فارسی
چهارشنبه 27 تير 1403 - الاربعاء 9 محرم 1446
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

0
نفر 0

بگذار که این باغ درش گم شده باشد ازسعید بیابانکی

بگذار که این باغ درش گم شده باشد
گل های ترش برگ و برش گم شده باشد

جز چشم به راهی به چه دل خوش کند این باغ
گر قاصدک نامه برش گم شده باشد

باغ شب من کاش درش بسته بماند
ای کاش کلید سحرش گم شده باشد

بی اختر و ماه است دلم مثل کسی که
صندوقچه ی سیم و زرش گم شده باشد

شب تیره و تار است و بلا دیده و خاموش
انگار که قرص قمرش گم شده باشد

چاهی است همه ناله و دشتی است همه گرگ
خواب پدری که پسرش گم شده باشد

آن روز تو را یافتم افتاده و تنها
در هیبت نخلی که سرش گم شده باشد

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر
چون شیشه ی عطری که درش گم شده باشد....

 


منبع : سعید بیابانکی
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

خون گریه می کرد
نشانه از زهرا محدثی خراسانی
چشم مشک‏ از عمان سامانی‏
اگر چه باغ پر از لالة تو پرپر شد ازمصطفی محدثی ...
ارباب از حاج حيدر توكلي
به یاد کربلا افتاده ام باز از محمد فخار زاده
یک قافله غم ، زکربلا آوردم از محمود تاری
کربلا بود و حسین علیه‏السلام از سیدتقی قریشی ...
پیشنماز ازسید حبیب حبیب پور
تو می خواهی پر از اخلاص باشی از پروانه بهزادی آزاد

بیشترین بازدید این مجموعه

از علي اصغر خجالت مي کشم...ازمصطفی رحماندوست
سجّاده ازمنیره هاشمی
ساقی لب تشنه ازحبیب‌اله معلمی
به یاد کربلا افتاده ام باز از محمد فخار زاده
اى که خم شد ز غمِ مرگِ برادر کمرت از ملا محمد تقی ...
قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش
بزرگ فلسفه قتل شاه دین حسین این است از خوشدل ...
محرم در ادب فارسی
کشتی نجات از خدیجه پنجی
ارباب از حاج حيدر توكلي

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^