مقام امامت و ولایت از این مقامات ظاهری بسی شامختر است.امام سجاد ع فرمود ما پیشوای مسلمین و حجت بر اهل عالم وسادات مومنین و رهبر نیکان و صاحب اختیار مسلمین هستیم. ما امان
28 مطلب یافت شد
رد امان نامه از غلامعلی رجایی
امان نامهتبت یداک یا عدوالله 2 ایمان من حسین است 2 تبت یداک یا عدوالله 2 جانان من حسین است 2 ببریده باد ای خصم دستهایت شرمی نداری آخراز خدایتگیرد الهی مادرت عزایت درقعرآتش حق نهاده جایت ایمان من حسین است 2 لعنت به آن خط امانت ای خصم ببریده بادا این زبانت ای خصم تیغم بگیرد ازتو جانت ای خصم دوزخ بود دوزخ مکانت ای خصم انان من حسین است 2 ذکر ابالفضل علی چنین است حب الحسین شرط قبول دین استمولای من محبوب مومنین
تهران مسجد محمدی- دهه اول فاطمیه 94 سخنرانی دهم
بخوانم بس است فما تنفعهم شفاعه الشافعین المدثر 48 تمام شفاعتکنندگان انبیا قرآن ائمه شهدا مومنین شفاعتشان ابدا نصیب اینها نمیشود اینها از شفاعت شفاعتکنندگان طرد هستند.اما به قول قدیمیهایمان امان
حمد پروردگار
امان بودن از خشم پروردگار و کمک برای بندگی و اطاعت حضرت حق باشد و حمدی که مانع از گناه و مددکننده انجام واجبات و تکالیف ما شود. ̶ حمدی که به توسط آن در بین سعادتمندان از اولیا خدا سرفراز شویم و از برکت آن در صف شهدا و کشته شدگان به اسلحه ی دشمنان پروردگار درآئیم که او یاور مومنین
تهران مسجد امیر(ع) - رمضان 1396 – سخنرانی دهم
امان به تو دادم تا در محشر هستی خیالت از جهنم راحت باشد من جهنم نمی برمت می دانید آدم را جهنم نبرند قیامت چه لذتی به آدم دست می دهد بنابراین با مقدماتی که شنیدید یک طایفه در کره زمین ماندند از زمان آدم تاکنون که پیش خدا ارزش دارند پناهگاه دارند نجات از عذاب دارند فکر درست دارند عمل و اخلاق و رفتار درست دارند نام آنان مومنین
عمل مومن، خیرالعمل است
مومنین است و به این معناست که ای بنده تو در امنیت کامل هستی. هنگامی که موعد قیامت فرا میرسد روح به بدن باز میگردد و بندگان به سوی پروردگار حرکت میکنند بدین معنا که تمام انسانها در نزد دادگاههای پروردگار و رسیدگی به اعمال خود حاضر میشوند. استاد انصاریان ادامه داد زمانی که پیغمبر اسلام ص برای نخستین بار سوره واقعه را برای مردم تلاوت فرموده و از خوراندن میوه زقوم به جهنمیان سخن گفتند یک فرد عرب به پیامبر ص گفت که من نمی دانم زقوم چیست سپس حضرت فرمودند زقوم چیزی است که اگر یک قطره آن را در اقیانوسهای زمین بریزند تمامی موجودات آن نابود میشوند. امیرالمومنین ع میفرمایند اگر شعله ای از دوزخ وارد عالم ظاهر شود بلافاصله تمام آسمان ها و زمین نابود میشوند بنابر همین دلیل است که خداوند اجازه نمیدهد تا این شعله خود را در دنیا نشان دهد. این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه "مومن یعنی فردی که خود دارای امنیت است و به دیگران هم امنیت میبخشد" گفت این امنیت مومن در قیامت پاداش صبری است که نسبت به حرامهای دنیوی پیشه کرده است. طبق آیات قرآن کریم در روز حساب مومن و غیر مومن از داخل جهنم عبور میکنند اما حتی یک مو و یا نخ لباس پرهیزکاران و مومنان سوزانده نمیشود و به سلامت از آن عبور میکنند همانگونه که در دنیا نیز حضرت ابراهیم ع به سلامت از درون آتش نمرود خارج شد. دین اخلاق عقل و عمل مومن در امان
بزرگترین آرزوی شیعه
مومنین در دعا کردن برای مولایمان صاحب الزمان عج و تعجیل فرج و ظهور آن جناب بسیار پسندیده است زیرا از برترین اقسام نیکی و صله می باشد. بهترین دعادعاهایی که از امامان معصوم علیهم السلام روایت گردیده بهتر و سزاوارتر است زیرا علاوه بر آنچه در آیات و روایات پیروی از ایشان امر شده و گرفتن علم و چگونگی طاعت و عبادت از آن بزرگواران توصیه گردیده است مانند فرموده خدای تعالی قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی... 8 شرافت سخن به شرافت گوینده آن بستگی دارد و از همین روی گفته اند سخن بزرگان؛ بزرگ سخنان است . در نتیجه دعاهای وارده از امامان علیهم السلام بر دعائی که شخص با سلیقه و زبان خودش درست کند مقدم است.دعای معرفتهر شخصی می تواند به صراحت از خدای تعالی ظهور حضرت را درخواست نماید و به زبان فارسی یا عربی یا هر زبان دیگری تقاضایش را باز گوید مثل این که چنین دعا کند اللهم عجل فرج مولانا صاحب الزمان ؛ بار خدایا فرج مولای ما صاحب الزمان عج را زودتر برسان. یا بگوید عجل الله تعالی فرجه و ظهوره ؛ خدای تعالی فرج و ظهور آن حضرت را تعجیل فرماید.دعاهایی که از امامان معصوم علیهم السلام روایت گردیده بهتر و سزاوارتر است زیرا علاوه بر آنچه در آیات و روایات پیروی از ایشان امر شده و گرفتن علم و چگونگی طاعت و عبادت از آن بزرگواران توصیه گردیده است شرافت سخن به شرافت گوینده آن بستگی دارد و از همین روی گفته اند سخن بزرگان؛ بزرگ سخنان است اما خواندن برخی از دعاها بیشتر سفارش شده یکی از آنها "دعای معرفت" است زیرا طبیعی است هر چه شناخت انسان از یک حقیقت گسترده تر و عمیق تر باشد امکان ارتباط باطنی او با آن حقیقت بیشتر خواهد شد؛ آدمی با معرفت به حضرت مهدی علیه السلام همه جا و همه وقت حضور او را لمس میکند و خود را کنار او و در محضر او می بیند. برای رسیدن به چنین شناختی باید از خدا یاری خواست؛ از این رو در دوران غیبت خواندن این دعا توصیه شده است اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی . 9 از دیگر دعاهای سفارش شده می توان به دعای عهد اللهم رب النور العظیم... دعای فرج الهی عظم البلا.. دعای سلامتی حضرت اللهم کن لولیک... و زیارت ال یس اشاره نمود.دعایی برای نجاتدر نتیجه الان که ما در عصر غیبت به سر می بریم نباید دچار غفلت و سرگردانی شویم بلکه لازم است تا با دعا و تضرع در پیشگاه الهی ارتباط قلبی خود را با امام زمانمان که امام حی و حاضر هستند حفظ نموده و با معرفت حضرت و شناخت نحوه دعا کردن در حق ایشان ایمان خود را تقویت کرده و از فتنه دشمنان در امان
تهران حسینیه حضرت قاسم دهه دوم صفر 94 سخنرانی چهارم
مومنین واقعی را به دستور خدا مرد و زن را در کشتی سوار کرد به پسرش که بعضیها میگویند نه پسر زنش بوده امام باقر میفرماید کجا پسر زنش بوده پسر خودش بوده یعنی زائیده شده خودش و همسرش بوده پسر خودش بوده گفت بابا بیا سوار کشتی شو آب فراگیر است این جریمه خداست که تمام گنهکاران را نابود میکند خدا این را میگوید که حواس همه جمع بشود خاله خواندگی با کسی ندارد پروردگار گفت پسر بیا سوار شو گفت نمیشوم گفت طوفان میآید فراگیر میشود همه را میبرد گفت نه من پناهنده به کوه میشوم قال سآوی الی جبل هود 43 از این کوه بلند میآیم بالا یعصمنی من الما از غرق شدن در امان … امان نماند آن هم خفه شد مثل بقیه رفت جهنم.پسر خودش بود قرآن به نوح گفت یعنی خطاب به نوح شد در قرآن است که پروردگار فرمود نوح بگذار غرق بشود درخواست نجاتش را از من نکن نوح اعظک من تو را نصیحت میکنم وعظ میکنم موعظه میکنم اعظک ان تکون من الجاهلین هود 46 مبادا از بیخبران جریانات من و گنهکاران بشوی من برای گناهان بیتوبه گناهانی که با پررویی انجام میگیرد جریمه قرار دادم یا جریمه از بدن خود مردم سر میزند یا جریمهشان گرانی است یا خشکسالی است یا جریمهشان نه خشکسالی هم نیست چنان باران میبارانم که بیشتر زمینهای کشاورزی را نابود کند همه جا که باران من باران سودمند نیست. بعضی بارانهای من باران جریمه است.نوح نجات او را از من نخواهی من بنا ندارم بچهات را نجات بدهم خب او هم غرق شد حالا من دقیق نمیدانم که کشتی بعد از چند ماه به زمین نشست که در قرآن مجید میفرماید که به آسمان یعنی به ابرها گفتم یا و یا سما اقلعی ابرها دیگر نبارید بس است و یا سما اقلعی وقتی گفتم دیگر نبار باران دیگر نیامد به زمین هم گفتم آبها را فرو ببر همه آبها فرو رفت و غیض الما و قضی الامر هود 44 کار تمام شد زمینها خشک شد آب دیگر نبود آب طوفان کشتی هم روی کوه جودی فرود آمد به مومنین
شرح دعای دوم(بخش دوم)
امان باشد لذا در مقام استعاذه از شیطان رجیم که بزرگترین قاطع است نیز مامور است به الله پناهنده شود که فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم پس خدای تعالی با اسم جامع و محیطش او را از اسفل سافلین بدار کرامت و منزل نور هدایت فرماید که الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور کسیکه بر مومنین
حاجی گلوی طمع را در درون خود ببر تا حجگزار واقعی شوی
مومنین جهان جاری کند و امور آنها را خودش به دست بگیرد . وارد کردن توجه به خدا و ترس از خدا به دل آن نیتی است که امام سجاد ع برای زمان حضور در مشعر مطرح میکند مشعر را محل کسب شعور میدانند در عرفات باید خودت را بشناسی در مشعر باید شعور پیدا کنی و در منا بر همه منیتهای خود سنگ بزنی تا محبوب تو را در خانه خود راه دهد. فرازهایی از حدیث شبلی حقیقت ورود به مکه و انجام طواف حج یعنی وارد شدن از فضای رحمت خداوند به سوی اطاعت او و جستوجوی محبت او و انجام فرامین اوحضرت سجاد ع از شبلی سؤال میکند آیا وقتی از مشعر سنگ برداشتی نیت کردی که تمام نادانیها و نافرمانیها را از خود دور کنی و رو به سوی علم و عمل کنی؟ شبلی پاسخ میدهد نه اینگونه نیت نکردم؛ حضرت میفرماید پس واقعا به عرفات و مشعر نرفتهای و سنگ جمع نکردهای سؤال و جوابی که متاسفانه اگر بین زائران ایرانی مطرح شود بخش قابل توجهی از آنها همان جواب شبلی را خواهند داد. حقیقت حج در همین نیتها مستور است اما متاسفانه زمانی که با روحانیان و کارشناسان حج صحبت میشود تقریبا همه آنها معتقدند طلبی از سوی زائران برای فهم چنین واقعیات عمیقی وجود ندارد. امام سجاد ع در ادامه از شبلی سؤال میکند آیا با رفتن به منا نیت کردی که مردم از دست و زبان و خیال تو در امان
تهران مسجد امیر(ع) - رمضان 1396 – سخنرانی هشتم
امان نخواهیم بود.من بسیار مطالعه کردم و به این نتیجه رسیدم که نمرودیان اطراف یک زمین هزار متری چهار دیوار بسیار بلند کشیدند و به ملت بابل گفتند هر کسی می خواهد به دولت خدایان و بت ها کمک کند مواد آتش زا در این چهار دیواری بریزند وقتی آتش را روشن کردند پرندگان از بالای این چهاردیواری رد نمی شدند اگر از دویست یا سیصد متری رد می شدند می سوختند و می افتادند؛ کسی نزدیک این آتش هم نمی رفت از این آتش منجنیق هم درست کرده بودند تا ابراهیم را در این آتش بیندازند ابراهیمی که وصل به مسبب الاسباب است آنها نمی فهمیدند خط توحید به دور ابراهیم کشیده شده مامورها می خواستند تکان بدهند جبرئیل گفت خدایا در کره زمین همین یکی را داری این هم که دارند می اندازند در یک زمینی که هزار متر و پر از آتش است آتش آن هم به این زودی خاموش نمی شود خدا که بسیار بردبار است ان الله غفور حلیم به جبرئیل فرمود دلت می خواهد کمکش بدهی برو کمکش بده من جلویت را نمی گیرم جبرئیل از محل خودش تا رسیدن به ابراهیم دو چشم به هم زدن هم نکشید عرض کرد چه کنم؟ گفت علمه بحالی حسبی کسی که من را می بیند خودش می داند چه کند این ایمان و توحید است. قرآن می فرماید ابراهیم را در آتش انداختند به آتش که مسبب الاسباب است دستور داده شد که خنک خاموش و محل امنیت شو؛ یعنی بنده خود را به تو دادم یک نخ عبایش هم نباید بسوزد این یعنی توحید.موسی ابن عمران با کل مومنین
بهائیت؛ بنیانی به استحکام تار عنکبوت
امان نبودند و مخالفان تا هر اندازه که می توانستند آنها را آزار می دادند؛ اما نه در پیامبران و نه در پیروان واقعی آنها خبری از توبه و بازگشت به آئین قبلی و اعلام برائت از آئین جدید نبوده و نیست. با این مقدمه به سراغ یکی از مدعیان کذاب و جعلی مهدویت و سپس پیامبری یعنی علی محمد شیرازی ملقب به "باب" می رویم. همو که پس از دعوی بابیت امام زمان و پس از آن مهدویت و در پی آن پیامبری و آوردن کتاب آسمانی و معجزه و ... پس از آنکه 18 ضربه چوب خورد از پیامبری خود توبه کرد و به "غلط کردم" افتاد.او باب در توبه نامه خود آورده است "...که جمعی ادعای مقام بابیت امام علیه السلام را نسبت به این بنده ضعیف داده اند و حال آنکه مدعی چنین امری نبوده و نیستم..."و در ادامه می آورد "...هر کس درباره حقیر رتبه بابیت امام علیه السلام را نماید خداوند گواه است که در ضلالت است و در آخرت در نار..." این جملات عین متن توبه نامه علی محمد شیرازی است که بهائیان نیز آن را تایید کرده و در منابع خود کشف الغطا ابوالفضل مازندرانی آورده اند. اما نکته قابل توجه این است که این علی محمد شیرازی همان کسی است که بهائیان او را بشارت دهنده حسینعلی نوری بها و آئین او قلمداد کرده و می کنند. اما کسی که پس از تحمل 18 ضربه چوب نسبت به آئین خود و ادعاهای خود توبه نامه نوشته و این را خود جماعت بهائی نیز قبول دارند کجا می توان به حرف هایش درباره بشارت به آئین دیگری اعتماد کرد و این در حالی است که بهائیان مدعی چنین بشارتی هستند. وقتی کسی درباره بابیت و پیامبری خود اظهار ندامت و پشیمانی می کند و با یک توبه نامه همه این موارد را دروغ و کذب می خواند و معتقدان به این موضوع را گمراه و در آخرت در نار می داند چگونه است که بهائیان او را این چنین قبول دارند و برایش احترام قائل هستند؟طبق همین قسمت از توبه نامه باب که در بالا آمد بهائیان که علی محمد شیرازی را "باب" و بالاتر از آن؛ او را "پیامبر" می دانند در ضلالت و گمراهی به سر می برند. علی محمد شیرازی همان کسی است که بهائیان آئین خود را بر پایه آئین و افاضات او بنا نهاده و خود را دنباله رو او می دانند و از او با عنوان "حضرت باب" و القاب دیگری همچون " نقطه اولی" و " هیکل مبارک" یاد می کنند. اما باب کسی بود که وقتی در معرض خطر قرار می گرفت توبه نامه می نوشت و اظهار پشیمانی می کرد. ولی به محض خلاصی یافتن از مهلکه باز به خیال بافی و مهمل گویی می پرداخت.در یکی از نوشته هایش چنین آمده است اف پس اف بر مسلمین و مومنین
حاجت پذیرا، به لطف خویش، مرا صفات ستوده و خوى خوش و پسندیده ببخش و از افسونهاى ابلیسى به دور دار
امان بدار. • الهی درود تو بر محمد و خاندان او باد. • آفریدگارا اگر در چشم خلق مرا بلند و سرافراز می داری پس نزد وجود خویش سرافکنده باشم و اگر گرامیقدر و عزیزم می کنی نزد نفس خویش مرا فروتن بدار. • الهی درود تو بر محمد و خاندان او باد. • بی شریکا مرا به آن راه که رستگار شوم هدایت فرما که هرگز روی از این راه برنتابم و از آن منحرف نگردم و در چنین راه رستگاری گرفتار تردید و دو دلی نشوم. عمرم تا هنگامی می پاید که در کار اطاعت و فرمانبرداری از تو می گذرد. پس آنگاه که شیطان می خواهد در دلم خانه کند مرا بمیران تا اسیر خشم تو نشوم. • عدل آفرینا مرا گرفتار به خوئی نکن که مردم آنرا ناپسند می دانند مگر آنکه خوی خویش نیکو کنم. نه چنان خوئی که مرا سرزنش کنند. مگر اینکه آن خوی را تو نیکو گردانی و سرزنش را از من دور سازی. در من سرشتی بس نیکو پدید بیاور که بتوانم آنرا به کمال برسانم و رضای تو هم در آن باشد. • پناه پذیرا خصومت دشمنان را نسبت به من به دوستی رشک گردنکشان را به مهربانی بداندیشی نیکان را به اطمینان دشمن بدخواهان را به عطوفت بدکرداری خویشان را به خوشرفتاری ذلت نزدیکان را به عزت دوستی ظاهری همراهان را به رفاقت باطنی اهانت یاران را به احترام و تلخی ترس گناهکاران را به شهد آرامش تبدیل بفرما. • الهی درود تو بر محمد و خاندان او باد. • دادگسترا دست مرا بر روی کسی که به من بیداد کند قوی بگردان و بیان و زبان مرا بر آنکس که به من بدگوئی کند آمیخته به دلیل و برهان بفرما. برای من در مقابل حیله گر راه مقابله ئی و در برابر قدرتمند نیرو و قدرتی و در پیش دشنامگو راه تکذیبی قرار بده. مرا از تاثیر ترس دشمن ایمن بدار و توفیقم عطا فرما تا از هدایت یافتگان هدایت یابم و از آنان اطاعت کنم. • الهی درود تو بر محمد و خاندان او باد. • پاک آفرینا به من آن فرصت و مهلت ببخش تا با آنکس که با من ناراست است از در راستی و درستی در آیم. به آنکس که از من دور شده نزدیک شوم و هر کس مرا نومید گردانیده به او با گذشت و بخشش بنگرم. • خداوندا به من آن فرصت و مهلت ببخش تا کسی که از من رشته مهر گسسته با گره بستن آن بر او مهربانی کنم و از آن کس که در غیاب من بدگوئی کرده به نیکوئی یاد کنم و هر کس قدر نیک دانسته از بدیهایش بگذرم. • الهی درود تو محمد و خاندان او باد. • فلک آفرینا مرا به پیرایه نیکوکاران آراسته ساز و جامه اعمال پرهیزکاران بر من بپوشان. مرا آن توفیق کامل ببخش تا عدل و داد بگسترم خشم خویش فروبرم آتش دشمنی فرونشانم پراکندگان گرد هم آرم میان مردم اصلاح ایجاد کنم نیکیهای نهان را عیان سازم بدیهای عیان را نهان دارم با مردمان خوشخوئی کنم و نیکو رفتاری و احترام بسیار در پیش گیرم در خوبی پیشگام باشم بی منت احسان کنم از سرزنش دور شوم به غیر مستحق یاری نکنم. گویای سخن حق باشم هر چند که گفتن حق بر من گران آید نیکی خویش را کم شمارم هر چند که بسیار باشد. بدی خویش بسیار بینم هر چند که خرد و ناچیز باشد. خداوندا آنچه را یاد کردم صورت نیکوی آن را پیوسته در من حفظ بفرما و چنان کن که با جماعت مومنین
اعلام فطریه هر نفر توسط آیت الله مكارم
بود سلامت عطا کن به دلهایمان به قربت نگهدارمان در امان که در شکر نعمت توانا شویم به ذکرت بهر لحظه گویا شویم 015 05 خدایا چنان کن که دعوت کنیم بسویت خلائق هدایت کنیم بخوانیم بر حضرتت بندگان نمائیم ره راه گم کردگان رسانیم بر درگهت مومنین … مومنین شود بر طرف خشگی از این زمین بدل ساز وسواس ما بر یقین مگردان سوی غیر دلهایمان مکن قطع احسانت ای مهربان چه آنکس بود در جهان بی نیاز که باشی تو بر حاجتش چاره ساز کسی از سلامت بود بهره ور که باشی نگهدارش ای دادگر 005 36 نه از سطوتت هست کس را گریز نه کس می تواند دفاع از تو نیز بود حکم حکم تو بر بندگان کنی هر چه خواهی به فرمانبران 006 36 بگوئیم از جان سپاس ترا نگهداشتی بندگان از بلا چنین نیز گوئیم شکر ترا که نعمت فرستاده ای بنده را خدایا بگوئیم حمدت چنان که برتر بود از همه همگنان بگوئیم حمدت ز جان با یقین که پر سازد از آسمان تا زمین 007 36 توئی منعم ای پاک پروردگار تو بخشیده ای نعمت بیشمار تو از بندگان میپذیری سپاس و گر چند اندک بود در قیاس نکوکار و بد نیکوئی خوی تو بود بازگشت همه سوی تو 001 37 در اعتراف به تقصیر از ادای شکر 001 37 خدای بدانسان که باشد سزا کجا می توان گفت شکر ترا مگر آنکه احسانت ای دادگر کند ملزمم بر سپاسی دگر 002 37 چو در طاعتت بنده شد استوار به اقرار تقصیر گردد دچار ازیرا که آن طاعت استوار به میزان فضلت نیاید بکار 003 37 بدینگونه شاکرترین بندگان بود عاجز از شکرت ای مهربان چنین است عابدترین بندگان ز تقصیر کی باشد اندر امان … امان به رضوان چنین از تو بادا درود که او بر بهشت برین در گشود 019 03 هم اویست هر دم به امرت روان نکردست سرپیچیت یکزمان 020 03 فروتن چنین گفته با مومنان سلام علیکم ز جان هر زمان مبارک بود بر شما این بهشت که یزدان بپاداشتان این نوشت 021 03 به مامور دوزخ چو فرمان رسید گنهکار باید به آتش کشید بگیرند او را به زنجیر و بند مپندار یک لحظه مهلت دهند 022 03 درود است از ما بر فرشتگان اگر در زمینند یا آسمان که هستند ناظر به اعمال ما فراوان بر آنان درود خدا 023 03 درود است از ما بر فرشتگان اگر در زمینند یا آسمان که هستند ناظر به اعمال ما فراوان بر آنان درود خدا 024 03 در آندم که هر بنده ای با گواه شتابان بیاید در آن پیشگاه 025 03 تو بفرست رحمت بر افرشتگان بیافزای بر عزت و قدرشان 026 03 خدایا در آن دم که گوئی درود به پیغمبران یا ملک آنکه بود تو ابلاغ فرما درودی ز ما بر آن پاک جانان راه خدا برحمت قرین دارمان ای عظیم به نیکوئی انک جواد کریم 001 04 درود بر پیروان پیامبران 001 04 فرستم درود ای خداوندگار بر آن رادمردان جان رستگار که بودند یکسر به دور زمان ز پیغمبران خدا پیروان به ایمان سرشار و آئین و دین حمایت نمودند از مرسلین به گاهی که بودند با دشمنان گرفتار پیکار پیغمبران همان اهل ایمان چو کوه استوار به پیغمبران گشته خدمتگزار 002 04 ز دوران آدم علیه السلام همی تا به اکنون بر اینان سلام به هر عصر ای پاک پروردگار فرستاده ای مرسلی رستگار که بودست بر امتش رهنما هدایتگرانی ز خلق خدا خدایا بر آن بندگانت درود به هر عصر و هر دوره آن کس که بود 003 04 به ویژه به پیغمبر آخرین به اصحاب او از خدا آفرین که در یاری اش کرده مخلص قیام پذیرفته فرمان او بالتمام گرفتند سبقت چو دعوت نمود گذشتند از خاندان هر که بود 004 04 گرفتند سبقت چو دعوت نمود گذشتند از خاندان هر که بود کشیدند شمشیر بر خاندان به پیغمبرت کرده یاری به جان به تثبیت دین خداوندگار بدو بوده از جان و دل دوستدار خریدند عشق محمد ص به جان گذشتند از خویش و از خاندان 005 04 به عشقی که هرگز نه بیند زیان شدند از رسول خدا دوستان 006 04 گذشتند از خانه و سرزمین به تایید پیغمبر آخرین براه تو بودند چون جانفشان خدایا به آنان عطا کن جنان بریدند در راهت از قوم و خویش به پاداششان لطف کن خیر بیش 007 04 گذشتند از خانه و سرزمین به تایید پیغمبر آخرین براه تو بودند چون جانفشان خدایا به آنان عطا کن جنان بریدند در راهت از قوم و خویش به پاداششان لطف کن خیر بیش 008 04 برای تو کردند ترک دیار گذشتند از زندگی مردوار به ترویج دین تو بر بیش و کم خریدند بر خویش رنج و ستم خدایا به پاداش این پیروان عنایت بفرمای باغ جنان 009 04 خدایا بیامرز این مومنین
ایام اعتکاف، ایام انس با پروردگار
امان ماندن از آزار یهودیان و بت پرستان گوشههای خلوت را انتخاب و به راز و نیاز با پروردگار مشغول میشدند. جریان اصحاب کهف نیز از این قرار است. آثار اعتکاف اعتکاف مانند سایر عبادات دارای آثاری است که میتوان آن را از سه جهت مورد مطالعه قرار داد. الف آثار اخروی اعتکاف آمرزش گناهان توبه در حال اعتکاف موجب جلب رضا و غفران الهی و ورود در صف نیکان است؛ زیرا قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم؛ بگو ای بندگان من ای کسانی که بر نفسهای خویش اسراف نمودید مایوس از رحمت خدا نشوید. به راستی که خداوند همه گناهان را میبخشاید و به راستی که او غفور و رحیم است زمر 53 و من اعتکف ایمانا و احتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه؛ اعتکاف از روی ایمان و یقین باعث مغفرت او میشود. نزدیکی به خدا اعتکاف موجب نیل به قرب الهی است؛ یعنی همان فلاح و رستگاری که انسان به وسیله عبادت آن را میجوید. در حدیث معراج خداوند از پیامبر خود سوال میکند "ای احمد آیا میدانی در چه هنگام بنده به قرب من نایل میشود و بعد در جوابش میگوید زمانی که گرسنه یا در حال سجده باشد. در جایی دیگر در همین حدیث شریف میپرسد آیا از آثار گرسنگی و سکوت و خلوت مطلع هستی؟ سپس جواب میدهد که یکی از آثار آن تقرب بنده به سوی من خدا است. گرسنگی سجده سکوت از غیر کلام خدا و خلوت همگی در اعتکاف جمع هستند و با این اعمال به خدای سبحان تقرب میجویند.جلب محبت خدا یکی از آثار برجسته اعتکاف حب خداوند تبارک تعالی است و الذین امنوا اشد حبا لله؛ بقره 165 آنان که ایمان آوردهاند شدیدا دوست دار خدا هستند."تحصیل بهشت الهی از جمله آثار عبادت رسیدن به بهشت و بهرهمندی از نعمتهای آن است. و الذین هم علی صلواتهم یحافظون اولئک هم الوارثون الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون؛ آنان که از نمازهایشان محافظت میکنند آنان وارثاناند آنانی که بهشت را به ارث میبرند و در آن جاودانند مومنون 9-11 ."بی شک اگر معتکف بتواند در ایام اعتکاف آن طور که باید و شاید رفتار نماید و رضایت حق تعالی را جلب کند؛ به درجاتی که برای مومنان در نظر گرفته شده خواهد رسید. خداوند در قرآن می فرماید و وعد الله المومنین و المومنات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکن طیبه فی جنات عدن و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم؛ خدا به مومنین
شرح دعای پنجم(بخش دوم)
مومنین است فرمود این چنگالهای آهنین که به آن آویزان است چیست؟ گفت بهذه اقلب قلوب الصالحین گفت با این چنگالها دلهای نیکان را زیر و رو می کنم شاید انقلاب درونی صالحان و جریحه دار شدن دلهایشان و عواطفشان نتیجه همان چنگال آهنین باشد یحیی فرمود آیا لحظه ای شده که بر من چیره شوی؟ گفت نه و لکن فیک خصله تعجبنی ولی تو را خصلتی است که خوش آیند من است فرمود آن چیست؟ گفت تو مردی هستی که بسیار می خوری پس هر گاه که به طعام دست بیابی و بخوری تو را از بعض نمازهایت و بیداری شبت بازمی دارد یحیی علیه السلام فرمود من با خدای تعالی عهد می کنم که تا به لقای او نرسیده ام هرگز از طعام سیر نشوم و شیطان به او گفت من هم با خدا عهد می کنم که مسلمانی را هرگز نصیحت نکنم تا آنگاه که خدا را ملاقات کنم سپس از نزد یحیی بیرون شد و دیگر بازنگشت . دام سخت است مگر یار شود لطف خدای ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم و مراره صوله السلطان بار الها ما را از تلخی قهر پادشاه ایمن کن سعدی ضمن حکایتی گوید و از اینجا گفته اند اصحاب فطنت و خبرت که از حدت و سورت پادشاهان برحذر باید بودن... یکی از دانشمندان معاصر گوید این جمله ی دعا دقیقا کاشف از آن است که دستگاههای حاکم در زمان ائمه علیهم السلام ستمکار بوده و میان حکام و ملتها و سلاطین و رعایا معارضه و برخورد داشته که امام علیه السلام آنرا به صورت یک دعا و مناجات عمومی درآورده تا بدین وسیله از چنگال ستم و تعدی آنان در امان
وقتى از نماز شب فارغ مى گشت
امان. ― شکوه تو با گردش دوران و گذشتن سالیان و دور زمان و اختلاف روزان و شبان پایدار و بر دوام. ― فر پادشاهی بیکران تو را نه آغاز است و نه انجام. ― همه ی موجودات پیش قدر والای تو به پستی افتاده اند. ― و بلیغ ترین گفتار ثناگویان از وصف کمترین خصائص تو فرومانده. ― در صفات تو عقل گمراه است و آواره و در نعت تو خرد سرگردان و بیچاره. اندیشه های باریک در کبریای تو حیران اند و پریشان. ― توئی خدائی که نخستین موجود در آغاز تو بودی و تا ابد هستی تو پایدار باشد و زوال نپذیرد ― و منم بنده ی اندک عمل و بسیار طمع وسائل را از دست داده ام مگر رحمت تو دست گیرد و رشته های امیدم گسیخته مگر امید عفو تو را که هنوز بدست دارم. ― طاعتی که بدان دل گرم دارم اندکست و معصیتی که بار دوشم شود بسیار. عفو تو از بنده ات گرچه بدکار باشد دشوار نیست پس مرا ببخش. ― خدایا علم تو بر اعمال پنهان ما مشرف است و راز پنهان ما در پیش دانش تو مکشوف هیچ چیز کوچک از تو پوشیده نیست و اسرار ناپیدا از تو مخفی نمی ماند. ― دشمن تو که برای فریب دادن من از تو مهلت خواسته است و مهلتش دادی و تا روز جزا فرصت طلبیده است و تو فرصتش بخشیدی بر من چیره شده. ― و مرا بر زمین زده است و من از صغائر گناهان عافیت سوز و کبائر معاصی نقمت اندوز سوی تو گریختم. وقتی من به گناه آلوده گشتم و به زشتکاری سزاوار خشم تو شدم به خیانت روی از من درپیچید و در روی من بناسپاسی سخن گفت و از من بیزاری جست و پشت کرده بگریخت و مرا با خشم تو تنها گذاشت مرا تا آستانه انتقام تو نزدیک آورد و رها کرد ― کسی نیست مرا شفاعت کند و آشنائی ندارم که مرا پناه دهد و حصاری نیست تا سنگر من شود و قلعه ای نه که در آن گریزم. ― اینک در این جای ایستاده زینهار از تو خواهم و نزد تو به قصور خود اعتراف دارم. پس سعت فضل تو بر من تنگ نشود و خلعت عفو تو از قامت من کوتاه نیاید و من نومیدترین بندگان تائب تو نباشم و بی بهره ترین کسانی که با امید به درگاه تو روی آورده اند نشوم و مرا بیامرز که تو بهترین آمرزندگانی. ― خدایا تو مرا امر کردی و من ترک فرمان تو کردم و مرا نهی فرمودی و مرتکب نهی تو گشتم و اندیشه بد کار زشت را به نظر من نیکو نمود پس از حد درگذشتم. ― هیچ روز را گواه بر روزه ی خود نگیرم و هیچ شب را برای بیداری و عبادت پناه خود قرار ندهم و هیچ سنتی ستایش من نکند که به آن درست رفتار کرده ام مگر واجبات تو را که اگر کسی آنها را فرو گذارد هلاک شود. ― بسیاری نوافل به تو توسل نجویم چون وظائف واجبات را هم چنانکه باید رعایت ننمودم و از حدود مقرر تو در گذشته به حریم حرمت راه یافتم و گناهان بزرگ مرتکب شده ام که تو بر من پرده پوشیدی و مرا رسوا نکردی. ― مقام درین کسی ایستاده است از تو شرمسار و بر جان خویش خشمگین و از تو خشنود با دلی شکسته و گردنی فروافکنده پشتی از بار گناه سنگین از یکسوی به تو امیدوار و از دیگر سوی از تو ترسان است. ― چون تو سزاوارتری از همه کس به امید و شایسته تری به ترس و بیم پس آنچه امیدوارم ای پروردگار من به من ارزانی دار و از آنچه می ترسم مرا ایمن گردان و از رحمت خود بهره مند کن که کریمترین کسی که از او حاجت خواهند توئی. ― خدایا اکنون که به پرده عفو عیب مرا پوشیدی و میان همکنان در سرای فانی غرق نعمتهای خود ساختی در سرای باقی نیز از رسوائیها محفوظ دار. آنجا که گواهان می ایستند از فرشتگان مقرب و پیغمبران معظم و شهیدان جان باخته در راه دین و شایستگان مومنین
تهران حسینیه همدانیها دهه اول رجب 95 سخنرانی پنجم
مومنین و مومنات مثل شما هزار و پانصد سال. به فرموده زین العابدین همه درختان همه ماهیان دریا همه پرندگان روی منبر مسجد شام فرمود کسی را کشتید که همه ماهیان دریا برایش گریه کردند پرندگان گریه کردند سنگها درختها گریه کردند ملائکه گریه کردند بهشتیان گریه کردند این یار است دیگر یعنی کل هستی به ابی عبدالله میگویند با همه وجود میخواهیمت اما بعضی آدمها را یک مورچه هم پیدا نمیشود بهش بگویند میخواهمت میگویند نمیخواهیمت تو اصلا در دنیا غاصب هستی.زمین میگوید من دوستت ندارم لعنت بهت باد که روی من داری راه میروی روایت دارد وقتی دفنش میکنند قبر میگوید لعنت بر تو که تو را آوردند در من دفن کردند نجس پلید اما مومن چقدر یار دارد الذین یحملون العرش و من حوله کمتر مردم این آیات را میدانند چون معنی قرآن هم نمیدانند میخوانند چیزی گیرشان نمیآید توجه نمیتوانند بکنند که چه خبر است و که خدا برای مومن چی کار کرده.یسبحون بحمد ربهم و یؤمنون به یک شغل این حاملان عرش و فرشتگان پیرامون عرش تنزیه پروردگار از هر عیب و نقص و ستایش خداوند است و این استمرار دارد یعنی دائما وجود ملائکه ملائکه عرش در تسبیح و در حمد است دائما. یسبحون بحمد ربهم و یؤمنون به این فرشتگان هر دو طایفه عرشیها و پیرامون عرش دائم در ایمان هستند دائم در تسبیح هستند دائم در حق هستند. آن وقت یک گفتهشان با خدا این است ربنا ای پروردگار وسعت کل شی این هم برای من خیلی جالب است این نکته آیه خیلی جالب است که فرشتگان میگویند ربنا وسعت کل شی رحمه و علما تو با رحمتت و با علمت کل هستی را فراگرفتی یعنی هر چی در این عالم است این را به رحمت و علم خودت ربط دادی و چسباندی ولی اول میگویند رحمت یعنی مردم مومن همه جا خدا رحمتش مقدم است حتی بر علمش. یعنی قبل از اینکه با علمش بخواهد با شما معامله بکند با رحمتش معامله میکند خب این خیلی مهم است علمش فراگیر است تمام ریزهکاریهای پرونده من را میداند که در این پرونده چند تا دروغ است چند صد تا چی هست لغزش است ولی اول با رحمتش من را فرامیگیرد یعنی آنها را از پرونده پاک میکند و بعد هم یواشکی امام صادق میگوید قیامت به مومن میگوید میدانستم گناه داری اما بخشیدمت بغل دستی تو هم نمیداند.ربنا وسعت کل شی رحمه و علما این برای تو که کل عالم را با رحمت و علمت فراگرفتی تمام هستی در آغوش رحمت و علمت است درست؟ حالا ما فرشتگان عرش و پیرامون عرش یک تقاضا از تو داریم یک درخواست داریم خدایا هر چی مومن در کره زمین است اینها را مورد مغفرت و آمرزشت قرار بده این یک یاری بسیار عظیم است. ملائکه هم که گناه ندارند که خدا دعایشان را به خاطر گناهشان برگرداند. این یک تقاضا تقاضای دوم هم این است آن مومنینی که گناهکار بودند و توبه کردند فاغفر للذین تابوا توبه کردند انابه کردند آنها را هم بیامرز و قهم عذاب الجحیم غافر 7 اینها را از جهنم در پناه خودت امان
تهران- حسینیه همدانیها – رمضان 95 - جلسه بیست و نهم
امان هستند. البته اینها شیعیان اکمل هستند صف دوم شیعیان کامل هستند صف سوم شیعیان مستضعف هستند این کلمه برای قرآن است و روایات. که ائمه ما شیعه را به سه صف تقسیم کردند.بحث دیشب رسید به این جا که پروردگار در قرآن توضیح نمیدهم بحث دیشب را شنیدید یادآوری میکنم به مدعیان مومن بودن یا به فرموده امام ششم به مدعیان شیعه بودن در پایان یک آیه میفرماید اگر شیعه هستید اگر مومن هستید اگر شما ادعا میکنید من مومن هستم و شیعه هستم خب اگر ادعایتان راست است چهار خصلت بایددر شما باشد این یک فاتقوا الله من با توجه به جملات قبل از فاتقوالله این فاتقوالله را در مورد همان که در آیه هست برایتان ترجمه میکنم اگر ادعا میکنید ما مومن هستیم و ما شیعه هستیم فاتقوا الله امر واجب است فاتقوالله یک خصلت آنی که میگوید مومن هستم و شیعه هستم و راست میگوید این است که تا آخر عمرش از هر گونه مال حرامی اجتناب میکند اگر شیعه هستید آیه میگوید ان کنتم مومن اگر هم نیستید و دروغ میگویید که این هفتاد کیلو بدنتان هفتاد سال شصت سال با حرامهای مالی مخلوط میشودو بار میآید و در سوره جن میگوید پس میشوید هیزم جهنم. اما اگر هستید یک ویژگی این است گوش بدهید به حرف من فاتقوالله از هر مال حرامی بپرهیزید.دو و اصلحوا ذات بینکم شیعه هستید اولا خودتان با دیگری دعوایتان نشود نزاع نکنید به هم نزنید تلخی به بار نیاورید زن و شوهر هستید پدر و فرزند هستید دو تا رفیق هستید دعوا و نزاع و حمله به همدیگر ممنوع اگر مومن هستید و اگر دیدید یک جا در کنارتان نزاعی برپا شد بین زن و شوهری دو تا رفیقی دو تا جمعیتی دو تا قوم و خویشی اصلحوا بر شما واجب است که این نزاع را خیلی سریع خاتمه بدهید چون معنی ندارد شیعه با زنش دویست تا پله دادگستریها را برود بالا و بیاید پایین و این زن در معرض هزار چشم آلوده قرار بگیرد میگوید دعوا را نطفه خاموش کنید که کار به دادگاه و کلانتری ودادگستری نکشد شما خیلی بالاتر از این هستید که یک پاسبان بیاید با تلخی بگوید بیا کلانتری یالله شما کرامتتان را چرا درمعرض شکست قرار میدهید؟ خیلی بالاتر از این هستید که بروید دم در اتاق قاضی قاضی هم خسته و رنج کشیده و سی تا پرونده را دیده به شما بگوید برو بیرون آقا برو بیرون و به دربان هم بگوید اینها را راه نده تا من بگویم بیایند تو که حرام خود را در معرض بیاحترامی قرار بدهید.نزاع نکنید اگر هم نزاعی میبینید زبان بهتان دادم نرمی بهتان دادم رحمت دل بهتان دادم با زبان نرم با زبان گرم با زبان عاطفی با زبان مهر و محبت بین دو نزاعکننده را اصلاح کنید. آشتی بدهید. امر واجب است و اصلحوا ذات بینکم.اما سوم شیعه هستید ادعا دارید اطیعوا الله از خدا اطاعت کنید نه از هوای نفستان نه از عصبانیتتان نه از پولتان نه از رفیقتان نه از شوهرتان نه از زنتان نه از برادرتان نه از آدمهای بیدین اطاعت از آنها را قیچی کنید در زندگی ضرر دارد.چهارم و رسوله ان کنتم مومنین
مسجد امیر ماه رمضان 95 سخنرانی دوم
مومنین حرامخور نبودند لب مبارکشان را به قهوه تر کردند برگرداندند فرمود بخور سل تو به کل امشب خوب میشود سل استخوانی داشت.دختری هم که رفتی برای خواستگاری رد کردند ندادند بهت من آن را زمینهاش را آماده کردم فردا که رفتی نجف برو خواستگاری دختر را بهت میدهند اما اینکه نگران نداری هستی آنچه گیرت میآید به اندازه بخور و نمیر و یک لباس معمولی است این را من نمیتوانم برایت حل کنم من حلکننده خودش را معرفی نکرد که من امام زمان هستم گفت من نمیتوانم حل کنم چون رقم کم درآمدیات را خدا تا لحظه مرگت برایت امضا کرده هیچ کاری نمیشود کرد. ولی من باید در این کم درآمدی از کوره درنروم و از عبد بودن خارج نشوم و دنبال این و آن و حتی دشمنان خدا نروم.گفت تا انبار رزق پروردگار پایان نپذیرفته من نه در خانه کسی میروم نه به کسی پناه میبرم و نه دستم را به طرف کسی دراز میکنم. این داستان را شیخ بهائی نقل میکند میگوید یک عابدی درکوه لبنان بود روزیاش میرسید خداوند متعال سه روز روزیاش را قطع کرد گاهی امتحانهای خدا هم یک امتحانهای پرفشاری است ولی آدم باید بفهمد که امتحان است که از مدار بیرون نرود روز سوم دید خیلی گرسنگی بهش فشار آورد از کوه آمد پایین آمد در ده نزدیک آمد در یک خانه را زد صاحب خانه گبر بود سه تا دانه نان بهش داد سگ صاحبخانه دنبال عابد کرد ترسید نان اول را تکه تکه کرد انداخت جلوی سگ خورد دوباره دنبال کرد عابد را نان دوم را هم قطعه قطعه کرد داد به سگ دوباره دنبال کرد نان سوم را هم به سگ داد خورد سگ دوباره پارس کرد و دنبالش کرد برگشت به سگ گفت بیحیا صاحبت سه تا نان بیشتر به من نداده.سوره فصلت را ببینید پروردگار در یک آیهاش میگوید انطقنا الله الذی انطق کل شی خدا هر موجودی را میتواند به زبان بیاورد که خیلی گویا حرف بزند تا به سگ گفت بیحیا صاحبت سه تا نان که بیشتر به من نداده سه تا دانه نان برای چی پارس میکنی دنبال من میآیی؟ خداوند زبان سگ را باز کرد به عابد گفت صاحب من گبر است گاهی استخوان به من میدهد گاهی هم یادش میرود هیچی به من نمیدهد ولی من بیست سال است سی سال است از در این خانه در هیچ خانهای دیگر نرفتم برای یک تکه استخوان خدا سه روز میخواست تو را امتحان کند دوام نیاوردی بلند شدی آمدی در خانه دشمنش را زدی نان از او گدایی کردی بیحیا من هستم یا تو؟ کدام هستیم؟گفت حکیم تا انبار رزق خدا پایان نپذیرفته من برای رزق پیش هیچ کس نمیروم به هیچ کس هم پناه نمیبرم خدا بدن به من داده میروم کار میکنم نان بیکاری نمیخورم نان بیعاری نمیخورم.پنجم حکیم تا بهشت نرفتم از شر دو دیو خطرناک خودم را در امان
English