عالمان اهل سنت درباره او آورده است. او میگوید ابن تیمیه کسی است که خداوند او را گمراه و خوار ساخته و به او قدرت تهمت زدن و دروغگویی عطا کرده است.پاسخ تفصیلینام اصلی ابن تیمیه؛ احمد … گمراه و بدعتگذار بود ولی باید دانست او کسی بود که نماز میخواند و روزه میگرفت و قرآن میخواند و به این دلیل که تصور میکرد خدا و پیامبرش ص کشتن علی را دوست دارند دست به کشتن او زد و به زعم خود این کار را از روی محبت نسبت به خدا و پیامبرش انجام داد 23 دشمنی با اهل بیت پیامبر ص یکی از خصائص ابن تیمیه داشتن کینه و دشمنی با اهل بیت و در مقابل آن علاقه و محبت نسبت به دشمنان ایشان است. تا جایی که تمام تلاش خود را برای دفاع از دشمان عترت پیامبر به کار میگیرد و برای خطاهایشان عذر تراشی میکند و احادیث پیامبر اکرم ص را تکذیب میکند و برای دفاع از معاویه و یزید دست به تالیف کتاب می زند. 24 او مقدم داشتن اهل بیت ع پیامبر را امری جاهلی مینامد و ایشان را فاقد هرگونه مزیتی بر دیگران میداند. 25 او روایتهای فضائل اهل بیت را همانند فضائل حضرت علی ع تضعیف میکند و آنها را فاقد سند میداند. 26 محبت نسبت به بنی امیه و دفاع از یزیداو که تمام هم خود را برای تضعیف احادیث فضائل حضرت علی ع به کار میگیرد در مقابل از هیچ تلاشی برای دفاع از بنی امیه خصوصا یزید فروگذار نمیکند. او در تجلیل از بنی امیه میگوید هر چند که بنی امیه با علی دشمن بوده و برخی از آنان او را نفرین میکردند ولی آنها به همه سرزمینهای اسلامی از شرق تا غرب مسلط شده و اسلام را در این مناطق پیاده کردند. اسلام در زمان حکومتشان خیلی عزتمندتر از زمان بعد آنان بود. 27 ابن تیمیه که محبت بنی امیه در قلبش ریشه دوانده از منفورترین افراد که یزید باشد دفاع میکند و سعی بر تطهیر او از جنایات تاریخیش دارد. او میگوید یزید به کشته شدن حسین بن علی راضی نبود و از این اتفاق اظهار ناراحتی میکرد. او گناه آتش زدن کعبه را بر گردن ابن زبیر میاندازد و میگوید نه یزید و نه کارگزارانش قصد آتش زدن کعبه را نداشتند بلکه این ابن زبیر بود که کعبه را تخریب کرد این در حالی است که کعبه توسط سربازانی که یزید فرستاده بود به آتش کشیده شد. 28 او درباره فاجعه حره هم میگوید او همه اشراف و بزرگان را نکشت و تعداد کشتهها به دهها هزار نفر نرسید و اینکه گفتهاند جریان خون به قبر پیامبر رسید نیز کذب است و کسی را در مسجد نکشتند. 29 دیدگاه علمای شیعه و اهل سنت درباره ابن تیمیهافکار انحرافی ابن تیمیه تاثیر زیادی در ایجاد تفرقه بین مسلمانان و زمینهسازی برای شکل گیری وهابیت داشت. همانطور که برخی از دیدگاههای ابن تیمیه بیان شد او از جمله نادر علمایی بود که افکار و دیدگاههایی را مطرح کرد که مبنای محکم دینی و قرآنی نداشت؛ لذا در زمان خود با مخالفت آشکار و صریح اکثریت علما مواجه شد و حتی بعضی از علما حکم تکفیر و خروج از دین او را صادر کردند تا جایی که مدتی را به خاطر همین افکارش به دستور حکومت وقت زندانی شد. از جمله کسانی که فقط در زمان خودش از او حمایت کرد شاگردش ابن قیم بود که بعد از درگذشت او نیز نسبت به تنظیم تالیفات استادش تلاش زیادی انجام داد. 30 علمای شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت از عصر ابن تیمیه تاکنون در رد او کتابهای زیادی تالیف کرده یا با وی مناظره کردهاند. و به نقد تک تک دیدگاههای ابن تیمیه پرداختهاند که باید به کتابها و مقالاتی که در اینباره نوشته شده مراجعه کرد.برای رد برخی از افکار ابن تیمیه نمایههای خاستگاه و نظرات وهابیت سؤال 1537 و اعتقاد اهل سنت به توسل قبل از ابن تیمیه سؤال 2143 را مطالعه کنید.کوتاهترین و کاملترین عبارت درباره ابن تیمیه را ابن حجر مکی از زبان عالمان
117 مطلب یافت شد
مخلوط كردن حق به باطل
بیسوادی میتواند آن را بفهمد و درک کند ولی زمانی که با هنرمندی مکارانه و منافقانه عالمان و دانشمندان با باطل مخلوط گردد از چشم عقل و دیده انصاف پنهان میماند و تشخیص و یافتنش بسیار بسیار مشکل میشود و شخص گمراه … عالمان به حق و باطل است این دانشمندان هستند که حق و جایگاه آن را میدانند و به باطل و جایگاه آن آگاهاند.اینان که عهدهدار هدایت مردم و مسئول حفظ جامعه و ملت از کژی و انحرافاند گاهی با تکیه بر آرزوها و خیالات و به سبب ترسی که به خاطر از دست رفتن ریاست و مال و منال و متاع دنیا دارند با اغوای هوای نفس و شیطان درون و بردن از چهار چوب مسئولیت و تکلیف الهی و انسانی خود بیرون میآیند و به جای هدایت مردم به سوی حق و حفظ آنان از کژی و انحراف با آمیختن حق به باطل و به عبارت دیگر حق را باطل نشان دادن و باطل را به صورت حق جلوه دادن دست به اضلال و گمراه
غفلت، ريشه امراض روحى
گمراه کردن میتازند. کلام امیرالمؤمنین علیه السلام درباره عالمان غافل حضرت علی علیه السلام- آن کانون معرفت و قله مرتفع عشق و حقیقت ایمان- درباره این نابکاران پست
غفلت، ريشه امراض روحى
گمراه کردن میتازند. کلام امیرالمؤمنین علیه السلام درباره عالمان غافلحضرت علی علیه السلام- آن کانون معرفت و قله مرتفع عشق و حقیقت ایمان- درباره این نابکاران پست میفرماید
استاد انصاریان و پاسخ به چند شبهه کاربردی
گمراه هستند این را یک ساعت دو ساعت قبل از درگذشتشان پیغمبر اعلام کردند فرمودند و آمدند خانه و جان دادند همه هم نوشتند یک بخشی از عبقات الانوار میرحامد حسین هندی که اصالتا نیشابوری بوده در رابطه با همین حدیث ثقلین است یک بخش عمده انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تظلوا من بعدی ابدا و مدینه و بعد هم دنیای بعد از مدینه متمسک به اهل بیت ع نشدند خودشان حکومتها و مدرسهها ساختند آخوندهای درباری تربیت کردند و دین مردم را به آنها ارجاع دادند و متمسک به عالمان
اخلاق تعليم و تربيت
شوم یا گمراه کنم ستم کنم و یا ستم دیده شوم... .این استعاذهها ضروری است زیرا راهزنان مسیر دانشآموزی بسیارند. جایگاه علم و عالمان … عالمان سو را معرفی میکنند و آنان را وعده عذاب و آتش میدهد. از این روایات میتوان فهمید که اطلاق عنوان عالم به این افراد مجازی است زیرا در روایات دیگری آثار علم و نجات و رستگاری معرفی شده است. اگر اثر علم رستگاری و حسن آخرت باشد کسی که در عالم است نمیتواند جهنمی و بدعاقبت باشد. پس اگر به کسی که آخرت سو دارد عالم گفته میشود از سر مجاز است. همین مقدار کافی است تا بپذیریم علم همین اصطلاحات و مفاهیم نیست بلکه حقیقتی است که با مذاکرات علمی به دست نمیآید. مذاکرات علمی و تعلم فقط زمینه را برای دریافت آن حقیقت آماده میسازد ولی علم نوری است که خداوند به قلوب مؤمنان خالص هدیه میکند. امام صادق ع فرمودند لیس العلم بالتعلم و انما هو نور یقع فی قلب من یرید الله تبارک و تعالی ان یهدیه؛ علم به زیادی دانش اموختن نیست بلکه نوری است که خداوند در قلب آن که هدایش را اراده فرموده وارد میکند. این دیدگاه که علم به افاضه پروردگار تحقق مییابد. نقشی کلیدی در اخلاق آموزشی دارد. وظایف طالب علمدانشجویی که در پی این علم است به هر سخنی گوش و دل نمیسپارد و از هر منبعی علم نمیآموزد و چون جان خود را آماده پذیرایی از غذایی پاک میکند به تصفیه باطن میپردازد. برای ان که نور علم در قلبی بتابد باید آن قلب صیقل داده شود پس مجاهده با نفس مقدمه ضروری کار دانشجوی علم آخرت است. از امام باقر ع روایت شده است که درباره این آیه قرآن فلینظر الانسان الی طعامه فرمودند یعنی علمه الذی یاخذ ممن یاخذه؛ مقصود از طعام علم است که بایدانسان ببیند از کجا دریافت میکند. اهمیت منبع و منشا علم بسیار زیاد است زیرا هدف از علم آموزی کمال نفس است و کمال نفس فقط با علم حقیقی مطابق با واقع محقق میشود. پس اتکا به منابع نامطمئن علم نافع را به بار نمیآورد من اصغی الی ناطق فقد عبده فان کان الناطق یؤدی عن الله فقد عبد الله و ان کان الناطق یؤدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان؛ کسی که به گویندهای گوش میسپارد او را بندگی کرده است پس اگر گوینده از خدا بگوید شنونده خدا را بندگی کرده و اگر از زبان شیطان سخن بگوید شنونده شیطان را بندگی نموده است. متعلم راه رستگاری علم را از خداوند میخواهد قل رب زدنی علما و علم را برای رشد و تعالی میجوید نه برای اغراض نفسانی و دنیایی هل اتبعک علی ان تعلمن مما علمت رشدا با توجه به دو نکته فوق روش صحیح دانشجویی این است که در انتخاب مدرسه و استاد نهایت دقت صورت گیرد و پس از آن از خداوند درخواست علم حقیقی شود و از او نجات از گمراهی طلب شود اللهم انی اعوذ بک من... ان اضل او اضل او اظلم او اظلم... خداوندا به تو پناه میبرم از این که گمراه
جایگاه علم و دانش در علم اخلاق 3
گمراه کنم ستم کنم و یا ستم دیده شوم... 6 . این استعاذه ها ضروری است زیرا راهزنان مسیر دانش آموزی بسیارند. جایگاه علم و عالمان در جامعه به صورت طبیعی برای عالم موقعیتی فراهم می کند. … عالمان سو را معرفی می کنند و آنان را وعده عذاب و آتش می دهد. از این روایات می توان فهمید که اطلاق عنوان عالم به این افراد مجازی است؛ زیرا در روایات دیگری آثار علم نجات و رستگاری معرفی شده است. اگر اثر علم رستگاری و حسن آخرت باشد کسی که عالم است نمی تواند جهنمی و بدعاقبت باشد. پس اگر به کسی که آخرت سو دارد عالم گفته می شود از سر مجاز است. همین مقدار کافی است تا بپذیریم علم همین اصطلاحات و مفاهیم نیست بلکه حقیقتی است که با مذاکرات علمی به دست نمی آید. مذاکرات علمی و تعلم فقط زمینه را برای دریافت آن حقیقت آماده می سازد ولی علم نوری است که خداوند به قلوب مؤمنان خالص هدیه می کند. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند لیس العلم بالتعلم و انما هو نور یقع فی قلب من یرید الله تبارک و تعالی ان یهدیه؛ 1 علم به زیادی دانش آموختن نیست بلکه نوری است که خداوند در قلب آنکه هدایتش را اراده فرموده وارد می کند. این دیدگاه که علم به افاضه پروردگار تحقق می یابد نقشی کلیدی در اخلاق آموزشی دارد. وظایف طالب علم دانشجویی که در پی این علم است به هر سخنی گوش و دل نمی سپارد و از هر منبعی علم نمی آموزد و چون جان خود را آماده پذیرایی از غذایی پاک می کند به تصفیه باطن می پردازد برای آنکه نور علم در قلبی بتابد باید آن قلب صیقل داده شود؛ پس مجاهده با نفس مقدمه ضروری کار دانشجوی علم آخرت است. از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است که درباره این آیه قرآن فلینظر الانسان الی طعامه فرمودند یعنی علمه الذی یاخذ ممن یاخذه؛ 2 مقصود از طعام علم است که باید انسان ببیند از کجا دریافت می کند. اهمیت منبع و منشا علم بسیار زیاد است زیرا هدف از علم آموزی کمال نفس است و کمال نفس فقط با علم حقیقی مطابق با واقع محقق می شود. پس اتکا به منابع نامطمئن علم نافع را به بار نمی آورد کسی که به گوینده ای گوش می سپارد او را بندگی کرده است؛ پس اگر گوینده از خدا بگوید شنونده خدا را بندگی کرده و اگر از زبان شیطان سخن بگوید شنونده شیطان را بندگی نموده است. 3 متعلم راه رستگاری علم را از خداوند می خواهد قل رب زدنی علما 4 و علم را برای رشد و تعالی می جوید نه برای اغراض نفسانی و دنیایی هل اتبعک علی ان تعلمن مما علمت رشدا 5 با توجه به دو نکته فوق روش صحیح دانشجویی این است که در انتخاب مدرسه و استاد نهایت دقت صورت گیرد و پس از آن از خداوند درخواست علم حقیقی شود و از او نجات از گمراهی طلب شود ... خداوندا به تو پناه می برم از اینکه گمراه
برپایی جلسات عزاداری برای اباعبدالله(ع) از اوجب واجبات الهی است
البته در خصوص شناخت عالمان ربانی باید توجه کنیم هر کس که عبا و قبا به تن دارد دارای این ویژگی نیست چرا که در زمان انبیا و پیامبر اسلام ص هم شیاطینی بودند که عبا و قبا به تن میکردند اما در اصل مردم را گمراه
ابن تیمیه از نگاه بعضی از بزرگان اهل سنت
گمراه گمراهگر و غیرمعتدل است خداوند با او به عدالت خود رفتار نماید و ما را از شر عقیده و راه و رسم وی حفظ نماید. الفتاوی الحدیثه ص 86. قاضی شافعی از بزرگان اهل سنت پیروان ابن تیمیه را مهدور الدم می داندابن حجر عسقلانی متوفای 852 و شوکانی متوفای 1255 دو تن از عالمان
نجاتیافتگان روز قیامت
گمراه هستند؟ ساعاتی قبل از درگذشت پیغمبر ص ایشان این مطلب را اعلام کردند و بعد به خانه آمدند و جان دادند؛ همه هم نوشتهاند. بخش عمدهای از کتاب عبقاتالانوار نوشته میرحامدحسین هندی که اصالتا نیشابوری بوده در رابطه با همین حدیث ثقلین است. در حدیث ثقلین آمده است انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا من بعدی ؛ مدینه و بعد هم دنیای بعد از مدینه متمسک به اهلبیت علیهمالسلام نشدند. خودشان حکومتها و مدرسههایی ساختند آخوندهای درباری تربیت کردند مردم را در دین به آنها ارجاع دادند و مردم نیز متمسک به عالمان
مخلوط كردن حق به باطل
بیسوادی میتواند آن را بفهمد و درک کند ولی زمانی که با هنرمندی مکارانه و منافقانه عالمان و دانشمندان با باطل مخلوط گردد از چشم عقل و دیده انصاف پنهان میماند و تشخیص و یافتنش بسیار بسیار مشکل میشود و شخص گمراه … عالمان به حق و باطل است این دانشمندان هستند که حق و جایگاه آن را میدانند و به باطل و جایگاه آن آگاهاند.اینان که عهدهدار هدایت مردم و مسئول حفظ جامعه و ملت از کژی و انحرافاند گاهی با تکیه بر آرزوها و خیالات و به سبب ترسی که به خاطر از دست رفتن ریاست و مال و منال و متاع دنیا دارند با اغوای هوای نفس و شیطان درون و بردن از چهار چوب مسئولیت و تکلیف الهی و انسانی خود بیرون میآیند و به جای هدایت مردم به سوی حق و حفظ آنان از کژی و انحراف با آمیختن حق به باطل و به عبارت دیگر حق را باطل نشان دادن و باطل را به صورت حق جلوه دادن دست به اضلال و گمراه
مخلوط كردن حق به باطل
بیسوادی میتواند آن را بفهمد و درک کند ولی زمانی که با هنرمندی مکارانه و منافقانه عالمان و دانشمندان با باطل مخلوط گردد از چشم عقل و دیده انصاف پنهان میماند و تشخیص و یافتنش بسیار بسیار مشکل میشود و شخص گمراه … عالمان به حق و باطل است این دانشمندان هستند که حق و جایگاه آن را میدانند و به باطل و جایگاه آن آگاهاند.اینان که عهدهدار هدایت مردم و مسئول حفظ جامعه و ملت از کژی و انحرافاند گاهی با تکیه بر آرزوها و خیالات و به سبب ترسی که به خاطر از دست رفتن ریاست و مال و منال و متاع دنیا دارند با اغوای هوای نفس و شیطان درون و بردن از چهار چوب مسئولیت و تکلیف الهی و انسانی خود بیرون میآیند و به جای هدایت مردم به سوی حق و حفظ آنان از کژی و انحراف با آمیختن حق به باطل و به عبارت دیگر حق را باطل نشان دادن و باطل را به صورت حق جلوه دادن دست به اضلال و گمراه
خواستگاه و پيداييش وهابيت
هرکس فرود آمدن خدا را بر آسمان دنیا انکار کند یا تاویل برد بدعت گزار و گمراه است. 26 ابن بطوطه – از عالمان هم عصر ابن تیمیه – می گوید من در دمشق … عالمان کج اندیش حنبلی مانند ابن تیمیه و شاگردان او اظهار شده بود ولی با توجه به مخالفتهای صریح علمای اهل سنت و شیعه در بوته فراموشی سپرده شده بود و مهمترین کاری که محمد بن عبدالوهاب انجام داد این بود که عقاید ابن تیمیه را به صورت یک فرقه جدیدی درآورده وآن را اعمال وتطبیق نمود که با تمام مذاهب چهارگانه اهل سنت و مذهب شیعه تفاوت داشت. محمدابن عبدالوهاب افکار خود را از ابن تیمیه احمدابن عبدالحلیم دمشقی متوفای 728 که تقریبا چهار قرن قبل از او می زیسته گرفته است در حقیت او مجری افکار و معتقدات ابن تیمیه ایده ئولوک وهابیه بود 41 الف شیخ محمد و آغاز ترویج وهابیت محمد بن عبدالوهاب در آغاز کارش به بصره آمد و عقایدش را اظهار نمود که با مخالفت شدید بزرگان بصره مواجه شدکه در نتیجه مردم علیه او قیام نموده و او را از شهر بیرون کردند. او سپس به بغداد و کردستان و همدان و اصفهان روانه شد و سرانجام به زادگاه خویش برگشت .او در زمان حیات پدرش جرات اظهار عقائد خویش را نداشت ولی پس از آن که پدر او در سال ۱۱۵۳ درگذشت محیط را برای اظهار عقاید خویش مساعد یافت و مردم را به آیین جدید خود فراخواند ولی اعتراض عمومی مردم که نزدیک بود خونش را بریزند او را ناگزیر کرد تا به زادگاه خویش عیینه باز گردد و بر اساس پیمانی که با امیر آنجا عثمان بن معمر بست که هر دو بازوی یکدیگر باشند عقاید خود را تحت حمایت او بیپرده مطرح ساخت ولی طولی نکشید که حاکم عیینه به دستور فرمانروای احسا وی را از شهر عیینه اخراج کرد. محمدبن عبدالوهاب به ناچار شهر درعیه را با پیمان جدیدی که محمد بن سعود حاکم درعیه بست که حکومت از آن محمد بن سعود و تبلیغ به دست محمد بن عبدالوهاب باشد برای اقامت بر گزید.او در آغاز کار به مطالعه زندگی نامه مدعیان دروغین نبوت مانند مسیلمه کذاب سجاج اسود عنبسی و طلیحه اسدی علاقه خاصی داشت برخی از اساتید و علما و حتی پدرش وی را گمراه … عالمان واستاد ان خود سرزمین پدرش را ترک وبه بصره مسافرت کرد . برخی از علمای اهل سنت مردم بصره را از اندیشه های انحرافی ابن عبدالوهاب آگاه ساخته و مردم را از همراهی او بر حذر داشتند. 44 بعد از روی کار آمدن محمدابن عبدالوهاب اولین کاری که او و هوا دارانش انجام داد ویران کردن زیارتگاههای صحابه و اولیا در اطراف عیینه بود که از جمله آنان تخریب قبر زید بن خطاب برادر خلیفه دوم بود که با واکنش شدید علما و بزرگان مواجه گردید به دنبال آن امیر عیینه به ناچار شیخ را از این شهر بیرون کرد.درعصر ظهور افکار محمد بن عبدالوهاب یعنی در قرن ۱۲ هجری موقعیت بسیار سخت و اوضاع بسیار نامناسبی که برای مسلمانان پیش آمد و کشورهای اسلامی از هر طرف مورد تهاجم شدید استعمارگران قرار داشت کیان امت اسلامی از سوی انگلیس فرانسه روس و آمریکا تهدید میشد جامعه اسلامی بیش از هر زمان دیگری نیاز به وحدت کلمه داشت.ترویج آراابن تیمیه توسط محمد ابن عبدالوهاب و همچنین حمله وحشیانه آنها به مناطق مسلمان نشین در زمانی بود که امت اسلام از چهار سو مورد هجمه استعمار گران صلیبی قرار داشت انگلیسی ها بخش عظیمی از هند را با زور وتزویر از دست مسلمانان خارج ساخته و با پایان دادن به شوکت امپراطوری مسلمان تیموری خواب تسخیر پنجاب و کابل و سواحل خلیج فرس را میدیدند و قشون آنها گام به گام به سمت جنوب وغرب کابل پیشروی میکرد. فرانسویها به رهبری ناپلئون مصر سوریه وفلسطین را با اعمال زور اشغال کرده و در حالی بود که به امپراطوری مسلمان عثمان چنگ و دندان نشان میدادند و خیال نفوذ در هند را به سر میپروراندند. روسهای تزاری که مدعی جانشینی سزارهای مسیحی روم شرقی بودند باحملات مکرربه ایران و عثمانی میکوشیدند قلمرو حکومت خویش را از قسطنطنیه و فلسطین تا خلیج فارس گسترش دهد . در آن زمان حتی آمریکاییها نیز چشم طمع به کشور های اسلامی شمال آفریقا دوخته و با گلوله باران شهرهای لیبی و الجزایر سعی در نفوذ به جهان اسلام داشتند . در چنین دوران سختی که مسلمانا ن نیاز حیاتی به همدلی وهمکاری بر ضد دشمن مشترک داشتند محمد ابن عبدالوهاب مسلمانان را به جرم شفاعت خواهی از پاکان و زیارت اولیا خدا مشرک و بت پرست و واجب القتل خواند و مناطق شیعه وسنی نشین حجاز عراق شام و یمن را بخاک و خون کشید و اموال مسلمین را به عنوان غنمیت جهاد با کفار به غارت بردند. 45 محمد ابن عبدالوهاب در کتاب کشف الشبهات می نویسد کسانی که فرشتگان و پیامبران واولیا الله را شفیع قرار داده وبوسیله آن نزد پروردگار تقرب می جویند خون شان حلال و قتل آنها جایز است . 46 ب شیخ از دیدگاه بستگان و اساتیدش محمدبن عبدالوهاب در مدینه درس می خواند.پدر و برادرش مردانی عالم و متدین بودند.شواهدی در دست است که بر اساس آن پدر و برادر و برخی از اساتید او پیش بینی کرده بودند که محمد ابن عبدالوهاب از راه راست منحرف خواهد شد و با رهبری خود مردم را به گمراهی خواهد کشانید. این پیش بینی آنها بر اساس مطالعه در رفتار و کردار غیر عادی محمد ابن عبدالوهاب انجام گرفته بود به ویژه که رفتار و کردار او غالبا بر ضد مسایل آگاهی بخش مردم و متکی بر سرزنش آنها بود1 . همان گونه که آمدبیشتر معلمان محمدبن عبدالوهابگمراهی او و امکان فراهم آمدن پیروانی را برای اوپیش بینی کرده بودند و سرانجام پیش گویی های آنان حقیقت پیدا کرد.محمدبن عبدالوهاب گمراه
اوصاف بدترين بندگان خداي متعال
گمراه می شوند. از این رو هر انسان مؤمنی برای طی طریق حق باید معارف ناب اسلامی را از منابع اصیل دینی و عالمان دینی برگیرد. … گمراه و غافل وقتی به تجارت و تلاش برای آخرت دعوت می شود تنبلی و کوتاهی می کند و از تلاش برای رسیدن به سرمایه و ثروت جاودانه آخرت سرباز می زند. حضرت در سخن خویش از دو تعبیر قرآنی حرث الدنیا و حرث الاخره بهره گرفته و به این ترتیب ما را متوجه این حقیقت ساخته اند که دنیا کشتزار یا محل تجارت است. اگر ما دنیا را اصیل بدانیم و هدفمان صرفا رسیدن به آن باشد و همه تلاش خود را صرف رسیدن بدان کنیم دستاوردی جز متاعی ناقابل و ناچیز نخواهیم داشت. اما اگر از این فرصت برای کسب کمالات و مقامات معنوی و جلب رضایت الهی بهره بریم به ثروت بی نهایت و جاودانه آخرت و رضوان خداوند دست خواهیم یافت. خداوند در این باره می فرماید من کان یرید حرث الآخره نزد له فی حرثه و من کان یرید حرث الدنیا نؤته منها و ما له فی الآخره من نصیب شوری20 ؛ هر که کشت آن جهان خواهد برای او در کشتش می افزاییم و هر که کشت این جهان خواهد به وی از آن می دهیم و در آن جهان هیچ بهره ای ندارد. سپس حضرت می فرمایند او آنچه شرعا بدان مکلف نشده و چه بسا سودی نیز برای او ندارد برخود واجب می داند و به جد در پی انجام آن است. مثلا دانش آموز و دانشجو پرسش هایی که دانستن پاسخ آنها برایش سودی ندارد می پرسد و خود را به مطالعه کتاب هایی سرگرم می کند که هیچ نفع اخروی و مادی ای برای او ندارد. اما برای فراگیری اصول اعتقادی تکالیف وظایف دینی و انجام تکالیف شرعی مانند امر به معروف و نهی از منکر و هدایت دیگران سستی می ورزد؛ گویا این امور بر او تکلیف و واجب نشده اند. ضرورت اهتمام به معارف حقیقی دین ایها الناس سیاتی علیکم زمان یکفا فیه الاسلام کما یکفا الانا بما فیه. حضرت می فرمایند زمانی فرا می رسد که اسلام محتوا و حقیقت خود را در جامعه از دست می دهد و از آن تنها نام و ظاهری باقی می ماند. بدین ترتیب ایشان هشدار می دهند که مواظب باشیم در پدید آمدن چنین وضع اسفباری نقشی نداشته باشیم. بکوشیم ایمان خود را تقویت و معارف و عقاید دینی خود را از عالمان
استاد انصاریان: در روز قیامت مسجد، قرآن و عالم از انسان نزد خداوند شکایت می کنند/ اخلاق عدهای از مردم حرف بیهوده گفتن است
عالمان را مسخره توهین و استهزا میکردند. این آب شور و تلخ تا آمدن امام عصر عج جریان دارد. هیچوقت عالم نباید خودش را راحت ببیند و مطمئن شود که هیچکس به من هیچچیز نمیگوید جداشده از قرآن تمام درهای خیر دنیا و آخرت را به روی خودش میبنددبه گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مسجد رسول اکرم ص تهران اظهار کرد اگر انسان قرآن مجید را که سراسر علم حکمت حق و حقیقت برهان و دلیل مسائل اخلاقی و اعتقادی درست و استوار است قبول نکند چه بخواهد یا نخواهد باید زیر بار باطل فرهنگهای ابلیسی و فرهنگهای ساخت زمینی های گمراه
شرح عبارت «قَدْ حَمَلَ الْكِتابَ عَلى آرائِهِ ...» از خطبه 86 نهج البلاغه
العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین.بخش دوم خطبه 86 در باره عالمان ظاهری است که با خدعه و مکر و حیله خود را به عنوان عالم در بین مردم تحمیل کرده و تحمیل میکنند. کارشان هم گمراه
دشمنان سه گانه انسان
گمراه متمرد و عصیانگر هستند که مخترع هر نوع فتنه و فساد هستند. ابزارهای امروز شیاطین نیز ابزار نویی است؛ ماهوارهها سینماها رسانهها چنانکه در دنیای زمان ما درصد بالایی از ماهوارهها خانههای فیلم و رسانههای گروهی در اختیار صهیونیسم بین الملل است. اینها شیاطین زمان ما هستند. به فرموده امام زین العابدین علیه السلام شیاطین خاموش شدن چراغ دین شما را میخواهند. شیاطین نمیخواهند فرهنگ خدا و اهلبیت علیهم السلام در زندگی شما حاکم باشد. نمیخواهند که شما در صراط مستقیم خدا و مرتبط با عالمان
چرا اقلیتهای مذهبی که اجداد آنها به گمراهی کشیده شدهاند و آنها هم به این راه ادامه می دهند؟
گمراه بودند. آیا آنان باز از پدران باید تقلید کنند؟ ".ما مسلمانان چون پیرو دین حق و منطق قرآن هستیم و دست تحریف به ساحت قرآن نرسیده جرات یافتهایم اعلام کنیم در اصول دین و اعتقادات نه تنها مقلد پدرانمان نیستیم بلکه حتی مقلد عالمان
زشتى دين فروشى
حقیقت و گمراه نگاه داشتن مردم نمی توانند تامین کنند صبر و تحمل را از دست داده و نسبت به آخرت سست شده و زر و زیور دنیا بر چشم قلبشان حجاب می اندازد و آنان را به بازار دین فروشی و تبدیل کفر به ایمان و عوض کردن آخرت به دنیا می کشاند.از مصادیق قطعی این گروه سردمداران مذهبی و عالمان
یزد حسینیه آیتالله شهید صدوقی دههٔ سوم صفر 1395 سخنرانی دوم
عالمان بسیار بزرگی بود که در تحصیل علوم الهی کوشش فراوانی میکند و به یک شخصیت علمی کمنظیر و یک چهره ماندگار تا قیامت تبدیل میشود. احتمالا بهخاطر یکی از آیات قرآن مجید به کاشان برمیگردد و تا پایان عمر در این شهر کویری گرم و بدون امکانات در یک خانه کاهگلی با یک اسلحه بسیار پرقدرت میماند که خداوند در قرآن مجید به آن اسلحه قسم خورده سوگند خورده و آن اسلحه عبارت بود از قلم که قسم خداوند در قرآن در ابتدای یک سوره است ن و القلم و ما یسطرون القلم 1 .سوگند به قلم و آنچه که قلم مینویسد. کاربرد این اسلحه در میدان جنگ فرهنگی و تبلیغی است. به قلمی که قسم خورده قلم پاک است. پروردگار به نوشتههایی که قسم خورده نوشتههای پاک است و نه هر قلمی که اسلحه گمراهی است اسلحه ضد انسانیت است و نه هر نوشتهای که نوشته بریدن انسانها از پروردگار مهربان عالم است. این مرد الهی همین یک اسلحه را داشت و دانشی که در شیراز و اصفهان تحصیل کرده بود. اعتقاد صاحب کتاب مجمعالبیان این است که جهاداکبر در روایت رجعنا من الجهاد الاصغر و بقی علیها ان جهاد الاکبر که از پیغمبر در کتابهای مهم حدیثی نقل کردهاند همین جهاد با قلم است که جهل را در میدان این جهاد به قتل میرسانند و عقل و قلب و روح را زنده میکنند یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم الآنفال 24 جهاد با قلم از یک طرف دشمنان انسان را مثل جهل بیخردی نادانی و تعصبهای جاهلانه را میکشد و همه سرمایههای وجودی انسان را زنده میکند و به انسان حیات معنوی میدهد. این مرد بزرگ در شهر کاشان در یک خانه کاهگلی که کل خنککننده تابستانش یک بادبزن بوده گرمکننده زمستانش هم چند کیلو زغال و هیزم بوده است. جهادش را با اسلحه قلم شروع میکند. تعداد کتابهایی که نوشته بنابر تقسیمبندی زمان خودش -پانصد سال پیش- که خودش اسم آن کتابها را در یک جزوه سیصد جلد نوشته است و به چاپ زمان ما که بخشی از آن چاپ شده حدود پانصد جلد است بهتنهایی و بیکمکگرفتنخب این اسلحه قلم که خدا به آن سوگند خورده خیلی کاربرد عظیمی دارد. میگویند شمشیر و فولاد را آب میدهند اما آب این اسلحه جوهر و مرکب است که به نوک قلم میدهند. پیغمبر میفرمایند این مرکب افضل من دما الشهدا از خون شهیدان قیمتیتر است برتر است؛ قلم عالم آن هم عالم ربانی مرکب عالم آن هم عالم ربانی خب اگر افضل از خون شهید است مسئله خون این 72 نفر چه میشود؟ این 72 نفری که پیغمبر میفرمایند آقای تمام مردم عالم شهیداناند و آقای شهیدان عالم هم این 72 نفرند. آقای این 72 نفر هم حسین است. این خون چه میشود؟حدود هفتادسال پیش کتابی در هفت جلد در تهران نوشته شد که نویسنده کتاب جامع علوم اسلام بود و از علوم روز هم باخبر بود؛ یعنی هم تخصص رشتههای علوم الهی و هم علوم جدید را داشت البته با مطالعه آموخته بود. این را فرزند مؤلف به من گفته من خود مؤلف را دیده بودم و پیش او میرفتم. یک اجازه علمی روایتی -شش صفحه بزرگ- هم به خود من داده بود ولی من از این داستان خبر نداشتم و فرزندش میگفت نوشتن این کتاب که هفت جلد به اسم عنصر شجاعت است بیستسال طول کشید. علمای واجد شرایط برای حفظ این دین جان کندهاند؛ علمایی که از سستی و تنبلی و کسالت و خوابوخور فراری بودهاند؛ علمایی که بهشدت برای مردم دغدغه داشتند که دینشان بماند و گمراه
English