کمک بدهم. آیا اجازه دارم با نعمتهای تو به گنهکار و مجرم و ظالم کمک بدهم؟ اگر این آیه را سربازان اسرائیل و آمریکا میفهمیدند آیا حاضر بودند یک مورچه را بکشند … به مردم مجرم در جرمشان کمک نمیدهم. نعمتهایی مثل یک موی بدن پوست بدن دندان چشم بینی آب داخل دهان که هشتاد سال از سه چشمه زیر زبانم بهصورت آب شیرین میجوشد. اگر این آب نمیجوشید لثه و زبان و تمام عصبهای داخل دهان من خشک میشد و از بین میرفت؛ اما سه چشمه آب شیرین از زیر زبان من راه انداختی که در همه حال زمانی که خوابم بیدارم راه میروم مینشینم یا در سفرم این چشمه کار خودش را میکند. از گوشه چشم من آب شوری راه انداختی که چشمم همیشه شسته شود. از داخل گوش من آبی تلخ راه انداختی که هیچ حشره موذیای نتواند داخل گوشم برود. اگر هم برود نابود میشود. ما نمیتوانیم نعمتها را بشماریم پرهیز از ضایعکردن نعمتهای الهی رب بما انعمت علی این حرف برای چندهزار سال پیش است. ما نمیدانیم زمان موسی ع تا زمان ما چقدر فاصله دارد. چقدر دانایی و علم و حکمت در این آیه موج میزند رب پروردگار من بهسبب کل نعمتی که به من دادهای و البته نعمتها برای من نیست بلکه تو نعمتها را پیش من گذاشتهای فلن اکون ظهیرا للمجرمین تا روز مرگم حتی برای یک بار هم محال است که من به مردم مجرم در جرمشان کمک بدهم. من وارد کمک به گناه نمیشوم چون اگر بخواهم وارد کمک به گناه بشوم باید با نعمت تو به گناه گنهکار
200 مطلب یافت شد
جنازهای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
بهائی می گوید از مردی مورد اطمینان شنیدم گنهکاری از دنیا رفت ; همسرش برای انجام مراسم تغسیل و تکفین و تدفین از مردم درخواست کمک کرد ولی شدت نفرت مردم نسبت به آن گنهکار
آثار شوم هوسرانى
او را با سر سختی غیر قابل توصیف به بدیها امر کرده و برای ارضای خود با کمک سایر اعضا و جوارح دست به ننگینترین عمل زده و از انسان درندهخویی عجیب و متجاوزی خطرناک و غارتگری بینظیر و ظالمی خانمانبرانداز و آلودهای پست و مفسدی پلید و محاربی شرور و گنهکار
استاد انصاریان: دنیا تجارت خانه مؤمنین/ معرفت انسان به خویشتن دروازه تمامی ارزشهاست
به کمک ایشان ایمان داشت. خدا در روز قیامت با مؤمن گنهکار صحبت می کندمحقق و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی بیان داشت بر اساس روایتی از امام صادق ع که میفرماید خود خدا در محشر … به هر قفلی هم میخورد.پژوهشگر علوم اسلامی ادامه داد اگر در برابر فرد ناجوانمردی با تلخی با او روبهرو شوی تو نیز همچون او ناجوانمرد و گنهکار هستی. در دادگاهها نیروی انتظامی و مراکزی که مجرمین را دستگیر می کنند موظفند با مجرم با محبت رفتار کرده و درددل مجرم را بشنوند که این روش انبیای خدا و ائمۀ طاهرین ع است.استاد انصاریان بیان کرد به مجرم محبت کن مجرم چنان از گناه خود شرمنده میشود که میگوید آقا من میخواهم توبه کنم چطوری توبه کنم؟ اما با تازیانه توبه نمیکنند با فحش دادن و تلخی به هیچ عنوان توبه نمیکنند.وی تصریح کرد اگر به گنهکار محبت کنی برمیگردد اقرار زوری از گنهکار گرفتن والله حرام است و آن اقرار بیارزش است. بر اساس آن اقرار زوری اگر جریمهاش کنی مدیون او و پروردگار هستی.وی افزود پیامبر اکرم ص نیز در طلب کمک
دوزخ، عاقبت همراهی با شیطان
پروردگار به این شخص میفرماید تو به گنهکاران کمک تریلیاردری کردهای آن ورثهات اهل جهنم هستند و خودت هم دوتا عذاب داری یکی برای بخل خودت و یکی هم کمک به مجرم و گنهکار
استغفار پيامبر صلى الله عليه و آله براى امت
با توجه به قرآن و معارف الهی معلوم میشود که اگر گنهکار به حضرت حق رو کند قطعا پس از توبه با شرایط مورد عفو و غفران قرار میگیرد و کمک یک آبرومند
استغفار پيامبر صلى الله عليه و آله براى امت
با توجه به قرآن و معارف الهی معلوم میشود که اگر گنهکار به حضرت حق رو کند قطعا پس از توبه با شرایط مورد عفو و غفران قرار میگیرد و کمک یک آبرومند
خصایص نبی اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)
وتر به معنی طاق گرفته شده است علت این که به وساطت شخص برای نجات گنهکار شفاعت گفته میشود این است که مقام و موقعیت شفاعت کننده و نیروی ثاثیر او با عوامل نجاتی که در وجود شفاعت شونده هست هر چند کم و اندک باشد ضمیمه و جفت میشوند و هر دو به کمک … میکند.اعتقاد به شفاعت اولیا خدا البته با شرایط خاصی درباره گنهکاران سبب میشود که فرد گنهکار معتقد گردد که وی از این به بعد میتواند سرنوشت خود را دگرگون سازد و اعمال دیرینه وی طوری نیست که برای او یک سرنوشت شوم قطعی و غیر قابل تغییر ساخته باشد بلکه او از همین حالا به کمک … گنهکار میگردند.معنای شفاعت اولیای خدا برای گنهکاران در ظاهر این است که عزیزان الهی روی قرب و موقعیتی که در پیشگاه خداوند دارند میتوانند برای مجرمها و گنهکاران وساطت کنند و از خداوند بزرگ بخواهند که از تفصیر و گناه آنان درگذرد البته شفاعت کردن و پذیرفته شدن شفاعت آنان در گرو یک رشته شرائطی است که برخی مربوط به شخص گنهکار و برخی مربوط به مورد شفاعت گناه میباشد.به عبارت دیگر شفاعت همان کمک
نقشآفرينى فاطمه زهرا (س) در قيامت
و با بچه هایم بوده و به ما کمک کرده شیعه ما بوده و به ما اقتدا کرده و با حسین من در ارتباط بوده و برای حسین من گریه کرده است خطاب میرسد حبیبه من اینهایی که گفتی را از کل محشر صدا کن و با خود به بهشت ببر.آری در محشر اگر لطف تو خیزد به شفاعت بسپار بگردند و گنهکار
نقشآفرينى فاطمه زهرا در قيامت
و با بچههایم بوده و به ما کمک کرده شیعه ما بوده و به ما اقتدا کرده و با حسین من در ارتباط بوده و برای حسین من گریه کرده است خطاب میرسد حبیبه من اینهایی که گفتی را از کل محشر صدا کن و با خود به بهشت ببر.آری در محشر اگر لطف تو خیزد به شفاعت بسپار بگردند و گنهکار
چرا دعای گناهکاران مستجاب می شود؟
کمک به او است. این کمک ممکن است برای افزایش نقاط قوت و یا پیرایش نقاط ضعف باشد.شاید بتوان گفت که بزرگترین و نهایی ترین امید مومنان گنهکار شفاعت است و این شفاعت
دعای وداع با ماه مبارک رمضان
مطلب اول دعای وداع ماه رمضانبسم الله الرحمن الرحیمالحمد لله و سلام علی عباده الذین اصطفی چنین گوید این گنهکار روسیاهعباس قمی که خدا او را ببخشاید پس از آنکه به کمک
آثار توبه
به همه مردم گفتم توبوا الی الله التحریم 8 ایها المؤمنون جمیعا. یک توبه توبه فردی است. یک توبه توبه خانوادگی است. فرد گناهکار است میآید توبه میکند. یک خانواده جمعا گنهکار هستند میآیند توبه میکنند. یک ملت گنهکار است میآیند توبه میکنند. میگوید به ملت گفتم فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا نوح 10 آن وقت من پیغمبر اولوالعزم در کنار این توبه اجتماعی ضمانت دادم به مردم انبیا راست میگویند صدیق و صادق هستند. ضمانت دادم به مردم که اگر دنبال غفران خدا بروید یرسل السما علیکم مدرارا نوح 11 . یرسل فعل مضارع است؛ یعنی در دنبال هم پیوسته آسمان بر شما باران مفید میبارد. دوتا باران داریم ما یک باران همین است که دیدید دو سهتا استان را چهکار کرده؛ یک باران هم داریم که نرمنرم قطرهقطره آرام به موقع مفید و پربار. اسم این باران را قرآن گذاشته مدرار . توبه کنید همه. خدایا به ملت گفتم باران مفید بهجا و به وقت میبارد. و یمددکم باموال و بنین نوح 12 اقتصاد شما را کامل میکند و کمکتان میکند. پول ثروت فرزندانتان را هم کمک … به گنهکار ایجاد زمینه برای توبهاش است. گنهکار در غفلت و خواب و خوشی است؛ میخورد میبرد و حواسش هم به هیچ چیز نیست. پروردگار مهربان عالم زمینهسازی میکند که توبه کند و این خیلی پیش آمده است. -توبه حریکی از این نوع تائبان حر بن یزید است. اما توبهاش هم خیلی گران تمام شد؛ یعنی او از زن و بچه و مقام و حقوق و جایزه یکپارچه گذشت و توبه کرد و توبهاش هم منتهی به شهادتش شد. این یاری خدا علت هم داشت. برای اینکه روز دوم محرم وقتی ابیعبدالله ع را پیاده کرد صحبت شد ظهر شد. امام فرمود برو با این لشکرت نماز بخوان من هم با یارانم نماز میخوانم بعد از نماز با هم گفتوگویمان را ادامه میدهیم. خیلی مؤدبانه گفت یابنرسولالله با بودن شما من امام جماعت شوم؟ یعنی من نماز شما را رها کنم؟ من با شما نماز میخوانم. این ادب یک کلیدی بود که در یاری خدا را به رویش باز کرد. این آدم با این ادبش حیف بود برود جهنم. بین دو نماز صحبت ادامه پیدا کرد یکخرده تلخ صحبت کرد امام به او فرمود مادرت به عزایت گریه کند. چون یکخرده تلخ صحبت کرد. سرش را انداخت پایین بعد سرش را بلند کرد و گفت هر کس دیگری اسم مادر من را برده بود جوابش با این شمشیر بود؛ اما مادر تو... دو خط از صدیقه کبری س تعریف کرده که اصلا آدم حظ میکند. دوتا ادب یاریاش کردند یاری خدا را جذب کردند و شد حربنیزید ریاحی و از اولیای خدا در یک ساعت. -یاری خدا برای ترک گناهیک مورد دیگر هم بگویم حیف است نگویم برایتان. علیبنعیسی یکی از وزرای قوی حکومتی بود. آدم بااخلاق نرم و دستودلبازی بود. ایشان گفت در این منطقه من هرچه سید محتاج افتاده و نیازمند است صورتش را برای من بیاورید. صورت گرفتند مثلا گفتند این پنجاه شصتتا خیلی وضع زندگیشان بد است. گفت اول ماه رمضان به تمام این خانوادهها مخارج سالشان را یکجا بدهید؛ لباس کفش کلاه زمستانی یا تابستانی است آرد پول یکجا بدهید. اینها محترم هستند اولاد پیغمبر هستند هر روز بلند نشوند و بیایند در حکومت بگویند سهمی که برای ما گذاشتید بدهید؛ یکبار به آنها بدهید. میگوید در اینهایی که به من صورت دادند یکیشان پیرمرد بود. من یک روز زمستان از داخل کوچه میرفتم این پیرمرد را در یک گناه دیدم هیچچیز نگفتم آمدم و گفتم نزدیک ماه رمضان است؛ اول ماه رمضان سهم او را که پنجهزار درهم بود قطع میکنم. گفت سادات آمدند سهمشان را گرفتند و بردند. پیرمرد آمد گفتم آقا برو دیگر هم نیا. من پول برای گناه کردن نمیدهم برو ببینم. او هم اشک در چشمش جمع شد و رفت. در همین ماه رمضان یک شب خواب دیدم رسول خدا ص نشستهاند عدهای هم در محضر مبارکشان هستند. آمدم و سلام کردم رسول خدا ص روی خود را برگرداند. گفتم آقا این مزدم است؟ من اینطور به اولاد تو هر سال کمک
استاد انصاریان: انسان بصیر آبادکننده دنیا، برزخ و آخرت خویش است
به اعمال آدمی میفرماید اعمال شما کاسته نخواهد شد در جای دیگر میفرماید اعمال شما گم نمیشود و دیگر اینکه اعمال شما افزوده خواهد شد؛ این سه آیه شامل انسانهای مؤمن و گناهکار میشود.این استاد حوزه علمیه اضافه کرد انسانهایی که همه اعمال خودشان را براساس اطاعت از خداوند رسول خدا ص ائمه معصومین ع و کتاب الهی تنظیم میکنند خداوند میفرماید اعمال شما را بدون آنکه کم شود و یا زحمات شما گم شود برایتان لحاظ میکنم و آنانی که گنهکار و بدکار هستند به عذاب دوزخشان رنج بیشتر اضافه خواهم کرد.این خطیب مشهور با بیان اینکه قرآن کریم کل بشر را در طول تاریخ به دو دسته تقسیم میکند ابراز کرد دسته نخست انسانهای بصیری هستند که با کمک
شفاعت
که به اصطلاح در حد تواترهستند. 16 از نظر عقل آیا شفاعت مایهی شرک است؟درخواست کمک شخص پایینتر از بالاتر امری طبیعی و عادی به شمار میآید و تاکنون هیچ خردمندی نگفته است که طلب کردن به معنای پرسش کردن است و طلب شنونده معبود به شمار میآید. در حقیقت شفاعت نیز گونهای خواهش فرد گنهکار … به آنها بکوشد و از شفاعت پیامبران و اولیای الهی برخوردار گردد.4. شفاعت نه تنها تشویقکنندهی گناه نیست بلکه یکی از پیآمدهای تربیتی مهم شفاعت این است که گنهکار به آیندهی خود امیدوار میشود و به این باور میرسد که میتواند سرنوشت خود را دگرگون سازد. او درخواهد یافت که کردار گذشتهی او سرنوشتی شوم و تغییرناپذیرآور برای وی پدید نیاورده است بلکه او میتواند با یاری اولیای الهی و تصمیم راسخ بر فرمانبرداری خداوند سرنوشت خویش را دگرگون کند و آیندهای روشن فراروی خود بگشاید. بدین ترتیب اعتقاد به شفاعت نه تنها مایهی گستاخی و سرسختی در برابر خداوند نیست بلکه سبب میشود گروهی به این امید که راه بازگشت به سوی خدا برای آنان باز است به یاری اولیای خدا آمرزش الهی را بجویند و با کنار نهادن سرکشی به سوی حق بازگردند. 27 5. یکی از واقعیتهای تلخ در بعضی جامعههای اسلامی دگرگون شدن مفهوم واقعی آموزههای عالی اسلام است. برای نمونهبرخی زهد را که زیباترین آموزههای اسلامی است به رهبانیت تفسیر میکنند و چهرهای نامطلوب از آن ارایه میدهند. گاهی دربارهی شفاعت نیز که یکی از مفاهیم سازندهی دین مبین اسلام است تفسیرهای نادرست بیان میشود. برخی شفاعت را به معنای واسطه شدن اولیای خدا برای بخشایش همهی گناهان میدانند و به همین دلیل برخی میپندارند شفاعت آدمی را به گناه تحریک میکند. گفتنی است اگر تعریف و تفسیری درست از شفاعت ارایه شود ـ همان گونه که پیشتر آمد ـ دیگر چنین گمانهای ناراستی به ذهن خطور نخواهدکرد.6. شفاعت یکی از نشانههای آمرزش الهی است که براساس آن گناهکاران به واسطهی اولیای خاص خداوند از عذاب الهی رهایی مییابند. شهید مطهری میفرماید شفاعت همان مغفرت الهی است که وقتی به خداوند که منبع و صاحب خیرها و رحمتهاست نسبت داده میشود به نام مغفرت خوانده میشود و هنگامی که به وسایط و مجاری رحمت منسوب میگردد نام شفاعت به خود میگیرد. 28 پس شفاعت به مغفرت الهی برمیگردد. حال اگر صفت مغفرت و رحمت گستردهی الهی را به تنهایی و بدون در نظر گرفتن دیگر صفات خداوند بررسی کنیم ممکن است این اشکال پیش آید که انسان با امید به شفاعت و مغفرت خداوند به انجام گناه تشویق میشود. در بررسی صفات خداوند باید با پرهیز از یک سویهنگری و جزبینی همهی این صفات را در کنار هم تفسیر کرد تا از افراط و تفریط در امان ماند. برای نمونه در کنار رحمت گستردهی الهی باید صفت اشد المعاقبین نیز در نظرگرفته شود چنان که این دو صفت در آیات و روایات بسیاری کنار یکدیگر قرار گرفتهاند مانند واعلموا ان الله شدید العقاب و ان الله غفور رحیم 29 بدانید خدا مجازات دهندهی شدید و در عین حال آمرزنده و مهربان است.یا و ایقنت انک انت ارحم الراحمین فی موضع النکال و الـنقمه. 30 یقین دارم که تو در مقام گذشت و بخشایش مهربانترین مهربانان هستی و در مقام عذاب و مجازات شدیدترین مجازاتگر.پس روشن است که در این صورت شفاعت نه تنها مایهی ادامه دادن گناه نمیشود بلکه انسان را در حالتی میان خوف و رجا قرار میدهد; یعنی نه آن چنان ترسان و ناامید میشود که پدیدهی شوم ناامیدی بر او چیره شود و نه آن چنان امیدوار میشود که پردههای جهل و غرور دیدگان او را از دیدن واقعیت باز دارد. در این حالت آدمی با امید به شفاعت و بخشش خداوند به آینده امیدوار میشود و برای جبران گذشته خویش گام بر میدارد.تفاوت شفاعت با واسطههای دنیایی همچون پارتیبازی چیست؟ابوالقاسم ولیزادهدر گام نخست باید دانست شفاعت کمک
استغفار پيامبر صلى الله عليه و آله براى امت
با توجه به قرآن و معارف الهی معلوم میشود که اگر گنهکار به حضرت حق رو کند قطعا پس از توبه با شرایط مورد عفو و غفران قرار میگیرد و کمک یک آبرومند
جستارى در مسئله خودشناسى
به کمک انسان فرستاد و از آدمیان خواست تا برای رسیدن به مقصود و دریافت سعادت و به دست آوردن خیر دنیا و آخرت و اقامه عدل و قسط و به چنگ آوردن همای خوشبختی و شکوفا شدن تمام مایه های فضیلت از آن مردان الهی پیروی کرده و دستوراتشان را هم چون چراغ فرا راه حیات خود قرار دهند .تعلیم و تزکیهپیامبران الهی در مرحله اول به اعلام تعالیم بلند آسمانی و فرامین معنوی الهی اقدام کرده و در این زمینه به تعلیم بشر و یاد دادن دستورات پر قیمت حق همت گماشتند . سپس از انسان عمل به برنامه های خداوند را طلب کردند .به عبارت دیگر این طبیبان دلسوز در ابتدا به تشریح نسخه الهی پرداخته و سپس از انسان خواستند برای رفع همه دردهای فکری و روحی و حل تمام مشکلاتی که بشر با آن روبروست به نسخه خداوند مهربانش عمل کند .انبیای الهی منشا تمام آلودگی ها و علت همه مشکلات و منبع تمام ناپاکی ها و مایه همه گناهان و تجاوزات انسان را آلودگی نفس می دانستند و عقیده داشتند اعضا و جوارح انسان ابزار نفس اویند و پاکی و ناپاکی اعضا و جوارح یا درستی و نادرستی عمل و سلامت و مرض انسان و خوش خلقی و بد خلقی او بستگی به وضع نفس دارد و عقیده داشتند اگر نفس در مملکت وجود انسان تابع عقل و عقل تابع انبیا و کتب آسمانی باشد و انسان به وسیله عقل دستورات مولا را فرا گرفته به قلب و نفس برساند و نفس حقایق الهی را بر ابزارهای خود حاکم کند از خیر و صلاح انسان و پاکی عمل و اخلاقش جهان گلستان خواهد شد .آثار شوم هوسرانیاما اگر عقل را از دریافت حقایق تنها بگذارد و میدان حیات را مرکز تاخت و تاز نفس قرار بدهد به طور طبیعی نفس او را با سر سختی غیر قابل توصیف به بدی ها امر کرده و برای ارضای خود با کمک سایر اعضا و جوارح دست به ننگین ترین عمل زده و از انسان درنده خویی عجیب و متجاوزی خطرناک و غارتگری بی نظیر و ظالمی خانمان برانداز و آلوده ای پست و مفسدی پلید و محاربی شرور و گنهکار
نماز ناجی انسانها
به دزد سلام کرد و گفت قربانت بروم نترسی شام خوردهای؟ دزد گفت خوردهام. گفت الآن صبحانه میخوری؟ گفت خیلی زود است و گرسنه نیست. گفت عیبی ندارد چهچیزی میخواهی ببری؟ گفت هیچچیزی گفت هیچچیز که نمیشود زحمت کشیدهای و تا اینجا آمدهای بیا تا تو را کمک کنم. گفت نمیخواهم گفت نه نمیشود و نمیخواهم ندارد اول سر مبلها را بگیر از طبقه سوم به دزد کمک داد و مبلها را به گوشه حیاط آوردند. حالا یک اتاق خواب هم دارند که خانمش خواب است و در آن بسته است. گفت بیا سر فرشها را بگیر گفت فرشهایت را که میخواهی گفت نه با خانمم قرار گذاشتم که خانه را نو کنم؛ سر فرشها را هم بگیر. مبلها فرشها یخچال و ظرفها را پایین آوردند و دیگر هیچچیزی نمانده بود. اتاق خوابشان هم یک موکت و یک تختخواب معمولی بود. هوا دیگر داشت روشن میشد دزد را در حیاط بغل گرفت و بوسید و گفت خدا پدر و مادرت را بیامرزد من فردا اثاثکشی داشتم همهاش در فکر بودم که این اثاثها را چطور از آن بالا به پایین بیاورم و چه کسی را بیاورم که مطمئن باشد؛ تو آمدی و به ما کمک کردی. نماز ناجی انسان در قیامتگاهی نماز خانهای را از دزدی نجات میدهد گاهی نماز دزدی را نجات میدهد و گاهی نماز گنهکار … به را نگاه کرد و با اشک چشم بغل دست من آمد گفت حاجی میگویند امروز خدا هرچه گنهکار در عرفات است میبخشد. گفتم بله گفت حاجی کسانی هم که حقالناس به گردنشان است اگر آن حاجی که طلبکار است بگوید من طلبم را میخواهم اینجا داری بده و اگر نداری در ایران بده یا من طلبم را نمیخواهم؛ اگر این کار هم انجام بگیرد خدا میبخشد؟ گفتم بله. گفت پس حاجآقا من را ببخش گفتم من خدمت شما نرسیدهام به من چهکار کردهای که تو را ببخشم؟ گفت من همان دزد هستم که سر ظهر به نماز ایستادم و شماها تعجب کردید. ما آن یک در را باز گذاشته بودیم و بالاخره نماز هم ما را نجات داد. یکبار در نماز به فکر افتادم که این چه نمازی است تو میخوانی؟ دل مردم را که میترسانی مال مردم را که میبری حالا مال زیادی هم نبرده بودم اما هرچه برده بودم به دهاتهای اطراف آمدم و صاحبهایش را پیدا کردم؛ اگر نقد و جنس بود یا به آنها برگرداندم و یا من را حلال کردند ولی تو را پیدا نکردم و الآن اینجا آمدم رد بشوم در بین این رفقا دیدم و تو را شناختم که من مثلا یک بار گندم تو را هم در آن گردنه زدهام.آن دزد اینجور به من گفت و خیلی هم گریه کرد من به او گفتم من همینجا تو را میبخشم؛ حالا ایران هم که آمدیم همدیگر را میبینیم و تو اصلا به من بدهکار نیستی. خدا تو را بخشیده من هم باید از خدا یاد بگیرم و تو را ببخشم. این اثر نماز است. رنگ خدایی داشتن عامل نجات آدمیاین آیه را سال گذشته برای شما خواندهام ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر تو نمازت را بخوان بالاخره نمازت تو را از فحشا و منکر بازمیدارد و بالاخره یکبار به فکر میافتی که من نمازخوان که میگویم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و دوباره میگویم الرحمن الرحیم ؛ من که در یک لحظه دوبار الرحمن و دوبار الرحیم میگویم پس چرا خودم آدم نامهربانی هستم؟ اگر خدای من رحمان و رحیم است پس چرا من آدم تلخی هستم؟ با زنم تلخ هستم با بچهام تلخ هستم با دامادم تلخ هستم با رفیقم تلخ هستم با دوست مسجدیام تلخ هستم این چه نمازی است که من میخوانم؟ آدم به فکر میافتد من که صبحها در هر رکعت چهاربار الرحمن الرحیم میگویم؛ دوبار در رکعت اول و دوبار در رکعت دوم میگویم پس چرا خودم مهربان نیستم و الآن بین من و پروردگار تضاد است؟ خدا مهربان است من نیستم؛ خدا مهرورز است من نیستم؛ خدا اخلاق محبتی دارد من ندارم؛ پس بین من و خدا دعواست او یکجور دیگر است و من یکجور دیگر هستم. حالا در روز قیامت اگر من رنگ خدا را نداشته باشم اهل نجات هستم؟ این را نماز به فکر آدم میاندازد؛ حالا نهتنها نماز خدا میبیند زحمت میکشی و سحر بلند میشوی وضو میگیری و نماز میخوانی بالاخره تو را کمک
نماز، ناجی انسانها
به دزد سلام کرد و گفت قربانت بروم نترسی شام خوردهای؟ دزد گفت خوردهام. گفت الآن صبحانه میخوری؟ گفت خیلی زود است و گرسنه نیستم. گفت عیبی ندارد میخواهی چهچیزی ببری؟ گفت هیچچیزی گفت هیچچیز که نمیشود زحمت کشیدهای و تا اینجا آمدهای؛ بیا تا تو را کمک کنم. گفت نمیخواهم گفت نه نمیشود نمیخواهم ندارد اول سر مبلها را بگیر. از طبقه سوم به دزد کمک داد و مبلها را به گوشه حیاط آوردند. یک اتاق خواب هم دارند که خانمش خواب است و در آن بسته است. گفت بیا سر فرشها را بگیر گفت فرشهایت را که میخواهی. صاحبخانه گفت نه با خانمم قرار گذاشتهام که خانه را نو کنم؛ سر فرشها را هم بگیر. مبل فرش یخچال و ظرفها را پایین آوردند و دیگر هیچچیزی نمانده بود. اتاق خوابشان هم یک موکت و تختخواب معمولی بود. هوا دیگر روشن میشد دزد را در حیاط بغل گرفت و بوسید و گفت خدا پدر و مادرت را بیامرزد من فردا اثاثکشی داشتم همهاش در فکر بودم که این اثاثها را چطور از آن بالا به پایین بیاورم و چه کسی را بیاورم که مطمئن باشد؛ تو آمدی و به ما کمک کردی. نماز ناجی انسان در دنیا و آخرتگاهی نماز خانهای را از دزدی نجات میدهد گاهی نماز دزدی را نجات میدهد و گاهی نماز گنهکار … به مطاف برسیم. طواف هم خلوت بود. یکی از خاطراتی که گفت این بود بعدازظهر روز نهم ذیالحجه یعنی روز عرفه محل چادر ما ایرانیها در منطقه معینی بود و کل ایرانیها پنجشش چادر بود همه در حال خودشان بودند و گریه میکردند؛ عدهای دعای عرفه میخواندند و عدهای هم روضه میخواندند. شخصی وارد خیمه ما شد خیرهخیره مرا نگاه کرد و با اشک چشم بغل دست من آمد و گفت حاجی میگویند خدا امروز هرچه گنهکار در عرفات است میبخشد. گفتم بله همینطور است. گفت حاجی کسانی هم که حقالناس به گردنشان است اگر آن حاجی که طلبکار است بگوید من طلبم را میخواهم اینجا داری بده و اگر نداری در ایران بده یا من طلبم را نمیخواهم؛ اگر این کار هم انجام بگیرد خدا میبخشد؟ گفتم بله میبخشد. گفت حاجآقا پس مرا ببخش گفتم من خدمت شما نرسیدهام به من چهکار کردهای که تو را ببخشم؟ گفت من همان دزد هستم که سر ظهر به نماز ایستادم و شماها تعجب کردید. من آن یک در را باز گذاشته بودم و بالاخره نماز هم مرا نجات داد. یکبار در نماز به فکر افتادم و گفتم این چه نمازی است که تو میخوانی؟ دل مردم را میترسانی و مال مردم را هم میبری؛ حالا مال زیادی هم نبرده بودم اما هرچه برده بودم به دهاتهای اطراف آمدم و صاحبهایش را پیدا کردم. اگر نقد و جنس بود به آنها برگرداندم یا مرا حلال کردند؛ ولی تو را پیدا نکردم و الآن وقتی میخواستم از اینجا رد بشوم تو را بین این رفقا دیدم و شناختم که من یک بار گندم تو را هم در آن گردنه زدهام.آن دزد اینجور به من گفت و خیلی هم گریه کرد؛ من به او گفتم من همینجا تو را میبخشم؛ وقتی به ایران هم آمدیم همدیگر را میبینیم و تو اصلا به من بدهکار نیستی. خدا تو را بخشیده من هم باید از خدا یاد بگیرم و تو را ببخشم. این اثر نماز است. رنگ خدایی داشتن عامل نجات آدمیاین آیه را سال گذشته برای شما خواندهام ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر سوره عنکبوت آیه 45 تو نمازت را بخوان بالاخره نمازت تو را از فحشا و منکر بازمیدارد و یکبار به فکر میافتی و میگویی من نمازخوان که میگویم بسم الله الرحمن الرحیم × الحمد لله رب العالمین × الرحمن الرحیم . من که در یک لحظه دوبار الرحمن و دوبار الرحیم میگویم پس چرا خودم آدم نامهربانی هستم؟ اگر خدای من رحمان و رحیم است پس چرا من آدم تلخی هستم؟ چرا با زنم بچهام دامادم رفیقم یا دوست مسجدیام تلخ هستم؟ این چه نمازی است که من میخوانم؟ آدم به فکر میافتد من که صبحها در هر رکعت چهاربار الرحمن الرحیم میگویم؛ دوبار در رکعت اول و دوبار در رکعت دوم میگویم پس چرا خودم مهربان نیستم و الآن بین من و پروردگار تضاد است؟ خدا مهربان است من مهربان نیستم؛ خدا مهرورز است من مهرورز نیستم؛ خدا اخلاق محبتی دارد من اخلاق محبتی ندارم؛ پس بین من و خدا دعواست او یکجور دیگر است و من یکجور دیگر هستم. حالا در روز قیامت اگر من رنگ خدا را نداشته باشم آیا اهل نجات هستم؟ نماز این را به فکر آدم میاندازد؛ حالا نهتنها نماز خدا میبیند زحمت میکشی و سحر بلند میشوی وضو میگیری و نماز میخوانی بالاخره تو را کمک
مهمانی اسلامی و آداب آن
به مهمان و از او کمک نخواستن یکی از رواه نقل میکند برای حضرت رضا علیه السلام مهمانی رسید شب هنگام امام علیه السلام با وی گفتگو می کرد. در این هنگام چراغ اطاق نورش کم شد مهمان خواست چراغ را اصلاح کند امام علیه السلام او را بازداشت و خود چراغ را اصلاح کرد و سپس فرمود ما خانواده مهمان خود را به خدمتگزاری وانمی داریم. 6 از حضرت رسول صلی الله علیه وآله نقل شده است سخافه بالمر ان یستخدم ضیفه؛ سبک عقلی مرد آن است که مهمان خویش را به خدمت گیرد. 7 از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل فرموده است هنگامی که کسی به خانه برادر مسلمانش وارد میشود تا زمانی که از آنجا خارج شود صاحب خانه بر او فرمانرواست ج. استقبال و بدرقه از مهمان امام صادق علیهالسلام از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل فرموده است از جمله حقوق مهمان بر صاحب خانه آن است که صاحب خانه با آرامش و وقار در موقع ورود و خروج مهمان چند قدمی با وی برود. 8 پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود از جمله حقوق مهمان بر صاحب خانه این است که وی را تا در منزل همراهی و بدرقه کند. 9 د. هم غذا شدن با مهمان و اکلی ضیفک فان الضیف یستحیی ان یاکل وحده؛ همراه مهمان خویش غذا بخور زیرا مهمان شرم دارد که تنها غذا خورد. 10 ه. خلال دادن به مهمان و در خبر دیگر فرمود از حقوق مهمان آن است که برای او پس از خوردن طعام خلال آماده سازی. 11 و. کمک نکردن مهمان در هنگام رفتن نقل است که یکی از صفات امیر المؤمنین علیه السلام این بود که خود به مهمان خدمت میکرد و هیچ گاه مهمان را از خانه بیرون نمیکردند و سایر ائمه علیهم السلام نیز همین ویژگیها را داشتند و چون مهمان قصد رفتن میکرد لوازم و وسایل او را برنمیداشتند و به او کمک نمیکردند زیرا این کار علامت ناخوش داشتن مهمانداری تلقی میشد. 12 جمعی از جهینه مهمان امام صادق علیه السلام شدند چون قصد کوچ کردند به آنها توشه و صله و عطا داد و به غلامانش فرمود کنار روید و کمکی در بار و بنه آنها ندهید چون بار بستند و آمدند وداع کنند؛ گفتند یابن رسول الله خوب مهمانی کردی و عطای شایان دادی؛ ولی به غلامانت دستور دادی ما را بر کوچ کمک نکنند؟ فرمود ما خاندانی هستیم که در کوچیدن مهمان خود کمک ندهیم. 13 ز. مهمانوازی به مقدار توان لا یتکلفن احد لضیفه ما لا یقدر؛ هیچ کس نباید آنچه را قدرت ندارد به تکلف برای مهمان فراهم کند. 14 از امام اول روایات شده که مردی وی را به میهمانی خواست. گفت میپذیرم به سه شرط. میزبان گفت آنها کدام است؟ گفت چیزی از بیرون نیاوری؛ همان که در سرای داری از آوردن دریغ مدار و پس انداز مکن به نانخواران خود ستم روا مداری . گفت پذیرفتم امام علی علیه السلام مهمان او شد. 15 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود پذیرائی مهمان روز اول و دوم و سوم حق او است. سپس صدقه ایست که میزبان به او روا داشته سپس فرمود این قدر در منزل برادر دینی خود نمانید که او را گنهکار
English