بخورید واعملوا صالحا و بعد از لقمۀ پاک … با لقمۀ آلوده و نجس که نمیشود من را عبادت و بندگی کنید. اهمیت غذای پاک … لقمۀ حلالدر سورۀ مبارکۀ مؤمنون آیهای داریم که این آیه همیشه یادتان بماند. آیهای کوتاه و سه کلمهای است. این آیه به تمام 124هزار پیغمبر از آدم ع تا پیغمبر اکرم ص خطاب شده است. خداوند هر پیغمبری را مورد خطاب این حقیقت قرار داده و فرموده است یا ایها الرسل 3 یعنی به تکتک آنها گفتم که کلوا من الطیبات حلال و پاک
17 مطلب یافت شد
شرح عبارت «قَدْ خَلَعَ سَرابيلَ الشَّهَواتِ» از خطبه 86 نهج البلاغه | بخش دوم
در شکم این هوی پرستان لقمۀ پاک نیست غریزۀ جنسیشان عمل مرد پاک و زن پاک نیست.
موعظۀ يبامبر صلّى الله عليه و آله و سلّم به يك اعرابى دربارۀ حيا
ربا را هم بردارد و بخورد؟ اصلا حیا مانع از این است که با بودن سفرۀ پاک خدا آدم دست به سمت لقمۀ نجس دراز … پاک داشته باشد و همه برای او احترام قایل باشند میشناسی؟ مرد گفت بله. حضرت فرمود آیا جلوی او کار زشت میکنی؟ مرد گفت ابدا یا رسول الله حضرت گفت آیا جلوی او کار جلف میکنی؟ مرد گفت نه. حضرت گفت آیا جلوی آن آدم شایسته باوقار و با عظمت و مورد توجه همگان دلقکبازی در میآوری؟ مرد گفت نه یا رسول الله حضرت فرمود به همان شکلی که از او حیا میکنی در زندگیات از خدا حیا کن؛ به اندازۀ حیایی که از یک فرد قابل توجه در خانوادهات داری از خدا حیا کن؛ آن وقت در حالت حیا از خدا اصلا دست و دل آدم به سوی گناه پیش نمیرود. چطور میشود آدم از خدا حیا کند و لقمۀ
بهترین و پاکیزهترین کسبوکار
را به خودت بچشانی و همینجوری خوشنگذرانی؛ باید تمام گوشت و پوست و خونی که از حرام ساختی را آب کنی بهجایش گوشت پوست خون استخوان و غضروف پاک با مال و لقمۀ
ایمان و آثار آن - جلسه هجدهم - (متن کامل + عناوین)
ربا را هم بردارد و بخورد؟ اصلا حیا مانع از این است که با بودن سفرۀ پاک خدا آدم دست به سمت لقمۀ نجس دراز … پاک داشته باشد و همه برای او احترام قایل باشند میشناسی؟ مرد گفت بله. حضرت فرمود آیا جلوی او کار زشت میکنی؟ مرد گفت ابدا یا رسول الله حضرت گفت آیا جلوی او کار جلف میکنی؟ مرد گفت نه. حضرت گفت آیا جلوی آن آدم شایسته باوقار و با عظمت و مورد توجه همگان دلقکبازی در میآوری؟ مرد گفت نه یا رسول الله حضرت فرمود به همان شکلی که از او حیا میکنی در زندگیات از خدا حیا کن؛ به اندازۀ حیایی که از یک فرد قابل توجه در خانوادهات داری از خدا حیا کن؛ آن وقت در حالت حیا از خدا اصلا دست و دل آدم به سوی گناه پیش نمیرود. چطور میشود آدم از خدا حیا کند و لقمۀ
خوی دهه دوم محرم 95 بقعه شیخ نوایی سخنرانی اول
ساختمان بدن با لقمۀ حلال که بار بیاید طبق جلد دوم کتاب کافی ساختمان پاک و طیب میشود.
وجوب اطاعت از ولی امر
تاثیر لقمۀ حرام در عباداتچقدر این شعر حافظ عالی است میگوید غسل در اشک زنم کاهل طریقت گویند پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز ببین با چه چشمی
نور الهی در سخنان امامان هدایت
پاک همهجانبه نور بودی. در حقیقت از اول نور بودی و وقتی بهدنیا آمدی نور بهدنیا آمدی؛ نیمهشبی هم که زینالعابدین ع بدن قطعهقطعه را در حصیر قرار دادند نمیشد بدن را بلند کنند؛ چون اگر حرکت میدادند ممکن بود قطعهای از بدن جدا بشود و میان قبر گذاشتند صورت مبارکشان را روی گلوی بریده گذاشتند و درحالیکه گریه میکردند خطاب به پدر عرض کردند پدر جان وارد عالم بعد شدی والآخره بنور وجهک مشرقه 1 تمام عالم بعد با نور ذات تو وجه در اینجا یعنی وجود شخصیت و حقیقت تو درخشان شد. وقتی خورشید طلوع میکند تا کجا نور میدهد؟ تا آخرین سیاره منظومه شمسی نور میدهد؛ بیشتر که نور ندارد. آخرت اول دارد اما آخر ندارد. ما در قرآن مجید درباره آخرت کلمه خالد و ابد داریم خالدین فیها ابدا . آخرت همیشگی و دائمی با نور وجود تو درخشید. این چه نور باعظمتی است؟ اما الدنیا فبعدک مظلمه اما بعد از تو تمام این عالم با نداشتن حسین ع در ظاهر غرق در تاریکی شد و هنوز هم تاریک است. اگر تاریک نبود اینهمه فساد ظلم جنایت گناه و معصیت چیست؟ همه اینها تاریکی است در روایت خیلی عجیبی وارد شده است ابیعبدالله ع از وقتی بهدنیا آمدند تا روز عاشورا هر وقت در شب تاریک که چراغی نبود ایشان را بر اثر نور چهره و زیر گلویشان میدیدند و موجودی نبود که پنهان بماند. ما وقتی در تاریکی قرار میگیریم هیچکس ما را نمیبیند؛ ولی ابیعبدالله ع که در اتاق کاملا تاریک نشسته بودند براثر نور چهره و زیر گلویشان پیدا بودند. این بدبختها منافقها کافران و مشرکان با ابیعبدالله ع در عاشورا چهکار کردند این خلقکم الله انوارا در وجود همه ائمه است. توجه مؤمن به لقمۀ
بازخورد پروردگار به بندۀ عاشق
پاک پخش میکند ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا . 3 اینجا روایت لطیفی برایتان بگویم؛ این روایت گوهر و جوهر سخنان اهلبیت است. چند نفر از امامان ما این آیه را اینگونه معنی کردهاند عبد مطیع شایسته ود میشود خود خدا هم باید این ود را به او بدهد. امامان ما میفرمایند این ود وجود امیرالمؤمنین ع است که در قلب مطیع جلوه میکند. بنده مطیع وقتی علی ع را میبیند سراغ هیچ فرهنگ و مخترعین هیچ فرهنگی نمیرود آنها را باطل میبیند و تا وقت مرگش دستدردست علی ع دارد. امام صادق ع میفرماید معنای دعای ربنا آتنا فیالدنیا حسنه و فی الآخره حسنه 4 این است خدایا در دنیا دست من را در دست علی ع بگذار و فی الآخره حسنه و در آخرت همراه علی ع کن. چه حسنهای بالاتر از اهلبیت؟ این الهمه الطاعه یک عنایت است. روز قیامت بنده مطیع را هم در بهشت قرار میدهد و هم رضوان من الله اکبر 5 را نصیب او میکند. نمیدانم رضوان من الله اکبر چیست که خدا میگویدعنایت دوم؛ قناعتعنایت دومی که به عبد عاشق میکند زمینهاش الان در مردم کم است ولی باز هم هست والزمه القناعه حال درون او را با قناعت گره میزند. عبد مطیع میل به گناه مالی و بدنی پیدا نمیکند و با درآمد و لذت حلال خوش است. اگر این قناعت در همۀ جامعه بود پروندۀ روابط نامشروع کور و پروندۀ حرامهای مالی بسته میشد. بنابراین معلوم میشود این گوهر اختصاص به عاشقانش دارد. عشق از اول سرکش و خونی بود تا گریزد هر که بیرونی بودامام چهارم میفرماید در آخرین ساعات بعدازظهر پدرم به خیمۀ من آمد و کمی نشست. وقتی نفس میکشید خون از بدنش بیرون میزد. گفتم بابا چه شده؟ فرمود جنگ شد. گفتم چرا؟ فرمود فقد ملئت بطونکم من الحرام 6 لقمۀ
حجتهای الهی
پاک الهی و ملکوتی امام صادق ع در مکه بود و شخصی او را به هارون معرفی کرد؛ خدا میداند این مرد کیست من ۵۵ سال است که منبر میروم به خدا قسم انگشت کوچک جابر حساب نمیشومجابر در جلسه آمد حکم داد و رفت. یحیی برمکی به هارون گفت این ریشهدارترین حکم و قوی بود هارون هم گفت من هم همینطور درک میکنم. این را به بغداد دعوت کنید که رئیس قوه قضائیه مملکت من بیست برابر ایران فعلی بشود؛ به زبان قدیم قاضیالقضات میگفتند اما چون خیلی از جوانها نمیدانند همین رئیس قوه قضائیه خوب است. به یحیی گفت تا در مکه است حکمش را بنویس که من امضا کنم. جابر قبول نکرد و گفت الان در حج هستم نمیتوانم مسند قبول کنم. گفتند بیا بغداد. دنبال او آمدند و به دربار آوردند. جابر به هارون گفت این مسند ریاست قوه قضائیه را نمیخواهم. گفت باید بخواهی؛ تو نمیتوانی بگویی نمیخواهم. حکم را نوشت و به او داد جابر هم تا کرد و در جیبش گذاشت. گفت کی قوه قضائیه میآیی؟ گفت دوسه روز دیگر.از کاخ بهسمت دجلۀ بغداد آمد لب آب نشست حکم هارون را درآورد ریزریز کرد و در آب ریخت. دوسه تا ماهی خواستند اینها را بخورند به ماهیها گفت مرکب و کاغذ حرام است؛ اگر بنا باشد همانطور که قرآن گفته واذا الوحوش حشرت 8 حیوانات در قیامت محشور بشوند این مال حرام را بخورید ولی جواب این لقمۀ
آثار ایمان- جلسۀ پنجم
پاک و نفس را تابلوی اخلاق پروردگار کرد. در بحار نقل می کند مرحوم مجلسی این روایت را تخلقوا باخلاق الله و این ها از طریق آن ایمان متخلق به اخلاق حق شدند. رذائل در آن ها نبود فضائل در آن ها پر بود. و این ایمان با اعضا و جوارحشان چه کرد؟ با چشمشان چه کرد؟ غضوا ابصارهم عما حرم الله علیهم از هر چه خدا به آن ها حرام کرده بود چشم پوشیدند خیلی راحت چون غرق در عشق نسبت به معشوق بودند عاشق همیشه سعی می کند که رضایت معشوق را جلب کند. و یک شکلی به خودش بگیرد یک حالی بگیرد و یک رفتاری بگیرد که معشوق از او راضی باشد. چشم پوشیدند از هر چه خدا بر آن ها حرام کرده بود. در مقابل حرام نه می گفتند هر حرامی آن ها را دعوت می کرد می گفتند ما اجابت نمی کنیم. گاهی هم برای اجابت نکردن شهید می شدند خوشحال بودند که آلوده از دنیا نمی روند. با گوششان این ایمان چه کرد؟ وقفوا اسماهم علی العلم دافع لهم گوش را گره زدند به آن معرفت و آگاهی و دانشی که سود دنیا و آخرتی برایشان داشت. با زبانشان چه کرد؟ شما ده آیه را در قرآن باید ببینید در رابطه با زبان اهل ایمان زبانشان منبع قول صدیق بود قول حق قول معروف قول میسور قول حسن قول احسن قول بلیغ شد. پر کردند زبان را از خدا جا برای باطل نگذاشتند. با دستشان چه کار کرد؟ با دستشان ما قدرت داریم شصت و سه سال حکومت آن دست را ارزیابی کنیم؟ شما یک شمشیر ببرید بالا و بیاورید پایین چه قدر طول می کشد؟ با سرعت و با هنرمندی سه چهار ثانیه. سه چهار ثانیه حرکت دستشان را پیغمبر اعلام کرد ضربت علی یوم الخندق افضل من عباده الصدقین چرا؟ ایمان همۀ این ها را در ایمان ببینید ایمان واقعی. با شکمشان چه کار کرد؟ از حرامش در می رفتند اصلا اسم حرام را پیش آن ها نیاور. به حلال قناعت می کردند و در حلال اسراف و افراطی نداشتند می ترسیدند. تازه لقمۀ
تجارت نجاتبخش انسان
پاک بود این شخص در عبادت است و فرقی هم نمیکند که چهکسی باشد؛ مرد زن شهری یا دهاتی. آدمی میتواند نگذارد که این سفره حتی برای هفتادهشتاد سال آلوده شود. گرایش به پاکی در ذات و فطرت انسانپروردگار عالم هیچ انسانی را از زمان آدم ع تا الآن نیازمند حرام خلق نکرده است و از حالا تا قیامت هم حتی یک نفر را نیازمند به حرام خلق نمیکند. اگر چنین اتفاقی میافتاد یا بناست که بیفتد پروردگار عالم مردم را از حرام منع نمیکرد و میگفت بندۀ من نیازمند به حرام خلق شده است. آیا معنی دارد که به او بگویم سراغ این حرام نرو؟ وقتی نیاز به حرام دارد باید او را آزاد گذاشت. ولی یک نفر را در این عالم نیازمند حرام خلق نکرده است. عوامل انحراف انسان از صراط مستقیمهارون هدیه خیلی گران و خوشمزهای برای یک شیعه فرستاد تا از این طریق او را بدزدد. مردم را به شکلهای گوناگون میدزدند و خیلی از مردم هم حواسشان جمع نیست و دزدیده میشوند. در طول تاریخ اینگونه بوده؛ حالا هر زمانی به تناسب آن زمان صیدهای دزدی مختلف بوده است. الآن خیلیها را با ماهواره میدزدند و اینها هم در آن دام دزدی میافتند. خیلیها را با شهوت جنسی میدزدند و خیلیها را با پول و صندلی و مقام. طرق دزدیدن عباد خدا فراوان است. در عباد خدا انسان حواسجمع کم است بنابراین دزدیده میشوند. روشنبینی مؤمنپیغمبر ص روایت جالبی دارند که باید گفت. خیلی جالب است روایت این است ان المومن ینظر بنور الله ؛ 11 المومن یعنی آنکسی که واقعا خدا و قیامت را باور کرده است. مؤمن ینظر بنور الله همهچیز را با کمک خدا نگاه میکند. وقتی با کمک نور خدا نگاه میکند حق و باطل را میفهمد و درک میکند. پرهیز از لقمۀ
برترین و باارزشترین عبادت
پاک نگاهداشتن عضو شهوت و عضو جنسی از حرام شهوانی. خیلی از کتابها متن فرمایش امام را نقل کردهاند. کتابهایی که در این شصت سال برای منبر مطالعه کردهام از کتابهای نوشتهشده قرن سوم شروع شده است تا این روزگار. من کتابهای چند قرن را برای تامین مطلب منبر و آشناشدن شما مردم عزیز با مسائل الهی شصت سال ورق زده و یادداشتبرداری کردهام. این مطالعات شصتساله با لطف خدا به بیستوچند هزار نوار بیتکرار تبدیل شده که در هزار جلد هم چاپ میشود. پنجاه جلد آن هم چاپ شده پنجاه جلد دیگرش هم شاید تا یک ماه دیگر چاپ شود. این هزار جلد منبع عظیمی از معارف الهی اهلبیت علیهمالسلام است. برادران به خدا قسم ما برای مسائل و معارف و حقایق نیازمند گدایی از دانشمندان یهودی مسیحی زرتشتی بودایی هندی اروپایی آمریکایی و یونانی نیستیم. خودمان همهچیز در حد اعلا داریم. حافظ چقدر زیبا میگوید سالها دل طلب جامجم از ما میکرد ×××××××× وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکردبیدلی در همه احوال خدا با او بود ×××××××× او نمیدیدش و از دور خدایا میکرددر آیات قرآن هم میخوانیم فطرت الله التی فطر الناس علیها ؛ 2 ونحن اقرب الیه من حبل الورید ؛ 3 وهو معکم این ما کنتم والله بما تعملون بصیر . 4 یعنی عبادت نگاهداشتن شکم و نگاهداشتن عضو جنسی برترین عبادت است؟ امام باقر ع میفرمایند که برترین عبادت است. در واقع از همین نماز جماعتی که امشب خواندیم از حج و انواع زیارتها بالاتر است. امام باقر ع در عمق این روایت هشدار میدهند که شکم به این کوچکی و این کیسه کوچکتر از شکم شهوت دو دروازه بسیار بزرگ برای ورود امتهای کثیری به جهنم است. چشم و دست و پای ما اینقدر قدرت ندارند که ما را به جهنم ببرد؛ اما شکم را اگر رهایش بکنیم بدون اینکه فشاری به ما بیاورد و زور بزند خیلی راحت میتواند ما را به جهنم ببرد. عضو جنسی ما گاهی در سهچهار دقیقه میتواند ما را به جهنم ببرد. خیلی خطرناک است که انسان در حال خوردن حرام یا در بستر زنا در حال زنا بمیرد؛ باید با کله به جهنم برود. یک دزد حرفهای بود که پنجاه سال میدزدید میخورد و میبرد. وقتی او مرد پسرش خوابش را دید و به او گفت بابا در چه وضعی هستی؟ گفت من وقتی در دنیا بودم از این منبریها شنیده بودم که وقتی آدم را دفن میکنند و آدم وارد برزخ میشود دو فرشته میآیند و راجعبه خدا پیغمبر قبله امام و قرآن سؤال میکنند. من هیچکدام از اینها را ندیدم و همین که مردم مرا با کله ته جهنم انداختند. پیامدهای لقمۀ
عدالت در دنیا
پاک است.معنای تسبیح و پاکی خدادر قرآن مجید کلمۀ تسبیح سبحان الله 1 یسبح لله 2 و سبح لله 3 را زیاد میبینیم که این لغت و مشتقاتش بیان پاکی پروردگار از هر عیبونقصی است. اینقدر تکرار این کلمه لازم است و معنایش به فکر جهت مستقیم میدهد که بر ما واجب شده در رکوع سجود و رکعت سوم این کلمه را تکرار کنیم. مثلا در نماز صبح یک بار در رکوع رکعت اول واجب است که بگوییم سبحان الله حالا یا سه بار تکرارش میکنیم یا سبحان ربی العظیم و بحمده میگوییم و دو بار در سجدۀ رکعت اول میگوییم؛ چون دو تا سجده داریم. همین کار را سه بار در رکوع و دو سجدۀ دیگر رکعت دوم تکرار میکنیم که شش بار میشود. اگر به معنایش هم توجه کنیم وقتی در دو سجدۀ رکعت اول و دوم سبحان ربی العظیم و بحمده پروردگار من بیعیب و بینقص است میگوییم معنایش را میتوانیم در عالم خلقت ببینیم؛ میبینیم که کل این کارگاه هستی بیعیب است اختلالی در کار آفرینش وجود ندارد و از کوچکترین ذرهای که با چندهزار بار برابر کردنش باز هم دیده نمیشود و تا بزرگترین کهکشانی که شاید در دسترس دوربینهای نجومی نباشد کمال مشاهده میشود. علت نقص و مشکلات در عالم خلقتبعد به فکرمان میآید جهان خلقت که بیعیب و بینقص است و دلیل بر این است که سازنده و مهندس آن بیعیب و بینقص است پس این همه عیبونقص در زندگی ما از کجاست؟ بالاخره ما هم آفریدهشدۀ پروردگار هستیم و در دایرۀ حکومت خدا زندگی میکنیم. من آفریدهشده که در دایرۀ این حکومت هستم چرا اینقدر عیب مشکل و نقص در زندگیام هست؟ این کار خدا نیست؟ یعنی خدا از من مشکل عیب و نقصدار نفرت دارد؟ چون خوشش نمیآید چوب لای چرخ زندگیام میگذارد؟ داستان این است؟اولا باید ببینیم خداوند خالق شر هم هست؟ یعنی پروردگار عالم ایجادکنندۀ زیان خسارت شر بدبختی تیرهبختی و بستهشدن زندگی هم هست؟ اگر کسی این کارها را بکند ظلم است یا نه؟ مثلا شخصی به دیگری چاقو بزند کلنگ بردارد و دیوار خانۀ مردم را بریزد یا به پهلوی آدم مشت بزند و دندهاش بشکند ظلم هست یا نه؟ به هر کسی در دنیا بگوییم آقا این کار ظلم است یا نه؟ میگوید بله ظلم است. عیب نقص بنبست و مشکلاتی که در زندگی هست اینها کار خداست؟ اگر کار خدا باشد باید گفت خدا ظالم است یعنی خوشش میآید اخلال در زندگی بندگانش ایجاد کند و لذت میبرد قرآن و نفی ظلم از خدابه کتاب خود خدا مراجعه کنیم و ببینیم دربارۀ خودش چه میگوید؟ نظر خدا دربارۀ خودش روشن است ان الله لیس بظلام للعبید 4 ابدا اهل ظلم به یک نفر از بندگانم در این عالم نیستم. در آیۀ دیگری میگوید ان الله لا یظلم الناس شیئا و لکن الناس انفسهم یظلمون 5 من به کسی ظلم نمیکنم اما بیشتر مردم ظالم هستند. او عدالتش ذاتی است؛ یعنی جای ظلم ندارد؛ چون عیبونقص ندارد و از ظلم هم لذتی نمیبرد. بعد هم خدا در قرآن ظالم را لعنت کرده 6 اگر خودش ظالم باشد یعنی خدا خودش را لعنت کرده؟ پس داستان ما چیست؟ بااینکه واضح است داستان ما چیست اما سراغ یک آیه در قرآن میرویم که ببینیم نظر خودش راجعبه عیب نقص مشکلات و بنبستهای ما چیست؟ علت خوبی و بدی در قرآنچقدر این آیه عالی است اگر این آیه واقعا بدفکری من نسبت به خدا را معالجه نکند معلوم است که علاجپذیر نیستم. ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئه فمن نفسک 7 آنچه خوبی در زندگی به تو میرسد از جانب خداست؛ چون من فقط خیرخواه خالق خیر و خیررسان به شما و تمام موجودات زنده هستم. رزقرسانی خداداستانی را سعدی در بوستانش نقل میکند یکی روبهی دید بیدستوپای فرو ماند در صنع و لطف خدایکسی دید روباهی مادرزاد دستوپا ندارد روی شکمش است و سنی هم از این روباه گذشته. گفت این نمیتواند راه برود و قدرت جهیدن ندارد چطوری تا حالا که مثلا ده سالش است زندگی کرده؟ گوشهای چند ساعتی بایستم و ببینم داستان این روباه از چه قرار است. دید شیری آمد به شیر سلطان جنگل میگویند گرسنهاش هم باشد فرقی نمیکند که آدم را پاره کند یا گوسفند شتر فیل یا روباه را بدرد. بین شیر و روباه آشتی نیست و روباه لقمۀ
انتخاب خانه در بهشت یا جهنم
لقمۀ حرام در شکم آن بدنی باشد که میخواهم وارد نماز بکنم. اگر مال غصبی دزدی تقلب اختلاس و رشوه را حذف بکنم میتوانم دو رکعت نماز درست بخوانم. با حذف آنچه گفته شد یک انسان بدون فحشا و منکرات میشوم و از دل این نماز رضایت خدا و بهشت درمیآید.با اینکه از این معدن باعظمت الهی رضایت خدا بهشت مال سالم برخورد سالم و پاکی شکم درمیآید؛ اما عدهای میگویند ما این نماز و خیر خودمان را نمیخواهیم یا میگویند منکر نماز نیستیم؛ اما حال نداریم بخوانیم؛ یعنی حال نداریم اینهمه خیر را به طرف خودمان جلب کنیم درحالیکه این فریضۀ پروردگار و علم هم فریضه الله است. سجدهنکردن بر غیر خداخداوند پدر آدمیان را که آفرید اسمش را آدم گذاشت و به او بدن و جان عنایت کرد. سپس به فرشتگان گفت به او سجده کنید. اگرچه قبلۀ سجدۀ فرشتگان آدم بود اما سجده بر خدا بود؛ مثل ما که قبلۀ سجدهمان کعبه است. بنابراین ملائکه به غیر از خدا سجده نکردند شرک نورزیدند و امر خدا را اطاعت کردند. یعقوب ع همسرش راحیل مادر واقعی یوسف ع و پسرانش بر یوسف ع سجده کردند و رفع ابویه علی العرش و خروا له سجدا . 3 یعقوب پیغمبر ع و یازده برادر یوسف ع به آدمیزاد سجده نکردند؛ زیرا سجدۀ بر آدمیزاد حرام است. راحیل به بچهاش سجده نکرده؛ بلکه آنها یوسف ع را قبله قرار دادند و بر پروردگار مهربان عالم برای شکر پیداشدن یوسف ع از بینرفتن خشکسالی و شهرنشینی در مصر سجده کردند. در تفسیر علیابنابراهیم قمی ره اواخر قرن سوم تفسیر عیاشی میگویند از کتاب کافی معتبرتر است و تفسیر برهان سیدهاشم بحرانی ره از وجود مبارک حضرت رضا ع روایت شده که سجدۀ حضرت یعقوب ع و مادر یوسف ع سجدۀ بر پروردگار عالم و سجدۀ شکر و سپاسگزاری نجات از گرفتاریها بوده است. در این آیه بحث مادر یوسف است نه خالۀ او؛ زیرا آیه میگوید و رفع ابویه و در زبان عرب به پدر و مادر اصلی ابویه میگویند. اینکه میگویند وقتی کاروان یوسف ع را از چاه درآورد و در راه مصر خودش را از روی شتر روی قبر مادرش انداخت هوا تیرهوتار شد و کاروانیان از نالۀ یوسف ع ترسیدند و از روی قبر مادر بلندش کردند کسی که به مصر آمده خالۀ یوسف بوده؛ هم خلاف صریح قرآن و هم روایاتی که در این زمینه نقل شده بسیار ضعیف بیپایه و مردود است؛ من نمیدانم خاله را از کجای این آیه درآوردهاند نخواندن نماز و محرومشدن از بهشتوقتی که انسان این نماز و سجده را نخواهد معنایش این است ای خدایی که من را آفریدی و در اعلام واجباتت خیر من را خواستی؛ تو خواستی که زندگی پاکی داشته باشم و در دنیا نماز را به من ارائه کردی که رشوه نگیرم؛ دزدی اختلاس و تقلب در جنس نکنم؛ مال مردم و ارث خواهر و برادرم را نخورم؛ و نیز خواستی که با قدرت نماز پاک
دنیا مقدمهای برای آخرت
پاک کن؛ چون اگر نجس به آن طرف بیایی به بهشت من راه نداری. من در قرآن هم اعلام کردهام والطیبات للطیبین والطیبون للطیبات سورۀ نور آیۀ 26 پاکها برای پاکها و الخبیثات للخبیثین والخبیثون للخبیثات سورۀ نور آیۀ 26 و ناپاکان برای ناپاکاناند؛ دوزخ برای ناپاکان و بهشت برای پاکان است. -ضرورت کسب حلالما به دنیا نیاز داریم؛ خداوند میگوید نیازت را از من بگیر. اگر نیازت را از کسبوکار حلال بگیری مثل این است که از من گرفتهای. این مطلب در قرآن است ورزقناهم من الطیبات سورۀ اسرا آیۀ 70 کلوا مما فی الارض حلالا طیبا سورۀ بقره آیۀ 168 اگر از جای دیگر بگیری زندگیات را آلوده و نجس میکنی. نیازت را از خودم بگیر. من راه گذاشتهام؛ به تو زمین دادهام تو دانه را بپاش من آن را درمیآورم. خودت که نمیتوانی دربیاوری. نور هوا آب و زمینش را هم دادهام. تو فقط چهارپنج ماه کشاورزی یا یک سال باغداری کن. این محصولی که من به تو میدهم برای بدنت است. اما اگر انگور را کامیونکامیون بخری و پنهانی مشروب درست کنی و ده برابر قیمت طبیعی دنیا هم بفروشی فایدهای ندارد؛ چون تو همه چیزت را نجس کردهای من انگور را برای شراب ندادهام؛ بلکه آن را دادهام تا زمان اول آن غورهاش زمان وسط آن انگورش و زمان آخر هم کشمش را بخوری. چرا آن را شراب میکنی؟ من همه چیز را برای تو حلال قرار دادهام؛ بیا از خودم بگیر. اصلا بیا برای بدنت تا آخر عمر سر سفرۀ من بنشین. حتی یک بار هم سر سفرۀ غیر من نرو که معبودان باطل ابلیسها شیاطین و ستمگران هستند. -ضرورت توجه به حلال و حرام الهیبرادرانم خواهرانم شما را به حق ماه مبارک رمضان حلال و حرام را دقیق دقیق مراعات کنید. به موسیبنجعفر ع گفت یابنرسولالله من خیاط هستم. وزیر وکیل اداری و فرماندار بنیعباس برای من لباس میآورند تا برایشان بدوزم؛ آیا من قیامت گیر هستم؟ فرمودند قطعا گیر هستی تو برای ستمگران لباس میدوزی. پیغمبر ص میفرمایند کسی که لباس ترساندن مردم را بپوشد قیامت وقتی وارد میشود روی پیشانیاش نوشته آیس من رحمه الله یعنی این آدم برای ابد از رحمت خدا ناامید است. بعد حضرت فرمودند کسیکه برای ستمگران در دوات مرکب درست کند کسیکه برای مرکب روان ستمگران نخ و پنبه ببافد که قدیم به آن لیقه میگفتند و در دواتش بگذارد و کسیکه برای ستمگران سوزن را نخ کند ستمگر چشمش ضعیف شده است؛ میگوید آقا این سوزن را نخ کن و شخص هم میداند که این فرد ستمکار است روز قیامت منادی از جانب خدا فریاد میزند این الظلمه و اعوان الظلمه آنهایی که به ستمگران کمک کردهاند کجا هستند؟ همه را دسته میکنند و به جهنم میریزند البته نه فقط ستمگران چراکه آنان وضعشان معلوم است؛ بلکه اعوان ستمگران و آنهایی را هم که بهشکلی به ستمگران کمک کردهاند به جهنم میریزند. اینکه میگویند صراط از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است معنیاش این است؛ نه اینکه پل روی جهنم مثل مو باریک و از شمشیر هم تیزتر باشد نه این کنایه است از اینکه مسائل الهی بسیار دقیق است. حالا اگر حلال به دست آوردی نوش جانت -روایتی عجیب از رحمت الهیحاجی سبزواری حکیم بزرگ الهی روایتی را دربارۀ رحمت خدا نقل میکند که خیلی برای من عجیب است خدا باید بعضی از چیزها را به آدم کمک کند تا انسان باور کند. حکیم آدم کمی نبوده است. ایشان میگوید هر لقمۀ
حقایق سهگانۀ دین
لقمۀ حرام را قبول نکند و بگوید نمیخواهم. خودمان اختیارا باید قبول نکنیم صد میلیون است نمیخواهم هزار میلیارد نمیخواهم آقا من با یک نان سنگک و یک آبگوشت میسازم این هزار میلیارد را نمیخواهم این هزار میلیارد استفراغ کثیف شیطان است من نمیخواهم. این یعنی چشم مؤمن باز است. امتناع شیخ عبدالکریم حائری از خوردن انگور حرامسال پنجاه خیلی وقت است من همدان منبر میرفتم تقریبا چهل و هفت سال پیش جوان بودم. شبها آنجایی که منبر میرفتم تابستان بود یک حیاط شاید هزار متر بیشتر بود یک طرف این مجلس علمای همدان مینشستند خیلی برای من جالب بود آن مجلس از مرحوم آیتالله العظمی آخوندملاعلی تا کسانی که پیشنماز مسجد بودند ولی عالم بودند. من هیچکدام را نمیشناختم پرسیدم دانه دانه را که بهخاطر اینکه شب میآیند پای منبر بروم بازدیدشان.یک بار آدرس یکی از آن علما را گرفتم شهرستانها خیلی غنی بود از آخوند ملای باتقوای متدین اثرگذار رفتم بازدید یکی از ایشان و به او گفتم آقا شما نجف بودید؟ گفت نه قم بودم. گفتم درس چه کسی تشریف میبردید؟ گفت آقا شیخ عبدالکریم حائری چهل و هفت سال پیش او هفتاد سالش بود. گفت درس آقا شیخ عبدالکریم من چون درسخوان بودم سید هم بودم یک خانوادۀ معروفی هم بودیم در همدان و پدرانمان همه عالم و مجتهد بودند حاج شیخ عبدالکریم به من و به دو سهتا دیگر یک عنایت خاصی داشت.یک روز بعدازظهر ما دور حاج شیخ نشسته بودیم و بحث علمی و فقهی و اصولی بود تمام شد و حاج شیخ به ما دو سه نفر گفت شما اگر کار ندارید من یک بازدید بدهکارم میخواهم بروم بازدید یک بازاری. حالا نمیدانم کجا آمده بود دیدن حاج شیخ و ایشان فرموده بودند ادب اقتضا میکند من این بازدید را پس بدهم شما هم با من بیایید و ما هم رفتیم.حاج شیخ در میوهها به انگور خیلی علاقه داشت صاحبخانه هم میدانست انگور آوردند چه انگورهایی ولی حاج شیخ نخورد. صاحبخانه دو سه بار تعارف کرد و گفت که آقا انگورهای خیلی خوبی است. شیخ فرمود میل ندارم امروز اصلا به انگور میل ندارم. او هم دیگر اصرار نکرد. جلسه بازدید تمام شد.این را مستقیم برای خودم گفت یعنی حاج شیخ و آن عالم همدانی و من راوی روایت سه نفر هستند که من سومیاش هستم و شما هم که میشنوید چهارمیش هستید. گفت حاج شیخ به من خیلی محبت داشت من آرام وقتی داخل کوچه میآمدیم گفتم آقا شما که خیلی انگور دوست دارید چرا نخوردید؟ فرمود میل نداشتم. گفتم میل نداشتم که دوتا حبه که میتوانستید بخورید چرا نخوردید؟ اصرار کردم حاج شیخ هم نمیخواست حرف بزند آخرش گفت که فلانی با من شرط شرعی میکنی تا زندهام جایی نقل نکنی؟ گفتم بله آقا نقل نمیکنم. گفت من هم بعد از مردن حاج شیخ این را نقل کردم و حالا هم برای تو میگویم.حاج شیخ گفت هر کجا مهمانی میروم خانۀ اقوامم و یا دوستانم اگر مالی در سفره حرام باشد تا میخواهم دستم را دراز کنم بردارم شدید استفراغم میگیرد و شکمم به من خبر میدهد با حالت استفراغ که آقا شیخ لقمه پاک
English