می نمایاند؛ من جاهد فینا لنهدینهم سبلنا 8 و در هر صورت مقدمه سیر و سلوک شناخت دستورات الهی و متابعت همیشگی تا پایان عمر از آن است که در زبان عرفا
156 مطلب یافت شد
اسامی خداوند تبارک
آیا جزای شمردن این اسامی حسنای الهی با زبان و به قول بعضی از حکما و عرفا بازی کردن با لفظ سبب دخول بهشت است ؟ آیا معنای احصا همین است ؟ شیخ صدوق
سوره اخلاص حقيقت بندگى
زبان بشر و ملائکه حرف میزدم ولی محبت نداشتم یک پاره مسی میشدم که به صدا درآید اگر من دانای غیب و آگاه از همه اسرار و علوم میشدم و تمام ایمان کامل را که کوهها را از جا بر کند دارا میگشتم ولی محبت نداشتم چیزی نمیبودم.اگر من همه اموال خود را میبخشیدم و تن خودم را برای سوزاندن تسلیم میکردم ولی محبت نداشتم به دردی نمیخوردم محبت دارای متانت و شفقت است محبت حسد نمیشناسد محبت تفاخر و خودستایی نمیکند و خود را آلوده به غضب نمیسازد و بدی را به حساب نمیآورد از بیعدالتی شاد نمیشود محبت متحمل میشود و به همه چیز امید میبندد و به همه چیز صبر میآورد و هرگز نابود نمیشود.عارفان بینادل و مردان حق و واصلان بزم فضیلت و مقیمان حضرت حقیقت در نزد همه ملتها یک شراره کوچکی از آتش این عشق در کانون دل داشتهاند و تنها یک جرعه و بلکه یک قطره از این باده جان بخش خورده بودند که با یک شراره دل ایشان جهانبین گشته و از این یک قطره جان ایشان سرمست دو عالم شده بودند.این عشق است که در دل همه انبیا و اولیا و عرفا
سوره اخلاص حقيقت بندگى
زبان بشر و ملائکه حرف میزدم ولی محبت نداشتم یک پاره مسی میشدم که به صدا درآید اگر من دانای غیب و آگاه از همه اسرار و علوم میشدم و تمام ایمان کامل را که کوهها را از جا بر کند دارا میگشتم ولی محبت نداشتم چیزی نمیبودم.اگر من همه اموال خود را میبخشیدم و تن خودم را برای سوزاندن تسلیم میکردم ولی محبت نداشتم به دردی نمیخوردم محبت دارای متانت و شفقت است محبت حسد نمیشناسد محبت تفاخر و خودستایی نمیکند و خود را آلوده به غضب نمیسازد و بدی را به حساب نمیآورد از بیعدالتی شاد نمیشود محبت متحمل میشود و به همه چیز امید میبندد و به همه چیز صبر میآورد و هرگز نابود نمیشود.عارفان بینادل و مردان حق و واصلان بزم فضیلت و مقیمان حضرت حقیقت در نزد همه ملتها یک شراره کوچکی از آتش این عشق در کانون دل داشتهاند و تنها یک جرعه و بلکه یک قطره از این باده جان بخش خورده بودند که با یک شراره دل ایشان جهانبین گشته و از این یک قطره جان ایشان سرمست دو عالم شده بودند.این عشق است که در دل همه انبیا و اولیا و عرفا
اللهم صل على محمد و آله و اكفنى ما یشغلنى الاهتمام به و استعملنى بما تسئلنى غدا عنه و استفرغ ایامى فیما خلقتنى له و اغننى و اوسع على فى رزقك و لا تفتنى بالنظر و اعزنى و لا تبتلینى بالكبر و عبدنى لك و لا تفسد عبادتى بالعجب و اجر للناس على یدى الخیر و لا تم
در اینجا داستانی که حکایت کننده ی یک واقعیت است از زبان عرفا و اهل دل نقل شده.
اللهم صل على محمد و آله و اكفنى ما یشغلنى الاهتمام به و استعملنى بما تسئلنى غدا عنه و استفرغ ایامى فیما خلقتنى له و اغننى و اوسع على فى رزقك و لا تفتنى بالنظر و اعزنى و لا تبتلینى بالكبر و عبدنى لك و لا تفسد عبادتى بالعجب
در اینجا داستانی که حکایت کننده ی یک واقعیت است از زبان عرفا و اهل دل نقل شده.
چرا عرفا در برخي موارد تكفير شده اند؟
عرفا قابل بیان با لفظ نیست. الفاظ بشر کوتاه است از افاده این معانی و تنها افرادی میتوانند این معانی را درک کنند که خودشان وارد این میدان و عالم باشند. اینها تصریح میکنند که عشق قابل بیان نیست و فقط باید به رمز گفته شود. چنان که حافظ گفته سخن عشق نه آن است که آید به زبان
استعاذه در كلام بزرگان
است و این همه جز عملا میسر نیست و نظر بزرگان از فقها و اولیا و عرفا در مسئله استعاذه جز این نیست.شهید ثانی در کتاب اسرار الصلاه و مرحوم ملا محسن فیض کاشانی در رساله ترجمه الصلاه میفرمایند استعاذه فی الحقیقه پاکیزه کردن زبان
استعاذه در كلام بزرگان
است و این همه جز عملا میسر نیست و نظر بزرگان از فقها و اولیا و عرفا در مسئله استعاذه جز این نیست.شهید ثانی در کتاب اسرار الصلاه و مرحوم ملا محسن فیض کاشانی در رساله ترجمه الصلاه میفرمایند استعاذه فی الحقیقه پاکیزه کردن زبان
سوره اخلاص حقيقت بندگى
زبان بشر و ملائکه حرف میزدم ولی محبت نداشتم یک پاره مسی میشدم که به صدا درآید اگر من دانای غیب و آگاه از همه اسرار و علوم میشدم و تمام ایمان کامل را که کوهها را از جا بر کند دارا میگشتم ولی محبت نداشتم چیزی نمیبودم.اگر من همه اموال خود را میبخشیدم و تن خودم را برای سوزاندن تسلیم میکردم ولی محبت نداشتم به دردی نمیخوردم محبت دارای متانت و شفقت است محبت حسد نمیشناسد محبت تفاخر و خودستایی نمیکند و خود را آلوده به غضب نمیسازد و بدی را به حساب نمیآورد از بیعدالتی شاد نمیشود محبت متحمل میشود و به همه چیز امید میبندد و به همه چیز صبر میآورد و هرگز نابود نمیشود.عارفان بینادل و مردان حق و واصلان بزم فضیلت و مقیمان حضرت حقیقت در نزد همه ملتها یک شراره کوچکی از آتش این عشق در کانون دل داشتهاند و تنها یک جرعه و بلکه یک قطره از این باده جان بخش خورده بودند که با یک شراره دل ایشان جهانبین گشته و از این یک قطره جان ایشان سرمست دو عالم شده بودند.این عشق است که در دل همه انبیا و اولیا و عرفا
سوره اخلاص حقيقت بندگى
زبان بشر و ملائکه حرف میزدم ولی محبت نداشتم یک پاره مسی میشدم که به صدا درآید اگر من دانای غیب و آگاه از همه اسرار و علوم میشدم و تمام ایمان کامل را که کوهها را از جا بر کند دارا میگشتم ولی محبت نداشتم چیزی نمیبودم.اگر من همه اموال خود را میبخشیدم و تن خودم را برای سوزاندن تسلیم میکردم ولی محبت نداشتم به دردی نمیخوردم محبت دارای متانت و شفقت است محبت حسد نمیشناسد محبت تفاخر و خودستایی نمیکند و خود را آلوده به غضب نمیسازد و بدی را به حساب نمیآورد از بیعدالتی شاد نمیشود محبت متحمل میشود و به همه چیز امید میبندد و به همه چیز صبر میآورد و هرگز نابود نمیشود.عارفان بینادل و مردان حق و واصلان بزم فضیلت و مقیمان حضرت حقیقت در نزد همه ملتها یک شراره کوچکی از آتش این عشق در کانون دل داشتهاند و تنها یک جرعه و بلکه یک قطره از این باده جان بخش خورده بودند که با یک شراره دل ایشان جهانبین گشته و از این یک قطره جان ایشان سرمست دو عالم شده بودند.این عشق است که در دل همه انبیا و اولیا و عرفا
عرفان اسلامي: شرح مصباح الشريعه (جلد 8)
زبان و کارکرد های مثبت و منفی آن می پردازد. نگارنده منافع دنیوی و اخروی سکوت را نیز با استناد به آیات و روایات و کلام عرفا بررسی نموده است.
توجه اسلام به اُنس با قرآن
در زبان معمولی عیاشی حافظ را خبر میدهد و در زبان عرفان حافظی دو مصاحب رقیق القلب لطیف الروح با دو رشته محبت الهی حالا بحث این که چرا این شعرا و عرفا … زبان آن حضرت میگوید و قال الرسول یارب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا 13 یعنی پیامبر ص عرضه داشت پروردگارا قوم من قرآن را رها کردند. این نگرانی ممکن است به دوران پس از پیامبر ص از زمان رحلت تاکنون اشارت داشته باشد چرا که در عهد نبوی روی آوری به قرآن در حد مقبول و مطلوب بود اما پس از زمان پیامبر اکرم ص جنبش قرآن زدایی آغاز و تاکنون در شکلهای گوناگون ادامه دارد البته خود پیامبر ص این حرکت انحرافی را پیشبینی نموده بود چرا که فرمود اتی علی الناس زمان القرآن فی واد و هم فی واد غیره 14 یعنی زمانی فرا میرسد که قرآن به سمتی حرکت میکند و مردم در سمت دیگر یعنی مردم بیگانه از قرآن میشوند . همچنین حضرت علی علیه السلام نیز میفرماید یاتی علی الناس زمان لایبقی من القرآ ن الا رسمه 15 یعنی روزگاری بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانی باقی نخواهد ماند. بنابرین چون قرآن با فطرت آدمی هماهنگ است بدین جهت است که روی قلب انسان تاثیرات روان بخشی را خواهد گذاشت. لذا کسانی که با قرآن زیاد مانوس نیستند از یک کدورت خاص معنوی برخوردارند. به علاوه این که در حقیقت قلب پیامبر اعظم ص را از دست خویش رنجاندهاند.مفهوم انس با قرآن از جهت متون ادبی دو معنا برای انس با قرآن بیان شده است. اولین معنائی که برای انس با قرآن مطرح گردیده است این که انس در لغت به معنای بروز و ظهور است 16 و کسی که در برابر این ظهور قرار گیرد صاحب درک و احساس میشود چنان که خدای تبارک و تعالی فرمود وآنس من جانب الطور نارا 17 یعنی از جانب طور آتشی دید. بنابراین انیس و مونس آن است که در مقابل چیزی یا کسی حضور و ظهور مستمر یا زیاد داشته باشد. معنای دیگری که بیان شده است این که واژهی انس در مقابل نفرت و وحشت به کار میرود از این رو کسی که با شخصی و یا چیزی مانوس باشد نه تنها از آن فراری نیست بلکه در عطش همنشینی با او است. زیرا معمولا گریختن معلول ترس و وحشت است چنان که یک پرنده یا یک آهوی وحشی اگر در قفسی زیبا در بهترین مکان و با بهترین مواد غذایی پذیرایی شود به محض آن که در قفس باز شود رهایی را بر قرار ترجیح میدهد چون حیوانات تمدن گریزند و نمیتوانند خود را با شهر و شهرنشینی انطباق دهند. قرآن گریزی نیز محصول عدم آشنایی و عدم انطباق با فرهنگ و معارف قرآن و نبود انس با آن است شگفتا بعضی به جای انس با قرآن که باید موجب آرامش باشد و به وسیلهی آن رفع تنهایی کند با آن نا مانوس بلکه از آن وحشتناک اند. راستی کسی که ولی خدا و خدا ولیش نباشد از خدا و قرآنش بیگانه خواهد بود و اگر در سلک اولیای خدا قرار گیرد خدا و قرآن انیس و مونس او خواهد شد چنان که مولی الموحدین میفرماید اللهم انک آنس الآنسین لاولیائک... ان اوحشتهم الغربه آنسهم ذکرک 18 یعنی خدایا تو با دوستانت از همه انس گیرندهتری... اگر تنهایی و غربت به وحشتشان اندازد یاد تو و ذکر تو قرآن آرامشان میکند. همچنین خدای تبارک و تعالی در قرآن هم میفرماید انما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا 19 یعنی مؤمنان تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود دلهاشان ترسان میگردد و هنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود ایمانشان فزونتر میگردد. 20 مانوس شدن با قرآن اهلیت میطلبد شگفت است از برخی بیاناتی که در مورد این کلام الهی گردیده است که انسان را نسبت به تفکر و تامل در این کتاب الهی و مانوس شدن بیش از حد این کتاب الهی به تفکر وا میدارد. متاسفانه ما مسلمانان این گونه که در تعابیر از قرآن تعظیم شده است انصافا مستحق عظمت این آیات الهی نیستیم. بنابراین در روایات از قرآن کریم به تعبیراتی چون اهل القرآن صاحب القرآن حمله القرآن و اهل الله بر میخوریم. در حقیقت تعبیر دیگری از انیسان و مانوسان با قرآن است. به طور نمونه در روایتی از وجود نازنین پیامبر اکرم ص میخوانیم که فرمود اهل القرآن هماهل الله و خاصته 21 یعنی اهل قرآن اهل خدا و برگزیدگان درگاه اویند. و یا در روایتی دیگر پیامبر اکرم ص میفرمایند اذا دخل صاحب القرآن الجنه قیل له اقرا و ارق 22 یعنی هنگامی که صاحب قرآن داخل بر بهشت میشود به او گفته می شد که بخوان و بالا رو. و همچنین در روایتی دیگر وجود نازنین پیامبر اکرم ص میفرمایند حمله القرآن عرفا
تفسیر قرآن ـ جلسه اول
باید گفت ما به یک طوطی پر قدرت هندوستان هم میتوانیم این اسمها را یاد بدهیم و بعد برایمان تکرار بکند آیا جزای شمردن این اسامی با زبان و به قول بعضی از حکما و عرفا
بندگى خداوند
زبان بشر و ملائکه حرف میزدم ولی محبت نداشتم یک پاره مسی میشدم که به صدا درآید اگر من دانای غیب و آگاه از همه اسرار و علوم میشدم و تمام ایمان کامل را که کوهها را از جا بر کند دارا میگشتم ولی محبت نداشتم چیزی نمیبودم.اگر من همه اموال خود را میبخشیدم و تن خودم را برای سوزاندن تسلیم میکردم ولی محبت نداشتم به دردی نمیخوردم محبت دارای متانت و شفقت است محبت حسد نمیشناسد محبت تفاخر و خودستایی نمیکند و خود را آلوده به غضب نمیسازد و بدی را به حساب نمیآورد از بیعدالتی شاد نمیشود محبت متحمل میشود و به همه چیز امید میبندد و به همه چیز صبر میآورد و هرگز نابود نمیشود.عارفان بینادل و مردان حق و واصلان بزم فضیلت و مقیمان حضرت حقیقت در نزد همه ملتها یک شراره کوچکی از آتش این عشق در کانون دل داشتهاند و تنها یک جرعه و بلکه یک قطره از این باده جان بخش خورده بودند که با یک شراره دل ایشان جهانبین گشته و از این یک قطره جان ایشان سرمست دو عالم شده بودند.این عشق است که در دل همه انبیا و اولیا و عرفا
جلوه های عرفانی دعا در صحیفه سجادیه
در بیان این مستی و آشفتگی است که عرفا از زبان رمز و تمثیل استفاده می کنند.
آثار حفظ زبان
است که هر که زبان نگه ندارد و سخن بسیار گوید به ناچار در غیبت مردمان افتد و سخن بیهوده و غیبت خود صاعقهای است هلاک کننده که گفتهاند مثل غیبت کننده چون کسی است که با منجنیقی حسنات خویش را به شرق و غرب دراندازد و دیگر از حسنات تهی و خالی گردد.نقل میکنند که به یکی از عرفا
نگاهی به جایگاه زن درمبانی عرفان اسلامی
آیا به نظر شما در چنین مواردی تمسک به زبان ادبیات عرفانی و شیوه عرفا در القا معانی می تواند راهی میان بر برای رسیدن به مقصود باشد؟ بلی همان طور … زبان ادبیات عرفانی را برای بیان دلائل احکام شرعی استخدام کنیم و آن وجوه محتمل برای تشریع احکام را در قالب بیانات ذوقی بریزیم می توانیم به ایجاد فضایی مناسب برای بعضی از افراد که صرف تعبد آنها را قانع نمی کند بپردازیم و در آن فضا و حال و هوای خاص خواهیم توانست بعضی از احکام شرعی تعبدی را برای جوانان ملموس تر و مانوس تر نماییم و همچنین خواهیم توانست بدون آن که به مهلکه قیاس حرام بیفتیم ذهن جوانان بخصوص دختران جوان را که ذوق لطیف تری دارند و هم نسبت به مسایل مربوط به خود حساس ترند قانع کنیم. بلی اگر مراد شما این باشد که هیچ کس هیچ مخالفتی با این معنی ندارد و اتفاقا پیشنهاد و راه کار خوبی است. عرفا
آغاز آفرينش
عرفا و فلاسفه امر مادی نیست.10. آب امام باقر علیه السلام فرمود نخستین آفریده آب است این آب همه چیز است و همه چیز از آب است. 21 ثالیس ملطی زاده 624ق م از مشاهیر حکما گفته است باریتعالی عنصری ابداع کرد که در آن صورتهای جمیع موجودات ومعلومات جهان وجود داشت و آن را نخستین پدیده یا عنصر اول و یا آب نامید همه انواع جواهر آسمان و زمین و آنچه در میان آنها است از این عنصر پدید آمد زمین از جامد گردیدن آب تکون یافت از حل شدن آب هوا پدیدار گشت از صافی آن آتش و از دود و بخار آن آسمان آفریده شد. انکسیمانس ملطی نیز به روشنی مینویسد نخست عنصر اول پدید آمد و سپس عقل .صدرالمتالهین در تفسیر عنصر اول میگوید این همان چیزی است که در زبان
عرفان اسلامي: شرح مصباح الشريعه (جلد 1)
در عبادت معنای امید عرفا به خداوند بررسی مفهوم عشق و محبت درعرفان اسلامی و اقسام آنها و معرفی چهره های پاک و ناپاک از منظر قرآن کریم از مباحث بعدی این کتاب است. نگارنده سعی نموده است سیمای مؤمنان حقیقی در قرآن را ارائه نموده و عامل نجات انسان در قیامت را تقوای زبان
English