موعظۀ خدا به پیغمبر ص را ببینید فاعف عنهم 6 حبیب من این مردم قابل گذشت هستند. … موعظۀ خدا به پیغمبر رحمت ص دین ما دین مهر آسانگیری و رحمت است. … وشرف المؤمن صلاته باللیل ای رسول خدا بزرگواری مؤمن به آن یازده رکعت نماز شب قبل از اذان صبح است.پنجم و عزه کفه عن اعراض الاذی الناس عزت اصالت و بزرگواری مؤمن در این است که از تلنگر زدن به آبرو و ناموس مردم بپرهیزد. این پنج موعظه خیلی جای بحث دارد که موعظۀ
21 مطلب یافت شد
اهمیت موعظه
قرآن موعظۀ شفابخش اگر کسی به قرآن دل بدهد و بخواهد علاج شود این کتاب موعظه و شفا لما فی الصدور است؛ موعظه میکند و دردهای باطنی و درونی را شفا میدهد. سپس و هدی دست انسان را میگیرد و در صراط مستقیم الهی میگذارد و سرانجام نیز و رحمه للمؤمنین درهای رحمت خدا … موعظۀ استاد شمال کاری داشتم. یک ساعت از اذان مغرب گذشته بود. یکی از دوستان پشت فرمان ماشین بود من هم کنار او نشسته بودم. گفت جلوی این مغازه نگه دارم تا خرید کنیم؟ قبول کردم. محوطۀ بیرون تاریک بود ولی داخل آن مغازه صدها چراغ روشن بود. من بدون عبا و عمامه نشسته بودم. این دوستم پیاده شد و من او را میدیدم که به داخل مغازه رفت. پشت دخل جوان 24-25 سالۀ بلند قد آستین کوتاه با موهای تا پشت شانه ایستاده بود. کمی با آن جوان صحبت کرد. ما هم که چشمدار نیستیم فکر میکنیم این جوان با آن گیس بلند و آستین کوتاهش آدم بیدینی است. ما که چشم باز نداریم نباید قضاوت کنیم. اگر ما چشمدار بودیم و چیز منفیای را میدیدیم بیان آن نیز حرام بود. خدا … خدا به پیغمبرش فرموده است و رتل القرآن ترتیلا 8 قرآن را تند و سریع نخوان بلکه با یک دنیا ادب کلمه به کلمه آرام و متین بخوان که هم خودت صدای خودت را بشنوی و هم گوش دیگران آیات را بشنود که یادشان بماند. سخنرانی نیز همین طور است. کسی که سخنرانیاش حالت رگباری دارد هیچ چیز از سخنانش در ذهن مستمع نمیماند؛ اما سخنرانی که مسائل الهی را آرام بدون داد و بیداد کلمه به کلمه و نرم بیان میکند پیامش در ذهن مستمع میماند. دو هفته پیش یک روحانی به نوهام در آلمان که در قم طلبه است و آنجا برای منبر دعوت داشت گفته بود بیست سال پیش وقتی قصد کردم طلبه شوم نزد پدربزرگت رفتم و به او گفتم که میخواهم طلبه شوم. ایشان مرا راهنمایی کن. پدربزرگت خیلی بامحبت و آرام مطالبی به من گفت که هنوز در ذهنم مانده است و با همانها بزرگ شدهام و رشد میکنم. کلام او برایم راهگشا بود. انبیا علیهم السلام نیز نرمگو بودند حتی در مقابل بدترین دشمنان. خطاب به سومین پیغمبر اولوالعزم حضرت موسی ع و برادرش هارون میفرماید اذهبا الی فرعون انه طغی فقولا له قولا لینا 9 در آن روزگار بدتر از فرعون کسی نبود؛ اما میفرماید که با این بدترین دشمن من نرم حرف بزنید بر سر او داد نکشید و با لحن و گفتار نرم با او گفتوگو کنید. موعظۀ
موعظۀ مرگ
چشیدن ناگزیر طعم مرگبنا به روایت امام صادق ع رسول خدا ص از موعظۀ جبرئیل ع پنج مطلب را شنید.
ارزش وعظ
ج نصیحتپذیریخصلت سوم هم و قبول ممن ینصحه مؤمن نیازمند است که خیرخواهی و موعظۀ دیگران را بپذیرد. مانند رسول خدا … خدا ص فرمودند چرا جلوتر نمیآیی؟ مگر همسفر من نیستی؟ عرض کرد و لو دنوت انمله لاحترقت یا رسولالله اگر به اندازۀ سر انگشتی از اینجا جلوتر بیایم میسوزم و خاکستر میشوم. من دیگر قدرت جلوتر آمدن را ندارم. بالاتر رفتن و این جایگاه برای شماست. آنوقت چنین پیغمبری به جبرئیل ع میفرماید عظنی ؛ این موعظهخواهی ارزش است و عمل به آن باارزشتر. لذا وقتی حضرت رسول ص موعظه خواست جبرئیل ع تعارف نکرد و قبول کرد. علامه مجلسی ره در روایتی نقل میکند که پروردگار عالم به حضرت موسی ع فرمود قبل از اینکه کسی را موعظه کنی خودت را موعظه کن. زرنگی مجلسی اول ره در موعظۀ … خدا کاری به هیچ کدام ندارد و میگوید هر کسی کار خود را انجام بدهد.ب واعظ درونیامام جواد ع میفرمایند یکی از خصلتهای مؤمن هدایت از طرف خداست که به دنبالش میرود و تکبر نمیکند. خصلت دیگر مؤمن و واعظ من نفسه است و گاهی خودش را موعظه میکند؛ خصوصا شب که خوابش نمیبرد شروع به موعظۀ
حکیم موعظهگر
خدا را پیاده میکند. توصیف لقمان در قرآندر سورۀ لقمان نمونههای موعظۀ او به پسرش نقل شده است و میفرماید و هو یعظه 1 ایشان اصالتا اهل سودان در آفریقا بود که هممرز با … خدا آخرت و بهشت و جهنمی وجود دارد؛ اما من قبول ندارم؛ اگر وجود هم داشته باشد من دلم میخواهد به جهنم بروم. ممکن است یک در هزار نفر به چنین افرادی برخورد کنیم. من برخورد داشتم. اعراض از جاهلینمغازهداری همین نزدیکیها بود که وضع مالی خوبی داشت. روزی دامادش به من گفت این آقا که در جلسات شما میآید پنج سال است از طبقۀ پایین به طبقۀ دوم نرفته است تا مادرش را ببیند. پنج سال با مادر قهر است. هر وقت دل مادرش برای بچهاش تنگ میشود پنهانی از پشت پنجره وقتی او میخواهد بیرون برود و داخل حیاط میشود همین مقدار پسرش را میبیند. شما با او صحبت میکنید؟ گفتم بله. گفت پس صبحانه به خانۀ ما بیا. او امروز مهمان ماست. قبول کردم و رفتم. خیلی بامحبت با او صحبت کردم و آیات و روایات راجع به پدر و مادر را برایش خواندم؛ چون آیات و روایات مهم و خیلی عجیبی داریم. بعد به او گفتم محبت میکنی از پلهها بالا بروی؟ من هم میآیم مادر پیرت را ببینی که دلش خوش شود؟ گفت من نمیآیم شما برو از مادرم بپرس هزینۀ دو سالی که به من شیر داده است چقدر میشود تا من نقدا به او بدهم. هیئتی بود و پای منبر میآمد. به او گفتم این برخورد شما جهنم دارد. گفت من دلم میخواهد به جهنم بروم به شما چه مربوط است؟ گفتم من جلوی شما را نمیگیرم. اگر میخواهی به جهنم بروی برو من دعا میکنم در راه نمانی. برو تا به جهنم برسی.برخورد با چنین افرادی فرق میکند. در قرآن میفرماید اعرض عن الجاهلین 5 روی برتابیدن تو تنها از جاهلین باشد؛ اما با مردمی که یادشان رفته و غافلاند متوجه نیستند و عنادی ندارند حرف بزن. به آنها باید مثل خورشید تابید. موعظۀ
موعظهگری یاد مرگ
موعظۀ پیغمبر ص در تشییع جنازهدر مدینه جنازهای را تشییع میکردند وجود مبارک رسول خدا ص به این تشییع برخورد کردند وارد جمعیت شدند تا وقتی که قبر
طریق دعوت به دین از زبان پروردگار
خدا دعوت کن. اینقدر دلیلهای قوی در قرآن عقل و روایات هست که طرف مقابل را به زانو درمیآورد.ب دعوت با موعظۀ حسنه و تواضع والموعظه الحسنه البته نه موعظه خالی
دو دغدغۀ مهم انسان در کرۀ خاکی
مگر عاشق خدا چهچیزی به تو میگوید که قبول نمیکنی؟ موعظههای امیرالمؤمنین ع را در کتاب دیگری غیر از نهجالبلاغهشان جمع کردهاند که حدود شش جلد است. یازدههزار موعظۀ
دلیل وجود داشتن و استجابت دعا و نفرین
مگر عاشق خدا چه دارد؟ به تو میگوید که قبول نمیکنی چه میگوید امیرالمؤمنین ع غیر از نهج البلاغهاش -که همۀ شما دارید- در کتابی دیگر موعظههایش را جمع کردند حدود شش جلد است. یازده هزار موعظۀ
مواعظ پنجگانه
خدا این دوستی را داده و عیبی ندارد که کسی مال دنیا را دوست داشته باشد اما تا کجا؟ تا اندازهای که از حلال دنیا زندگیاش اداره شود. زن و بچه را دوست داشته باشد تا کجا؟ تا جایی که به حرکتش به سوی پروردگار لطمه نزند. تبدیل دنیا به ارز آخرتی اینها را گفتم که موعظۀ
خدایی شدن با ذکر دائم
موعظۀ پیغمبر عظیمالشان اسلام به خانمی بود که خودش از حضرت تقاضای موعظه کرد. بخش مورد بحث این بود اکثری من ذکر الله فانک لا تاتین الله بشی غدا احب الیه من کثره ذکره همواره یاد خدا باش همواره اهل ذکر باش که فردای قیامت
دو ویژگی مهم مؤمن
خدا و لطف او مطرح میکنم گر بماندیم زنده بردوزیم جامهای که از فراق چاک شده ور بمردیم عذر ما بپذیر ای بسا آرزو که خاک شده . جنگ فرهنگی علیه شیعهیک روایت بینظیر وجود دارد که این روایت در کتابهای بسیار مهم شیعه نقل شده جمله به جملۀ روایت با قرآن هماهنگ است روایت هم از معدن علم الهی امیرالمؤمنین ع صادر شده است.قبل از اینکه وارد روایت بشویم دو مطلب را به عنوان دو موعظۀ
حقیقت مرگ در آیات و روایات
خدا آمدهایم به شما مژده بدهیم آن بهشتی که به شما در قرآن وعده دادهاند. میخواهند آن بهشت را در اختیارتان قرار دهند. این انتقال مؤمن به عالم بعد است.اما انتقال غیرمؤمن به عالم بعد داستان عجیبی دارد که نمیخواهم بگویم اشاره هم نمیکنم که ناراحت نشوید. این انتقال ما به عالم بعد و برزخ است و توضیح مختصری از موعظۀ
استاد انصاریان: سالهاست جنگ فرهنگی علیه شیعه در جریان است/ وظایف روحانیت چیست؟
موعظۀ حسنه به برادران هم لباسی خودم عرض میکنم. پنج هزار سایت بهائیت علیه فرهنگ تشیع فعالیت می کنداستاد اخلاق تهذیب و تربیت حوزه های علمیه ادامه داد مطلب اول در این روزگار تبلیغ دین به صورت عالمانه با محبت با مهربانی با لحن آرام و با زبان مردم بدون پیچیدگی دیگر مستحب نیست من از طریق سایتی که دارم با بیش از صد و بیست کشور سر و کار دارم من از دستگاههای تبلیغاتی جهان خبر دارم فقط پنج هزار سایت بهائیت علیه فرهنگ اهلبیت ع بیست و چهار ساعته در فعالیتاند.ایشان افزود برادران اینکه محرم و صفر و ماه رمضان یک منبر ده دقیقه یک ربعه برویم و یک روضه بخوانیم و دوتا شعر بخوانیم و بیاییم پایین این شیوه خدا
موعظهپذیری
خدا به بندهاش است.پیغمبر ص میفرمایند کفی بالموت واعظا 4 اگر اهلش باشید همین واعظ برای شما بس است. وقتی میبینی مردم میمیرند پند بگیر و بدان که مرگ به سراغ تو نیز میآید. این قبر و ازدسترفتن خانه و زندگی نصیب تو نیز میشود. این مرگ روزی میآید و تو را لخت و عریان میکند و داخل دو متر چاله میاندازد. تا هستی پند بگیر و کاری بکن.ای که دستت میرسد کاری بکن*** پیش از آن کهاز تو نیاید هیچ کار موعظهخواهی میراث ماندگار تشیعروزی شخصی پست و نادرست به پیغمبر ص در میان جمع عرض کرد مرا موعظه کن حضرت در موعظۀ
آبادی دنیا و آخرت در سایۀ پذیرش موعظههای الهی
خدا و قرآن هستیم؛ ولی وقتی دعوتش میکنی قبول نمیکند. وقتی میگویی نماز بخوان میگوید دوست ندارم و نمیخوانم؛ اما نمیگوید منکر نماز هستم. این شخص مخالف با ابیعبدالله ع مریض شد و امام به عیادتش آمدند. شما ببینید که آیا ما توانمند هستیم این کارها را انجام بدهیم؟ کسی که به ما بد کرده و مخالف ماست خوب با ما رفتار نکرده و حق هم با ما بوده حالا مریض شده است. آیا حاضریم بهراحتی به دیدنش برویم؟ اگر کبر و منیت داشته باشیم و مغرور باشیم نه حاضر نیستیم؛ اما امام از همه این صفات پاک بود. امام نور بود و به همهجا میتابید. امام خورشید الهی بود که به خانه مخالف خانه مسیحی خانه یهودی و خانه غیرشیعه هم میتابید. کاری به این نداشت که این کیست و اینجا خانه چه کسی است. اصلا کاری به این نداشت. ما این نرمی اخلاق را داریم؟ فکر نکنم منم که دارم اینها را میگویم با خجالت میگویم؛ چون من هم ندارم.از در اتاق که وارد شدند مریض در بستر بود. تا ابیعبدالله ع را دید گریه کرد. امام فرمودند من به عیادت تو آمدهام. چرا گریه میکنی؟ گفت من میدانم که از این بیماری بلند نمیشوم و مردنی هستم. چشمم که به شما افتاد یاد این مسئله افتادم که ششهزار درهم بدهکارم و ندارم بدهم. برای همین ناراحت مثلا میگفت قیامت هستم که ششهزار درهم به مردم بدهکارم و روز قیامت میخواهند با من چه کنند حضرت فرمودند گریه نکن من چند دقیقه کنارت مینشینم و بیرون میروم. طلبکارت کیست؟ مرد بیمار نام طلبکارش را گفت و حضرت فرمودند من همین امروز طلب تو را میدهم. نگران نباش وقتی امام از آنجا بیرون آمدند ششهزار درهم بردند و به طلبکارش دادند. طلبکار هم به خانه مریض آمد و گفت راحت باش پسر فاطمه س آمد و بدهی تو را داد. نگویم آب و گل است آن وجود روحانیبدین کمال نباشد جمال انسانیاگر تو آب و گلی همچنان که سایر خلقگل بهشت مخمر به آب حیوانیبه هرچه خوبتر اندر جهان نظر کردمکه گویمش به تو ماند تو بهتر از آنیوجود هر که نگه میکنم ز جان و جسدمرکب است و تو از فرق تا قدم جانی 12 این طبیب و دکتر این محبت لطف عاطفه این اخلاق نورانیت کرامت و بزرگواری را میبینید آیا درست است که ما به موعظههای اینها گوش ندهیم یا اگر گوش بدهیم امروز و فردا کنیم؟ به خودم میگویم الآن که موعظه را گوش دادی برو و خلاهای زندگیات را پر کن. اگر بدهکاری و نمیخواستی بدهیات را بدهی بده. اگر گنهکاری و باز هم نیت داری که فردا و پسفردا هم گناه کنی این نیت را از درونت بردار. حال اگر ده روز و بیست روز دیگر بهطور اتفاقی دچار گناه شدی آن قابل آمرزیدن است. سبک موعظۀ … موعظۀ انبیای الهیبخش عمدهای از عمر انبیای الهی به موعظه و نصیحت مردم گذشت؛ آنهم موعظههای حکیمانه اثرگذار و نورانی که اگر تکتک امتها میپذیرفتند دنیا و آخرتشان آباد میشد. متاسفانه عده کمی پذیرفتند کسانی که در موعظههای انبیا اندیشه و فکر کردند و عقلشان را بهکار گرفتند دیدند حق درست صدق و حقیقت است همچنین با فطرت و جان هماهنگ است بردند و برنده شدند. حقیقت معنایی شکر تحقق شکر در عملاینها هم خیر دنیا و هم خیر آخرت را بردهاند؛ اما به قول قرآن کریم و قلیل من عبادی الشکور . 1 البته نه شکر آب و نان آیهای در قرآن هست که باید در آن دقیق شد. آیه میفرماید جعل لکم السمع و الابصار و الافئده 2 من برای شما گوش چشم و نیروی درک قرار دادم. به چه هدفی؟ لعلکم تشکرون 3 این شکر چشم گوش و هوش چه شکری است؟ این را هم با باید یک آیه دیگر فهمید اعملوا آل داود شکرا 4 برادران اهل علم که شرف حضور دارند میدانند ادبیات عرب پنج تا مفعول شمرده است مفعول به مفعول فیه مفعول لاجله مفعول معه و مفعول مطلق . این شکرا در آیه که منصوب است یعنی نصب و فتحه دارد در ادبیات عرب مفعول لاجله است. آیه میفرماید ای آلداوود عمل کنید که شکر با این عملتان تحقق پیدا کند.ما در روایاتمان داریم که براساس همین آیه امام هشتم میفرمایند نماز شکر پروردگار است. روزه شکر پروردگار است. حالا شکر گوش چیست؟ خوب گوشدادن یادگرفتن و عملکردن هم شکر گوش است. این آیه درباره گوش چقدر آیه فوقالعادهای است آیه میفرماید فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه 5 آن بندگان مرا بشارت بده که سخن را میشنوند و عمل میکنند به آن قولی که احسن است. خدا
ایجاد تحول عظیم در عصر جاهلیت مکه
خدا را طعام بدهد چقدر ثواب دارد. اینها تازه مستحبات است. درمانگر تکبر عرب یک کار دیگر پیغمبر بعد از بیدار کردن عقول بعد از وادار کردن مردم به تفکر و اندیشه بعد از اینکه ارتباط مردم را از بتهای برون و بدتر از بتهای برون بت درون ـ هوای نفس ـ قیچی کرد و آنها را به پروردگار وصل کرد روحیۀ عبادت در آنها ایجاد کرد.عربی که بند کفشش پاره میشد از تکبر خم نمیشد ببندد و کفش را از پایش درمیآورد و میرفت؛ عربی که خودش را یک سر و گردن از مردم دنیا و عجم ـ غیرعرب ـ بالاتر میدانست عربی که هزار جور ادعا در روحیۀ کبر و استکبارش داشت؛ عربی که روزهای اول بعثت میگفت چه معنی دارد یتیم عبدالله بیاید بشود معلم و راهنمای ما؟ خود یتیم چه ارزشی دارد که یتیم عبدالله باشد؛ عربی که به پیغمبر میگفت تو کمپانی دروغی کذابی و به پیغمبر میگفت تو جادوگری به پیغمبر اکرم تهمت جنون میزد اینها در قرآن است اینها که دیگر در تاریخ نیست اینها در قرآن است و یقولون انه لمجنون قلم 51 میگفتند تو اختلال روانی داری میگفتند تو ساحری میگفتند تو دروغگویی؛ آن وقت این عرب را بعد از زنده کردن اندیشهاش روحیۀ عبادت در او ایجاد کرد حالا میآید داخل مسجدالحرام کتک میخورد از دشمن طعنه میشنود سنگ به او میزنند تهدیدش میکنند میایستد به نماز و رکوع میکند و سجده میکند و تشهد میخواند میآید به پیغمبر اقتدا میکند. پیامبر چنان کبر را معالجه کرد که عرب با عشق و علاقه پیشانی روی خاک میگذاشت و سبحان ربی الاعلی و بحمده میگفت. احیای روحیۀ نصیحتطلبی در مردم مکه اگر عزیزانم فکر کنید به عظمت کار پیغمبر اکرم پی میبرید که چه کرد. این اندیشیدن و این روحیۀ عبادت ایجاد کردن جریان پیدا کرد تا حالا که میبینید میلیونها نفر شبانهروز پنج بار در برابر وجود مقدس حضرت حق پیشانی به خاک میگذارند اینقدر اندیشه را در مردم قوی کرد که در این کرۀ زمین بالاترین کتابهای علمی و روانکاوی و اخلاقی و حقوقی و فقهی برای امت پیغمبر است.کار دیگری که پیامبر کرد و خیلی عجیب بود روحیۀ نصیحتطلبی و موعظهخواهی را در مردم زنده کرد. ایشان کاری کرد که عرب در مکه در مدینه در جنگها در ایام آرام بودن اوضاع میآمد زانو میزد و با شوق و با عشق به پیغمبر اکرم میگفت عظنی یا رسولالله من را نصیحت کن من را موعظه کن. عربی که به او میگفت دیوانه و ساحر و کذاب حالا میآید با یک دنیا ادب زنش زانو میزند و میگوید عظنی من را موعظه کن.امیرالمؤمنین ع امام معصوم به یک امام معصوم دیگر حضرت مجتبی ع میفرماید احی قلبک بالموعظه حسن جان دلت را با موعظه زنده کن. چنان زنده کرد این عربها را که مرد و زنی که مؤمن شده بودند آنهایی که کافر ماندند رفتند جهنم آنهایی که اصلاح شدند با چه علاقهای میآمدند میگفتند عظنی ما را موعظه کن موعظههای پیغمبر را جمع کردند و کتاب جداگانه کردند.پیغمبر در مسجد تنها بود ابوذر آمد رد شود دید پیغمبر تنها نشسته آمد به حضرت گفت عظنی پیغمبر هم موعظهاش کرد. علامۀ مجلسی اعلی الله مقامه الشریف موعظۀ
امیرالمؤمنین(ع) در آیات قرآن
موعظۀ جامع و کامل ان الله سبحانه لم یعظ احدا بمثل هذا القرآن خداوندی که از هر عیب و نقصی پاک است هیچ کس را مانند این قرآن موعظه نکرده است. در واقع بین قرآن انجیل زبور تورات و صحف ابراهیم ع خیلی تفاوت است. آنها هم موعظه داشتهاند ولی موعظه جامع و کامل مانند قرآن مجید سابقه نداشته است. -دستاویزی قوی برای سعادت دنیا و آخرت فانه حبل الله المتین و سببه الامین قرآن مجید رشته استوار محکم پروردگار عالم است که بین انسان و خداست. همچنین دستاویز قوی پروردگار عالم است که هر کسی میخواهد به سعادت دنیا و آخرت برسد میتواند با این دستاویز به آن برسد. جملات خیلی عجیبی است بهراستی که بعد از پیغمبر ص کسی مثل امیرالمؤمنین ع اینگونه قرآن مجید را تعریف نکرده است. -عامل شکوفایی حسنات باطنی و ایمان در قلب و فیه ربیع القلب بهار دلها در این قرآن است. همانطور که بهار سبب شکوفاشدن انواع گیاهان درختان گلها و نباتات است کتاب خدا
ایمان و آثار آن - جلسه هجدهم - (متن کامل + عناوین)
خدا حیا میکنند. و حسن الخلق و آنها به یک ویژگی دیگر دست مییابند و آراسته به حسن خلق میشوند؛ آنها میآیند آلودگی طمع را از نفس خود پاک میکنند و به جای آن قناعت را میگذارند؛ آلودگی بخل را پاک میکنند و به جای آن جود و کرم میگذارند؛ آلودگی غرور را پاک میکنند و به جای کبر فروتنی و تواضع را میگذارند. در زبان پیغمبر مجموع این ارزشها به عنوان حسن خلق شمرده شده است؛ یعنی تمام حالات آدمی حالات مثبت میشود. این طور هم نباید فکر کنیم که اگر آدم بخواهد این گونه بشود صد سال طول میکشد. نه چنین نیست و این طور شدن زمان زیادی را نمیخواهد. و الشکر. و چهارمین حقیقتی که آنها به آن آراسته میشوند شکر است. قرآن مجید شکر را این گونه معنا کرده مصرف کردن نعمت در کار مثبت هر نعمتی که باشد. پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم میگوید با این چهار حقیقت بدلها الله حسنات تمام آن گناهان گذشتهای را که این فرد در آن غرق بوده و از فرق تا قدم او را فراگرفته بودند خداوند با همین چهار پاککن آنها را پاک میکند؛ میآمرزد؛ مورد عفو قرار میدهد؛ مورد بخشش قرار میدهد و در وجود او جایگاۀ بدیها را به خوبیها واگذار میکند. به عبارت دیگر با این چهار حقیقت شیطان که نقاش زشتیهاست دیگر از نقاشی کردن زشتیها در تابلوی وجود آدم کنار میرود و نقاشی پروردگار شروع میشود. آن وقت انسان انسانی پاک و آمرزیده میشود که مورد مغفرت پروردگار عالم قرار گرفته است. موعظۀ
استاد انصاریان: عبادت واقعی انسان را به حرّیت، رضایتالله، مغفرتالله و جنتالله میرساند
خدا به آنها ارائه داد و فرمود افلا ینظرون این سیصد و شصت بت چه دخالتی در شتر دارند؟ شتری که با نبود علائم راهنمایی از یک مملکت تا مملکت دیگر شما را میبرد و اشتباه نمیکند شتری که در کویرهای عظیم عربستان وقتی میخواهد بار شما را جابهجا کند یک هفته تا ده روز در این مسیرها آب پیدا نمیشود آب ده روز خود را میخورد و بهتدریج از آب ذخیره شده در وجودش استفاده میکند. هر حیوانی را باید بار کنند اما در یک حد کمی میتواند تحمل بار کند اگر بخوابانند و بارش کنند دیگر نمیتواند بلند شود زیر بار میماند؛ اما شما سنگینترین بار را در حالی که شتر را خواباندید روی شتر قرار میدهید و شتر با یک حرکت منظمی بار را بلند میکند کف پا به گونهای ساخته شده که در سنگلاخها خیلی راحت حرکت میکند. پیامبر در حقیقت با یک شتر و اندیشه در خلقت شتر به بیداری عقل و توجه دادن مکی ها به پروردگار عالم کمک داد. پیامبر ص شگفتیهای خلقت زمین و آسمان را به مکی ها گوشزد کردوی در مورد دومین اقدام پیامبر در مکه آن زمان گفت پیامبر شگفتیهای خلقت زمین و آسمان را به مکی ها گوشزد کرد. والی السما کیف رفعت غاشیه 18 دقت نمیکنید در عوالم بالا در این خورشید در این ماه در این ستارگان در این خط شیری که شبها میبینید از میلیاردها ستاره تشکیل شده این بارهای عظیم سنگین را چه کسی در فضا بلند کرده که نه ستونی دارد و نه با زنجیری به جایی وصل است؟ با چشم خود حرکات ماه حرکت خورشید و حرکت ستارگان را میبینید اینها کار کدامیک از این سیصد و شصت بت است؟ کدامیک خورشید را در فضا بلند کردند و در یک نقطۀ معین نگاه داشتند؟ کدام از اینها دخالت در خورشید و ماه و ستارگان دارند؟ والی الارض کیف سطحت غاشیه 20 زمین را چه کسی برای شما به این پهنایی قرار داد که بتوانید در آن زندگی کنید؟ زمین آمادۀ زندگی شماست اگر کل کف زمین سنگ آب یا خشکی بود زندگی بپا نمیشد. پیامبر ص مردم را به تفکر و اندیشه وادار نمودمترجم و پژوهشگر قرآنی درمانگر تکبر عرب را یکی دیگر از اقدامات مهم پیامبر ص در آن زمان دانست و اظهار کرد پس از اینکه پیغمبر ص عقول مردم آن زمان را بیدار کرد مردم را به تفکر و اندیشه وادار نمود و ارتباط مردم را از بتهای برون و درون قیچی کرد آنها را به پروردگار وصل نمود و روحیۀ عبادت در آنها ایجاد کرد. پیامبر ص بعد از زنده کردن اندیشه عربی که بند کفشش پاره میشد از تکبر خم نمیشد ببندد و کفش را از پایش درمیآورد و میرفت؛ عربی که خودش را یک سر و گردن از مردم دنیا و عجم بالاتر میدانست؛ عربی که هزار نوع ادعا در روحیۀ کبر و استکبارش داشت؛ عربی که روزهای اول بعثت میگفت چه معنی دارد یتیم عبدالله معلم و راهنمای ما شود؟ خود یتیم چه ارزشی دارد که یتیم عبدالله باشد؛ عربی که به پیغمبر میگفت تو کمپانی دروغی کذابی جادوگری و به وی تهمت جنون و اختلال روانی میزد؛ در آنان روحیۀ عبادت ایجاد کرد. همان عرب پس از آن در نماز به پیامبر ص اقتدا می کرد. در حقیقت پیامبر ص چنان کبر را معالجه کرد که عرب با عشق و علاقه پیشانی روی خاک میگذاشت و سبحان ربی الاعلی و بحمده میگفت. پیامبر ص روحیۀ نصیحتطلبی و موعظهخواهی را در مردم زنده کردوی احیای روحیۀ نصیحتطلبی در مردم مکه را از اقدامات مهم دیگر پیامبر ص دانست و خاطرنشان کرد پیامبر ص روحیۀ نصیحتطلبی و موعظهخواهی را در مردم زنده کرد. ایشان کاری کرد که عرب در مکه مدینه جنگها و در ایام آرام بودن اوضاع میآمد زانو میزد و با شوق و با عشق به پیغمبر اکرم میگفت عظنی یا رسولالله من را نصیحت و موعظه کن. عربی که به پیامبر دیوانه ساحر و کذاب میگفت حال با یک دنیا ادب مقابل پیامبر زانو میزند و میگوید عظنی من را موعظه کن. وی ادامه داد پیغمبر در مسجد تنها بود ابوذر آمد رد شود دید پیغمبر تنها نشسته آمد به حضرت گفت عظنی پیغمبر هم موعظهاش کرد. علامۀ مجلسی -اعلی الله مقامه الشریف- موعظۀ
English