لطفا منتظر باشید

قانون تشريع‏

انسان در ميان موجودات جهان، موقعيتى ويژه و جايگاهى استثنايى دارد. از بسيارى از موجودات جهان برتر است، و هيچ موجودى در شرافت و برترى به پاى او نمى‏رسد.

اعتبار ويژه انسان، در ميان موجودات، به خاطر مايه‏هاى ارزنده‏اى چون:

عقل، فطرت، وجدان و بويژه گوهر پر بهاى «اختيار» است. بر اساس همين واقعيت‏هاست كه قرآن مجيد، از آدمى به عنوان موجودى با ارزش ياد كرده و مى‏فرمايد:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ».

«كه ما انسان را در نيكوترين نظم و اعتدال آفريديم».

«إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً».

«و [ياد كن‏] هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: مسلماً من جانشينى در زمين قرار خواهم داد».

«وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا».

«به يقين فرزندان آدم را كرامت داديم، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركب‏هايى كه در اختيارشان گذاشتيم‏] سوار كرديم، و به آنان از نعمت هاى‏ پاكيزه روزى بخشيديم، وآنان را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود برترى كامل داديم».

بى‏ترديد انسان در تولّد، مرگ و برپايى نظام جسمى، به قوانين تكوين متّكى است و در اين مسئله با تمام موجودات عالم همسان و همراه مى‏باشد؛ ولى بايد دانست كه قوانين تكوين هرگز عامل شكوفا شدن، و تحصيل مايه‏هاى كرامت و فضيلت نيست و عقل، فطرت، وجدان و انسانيت انسان، با اين نوع قوانين، به رشد و كمال نمى‏رسد، و هرگز گوهر پربهاى اختيار با چنين قوانينى سازگار نبوده، و انسان در مسيرى كه براى آن به وجود آمده است قرار نمى‏گيرد.

انسان براى صعود بر قلّه‏هاى كمال، نيازمند قوانين ديگرى است كه او را در راه شكفته شدن اصالت‏هايش كمك كند و با عقل، وجدان و فطرتش تناسب داشته باشد. نيازمند قوانين و مقرراتى است كه او را در مسير عدل رهنمون شده و از او موجودى با فضيلت و بيدار و بينا بسازد. نيازمند حقايقى است كه او را در مسير تربيت الهى، اخلاق پاك، صفات حميده قرار داده و وى را به كلمه طيبه تبديل كند .

نيازمند قوانين و حدودى است كه نگذارد از راه قسط و عدل منحرف شده و آلوده به تجاوز، ظلم، گناه و عصيان گردد.

نيازمند برنامه‏هايى است كه او را در حفظ حقوق خود، و ديگران كمك دهد و از انسان موجودى الهى به وجود آورد.

نيازمند واقعياتى است كه بتواند در سايه آن، حكيمانه زندگى كند و به طور عادلانه نيازمندى‏هاى خود را از سفره خلقت، تأمين كرده و مازداش را در راه خدا خرج كند.

نيازمند مسائلى است كه از او منبعى از عشق و محبت، صفا و صميميت، وفا و جوانمردى بسازد، تا هم‏چون، شمع در راه رسيدن ديگران به رشد و كمال بسوزد.

نيازمند حقايقى است كه بتواند در سايه آن، خير دنيا و آخرت خود و ديگران را تأمين كند.

قانون‏گذار

بدون شك وضع چنين قانونى، با اين همه گستردگى، كار خود او نيست؟ او با عقل و دانش محدودش، كجا مى‏تواند قوانينى به وجود آورد كه شامل تمام ابعاد حيات گردد؟ و بر فرض به وجود آوردن، چه ضمانتى براى اجراى آن خواهد داشت؟

قانون‏گذار در اين مسير، بايد كسى باشد كه بر اوضاع هستى، و جسم و جان و عقل بشر و همه نيازهاى انسان احاطه داشته باشد؛ تا با ارائه چنين قانون جامعى، بين انسان و جهان، انسان و انسان، انسان و عقل، و روان و جسمش هماهنگى برقرار كند. و از آدمى موجودى عادل و عدالت‏پرور بسازد، تا از اين‏ طريق خير دنيا و آخرتش تأمين گردد. چنين قانون‏گذارى جز خداى عالم آفرين نمى‏باشد، و به حق بايد گفت: جعل و وضع قانون، وقف حريم مقدس كبريايى اوست.

اين نكته را نبايد از نظر دور داشت، كه از روزى كه بشر در مسئله جعل قانون، به خودسرى پرداخت و در برابر حق، عَلم استقلال برافراشت و خود را ولىّ خود دانست، و براى تأمين قانون به خود تكيه زد، تا به امروز كه هزاران سال مى‏گذرد، نتوانسته است قوانين متين، محكم و مقررات حكيمانه‏اى كه به تمام زواياى حياتش گسترده باشد، و او را با جهان، خالق جهان، با انسان و با خودش هماهنگ كند، به وجود آورد.

انسان در اين زمينه نه اين كه موفق نبود؛ بلكه به وضع قوانين ناقص و معيوب و ظالمانه‏اى دست زده، و از اين طريق هم خود را به فساد و تباهى كشانده و هم به اشاعه فساد در كليه جوانب حيات كمك كرده است، و به دنبال اين خودسرى چه حقوقى كه از انسان‏هاى مظلوم پايمال نكرد و چه ستم‏ها و ظلم‏ها و جنايت‏هايى كه بر انسان نرفت؟!

البته در ميان قوانينى كه وضع كرده، اگر قانون عادلانه‏اى هم بوده، به خاطر فاسد بودن مجريان، اجرا نشده و آن قانون جز زينتى بر صفحه‏ها چيزى نبوده است. به علاوه نمى‏توان گفت او واضع قوانين عادلانه بوده؛ زيرا كليه مقررات صحيح بشرى، ريشه در فرهنگ الهى، و پيام رسولان خداى متعال دارد.

در هر صورت بشر براى دست يافتن به كاملترين و بهترين قانون، بايد روى به جانب حق كند و از طريق سفيران پاك الهى و امامان معصوم عليهم السلام با قوانين بافته از عدالت و عشق، اتصال عقيدتى و عملى پيدا كند.

مجموع قوانين خداى متعال، عبارت از وحى او به رسولان و گفتار پيامبران و امامان عليهم السلام است.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه