ه شناخت راهنمایان راهشناخت راه شناخت چهارم بود که در این شصت-هفتادسالهای که در دنیا هستم از کدام جاده حرکت کنم؛ و اما شناخت پنجم شناخت راهنمایان
35 مطلب یافت شد
خطر گمراهی در کمین بیخبران از صاحبان هدایت
چگونه این بزرگواران را بشناسیم؟ راههای شناخت راهنمایان دینآیا لازم است که دهسال پانزدهسال یا بیستسال به حوزههای علمیه شیعه برویم و درس بخوانیم
چه کنیم تا از عادت کردن بعضی از اعمال مثل نماز خارج شویم و آنها را از روی معرفت انجام بدهیم؟
اگر ما معرفتمان را به اصل عمل و زوایای عمل هر روز بالاتر بیاوریم و برای بالا بردن آن از راهنمایان دینی و کارشناسان مذهبی کمک بگیریم و مطالعات خودمان را ازدیاد و تجدید نمائیم یقینا هر روز که شناخت
اهل سعادت و شقاوت در حكم خداوند
میشود پنداری بیش نیست چرا که برخلاف دعوت همه انبیا و تلاشهای همه راهنمایان بشر است بلکه این پندار واهی برای فرار از زیر بار مسئولیت و توجیه اعمال خلاف و تبهکاریها درست شده است و یا برای تفسیر موارد ناآگاهیها میباشد.برای شناخت
بزرگداشت اربعين و پرسش هایی درباره این روز
راهنمایان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند. باید توجه داشت که این دو کتاب در عین حال که مطالب مفیدی دارند از جهاتی اخبار ضعیف و داستانی هم دارند که برای شناخت آنها باید با متون کهنتر مقایسه
نمی خواهم در امتحانات سخت خداوند شرکت کنم!!
شناخت را بپیماید .دقیقا نقش شیطان هم اینجا مشخص می شود که می آید و هر آنچه که در این مسیر مانع راه است را زیبا جلوه می دهد و از رسیدن به آن معرفت جلوگیری می کند.ثمره معرفت عشق است و ثمره عشق هم رسیدن به خود خداست که نتیجه آن فنا شدن در ذات اوست. * بشر با فرمانبری از شیاطین جن و انس همه اینها را کنار میگذارد و به جای اطاعت از الله و رسولش به اطاعت و بندگی هوای نفس خود و دیگران مشغول میشود و چون یاد خدا و آخرت میکند خود خدا را زیر سۆال میبرد که اصلا چرا من را خلق کردی؟ چرا امتحان میکنی؟ چرا بهشت و جهنم میبری و ...؟ در حالی که باید خودش را محکوم کند که چرا از نعمت وجود بهره نمیبری؟ چرا از صراط حق خارج میشوی؟ چرا نعمات را کفران و لگد مال میکنی چرا فرصتها را از دست میدهی؟ چرا به دنبال راهنمایان
شفاعت در نهج البلاغه
شناخت و خود را در گردابهای گمراهی غرقه نساخت و در استوارترین دستاویز و سختترین ریسمانها چنگ انداخت. به حقیقت چنان رسید که گویی پرتو خورشید بر او دمید. و خود را در فرمان خدا گذاشت و بر گزاردن برترین وظیفهها همت گماشت. چنانکه هر مشکلی که پیش آید باز نماید و در آن نماند و هر فرعی را به اصل آن بازگرداند. چراغ تاریکیهاست راهگشا در تیرگیهاست کلید درهای بسته است و دشواریها را از پیش بردارد. راهنمای گمراهان است و در بیابان نادانیشان فرو نگذارد اگر سخن گوید شنونده را نیک بیاگاهاند و اگر خاموش باشد خواهد تا از گزند ایمن ماند. بیریا طاعت خدا را گزید و خدایش خاص خود گردانید. پس او گوهرهای دین را کان است و کوهی است که زمین بدو از لغزش در امان است. داد را بر خود گماشته و نخستین نشانه آن این که هوی و هوس را از دل برداشته. حق را ستاید و کار بندد و کار نیکی نیست که ناکرده گذاشته و در جایی گمان فایدتی نبرده جز که به رسیدن بدان همت گماشته. خود را در اختیار کتاب خدا نهاده و آن را راهبر و پیشوای خود قرار داده. هرجا که گوید بار گشاید و هر جا که فرمان دهد فرود آید. خطبه 871-9 32 بیان بایدها یعنی این کارها را انجام دهید باید ها در نهج البلاغه بسیار زیاد است چرا که برای همه امور زنگی فردی و اجتماعی دنیایی و آخرتی برنامه دارد آنهم به صورت کلی و جزئی. بنابراین ما تنها به چند مورد از آنها اشاره می کنیم و برای تعدادی از آنها شرح آورده می شود چرا که بسیار قابل فهم و درک است و نیازی به توضیح ندارد. آن موارد عبارتد از تقوی آخرت گرایی آمادگی برای مرگ و پس از آن توشه برداشتن بی رغبتی به دنیا نحوه عمل در شبهات و فتنه ها شجاعت و ... . تقوی تقوی از آن جمله موضوعاتی است که به طور مفصل و با تمام جزئیات در نهج البلاغه بدان پرداخته شده است و خطبه ها و حکتها و نامه های زیدی را به خود اختصاص داده است مثلا یک خطبه به طور کامل به توضیح این موضوع پرداخته که خطبه همام 193 می باشد. و در ادامه به بعضی دیگر از این نمونه ها اشاره می کنیم. اوصیکم عباد الله بتقوی الله سفارش میکنم شما بندگان خدا را به تقوای الهی خطبه 834 پس از خدا چونان کسی پروا کنید که سخن حق را شنید و فروتنی کرد گناه کرد و اعتراف کرد ترسید و به اعمال نیکو پرداخت پرهیز کرد و پیش تاخت یقین پیدا کرد و نیکوکار شد پند داده شد و آن را به گوش جان خرید او را ترساندند و نافرمانی نکرد به او اخطار شد و به خدا روی آورد پاسخ مثبت داد و نیایش و زاری کرد بازگشت و توبه کرد در پی راهنمایان
وحدت فرهنگ عاشورا و فرهنگ اربعین در آثار اندیشمندان اسلامی
راهنمایان ایشان به سر منزل رضای خدا و استقراریافتگان در امر خدا و تمامان در محبت خدا... خداوند شما را به عنوان جانشینان خود در زمین و حجت های خود بر خلق خویش و یاران دین خود و حافظان سر خود و خازنان علم خویش و ودیعتگاه حکمت خود و مترجمان وحی خویش و ارکان توحید و شناخت
تبیین مسیر قیامت
شناخت و به راهنمایی های او اقتدا کرد از صراط آخرت که پل دوزخ است گذشته است و هر کس امام را در دنیا نشناخت کامش بر صراط آخرت می لرزد و در آتش دوزخ سقوط می کند. 15 آنچه بازگو شد نمونه هایی از مراحل و منازل مسیر انسان در سفر ابدی اوست که این سفر بدون استثنا برای همگان است و کسی چه بخواهد چه نخواهد این سفر را باید برود و آن منزل را باید طی کند تا بالاخره به نتیجه آنچه عمل کرده است برسد. اگر خوب عمل کرده و در مسیر معارف وحی آسمانی حرکت کرده است فطوبی له و حسن مآب بهشت جاودان گوارای او باد. اگر خدای نخواسته بد عمل کرده و در جهت خلاف راهنمایان
اللهم صل على محمد و آله و اكفنى ما یشغلنى الاهتمام به و استعملنى بما تسئلنى غدا عنه و استفرغ ایامى فیما خلقتنى له و اغننى و اوسع على فى رزقك و لا تفتنى بالنظر و اعزنى و لا تبتلینى بالكبر و عبدنى لك و لا تفسد عبادتى بالعجب و اجر للناس على یدى الخیر و لا تم
شناخت اصل چهارم در ابتدا خیلی ساده و در انتها خیلی عمیق و عجیب است. پس از آنکه انسان به عقل و دانش می رسد و وارد مکتب آفرینش می شود در آن سالها و ماههائی که خود را به انسانیت می شناسد و درک می کند که برتر و بالاتر از سایر مخلوقات و موجودات است دورنمائی هم از علت غائی خلقت به نظر او نمایش پیدا می کند می فهمد و می داند که فقط برای خوردن و خوابیدن و این زندگی مادی دنیائی خلق نشده بلکه خداوند از خلقت او چیز دیگری سوای مادیات خواسته است. این دورنما از علت غائی به وسیله ی پیغمبران و راهنمایان … شناخت انسان اینطور می گوید که دو جهان نامتناهی آفریده یکی از آنها آفاق و دیگری انفس و می فرماید سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم. ما آیات عظمت و قدرت خود را در نفوس و آفاق به انسان نمایش خواهیم داد. گرچه ظاهرا در آیه ی شریفه انسان برابر عالم شناخته شده ولیکن در تفسیر مولای متقیان علی علیه السلام و در اشعاری که ایشان سروده اند انسان بالاتر از جهان شناخته شده است و ایشان فرموده اند که عالم بزرگ در وجود انسان است نه اینکه انسان در جهان بزرگ باشد. بر اساس این تفسیر ما هر چه می خواهیم و به آن نیاز داریم و بایستی در تکامل به آن برسیم همه ی اینها بایستی در وجود خود ما به وسیله ی خود ما باشد. اگر نیاز ما و احتیاجات ما در بیرون وجود ما باشد که ما به غیر خود نیازمند باشیم پس آن غیر قهرا از خود ما کاملتر و بهتر و بالاتر خواهد بود زیرا محتاج الیه از محتاج بزرگتر است و این فرضیه با برتری انسان از همه چیز منافات دارد. پس بایستی بگوییم ماسوای انسان نیازمند به انسان است نه اینکه انسان نیازمند به ماسوای انسان باشد. دلیل برتری انسان از آفرینش همین است که راه خداجوئی و خدایابی به وسیله ی انسان در وجود خود انسان ترسیم شده است. یعنی انسان خدا را در خود می یابد و از خود به سوی خدا راه پیدا می کند و عاقبت در وجود خود به خدای خود مربوط می شود. وجود انسان یگانه ماشین یا وسیله است که انسان را به معراج کمال می رساند. آیا کسانی که خدا را یافته اند و با خدا رابطه پیدا کرده اند در بیابانها و یا صحراها و آسمانها خدا را پیدا کرده اند یا آنها در وجود خود خدا را یافته اند و در وجود خود با خدا رابطه پیدا کرده اند و یا به تعبیر دیگر راهنمایان
اللهم صل على محمد و آله و اكفنى ما یشغلنى الاهتمام به و استعملنى بما تسئلنى غدا عنه و استفرغ ایامى فیما خلقتنى له و اغننى و اوسع على فى رزقك و لا تفتنى بالنظر و اعزنى و لا تبتلینى بالكبر و عبدنى لك و لا تفسد عبادتى بالعجب
شناخت اصل چهارم در ابتدا خیلی ساده و در انتها خیلی عمیق و عجیب است. پس از آنکه انسان به عقل و دانش می رسد و وارد مکتب آفرینش می شود در آن سالها و ماههائی که خود را به انسانیت می شناسد و درک می کند که برتر و بالاتر از سایر مخلوقات و موجودات است دورنمائی هم از علت غائی خلقت به نظر او نمایش پیدا می کند می فهمد و می داند که فقط برای خوردن و خوابیدن و این زندگی مادی دنیائی خلق نشده بلکه خداوند از خلقت او چیز دیگری سوای مادیات خواسته است. این دورنما از علت غائی به وسیله ی پیغمبران و راهنمایان … شناخت انسان اینطور می گوید که دو جهان نامتناهی آفریده یکی از آنها آفاق و دیگری انفس و می فرماید سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم. ما آیات عظمت و قدرت خود را در نفوس و آفاق به انسان نمایش خواهیم داد. گرچه ظاهرا در آیه ی شریفه انسان برابر عالم شناخته شده ولیکن در تفسیر مولای متقیان علی علیه السلام و در اشعاری که ایشان سروده اند انسان بالاتر از جهان شناخته شده است و ایشان فرموده اند که عالم بزرگ در وجود انسان است نه اینکه انسان در جهان بزرگ باشد. بر اساس این تفسیر ما هر چه می خواهیم و به آن نیاز داریم و بایستی در تکامل به آن برسیم همه ی اینها بایستی در وجود خود ما به وسیله ی خود ما باشد. اگر نیاز ما و احتیاجات ما در بیرون وجود ما باشد که ما به غیر خود نیازمند باشیم پس آن غیر قهرا از خود ما کاملتر و بهتر و بالاتر خواهد بود زیرا محتاج الیه از محتاج بزرگتر است و این فرضیه با برتری انسان از همه چیز منافات دارد. پس بایستی بگوییم ماسوای انسان نیازمند به انسان است نه اینکه انسان نیازمند به ماسوای انسان باشد. دلیل برتری انسان از آفرینش همین است که راه خداجوئی و خدایابی به وسیله ی انسان در وجود خود انسان ترسیم شده است. یعنی انسان خدا را در خود می یابد و از خود به سوی خدا راه پیدا می کند و عاقبت در وجود خود به خدای خود مربوط می شود. وجود انسان یگانه ماشین یا وسیله است که انسان را به معراج کمال می رساند. آیا کسانی که خدا را یافته اند و با خدا رابطه پیدا کرده اند در بیابانها و یا صحراها و آسمانها خدا را پیدا کرده اند یا آنها در وجود خود خدا را یافته اند و در وجود خود با خدا رابطه پیدا کرده اند و یا به تعبیر دیگر راهنمایان
ضرورت وجود راهنما در مسیر توحید
شناخت راه مستقیممن اگر بخواهم سالک صراط مستقیم باشم باید این صراط را و آنچه که این صراط از او ساخته شده و معمارش هم پروردگار است بشناسم و بفهمم در شبانهروز هم ده بار به مشاعرم تلقین کنم و حقایقش را در ظاهر و باطنم محقق بکنم تا در حد خودم مؤمن کامل بشوم. روزی شخصی به من گفت که ریا یعنی چه؟ گفتم یعنی من درخت نماز روزه و انفاق را سرسبز بکارم بعد بنشینم و این درختها را تماشا کنم و از شیطان خواهش کنم که کل این باغ را آتش بزن و بسوزان. این معنی ریاست کار کردن برای خوشامد مردم یعنی آتش روشن کردن و سوزاندن کارهایی که کردهام. راهنمایان
ضرورت وجود راهنما در مسیر توحید
شناخت راه مستقیممن اگر بخواهم سالک صراط مستقیم باشم باید این صراط را و آنچه که این صراط از او ساخته شده و معمارش هم پروردگار است بشناسم و بفهمم در شبانهروز هم ده بار به مشاعرم تلقین کنم و حقایقش را در ظاهر و باطنم محقق بکنم تا در حد خودم مؤمن کامل بشوم. روزی شخصی به من گفت که ریا یعنی چه؟ گفتم یعنی من درخت نماز روزه و انفاق را سرسبز بکارم بعد بنشینم و این درختها را تماشا کنم و از شیطان خواهش کنم که کل این باغ را آتش بزن و بسوزان. این معنی ریاست کار کردن برای خوشامد مردم یعنی آتش روشن کردن و سوزاندن کارهایی که کردهام. راهنمایان
نگرش قرآنی امام هادی(ع) به مهدویت در پرتو زیارت جامعه کبیره
راهنمایان بشر به سوی سعادت معرفی شدهاند. مضامین مربوط به غیبت انتظار رجعت احیای دین گسترش عدالت و ظهور دولت حق نیز نشان میدهد که مهدویت بخشی جداییناپذیر از منظومه امامت در این زیارت است.از سوی دیگر عملکرد امام هادی علیهالسلام در سازماندهی شبکه وکالت محدود کردن ارتباط مستقیم در شرایط امنیتی معرفی تدریجی مسئله غیبت و تبیین جایگاه امام آینده زمینهای مهم برای ورود جامعه شیعه به عصر غیبت فراهم ساخت.بر این اساس میتوان زیارت جامعه کبیره را نهتنها متنی عبادی بلکه شناختنامهای اعتقادی درباره امامت دانست؛ شناختنامهای که آموزههای آن درباره امام ولایت هدایت و مهدویت به زمان خاصی محدود نمیشود و در اندیشه شیعی قابلیت تفسیر و استفاده در همه اعصار بهویژه در شناخت
حسرت؛ پیامد غفلت
راهنمایان هستند که در برابر دیدگان آدمی می باشند و انسان به سادگی با نگاهی به سیره و روش زندگی آنان می تواند اصالت اموری که آدمی را به هدف می رساند از امور غیر اصیل باز شناسد.تفریط درحق امام ع به معنای نادیده گرفتن ایشان در زندگی و اعمال است. از این رو مردمان غافل در روز قیامت از این که از امام ع پـیروی نکرده اند خود را سرزنش می کنند و حسرت می خورند. این که امام را جنب الله نامیده اند از آن روست که طاعت آنان همان اطاعت از خدا و مسیر آنان مسیر دست یابی به اهداف آفرینش است. زمر آیه ۵۶ آیات قرآنی این معنا را مورد تاکید قرار می دهند که انسان باید همواره به امور و مسایل خود چنان توجه کند که امور اصیل را از امور غیراصیل عوامل و اسباب و ابزارهایی که وی را درمسیر درست قرار می دهد از عوامل و اسباب بازدارنده باز شناسد. البته تنها شناسایی این امور برای رسیدن به هدف کفایت نمی کند بلکه نیازمند آن است که هر کسی آن چه را شناخت
محبت از ديدگاه اسلام
شناخت ویژگی ها 2. اعلام دوستی 3. حفظ دوستی کهن 4. گشاده رویی به هنگام دیدار 5. مداراناشایسته های معاشرت با برادران 18 1. ظاهر سازی 2. بدگمانی 3. فریفتن 4. بخل 5. اعتماد مطلق 6. آزردن 7. تحقیر کردن 8. زیاده روی در دوستی 9. گناه کردن برای دوست 10. آشکار کردن هر راز 11. نثار کردن نابجای دوستی 12. انصاف خواهیاز نظر اسلام برخی از افراد دوستی شان واجب است برخی مستحب برخی حرام و برخی مکروه اما آنان که دوستی شان واجب است 1. خدا و رسول - بگو اگر پدرانتان برادرانتان همسرانتان خویشاوندانتان و اموالی که اندوخته اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه هایی که بدان دلخوش هستید برایتان از خدا و رسولش دوست داشتنی تر است منتظر باشید تا خدا فرمان خویش بیاورد و خدا مردم فاسق را هدایت نخواهد کرد. 19 پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ هیچ یک از شما ایمان نمی آورد مگر آن که من برایش از پدرش فرزندش و همه مردم دوست داشتنی تر باشم. 20 2. عترت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ بگو بر این رسالت مزدی از شما جز دوست داشتن خویشاوندان نمی خواهم. 21 پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ هر چیزی را بنیادی است و بنیاد دین دوستی ما اهل بیت است. 22 آنان که دوستی شان مستحب است 23 1. مومنان 2. عالمان 3. عاقلان 4. نیک خواهان 5. نیکان 6. راهنمایان
در آمدی بر تلاش های فرهنگی امام صادق (ع)
شناخت داشته باشند و با دل و جان ولایت آن ها را بپذیرند نه این که فقط مدعی ولایت مداری باشند آن حضرت با تبیین علایم و نشانه ها ولایت پذیران اصلی را از غیر اصلی جدا نموده به طوری که می فرماید شیعیان سه دسته هستند گروهی به وسیله ما زینت می یابند و ما را وسیله عزت و آبروی خویش قرار می دهند گروهی ما را وسیله درآمد زندگی دنیایی خویش قرار داده و از این طریق زندگی می کنند و گروهی از ما و به سوی ما هستند با امنیت ما آرامش می یابند و با ترس ما ترسان هستند در برابر جفاکاران خودنمایی ندارند اگر پنهان باشند کسی سراغ آن ها را نمی گیرد و اگر آشکار باشند به آن ها اعتنا نمی شوند. گروه سوم به حقیقت شیعیان واقعی و راهنمایان
اللهم انت عدتى ان حزنت، و انت منتجعى ان حرمت، و بك استغاثتى ان كرثت
علاقه مندان به اصلاح نفس باید از پی راهنمایان الهی بروند و سخنانشان را با دقت بشنوند و فراگیرند و در مقام عمل به کار بندند تا بتوانند از ثمرات و نتایج سعادت بخش آنها مستفیض شوند. کسانی که در تفقه دین و شناخت
نقش امامت در رشد معنوي جامعه
شناخت وظایف خو نیاز به علائم راهنما دارد و کلام نورانی انبیا و اوصیا بهترین راهنمای او است و از آن جا که این بزرگان به سرچشمه های نور وصف هستند انسان را به نور و عالم معنا هدایت می نمایند.ائمه ی اطهار علیهم السلام منابعی نورانی هستند که اگر انسان در پرتو این نورانیت قرار گیرد بی شک به مقصد نهایی و عالم معنا راه پیدا می کند. ایمان عبادت و شهود آن ها همه نشان از انقطاع از عالم ماده و وصل به عالم معناست.آن ها از هیچ کوششی برای منتقل کردن این معنویت به جامعه فروگذار نکرده اند. گاهی با تفسیر آیات سعی در نفی امتیازات پوشالی در جهت تحقق عدالت اجتماعی می کوشند و گاه مبارزه با بدعت ها و کج روی ها سرلوحه ی کار آن ها می شود و با بازخوانی ارزش های معنوی و نفی رفاه طلبی همچون پیامبر صلی الله علیه و آله سعی در سوق دادن جامعه به سوی عالم معنا دارند. آن ها حتی در امر حکومت داری نیز عنصر اصلی حکومت خود را ارزش های معنوی و رضای خدا قرار می دهند و فقط در راستای آن قدم بر می دارند. بنابراین تمام فعالیت های ائمه علیهم السلام اعم از علمی فرهنگی عبادی و سیاسی تحت احاطه ی این عنصر بوده و حکومت را وسیله ی ارزش های الهی و معنوی می دانند. واضح است که ورود به عالم معنا از طریق این راهنمایان
اللهم صل على محمد و آله، و اجعل اوسع رزقك على اذا كبرت، و اقوى قوتك فى اذا نصبت
کمال انسانی نایل گردند لازم است در مواجهه با راهنمایان روحانی حد خود را بشناسند و با آنان به منظور تعلم و یادگیری سخن بگویند و در بحثها از مجادله و منازعه ی جاهلانه و خلاف عقل پرهیز نمایند. اگر کسانی رعایت حدود را ننمایند و به نام شناخت
English