واقعی راه نباشیم در لا اله الا الله هم گمراه میشویم زمین میخوریم و بیچاره میشویم. بهشت پاداش پیوند قلبی با لا اله الا الله رسول خدا ص در روایتی میفرمایند من قال لا اله الا الله مخلصا دخل الجنه هر کسی با لا اله الا الله پیوند پاک و صافی بخورد وارد بهشت میشود. پیوند پاک یعنی معبود دیگری کنار خدا قرار ندهیم و خدایان قلابی اربابان قدرت و ثروت را برای مطیعشدن انتخاب نکنیم. در واقع با خدا پاک پاک باشیم و بگوییم فقط تو فرهنگ تو دستورات تو فرستادگان تو و قرآن تو. لا اله الا الله حقیقی و مصداقی را با غیر از خدا قاتی نکند.بعد پیغمبر ص در ادامه روایت میفرمایند که کار مخلصا چیست؛ اینکه انسان با خدا دین راه و خواستههای خدا رابطه پاک داشته باشد نشانهاش این است و اخلاصه ان یحجزه لا اله الا الله عما حرم الله این توحید و فهمش از خدا او را از هرچه خدا حرام کرده است مانع بشود. وقتی کسی به او میگوید وضعت خوب نیست یک روزنه پیدا کردهام که دهمیلیارد گیر تو میآید؛ این شخص سؤال میکند که از کجا و برای چه کسی است بعد به او میگوید من نانخور خدا هستم و نانخور شرک کفر اربابان زور و ثروت نیستم. به او میگوید به تو سخت میگذرد میگوید کنار خدا سختی حالیام نمیشود و با خدا خوش هستم. اصلا جور دیگری میگوید ندانم که خوش یا که ناخوش کدام است ××××××× خوش آن است بر من که او میپسندداو پسندیده است که من با پول کمی زندگی بکنم من خوش هستم؛ او پسندیده است که با پول زیاد حلال زندگی بکنم و حقم را از این پول برای داشتن یک خانه یک مرکب یک لباس یک غذا و گرداندن زن و بچه بردارم بقیهاش را هم با خودش معامله بکنم من خوش هستم. این حرف اهل توحید است که در این جاده حرکت میکنند موحد چه در پای ریزی زرش ××××××××× چه شمشیر هندی نهی بر سرشامید و هراسش نباشد ز کس ××××××× بر این است بنیاد توحید و بسحرفم تمام؛ دین راه است و راه هم راهنما میخواهد. خدا قبل از پیغمبر ص 124 هزار راهنما برای دینش قرار داد و بعد از بعثت پیغمبر ص هم پیغمبر ص و ائمه علیهمالسلام را راهنمای دین قرار داد. انسان بدون این راهنمایان
41 مطلب یافت شد
سعادت انسان در گرو سفر در راه دین
خدا را شکر که ما را به راهنمایان واقعی ائمه طاهرین علیهمالسلام هدایت کرد. کلام آخر؛ شب جمعه شب خدا و ابیعبدالله ع امشب شب جمعه است. … نیاز انسان به راهنمایان واقعی در جادۀ دینآیا این راه و مجموعهای که جاده را تشکیل میدهد یعنی اعتقادات اخلاق اعمال و حلال و حرام راهنما نمیخواهد
راهکار دوری انسان از ظلم، حرامخوری و معاصی کبیره
این راهنمایان ما را به توحید واقعی نبوت عصمت انبیا قرآن مفاهیم قرآن مسائل الهی و دینی سعادت دنیا و آخرت راهنمایی میکنند. … واقعی آگاهی و فلسفه الهی میرسد که تغییر نمیکند. وی ادامه داد منظور از فلسفه فلسفه بشری نیست که از ایران اسکندریه و یونان قدیم و حکمای سبعه قبل از میلاد مسیح ع دست به دست گشته و هر مکتبی براساس آرای خودش به این مجموعه اضافه کرده است. این مجموعه وقتی به دست دانشمندان اسلامی هم رسید آنان نیز یک سلسله مسائل عقلی و اسلامی را به همان فلسفه آمیختند. در حقیقت یک مکتب التقاطی و ترکیبی شد؛ ترکیبی از بعضی از مسائل اسلام و مسائلی که فلاسفه قبل از اسلام تدوین کرده بودند. راه دین ما را به فلسفه حقیقی و الهی میرسانداستاد اخلاق حوزههای علمیه با بیان اینکه راه دین ما را به فلسفه حقیقی و الهی میرساند بیان کرد فلسفه الهی به فلسفهای گفته میشود که در نهجالبلاغه و فرمایشات بسیار مهم ریشهدار و عمیق وجود مبارک حضرت رضا ع مطرح است. این راه ما را به عرفان میرساند؛ البته نه عرفان صوفیه نه عرفان هند و نه عرفان چین و بودا بلکه به عرفان اهلبیت ع که بخشی از این عرفان مناجات خمسعشر دعای کمیل دعای ابوحمزه ثمالی دعای عرفه حضرت ابیعبداللهالحسین ع و دعای بعد از زیارت حضرت رضا ع است. راه دین انسان را به حقایق میرساندوی با تاکید بر اینکه راه دین انسان را به حقایق میرساند؛ گفت راه دین ما را به یک عقل پخته میرساند و کمال این عقل در آنهایی وجود دارد که خدا از آنها در سورههای متعدد قرآن به اولوا الالباب تعبیر کرده است؛ چنانکه در این آیه میخوانیم الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب سوره زمر آیه 18 کسانی که عقل و خرد تقلیدی ندارند و عقلشان در درونشان خورشید و نورافکن پیشانی لوکوموتیو قطار است یا آنهایی که عقلشان در درونشان به فرموده حضرت موسیبنجعفر ع حجت باطنی است. راه دین نیازمند راهنمای منتخب پروردگاراستاد انصاریان افزود در کل کشور ایران و کشورهای دیگر جهان شرق غرب شمال و جنوب با هر وسیله نقلیهای از جمله ماشین هواپیما کشتی و... که حرکت کنید و بخواهید از مقصدی به مقصدی بروید تابلوی راهنما در تمام مسیرها بیاستثنا نصب شده است؛ اگر جاده راهنما نداشته باشد شما گم میشوید. حال مگر میشود که اتوبانها جادهها و مسیرهای هوایی راهنما داشته باشد ولی راه خدا راهنما نداشته باشد؟ اگر کسی در راه الهی بدون راهنمای انتخابشده خدا حرکت کند چنانکه اتفاق افتاده است آدم از کفر شرک گمراهی یا تحریف حقایق سر درمیآورد. خسارت انسان در تجاوز و خروج از راه مستقیمنویسنده کتاب ارزشمند هدایت تکوینی و تشریعی با بیان اینکه قرآن مجید هدایتگر و درمانکننده است؛ گفت قرآن میفرماید وننزل من القرآن ما هو شفا ورحمه للمؤمنین سوره اسرا آیه 82 ؛ اگر کسی بدون راهنما وارد قرآن شود ولا یزید الظالمین الا خسارا ظالم بیرونافتاده از حدود و جاده میشود. آنکه بدون راهنما بهسراغ قرآن مجید برود خسارت میبیند و خسارتش هم افزوده میشود. در واقع روزی چشم باز میکند و میبیند تمام سرمایههای انسانیاش هدر رفته و نابود شده است. خداوند در قرآن میفرماید قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا وهم یحسبون انهم یحسنون صنعا سوره کهف آیات 103 و104 کسی که در زندگی دنیا گمراه هست تمام کوششهای او هم گمراهی است و چون در تاریکی گمراهی است خیال میکند که درست میگوید درست میفهمد درست مینویسد و درست راهنمایی میکند. درحالیکه روزی چشم باز میکند و میبیند سر تا پای وجودش اشتباه بوده و دیگران را هم به اشتباه انداخته است. قرآن میفرماید ا لم تر الی الذین بدلوا نعمت الله کفرا واحلوا قومهم دار البوار سوره ابراهیم آیه 28 آیا کسانی که نعمت خدا را تغییر دادند و ملت همشهریها و حزب خودش را داخل جهنم انداخت ندیدهای؟ بالاترین نعمت خدا راهنمای الهی استمحقق مفسر و پژوهشگر علوم قرآنی با اشاره به اینکه بالاترین نعمت خدا در اسلام راهنمای الهی است تصریح کرد انبیا و امامان معصوم ع راهنمایان
در آمدی بر تلاش های فرهنگی امام صادق (ع)
گروه سوم به حقیقت شیعیان واقعی و راهنمایان مردم هستند. 2 امام صادق ع علاوه بر سفارش های مکرر به ولایت پذیری و امام شناسی در مکتب تربیتی خویش
آراستگى اهل معنى
معنی و نبوتدل باختگان به حق بصیران عاشق عارفان صادق با توجه به حقایق اصیل و دلایل قویم و براهین جلی به این واقعیت آگاه شدند که معلمان واقعی و راهنمایان
حقيقت اقتدا
مواهب الهی چه مواهب مادی و چه معنوی به راه صحیح هدایت کرده و وی را تا مقام قرب و لقا و وصال حضرت دوست برسانند و این راهنمایان جز انبیا و ائمه علیهم السلام و شاگردان واقعی
دین پروردگار، نیازمند راهنمای الهی
راهنمایان صراط مستقیمراهنمای این راه کیست که اسمش صراط مستقیم دین و نور است که اگر ما با تکیه بر راهنمایی هدایت و دلالت او جاده را طی کنیم گم و گمراه نمیشویم ضرر نمیکنیم و نسبت به قرآن کج فهم نمیشویم توحید و نبوت و قیامت را اشتباه نمیفهمیم و درک نمیکنیم؟ این راهنما کیست که ما را به توحید واقعی
سر چشمه عرفان
واقعی در اعماق هستی انسان عاشق قرار داده شده که عاشق به محض توجه به این حقیقت در تکاپو میافتد و به دنبال آراسته شدن به حقایق حرکت میکند و در ابتدای حرکت و سلوکش حس میکند که بدون راهبری الهی و خودساختهای ملکوتی قدرت سیر و سفر و حرکت در این راه پر خطر را ندارد راهی که راهزنان درونی و برونی برای راهزنی در زوایای آن کمین کردهاند . عاشق عرفان و حال باید بداند که خضر این راه در درجه اول انبیا و امامان علیهمالسلام و سپس عالمان ربانی هستند که جانشینان آن بزرگوارانند . بنابراین سرچشمه این حالت حضرت محبوب است و اوست که این مایه را در جان قرار داده و به وسیله راهنمایان
راهنمایان انسان در جادۀ توحید
واقعی عالم خود خدا را دلیل بر وجود خدا میدانستند. مرحوم حاجی سبزواری در این شعر چقدر زیبا میگوید ایشان میگوید یار در این انجمن یوسف سیمینبدن ××××××××× آینه خانه جهان او به همه رو بهروستیعنی کل آسمانها و زمین و موجودات آینه هستند چرا نگاه نمیکنی تا ببینی؟ اینکه در همهجا پیداست راهنمایان
تحلیلی پیرامون عارف و عرفان
واقعی در اعماق هستی انسان عاشق قرار داده شده که عاشق به محض توجه به این حقیقت در تکاپو میافتد و به دنبال آراسته شدن به حقایق حرکت میکند و در ابتدای حرکت و سلوکش حس میکند که بدون راهبری الهی و خود ساختهای ملکوتی قدرت سیر و سفر و حرکت در این راه پر خطر را ندارد راهی که راهزنان درونی و برونی برای راهزنی در زوایای آن کمین کردهاند . عاشق عرفان و حال باید بداند که خضر این راه در درجه اول انبیا و امامان علیهم السلام و سپس عالمان ربانی هستند که جانشینان آن بزرگوارانند . بنابراین سرچشمه این حالت حضرت محبوب است و اوست که این مایه را در جان قرار داده و به وسیله راهنمایان
حقشناسى ، ملاك انسانیت
واقعی انسانی شمرده شناختهای تجربی و علوم طبیعی نیست چه این شناختها در برخی حیوانات نیز گاه به گونه ای دقیقتر و به صورت غریزی وجود دارد.معرفتی که امام - علیه السلام - که را ملاک ارزش انسانی دانسته معرفت خالق و پروردگار نعمت آفرین است ؛ که به سپاسگزاری انسان در برابر مبدا فیض منتهی گردد.ولو کانوا کذلک لخرجو من حدود الانسانیه الی حد البهیمیه الی حد البهیمیه فاکانوا کما وصف فی محکم کتابه ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا. 566 اگر آدمیان این چنین می بودند از نعمتهای خدا بهره می برند و حق بندگی به جا نمی آورند از مرز انسانیت خارج شده و قدم در قلمرو و زندگی چارپایان می نهادند و مصداق این آیه از قرآن می شدند که خداوند فرموده است آنان نیستند مگر مانند چارپایان بلکه موجوداتی گمراه تر از چارپایان صفات ارزشی انسان صحیفه سجادیه و معارف آن گنجینه عظیمی از اخلاق و فضایل انسانی است علاوه بر دعای مکارم الاخلاق در سایر دعاهای آن نیز ارزشهای اخلاقی در پوشش دعا و نیایش مطرح گشته است .برخی از صفاتی که در دعاهای مکارم الاخلاق به آنها اشاره شده است چنین است ایمان ارزش خواهی عزت بدون تکبر عبادت بدون عجب سخاوت به دوران از منت بزرگی بدون فخر فروشی و همراه با تواضع صفات نیک اجتماعی ظلم ستیزی بسط عدالت صفات متقین همگامی با جامعه ایمای دوستی دوستان خدا دشمنی دشمنان خدا اقتصاد و میانه روی آبرو خواهی حسن عمل در هر حال و...این در حالی است که کمتر می توان دیگر دعاها صحیفه را ازیاد و نام صفات ارزنده اخلاقی تهی یافت .به عنوان نمونه به مواردی اشاره خواهیم داشت خودسازی و صلاح جویی اندیشه خودسازی و روحیه صلاح جویی نخستین شرط حرکت انسان به سوی کرامتهای اخلاقی و خصایل انسانی است و امام سجاد ع این اندیشه و روحیه را در دعاهای خویش به مؤمنان منتقل ساخته است از آن جمله اللهم صل علی محمد و آله و حلنی بحیله الصالحین و البسنی زینه المتقین فی بسط العدل و کظم الغیظ النائره و ضم اهل الفرقه و اصلاح ذاتت البین و افشاالعارفه و ستر العائبه ... 567 خداوند بر محمد - صلی الله علیه و آله - و خاندانش درود فرست و مرا به زیور صالحان بیا رای و با زینت تقواپیشگان مزین ساز زیور و زینتی که در جهت گسترش عدل فرو خوردن خشم خاموش ساختن آتش دشمنی و بدخواهی و تجسم بخشیدن به ارزشها پیشگیری از ظهور عیبها و علنی شدن آشکار ساختن و تجسم بخشیدن به ارزشها پیشگیری از ظهور عیبها و علنی شدن زشتیها و.. می باشد.و اجعلنی من اهل السداد و من ادله الرشاد و من صالحی العباد. خداوند مرا از درستکاران و راهنمایان
راهنمایان حقیقی دین، جامع همهٔ کمالات انسانی
راهنمایان حقیقی دین جامع همه کمالات انسانیپیغمبر ص کسی را به امر پروردگار قرار داد که جامع همه کمالات بود و یک عیب در وجودش نبود. این کشتی تا حالا سالم مانده است؛ حالا یک میلیارد بیرون از این کشتی ماندند خودشان دلشان خواسته است؛ ولی ما که با این کشتی حرکت میکنیم دین خدا که دین همه انبیا بوده و با حضرت علی امام مجتبی ابیعبدالله امام صادق موسیبنجعفر حضرت هادی و امام زمان علیهمالسلام به ما رسیده است. راهنما دین واقعی
انتظارات امام صادق(ع) از شيعيان
واقعی کم و اندک می باشند امام صادق ع با تبیین علائم هر یک صفوف ولایت مداران اصلی را از غیرش جدا فرموده است آن جا که می فرماید شیعه سه دسته اند گروهی بوسیله ما زینت می یابند و ما را وسیله عزت و آبروی خویش قرار می دهند و گروهی بوسیله ما می خورند و ما را وسیله درآمد زندگی دنیایی خویش قرار داده از این طریق زندگی می کنند و گروهی از ما و به سوی ما هستند با امنیت ما آرامش می یابند و با ترس ما ترسانند بذر های کاشته نشده اسرار را پخش نمی کنند و در برابر جفاکاران خودنمایی ندارند اگر پنهان باشند کسی سراغ آن ها را نمی گیرد و اگر آشکار باشند به آن ها اعتنا نمی شود یعنی شهرت گریز و بی نام و نشانند آن ها بحقیقت چراغهای هدایتند و راهنمایان
حقیقت و شریعت در اسلام
واقعی حاصل اعلامات پیمبران است و آن قانون الهی یعنی شریعت می باشد. پس اینک این مساله مطرح می شود که آیا می توان در شریعت به ظاهر لفظی قانون الهی اکتفا کرد؟ فیلسوفان در این مورد موضعی اتخاذ نکرده اند یا باید مفهوم حقیقی و معنای روحانی یعنی حقیقت را از آن فهمید؟ناصر خسرو فیلسوف معروف قرن پنجم هجری یازدهم میلادی یکی از چهره های درخشان اسماعیلیان ایران مطلب منظور را در چند جمله به بهترین وجه ممکن ادا کرده است شریعت سیمای ظاهری حقیقت است و حقیقت سیمای باطنی شریعت. شریعت مثال است 13 و حقیقت ممثول. 14 ظاهر پیوسته با دوره ها و مراحل جهان در تغییر و نوسان دائمی است اما باطن قدرت الهی است که مطیع ایجاد و بود نمی باشد.حقیقت بعنوان حقیقت از طرف یک پیشوای مذهبی بر وجه عقاید دینی قابل تعریف نیست اما وجود راهنمایان
تبعيّت از قول، فعل و تقرير پيشوا
راهنمایان طریقت توحید بی هیچ سخن و بدون تردید به قدر قوه خود بکوشیم باشد که از صفات شهوت زده و از حرکات نقصان آلود خود فانی شویم تا در حد استعدادی که به برکت موهبت حق داریم به صفات و ملکات آن بزرگواران باقی گردیم از خود خالی شویم و از آلایشهای خود تا از فضایل آن عزیزان به قدر ظرف وجودی خویش پر شویم و در نتیجه آسایش و آرامشی را که مطلوب جان طالب ماست به دست آوریم.از خود خالی شویم و از مولا پر از خود فارغ شویم و به مولا مشغول از خودی رها شویم و به کمال وابسته به کاملان پیوسته و به اعتدال ناشی از کاملتر بسته با همه وجود خویش و در جمیع اطوار نفسانی و عقلانی و روحانی خویش.و چون آن خوبان عالم در صفات جمال و کمال خدای خوبی و آفریدگار محبوبی از خویش رفتهاند وبه حق پیوستهاند و باقی بالله گشتهاند لذا فانی در ایشان فانی در خدا و باقی به ایشان باقی بالله است و به قدر ظرفیت ملحق به دریای اعظم هستی و برآمده از فرودستی.وقت است که عزم جزم کنیم وطی طریق طلب کمال را وجهه همت استوار قرار دهیم به تمایل ضعیف یا توجه نارسا اکتفا نکنیم بلکه با عزیمت قوی و توجه مدام نیل به هدف مقدس خویش را منظور نظر سازیم و به لوازم چنین عزم محکم و هدفگیری دقیقی عمل کنیم که نیت خالص و همت عازم به توفیق حق تعالی بسی کارساز کارهای آدمی است.اول عزم جزم و همت استوار لازم است و از پی آن بهرهوری از چنین عزیمت مستحکمی که حرکت در راه کمالجویی و فضیلتطلبی است. باید جز این نکنیم که از فرصت عمر استفاده کنیم و به کار خودمان برسیم که کار انسان شدن و مسلمان شدن است کاری که ما را به هر دو مقصود که هر دو یکی بیش نیستند میرساند از آن که مسلمان واقعی
عرفان اسلامی چیست و عارف حقیقی کیست؟ (پاسخ استاد انصاریان)
واقعی در اعماق هستی انسان عاشق قرار داده شده که عاشق به محض توجه به این حقیقت در تکاپو میافتد و به دنبال آراسته شدن به حقایق حرکت میکند و در ابتدای حرکت و سلوکش حس میکند که بدون راهبری الهی و خود ساختهای ملکوتی قدرت سیر و سفر و حرکت در این راه پر خطر را ندارد راهی که راهزنان درونی و برونی برای راهزنی در زوایای آن کمین کردهاند.عاشق عرفان و حال باید بداند که خضر این راه در درجه اول انبیا و امامان علیهم السلام و سپس عالمان ربانی هستند که جانشینان آن بزرگوارانند. بنابراین سرچشمه این حالت حضرت محبوب است و اوست که این مایه را در جان قرار داده و به وسیله راهنمایان
فساد وتباهى در زمين
راهنمایان راه حق.9- بدعت گذاردن در دین و نوآوریهای باطل و ایجاد زمینه برای روی آوردن مردم به بدعت با تبلیغات پیدرپی و پی گیری مستمر. سبب فساد و تباهی و مفسد شدنحضرت صادق ع به بهترین صورت و با استوارترین روش مفسدان و سبب فسادشان را روانکاوی نموده که این روانکاوی ازهرجهت برای دانشمندان این رشته در شرق وغرب جهان قابل دقت است و نشانگر این حقیقت است که امامان شیعه از دانشی سرشار وعلمی جامع و حکمتی استوار باعنایت و رحمت خدا برخوردار بودند و فوق کلام آنان تا قیامت در رشتههائی که اظهارنظر کردهاند از هیچ عالم و دانشمندنی شنیده نخواهد شد.امام ع میفرماید فساد ظاهر ریشه در فساد باطن دارد کسی که باطن خود را با داروی وحی و نسخهای چون قرآن اصلاح نماید خداوند توفیق اصلاح ظاهرش را به او عنایت میکند و آن که در باطن وجودش از عظمت حق بیم داشته باشد و از دادگاههای قیامت و عذاب دوزخ بترسد خدا آبرویش را در فضای آشکار حیات نمیبرد.بزرگترین فساد و در وجود آدمی غفلت و بیخبری از خداست و اعظم فساد این است که آدمی به دست خود وجودش را به غفلت از حق بسپارد و این فساد ناشی از آرزوهای دور و دراز مادی وحرص برمال دنیا و تکبر دربرابر حق است چنان که خدای عزیز در داستان قارون درقرآن به این معنا اشاره کرده است که اهل ایمان به او گفتند و لا تبغ الفساد فی الارض ان الله لا یحب المفسدین 1 ای قارون در روی زمین به دنبال فساد مباش و تباهی در زمین را مخواه زیرا خدا مفسدین را دوست ندارد.آرزویهای مادی طول و دراز که خارج از دسترس بود و حرص برثروت و تکبر در برابرحق که در قارون به صورت طبیعت ثانویه درآمده بود ریشهاش عشق به دنیا و جمع ثروت و پیروی از نفس وخواستههای بیمهارش و برپا نگاه داشتن شهوات حیوانی و خارج از حدود و علاقه به تعریف و ثنای نسبت به خود از جانب دیگران و هماهنگی با شیطان و قدم جای قدم او گذاشتن بود و همه این امور که هریک از آنها برای هلاکت انسان و خسران ابدیاش کافی است در نقطه غفلت باهم جمع میشود و در فضای تاریک فراموشی و نسیان نسبت به عنایات و الطاف حق و نعمتهای با ارزشش گریبان انسان را میگیرد. 2 قرآن مجید به تک تک انسانها سفارش میکند و هشدار میدهد که و لا تکن من الغافلین 3 از گروه غافلان و بیخبران از حقایق مباش.حضرت صادق ع در روایتی میفرماید ان کان الشیطان عدوا فالغفله لماذا؟ وان کان الموت حقا فالفرح لماذا؟ 4 اگرشیطان دشمن واقعی
تحلیلی پیرامون عارف وعرفان
واقعی در اعماق هستی انسان عاشق قرار داده شده که عاشق به محض توجه به این حقیقت در تکاپو میافتد و به دنبال آراسته شدن به حقایق حرکت میکند و در ابتدای حرکت و سلوکش حس میکند که بدون راهبری الهی و خود ساختهای ملکوتی قدرت سیر و سفر و حرکت در این راه پر خطر را ندارد راهی که راهزنان درونی و برونی برای راهزنی در زوایای آن کمین کردهاند.عاشق عرفان و حال باید بداند که خضر این راه در درجه اول انبیا و امامان علیهم السلام و سپس عالمان ربانی هستند که جانشینان آن بزرگوارانند.بنابراین سرچشمه این حالت حضرت محبوب است و اوست که این مایه را در جان قرار داده و به وسیله راهنمایان
بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
واقعی و خلاص حقیقی است.وصول به این مقصود مقدس که حصول انسانیت انسان به آن وابسته است نیاز به سلوک ممتد و تمرین مداوم و تربیت پذیری دائم دارد و این مهم حاصل نمیآید مگر آن که آدمی پرورش یابد در دامان التفات و عنایت کاملی راه سپرده و راه به منزل مقصود برده و بهره گیرد از همراهی و همرازی و آگاهی و خیر خواهی جانی روشن شده و نفسی معتدل گشته؛ و معلوم است که هر چه کمال روشنایی و اعتدال و بینایی مربی همراه و آموزگار آگاه انسان بیشتر و وسیعتر و محیطتر باشد راه مسیر انسان صاف تر و طریق سلوک آدمی بی خطرتر و مستقیمتر و نزدیکتر و رو به راهتر است.چون به خواست خدا محمد و آل او علیهم السلام که به موهبت عظیم عصمت و فضیلت ممتاز بوده و میباشند و به سبب همین موهبت و فضیلت بزرگ و استثنایی به موجب مشیت الهی بهتر از سایر خلق ازعهده این مهم بر آمده و میآیند به حکم بداهت عقل صلاح کار انسان و مقتضای صیانت مصلحت شخصی آدمی و لازمه حسن استفاده انسان از فرصت عمر این است که از پی ایشان برود و خود را به ایشان بسپارد واقعا و حقیقه هم دل خود را و هم سر خود را یعنی هم دلبسته شود و دلداده و هم سر نهاده شود و سر سپرده تا به سر وجود خویش پی برد و به تحقق اعتدال نفسانی و نورانیت عقلانی کامیاب گردد.اگر خواهان جانانی در این ره کن فدا جان را که جز جان نیست ای دل رونمایی روی جانان را حریم کعبه مقصود را شد سالکی محرم که کرد از جان تحمل زحمت خار مغیلان رامشو غافل ز یاد دوست تا اندر بر دشمن کنی همچون خلیل الله گلستان نار نیران رامقام بوذر و سلمان کسی در حشر در یابد که در یابد رضای بوذر و تسلیم سلمان رامسلمان مظهر تسلیم و مرآت رضا باشد مسلمان کی توان خواندن حریص نا مسلمان رابه هر درد تو درد دین بود خود بهترین درمان اگر زین درد بگریزی نبینی روی درمان راچو نیکی از کسی دیدی ز یاد خود مبر هرگز چو نیکی با کسی کردی به یاد خود میار آن رااگر جاه سلیمانی تمنا میکنی حالت بشوی از مدح دیوان زمان اوراق دیوان را حالت تبعیت از قول فعل و تقریر پیشوابرای فراهم آمدن شرایط پیروی بلکه به عنوان شرط نخستین حصول تبعیت و قدم اول احراز اطاعت و مقدمه واجب هدایت ناگزیر باید مرشد و پیشوا را بشناسد به ویژه وقتی وضع از این قرار باشد که قول و فعل و تقریر پیشوا حجت قاطع باشد و دستگیر مؤثر و به این سبب جز تبعیت از وی چارهای نباشد ناچار باید سالک راه نسبت به مرشد دل آگاه شناسایی حاصل کند.شناسایی به منظور پیروی و آگاهی به قصد همراهی نه از باب تفنن و افزایش اطلاعات و محفوظات و تهیه سرمایه جدال و تدارکات دستمایه خود نمایی.به سخن دیگر آن که خواهان پیروی از پیشوای کامل است باید نسبت به وی شناسا گردد آنهم بدین نحوه از شناسایی که معرفت وی بر جانش نشیند و حاصل وجودش جز محصول آن معرفت والا نباشد راه را بشناسد و در آن گام نهد نه به قدم پای بلکه بدین گونه که از سر پای سازد و آنگاه در آن راه گام گذارد یعنی با تمام وجود و به تمام همت و با کلیه عقل و جمیع بصیرت خویش سالک این طریق گردد و به جانب این مقصود روانه شود.اگر میخواهیم آدم شویم چارهای نداریم جز آن که دم غنیمت شماریم غفلت روا نداریم از پی این عزیزان صاحب دم و پیشوایان اعظم روانه شویم مردانه تبر برداریم و درهوس را از جای برکنیم و جان را خلاص کنیم ورنه راهی دیگر در پیش نمیماند جز نامرادی و نومیدی و بینصیبی و بی حاصلی.راه همین است و جز این نیست که بی تامل و با شتاب از طریق تبدیل صفات و محو سو عادات روبه راه شویم از فردا فردا گفتن بپردازیم به امروز بسنده کنیم بار خود را ببندیم و کار خویش را به صورتی که شایسته است بسازیم و بیش از این کار امروز را به فردا نیندازیم از نور نبی عظیم و امام کریم خویش بهرهور شویم روشن شویم و روانه شویم و به مقصد برسیم تا بی هیچ تعللی این بی حاصلی پایان پذیرد و این آلودگی که مایه رنج خویش و بیگانه است تمامی گیرد.در تطبیق خویشتن با اطوار و اعمال آن راهنمایان
جلوه هايي از پايداري و استقامت در سيره عملي و قولي سالار شهيدان (2)
راهنمایان در نامه ای سفر عراق را نامیمون تلقی کرد و استعفای خود را اعلام و تقاضای بازگشت نمود ولی حضرت در پاسخش نوشت گویا ترسیده ای. حتما باید با شکیبایی نمود ولی حضرت در پاسخش نوشت گویا ترسیده ای. حتما باید با شکیبایی و استواری به راه خود ادامه دهی ؛ بنابراین او در برابر مهاجمان خوانخوار یک تنه مقاومت می کرد و چنین گفت اقسمت ان لا اقتل الا حرا. انی رایت الموت شیئا نکرا 10 سوگند یاد کرده ام که با حریت و آزادی کشته شوم. من مرگ در بستر را چیز ناپسندی می بینم.هانی که میزبان مسلم بود و با اصرار از او می خواستند مهمان خود را تحویلدهد گفت والله لولم اکن الا واحدا لیس لی ناصر لم ادفعه حتی اموت دونه 11 به خدا اگر هیچ یاوری نداشته باشم او را تسلیم نمی کنم تا در راهش بمیرم.حربن یزید ریاحی که خون پاک حسین ع ریخته نشود و او را از نبرد منصرف کند آرام آرام در مسیر راه با او گام برداشت و از عاقبت قیام بر حذر داشت؛ ولی امام ع سخن او را نپسندید و نشان داد که از مرگ در راه هدف نمی هراسد و بهترین جواب همان است که آن برادر اوسی به پسر عمویش ـ که او را از مرگ می ترسانید ـ داد می روم و مرگ بر جوانمردی که نیتش حق است و در راه اسلام جهاد می کند عیب نیست. همان که با جان خود مردان صالح را مواسات کند و از فریبکاران سرکوفته دوری جوید. اگر زنده بمانم پشیمان نیستم و اگر بمیرم ملامت نمی شوم. در خواری و ذلت تو همین بس که زنده باشی و مورد ملامت باشی . 12 هر که بر سر دو راهی قرار داشت و از ننگ و بدنامی و کیفرالهی بیمناک بود سرانجام حر واقعی
English