بنده محبوب خدا در اتصال با اهلبیت علیهمالسلام ما اهلبیت علیهمالسلام ریشه هر خیری هستیم و هر نیکی از شاخ و برگ این ریشه است که توحید بخشی از این … اتصال به منابع ظلمت انسانها را به حرامهای بیانشده آلوده میکند. بهطور یقین و بیتردید ظهور ارزشها با اتصال به منابع نور دنیا و آخرت انسان را آباد میکند و سعادت امروز و فردا را برای انسان رقم میزند. اتصال به منابع ظلمت هم عکس آن است شقاوت دنیا و آخرت را رقم میزند و به قول قرآن مجید انسان را به پستترین پستها تبدیل میکند ثم رددناه اسفل سافلین سوره تین آیه 5 . اهلبیت علیهمالسلام … اهلبیت و ائمه طاهرین علیهمالسلام اتصال قلبی فکری روحی و عملی داشته باشند اینها محبوب خدا نمیشوند؟ مگر اهلبیت علیهمالسلام محبوبترین محبوبان خدا نیستند؟ اگر کسی اعتقادا و عملا به این بزرگواران اتصال پیدا کند محبوب خدا نمیشود؟ شعری را در این کتابهای قدیمی دیدم؛ حالا شعر است و میگویند در مثل مناقشه نیست شعر هم عربی است و شاعرش عرب است. از قول مجنون نقل کرده است و میگوید من این دیوار را خیلی دوست دارم و عاشق این دیوارم. به او میگویند که این دیوار خشتی و گلی چه هست که تو دوست داری و عاشق دیواری؟ دیوار هم چیزی است که انسانی عاشق دیوار شود ؟ به اشکالکننده گفت آخر تو حالیات نیست اینکه من عاشق این دیوارم فکر میکنی عاشق خشت و گل هستم؟ خشت و گل که در این ده پر است در دهاتهای دیگر هم پر است و دیواری غیر از این دیوار در این منطقه خیلی زیاد است چرا حالا من عاشق این یک دیوارم؟ چون این دیوار خانه لیلی است و من عاشق او هستم. میشود اهلبیت علیهمالسلام محبوبترین محبوبان خدا باشند آنوقت ما اعتقادا و عملا به این منابع خیر اتصال پیدا کنیم و محبوب خدا نشویم؟ یعنی خدا ما را دوست نداشته باشد-خداوند عاشق عاشقان حسین ع یک روایت بخوانم که مدرک آن هم کتاب احقاق الحق قاضی نورالله شوشتری است. ایشان هم از اهلتسنن نقل کرده و عجب روایتی است حالا همه روایات آنها هم قابلرد نیست و آنها هم یکمشت روایت دارند که با
68 مطلب یافت شد
ارزش شیعه در کلام اهلبیت(علیهمالسلام)
با اهلبیت علیهمالسلام در قرآن و روایات در رابطه با اهلبیت علیهمالسلام که مراد از اهلبیت با توضیح خودشان پیغمبر ص تا امام عصر عج است کلمه مودت و محبت بهکار گرفته شده است. مودت که از لغت ود آمده اوج ارتباط قلبی با اهلبیت علیهمالسلام است. در لغت عرب گفتهاند این ارتباط سبب اطاعت و پیروی است که درست هم میگویند. وقتی انسان دلداده شد بخواهد یا نخواهد در مدار دویدن بهدنبال محبوب و در مدار این حقیقت میافتد که کاری بکنم تا محبوب از من راضی و خوشحال بشود. محبت هم ذکر شده است؛ من هر دوی آنها را از قرآن برایتان بخوانم. قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی سوره شوری آیه 23 اگر کسی بگوید منظور از این قربی عموهای پیغمبر همسران پیغمبر پسرعموها و پسرداییهای پیغمبر و قوموخویشهای همسرانش هم هستند؛ هم روایات شیعه و هم روایات غیرشیعه استوار و محکم میگویند که منظور از اهلبیت پیغمبر اسلام و اهل طهارت ذاتی فکری عملی و اخلاقی و آن بزرگوارانی است که دارای مقام عصمت ولایت و امامت هستند. بنابراین شامل غیر نمیشود و آیه شریفه فقط شامل اهلبیت علیهمالسلام هستند که از نسل صدیقه کبری س و امیرالمؤمنین ع است؛ یعنی همسران اقوام عموها پسرعموها پسرداییها پسرخالهها دامادها عروسها و اینها را نمیگیرد. مراد از اهلبیت نسل این دو نفرند؛ همانهایی که خدا دربارهشان در سوره احزاب فرموده است انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا سوره احزاب آیه 33 . بخصوص این کلمه آخر آیه یعنی تطهیرا که از نظر ادبی مفعول مطلق است نشان میدهد اهلبیت غیر از نسل صدیقه کبری س و امیرالمؤمنین ع را مطلقا شامل نمیشود. شیعه در پی تحقق دو حقیقتحقیقت نخست ارتباط مودتی ارتباطی جدانشدنیاگر ارتباط کسی با اهلبیت علیهمالسلام ارتباط مودتی بود؛ یعنی دوستی دلدادگی و علاقهای که آن علاقه و دوستی او را وادار میکند تا آخر عمرش بهدنبال اهلبیت علیهمالسلام باشد؛ اگر شعله چنین مودت و محبتی در قلب برافروخته شد که این شعله از حالات افعال رفتوآمد و جلسات ما در همه جای دنیا نشان میدهد در قلب ما برافروخته شده است؛ یعنی ما نسبت به اهلبیت علیهمالسلام مودت محبت و دلدادگی داریم و اهلبیت را میخواهیم. اینقدر هم پیوند ما شدید است که خودمان یقین داریم امکان قطع رابطه با اهلبیت علیهمالسلام برای ما با هیچ حادثهای وجود ندارد. حقیقت دوم پیروی از اهلبیت علیهمالسلام طبق روایاتمان و نیز طبق یک آیه که من آن آیه را معنی نمیکنم فقط برای ماندگار شدن بحث و بعد هم آمدن در نوشتهها میخوانم و من یعمل من الصالحات سوره نسا آیه 124 . نمیگوید و من یعمل الصالحات بلکه میگوید و من یعمل من الصالحات . اگر ما در کنار این محبت و مودت طبق آیه و روایات دیگر بخشی از اعمال خودمان را طبق فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام انجام بدهیم ائمه ما با تحقق این دو حقیقت محبت و بخشی از پیروی به ما شیعه میگویند. سلمان و مقداد هم شیعه هستند ولی آنها کل اعمال را براساس این مودت و محبت انجام دادهاند؛ حالا ما چرا کل آن را انجام نمیدهیم؟ ضعیف ناتوان و مقداری بیحال و سست هستیم؛ ولی اینطور نیست که اعمالی را براساس دلدادگی به اهلبیت علیهمالسلام انجام ندهیم. حالا اگر انجام نگرفت هیچکس حق ندارد به داوری ائمه به ما بگوید تو شیعه نیستی؛ اگر بگوید او دروغ گفته و ما شیعه هستیم. شب آخر مجلس است و از محرم و صفر بیرون میآییم واقعا هم دلمان برای همدیگر این جلسه دور هم بودن و گریه تنگ میشود؛ اما دوستان شما چند روز است که با هم همفکری و صحبت میکنند بنا شد که آخرین شب جمعه هر ماه مثلا همین ربیعالاول که چهار شب جمعه دارد شب جمعه آخر ماه یا شب جمعه آخر جمادیالثانی به محضر مبارکتان هم از طریق همین ابزارها اعلام میکنند همین ترکیبی که الآن هست و در این ده شب بود؛ یعنی ترکیب زیارت عاشورا منبر و دو بخش بعد از منبر اگر خدا لطف کند شب جمعه آخر ماه در همینجا برقرار باشد که دورهم بودن حرف زدن و گریه کردن ما ادامه پیدا کند؛ چون امام صادق ع میفرمایند خدا شما را رحمت کند که دور هم برای احیای دین ما جمع میشوید تا نگذارید این دین در خانوادهها مردم و شهر کهنه بشود. خدا شما را رحمت کند که صدایتان بلند است و گریهتان همینطور تداوم دارد. خدا شما را رحمت کند که دور هم بهخاطر احیای امر ما جمع میشوید. خداوند هر ماه یک شب جمعه میخواهد به ما لطف کند که اتصال … با حرفهایی که این آقا میزند شیعه ابوذر مقداد و ابوحمزه ثمالی است ما کدام بدبختی هستیم مواظب باشید کلاهبهسرتان نرود دلدادگی دست خود ما نیست او آن را داده است. ما خودمان ننشستهایم پیچومهره قلبمان را اینطرف و آنطرف بکنیم که عاشق اهلبیت علیهمالسلام بشویم. او اصل مایه را داده فقط میماند پیروی کردن که به خودم میگویم به شما عزیزانم و نور چشمانم هم عرض میکنم تا جایی که میشود گناه نکنید و تا جایی که امکان دارد از اهلبیت علیهمالسلام پیروی بکنید. داوری امام رضا ع از شیعهتا اینجای مطلب معلوم شد؟ حالا داوری وجود مبارک حضرت رضا ع را به نقل شیخ صدوق در اواخر قرن سوم ببینید؛ یعنی شیخ صدوق با امام عسکری ع فقط یک پدرش فاصله بود. این عالم به عصر ائمه خیلی نزدیک بود و اگر زودتر بهدنیا آمده بود حضرت عسکری ع را میدید؛ چون پدرش وکیل تام امام یازدهم در شهر قم بوده است. بنابراین شما کاملا به این روایت اطمینان کنید و یقین کنید روایت صادر شده روایت از نظر صدوق موثق قطعی و مطمئن است. بعد از 1200 سال بهدست ما رسیده ما هم که متن را میبینیم میبینیم با آیات قرآن و روایات میزان و نزدیک است. چون شب آخر است من این روایت را بهعنوان مزد اهلبیت علیهمالسلام برای زحمت دو ماه محرم و صفرتان آوردهام؛ و الا هنوز میتوانستم بحث شبهای گذشته را ادامه بدهم. چهار پنج شب دیگر از آن بحثها مانده بود و جا داشت؛ ولی امروز گفتم چیزی برای این بزرگواران -مردها جوانها خانمها و دخترخانمها- ببرم که بدانند و این به فکر من افتاد که شما بدانید اهلبیت علیهمالسلام چقدر به شما نظر دارند -چرخش شیعه در رحمت خداونداین روایت عنوان یک پاداش دارد. در ختمها دیدهاید که جلوی در میایستند دستبهسینه میگذارند و میگویند ممنون متشکر زحمت کشیدید؛ این روایت هم همان ممنون و متشکر بودن اهلبیت علیهمالسلام درباره شماست. اینهایی که میگویم من بعضیهایش را اصلا لمس کردهام. شیعه یتقلبون فی رحمه الله شیعه را میگوید شیعه در رحمت خدا میچرخد و میگردد. شب در رحمت خداست در خواب و بیداری در رحمت خداست در مغازه در رحمت خداست. -کامیابی شیعه به ارزشگذاری خداوند و یفوزون بکرامه الله شیعه کامیاب به ارزشگذاری خداست. این را توجه داشته باشید که ابدا این مسائل فقط به زمان بودن اهلبیت علیهمالسلام در دنیا مربوط نیست. فرصتی نبود و الا کتاب کاملالزیارات را میآوردم که یکی از مهمترین کتابهاست آن را باز میکردم و از رو برایتان میخواندم که امام صادق ع میفرمایند پیغمبر امیرالمؤمنین صدیقه کبری امام مجتبی و ابیعبدالله علیهمالسلام این نوع جلسات شما را از آن عالم نگاه میکنند؛ چون عند ربهم یرزقون سوره آلعمران آیه 169 هستند و بین آنها و ما پردهای به نام دنیا وجود ندارد. الآن خود حضرت رضا ع همین را میگویند؛ اللهاکبر از این داوری حضرت رضا ع -اتصال
پیوند با ابیعبدالله(ع)، تنها راه پیروزی در سلوک الیالله
با همه وجود دوست دارم اما حسین ع را یکجور دیگر دوست دارم و یک حال دیگری دارم. برای من اتفاقی افتاده است؟ فرمودند نه برای تو اتفاقی نیفتاده است و ما هم همینطوری هستیم. ما اهلبیت هم حسین ع را یکجور دیگر دوست داریم و این هم کار ما نیست بلکه کار خداست. اینها که نظروا الی باطن الدنیا اذا نظر الناس الی ظاهرها هستند نه اینکه شنیده باشم هم دیدم و هم در نوشتهها خواندهام میگویند راه فوز پیروزی سعادت و رسیدن به مقصد در سلوک الیالله بهصورت صد درصد فقط و فقط حسین ع است. شیرینی مرگ برای اهلبیت علیهمالسلام با اتصال … با اتصال به ابیعبداللهامیرالمؤمنین ع در شب بیستویکم چشمشان را باز کردند تمام بچهها –دختر و پسر- اطرافشان بودند اما فقط گفتند حسین کجاست؟ حسین جان دستت را در دست من بگذار. امام مجتبی ع لحظات آخر عمرشان بود فرمودند حسین جان سر من را روی دامنت بگذار؛ ولی خودش وقت رفتن چه شد؟ روز نخست فرمانبری حضرت مسلم ع از امام تا پای جانمن چهل سال است که در روز اول نسبت به وجود مبارک مسلمبنعقیل ع ادب نکردهام و در پروندهام کم دارم که فردای قیامت زهرا س به من نگوید چرا از عزیز من حرف نزدی؟ مسلم ع داماد امیرالمؤمنین ع است یک جمله دربارهاش نوشتهاند مسلم بلا عقب بود یعنی نسلی از او باقی نماند. چرا؟ امروز این را برایتان توضیح میدهم و همین هم ذکر مصیبتم باشد. روز عاشورا که اتفاق افتاد بنیامیه دستور دادند تا سه خانه را در مدینه به کل خراب کردند یکی خانه ابیعبدالله ع بود که با خاک یکسان کردند. عیب ندارد خراب کنند خدا یک میلیون دو میلیون ده میلیون خانه اینطوری برای او ساخت و الآن ما در خانه ابیعبدالله ع هستیم. حسین جان ما مهمان تو هستیم؛ حسین جان جدت پیغمبر ص سفارش کرده است که اکرم زید ولو کان کافرا به مهمان احترام کنید اگرچه کافر باشد؛ ولی ما شیعهایم ما گریهکن و سیاهپوش هستیم. یک خانهای هم که دستور دادند تا از ریشه خراب کردند خانه قمربنیهاشم ع بود و یک خانه هم خانه مسلمبنعقیل ع بود. قافله که برگشت همسر مسلم خانه نداشت و هفت-هشت ماه هم بیشتر زنده نماند که در این هفت-هشت ماه هم گاهی به خانه حضرت زینب س میآمد او هم یک گوشه مینشست و گریه میکرد. گاهی به خانه امکلثوم س میآمد و صبح تا شب گریه میکرد. گاهی به خانه زینالعابدین ع میآمد و صبح تا شب گریه میکرد. در روایت دارد که مات کمدا دقمرگ شد و زینالعابدین ع به جنازهاش نماز خواند. نسلی از مسلم باقی نماند؛ این خانم چهار پسر داشت که دوتای آنها در کربلا شهید شدند و دوتا هم در مسیب به دست حارث کشته شدند و کسی از مسلم نماند. اهلبیت علیهمالسلام
صدیقهٔ کبری(س)، تسلیم محض پروردگار
با این کارها مخالفاند مریض هستند. به قول پیغمبر ص خدا عشق به اهلبیت علیهمالسلام من را روزیشان نکرده است. من با همه این جوانب صد درصد موافقم؛ اما بیایید خودمان را در این مجالس آرامآرام با اولیای الهی و اخلاق انبیا نزدیک کنیم و چیزی از این مجالس ببریم که به درد دنیا و آخرتمان بخورد به درد رفتار درست ما با زن و بچهمان و مردم بخورد فقط نیاییم گوش بدهیم و گریه کنیم و بزنیم و هیچچیز از مسائل الهی و اخلاق انبیا و ائمه طاهرین علیهمالسلام گیرمان نیاید. شما اگر خودتان را بهاندازه سعه وجودیتان به این درجات برسانید بهاندازه سعه وجودیتان به خدا و به اهلبیت علیهمالسلام اتصال … با یک واسطه شاگرد ایشان بودم. ایشان در نجف زندگی میکرد و از اعاظم مراجع شیعه بود. این داستان را فرزندش در خانهاش در یوسفآباد تهران برای من نقل کرد و گفت پدرم آیتاللهالعظمی آقا سید جمالالدین گلپایگانی مرجع بزرگ در یک خانه تیرچوبی در نجف زندگی میکرد که یک اتاق در پایین و یک اتاق در بالا بود. اتاق پایین برای ما و مادرم و برادرم بود که نسبتا جا میشدیم و اتاق بالا هم محل مطالعات و کتاب و درس پدر بود. پدر در این آخریها چندجور بیماری داشت و چندجور سوند به او وصل بود. آنوقت هم سوند پلاستیکی نبود سوند لوله مسی بود که وصل کردنش به مثانه جگر مریض را تکهتکه میکرد سوند به او وصل بود و درد داشت. دو سهجور بیماری داشت دکتر آمده و او را دیده بود یک نسخه نوشته بود و کنار تختش بود اما پول نداشتیم که دوا بگیریم.یکی از علمای بزرگ تهران به دیدنش آمد که آن عالم را من دیده بودم و به او هم ارادت داشتم او هم به من محبت داشت. زمانی که در تهران بود سالی ده شب در مسجدش به منبر میرفتم. چهل پنجاه کتاب علمی باحال هم نوشته است. ایشان به زیارت نجف و کربلا میآید؛ چون شدیدا به مرحوم آیتاللهالعظمی آقا سید جمالالدین ارادت داشت به دیدن پدرم میآید. پدرم در اتاق بالا به او سوند وصل است و همه بدن درد دارد نسخه دکتر کنار تختش است و پول هم نداریم دوا بگیریم. کنار تخت چوبی پدر نشست و عرض کرد آقا حالتان چطور است؟ ما تحمل این حرفها را نداریم و اصلا کلاسمان هم نیست پدرم به این عالم گفت بلند شو و این پنجره بالای سر من را باز کن. این عالم هم بلند شد و پنجره را باز کرد. پدرم گفت چه میبینی؟ گفت گنبد امیرالمؤمنین ع را میبینم و چیز دیگری نمیبینم. فرمودند حالم را پرسیدی جوابت را بدهم؛ به این امیرالمؤمنین قسم به این علیبنابیطالب قسم الآن خدا بندهای خوشتر از من در کره زمین ندارد. این حال اولیا و عباد خداست. نورانیت انسان در اتصال به اهلبیت علیهمالسلام … اتصال را پیدا میکند؛ یعنی تمام آن حالات و نورانیت انسان به پیغمبر و ائمه طاهرین علیهمالسلام انتقال پیدا میکند. باور ندارید؟ این آیه را در سوره توبه ببینید و سیری الله عملکم و رسوله سوره توبه آیه 94 . شما هزاربار شنیدهاید که پیغمبر ص فرمودند خشنودی فاطمه خشنودی خداست؛ یعنی خشنودی فاطمه با خشنودی خدا یکی شده و خشم فاطمه خشم خداست. این مقام انسان است.حالا صدیقه کبری س میگویند من فضل خدا را منکر نیستم؛ اولا خودم را طلبکار نمیدانم هرچه هم به من عنایت کرده من زبانم برای بیان عنایاتش باز است و نمیپوشانم. اضافه هم به من داده است؛ با اینکه من غیر اضافه را طلبکار نبودهام اضافه هم عنایت کرده است. خدا به ما هم خیلی اضافه عنایت کرده است که توجه نداریم. این یک معنی فضل است یک معنی فضل هم احسان است که این را به خواست خدا فردا شب بهوسیله سه یا چهار آیه برایتان توضیح میدهم. کلام آخر؛ فاطمه س فخر زنان عالمفخر زنان فاطمه اطهری××××××××××پیک خدا را چه نکو دختریامابیها لقبت زان سبب××××××××کز حسبت دخت پدرپروریگوهر یک دانه دریای وحی×××××××رحمت حق شافعه محشریزهد و صلاح و شرف و فضل را×××××××همقدر و همقدم حیدرییازده اختر که درخشش گرفت××××××××در فلک دین همه را مادریملک تو مرز ملکوت خداست××××××××کی به هوای فدک خیبری؟آنچه که در متن کتاب وجود××××××××نکته به نکته همه را از بریهرچه تو را بیش ستایند باز××××××××بهتر و بالاتر و والاتریدو سه روز پیش هشت نهتا از زنان اقوامش به خانهاش آمدند روبهروی بسترش نشستند و گفتند دختر پیغمبر آمدن ما دو علت دارد یکی به عیادت آمدیم و یکی هم چون میدانیم دیگر از بستر بلند نمیشوی به ما بگو هر کاری برای خانه داری انجام بدهیم. فرمودند من برای خانه کاری ندارم؛ چون میدانم رفتنم نزدیک است دو سه روز قبل خودم با این پهلوی شکسته بلند شدم و برای علی و بچههایم نان پختم لباسهای علی و بچههایم را شستم که برای بعد از من چندروزی کار نداشته باشند؛ ولی حالا که خودتان میخواهید کاری برای من انجام بدهید من چند روز است از این بستر بلند نشدهام و دلم برای پدرم تنگ شده است زیر بغل من را بگیرید و به من کمک بدهید و من را تا کنار قبر پدرم ببرید. در خانهاش در زمان پیغمبر ص به روی مسجد باز بود اما بعدا دولت دستور داد در را بستند. باید داخل کوچه میآمد و برمیگشت کنار قبر میآمد.من یک شب در مدینه ساعت دوازده شب رفتم و این مسیر را قدم گرفتم دیدم از داخل کوچه تا سر قبر حدود چهارده یا پانزده قدم بود. چهار پنج قدم که او را آوردند صدا زد دیگر نمیتوانم راه بیایم بگذارید کمی روی زمین بنشینم. روی زمین نشست زارزار گریه میکرد او را بلند کردند؛ تا از یک قدمی چشمش به قبر پدرش افتاد خودش را از دست زنها رها کرد و روی قبر بابا افتاد ابتا رفعت قوتی و شمت بی عدوی و الکمد قاتلی من این جمله را معنی میکنم؛ ولی در جای دیگر نه در کنار قبر پیغمبر ص وقتی کنار بدن قطعهقطعه قمربنیهاشم ع آمد سر قمربنیهاشم ع را روی دامن گذاشت و گفت الآن انکسر ظهری و قلت حیلتی و انقطع رجائی و الکمد قاتلی عباس اگر مردم مرا تا امروز عصر نکشند داغ تو من را زنده نخواهد گذاشت... تهران حسینیه اهلبیت
گریه، جزئی از دین و دانهای پرقیمت
اهلبیت علیهمالسلام است. اگر این دو معیار بهکار گرفته نشود و انسان اگر خواهان سعادت باشد نمیتواند سعادتمند بشود؛ چون با بهکارنگرفتن این دو شاقول اسلام بهمعنای واقعی بهدست نمیآید. یک کار این دو شاقول این است ما را از خطرات سنگین وسوسهها و شیطنتها همچنین امواج ضلالت و گمراهی که هجومش در روزگار ما شدید و دریاوار است حفظ میکند. در واقع من در صورت خواستن اسلام واقعی یعنی اسلام خدا ان الدین عند الله الاسلام 1 ضرورتا باید این اسلام را از قرآن مجید و اهلبیت بگیرم. مودت اهلبیت پاداش رسالت رسول خدا ص درباره اهلبیت که اولین آنها رسول خدا ص و آخرینشان امام عصر عج است قرآن مجید میفرماید لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه 2 پیغمبر ص شاقول نیک برای شماست. در سوره دیگری هم میفرماید؛ مسئلهای که از هیچ پیغمبری خواسته نشد. بعضی از انبیا اهلبیت قابلتوجهی داشتند؛ مثل ابراهیم ع که از خانواده او در قرآن با عنوان اهلبیت یاد شده است. در قرآن دارد که سلام و برکات خدا بر شما اهلبیتم. این آیه درباره ابراهیم ع است؛ پروردگار این مسئله را حتی از او هم نخواست از موسیبنعمران ع و حضرت نوح ع هم نخواست؛ فقط از رسول خدا ص خواست. پروردگار گفت به مردم بگو که من در برابر رسالتم و زحمات 23سالهام هیچچیزی از شما نمیخواهم. پاداش و اجر و سپاسی از شما نمیخواهم؛ چون هیچچیز در این عالم هموزن رسالت تو برای پاداش نیست. اگر امت تمام جهان هستی را هم مالک بشوند و ملکیتش را به شما واگذار بکنند این پاداش رسالت تو نیست. پاداش رسالت تو یک حقیقت است قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی 3 تمام بزرگان دین حتی بزرگان غیرشیعه میگویند که القربی در این آیه اهلبیت هستند؛ چون دیگران آنقدر مایه نبودند که مزد رسالت پیغمبر ص باشند؛ نه زنان پیغمبر ص نه عموهای پیغمبر ص نه پسرعموهای پیغمبر ص نه داییهای پیغمبر ص نه پسرداییهای پیغمبر ص و نه عمههایشان هیچکدام آن مایه را نداشتند که مزد رسالت پیغمبر باشند. تفاوت معنایی لغت مودت با محبت خدا کسانی را پاداش رسالت قرار داد که هموزن خود پیغمبر ص و قرآن بودند. این میتوانست پاداش باشد لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی نه الا المحبه فی القربی . در آیه دقیق بشویم بزرگترین دانشمندان عرب در کتابهایشان و دانشمندان غیرشیعه در تفاسیرشان که خیلی هستند اگر من از آنها با تفاسیرشان اسم ببرم آن تفاسیر در اختیار شما نیست که ببینید. اینها نوشتهاند مودت با محبت فرق میکند؛ محبت یک امر قلبی بهتنهایی است. درحالیکه مودت مرکب است بسیط نیست و به قلب اختصاص ندارد. مودت یعنی محبت همراه با اقتدا. این مودت است. ضلالت و گمراهی سرانجام انحراف از دو شاقول الهیاز متن قرآن معلوم میشود که شاقول تشخیص دین واقعی پروردگار اهلبیت علیهمالسلام هستند. همچنین از آیه ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا 4 هم معلوم میشود که هدایت قرآن شاقول است. اگر این دو شاقول بهکار گرفته نشود جامعه اسلامی دچار هزار نوع جاده میشود که مارک دین روی آن خورده است. در کنار دین اسلام هزاران جادۀ ساختهشده اهل زمین است که هیچ ارتباطی به وحی خدا پیغمبر ص و اهلبیت علیهمالسلام ندارد. تمام این جادههای ساختهشده ضلالت و گمراهی است؛ ولی مهر و اسلام روی آن است. این جادهها همه انحراف است و بیدینی به نام دین انحراف به نام هدایت کژراهه به نام صراط مستقیم. بنابراین سفارش قرآن به شما و همه ما این است و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه 5 این دین یعنی دین خدا که با شاقول قرآن و اهلبیت شناخته میشود راه راست من است؛ پس در این راه حرکت کنید. و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم 6 از اینهمه جادههای انحرافی پیروی نکنید که شخصیت انسانیت دنیا و آخرت شما را قطعهقطعه و نابود میکند.پس در زمان ما اینهمه ماهواره و تلفنهای همراه که به کل مراکز شیطنت و وسوسه اتصال
بهشترفتن هزینهٔ زیادی ندارد
اهلبیت علیهمالسلام هم که حدود شانزدههزار روایت آن در ده جلد کتاب شریف کافی است حاکی از نگاه محبتآمیز پیغمبر ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام به مردم است. اگر انسان محبت خدا را در قرآن و محبت اهلبیت را در روایات عملا بپذیرد یقینا به سعادت دنیا و آخرت میرسد؛ چون مجموعه آیات و روایات به سه ناحیه وجود انسان توجه دارد قلب اعضا و جوارح درون انسان. وی ادامه داد در مسئله قلب قرآن مجید از مردم دعوت میکند که قلبشان را به پنج منبع خدا معاد فرشتگان انبیا و قرآن وصل کنند. این امر خودش محبت ویژه خدا به انسان است. این اتصال سبب میشود که فیوضات معنوی آسمانی و الهی به انسان برسد. قرآن مجید و روایات اهلبیت رابطه بین ما و این پنج حقیقت هستند که با
امیرالمؤمنین(ع) و زهرا(س)، مصادیق اتمّ و اکمل قرآن
با زبان پیغمبر ص راسخون در علم را معرفی کرد. -مصداق اولیالامر در کلام رسول خدا ص شیخ سلیمان حنفی قندوزی در کتاب ینابیعالموده که کتاب را بیش از یک قرن قبل در ترکیه نوشته است من چاپ اول آن را دیدهام که یک جلدی است نقل میکند روزی جابر به رسول خدا ص عرض کرد که من قطعهای از یک آیه را نمیفهمم. حضرت فرمودند آیه را بخوان. جابر این آیه را خواند اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم سوره نسا آیه 59 و بعد گفت دو بخش اول آیه را میفهمم اما اولیالامر را نمیفهمم. حضرت به امیرالمؤمنین ع اشاره کردند و بعد از امیرالمؤمنین ع هم تا امام عصر عج را اسم بردند. این در کتابهای اهل سنت است که فرمودهاند اولوالامر علی و یازده امام بعد از اوست. -راسخون در علم و اهلبیت نبوت پشتوانۀ قرآناینها راسخون در علم و اهلبیت نبوت هستند. اهلبیت در اینجا بهمعنای خانههای گلی مدینه نیست. خدا وقتی میخواهد مسائلی را درباره همسران پیغمبر ص مطرح کند همه را بهطور جمع با جمع مؤنث ذکر کرده و کلمه بیت هم نیاورده است. خدا در اینجا میفرماید یا نسا النبی سوره احزاب آیه 32 و نمیگوید همسرانی که در بیت نبی هستید؛ اما درباره ذوات مقدسه ملکوتیه عرشیه امیرمؤمنان ع صدیقه کبری س امام مجتبی و ابیعبدالله علیهماالسلام کلمه اهلبیت را آورده است که آنهم یقینا بهمعنی خانه هفتادهشتاد متری پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع نیست؛ بلکه بهمعنی اهلبیت نبوت است. اینها پشتوانه قرآن و فهماننده مفاهیم و مصادیق قرآن هستند. امیرالمؤمنین ع مصداق اتم ایها الذین آمنوا -شیعیان مؤمن مخلص زیرمجموعۀ امیرالمؤمنین ع این مقدمه را که عنایت فرمودید ازجمله مصادیق قرآن که ما را به فهم آن هدایت کردهاند نه در دو سه یا ده روایت بلکه در روایات زیاد کثیر و فراوان امیرالمؤمنین ع و صدیقه کبری س است؛ مثلا ما روایات زیادی داریم که یک امام و دو امام هم نفرمودهاند همه ائمه فرمودهاند هر آیهای که با یا ایها الذین آمنوا شروع شده علیبنابیطالب ع مصداق ایها الذین آمنوا است. او مصداق اتم اکمل و جامع است و زیرمجموعه این مصداق هم طبق روایات شیعیان مؤمن مخلص واقعی فداکار امیرالمؤمنین ع هستند که به هیچ قیمتی تا قیامت حاضر نیستند از علی و اهلبیت علیهمالسلام دست بردارند. -گفتوگوی حجربنعدی با امیرالمؤمنین ع در روز بیستم ماه رمضان خود امیرالمؤمنین ع بهدنبال حجربنعدی فرستادند؛ حضرت با اینکه ملاقات ممنوع شده بود به امام مجتبی ع فرمودند که به در خانه حجر برو و او را بیاور. وقتی حجر آمد گفتوگوی مفصلی با امیرالمؤمنین ع کرد که البته نود درصد گفتوگو از حجر و یک درصد آن از امیرالمؤمنین ع است. همه باید این گفتوگو را ببینیم؛ گفتوگوی خیلی اصیل ریشهدار و نابی است ازجمله حجر به امیرالمؤمنین ع گفت از اولی که بهدنبال تو آمدم برای دنیا مال صندلی و شخصیتسازی نیامدم من از همان اول لله آمدم و یافتم که خیر دنیا و آخرت و نجات من با اتصال
راههای شناخت اهلبیت(علیهمالسلام)
اهلبیت علیهمالسلام از سه راه میسر است یکی از طریق قرآن کریم است؛ اگر کسی عمق این آیه سوره مبارکه احزاب را بفهمد اهلبیت را در حد چهارچوب دنیا شناخته و پروردگار وجود آخرتیشان را در قیامت به اهل محشر میشناساند. قبل از اینکه آیه را قرائت کنم همه آیه را میدانید باید به این معنا توجه کرد که طبق آیات مخصوصا آیات سوره آلعمران اعراف انعام و شعرا کلید سعادت دنیا و آخرت انسان به آنها سپرده شده با اقتدای به آنها در حد خودمان چون قرآن به ما اطمینان داده که اضافه از شما نمیخواهم لا یکلف الله نفسا الا وسعها البقره 286 . به من میگوید صدقه بده میگویم این مقدارم میرسد میگوید قبول؛ در قرآن امر میکند تعاونوا علی البر و التقوی المائده 2 میگویم این مقدارم میرسد میگوید قبول است. برای اینکه به سعادت دنیا و آخرت برسم میگویم این مقدار توان اقتدا کردن دارم و بیشتر ندارم. کریم که پیش گدا دست درخواست دراز نمیکند میگویم همین مقدار را دارم میگوید قبول است. اینطور که روایاتمان میگویند بهاندازه یک بند به اینها اتصال
راههای شناخت اهلبیت (علیهمالسلام)
اهلبیت علیهمالسلام از سه راه میسر است که یکی از طریق قرآن کریم است؛ اگر کسی عمق این آیه سوره مبارکه احزاب را بفهمد اهلبیت علیهمالسلام را در حد چهارچوب دنیا شناخته و پروردگار وجود آخرتیشان را در قیامت به اهل محشر میشناساند. قبل از اینکه آیه را قرائت کنم همه آیه را میدانید باید به این معنا توجه کرد که طبق آیات مخصوصا آیات سوره آلعمران اعراف انعام و شعرا با اقتدای در حد خودمان کلید سعادت دنیا و آخرت انسان به آنها سپرده شده است؛ چون قرآن به ما اطمینان داده که از شما اضافه نمیخواهم لا یکلف الله نفسا الا وسعها سوره بقره آیه 286 . به من میگوید صدقه بده میگویم وسع من به این مقدار میرسد میگوید قبول؛ در قرآن امر میکند تعاونوا علی البر و التقوی سوره مائده آیه 2 میگویم به این مقدار میتوانم میگوید قبول است؛ برای اینکه به سعادت دنیا و آخرت هم برسم میگویم به این مقدار توان اقتدا کردن دارم و بیشتر نمیتوانم. کریم که پیش گدا دست درخواست دراز نمیکند من میگویم همین مقدار را دارم او هم میگوید قبول است. اینطور که روایاتمان میگویند اگر بهاندازه یک بند به اینها اتصال
حسن فعلی و فاعلی، شرط قبولی اعمال
با هم مباحثه میکردند. روزی نوبت این طلبه بود روایاتش را یک صفحه میخواند و معنی میکرد چون ترجمه نداشت و یک روز هم نوبت آن یکی همدرس بود که روایات صفحه را میخواند و معنی میکرد؛ یعنی از اول طلبگی به روایات اهلبیت علیهمالسلام اتصال
عهدنامۀ مالک اشتر، منشوری بینالمللی و باارزش برای همه انسانها
اهلبیت علیهمالسلام هم به دنبال قرآن مجید این بحث را با همۀ شئونش مفصل توضیح دادهاند. البته شروع بحث سعادت و شقاوت با قرآن کریم نبوده؛ بلکه از زمانی که علوم انسانی به صورت مختصر تدوین شده تقریبا از سههزار سال قبل از میلاد مسیح این بحث را عالمان مطرح کردهاند؛ اما این عالمان چون به وحی و نبوت انبیا اتصال
بزرگیِ بینهایت در سایۀ شناخت پروردگار
با شناخت او هم خودشان هم جهان هم آینده و هم تکالیف و مسئولیتهای خودشان را بشناسند. اگر از زمان آدم ع تا الآن ملتها و جامعهها به این منبع بینهایت خیر و کل خیر اتصال پیدا میکردند اینهمه آشوب و شر ظلم و ستم در زندگی پیدا نمیشد. انسان با شناخت او بینهایت بزرگ شده و با جدایی از او هم بینهایت کوچک میشود. در رابطه با همین بینهایت کوچکهاست که به پیغمبر ص در قرآن میفرماید ذرهم آنها را دور بینداز و رهایشان کن؛ یعنی وقتی میبینی که زبان الهی قلب ملکوتی تبلیغ عرشی و آن اخلاص بینظیر تو در اینها تاثیر ندارد معلوم میشود که بینهایت کوچک هستند و هیچچیزی برایشان نمانده است تا تحت تاثیر تو قرار بگیرند. حتی یک روزنه که نور تو از آن روزنه بر وجود آنها بتابد برای آنها نمانده است. -سفارش پروردگار به انبیای الهی در برخورد با مردماین ذرهم به اینگونه مردم مربوط است وگرنه شما در آیه دیگری از قرآن میبینید که به پیغمبر ص امر واجب میکند و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداه و العشی یریدون وجهه سوره کهف آیه 28 خدا میگوید چه کسانی را رها کن؟ همین بینهایت کوچکها را رها کن که امیرالمؤمنین ع درباره آنها میفرمایند وجودشان مثل تک علفی روی زباله در زباله انواع گناهان و بداخلاقیها روییده است. وگرنه وقتی به شما مردم مؤمن پاک میرسد امر واجب میکند که و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداه و العشی یریدون وجهه با اینها بمان صبر و استقامت کن. اینها مردمی هستند که شبانهروز عبدالله هستند و در تمام لحظات غیر از ذات او را قصد و هدف ندارند. پیش اینها بمان و با اینها باش. صراط مستقیم راه پروردگار برای رسیدن به توحیداین مهم است که انبیا و اولیا چگونه مردم را به خدا شناساندند؟ چگونه به آنها فهماندند که کارگردان کلیددار مالک مربی و خالق یکی است. اینجا اگر پای دوئیت به میان بیاید تفرق بکم متلاشیتان میکند؛ عقلتان را تخریب روحتان را تکهپاره و اعمالتان را انحرافی میکند. وقتی هر تکه از شما در دست یک شیطان افتاد میخواهید چهکار کنید؟ اینها راه را برای رسیدن مردم به توحید نشان دادند که اسم این راه هم بنابر نامگذاری خود پروردگار صراط مستقیم است و این صراط هم راه خودش است. در قرآن میخوانیم و ان هذا صراطی مستقیما سوره انعام آیه 153 . صراطی مثل بیتی کتابی و عبدی با یا متکلم آمده است و این خیلی مهم است خدا میفرماید که خیال نکنید این راه را یک نفر دیگر برایتان ساخته پیش روی شما قرار داده و این جاده را برای شما باز کرده است. این راه کار خود من است بهخاطر عشقی که به شما داشتم؛ چون صانع مصنوعش را دوست دارد. نجاری که یک صندلی یا در خیلی زیبایی میسازد ولو اینکه بفروشد آن را دوست دارد؛ چون پدیده از فکر خودش است و این صندلی یا در بهشکلی به او اتصال دارد این اتصال هم از بین نمیرود. -خداوند عاشق بندگانخدا هم بندگانش را دوست دارد به بندگانش محبت دارد و عاشق آنهاست؛ بهخاطر این محبت و عشق هم خودش این جاده را پیش روی آنها باز کرده است. جالب است که واجب شرعی فقهی کرده تا در شبانهروز ده بار نام این جاده را تکرار بکنند؛ یعنی تکرار با توجهی که جاده بهصورت نور در وجودشان تجلی کند. گفتن اهدنا الصراط المستقیم واجب است آنهم ده بار در شبانهروز. حالا آنهایی که اهل مستحبات هستند در شبانهروز چهلپنجاه بار میشود؛ آنچنان هم باید توجه بدرقه این تکرار بکند که با وجود انسان یکی بشود و اهدنا الصراط المستقیم را در حال غفلت نخواند بلکه در حال بیداری بینایی و توجه بخواند و این را قدر بداند که خداوند این جاده را برای او باز کرده است. -سرازیری جهنم انتهای جادۀ شیاطینهمه انبیا و اولیا یعنی ائمه طاهرین و اهلبیت علیهمالسلام … اتصال پیدا میکند بینهایت بزرگ میشود. ظرف محدود انسان و بزرگی بینهایت آیات بزرگ الهی-گنجایش محدود قلب بشر در ارزیابیاز باب مثال و نمونه بهراستی امیرالمؤمنین ع و صدیقه کبری س در ارزیابی میگنجند؟ اصلا ارزیابیها ظرف آنها نیست و نمیگنجند؛ چون ظرف محدود است علی ع و زهرا س بینهایت بزرگ هستند. اگر اینگونه نبود چرا پیغمبر ص به امیرالمؤمنین ع فرمودند که کسی غیر از من و خدا تو را نشناخت؟ یعنی معرفت تو در قلبها و این عالم گنجایش ندارد و این مقداری که ما امیرالمؤمنین ع را میشناسیم دورنمایی از شخصیت ایشان است نه خود شخصیت حضرت. اینقدر هست که بانگ جرسی میآید تمام آنهایی هم که همین مقدار شناخت را از امیرالمؤمنین ع ندارند گیر انواع سامریها افتادهاند.بر امت روزگارت افسوس ×××××× چون گشت عقول جمله معکوسدادند تو را ز دست یک بار ××××××× گشتند به سامری گرفتاراین تعبیر سامری برای اهلبیت علیهمالسلام است که از آن پادشاه اول بعد از وفات پیغمبر ص به سامری تعبیر کردهاند. -سنجش اعمال امت با
امنیت در قیامت در پرتو پذیرش حقایق الهی
علیهمالسلام دویده است الآن میگویی او را رها میکنند و میروند؟ یکدفعه گریهاش بند آمد و گفت من واقعا بیتوجه بودم. گفتم آخر شما باید به مردم دلگرمی بدهید ما که پنجاهشصتسال صبح زود بعدازظهر شب محرم صفر و ماه رمضان بهدنبال اینها دویدیم آیا ما را دم مردن رها میکنند و میروند میگویند به ما چه؟ تو را به خیر و ما را به سلامت این درست است؟پیرمرد چرا گریه میکنی؟ با محبت حالا یک رشته از محبت را ببینید؛ حالا محبت اهلبیت علیهمالسلام که دریاست نه ساحل و نه عمق دارد. -ارزش همسایگی با اهلبیت علیهمالسلام این روایت غیر از روایت پیرمرد است که اشاره کردم حالا آن را میگویم؛ امام صادق ع به کارگر خانه فرمودند در خانه این همسایه دیواربهدیوارم را بزن اگر هست بگو امام صادق میخواهد تو را ببیند. او هم رفت و در زد صاحبخانه بود. به او گفت که امام صادق ع میخواهند شما را ببینند. گفت همین الآن آمدم جانم فدای امام صادق ع . خیلی باادب روبهروی حضرت نشست. امام ع فرمودند شنیدهام که میخواهی خانهات را بفروشی گفت بله یابنرسولالله فرمودند چرا؟ گفت آقاجان یکخرده بدهکار شدم و چرخ نگشت دلم نمیخواهد دیناری از مال مردم به گردنم باشد. به مستاجری میروم ولی راحت باشم در قیامت گیر نباشم و مردم نگویند یک شیعه مال مردم را خورد. اگر این را بگویند من اصلا تحملش را ندارم شیعه مال مردم را خورد و برد مگر میشود؟ امام ع فرمودند چند قیمت گذاشتهای؟ گفت یابنرسولالله صدهزار درهم که دههزار دینار میشود. فرمودند خانهات صدهزار درهم نمیارزد. گفت یابنرسولالله آنهایی که قیمت گذاشتهاند بله نمیارزد. فرمودند چند قیمت گذاشتهاند؟ گفت چهلهزار درهم. فرمودند چرا شصتهزار درهم بالاتر میگویی؟ گفت یابنرسولالله به خدا قسم یک لحظه نمیخواهم از شما جدا بشوم. شصتهزار درهم بهخاطر همسایگی با تو قیمت گذاشتهام وگرنه خانهام چهلهزار درهم میارزد. من شصتهزار درهم گرانتر گفتهام و به مشتری گفتهام که این خانه دیواربهدیوار خانه جگرگوشه زهراست من اگر مشکل نداشتم که نمیرفتم. امام صادق ع فرمودند خانهات را به من بفروش. گفت یابنرسولالله پول نمیخواهم بهنام شما میکنم. فرمودند نه آنوقت امام صادق ع کاغذ و قلم آوردند و مبایعهنامه را نوشتند. بعد مرد گفت یابنرسولالله قیمت را چهلهزار درهم بنویسید. فرمودند نه من همان قیمتی که خودت به اعتبار همسایه خانه گفتی همان را مینویسم. گفت ما باید مطیع شما باشیم بنویسید. امام ع نوشتند که جعفر صادق خانهای را از فلانی به صدهزار درهم خرید و پولش هم فوری پرداخت کرد. بعد فرمودند کیسه را بیاورید و دههزار دینار که صدهزار درهم میشود به او بدهید. وقتی امام صادق ع پولها را دادند مرد گفت یابنرسولالله من مرخص هستم؟ فرمودند نخیر یک سند دیگر هم باید نوشته بشود دوباره کاغذی آوردند و نوشتند جعفربنمحمد منزل ملکی داشت که به این شخص هبه کرد. فرمودند این سند خانهات بلند شو و برو. حال اینها ما را رها میکنند؟ -اهلبیت علیهمالسلام همراه همیشگی شیعهامام صادق ع به پیرمرد فرمودند چرا گریه میکنی؟ عرض کرد یابنرسولالله گریهام برای این است که خمیده و پیر شدهام و نزدیک مردنم است برای بعد از مرگ خودم دغدغه دارم. حالا ما را به غسالخانه میبرند و میشورند کفن میکنند و در قبر میاندازند و ما تکوتنها بدبخت و بیچاره گریهام برای این است. امام صادق ع فرمودند تو با ما نیستی؟ گفت یابنرسولالله من گوشت و پوست و خونم با شماست. فرمودند چرا برای مردنت دغدغه داری؟ ما که با شما هستیم در دنیا و قیامت با شما هستیم؛ مگر در قرآن نخواندهاید که فرشتگان رحمت در وقت مردن مردم مؤمن میگویند نحن اولیاؤکم فی الحیاه الدنیا و فی الآخره سوره فصلت آیه 31 ما عاشقان شما هستیم؛ هم در دنیا عاشق شما بودیم ولی ما را نمیدیدید و هم در آخرت عاشق شما هستیم که آنجا دیگر ما را میبینید. چرا دغدغه دارید؟ -شیعه واقعی در امنیت و آرامششیعه واقعی آنکسی است که قرآن و قیامت را باور دارد و در انجام اعمال الهیه اشتیاق و ذوق دارد. او نباید دغدغه داشته باشد این دغدغه شیطانی است شما همیشه باید در آرامش و امنیت باشید. خدا میگوید سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین سوره زمر آیه 73 امنیت بر شما باد سلام یعنی امنیت؛ شما باید آرامش داشته باشید و این خیلی مهم است که آدم با باورداشتن حقایق و در حد توان خودش عملکردن به حقایق باید شاد باشد.این روایت را شنیدهاید که نه یک کتاب و نه دو کتاب خیلی از کتابها نوشتند که برافروختگی چهره ابیعبدالله ع در گودال سابقه نداشته است؛ یعنی امام در اوج شادی و نشاط بود. چرا؟ چون امام کاملا حس میکند که آغوش محبوب باز است و میگوید بیاخود بیا که میکشم من ناز تو ××××××××××× عرش و فرشم جمله پاانداز تو از شافعین روز قیامتالف قرآناین داستان باورداشتن پذیرفتن و عملکردن؛ یقین بدانید که این اتصال … اتصال طرفینی است و شما که خدا را باور دارید خدا هم شما را میخواهد؛ شما که قیامت را باور دارید قیامت آباد در انتظارتان است؛ شما که قرآن را باور دارید در اصول کافی آمده که قرآن از قویترین شفیعان شما در قیامت است فانه شافع مشفع ؛ نمیگوید قرآن فقط شافع است بلکه میگوید شافع مشفع قرآن شفاعت میکند و بیدرنگ خدا شفاعتش را قبول میکند. ب اهلبیت علیهمالسلام همین شفاعت را اهلبیت علیهمالسلام هم دارند. من روایتی را چهارپنجروز پیش خواندم که نصفهکاره خواندم. آن بخشهایی را که خواندم در ارتباط با
راه بهشت، از اتصال به سه منبع الهی
اهلبیت علیهمالسلام هم که حدود شانزدههزار روایت آن در ده جلد کتاب شریف کافی است حاکی از نگاه محبتآمیز پیغمبر ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام به مردم است. اگر انسان محبت خدا را در قرآن و محبت اهلبیت را در روایات عملا بپذیرد یقینا به سعادت دنیا و آخرت میرسد؛ چون مجموعه آیات و روایات به سه ناحیه وجود انسان توجه دارد قلب اعضا و جوارح درون انسان غیر از قلب . معرفت تنها راه اتصال قلب به پنج حقیقتدر مسئله قلب قرآن مجید از مردم دعوت میکند که قلبشان را به پنج منبع وصل کنند. این امر خودش محبت ویژه خدا به انسان است. قرآن مجید اصرار دارد که قلب را به پنج معدن وصل کنید؛ خود این اتصال سبب میشود که فیوضات معنوی آسمانی و الهی به انسان برسد. شما میدانید که بسیاری از حرکات در عالم ماده با … اتصال تحقق پیدا میکند. الآن همه ما زیر نور نشستهایم؛ ولی این نور با سیمها و کابلهایی به کنتور وصل است کنتور به بیرون وصل است و بیرون هم به کارخانههای عظیم تولید برق. ما با این اتصال به نور رسیدهایم و میرسیم قبلا هم رسیدهایم؛ اما اگر در یک ناحیه اتصال و نور قطع شود ما در منزل یا مراکز کارمان شب در تاریکی فرو میرویم. روز هم از برکت نور خورشید هم همه اشیا را میبینیم و هم بهراحتی کارمان را انجام میدهیم. این ارتباطات و اتصالات نور را به ما میرساند؛ قرآن مجید هم همینطور است. قرآن مجید و روایات اهلبیت رابطه بین ما و این پنج حقیقت هستند که با قلب ارتباط دارند. اگر این رابطه باشد بهرههای فراوانی نصیب ما میشود. این از طرف پروردگار خیلی محبت است که ظرفیتی به قلب ما داده تا بتوانیم با این ظرفیت به منابع فیوضات عالم وصل بشویم. راه وصلشدنش هم معرفت است؛ یعنی اگر ما در حد ظرفیت خودمان قرآن مجید و روایات را بفهمیم و یا از کسانی بشنویم که به قول قرآن قرآنفهم و حقیقتفهم هستند این رابطه برقرار میشود. با برقرارشدن رابطه فیوضات عالم از ملک و ملکوت به ما میرسد. فرشتگان خادم انسانهای ویژه و الهیهمین بحث چنددقیقهای به ما نشان میدهد که ما در بین همه موجودات عالم یک موجود ویژه هستیم و هیچیک از موجودات ارزش ما را ندارند. اولین باری که پروردگار خبر ما را به فرشتگان داد از ما به عنوان جانشین خودش در زمین یاد کرد و فرمود و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه 1 خداوند برای حیوانات زمین پرندگان هوا ماهیان دریا و میلیاردها فرشته چنین تعبیری را نکرد. پیغمبر اکرم ص روایتی دارند که میفرمایند فرشتگان خادم انسانهای ویژه انبیا ائمه و اهل ایمان هستند. پیغمبر ص اسم هم برده و فرمودهاند شیعیان واقعی . در حقیقت شما این آقایی را بر فرشتگان هم دارید و آنها خدمتگزار شما هستند؛ درصورتیکه یک مرد و زن قابلقبول پروردگار باشید.سلمان نقل میکند که صدیقه کبری س در اتاق خواب بودند و گهواره ابیعبدالله ع حرکت میکرده. گهواره که برقی نبوده مادر هم خواب بوده پس با چه نیرویی حرکت میکرده؟ صدیقه کبری س خدمت پیغمبر اکرم س میآیند و میگویند من چیز عجیبی یافتم اولین بار بوده که میدیدند؛ صدیقه کبری س خواب بوده گهواره در حال حرکت بوده و میجنبیده صدای لالایی هم میآمده که آن لالایی یک شعر بوده و حرکتدهنده تکرار میکرده ان فی الجنه نهرا من لبنلعلی و لزهرا و حسین و حسن 2 رودی از شیر در بهشت هست در قرآن مجید هم هست که خدا از چهار تا رود اسم میبرد. در هر کدام مواد روانی در جریان است و این نهر شیر حضرت میفرمایند از عسل شیرینتر است بسیار خنک و بسیار هم سپید است . خواننده این را با ریتم برای بچه در گهواره میخوانده؛ معمولا بچه با خواندن لالایی آرامش پیدا میکند. پیغمبر اکرم ص فرمودند چیز شگفتی نیست مادر خواب است و بچه میخواسته گریه کند پیغمبر اکرم ص خیلی به گریه ابیعبدالله ع حساس بودند گاهی که در کوچه بودند و صدای گریهاش را میشنیدند در میزدند و به حضرت زهرا س میگفتند بچه را آرام کن؛ من تحمل شنیدن گریهاش را ندارم . حالا محرک این گهواره چه کسی بوده؟ پیغمبر ص فرمودند جبرئیل. فرشتگان خادم انسانهای کامل و جامع مردم مؤمن اولیای خدا و شیعیان واقعی هستند. حتی در روایات اهلبیت علیهمالسلام
پروردگار، خریدار قلب سلیم و پاک
اتصال چشم و اشک به عرفان حقیقیخداوند متعال در قرآن مجید گریه عارفان به حقایق را امضا کرده و بهعنوان یک ویژگی خاص از گریه یاد کرده است. این ویژگی در سه آیه از یک سوره مطرح شده است. اگر وقت اجازه داد سه آیه را با کمک خدا قرائت میکنم؛ اما فکر نمیکنم امشب بتوانم قرائت کنم. این آیات از آیات بسیار مهم قرآن است و چند درس فوقالعاده در آن هست. اگر بخواهم به زبان فارسی از این سه آیه تعبیر کنم از عاشقانهترین آیات قرآن است؛ آیاتی بسیار فوقالعاده شنیدنی خواندنی یافتنی و عملکردنی است. از این آیه هم استفاده میشود که گریه اصلی انسانی اخلاقی و ملکوتی است و عمل اندکی نیست. گریه فقط چشم و اشک نیست در همان سه آیه بیان شده است که چشم و اشک به عرفان حقیقی الهی اتصال دارد؛ وگرنه گریه اصلا تحقق پیدا نمیکند. عرفان الهی عرفان اهلبیت علیهمالسلام
احاطهٔ چهارده نور مقدس بر عرش الهی
اهلبیت علیهمالسلام است؛ یعنی این مجموعه محیط به اهلبیت علیهمالسلام نیستند بلکه محاط به اهلبیت علیهمالسلام هستند؛ یعنی پروردگار عالم اهلبیت علیهمالسلام را محیط بر کل جهان هستی به ظاهر و باطنش قرار داد. مقام ولایت تشریع و مقام ولایت تکوین تصرف در موجودات را به آنها عنایت و عطا کرد. ابوخالد کابلی از راویان درست شیعه است ابوخالد میگوید وجود مقدس این ولایت تکوینی است ابیعبداللهالحسین ع نشسته بودند جوانی درحالیکه شدید گریه میکرد به زیارت ابیعبدالله ع آمد و عرض کرد آقا ثروت خوبی از مادرم مانده و امروز هم مرده هیچ وصیتی هم نکرده است؛ فقط به من گفته که وقتی ملکالموت جان مرا گرفت راجعبه ثروتم پیش ابیعبدالله ع برو. حالا چهکار کنم؟ امام فرمودند حالا مادرت کجاست؟ گفت جنازهاش در اتاق است. حضرت به این جوان و آنهایی که در اتاق بودند فرمودند بلند شوید تا بالای سر جنازه المراه الصالحه این زن باارزش برویم. از کجا المراه الصالحه است؟ از اینکه حسین ع محیط به کل هستی و ظاهر و باطن هستی پیش اوست؛ از اینکه حسین ع کتاب خلقت و خلاصه آفرینش است آفرینشی که در احاطه اوست؛ از اینکه حسین ع ولیاللهالاعظم و رحمتاللهالواسعه یعنی رحمت فراگیر است. -فرشتگان ملکوت خادم اهلبیت علیهمالسلام و شیعیان آنهابدبخت مردم روزگارت ملعون مردم روزگارت ای کاش مردم روزگارت بهاندازه یکمیلیاردم ارزن تو را مثل ما میشناختند. بیچاره آن مردم شما چهکار کردید که خدا شما را با ابیعبدالله ع ربط داده است؟ شما کاری نکردهاید حتی پدر و مادرهایتان منبریهای تاریخ شیعه و مراجع تقلید هم کاری نکردهاند. پس شما چرا اینگونه شدید؟ امام صادق ع میگویند شیعتنا منا خلقوا من فاضل طینتنا و عجنوا بما ولایتنا خدا میخواست شما را خلق کند شیعه خلق کرده است. جبر یا اختیار است بین جبر و اختیار است من اینها را بلد نیستم؛ آنچه من بلد هستم این است که ما شیعه عاشق و شیفته اهلبیت علیهمالسلام هستیم؛ آنچه من بلد هستم این است که به والله تالله بالله به این چهارده نفر و به این آیات قرآن اگر الآن یک نفر بیاید و در جلسه بگوید آقا ساکت شو من هم ساکت شوم؛ بگوید من با این مردم حرف دارم. بگوید به تکتک شما بهاندازه عالم هستی میدهم که از حسین دست بکشید کدامهایتان دست میکشید؟ جان ابیعبدالله ع هر کدام دست میکشید بلند شوید و خجالت نکشید مگر میشود این گل را از گل آنها جدا کرد کیستی ای آنکه همه عالمی ××××××××××××× گر تو نبودی همه عالم نبودظاهر و باطن جهان زیرمجموعه شما و عظمت شماست. امام ششم میفرمایند الملائکه خدامنا فرشتگان ملکوت نوکر خادم بنده و کارگر ما هستند. حرف را تمام نمیکنند و میفرمایند و خدام شیعتنا ملائکه افتخار میکنند که نوکر شما شیعیان باشند. لذا امام صادق ع میگویند وقتی شروع به گریه میکنید ملائکه محاصرهتان میکنند اشکهایتان را میگیرند و با آب خاصی در بهشت قاتی میکنند که اگر چیزی در آن باشد شسته بشود و بعد در قیامت بهجای آن چهچیزی به شما میدهند خدا میداند -تواضع و مهربانی امام حسین ع امام کنار این زن صالحه آمدند جنازه در اتاق بود. حسین جان شب جمعه است یک نفس هم برای ما زن و بچه ما و نسل ما بزن. ما نمیخواهیم تنها سر این سفره باشیم. امام نگاهی به جنازه کردند و گفتند مادر بلند شو میت روانداز پس انداخت بلند شد و نشست. چهکار کرد؟ معلوم است شیعه با محبوبش چهکار میکند وقتی نشست گفت السلام علیک یا ابی عبدالله . فرمودند خانم وصیتت را بگو گفت آقا من به بچهام وصیت نکردم و میخواستم به تو وصیت کنم. ثلث مالم در اختیار شما باشد هر کاری میخواهی بکنی و اگر این بچه مرا شیعه خودت میدانی دوسوم باقیمانده ثروتم هم برای پسرم؛ اما اگر بچه من شیعه تو نیست یک دینار و درهمش حرام است که به او بدهی همهاش برای تو. بعد گفت یک درخواست هم از شما دارم. فرمودند بگوحسین جان تو چقدر متواضع مهربان آقا و بزرگ هستی گفت درخواستم این است که خودت به جنازه من نماز بخوانی و وقتی هم خواستند مرا دفن کنند سر قبر من بیا و بمان تا من دفن بشوم بعد از دفنشدن من برو. خیلی معنی جالبی دارد؛ یعنی حسین جان در وقت مردن نماز دفن و برزخ ما را تنها نگذار فرمودند مادر انجام میدهم؛ هم سر دفنت میآیم و هم نمازت را میخوانم. -رد شدن عبادت بدون قبول ولایت معصومین علیهمالسلام ولایت کلیه الهیه بیقید بر عالم تکوین و تشریع عجیب هم نیست؛ اگر خلقت نوریشان را نگاه بکنید دریافت این ولایت کلیه تشریعیه و تکوینیه خیلی برایتان آسان میشود. بعد هم شما قرآن را ببینید که پروردگار عالم خیلی از حقایقش را به اولیائش متصل کرده است؛ یعنی بدون این اتصال
تباهی دنیا و آخرت، پیامد پذیرفتن معبودان باطل
با چه هدف مقدسی برای خیر دنیا و آخرت مردم آمدند؟ برای حذف خدایان قلابی و اتصال دادن مردم به پروردگار عالم و صاحب هستی و چنانکه کرارا در قرآن آمده است به مردم اعلام کردند فالهکم اله واحد سوره حج آیه 34 شما یک خدا و معبود بر حق دارید و این شعار همه انبیا بود. چقدر این پیکره نماز عالی است. نمازی که اهلبیت علیهمالسلام
آراستگی به اخلاق دینی، لازمهٔ اتصال به رحمت پروردگار
بینصیبی از رحمت الهیکلام به اینجا رسید که انسان برای اتصال به رحمت پروردگار لازم است با قلبش باطنش و اعضا و جوارحش به یک سلسله مسائل الهی آراسته شود؛ اگر همت نکند و این آراستگی را ایجاد نکند از ظاهر آیات روایات و دعاهای اهلبیت علیهمالسلام
ارزش بندگی و دینداری در آزادی عمل
اهلبیت علیهمالسلام ریشه دارد الف رحمت تکوینی رحمت تکوینی بهمعنای رحمت گسترده در همه جهان هستی است. یک نفر از موجودات جهان در این رحمت و تجلی این رحمت دخالتی ندارد و فقط و فقط کار الهی است. خداوند متعال این رحمتش را با توجه به پدیدآمدن موجود متوجه او میکند و شرط اتصال
رستگاری عظیم، وعدهٔ خداوند به صادقین
با هر دوی آنها به طرز پسندیدهای همنشین و رفیق باش و رفتوآمد داشته باش وگرنه توحیدت را قبول نمیکنند. من هیچ شرح حالی از متوکل برایتان نمیدهم چون او را میشناسید. همه ما وضع متوکل جنایات و کشتارهایش را از بچگی شنیدهایم و یک کار قبیحش را هم شنیدهایم که یکبار دستور داد قبر ابیعبدالله ع را شخم بزنند تا نابود نابود بشود یکبار هم دستور داد آب ببندند که اینقدر آب بماند تا قبر نابود بشود؛ اما نه شخمزنها در شخم زدن جلوتر رفتند نه آب در آب بستن بهطرف قبر رفت. این خبیث پلید یکبار به صدیقه کبری س توهین کرد. پسر جوانی داشت که22-23ساله بود که کمی بوی ادب به اهلبیت علیهمالسلام را میداد خدمت حضرت هادی آمد و گفت یابنرسولالله در احکام شرعیه است که کسی به یکی از اهلبیت علیهمالسلام ناسزا بگوید کشتنش واجب است؟ فرمودند بله. گفت پدر من در حدی ناسزا گفته که قتلش واجب است به من اجازه میدهید خودم او را بکشم؟ فرمودند نه گفت پدرم متوکل است. فرمودند اجازه نداری او را بکشی؛ اگر او را بکشی شش ماه بیشتر در دنیا زنده نمیمانی. پس توحید هم با احسان به پدر و مادر گره خورده است و دوتایی با هم باید به پیشگاه پروردگار ارائه بشود؛ در آیه 177 هم نماز با زکات ذکر شده است. خصلتهای صادقینبعد هم پروردگار عالم مطلبی را راجعبه وفایبهعهد میگوید بعد در رابطه با صبر در تنگدستی رنجها و ملالتها و جهاد میگوید که مجموعا پانزدهتا میشود. حالا من دیگر شرح نمیدهم و فقط متن آیه را برای تیمن و تبرک میخوانم. -حقیقت نیکی اتصال
English