد نماز بخواند یک تار آن پارچه یا یک دکمه روی دست نباید حرام و غصبی باشد.بقیه عبادات هم همینطور است و لا اله به جمیع فقه سریان داده شده است. اول باید موانع صحت دفع شود بعد وارد عبادت شد که آنوقت عبادت ما صحیح میشود؛ دیگر بعد آن به ما ربطی ندارد و وجود مقدس حق باید قبول کند. همه جادههای مربوطه را که تکلیف ما بوده است رفتهایم و فقط قبول کردنش میماند که دیگر مربوط به وجود مقدس اوست؛ یعنی اول روی محرمات به مردم هشدار و اخطار دادهاند.-راه دفع سختی و سنگینی سرازیری قبر بر انسانرسول خدا ص از منزل بیرون آمدند دیدند که جمعیتی جنازهای را برای دفن کردن میبرند حضرت هم وارد جمعیت شدند. مدینه کوچک بود و قبرستان هم کنار منطقه بود با جمعیت وارد قبرستان شدند و ایستادند تا قبر آماده شد میت را میان قبر سرازیر کردند. پیغمبر ص تمام راه را در قبرستان ساکت بودند اما وقتی میت را روی خاک خواباندند همه یکمرتبه دیدند که صدای پیغمبر ص بلند شد آه من هذه الداحیه العظمی وای از این وقت بسیار سنگین حالا پیغمبر ص بالای قبر ایستادهاند این را گفتند و ساکت شدند. یکنفر که نزدیک رسول خدا ص بود به پیامبر ص گفت یارسولالله برای دفع سختی بسیار سنگین این لحظه که فرمودید چهکار باید بکنیم؟ چه سؤال خوبی حضرت به سؤال سؤالکننده سه جواب دادند اول اجتناب المحارم از همه حرامهای خدا دوری … دوری از محرمات اهل انجام واجبات و اهل آراستگی به حسنات اخلاقی است سختی و مشکل و مصیبت و رنج و درد را در این لحظه نمیچشد.-لحظه احتضار آخرین لحظه خوشی یا آخرین لحظه رنجامام جواد ع یا موسیبنجعفر ع به عیادت شیعهای آمدند که داشت میمرد. آن شیعه متوجه هم نشد که حضرت بالای سرش آمده است و به قول امروزیها در کما و در حال سفر به قیامت بود. آن تعدادی که داخل اتاق نشسته بودند این روایت را مرحوم فیض در جلد هشتم محجه البیضا نقل میکند گفتند یابنرسولالله این آقا الآن در چه حال است؟ امام راجعبه این شخص معین نظر ندادند و فرمودند کسی که اهل مخالفت با خدا
اميد به خدا و دورى از غرور
از آنان مغرور به الطاف بینهایت الهی شده چون که خداوند فرموده است و غرتکم الامانی حتی جآ امر الله و غرکم بالله الغرور 10 و آرزوها ی دور و دراز و بی پایه شما را فریفت تا فرمان خدا به نابودی شما در رسید و شیطان فریبنده شما را فریب داد.دنیا به آنان روی کرده و از نعمتهای زیادی بهرهمند شدهاند و بسیاری از مؤمنان فقیر و دردمند را میبینند و میگویند خداوند به ما لطف و مرحمتی کرده و لطف او به ما بیشتر بوده پس در آخرت هم ما با احسان و مرتبه برتری برخوردار هستیم اما خیالی باطل است؛ زیرا زیادی مال و فرزند و فراوانی نعمت دنیایی و رفاه مادی دلیل بر بزرگی مقام و برتری شخصیتی نیست بلکه دامی بر شیطان و آزمودن ظرفیت آنهاست.خداوند منان درباره آنان میفرماید ولا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما ولهم عذاب مهین 11 و کسانی که کافر شدند گمان نکنند مهلتی که به آنان میدهیم به سودشان خواهد بود جز این نیست که مهلتشان میدهیم تا بر گناه خود بیفزایند و برای آنان عذابی خوار کننده است.ایحسبون انما نمدهم بهمن مال و بنین* نسارع لهم فی الخیر ت بل لا یشعرون 12 آیا گمان میکنند افزونی و گسترشی که به سبب مال و اولاد به آنان میدهیم* در حقیقت میخواهیم در عطا کردن خیرات به آنان شتاب ورزیم؟ چنین نیست بلکه آنان درک نمیکنند که ما میخواهیم با افزونی مال و اولاد در تفرقه طغیان گمراهی و تیرهبختی بیشتری فرو روند. به هر حال خداوند همه درهای آسمان را بر روی آنان باز میکند و آنها شاد و سرگرم به دنیا میشوند و ناگهان بیخبر با بلا و کیفرها حالشان گرفته میشود.برخی از آنان را شیطان با امید به رحمت خداوند فریب داده است؛ با اینکه میگویند خدا ارحم الراحمین است؛ گناه عاصیان در ساحل دریای رحمت او جایی ندارد و ناامیدی از کرم را ناپسند و امید به رحمت حق را نیکو میدانند و شیطان هم آنان را با این پندار سطحی و خیالی فریفته و به ستم عصیان وادار میسازد.خداوند هم در برابر کردار پوشالی آنان که به دروغ ادعای طلب رحمت و غفران الهی را میکنند میفرماید کل نفس بما کسبت رهینه* الآ اصحب الیمین 13 هر کسی در گرو دستآوردههای خویش است* مگر سعادتمندان.زیرا اعتماد مغرورانه به رحمت و گذشت حق با اعمال ناشایسته و ضد اخلاق ناسازگار است برخی از آنان با فریب شیطان بعضی از اعمال نامشروع را عبادت پنداشتهاند و انتظار آمرزش دارند بلکه خود را آمرزیده میپندارند مانند ستمگرانی که با ستم و زور مالی را از مردم میگیرند و به فقیران و مساجد کمک کرده و یا وقف میکنند.برخی از آنان گناهان زیادی مرتکب میشوند و اطاعت بسیاری را از دست میدهند ولیکن همه را فراموش میکنند و یک طاعت ویژه را نگه داشته و با آن بر خدا منت میگذارند و خود را آمرزیده مطلق میدانند مانند اینکه مسجدی یا پلیمیسازد و یا حج میرود و مهمانی مفصل برپا میکند ولی در ادای حقوق خداوند کوتاهی میکند.3- گروه دانشمندان و خردمندان که عمر خود را صرف علوم و اختلافات فکری و علمی میکنند ولی عقاید حقه را مطرح نمیکنند از بیشتر دانشها آگاهند ولی در معرفت خدا گمراهند آنان با طرح شبهات و پندارهای ساختگی با اعتقادات مردم بازی میکنند با این خیال فاسد مغرور و از علوم دینی که سرچشمه سعادت دنیوی و اخروی است بازمانده و در تهذیب اخلاق و اصلاح نفس نمیکوشند و در برابر هجمههای فراگیر به دین و بدعتها سکوت اختیار میکنند و در نظامهای شیطانی و دولتهای کفر جانب حق را نمیگیرند. پس به دانستههای خود مغرورانه مینگرند.4- گروه خطیبان و واعظان که از احوال نفس و صفات آن از خوف و رجا و توکل و رضا و صبر و شکر و ... سخن میرانند و انتظار تحول درونی از عموم مردم دارند در حالی که خود از صفات ظاهری پیشرفتی ندارند. چه بسا مطالبی خلاف واقع و قصههای ساختگی برای خوشایند دل مردم میبافند ولی بدون شک اینان از شیاطین انس هستند و خود گمراهند و دیگران را هم گمراه میکنند.5- گروه اهل عبادت و ریاضت که در مواظبت بر اجرای عبادت و مستحبات و طهارت بسیار دقت و وسواس به خرج میدهند تا نظر پروردگار را به دست آورند اما چون پای مال و شکم که به میان میآید به هر دلیلی آن را حلال و مباح نشان میدهند گاهی در لباس و خوراک و مسکن به اندک چیزی قناعت میکنند و گمان میکنند که در زهد و دوری
خشنود کردن اهل خدا و دوری از اهل گناه
محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و المعصومین المکرمین دوری از گنهکارانآیۀ خیلی جالبی در قران مجید است که این آیه راهنمایی حکیمانه به همه مردم است و آیه این است شایسته و سزاوار است که شما رضایت خدا … خدا و اهل خداقرآن و روایات دارو است حالا اگر بنا باشد کسی را از خودتان راضی کنید شایسته است طبق این آیه که در سورۀ توبه است خدا و پیغمبر ص را راضی کنید و آنهایی که در آیات دیگر است و در راه خدا و پیغمبر ص هستند. بگذارید هر چه دل پاک است از شما خوشنود باشد و نه دلهای آلوده بد است که یک آلوده من را دوست داشته باشد بگذار خدا من را دوست داشته باشد پیغمبر ص امام حسین ع امام زمان عج عالم واجد شرایط و ولی الله من را دوست داشته باشد. میدانید چقدر سرمایه است من از شما سوال میکنم جوابش را نمیدهم اگر خدا از کسی راضی باشد این خدا برای من چه کار میکند؟ یعنی از بندهای خوشش بیاید و لذت ببرد و بندهای را دوست داشته باشد اگر پیغمبر ص آدم را دوست داشته باشد اگر امام هشتم ع آدم را دوست داشته باشد چه کار میکند؟ -دعای هرروزۀ امامرضا ع برای شیعیانشخصی پیش حضرت رضا ع آمد و گفت آقا من را دعا کن. -مضمون روایت این است- حضرت فرمود دیگر از این حرفها به من نزن مرد گفت آقا مگر من حرف بدی زدم؟ من گفتم یابن الرسول الله شما امام معصوم و ولی الله هستید با خدا ارتباط دارید پس من را دعا کنید. حضرت فرمود روزی نمیگذرد که من شما شیعیان را از شرق تا غرب دعا نکنم چرا میگویی دعا کن؟ انگار امام وظیفۀ الهیاش است که به شیعه دعا بکند.امام فرمود من هر روز دعایتان میکنم. -سود همیشگی دین خب این خیلی سرمایه است که ما مورد دعای امام زمان عج و خوبان باشیم یعنی یک جوری باشیم که در این شهر اگر هزار نفر سحر بلند میشوند همه خوابند و اینها بیدارند میروند وضو میگیرند میآیند رو به قبله یازده رکعت نماز شب میخوانند بعد دستشان را به قنوت بلند میکنند و با گریه میگویند اللهم اغفر للمومنین و المومنات خدا هم به بنده خوب گوش میدهد آن وقت ما خواب هستیم و خدا گناهان ما را بنا به درخواست او میآمرزد. دین خیلی سود دارد ولی بیشتر مردم از سود دین خبری ندارند. -از بین رفتن گناهان با نمازخواندنیک آقایی به نام ابوعثمان دوست سلمان است. حالا به اسمش کار نداشته باشید این اسمها اسم بدی نیست حالا پدر و مادری این اسم را روی بچۀ بدی گذاشتند اما خود اسم بد نیست. ابوعثمان میگوید یک روز من با سلمان -خیلی روایت جالبی است- آمدیم زیر درختی نشستیم که آخرهای پاییز بودو درخت هم دیگر داشت خشک میشد. نشستیم و به این درخت تکیه دادیم. سلمان دستش را دراز کرد شاخهای را گرفت و تکان داد هر چه برگ به این شاخه بود ریخت. بعد به من گفت ابوعثمان از من نمیپرسی چرا این کار را کردی؟ آخر مومن کار بیهوده و غلط نمیکند اینکه دست برده شاخه را گرفته و برگهای خشک درخت با تکان دادن آن هم به وسیله سلمان ریخته این باید یک کار هدفداری باشد. گفت خب خودت بگو چرا این کار را کردی؟ گفت ابوعثمان یک روز من خدمت پیغمبر ص بودم و در همچنین فصلی آمدیم کنار درختی که برگهایش دیگر همه زرد شده بود و ریختنی بود. پیغمبر ص نشست من هم نشستم. پیغمبر ص آرام دستش را بالا برد و درخت را تکان داد تمام برگها ریخت بعد رویش را کرد و به من فرمود سلمان از من نمیپرسی چرا این کار را کردم؟ گفتم چرا آقا چرا این کار را کردید؟ فرمود میخواستم یک امر معنوی را به وسیلۀ یک امر مادی نشانت بدهم. میخواهم نشانت بدهم کسی که -حالا در روایت یک جمله دارد من آن جمله را اینجوری معنی میکنم- کسی که مطابق رساله وضو بگیرد پیغمبر ص فرمود وضوی بدون ایراد بگیرد یعنی آنجوری که فقه میگوید صورتش را بشورد دو دستش را بشورد مسح درستی بکشد و مسح دو پا را هم درست بکشد این میشود وضوی رساله وضوی فقه و اهلبیت. کسی که وضوی درستی بگیرد و این هفده رکعت نماز را در هر بیست و چهار ساعت بخواند اما نماز بخواند تمام گناهانش مانند برگهای این درخت میریزد. سلمان به ابوعثمان گفت حرف باید مدرک داشته باشد. ادامه داد پیغمبر ص این آیه را خواند اقم الصلاه طرفی النهار در دو طرف روز صبح و بعد از ظهر نماز بخوانید امر است دیگر حکم است و زلفا من اللیل اول شب هم نماز بخوانید میشود نماز صبح ظهر و عصر. دو طرف روز چون ظهر و عصر بعد از تقریبا نصف النهار شروع میشود و زلفا من الیل مغرب و عشا هم در همان اول شب بخوانید. بعد خدا میگوید وقتی که شما دو طرف روز و اول شب نماز بخوانید این کار را اگر بکنید ان الحسنات یذهبن السیئات این خوبیهای شما گناهانتان را مانند برگ درخت میریزد. دین خیلی مفید است. -دوری
دورى از طاغوت به خاطر ترس از خدا
از « فضل بن ربيع » نقل است :با هارون الرشيد به زيارت حج رفتم . هنگام شب كه من استراحت مىكردم صداى دق الباب شنيدم ، پرسيدم كيست ؟ پاسخ آمد : امير را اطاعت كن ، من با شتاب بيرون آمدم و او به راستى هارون بود !گفتم : اى امي...
دورى از طاغوت به خاطر ترس از خدا
از « فضل بن ربيع » نقل است : با هارون الرشيد به زيارت حج رفتم . هنگام شب كه من استراحت مىكردم صداى دق الباب شنيدم ، پرسيدم كيست ؟ پاسخ آمد : امير را اطاعت كن ، من با شتاب بيرون آمدم و او به راستى هارون بود ! گفتم : اى ا...
دورى از طاغوت به خاطر ترس از خدا
از «فضل بن ربيع» نقل است:
با هارون الرشيد به زيارت حج رفتم. هنگام شب كه من استراحت مىكردم صداى دق الباب شنيدم، پرسيدم كيست؟ پاسخ آمد: امير را اطاعت كن، من با شتاب بيرون آمدم و او به راستى هارون بود!
گفتم: اى امير!...
دورى از طاغوت به خاطر ترس از خدا
از «فضل بن ربيع» نقل است:با هارون الرشيد به زيارت حج رفتم. هنگام شب كه من استراحت مى‏كردم صداى دق الباب شنيدم، پرسيدم كيست؟ پاسخ آمد: امير را اطاعت كن، من با شتاب بيرون آمدم و او به راستى هارون بود!گفتم:...
دورى از طاغوت به خاطر ترس از خدا
از «فضل بن ربيع» نقل است:
با هارون الرشيد به زيارت حج رفتم. هنگام شب كه من استراحت مى‏كردم صداى دق الباب شنيدم، پرسيدم كيست؟ پاسخ آمد: امير را اطاعت كن، من با شتاب بيرون آمدم و او به راستى هارون بو...
خوردن مال حرام چه ربطي به قساوت قلب و اثر نكردن موعظه دارد؟
البته بعضی از قساوت ها به معنای دوری از خدا و غفلت است مثلا ماندن در مکه یا پرخوری یا نگاه کردن به بخیل یا ثروت اندوزی . … بنابراین قساوت قلب به واسطه انجام دادن گناه است یا دوری و غفلت از خدا و معنویات. … از یاد خدا ترک ذکری یقسی القلوب؛یاد خدا نکردن قلب را قساوت می بخشد.4- خوردن خون الدم یقسی القلب؛ خوردن خون قلب را قساوت می بخشد.5- زیاد سخن گفتن فان کثره الکلام بغیر ذکر الله یقسی القلب؛ زیاد گفتن به غیر ذکر خدا قلب را سخت می کند.6- نگاه کردن و همنشینی با آدم بخیل النظر الی البخیل یقسی القلب؛ نگاه کردن به آدم بخیل باعث قساوت قلب می شود.7- آرزوهای طولانی در سر پروراندن لا تطول فی الدنیا آملک فیقسو قلبک؛ آرزوهای دنیایی خود را زیاد نکنچون قلبت را قسی می کند.8- نوشیدن خمر شراب الخمر تورث قساوه القلب؛ نوشیدن خمر باعث قساوت قلب میشود.9- مال اندوزی و ثروتمندی کثره المال مفسده للدین مقساه للقلب؛ ثروت زیاد باعث خراب کردن دین انسان و قساوت قلب می شود.عوامل دیگری مانند تکبر وجاه طلبی ماندن زیاد در مکه نیز باعث قساوت قلب می شود. در بین عوامل خوردن مال مردم یافت نشد. البته خوردن مال مردم اگر از مصادیق گناه و نافرمانی خدا باشد باعث تجری و ایستادگی در برابر خدا و خواه هاخواه باعث دوری
وقتی انسان گناه میکند مسلما از خداوند دور می شود و گاهی خود انسان این دور شدن را احساس میکند من احساس میکنم ...
وقتی انسان گناه میکند مسلما از خداوند دور می شود و گاهی خود انسان این دور شدن را احساس میکند من احساس میکنم با گناهی خدا را از خودم بسیار رنجاندم و احساس دوری
قدرت اثر گذارى لقمه حلال
و این را قطعی بدانید تجربه هم شده که حرام جز تاریکی کسالت دوری از خدا فرار از واقعیتها هیچ چیز دیگری برای ما نمیآورد.
از وصال خدا تا تمنای وصال مهدی (عج)
انتظار عارفانه یعنی اولا منتظر رهایی از این دنیا و مشتاق ملاقات خدا بودن و ثانیا اکنون که در زندان این دنیا گرفتاریم و در رنج و دوری از خدا می … خدا را ببویی. باز هم ناله فراقما هم با اینکه این حرف ها را شنیدیم گریه مان از این جدایی بند نمی آمد و باز به خدا می گفتیم خدایا دوری از تو سخت است. … مهربان هم برای اینکه از طرفی این فراق و دوری قابل تحمل شود و از طرف دیگر خود این دوری به رشد ما و رسیدن به همان هدفی که برایش آفریده شده بودیم بیانجامد؛ نماینده ای بر روی زمین قرار داد که جانشین و خلیفه او باشد و امام و مولای ما؛ امامی که وجه الله باشد تا هرگاه دل تنگ خدا
معناي واقعي توبه چيست و چگونه مي توانيم خود را از گناهان پاك كنيم و موفق به توبه شويم؟
از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است. اگر کاری بوده که قابل جبران است در صدد جبران بر آید. گفتن استغفار بیانگر همین معنا است به این ترتیب ارکان توبه را می توان در پنج چیز خلاصه کرد. ترک گناه ندامت و پشیمانی تصمیم بر ترک در آینده جبران گذشته و استغفار. خدا در قرآن از توبه واقعی به نام توبه نصوح نام برده است ای کسانی که ایمان آوردهاید به سوی خدا بازگردید و توبه کنید توبه خالصانه. شخصی از پیامبر سؤال کرد که توبه نصوح چیست حضرت فرمود شخص توبه کننده به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند چنان که شیر به پستان هرگز باز نمیگردد. بعضی گفتهاند توبه نصوح آن است که واجد چهار شرط باشد پشیمانی قلبی استغفار زبانی ترک گناه و تصمیم بر ترک در آینده. بیشتر علمای اخلاق توبه را مجموعه مرکبی از علم و حال و عمل می دانند. اگر کسی بخواهد موفق به توبه شود باید این سه امر را مورد توجه قرار دهد یعنی اول لازم است انسان به زشتی گناه پی ببرد سپس حال پشیمانی در دل او به وجود آید سرانجام در مقام عمل گذشته را جبران نماید. آغاز توبه و ترک گناه عنایت حق است. تا لطف الهی نصیب انسان نگردد توبه امکانپذیر نیست. علامه طباطبایی می گوید توبه عبد حسنه است و حسنه نیازمند به نیرو است و نیروی انجام حسنه را خداوند می دهد. او است که توفیق میدهد یعنی اسباب را فراهم می سازد تا بنده موفق و متمکن از توبه شود و بتواند از فرورفتگی در لجنزار گناه و دوری
مصیبت غفلت
خدا بودن است. اگر نماز واجب و مطلوب و محبوب شده چون از مصادیق یاد خداست و اقم الصلوه لذکری شاهد آن است و مهم ترین هدف از همه عبادات و دعاها همانا یاد خدا بودن است. اگر شاعر می گوید خوشا آنان که دایم در نمازند مقصود همین است که همواره یاد خدا هستند و به وظایف خود عمل می کنند. در روایتی آمده است که از کارهای بسیار با ارزش و در عین حال سخت یاد خدا بودن است و مقصود از یاد خدا بودن فقط این نیست که با زبان ذکر خدا گفته شود بلکه مقصود این است که هنگامی که گناهی پیش می آید یاد خدا باشد و از آن گناه دوری … از این که بنده خدا هستند. غفلت از این که عالم محضر خداست و کوچک و بزرگ کارهای بندگان را می بیند. غفلت از این که انسان به دنیا آمده تا به کمال برسد و در مسیر عبودیت قرار گیرد. غفلت از این که هر مقدار از سرمایه عمر را بدون بازدهی معنوی از دست بدهد زیان کرده و به خود جفا نموده است. غفلت از این که اعمال او خدمت اولیای خدا یعنی اهل بیت س عرضه می شود و اگر در اعمالش گناه و یا گناهانی باشد باعث ناراحتی آنها می شود. غفلت از این که دنیا و همه مظاهر آن فانی است و آن چه باقی می ماند اعمالی است که صحیح و با اخلاص انجام شود. مقصود این است که غفلت و غافل بودن انسان را از خدا و اولیای خدا و معنویات دور می کند. در دعای ماه رجب می خوانیم لا تجعلنی من الغافلین المبعدین؛ بارالها مرا از غافلانی که از تو دور می شوند قرار مده چه بلایی بالاتر از دوری
معناى واقعى توبه چیست؟ چگونه مى توانیم خود را از گناهان پاک کنیم و موفق به توبه شویم؟
از توبه واقعی به نام توبه نصوح نام برده است ای کسانی که ایمان آوردهاید به سوی خدا بازگردید و توبه کنید توبه خالصانه.شخصی از پیامبر سؤال کرد که توبه نصوح چیست حضرت فرمود شخص توبه کننده به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند چنان که شیر به پستان هرگز باز نمیگردد.بعضی گفتهاند توبه نصوح آن است که واجد چهار شرط باشد پشیمانی قلبی استغفار زبانی ترک گناه و تصمیم بر ترک در آینده.چگونه می توان بر گناه چیره و به توبه موفق شد؟بیشتر علمای اخلاق توبه را مجموعه مرکبی از علم و حال و عمل می دانند. اگر کسی بخواهد موفق به توبه شود باید این سه امر را مورد توجه قرار دهد یعنی اول لازم است انسان به زشتی گناه پی ببرد سپس حال پشیمانی در دل او به وجود آید سرانجام در مقام عمل گذشته را جبران نماید.آغاز توبه و ترک گناه عنایت حق است. تا لطف الهی نصیب انسان نگردد توبه امکانپذیر نیست. علامه طباطبایی می گوید توبه عبد حسنه است و حسنه نیازمند به نیرو است و نیروی انجام حسنه را خداوند می دهد. او است که توفیق میدهد یعنی اسباب را فراهم می سازد تا بنده موفق و متمکن از توبه شود و بتواند از فرورفتگی در لجنزار گناه و دوری
نهى از معاشرت با روى گردانان از حق
از خدا و نافرمانی از فرمانهایش چیزی به آنان نمیافزاید.از عالمان دین دوری … از یاد خدا و توجه به دستوراتش غافل میکند و تصور میکنند کلید فتح هر چیزی و حلال هر مشکلی مال و ثروت است؛ ثروتمندی خود را پایه و اصل به حساب میآورند و گمان میکنند باید به همه کس و به هر چیزی حاکم باشند و همگان خواستههای آنان را به اجرا بگذارند و در هر موقعیتی به آنان احترام کنند؛ باد غرور دماغشان را پر میکند و حالت جهنمی استکبار از درونشان شعله میکشد و به اعمال و رفتار و اخلاق و کرداری دچار میشوند که جز دوری
راه ترک گناه چیست؟
از گناه بیزار ومتنفر می شود. دراین مسیر توسل به اهل بیت و گریه برحضرت حسین علیه السلام ونماز اول وقت و نماز شب و دیدارپاکان و به ویژه یاد خدا بسیار موثر است.هر زمان هر کس مورد حمله وسوسه های شیطانی از رسانه ها و فیلم ها و ماهواره ها قرار گرفت راه مبارزه توجه به آیات قرآن و فرهنگ انبیا وائمه طاهرین است که همه اینها حق است و ضد آنها وسوسه با توجه به عمق آیات و روایات و روش پاکان و اولیا خدا وسوسه دفع می شود.3- اگر انسان بداند که شیطان دشمن قسم خورده انسان است و شیطان گناه را زیبا و جذاب جلوه می دهد تا انسان را به گناه آلوده کند اما هرگز چنین قدرتی را ندارد که انسان را مجبور به گناه کند و هرگز نباید از شیطانی که دشمن انسان است امید ودلسوزی داشته باشید هرگاه شیطان شما را به گناه دعوت نمود بدانید که می خواهد ضربه ای به شما بزند.4- درآن لحظه ای وسوسه گناه برای انسان رخ می دهد اگر به عذاب هایی که برای گناهکاران پیش بینی شده است دقت کند به آسانی دچار گناه نمی شود. و بداند هر گناهی او را از خدا دور می کند و دوری
English