بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین».
در ج...
231 مطلب یافت شد
برتر از ديدار امام حاضر
است که به امام صادق علیه السلام گفت هنگامی که حسین علیه السلام را زیارت کردم شوق دیدار شما نیز در اندیشه ام پدیدار شد و مرا وادار کرد تا رنج این سفر طولانی را برای دیدار شما به جان بخرم . امام صادق علیه السلام فرمود به وعده های پروردگارت یقین داشته باش . تو از سرای بزرگ مردی که حق پرشکوه تری از من بر شما دارد آمده ای. پرسیدم چه حق بزرگتری از وجود گرامی شما بر من دارد؟ فرمود حق او این است که وقتی بر او وارد شدی خدای را در حرم او بخوانی و خواسته هایت را به بارگاه او ببری . امام باقر علیه السلام به دیدار زائران حسین علیه السلام می شتافت .مردی به نام حمران می گوید قبر حسین علیه السلام را زیارت کردم وقتی بازگشتم امام باقر علیه السلام با جمعی از نوادگان علی علیه السلام به دیدار من آمد و به من فرمود حمران بشارتت باد هر کسی قبر شهیدان خاندان پیامبر را با نیتی صاف و پاک زیارت کند از گناهانش پاک می گردد درست بسان روز تولدش. و از شگفتیهای آثار زیارت آن حضرت این است که لحظات بارش رحمت خدا بر زائران حسین علیه السلام نیز جالب و دایره اش وسیعتر است .در روایتی پس از ذکر لحظات نزول باران رحمت خدا در هر روز آمده است که خداوند رحمت خویش را همواره بر زائران حسین علیه السلام و خاندان آنها و کسانی که مورد شفاعت او قرار گیرند فرو می فرستد؛ گرچه گناهکار و در خور آتش باشند. و از لطیفترین فضایل زیارت آن حضرت این است که زائران آن حضرت چهل سال پیش از اهل بهشت وارد آن می گردند وهرپدیده ای از زائر آن حضرت تبرک می جوید و از زائر آن حضرت به خاطر دیدن قبر شریف او انتظار
با شکستن مکرر توبه چه كنم؟
است که در کنترل نگاهم کمی ضعیف هستم و منظور از شکستن توبه ام هم همین هست.پاسخ چنان چه از گناهی که مرتکب شده اید حقیقتا توبه کنید و استغفار نمایید ان شا الله مورد عفو خداوند متعال قرار می گیرید. البته توبه باید پا بر جا و دائم بوده باشد؛ از یک سو هر زمان خطایی از انسان بر اثروسوسههای نفس اماره سر بزند باید بلافاصله به سراغ توبه رود و در مرحله نفسلوامه در آید تا زمانی که به مرحله نفس مطمئنه رسد و ریشههای وسوسههااز بیخ کنده شود. و از سوی دیگر از هر گناهی توبه میکند باید کمال مراقبت را به خرج دهد که آنتوبه را نشکند و بر تعهد خود در پیشگاه خداوند نسبت به ترک آینده باقی بماند. و بهتعبیر دیگر اگر بعد از توبه از گناه هنوز انگیزههای آن در اعماق دل و جان او باقیمانده باید با آن به مبارزه برخیزد و جهاد با نفس را جز برنامه های خویش قرار دهد و به این ترتیب هم در صف تائبان باشد و هم در صف مجاهدان. بعضی از علمای اخلاق بحث بینتیجه یا کم نتیجهای را در این جا دنبال کردهاند کهآیا مقام توبهکار جهاد کننده در برابر ریشههای گناه افضل است یا توبه کاری کهریشههای گناه را از سرزمین قلب خویش بر انداخته است. این مهم نیست که کدام یک از آن دو افضلند مهم آن است که توبه کننده چه دستوراتی راباید به کار بندد که به گناه گذشته بازگشت نکند؛ برای این امر رعایت اموری لازماست. 1- جدا شدن از محیط گناه و عدم شرکت در مجالس معصیت چرا که توبه کار در آغازامر آسیب پذیر است و مانند بیماری است که تازه از بستر برخاسته و اگر با پای خودبه مناطق آلوده به میکرب های بیماری زا رود احتمال آلودگی مجدد او به بیماری فراواناست؛ و یا هم چون معتادی است که ترک اعتیاد به مواد مخدر نموده ولی هر گاه به مناطق آلودهبرگردد به سرعت آلوده میشود. 2- باید در دوستان و معاشران خود تجدید نظر کند؛ هر گاه در گذشته کسانی بودهاند که او را تشویق به گناه میکردند از آنها شدیدا فاصله گیرد. 3- هر زمان وسوسهها و انگیزههای آن گناه در او پیدا میشود به ذکر خدا رویآورد چرا که ذکر خدا مایه آرامش دل ها است؛ الا بذکر الله تطمئن القلوب i 4- همواره در باره آثار زیانبار گناهی که آن را ترک گفته بیندیشد و آن آثار رانصب العین خود قرار دهد مبادا بر اثر غفلت از آن و فراموش کردن اثرات مرگبار آنگناه بار دیگر انگیزههای گناه مجدد در او رشد کند و وسوسهها از هر سو به قلب او هجوم آورد. 5- در داستان های پیشینیان و کسانی که بر اثر گناهان مختلف گرفتار مصائب دردناکیشدند بیندیشد و سرگذشت آنها را از نظر بگذراند حتی در حالات انبیا و پیامبرانمعصومی که گاه گرفتار لغزش ترک اولی شدند مطالعه کند؛ مثلا ببیند که چه امری سببشد آدم با آن مقام والایش از بهشت رانده شود یا حضرت یونس مورد خشم قرار گیرد وبه زندان شکم ماهی فرستاده شود یا بر اثر چه عواملی یعقوب ع پیامبر بزرگ خدا به دردجان فرسای فراق فرزند سال ها گرفتار آید.مطالعه این امور بی شک وسوسههای گناه را کم میکند و به توبه دوام و ثبات می بخشد. 6- به عقوبت ها و مجازات هایی که بر یکایک از گناهان وعده داده شده بیندیشد و ایناحتمال را از نظر دور ندارد که تکرار گناه بعد از توبه ممکن است مجازات شدیدتریداشته باشد.و نیز به الطاف و عنایات الهیه که در انتظار
عالی ترین جلوه بندگی خدا
است و در کل عبادت کنندگان از سه انگیزه برای عبادت خدا برخوردارند دسته ای که تنها ترس از عذاب خدا آنان را به عبادت وا می دارد که اگر خداوند جهنم را نمی آفرید و عذاب عالم برزخ و قیامت در کار نبود و مطلقا کسی عذاب نمی شد و مردم تنها از لحاظ برخورداری از اصل ثواب مراتب آن و درجات بهشت متفاوت می بودند این دسته خدا را نمی پرستیدند؛ چون آنان طمعی به بهشت و ثواب ندارند و تنها ترس از عذاب خدا باعث می شود که واجبات را انجام دهند. این نوع عبادت پایین ترین مرتبه عبادت به شمار می آید.دسته دوم که همتشان از دسته اول بلندتر است و از مرتبه عالی تری از عبادت برخوردارند کسانی هستند که نعمتهای اخروی و ثواب و بهشتی که خداوند در قرآن مردم را به آنها دعوت کرده موجب عبادتشان شده است. انگیزه آنان برای عبادت ترس از عذاب جهنم نیست بلکه برای رسیدن به نعمتهای الهی خداوند را می پرستند. به واقع آنان خوی تجارت پیشگی دارند و انگیزه آنها رسیدن به سود سرشار است. ایشان در پی آن هستند که در معامله خود با خداوند به سود بزرگی که بهشت و نعمتهای آن است برسند. در روایتی که ذکر کردیم از عبادت آنان به "عبادت مزدگیران" تعبیر شده و در برخی از روایات دیگر تعبیر "عباده التجار" آمده است.دسته سوم از بندگان خدا کسانی هستند که به عالی ترین و خالصانه ترین مراتب عبادت خداوند دست یافته اند. عبادت این دسته به جهت ترس از عذاب الهی و طمع رسیدن به بهشت نیست بلکه انگیزه آنان در بندگی خدا به دلیل رسیدن به عالی ترین مراتب معرفت و عرفان الهی فقط عشق و محبت به خداوند است. در بیان انگیزه این گروه از بندگان خدا در عبادت پروردگار خویش تعابیر گوناگونی در روایات آمده است؛ از جمله در روایتی که ذکر کردیم انگیزه این دسته که گروه "آزادگان" نامیده شده اند محبت خداوند و در بعضی دیگر شکر نعمتهای خدا ذکر شده است. شاید اختلاف تعابیر روایات به جهت تفاوت فهم مخاطبان و راویان آن روایات بوده است و در هر روایتی به فراخور فهم مخاطبان عالی ترین انگیزه عبادت خدا بیان شده است.بارزترین و عالی ترین جلوه و اوج بندگی خالصانه خداوند را در مناجات درخشان امیرالمؤمنین ع مشاهده می کنیم هنگامی که در برابر خالق خویش به سجده فرو می افتادند. در این مناجات که بسان سایر کلمات آن حضرت بر تارک آسمان عرفان و معنویت می درخشد حضرت می فرمایند "خدای من همین عزت و سرافرازی برای من کافی است که من بنده تو هستم و همین افتخار برای من کافی است که تو پروردگار من هستی. تو همان گونه هستی که من می خواهم پس مرا همان گونه قرار بده که خود می خواهی".آری برای بنده رهیافته به وصال حق بالاترین عزت بندگی خداست و بالاترین افتخار برای او این است که خدا مولای اوست. وی خدا را در عالی ترین وجهی که خود می خواهد می نگرد بلکه هرچه می اندیشد خدا را فراتر از فکر خود می یابد؛ چون فکر و اندیشه او محدود و خداوند نامحدود است. او انتظار دارد که خدا بخشنده باشد و مگر جز این است که خداوند "سریع الرضا"ست و از گناهان بی شمار ما در می گذرد؟ چنین بنده ای از خدا می خواهد که در برابر اعمال محدود و کوچک وی پاداش و نعمتی عظیم عنایت کند و مگر جز این است که خداوند در برابر اعمال نیک اندک ما نعمتهای بی پایان بهشتی را عنایت می کند که هیچ تشابهی بین آن عمل با این پاداش نیست. پس از آنکه حضرت اعتراف می کنند که خدایا تو همان هستی که من می خواهم از خداوند می خواهند که ایشان را همان بنده ای قرار دهد که خود دوست می دارد.در سخن دیگری حضرت در بیان انگیزه خویش در عبادت خداوند می فرمایند "خدای من من تو را به جهت ترس از عقابت و یا طمع به ثواب و پاداشت عبادت نکردم بلکه تو را شایسته عبادت یافتم؛ از این رو به عبادت تو پرداختم". مفهوم سخن حضرت این است که اگر خدا جهنم و بهشت را نمی آفرید یا ترک عبادت عذاب الهی را در پی نمی داشت و همه بندگان ـ اعم از کسانی که خدای را عبادت می کنند و آنان که او را نمی پرستیدند ـ یکسان از بهشت و نعمتهای آن بهره مند می شدند باز من تو را عبادت می کردم؛ چون تو را شایسته عبادت یافتم و کسی که خدا را بشناسد در می یابد که لازم ترین و شایسته ترین کار او پرستش خداوند است. حقیقت این است که ما درک کافی از شایستگی خداوند برای عبادت نداریم. البته به حقانیت این مطلب معترفیم و نمی خواهیم در آن تشکیک کنیم؛ اما فهم ما قاصر است و نمی دانیم چگونه و از چه
نظر لطف خدا بر زائر حسين (ع)
در روایت آمده است که خداوند هنگامی که زائر عارف او را در راه زیارت او شبانگاهان بیدار و روزها خسته می نگرد به او نظر لطفی می افکند که بهشت برایش تامین می شود. شفاعت زائر حسین ع در صحرای محشر ندا می رسد که شیعیان خاندان پیامبر کجایند؟ در آن هنگام گردن های بی شماری برافراشته می شود آنگاه ندا می رسد که زائرین حسین علیه السلام کجایند؟ گروهی به پا می خیزند و بدانان گفته می شود دست هر کسی را دوست دارید بگیرید و به بهشت وارد گردید. و اینجاست که هر کسی دست فردی را که دوست دارد می گیرد و او را به بهشت می برد.زیر لوای علی ع طبق روایت امام صادق علیه السلام در روز قیامت ندای خاصی می رسد که زائران حسین کجایند؟ گروهی گردن می کشند بدانان خطاب می گردد که از زیارت حسین علیه السلام چه می خواستید؟ پاسخ می دهند پروردگارا انگیزه و خواست ما تنها دوستی و ارادت به پیامبر و علی و فاطمه علیهاالسلام بود و نثار مهر و محبت به حسین علیه السلام به خاطر ستمی که در راه احیا دین و ارزش های الهی بدو روا داشتند. اینجاست که ندا می رسد. هان ای زائران حسین این محمد و علی و فاطمه و حسین و حسین علیه السلام به پا خیزید و به آنان بپیوندید شما با آنان هستید به زیر پرچم آنان که در دست علی علیه السلام است بروید. و آنان از هر سوی به سوی پرچم خواهند رفت . پاداش هزار صدقهانفاق و صدقه در راه خدا پاداش بزرگی دارد؛ اما همانگونه که در روایات آمده است زیارت حسین علیه السلام پاداش هزار صدقه پذیرفته شده را دارد. بدان ای سوگوار بر حسیندر روایت است که در عالم برزخ آن حضرت در سمت راست عرش الهی است ؛ از آنجا بر شهادتگاه خویش می نگرد و بر آن چه در آنجا رخ می دهد نظاره می کند و اردوگاه خویش انبوه زائران شیفتگان و عاشقانه را تماشا می کند و آنان را با اسم و رسم و نام و عنوان و نام پدر و مادر و از نظر درجات و منزلتشان در بارگاه خدا می شناسد و بر محافل و مجالس سوگ خویش و شرکت کنندگان و عزادارانش نظر می افکند و خود توسط پدرش برای آنان طلب بخشایش و آمرزش می کند و می فرماید. هان ای سوگوار بر عاشورا... اگر می دانستی که خداوند برای تو چه نعمت هایی به عنوان پاداش آماده ساخته است بی ترید شادمانی و سرورت از غم و اندوهت بیشتر می شد. شفاعت زائر حسین ع در مورد پاداش زیارت آن گرامی آمده است که زائر او از کسانی است که می تواند در مورد ده تا صد نفر شفاعت کند و گاه بدو گفته می شود دست هر کسی را می خواهی بگیر و او را به بهشت وارد ساز.تکلم خدا از عرشآمده است که زائر او از کسانی است که خدا از عرش خویش با او سخن ها می گوید. من آن مقام رفیع را نمی جویم و از این عظمت بدان قناعت می ورزم که فرشته ای از فرشتگان رحمتش با من سخن گوید.ساقی حوض کوثرآمده است که زیارت کننده او مردم را از آب کوثر سیراب می کند من خویش را شایسته این عظمت نمی نگرم بلکه خود را تنها از آن کسانی می نگرم که در درون آتش به اهل بهشت فریاد می کشند که از آن آب گوارا به ما هم بدهید و از این راه تنها به سیراب شدن خویش به وسیله یکی از شایستگان بهشت نشین قناعت می ورزم .مقام زائر حسین ع آمده است که زائر آن حضر به مقامی می رسد که در بهشت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر خوان نعمت خدا می نشیند و همراه او از نعمت های الهی بهره مند می گردد. من خویشتن را شایسته این مقام نمی نگرم و به برکت زیارت او به این قانع هستم که از خوردن درخت شوم زقوم در آتش دوزخ نجات یابم .آری این آثار و نتایج عظیم و توسل به آن حضرت به هر مانعی بر خورد نماید اثرات جزئی و مورد انتظار
بهشت ابدی
در دورانی زندگی می کنیم که امامی زنده ناظر بر رفتار و کردار ماست . جاذبه های کاذب دنیا بر شدت این وابستگی ها می افزاید و نمی گذارد انسان بیشتر به فکر مسایل اخروی و معنوی خود باشد . علاقه های پست مادی گرایش به زندگی آن قدر زندگی ها را روزمره ساخته است که اگر رسانه هایی چون صدا و سیما و مطبوعات نبود خیلی از همین مناسبت های عمومی را نیز فراموش می کردیم چه رسد به مناسبت های خاصی چون نهم ربیع الاول بعد از سپری شدن ماه های محرم و صفر ماه های گریه و عزای سیدشهیدان حسین بن علی علیه السلام و خاندان پاک و طاهرش ماه ربیع الاول از راه می رسد . ماه ربیع الاول ماه شادی و سرور است . ماهی است که عید بزرگ آل محمد صلی الله علیه و آله در آن واقع شده است . آنچه بر اهمیت این ماه می افزاید نهمین روز از ماه ربیع الاول است روزی که می بایست در ذهن مسلمانان به ویژه شیعیان پایدار بماند . نهم ربیع الاول هرسال یادآور آغاز امامت آخرین پیشوای شیعیان و موعود تمامی ادیان الهی و جوامع بشری است این روز روز طلوع ولایت خورشید پنهان امامت است . نهم ربیع الاول سالروز امامت فردی از خاندان رسول است که پیشوایی دادگستر است; برگزیده خداست و بهترین جهان و آفتاب امامت و ولایت است . نهم ربیع الاول; آغازین روز امامت مردی از خاندان رسالت با منصب خلیفه الهی است . هدایتگر جهان انسانی است مولایی که وارث خلافت الهی در زمین است . موعودی که خداوند عزوجل رسیدنش را به تمامی امت ها نوید داده است و با حضور او جهانی کران تا کران داد و دادگری پدید خواهد آمد . نهم ربیع الاول می آید و می رود . زمان به راحتی از مقابل ما می گذرد . اما ما به عنوان شیعه و به عنوان کسانی که مدعی پیروی از امام معصوم هستیم چه مقدار توانسته ایم با اعمال و رفتارمان موجب خشنودی و رضایت مولایمان را فراهم کنیم؟ شاید نهم ربیع الاول فرصت مناسبی باشد برای تجدید عهد و بیعت با مولای غریبی که نهان از چشم های مادی ماست . شاید این روز زمان مناسبی باشد برای تجدید عهد انتظاری آگاهانه و عاشقانه . از دیرباز تاکنون نخبه ترین مدیحه سرایان دینی و مرثیه گویان عرفانی و واعظان دینی و بزرگان اخلاقی ما را به انتظاری آگاهانه فراخوانده اند به انتظار آمدن خورشیدی که از مکه طلوع می کند و کعبه حاجات یاران می شود . می دانیم که همه جا پر از جلوه نور و حضور امامی است نهان از نظر ما صاحب امری که آنچه در دایره کون ومکان است از حکم او بیرون نبوده و نیست . انتظار فرج و اعتقاد به ظهور و پیروزی نهایی فلسفه تاریخی بقای شیعه در طول تاریخ اسلام می باشد و یکی از رموز قاومت شیعیان در مقابل ستمگران و مخالفان اهل بیت به شمار می رود . شاید تنها همین بارقه امید و انتظار است که مذهب شیعه را در میان مذاهب دیگر جهان زنده و پویا نگاه داشته است . در روایاتی از ائمه معصومین علیهم السلام به این مطلب اشاره شده است که در غیبت طولانی گروهی با اخلاص انتظار فرج می برند و دست از سودای خود در قول و عمل بر نمی دارند . این گروه با اخلاص تسلیم پروردگار خویشند و در غیبت و ظهور نجات پیدا می کنند . سعادت از آن کسانی است که در غیبت و حضور تسلیم خدایند آنان را عارفانه ترین عبادت ها و عاشقانه ترین نیایش ها را برگزیده اند و به انتظار نشسته اند تا آن وجودی بی مانند بیاید . آنان به این یقین رسیده اند که زندگی در زمان حضرت زندگی نیست که بهشت
آیا حضرت معصومه(س) مقام شفاعت دارند؟
در فردای قیامت با شفاعت کسانی که در درگاه خدا قرب و مقامی دارند خیلی از گناهکاران نجات پیدا می کنند؛ یکی از کسانی که مقام شفاعت را داراست؛ حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها است ...مقام حضرت معصومه سلام الله علیها یکی از کسانی که مقام شفاعت را داراست؛ حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها است؛ ولی فرقه ضاله وهابیت که منکر شفاعت غیر خدا هستند و آن را شرک می دانند در حالی که نیست 1 شفاعت این بانوی گرانقدر را هم منکر هستند 2 البته شفاعت هر کسی من جمله کریمه اهلبیت سلام الله علیها هم بدون حساب و کتاب نیست.در قرآن کریم در مورد شفاعت می خوانیم یومئذ لا تنفع الشفاعه الا من اذن له الرحمان و رضی له قولا طه109 در آن روز درباره اسقاط یا تخفیف کیفر و یا ترفیع مقام شفاعت کسی سودی نبخشد جز آن که خداوند رحمان او را اذن دهد و گفتارش را بپسندد همانند انبیا و فرشتگان و صالحان . 3 حضرت معصومه سلام الله علیها یکی از آن صالحات است که مقام شفاعت را داراست؛ زیرا ایشان یکی از دوستداران و ارادتمندان مولا علی علیه السلام بوده است؛ چنانکه مولا امیرالمومنین می فرماید لنا شفاعه و لاهل مودتنا شفاعه 4 ما شفاعت میکنیم و دوستان ما نیز مقام شفاعت دارند. امام صادق علیه السلام درباره مقام شفاعت کریمه اهلبیت می فرماید تدخل بشفاعتها شیعتی الجنه باجمعهم 5 با شفاعت حضرت معصومه سلام الله علیها تمام شیعیان ما وارد بهشت می شوند. شکی نیست همانطور که خدا به افراد گزینش شده اجازه شفاعت می دهد افراد شفاعت شده هم باید دارای استانداردها و شرایط مناسبی باشند.وظیفه ما برای برخورداری از شفاعت حضرت معصومه سلام الله علیها درباره حضرت معصومه سلام الله علیها از قول امام رضا علیه السلام می خوانیم من زارها عارفا بحقها فله الجنه 6 کسی که فاطمه معصومه سلام الله علیها را زیارت کند در حالی که حق او را بشناسد بهشت برای او است. آن بانوی شایسته برای دیدن امام زمان خویش راه خراسان را در پیش گرفت و در این راه سختی ها و مرارتهایی کشید و دست آخر هم بر اثر همان سختی ها از دنیا رفت؛ ما اگر بخواهیم نسبت به آن بانوی ارجمند عارفا بحقها باشیم بباید ببینیم چقدر درد دین و معارف اسلامی داریم و تا چه حدی پای دین و ارزشهایش هستیم؛ خدا نکند که بفرمایش امام حسین علیه السلام تا وقتی روزگارمان بر وفق مراد باشد و دنیای ما تامین باشد از خوبی دین بگوییم. 7 چنانکه خداوند می فرماید اما انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش اکرام میکند و نعمت میبخشد مغرور میشود و میگوید پروردگارم مرا گرامی داشته است* و اما هنگامی که برای امتحان روزیش را بر او تنگ میگیرد مایوس میشود و میگوید پروردگارم مرا خوار کرده است 8 هنگامی که این نکات گفته شده در آیات فوق با حال ما مطابقت داشته باشد معلوم می شود که تا رسیدن به حد مطلوب از نظر دین فاصله داریم.درباره حضرت معصومه سلام الله علیها از قول امام رضا علیه السلام می خوانیم من زارها عارفا بحقها فله الجنه ؛ کسی که فاطمه معصومه سلام الله علیها را زیارت کند در حالی که حق او را بشناسد بهشت برای او است خلاصه ما باید آموزه های دینی را درزندگی خود پیاده کنیم و بعدا انتظار
پاداشها و كيفرهاي صله و يا قطع رحم چيست؟
است. خداوند در قرآن میفرماید بترسید از مخالفت امر خداوندی که یکدیگر به نام حاجت میطلبید و بترسید از بریدن خوشان و سعی کنید در پیوند با ایشان.1 - پیوند با خویشاوندان برکات بسیاری در پی خواهد داشت. رسول گرامی اسلام ص فرمود وصیت و سفارش میکنم حاضران و غائبان از امتم و کسانی را که هنوز به دنیا نیامدهاند تا روز قیامت که صله رحم کنند هر چند فاصله میان ایشان و رحم یک سال باشد. به درستی که صله رحم از اموری است که خدای متعال آن را جز دین قرار داده است.2 - از جمله برکات صله رحم طول عمر است. امام صادق ع فرمود که پیامبر ص فرمود شخصی صله رحم میکد و از عمرش سه سال بیشتر نمانده پس خدای متعال به سبب این عمل عمرش را سی سال قرار میدهد و شخصی قطع رحم میکند و از عمرش سی سال مانده پس خدای متعال آن را سه سال قرار میدهد آن گاه این آیه شریفه را تلاوت فرمود خدا هر چه بخواهد محو یا ثبت میفرماید.3 - صله رحم موجب آسانی حساب میشود صله رحم حساب روز قیامت را آسان و عمر را طولانی کند و از مرگ بد نگهدارد و صدقه دادن در در شب خشم پروردگار را خاموش کند.آثار سو قطع رحم1 - خداوند کسانی را که با خویشاوندان ارتباط را قطع میکنند مورد لعن قرار داده است اگر رویگردان شوید آیاجز این انتظار میرود که در زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟ آنها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دور شان ساخته است.2 - قطع رحم در ردیف شرک به خدا است. مردی از پیامبر گرامی ص سؤال کرد مبغوضترین عمل در پیشگاه خداوند کدام است؟ حضرت فرمود شرکت به خدا. گفت پس از شرک به خدا؟ فرمود قطع رحم.3 - قاطع رحم به بهشت
ترس از عذاب و شوق ثواب
در آنجا برای ایشان همسرانی پاکیزه از هر آلودگی است؛ و در آن بهشتها جاودانهاند.وعد الله المؤمنین والمؤمنت جنت تجری من تحتها الانهر خلدین فیها ومسکن طیبه فی جنت عدن ورضو ن من الله اکبر ذ لک هو الفوز العظیم 2 خدا به مردان و زنان با ایمان بهشتهایی را وعده داده که از زیر درختان آن نهرها جاری است؟ در آن جاودانهاند و نیز سراهای پاکیزهای را در بهشتهای ابدی وعده فرموده و همچنین خشنودی و رضایتی از سوی خدا که از همه آن نعمت ها بزرگتر است؛ این همان کامیابی بزرگ است.ان الذین امنوا و عملوا الصلحت اولئک هم خیر البریه* جزآؤهم عند ربهم جنت عدن تجری من تحتها الانهر خلدین فیهآ ابدا رضی الله عنهم و رضوا عنه ذ لک لمن خشی ربه 3 مسلما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند اینانند که بهترین مخلوقاتند.* پاداششان نزد پروردگارشان بهشتهای پایندهای است که از زیر درختان آن نهرها جاری است در آنها جاودانهاند خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این پاداش برای کسی است که از پروردگارش بترسد.و از سوی دیگر در وعیدها و هشدارهایی به کافران و ستمکاران میفرماید و الذین کسبوا السیات جزآ سیئه بمثلها و ترهقهم ذله ما لهم من الله من عاصم کانمآ اغشیت وجوههم قطعا من الیل مظلما اولئک اصحب النار هم فیها خلدون 4 و کسانی که مرتکب بدیها شدند کیفر هر بدی مانند همان بدی است و خواری آنان را فرامیگیرد برای آنان از خشم و عذاب خدا هیچ حافظ و نگه دارندهای نخواهد بود؛ گویی چهرههایشان با پارههایی از شب تاریک پوشیده شده؛ آنان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند.ان المنفقین فی الدرک الاسفل من النار ولن تجد لهم نصیرا 5 بیتردید منافقان در پایینترین طبقه از آتشاند و هرگز برای آنان یاوری نخواهی یافت.از این رو انسان مؤمن و کافر تکلیفشان از جهت مسائل اعتقادی و قیامت و آخرت روشن است و جایگاه کسی که در باور خود حق و باطل را میشناسد و تا پایان عمر بر آن استوار میماند؛ در صحنه محشر بر همگان آشکار میگردد.اما گروهی در میان راه زندگی رنگ عوض میکنند گاهی مانند افراد با ایمان خداجو میشوند و گاهی مانند منافقان برای تباهی و گمراهی دیگران تلاش میکنند از این دسته؛ بسیاری از آدمهایی که گرفتار ترس و امید میشوند؛ اشتیاق به بهشت و زیباییها و ترس از جهنم و وحشت آن در دلشان موج میزند. آرزوی پرواز به سوی دوست و جایگاه ابدی و آسایش همیشگی بر زبان جاری میسازند.روزانه برای کار و خدمت شرافتمندانه در تکاپو هستند و در شب مانند بیماران در بستر خویش به خود میپیچند.جان در کالبد تن آنان در فشار و اذیت است و با کوچ از دیار فانی و نوشیدن شربت مرگ در فضایی آزاد و پرنعمت به پرواز در میآید و بر رفتار و اعمال دیگران نظاره میکنند.امام صادق علیه السلام در توصیف حال چنین بندگانی به عبدالله بن جندب میفرماید یا ابن جندب یهلک المتکل علی عمله و لاینجو المجترئ علی الذنوب الواثق برحمه الله. قلت فمن ینجو؟ قال الذین هم بین الرجا و الخوف کان قلوبهم فی مخلب طائر شوقا الی الثواب و خوفا من العذاب. 6 ای پسر جندب هر که بر عمل خود تکیه داشته باشد هلاک میشود و آن کس که بیباکانه گناه میکند و دل به رحمت خدا بسته است نجات نخواهد یافت.عرض کردم پس چه کسی نجات مییابد؟ فرمود کسانی که بین امید و ترس مثل این که دلهایشان در چنگال پرندهای است به واسطه اشتیاقی که به پاداش و ترسی که از کیفر دارند.امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام در وصف مؤمنان و متقیان حقیقی چنین میفرماید فالمتقون فیها هم اهل الفضائل. منطقهم الصواب و ملبسهم الاقتصاد و مشیهم التواضع. غضوا ابصارهم عما حرم الله علیهم. و وقفوا اسماعهم علی العلم النافع لهم. نزلت انفسهم منهم فی البلا کالتی نزلت فی الرخا و لولا الاجل الذی کتب الله علیهم لمتستقر ارواحهم فی اجسادهم طرفه عین شوقا الی الثواب و خوفا من العقاب. عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فی اعینهم فهم و الجنه کمن قد رآها فهم فیها منعمون و هم و النار کمن قد رآها فهم فیها معذبون. 7 پرهیزکاران در این دنیا اهل فضائلند گفتارشان صواب پوشاکشان اقتصادی و رفتارشان افتادگی است. از آنچه خدا بر آنان حرام کرده چشم پوشیده و گوشهای خود را وقف دانش با منفعت نمودهاند. آنان را در بلا و سختی و آسایش و راحت حالتی یکسان است و اگر خداوند برای اقامتشان در دنیا زمانی معین را مقرر نکرده بود از شوق به ثواب و بیم از عذاب به اندازه چشم به هم زدنی روحشان در بدنشان قرار نمیگرفت. خداوند در باطنشان بزرگ و غیر او در دیدگانشان کوچک است. آنان با بهشت چنانند که گویی آن را دیده و در فضایش غرق نعمتند و با عذاب جهنم چنانند که گویی آن را مشاهده نموده و در آن معذبند.از اوصاف بارز مشتاقان و خائفان انتظار
استاد انصاریان: خداوند از چه کسانی توبه را نمی پذیرد؟/ بریدگانِ از خدا و ارزشها، در قیامت یک یار هم نخواهند داشت
است. روحیه افرادی که جرات گناه دارند ابلیسی استمبلغ عرصه بین الملل در مورد جرات گناه داستانی را بیان کرد و گفت شخصی جرات گناه دارد که میگوید انجام میدهم هر چه میخواهد بشود این شخص روحیۀ ابلیسی دارد. قرآن می فرماید آدم و حوا را شیطان با فریبکاری فازلهما فریب داد. ابلیس آمد و گفت اسم این درخت درخت خلد است. من قسم میخورم به عزت خدا اگر از این میوه بخورید تا ابد در این باغ خواهید ماند. آدم و حوا هم آمدند آن میوه را خوردند و فاخرجهما مما کانا فیه بقره 36 . خدا میگوید من این زن و شوهر را بیرون نکردم بلکه ابلیس با فریب دادن و لغزاندن آنان هر دو را بیرون کرد. حالا دیگر آن باغ نبود و آن نعمتها نبود و آن هوا و آن درختها نبود و آن گلها و آن بلبلها و آن چشمهها نبود. افتادند در یک بیابان بالاخره لغزش پیش آمد. ازل یعنی لغزیدن قلیل زلله لغزش یعنی از جاده صاف که میرفتند سر خوردند یا به چپ افتادند یا به راست افتادند. اما آدم و حوا با ادبترین توبه را انجام دادند و گفتند ربنا ظلمنا انفسنا اعراف 23 خدایا ضرر کردن ما کاری به تو ندارد. بعضیها به خدا تهمت میزنند و میگویند خدا این کار را کرد خدا این بلا را سر ما آورد خدا جلوی خیر را گرفت. هیچکدام اینها راست نیست پروردگار عالم کار منفی ندارد ظالم هم نیست. کریم رحیم ودود غفور لطیف و عفو است و کارهای منفی ندارد لذا در گفتار و اعمال خود؛ حق کرامت و عظمت خداوند را رعایت کنید. لباس مصونیت از گناه ایجاد نمیکندنویسنده کتاب ارزشمند گناه و سبب آن گفت لباس مصونیت از گناه ایجاد نمیکند لذا روحانیون هم ممکن است دچار لغزش شوند. اهل دین هم به فرموده امیرالمؤمنین ع دچار لغزش میشوند. اما به طور کلی باید مراقب باشیم که انجام چند گناه یا لغزش موجب دلسردی ما نشود و نسبت به خودمان عقبنشینی نکنیم ناامید و ناراحت نشویم که حال خدا ما را قبول میکند یا نمیکند؛ در این موارد آیات و روایاتی بیان شده که دلگرمی به بندگان مؤمن داده است. منبریها در بیان مسائل موجب ناامیدی و دلسری مردم نسبت به لطف خدا نشوندمحقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی گفت منبریها بسیار باید در بیان مسائل الهی دقیق باشند که مردم را آزردهخاطر ناامید و دلسرد و از خودشان وحشتزده نکنند. بدانند که آقای موحدین عالم و مولای عاشقان و عارفان جهان نمیگوید مؤمن معصوم است میگوید لغزش پیدا میکند ولی کم است. تاجر گناه نیست و به غفلت در گناه میافتد. یک مسئلهای پیش میآید و هیجانی میشود در آن هیجان و غفلت خدا را گم میکند اما وقتی که هیجان ندارد و توجه به پروردگار دارد گناه نمیکند. چنین افرادی قابل آمرزش هستند. اینکه منبری ها در سخنرانی های خود به مردم بگویند وای به حالتان چه کسی میخواهد شما را ببخشد؟ یقینا حرام است چون پروردگار به بندگانش میگوید لا تقنطوا من رحمه الله زمر 53 شما که وابسته و مؤمن به من هستید شما که در حد خودتان اهل عمل و پیوند با من و نبوت و امامت هستید حال یک لغزشی پیدا کردید ناامید از من و رحمت من نباشید. خداوند در سوره یوسف میفرماید ناامید از رحمت خداوند کافر است لذا بنده حق ندارد از لطف و رحمت خداوند ناامید باشد چون خداوند میخواهد بنده کنار او بماند اما اگر ناامید شود از پیش خدا میرود. خداوند از چه کسانی توبه را نمی پذیرد؟وی به دلیل عدم قبولی توبه از سوی خداوند اشاره و خاطرنشان کرد کسی که تاجر گناه است یعنی اصلا مجرم فاسق و فاجر است اگر وقت مردن پرده که کنار میرود با دیدن آثار عذاب بگوید من توبه کردم توبه او پذیرفته نیست چون توبه زمان میخواهد که من در آن زمان نمازهای نخوانده را بخوانم روزههای نگرفته را بگیرم پولهایی که از ملت خوردم پس بدهم صاف صاف شوم بعد هم به خدا بگویم اشتباه کردم خدا هم میگوید من هم بخشیدمت. عذاب دردناک در انتظار کسی است که گناه خلوت بنده ای را برملا کنداستاد انصاریان به حکم برملا کردن گناه افراد اشاره و تصریح کرد شخصی در خلوت دچار لغزش میشود از یک جایی درز میکند که این آقا این آخوند این مداح در خلوت دچار گناهی شده است و شخصی این موضوع را میفهمد. اینجا اگر بیاید این گناه پنهان مردم را برملا کند پروردگار عالم دربارۀ این برملاکننده گناه میگوید ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الآخره نور 19 شخصی که در خلوت گناه کرد و پشیمان شد آن را که من آمرزیدم و اهل بهشت
خطبه حضرت زینب در دربار یزید
در قرآن بیان داشت "پایان کار کسانی که زشتکاری و گناه انجام دادهاند به جایی رسید که آیات خدا را دروغ شمردند و آنها را به استهزا و مسخره گرفتند" روم10 آری کلام خدا صدق و راست و عین واقعیت و حقیقت است .یزید از اینکه زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته ای و ما را همچون اسیران از سویی به سوی دیگر میبری گمان داری که ما در نزد خدا خوار و پست شدهایم و تو در پیشگاه او قرب و منزلت یافتهای؟ و با این تصور خام و باطل باد به غبغب انداخته و با نگاه غرورآمیز و شادمانه به اطراف خود مینگری؟ از اینکه دنیایت آباد شده است و امور طبق مراد تو میچرخد و مقام و منصبی را که حق ما خاندان رسول اکرم ص است در دست گرفتهای شادمانی؟ اگر چنین تصور باطلی بر وجود تو حکمفرما شده است لحظه ای بیندیش و فکر کن مگر فراموش کرده ای کلام خدا را که میفرماید "گمان نکنند آنان که به راه کفر بازگشته اند که آنچه ما برای آنها پیش میآوریم و آنها را مهلت میدهیم به نفع آنان و به خیر و سعادتشان است که این مهلت دادن برای آن است که بر گناهان خود بیفزایند و برای آنان عذاب ذلت آمیز ابدی در پیش است" . آلعمران178 ای فرزند آزادشدگان آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پس پرده نهان سازی ولی دختران پیامبر خدا را در میان نامحرمان به صورت اسیر حاضر نمایی حجاب آنان را بدری روی آنان را بگشایی و دشمنان آنان را از شهری به شهری ببرند و شهری و بیابانی بدانها چشم بدوزند و نزدیک و دور و مردمان پست و شریف به تماشایشان بایستند در حالی که نه از مردانشان سرپرستی مانده و نه از یاورانشان مددکاری؟ اما چه توقع و انتظاری است از فرزند آن جگرخواری که جگر پاکان را جوید و بیرون انداخت و گوشتش از خون شهیدان اسلام روییده است؟ چگونه میتوان از فردی انتظار کوتاه آمدن داشت که همواره با بغض و دشمنی و کینه و عداوت به خاندان ما نگریسته است؟یزید این جنایات بزرگ را انجام داده ای آنگاه نشستها ی و بیآنکه خود را گناهکار بدانی یا جنایات خود را بزرگ بشماری با خود ندا سر میدهی که ایکاش پدران من حضور داشتند و از سر شادمانی و سرور فریاد برمیآوردند و میگفتند "ای یزید دست مریزاد" ؟ این جمله جسارت آمیز را میگویی در حالی که بی شرمانه چوب دستی بر دندانهای مبارک اباعبدالله سید جوانان بهشت
ارزش عمر و راه هزینه آن -جلسه چهارم(متن کامل +عناوین)
در آتش دنیای بعد رفتند. البته حکم مرگ الی الابد نسبت به آنها صادر نمیشود که خیال کنید آتش هفت طبقه جهنم اینها را بسوزاند و خاکستر و نابود شوند نه مرگ در دست من است و اجازه نمیدهم که مرگ گریبان اینها را بگیرد. کسانی که به جهنم میروند اگر بعد از چند دقیقه بمیرند که راحت میشوند.آن هم در آتشی که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای کمیل میفرماید هذا ما لا تقوم له السموات و الارض تمام آسمانها و زمین طاقت مقاومت در برابر این آتش را ندارند ولی این چند کیلو گوشت و پوست باید آنجا بماند و نمیرد؛ اجازه نمیدهم که بمیرند. لا یقضی علیهم فیموتوا من مقالاتی را خواندم که مارهایی را پیدا کردهاند مار در بیابان خشک در بین خاکهای خشک از زمان یعقوب لیث صفاری تا به حال زنده هستند؛ یعنی هزار سال قبل. خدا نمیخواهد بمیرد. خواستن و نخواستن در دست اوست. نمیخواهد امام زمان علیه السلام بمیرد میگوید هزار و دویست و خوردهای سال زنده باش. میگوید او را نگه میدارم تا روزی جهان را پر از عدل و داد کند من بخواهم میمیرد هنوز که نخواستهام. میگویی مگر میشود؟ بله مار وقتی هزار سال بماند امام زمان علیه السلام که بنده ویژه اوست اگر دو هزار سال بماند تعجبی دارد؟ مرگ و حیات در اختیار اوست. اجازه مردن را خدا باید بدهد تا او اجازه ندهد آدم نمیمیرد. فرهنگ لغتی به نام فرهنگ معین 2 داریم که نوشته دکتر معین است. روزی ایشان پشت میز کارش در حال کار بیهوش شد. به بیمارستان آوردند آن دولت دستور داد آن چه دوا در دنیای آن زمان بود طبیبان متخصص آوردند هفت سال بیهوش بود اما نمیمرد تا بدنش ضعیف شد و مرد. اما جوان با نشاط ورزش کرده که هیچ بیماریی ندارد میافتد و میمیرد. والذین کفروا لهم نار جهنم لایقضی علیهم فیموتوا حکم به مرگ نمیشود. تا چه وقت زنده میماند؟ تا خدا خداست. خدا که ازلی و ابدی است.هم نمیمیرند و هم لا یخفف عنهم من عذابها به خاطر ناسپاسی نسبت به عمر کمترین تخفیفی در عذاب به آنها داده نمیشود کذ لک نجزی کل کفور ما جریمه ناسپاسان را این گونه میدهیم.درخواست بازگشت اهل دوزخدر آیه بعد خدا میگوید این افراد در وسط جهنم از خدا درخواست دارند و هم یصطرخون فیها ربنآ اخرجنا نعمل صلحا غیر الذی کنا نعمل اصطراخ یعنی ناله بلند همراه با غصه و درد و رنج. پروردگار ما ما را از جهنم بیرون بیاور که چه کار کنیم؟ به دنیا برگردیم. بار دیگر نعمت عمر را به ما بده. تا ما خود را هزینه کار مثبت کنیم نه آن گونه که عمر خود را هزینه کارهای منفی کردیم. خدا نیز جواب میدهد او لم نعمرکم آیا نعمت عمر را به شما ندادم. چقدر عمر به شما دادم؟ ما یتذکر فیه من تذکر و جآکم النذیر به قدری به شما عمر دادم که اگر بنا بود هوشیار و بیدار شوید میشدید. آخر یک سال خواب ده سال بیست سال چهل سال همه را که تو حرام کردی. یعنی یک نفر در این کره زمین نیامد که به شما هشدار بدهد که چه کار کنید؟ فذوقوا فما للظلمین من نصیر بچشید آن کسانی که از حدود من تجاوز کردند هیچ مددکاری را در اینجا نمییابند. کسی نیست که دلش برای شما بسوزد و شما را از عذاب در بیاورد. این آیه برای آن کسانی است که این نعمت عمر را کفران کردند.رستگاری در انتظار مؤمنانشما ببینید این خصوصیاتی که میگویم در شما هست؟ الذین یؤمنون بالغیب ویقیمون الصلوه و مما رزقنهم ینفقون* و الذین یؤمنون بمآ انزل الیک ومآ انزل من قبلک و بالاخره هم یوقنون* اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون مفلحون در دنیا و آخرت یعنی چه؟ در ترجمهها نوشتهاند اینان رستگارند.بعضیها نیز نوشتهاند اینان پیروز هستند اما رستگار و پیروز به چه چیز؟ چیزی نگفتهاند. در معارف دین ما فلاح و مفلحون را این گونه معنا کردهاند در قیامت شما را در برابر هزینه صحیح عمر به چهار نعمت گره میزنیم؛ علم بیجهل عزت بیذلت ثروت بیفقر حیات بیمرگ. اول که وارد قیامت میشوید و هنوز بهشت
ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه اول
است البته مردم مؤمن هر روز و شب برای او کار خوب انجام میدهند در پنج نوبت نماز میخوانند برخی نماز شب میخوانند به دیدن پدر و مادر میروند و در زندگی زن و فرزندشان گشایش ایجاد میکنند. هر کار خوبی حسنه است و خداوند ده برابر در ازای آن سود میدهد و در پرونده او ثبت میشود البته این در مراحل عادی است. تاثیر مکان و زمان در پاداش زمان و مکان نیز در جزای اعمال مؤثر است. در روایات آمده است که مثلا یک رکعت نماز در مسجد الحرام با صد هزار رکعت نماز برابر است ؛7 یعنی شما ده رکعت نماز در مسجد الحرام میخوانید اما یک میلیون نماز برای شما ثبت میشود حتی اگر این نماز مستحب هم باشد این مطلب صادق است.خزانه خداوند محدودیت ندارد خزانهای نیست که حجم و طول و عرض داشته باشد. اگر شما تا پایان روزگار هم که زنده باشید و این نمازها را بخوانید به همین شکل پاداش آن را به شما برمیگردانند. در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله هر یک رکعت نماز پاداش ده هزار رکعت را دارد. وقتی انسان به زیارت سیدالشهدا علیه السلام میرود حتی اگر با هواپیما و ماشین برود8 از در خانه تا حرم ابیعبدالله در برابر هر قدم ثواب یک حج و عمره قبول شده به او میدهند. خزانه و کرم بی نهایت است. اینها در برابر کارهای مستحب است.در امور واجب نیز این چنین است؛ مثلا درباره روزه میفرماید الصوم لی ؛ روزه مال من است. تو این اندازه ظرفیت نداری که روزه مال تو باشد. روزه مال من است و هیچ کس در این عالم نمیتواند پاداش روزه را حساب کند. و انا اجزی 9 پاداش روزه در روز قیامت بر عهده من است که در آن روز به تو عطا میکنم. ثواب ختم قرآن امام صادق علیه السلام در روایتی قطعی ـ که بیشتر زوار به آن عمل میکنند ـ میفرماید هر کس در مکه یک ختم قرآن کند از دنیا نمیرود مگر این که پیامبر را ببیند و جای او را در بهشت به او نشان دهد 10 . این ثواب یک عمل مستحب است اما واجبات که جای خود دارند. کیفر ترک واجبات شما اگر دو رکعت نماز خود را عمدا نخوانید به یقین همه آفرینش را باید به پروردگار خود عوض بدهید که جای آن دو رکعت نماز را پر کند ؛ اما باز هم پر نخواهد کرد. ببینید وزن واجبات چه اندازه است ؛ مثلا پرداخت خمس را در نظر بگیرید که انسان پس از یک سال خوردن و پوشیدن و مسافرت کردن و همه نوع بهره بردن از سرمایه خود اگر مثلا صد تومان باقی مانده است باید بیست تومان از آن را بپردازد. این بیست تومان سهم پیامبر صلی الله علیه و آله است و باید خرج حوزهها و مراجع تقلید و مفسران قرآن شود. امام زمان علیه السلام میفرماید اگر همین بیست تومان به شما تعلق بگیرد و نپردازید در قیامت ما دشمن شما خواهیم بود. چرا؟ چون وزن عمل بسیار سنگین است و مسامحه در آن باعث دشمنی خدا و پیامبر است. ارزش والای تجارت با خدا خداوند در سوره مبارک توبه میفرماید مال و جان در صورت معامله کردن با من در برابر بهشت من است.این بهشت جایی است که وقتی آفریده شد خداوند به آن فرمود خوش به حال کسانی که در تو قرار بگیرند. درک این حقیقت ممکن نیست. هر یک از کرامات و مقامات اهل بهشت احترام ایشان و شکل نعمتهای بهشت در قرآن مجید خود یک رشته و بحث مفصل است. اجر انسان در بهشت خلاصه نمیشود. خداوند میفرماید من برای بندگان شایستهام چیزی را مقرر کردهام که نه چشمی آن را دیده است نه گوشی شنیده است و نه به خیال کسی خطور کرده است.من جان و مال شما را در برابر بهشت میخرم ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و امولهم بان لهم الجنه 11.یقینا خدا از مؤمنان جانها و اموالشان را به بهای آن که بهشت برای آنان باشد خریده است. نقش باور در عمل شهدا عاشق شهادت بودند و تعهد و پیمان و سخن خداوند را باور کرده بودند رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا 12.از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا پیمان بستند و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود صادقانه وفا کردند . برخی از آنان پیمانشان را به انجام رساندند و به شرف شهادت نایل شدند و برخی از آنان شهادت را انتظار
تكبر
در آیه مورد تفسیر این مطلب مطرح است که ابلیس از پذیرش فرمان حق در مسئله سجده بر آدم امتناع کرد و از خود تکبر نشان داد در این بخش تا جائی که لازم است در رابطه با این بیماری خطرناک که موجب لعنت ابدی و عذاب دائمی و خزی دنیا و آخرت و محرومیت از سعادت و خوشبختی و دور ماندن از رحمت رحیمیه حق است مطالبی ذکر شود.کبر به این معناست که شخص خود را از غیر خویش بزرگ تر و با کمال تر و مقدم تر بداند و در نتیجه به طرف مقابل حق ندهد که از او کاری را بخواهد یا به وی فرمانی دهد یا به موعظه و نصیحتش برخیزد و نهایتا از او نسبت به هر برنامه مثبتی و کار شایستهای سر بپیچد و نافرمانی و عصیان به میان آورد.هر کس در هر مقام و موقعیت و منصب و شانی باشد و صورت قلبش و صفحه جانش به آلودگی کبر هرچند به اندازه ذره باشد ملوث و ناپاک دیده شود در حجابی سنگین و مانعی سخت نسبت به فیوضات الهیه قرار دارد و تمام روزنه های لطف و رحمت حق به روی او بسته است و جز عذاب دردناک قیامت نصیب و سهمی نخواهد داشت.و اما الذین استنکفوا و استکبروا فیعذبهم عذابا الیما و اما کسانی که از پذیرفتن حق و انجام عمل شایسته امتناع نمودند و نسبت به خدا تکبر کردند آنان را به عذاب دردناکی عذاب خواهد کرد.ان الذین کذبوا بآیاتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم ابواب السما و لا یدخلون الجنه ... آنان که آیات ما را انکار کردند و از پذیرفتن آنها تکبر نمودند درهای آسمان برای نزول رحمت بر آنان گشوده نخواهد شد و در بهشت هم وارد نمی شوند.الذین یجادلون فی آیات الله بغیر سلطان اتاهم کبر مقتا عند الله و عند الذین آمنوا کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار کسانی که در آیات خدا بی آن که دلیلی برای آنان آمده باشد گفتگوی بی منطق میکنند و به مجادله و ستیز بر میخیزند این کار زشتشان نزد خدا و اهل ایمان مایه دشمنی بزرگ است این گونه خدا بر دل هر گردنکش زورگوئی مهر تیره بختی مینهد.قیل ادخلوا ابواب جهنم خالدین فیها فبئس مثوی المتکبرین به آنان گویند از درهای دوزخ درآئید در حالی که در آن جاودانه اید پس جایگاه متکبران بد جایگاهی است.از حضرت زین العابدین روایت شده فاول ما عصی الله به الکبر وهی معصیه ابلیس حین ابی واستکبر وکان من الکافرین پس اول چیزی که خدا به آن معصیت شد کبر است و کبر معصیت ابلیس است زمانی که از قبول فرمان حق امتناع ورزید و به تکبر نشست.از حضرت صادق ع از نزدیک ترین مرحله به الحاد و کفر پرسیدند فرمود ان الکبر ادناه کبر نزدیک ترین آن است.کبر حالت بسیار زشتی است که انسان از راه خود بزرگ بینی دچار آن میشود و فضای تاریکی است که آدمی خود را در آن فضا از غیر خودش بزرگ تر میبیند و بالاترین حالت تکبر که سنگین ترین بیماری درونی است تکبرورزی نسبت به خداست که علامتش امتناع از قبول فرمان های او و دور ماندن از اقرار به بندگی و مملوکیت نسبت به حضرت اوست و بعد از آن تکبرورزی در برابر بندگان خداست و کبر در برابر آنان به این است که خود را بزرگ و دیگران را خوار و حقیر بشمارد و از این که از آنان قبول فرمان کند عصیان بورزد و نسبت به آنان حالت برتری جوئی داشته باشد و از مساوی شمردن خویش با آنان در حقوق و مسئولیتها امتناع کند و همه جا خود را بر آنان مقدم بدارد و به این امید و انتظار باشد که همه در سلام بر او سبقت گیرند و او را بالای دست خود بنشانند و هر چیزی را برای او بخواهند.از پیامبر اسلام روایت شده لایدخل الجنه من کان فی قلبه مثقال حبه من خردل من کبر کیف یستعظم نفسه و یتکبر علی غیره کسی که به وزن دانه ارزنی کبر در قلبش باشد وارد بهشت نمی شود او بر اساس چه
سلوك لقاء اللّه
است میباید با حالات و صفاتی که مناسب و ملائم با زندگی آخرت باشد خود را متصف کند.و این جهت در این مرحله لازم و بایستنی است و سالک میباید به اختیار این حالات و صفات را با مقدمات و برنامههایی که ذکر شد در نفس خود تحصیل کند تا پیش از رسیدن به عالم آخرت خارجی در امتداد همین زندگی ظاهری موت اختیاری از عالم ماده و توفیق وصول به عالم آخرت ماورای ماده و بلکه شرف وصول به مقام بالای لقا الله را داشته باشد. فمن کان یرجوا لقا ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا 1 .پس کسی که دیدار پاداش و مقام قرب پروردگارش را امید دارد پس باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نکند. یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه 2 .ای انسان یقینا تو با کوشش و تلاشی سخت به سوی پروردگارت در حرکتی پس او را در حالی که مقام فرمانروایی مطلق و حکومت بر همه چیز ویژه اوست و هیچ حکومتی در برابرش وجود ندارد دیدار میکنی. و استعینوا بالصبر و الصلاه و انها لکبیره الا علی الخاشعین* الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم 3 .از صبر و نماز برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگیها و رسیدن به رحمت حق کمک بخواهید و بیتردید این کار جز بر کسانی که در برابر حق قلبی فروتن دارند دشوار و گران است.* دارندگان قلب فروتن کسانی هستند که یقین دارند دیدار کننده قیامت و پاداش پروردگارشان میباشد. راههای سلوک لقا اللهدر این سه آیه کریمه برای طالبان و سالکان مقام لقای رب تعالی چند مقدمه ذکر فرموده است 1- عمل صالح که شامل تمام آداب و فرائض و سنن عقلی و شرعی میشود.2- اخلاص در عمل و آن روح عمل است و ارزش هر عملی با بودن و داشتن روح آن عمل میباشد و تحقق این صفت در همین قسمت تحلیه و صفات روحانی اجمالا معلوم گردید.و حقیقت اخلاص خالص کردن عمل است از هر غرض و نظر و فکر و آلودگی به امری غیر از اطاعت امر پروردگار متعال و انجام وظیفه عبودیت و بندگی او و آلوده بودن نیت خواه به غرضهای دنیوی باشد مانند خودنمایی و کسب اعتبار و عنوان و بدست آوردن فوائد مادی یا بر غرضهای روحانی باشد مانند در نظر گرفتن بهشت و نعمتهای بهشتی و آثار طبیعی عبادت از نورانیت و مکاشفه و غیر آنها.و تا عبادت فقط برای خدای متعال و خالصا لوجهه صورت نگرفته است به حساب خود خداوند عزیز نمیشود آورد و در این صورت انتظار توقع لقای او را نمیتوان داشت. الا لله الدین الخالص 4 .آگاه باشید که دین خالص ویژه خداست.3- مجاهده و کوشش کردن این کدح و مجاهده به هر صورت اختیاری یا قهری در مسیر لقا بایستنی است و تا انسان زنجیرهای تعلقات مادی را پاره نکرده و از محدودیتها و قیود جهان طبیعت آزاد نشود به سر منزل لقای مقصود که در ماورای عالم دنیا است نخواهد رسید پس بدون مجاهده و تحمل زحمت و رنج کسی نتواند قدم فراتر نهد.4- صبر در این مسیر صبر و تحمل و بردباری از اهم لوازم است و سالک در همه حال میباید صابر و حلیم و متحمل باشد و در مقابل حوادث گوناگون و تحول حالات و اختلاف مردم و سخنان و نظرهای متفاوت و ابتلائات زمان و رنگهای متلون دوران چون جبل راسخ هیچگونه متاثر و متلون نبوده و تغییر شکل و رنگ و حال و عمل نداده و از سلوک مستقیم خود هرگز توقف و تسامح و غفلتی بخود راه ندهد. ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون 5 .بیتردید کسانی که گفتند پروردگار ما خداست؛ سپس در میدان عمل بر این حقیقت استقامت ورزیدند فرشتگان بر آنان نازل میشوند و میگویند مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند بشارت باد.آری صبر مانند وجود و هستی در ماهیات است و هر موضوع و مفهومی از ابتدای سلوک تا پایان آن هنگامی نتیجهبخش و مفید و مؤثر میشود که توام با صبر باشد.در مقام تحقیق از مبدا و معاد باید صبر و حوصله به خرج داد.در مقام عبادات و انجام وظائف باید متحمل و صابر گشت.در قسمت پرهیز از محرمات و ترک آنها باید قدرت و صبر نشان داد.در منزل اجتناب و تطهیر صفات ذمیمه باید استقامت و صبر داشت.در قسمت اتصاف به محامد صفات باید با صبر و تانی رفتار کرد و همچنین در جزئیات هر یک از مراحل و منازل یا در کلیات آنها که کوچکترین بیصبری و بیثباتی و عدم استقامت و تحمل چه
پيام ملائكه به مؤمن محتضر
در مقام قبول قطعی است. پروردگار عالم نیز هنگام مردن به انسان کمک عجیبی میکند. وقتی آنها میگویند الا تخافوا ریشه ترس از دل او کنده میشود.2- حزن و اندوه نداشته باشمطلب دوم و لا تحزنوا غصه نخورید. معمولا در چه چیزهایی ما غصه میخوریم؟ در از دست دادنها. پول همسر فرزند خانه کار و کارخانه که از دست میروند غصه میخوریم. به آنها میگویند غصه نخورید؛ چون هیچ چیزی را از دست نمیدهید.ممکن است کسی بگوید انسان در مردن که همسر و فرزندانش را از دست میدهد. ولی خدا در قرآن میفرماید نه مگر ما تنها از اینجا به مکه برویم در این سفر آنها از دست ما میروند؟ به امید پروردگار میرویم یک ماه سفر که تمام شد نزد خانواده برمیگردیم.در دو جای قرآن یکی در سوره مؤمن و دیگری در سوره رعد آمده است که آنهایی که مملوک و مطیع حضرت حق هستند وقتی از دنیا میروند گویی اینها زودتر به سفر رفتهاند تا وقتی که خانوادهاش نیز بیایند. هرچند دیگر از این سفر بر نمیگردند.3- دیدار خانوادهاگر خانوادهاش صالح شایسته و خوب هستند آنها نیز در همین جاده سفر هستند و من صلح من آبائهم و ازواجهم و ذریاتهم خانواده خوب آنان با اینها در بهشت قرار خواهند گرفت. یک نفر از این خانواده زودتر به این سفر رفته است ولی بقیه کمی دیرتر سفر خواهند کرد و به رفتگان ملحق میشوند. فرق این سفر با سفرهای دیگر همین است که مسافر باید برگردد اما مسافر آخرت خانوادهاش نیز به دنبالش مسافرت میکنند.پس غصه نخور؛ چون هیچ کدام از خانواده خانه زندگی و اموال حلال تو هدر نرفته است زکات و خمست را دادی آنچه که از تو مانده که ارث است آن هم برای خدا قابل قبول است.4- وصیت درباره اموالخداوند در قرآن فرموده است اگر مالی از شما ماند برای دختران و پسران خود در حد معمول وصیت کنید میفرماید ان ترک خیرا اگر از شما خیری باقی ماند. چند میلیارد از من باقی بماند این که خیری از من نمانده است. در قیامت بار همه اینها؛ رد مظالم خمس انفاق کمک خیریه را من به تنهایی باید به دوش بکشم.از من در حد معقول خیر باقی بماند. اگر ماند این مقدار را خدا قبول دارد. پس چیزی از دستت نرفته است. پس به خاطر رفتن به این سفر غصه نخور. این رفتن برای تو نه تنها غصه ندارد بلکه شادی دارد. این حرف دوم فرشتگان است.5- بشارت به بهشتمطلب سوم از فرشتگان؛ چقدر عالی و پرقیمت است و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون وقت انتظار مردن قبلا که در دنیا بودی مرتب قرآن پیغمبر صلی الله علیه و آله امامان علیهم السلام و انبیای گذشته وعده بهشت به تو میدادند به تویی که خود را مملوک خدا و خدا را مالک دانستی و به خود قبولاندی که مملوک باید در همه چیز مطیع مالک باشد.الان ما از طرف خدا بالای سرت آمدیم که این چند لحظهای که به رفتنت مانده همان بهشتی که همواره به تو وعده دادند به تو مژده بدهیم که تو جایگاهت اینجا است.6- دوستی دنیایی و آخرتیمطلب چهارم فرشتگان میگویند نحن اولیاؤکم فی الحیاه الدنیا و فی الآخره یعنی ما فرشتگانی که آمدیم به تو گفتیم نترس غصه نخور به تو بهشت را مژده میدهیم ما هم در دنیا و هم در آخرت دوست و یار شما هستیم. حداقل دوستی محبت عشق و یاری این فرشتگان در دنیا همین است که کنار بسترش آمدند در حالی که دست همه از کمک به بیمار قطع است آنها به اذن خدا برای بیمار همه کاری از دستشان برمیآید و انجام میدهند.پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در مدینه با پای برهنه به دنبال جنازهای آمدند. این کار حضرت کم سابقه بود. عرض کردند چرا پابرهنه به دنبال این جنازه آمدید؟ فرمود چون خدا هفتاد هزار فرشته را به تشییع جنازه این شخص فرستاده است. اگر کسی همراه هفتادهزار فرشته رحمت به این سفر برود و آنها بدرقهاش کنند آیا این سفر تلخی دارد؟7- نشان دادن نعمتهای بهشتیمطلب پنجم این بهترین شیرینی برای شخص مسافر است و لکم فیها ما تشتهی انفسکم در عالم آخرتی که وارد میشوید هر چه بخواهید برای شما حاضر است. هر چه بخواهید؛ یعنی قید و بند و استثنایی ندارد. مانند بهشت حضرت آدم علیه السلام نیست که بگویند همه چیز آزاد است الا این درخت. بلکه در آخرت هر چیزی میل داشته باشید برای شما آماده است و لکم فیها ما تدعون غیر از این چیزی که برای شما آماده است هر چیزی که درخواست کنید برای شما آماده میشود.8- میهمانداری خدامطلب ششم آخر آیه خیلی شیرین و خوش است نزلا من غفور رحیم پذیرایی کننده شما نزلا یعنی میهماندار شما خدای غفور رحیم است. این نیز نوعی مردن است که از زندگی تمام کسانی
پيام ملائكه به مؤمن محتضر
در مقام قبول قطعی است. پروردگار عالم نیز هنگام مردن به انسان کمک عجیبی میکند. وقتی آنها میگویند الا تخافوا ریشهترس از دل او کنده میشود.2- حزن و اندوه نداشته باشمطلب دوم و لاتحزنوا غصه نخورید. معمولا در چه چیزهایی ما غصه میخوریم؟ در از دست دادنها. پول همسر فرزند خانه کار و کارخانه که از دست میروند غصه میخوریم. به آنها میگویند غصه نخورید؛ چون هیچ چیزی را از دست نمیدهید.ممکن است کسی بگوید انسان در مردن که همسر و فرزندانش را از دست میدهد. ولی خدا در قرآن میفرماید نه مگر ما تنها از اینجا به مکه برویم در این سفر آنها از دست ما میروند؟ به امید پروردگار میرویم یک ماه سفر که تمام شد نزد خانواده برمیگردیم.در دو جای قرآن یکی در سوره مؤمن و دیگری در سوره رعد آمده است که آنهایی که مملوک و مطیع حضرت حق هستند وقتی از دنیا میروند گویی اینها زودتر به سفر رفتهاند تا وقتی که خانوادهاش نیز بیایند. هرچند دیگر از این سفر بر نمیگردند.3- دیدار خانوادهاگر خانوادهاش صالح شایسته و خوب هستند آنها نیز در همین جاده سفر هستند و من صلح من اباهم و ازو جهم و ذریتهم خانواده خوب آنان با اینها در بهشت قرار خواهند گرفت. یک نفر از این خانواده زودتر به این سفر رفته است ولی بقیه کمی دیرتر سفر خواهند کرد و به رفتگان ملحق میشوند. فرق این سفر با سفرهای دیگر همین است که مسافر باید برگردد اما مسافر آخرت خانوادهاش نیز به دنبالش مسافرت میکنند.پس غصه نخور؛ چون هیچ کدام از خانواده خانه زندگی و اموال حلال تو هدر نرفته است زکات و خمست را دادی آنچه که از تو مانده که ارث است آن هم برای خدا قابل قبول است.4- وصیت درباره اموالخداوند در قرآن فرموده است اگر مالی از شما ماند برای دختران و پسران خود در حد معمول وصیت کنید میفرماید ان ترک خیرا اگر از شما خیری باقی ماند. چند میلیارد از من باقی بماند این که خیری از من نمانده است. در قیامت بار همه اینها؛ رد مظالم خمس انفاق کمک خیریه را من به تنهایی باید به دوش بکشم.از من در حد معقول خیر باقی بماند. اگر ماند این مقدار را خدا قبول دارد. پسچیزی از دستت نرفته است. پس به خاطر رفتن به این سفر غصه نخور. این رفتن برای تو نه تنها غصه ندارد بلکه شادی دارد. این حرف دوم فرشتگان است.5- بشارت به بهشتمطلب سوم از فرشتگان؛ چقدر عالی و پرقیمت است و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون وقت انتظار مردن قبلا که در دنیا بودی مرتب قرآن پیغمبر صلی الله علیه و آله امامان علیهم السلام و انبیای گذشته وعده بهشت به تو میدادند به تویی که خود را مملوک خدا و خدا را مالک دانستی و به خود قبولاندی که مملوک باید در همه چیز مطیع مالک باشد.الان ما از طرف خدا بالای سرت آمدیم که این چند لحظهای که به رفتنت مانده همان بهشتی که همواره به تو وعده دادند به تو مژده بدهیم که تو جایگاهت اینجا است.6- دوستی دنیایی و آخرتیمطلب چهارم فرشتگان میگویند نحن اولیآؤکم فی الحیوه الدنیا و فی الاخره یعنی ما فرشتگانی که آمدیم به تو گفتیم نترس غصه نخور به تو بهشت را مژده میدهیم ما هم در دنیا و هم در آخرت دوست و یار شما هستیم. حداقل دوستی محبت عشق و یاری این فرشتگان در دنیا همین است که کنار بسترش آمدند در حالی که دست همه از کمک به بیمار قطع است آنها به اذن خدا برای بیمار همه کاری از دستشان برمیآید و انجام میدهند.پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در مدینه با پای برهنه به دنبال جنازهای آمدند. این کار حضرت کم سابقه بود. عرض کردند چرا پابرهنه به دنبال این جنازه آمدید؟ فرمود چون خدا هفتاد هزار فرشته را به تشییع جنازه این شخص فرستاده است. 1 اگر کسی همراه هفتادهزار فرشته رحمت به این سفر برود و آنها بدرقهاش کنند آیا این سفر تلخی دارد؟7- نشان دادن نعمتهای بهشتیمطلب پنجم این بهترین شیرینی برای شخص مسافر است و لکم فیها ما تشتهی انفسکم در عالم آخرتی که وارد میشوید هر چه بخواهید برای شما حاضر است. هر چه بخواهید؛ یعنی قید و بند و استثنایی ندارد. مانند بهشت حضرت آدم علیه السلام نیست که بگویند همه چیز آزاد است الا این درخت. بلکه در آخرت هر چیزی میل داشته باشید برای شما آماده است و لکم فیها ما تدعون غیر از این چیزی که برای شما آماده است هر چیزی که درخواست کنید برای شما آماده میشود.8- میهمانداری خدامطلب ششم آخر آیه خیلی شیرین و خوش است نزلا من غفور رحیم پذیرایی کننده شما نزلا یعنی میهماندار شما خدای غفور رحیم است. این نیز نوعی مردن است که از زندگی تمام کسانی
خوف و رجاء
در تقوا به آن است که حتی از انجام برخی از امور مجاز و مباح بپرهیزد تا مبادا زمینه ارتکاب حرام را فراهم کنند. و سرانجام آنگاه که انسان در نتیجه شدت خوف از خداوند سر تا پا آماده خدمت می شود و بیش از نیازش مسکنی نمی سازد و مالی نمی اندوزد و توجهی به مالی که می داند آن را روزی ترک خواهد نمود نمی کند و هیچ نفسی از نفس های زندگیش را در راه غیر خدا صرف نمی نماید در حقیقت در وادی صدق قدم نهاده است و صاحب چنین مقامی را صدیق می گویند. بنابراین مقام صدق تقوا و ورع را نیز در خود دارد و تقوا در بردارنده ورع نیز هست و البته ورع نیز عفت را به همراه دارد؛ زیرا عفت چیزی جز خودداری از شهوات نیست؛ ولی عکس آن صادق نیست4 ج ارزش بیم اولا نقش خوف از خداوند در سعادت آفرینی برای انسان بسیار بنیادین است. زیرا طبق مباحث پیش گفته سعادت آدمی جز در ملاقات پروردگار و منزل گزیدن در جوار قرب او نیست و این امر در سایه محبت و انس الهی میسر است و آن خود در گرو معرفت الهی است. معرفت خود رهین فکر است و انس در بند محبت و ذکر. فکر و ذکر الهی جز در سایه بریدگی دل از محبت دنیا حاصل نگردد و قطع علاقه دل از محبت دنیا را جز بریدن از شهوات و لذت ها راهی نیست و آتش خوف خداوند سلاح کارآمدی در راه پای گذاردن بر لذت ها و شهوت ها است. 4 در نتیجه خوف الهی سنگ بنیادین حرکت انسان به سوی مقصد است. ثانیا آیات و روایات فراوانی به زبان های مختلف بر اهمیت و منزلت خوف از خداوند تاکید ورزیده اند.از جمله قرآن برای پروا پیشگان از خداوند رحمت و رضوان و هدایت را وعده داده است ... و فی نسختها هدی و رحمه للذین هم لربهم یرهبون برای کسانی که از پروردگارشان بیمناک بودندهدایت و رحمتی بود. 5 رضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشی ربه خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند. این پاداش کسی است که از پروردگارش بترسد. 6 همچنین قرآن ادعای بیمناکی از خداوند را تنها از عالمان حقیقی می پذیرد. انما یخشی الله من عباده العلمؤا از بندگان خدا تنها دانایان اند که از او می ترسند. 7 در جای دیگر خوف از خداوند را از لوازم ایمان دانسته است انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم مؤمنان همان کسانی اند که چون خدا یاد شود دل هایشان بترسد. 8 و سرانجام آنکه قرآن به خداترسان وعده بهشت داده است و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی 40 فان الجنه هی الماوی و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوس بازداشت پس جایگاه او همان بهشت است. 9 در گفت وگوی خداوند با حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ آمده است ای عیسی از من بیمناک باش و بندگان مرا نسبت به من بیم ده تا شاید گنهکاران از آنچه می کنند دست بردارند و در نتیجه هلاک نشوند مگر آنکه می دانند. 10 د آفت بیم بیمناکی از پروردگار به منزله تازیانه ای است برای سلوک بندگان در وادی قرب الهی. هم چنانکه فقدان و ضعف این تازیانه سالک کوی الهی را بی زاد و توشه بر راه می نهد شدت و فزونی بیش از حد آن نیز فروغ امید را نسبت به امکان وصول به سرمنزل مقصود در دل او خاموش نموده توان حرکت را از او خواهد گرفت. بنابراین افراط در بیمناکی از خداوند قنوط و یاس 11 از رحمت الهی است که آفت بزرگ خوف از خداوند است و از رذیلت های بزرگ اخلاقی به شمار میآید. بر همین اساس قرآن قنوط از رحمت الهی را گمراهی محض می داند. ... و من یقنط من رحمه ربه الا الضالون چه کسی ـ جز گمراهان ـ از رحمت پروردگارش نومید می شود؟ 12 و در جای دیگر نومیدی از رحمت خداوند را فقط شایسته کافران می انگارد انه لا یایئس من روح الله الا القوم الکافرون همانا جز گروه کافران کسی از رحمت خدا نومید نمی شود. 13 در بسیاری از موارد بیم آدمی از فرجام بد زندگی و عاقبت شوم است؛ بیم از آنکه مبادا انسان در حال کفر و انکار خداند و یا شک و تردید از دنیا رود؛ یا در حالی دنیا را ترک کند که قلبش خالی از انس و محبت به خداوند باشد و در نتیجه از اعمال خویش شرمگین و به عذاب الهی گرفتار شود. بدیهی است که هر کس چنین بیم و هراسی در دل داشته باشد از هم اکنون در پی تغییر منش و رفتار خود خواهد بود. و این همان رمز فضیلت بیم از پروردگار است. امید الف مفهوم و ماهیت امید رجا عبارت است از احساس راحتی قلب در نتیجه انتظار
فضل و رحمت الهی - جلسه هفتم - (متن کامل + عناوین)
در مسیر الهی قرار گرفتند. همین کارشان هم باطل است. نماز منافق اگر نماز درستی بود که خداوند به این صراحت فویل للمصلین نمیفرمود. پس معلوم میشود که نماز آنها خراب است. بنابراین خط سومی وجود ندارد و ما نمیتوانیم نه اهل حق باشیم و نه اهل باطل. ما یا بر باطل و یا برحقیم. اگر در مسیر باطل باشیم که همه کارهایمان حتی گریه و نماز و روزهمان باطل است و اگر در مسیر حق باشیم همه چیزمان مقبول است و اگر اشتباهی هم در این مسیر مرتکب بشویم و عذر بیاوریم عذرخواهیمان را میپذیرند. پیروی از شیطاندر آیه 83 سوره نسا همین را میفرماید . اگر فضل و رحمت خدا نبود بیشک شما مرید شیطان بودید حالا یا شیطان درونی خودتان که هوای نفس است یا شیطان بیرونی که شکلهای مختلفی دارد. رفیق بد پدر و مادر بد همسایه بد و دولت بد هرکدام یک نوع شیطان هستند. جلال الدین مولوی این حقیقتی را که در اشیا است به صورت شعر درآورده است ذره ذره کاندر این ارض و سماست جنس خود را همچو کاه و کهرباست ناریان مر ناریان را جاذباند نوریان مر نوریان را طالباند بنابراین نمیشود که فضل خدا و رحمت خدا نباشد و من مجذوب شیطان نشوم بلکه در نبود فضل و رحمت خدا من به طور حتم نسبت به جاذبه شیطان محکوم هستم حالا یا شیطان درون و یا شیطان برون. شیطان هم برای امثال ما نیاز به تلاش فراوان ندارد. به قول شیطان که به خواب یکی از اولیای خدا آمد و گفت ما با کسانی که با خدا و رحمت و فضل او سروکار ندارند اشارهای بکنیم کافی است و او با همه هویت خودش میآید. فقط برای آن مرد بزرگ تاکنون دوبار قویترین زنجیر را بستهام اما هنگامی که میخواهم او را به سمت خودم بکشم با یک حرکت آن را پاره میکند 4 . مبدا و منتهای حقیقت فضل و رحمتآنچه مهم و دارای اهمیت است فهم و درک حقیقت فضل و رحمت است. این فضل و رحمتی که در آیه 64 سوره بقره و 83 نسا و آیات دیگر مطرح شده یک مبدایی دارد و یک منتهایی. البته مبدا و منتهای آن را نیز قرآن مجید بیان کرده است. فضل و رحمت ابتدا به صورت مقررات وجود مقدس پروردگار و در انتها به صورت اجر الهی تجلی میکند. اینجاست که فریاد همه انبیا و ائمه ع بلند است که ای انسانها عمرتان را بدون کار و عمل صالح به پایان مبرید و بیجا به انتظار رحمت حق نباشید. به صراحت هم گفتهاند کسی که بدون عمل و هماهنگی با دستورات الهی در دنیا زندگی کند و بعد هم بگوید که من امید به رحمت و فضل خدا دارم این از گناهان کبیره است و نام آن نیز الامن من مکرالله یعنی ایمن بودن از مکر و عقاب الهی است. قرآن کریم میفرماید 5 مگر میشود که روزهداران همه روزه باشند و سختی روزه را تحمل کنند و این شخص روزه نگیرد نمازخوانها نماز بخوانند و او نخواند رزمندگان به جبهه بروند و شهید و زخمی شوند و او نرود. وی همچنین از همه لذتهای شهوانی کنارهگیری نکند شراب نیز بخورد دروغ هم بگوید غیبت هم انجام بدهد و خلاصه همه اعمال زشت را مرتکب شود و بعد هم بگوید که من امیدوار به رحمت خدا هستم؟ این خیلی مسخره است که انبیای الهی و ائمه و اولیا و عارفان به خاطر آن همه رنج و زحمتشان به بهشت بروند و این شخص با این همه خوشگذرانیهای شیطانی و فقط با امید تنها به رحمت خدا به بهشت برود مسلما این امید نیست بلکه ایمنی از مکر الهی است. اگر خداوند میخواست که اینطور باشد انبیا را به رسالت مبعوث نمیکرد و 114 کتاب آسمانی را نمیفرستاد و اینهمه شهید و شهادت و زحمت و رنج و مشقت در کار نبود. اینکه فقط شخصی بدون عمل امید داشته باشد که انشا الله مرا میبخشند این نظام الهی را بهم میزند و هیچ عاقلی هم چنین امیدی ندارد. ما در سراسر کشور و در تمام دنیا کشاورزی را سراغ نداریم که زمین داشته باشد و برود در خانهاش استراحت کند و بعد بگوید که من امیدوارم که زمینم محصول بدهد. یا یک شخصی کارخانهای را سرپا کند و بعد درب آن را ببندد و برود خانهاش و بگوید این کارخانه چهار پنج ماه دیگر چند هزار متر پارچه تولید میکند. هیچ عاقلی نیز در کارهای دنیایی چنین امید واهی ندارد چه … است باید رهایش کند و بداند که خدا مزد این رها کردن را بهتر از آن چیزی که نزد اوست به او میدهد. آنها که از معامله با خدا میترسند باید از کسانی که با خدا معامله کردهاند و سود بردهاند بپرسند. اگر کسی از اول که کاسب شده است خمس و سهم امام را نداده است باید بدهد چرا که امام زمان عج میفرماید این حق ماست و پیش شماست و نگه داشتن آن هم حرام است و مال حرام در مال شماست. این فرد اگر بخواهد پول آب منزلش را با همین پولها بدهد وضوها و غسلهایش هم باطل است. خداوند درباره خمس میفرماید 9 برنامه دوم امام علمت ان عملی لا یعمله غیری فاجتهدت . دانستم که تکلیف من گردن دیگری نیست و لذا همه تکلیفهای خودم را ادا کردم و هرچه را خدا از من خواسته بود ادا نمودم. مرحوم فیض کاشانی روایتی را بدین مضمون نقل میکند که حاسبوا قبل ان تحاسبوا و زنوا قبل ان توزنوا 10 خودتان به حساب خودتان برسید پیش از آنکه به حسابتان برسند. ایشان میفرماید هرکسی که اهل حساب است لحظه مردنش کار او تمام است؛ یعنی به او اعلام میکنند که با شما هیچ کاری نداریم. بعد فیض ادامه میدهد و هذا هو الحق عند اولی الالباب. بیداران راه خدا که خوب دقت بکنند میبینند که همین درست است و مؤمن وقت مرگ کارش به پایان رسیده و حسابهایش تسویه شده و هنگام مردن سرش را در آغوش خدا میگذارد و خواب راحتی میکند تا خستگی دنیا از تنش دربرود و روز قیامت به او بگویند که ای مؤمن بهشت منتظرت است. بنابراین مؤمن اول مرگ کارش تمام است ولی منافق و کافر اول مرگ تازه معرکهاش شروع میشود چون کاری نکرده است.حضرت فرمود سومین برنامه من این بود که علمت ان الله مطلع علی فاستحییت . دانستم که خدا از حال من آگاه است و لذا هرگناهی پیش آمد از او خجالت کشیدم و انجام ندادم.برنامه چهارم اینکه دانستم میمیرم پس خودم را برای مرگ آماده کردم. این برنامه برنامه حیات طیبه است و آدم در حیات طیبه اصلا شری ندارد و خیری هم از او فوت نمیشود. مرحومین واقعیاکنون دو آیه قبلی را که درباره موضوع خسارت بود دوباره میخوانم تا خوب در ذهنمان جا بگیرد 11 - 12 اینجا میخواهم برای شما شرح بدهم که آن کسی که خسارت نمیکند کیست؟ آیات 132 تا 134 سوره مبارکه آلعمران آیات عجیبی است. میفرماید و اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون . این ترحمون آخر آیه تجلی دوم فضل و رحمت است و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول تجلی اول فضل و رحمت است یعنی از خدا و پیامبرش اطاعت کنید تا به رحمت خدا برسید. ببینید چقدر راه فضل و رحمت روشن است. در جای دیگر خداوند درباره کسانی که از خدا و پیامبر ص اطاعت میکنند میفرماید 13 در این آیه حضرت حق به کسی که از خدا و پیامبر اطاعت میکند بشارت میدهد که منتظر باشد تا به او انعام کند؛ آن انعامی را که به چهار طایفه انبیا صدیقین شهدا و صالحین نموده است. 14 پس این آیات فرمود . از خدا و پیامبر اطاعت کنید تا به رحمت خدا برسید. سپس ادامه میدهد. برخیزید و شتاب کنید به سوی مغفرت از جانب پروردگارتان و خودتان را به آمرزش پروردگارتان برسانید. ببینید حرکت باید در این مسیر باشد اما اینکه بنشینیم و بگوییم ما را میبخشد درست نیست بلکه باید راه افتاد و عمل کرد معرفی متقیناما اینکه متقین چه کسانیاند خود قرآن آن را توضیح میدهد 15 همهاش مسئله قانون و مقررات و عمل و حرکت است. این صورت اول تجلی فضل و رحمت است و صورت دوم این تجلی نیز بهشت و رضایت خداست. متقی کسانیاند که از بخل خودداری کردند ینفقون فی السرا و الضرا و از آنچه داشتند در راه خدا انفاق کردند. والکاظمین الغیظ ؛ و وقتی ظرف درونشان در برابر رنجها ناراحتیها گرفتاریها جنگها شهادتها و محاصرهها پر از اضطراب و ناراحتی میشود مثل مشک پر از آبی که درب آن را میبندند تا آبش نریزد ظرف وجودشان را با ذکر خدا و توجه به او کنترل میکنند. و العافین عن الناس و بعد هم از مردم میگذرند. والله یحب المحسنین . امام زین العابدین ع قصد داشتند که وضو بگیرند به کنیزشان فرمودند مقداری آب بیاور. کنیز آفتابه گلی را پر از آب کرد و خدمت حضرت آورد. در این اثنا آفتابه از دستش رها شد و پوست صورت حضرت آسیب دید و خون جاری شد. کنیز برگشت و به حضرت گفت و الکاظمین الغیظ حضرت خشمش را فروخورد. بعد گفت والعافین عن الناس حضرت فرمود بخشیدمت. سپس عرض کرد والله یحب المحسنین که در اینجا حضرت فرمود در راه خدا آزادت کردم. 16 این قبول فضل و رحمت خدا در دنیاست و حالا باید به انتظار
پس از قیامت زندگی انسانها در بهشت یا جهنم در کجای این عالم هستی ادامه مییابد و تا چه زمانی ادامه دارد و سرانجام ماندن در بهشت یا جهنم چیست؟
است که مادی بودن بهشت و دوزخ را به کلی انکار کرده اند بنابراین به عقیده آنها بهشت نیازی به مکان مادی ندارد بلکه در ماورا عالم ماده و حس است صدرالمتاالهین در اسفار در این زمینه می گوید بدان که هر نفسی از نفوس سعادتمندان در عالم آخرت کشور پهناوری دارد و جهانی که عظیمتر و گسترده تر از تمام آسمانها و زمینها است ولی این کشور خارج از ذات خود او نیست بلکه جمیع این کشور و مملوکها و خادمان و بستگان و باغها و درختان و حور و غلمان همه در درون ذات خود او است و قائم به او و او نگهدارنده و ایجاد کننده آنها به اذن خدا است.سپس می افزاید و جود اشیا اخروی هر چند شبیه صورتهائی است که انسان در خواب یا در آئینه می بیند لکن ذاتا و حقیقتا با آن متفاوت است درست است که از این نظر باهم شبیهند که هیچکدام از آنها در موضوع هیولا ماده جسمانی و در مکان و جهتی که این مواد دارند موجود نمی باشد… اما تفاوت این دو باهم در این است که عالم آخرت و صورتهائی که در آن واقع است جوهری قویتر وجودی شدیدتر و تاثیری بزرگتر از نظر لذت و درد دارد و قویتر و شدیدتر و مؤکدتر از موجودات این جهان است تا چه رسد به صورتهائی که انسان در خواب یا آئینه می بیند و نسبت آخرت به این دنیا مانند نسبت بیداری به خواب است گرچه او تعبیرات مختلفی درباره معاد دارد و تنها با این تعبیر نمی توان قضاوت کرد ولی روشن است که این تفسیر برای معاد با آنچه از ظاهر بلکه صریح قرآن استفاده می شود منطبق نخواهد شد و متناسب گفتار کسانی است که معاد را فقط روحانی می دانند چرا که در بیان بالا صریحا آمده بود که بهشت در درون خود انسان و در نفس و روح او است و همه چیز در آنجا شکل مثالی دارد و همه چیز روحانی است بلکه ایجاد کننده آن روح انسان استسومین نظری که در اینجا می توان مطرح کرد این است که بهشت و دوزخ هر دو در درون و باطن جهان قرار دارد و حجابهای عالم دنیا مانع از مشاهده آنها می شود ولی اولیا الله می توانند آن را ببینند و پیامبر اسلام ص نیز به هنگام معراج که از هیاهوی مردم این جهان دور بود با چشم ملکوتی خود توانست گوشه ای از بهشت را در جهان بالا مشاهده کند حتی برای اولیا خدا ممکن است در جذبه های خاص معنوی در همین عالم نیز گهگاه آن را ببینند.اما قسمت دوم پرسش شما که سرانجام ماندن در بهشت یا جهنم چیست؟آخرین منزلگاه بشر در سیر عالم وجود بهشت یا جهنم است. آنان که وارد بهشت می شوند همیشه و جاودان در آن جا زندگی می کنند و در ناز و نعمت به سر می برند اما آنان که به جهنم می روند دو دسته هستند یک دسته مدتی در آن جا مجازات می شوند و وقتی حسابشان پاک شد از جهنم بیرون می آیند و وارد بهشت می شوند.دسته دیگر از جهنمیان برای همیشه در آن جا می مانند و جایگاه ابدی آنان دوزخ است.از منابع اسلامی استفاده می شود که عموم افراد پاک و با ایمان در بهشت جاودانه خواهند بود و برخی از گناهکاران که وجود آن ها غرق در کفر و انکار و گناه و تجاوز شده است برای همیشه در مجازات و عذاب دوزخ می مانند.به تعبیر قرآن کریم "بلی من کسب سیئه و احاطت به خطیئته فاولئک اصحاب النارهم فیها خالدون؛ 1 آری کسی که مرتکب گناهی گردد و آثار آن تمام وجود او را احاطه کند چنین کسی اهل دوزخ است و جاودانه در آن خواهد ماند".بنابر این زندگی اخروی بی نهایت است و آن را حد و نهایتی نیست تا سؤال شود بعد از آن چه خواهد شد.سخن از "بعد" زمانی روا است که حد و محدودیتی در کار باشد اما در بی حدی و عدم نهایت بعد معنا ندارد. مثل آن است که گفته شود بعد از بی نهایت چیست؟طبیعی است که در این جا سؤال اشتباه و متناقض است زیرا فرض بی نهایت ناهمگون با تصور بعد است اما آیا این موجب بی معنا بودن زندگی خواهد بود؟ هرگز بلکه بی معنایی را در طرف مقابل آن می توان ادعا کرد زیرا اگر برای جهان آخرت نیز بعدی فرض شود باز همین سؤال درباره جهان سوم تکرار خواهد شد و همین طور... هر عالم مفروض دیگری بنابر سؤال از "بعد" همیشه باقی است و دیگر برای هستی هیچ نهایتی که در آن هر چیز به کمال نهایی خود برسد وجود نخواهد داشت و همیشه و همه چیز در یک حالت انتظار
English