حلم و بردباری بینظیر امیرمؤمنان ع اصلا این اخلاق رفتار و عدالت سابقه ندارد و چه عدالتی که امیرالمؤمنین ع جلوه عدالت رحمت چشمپوشی و عفو و گذشت
21 مطلب یافت شد
بردبارى ملا مهدى نراقى
جامع السعادات را مطالعه کردم و آن را در نوع خود بینظیر دیدم آرزو داشتم مؤلف آن را ببینم و وی را آزمایش کنم که آیا آنچه در آن کتاب در باب فضایل اخلاقی نوشته در خود او هست یا نه که وی را در آن دو مجلس امتحان کردم و دیدم از ایمان و اخلاق و حلم
بردبارى ملا مهدى نراقى
جامع السعادات را مطالعه کردم و آن را در نوع خود بینظیر دیدم آرزو داشتم مؤلف آن را ببینم و وی را آزمایش کنم که آیا آنچه در آن کتاب در باب فضایل اخلاقی نوشته در خود او هست یا نه که وی را در آن دو مجلس امتحان کردم و دیدم از ایمان و اخلاق و حلم
بردبارى ملا مهدى نراقى
جامع السعادات را مطالعه کردم و آن را در نوع خود بینظیر دیدم آرزو داشتم مؤلف آن را ببینم و وی را آزمایش کنم که آیا آنچه در آن کتاب در باب فضایل اخلاقی نوشته در خود او هست یا نه که وی را در آن دو مجلس امتحان کردم و دیدم از ایمان و اخلاق و حلم
مقام ابن ابى عُمَير
حلم و علم حضرت جوادالائمه ملاقات داشت و از آن جناب نقل روایت کرده است کتب رجالی در نشان دادن شخصیت پر ارزش ابن ابی عمیر و تقوای آن چهره پاک و با برکت نوشتهاند او انسانی است که قدر و شانش بسیار بزرگ و منزلت و موقعیتش نزد شیعه و سنی فوق العاده عظیم است.او مردی است از هر جهت ثقه و مورد اطمینان که تمام علما و دانشمندان و فقها و مفسران و خطبا و نویسندگان کتب حدیث به وی اعتماد دارند و نزد خاصه و عامه از مطمئنترین و موثقترین انسانهاست.جاحظ ادیب بزرگ عرب درباره آن بزرگوار میگوید نسبت به حضرت حق از فرمانبردارترین فرمانبرداران و در عبادت و بندگی از قویترین بندگان و در پاکدامنی و ورع از بهترین آنان است.مطلب بسیار عجیبی در کتب رجالی درباره آن بزرگ مرد الهی نقل میکنند که انسان از تعجب و حیرت بهتزده میشود و به این عظمت و بزرگی الله اکبر میگوید و به فرمودهرسول خدا صلی الله علیه و آله که مؤمن از ملک مقرب بالاتر است.با تمام وجود اقرار میکند و آن این است که آن جناب در تمام امور حیات اعم از جهات اعتقادی و عملی و اخلاقی و عرفی و اقتصادی و فردی و اجتماعی انسانی تک و موجودی بینظیر
مقام ابن ابى عُمَير
حلم و علم حضرت جوادالائمه ملاقات داشت و از آن جناب نقل روایت کرده است کتب رجالی در نشان دادن شخصیت پر ارزش ابن ابی عمیر و تقوای آن چهره پاک و با برکت نوشتهاند او انسانی است که قدر و شانش بسیار بزرگ و منزلت و موقعیتش نزد شیعه و سنی فوق العاده عظیم است.او مردی است از هر جهت ثقه و مورد اطمینان که تمام علما و دانشمندان و فقها و مفسران و خطبا و نویسندگان کتب حدیث به وی اعتماد دارند و نزد خاصه و عامه از مطمئنترین و موثقترین انسانهاست.جاحظ ادیب بزرگ عرب درباره آن بزرگوار میگوید نسبت به حضرت حق از فرمانبردارترین فرمانبرداران و در عبادت و بندگی از قویترین بندگان و در پاکدامنی و ورع از بهترین آنان است.مطلب بسیار عجیبی در کتب رجالی درباره آن بزرگ مرد الهی نقل میکنند که انسان از تعجب و حیرت بهتزده میشود و به این عظمت و بزرگی الله اکبر میگوید و به فرمودهرسول خدا صلی الله علیه و آله که مؤمن از ملک مقرب بالاتر است.با تمام وجود اقرار میکند و آن این است که آن جناب در تمام امور حیات اعم از جهات اعتقادی و عملی و اخلاقی و عرفی و اقتصادی و فردی و اجتماعی انسانی تک و موجودی بینظیر
مقام ابن ابى عُمَير
حلم و علم حضرت جوادالائمه ملاقات داشت و از آن جناب نقل روایت کرده است کتب رجالی در نشان دادن شخصیت پر ارزش ابن ابی عمیر و تقوای آن چهره پاک و با برکت نوشتهاند او انسانی است که قدر و شانش بسیار بزرگ و منزلت و موقعیتش نزد شیعه و سنی فوق العاده عظیم است . او مردی است از هر جهت ثقه و مورد اطمینان که تمام علما و دانشمندان و فقها و مفسران و خطبا و نویسندگان کتب حدیث به وی اعتماد دارند و نزد خاصه و عامه از مطمئنترین و موثقترین انسانهاست .جاحظ ادیب بزرگ عرب درباره آن بزرگوار میگوید نسبت به حضرت حق از فرمانبردارترین فرمانبرداران و در عبادت و بندگی از قویترین بندگان و در پاکدامنی و ورع از بهترین آنان است . مطلب بسیار عجیبی در کتب رجالی درباره آن بزرگ مرد الهی نقل میکنند که انسان از تعجب و حیرت بهتزده میشود و به این عظمت و بزرگی الله اکبر میگوید و به فرمودهرسول خدا صلیاللهعلیهوآله که مؤمن از ملک مقرب بالاتر است .با تمام وجود اقرار میکند و آن این است که آن جناب در تمام امور حیات اعم از جهات اعتقادی و عملی و اخلاقی و عرفی و اقتصادی و فردی و اجتماعی انسانی تک و موجودی بینظیر
قرآن و غضب
حلم و بردباری ملا مهدی نراقیپس از آن که ملا مهدی کتاب با ارزش جامع السعادات را در اخلاق نوشت و نسخههای آن در مناطق مسلماننشین پخش شد نسخهای از آن کتاب به دست بزرگ مرد شیعه جامع فضایل و کمالات سید مهدی بحرالعلوم که در نجف اشرف محور علم و تقوا و زهد و عبادت و کیاست و مرجعیت بود رسید.سید از دیدن آن کتاب در شگفت شد و آرزو کرد روزی به دیدار مؤلف آن گنجینهپر قیمت موفق گردد.ملا مهدی نراقی در آتش اشتیاق زیارت ائمه طاهرین علیهم السلام میسوخت از خدای بزرگ میخواست که به اعتاب مقدسه مشرف شود حضرت حق توفیق زیارت عتبات عالیات را نصیب آن عبد صالح کرد.آن انسان والا و وارسته وارد نجف شد بر اساس رسوم دیرینه تمام مراجع و علما و دانشمندان و طلاب از آن حضرت دیدن کردند و آن جناب به بازدید همه شتافت تنها کسی که از آن مجسمه اخلاق دیدن نکرد سید مهدی بحرالعلوم بودنجف از این واقعه شگفت زده شده بود همه از هم میپرسیدند که علت این که بحرالعلوم به دیدن نراقی نرفت چه بود؟نراقی بزرگوار احوال سید را پرسید و از خانه او نشانی خواست و سپس فرمود بر ما لازم است از این بزرگ مرد علم و عمل دیدن کنیم.از این که نراقی میخواست به دیدن بحرالعلوم برود همه تعجب کردند آن جناب به منزل سید رفت در آنجا جمعی از علما و طلاب حضور داشتند نراقی وارد مجلس شد همه ورود او را گرامی داشتند ولی بحرالعلوم به نراقی توجهی نکرد و حتی از جهت احترام در برابر او از جای خود برنخاست و تا پایان مجلس نسبت به نراقی از رعایت احترام و ادب خودداری کردنراقی با رعایت دقت و موقعیت مجلس بدون این که خم به ابرو بیاورد از سید خداحافظی کرد و به خانه خود رفت قضیه برخورد بحرالعلوم با نراقی در نجف اشرف با اعجاب بسیار شدید علما و طلاب روبرو شد آری برای همگان این موضوع بیسابقه بسیار سنگین بود تنها کسی که از آن مجلس کمترین اثری برنداشت نراقی بزرگ بود.پس از چند روز که از بازدید بحرالعلوم خبری نشد باز وجود مبارک نراقی به دیدار او شتافت و سید به گونه مجلس اول و شاید کمی سردتر با نراقی برخورد کرد مجلس دوم هم بدون این که در نراقی اثر سو بگذارد تمام شد باز هم سید به بازدید نراقی نرفت.سفر نراقی رو به پایان بود نجف از آن پیش آمد در بهت و حیرت بود نراقی در روزهای آخر سفر باز هم به دیدار سید میل کرد و برای بار سوم به زیارت آن مرد الهی شتافت چون وارد منزل شد علما و طلاب دیدند سید بحرالعلوم با حالی عجیب تا درب منزل به استقبال نراقی شتافت و آن جناب را چون بندهای در برابر مولا در آغوش گرفت و عجیب و غریب نسبت به آن حضرت رعایت ادب و احترام کرد و وی را تا داخل منزل برد و چون شاگردی در برابر استاد مقابل نراقی نشست و در کمال خضوع و تواضع از آن حضرت پذیرایی کرد.پس از پایان مجلس سبب برخوردهای اول و برخورد اخیر را از علامه بحرالعلوم پرسیدند آن جناب جواب داد من کتاب جامع السعادات را مطالعه کردم و آن را در نوع خود بینظیر
پنجاه صفت مؤمن
بینظیر است.10- علاقه عجیبی به انجام هر کار خیری دارد.11- موجودی است منبع خیر و پاک از شر خیری از او فوت نمیشود و شری از او به کسی نمیرسد.12- کار خیر دیگران را زیاد دیده و همه جا تعریف میکند و کار خیر خود را کم و اندک و ناچیز میبیند و به زبان نمیآورد.13- همیشه در پی علم و دانش است و از تعلیم و تعلم و اندوختن و یاددادن ملول نمیگردد.14- از تحمل زحمت و رنج و مشقت و ذلت در راه دین باک ندارد.15- نصیبش از دنیا فقط از حلال است و از هر حرامی فراری و گریزان است.16- خود را از هیچ کس بهتر و بالاتر نمیداند.17- قلبش به نور ایمان و عقاید حقه و عشق و محبت حق منور است.18- عارف و آگاه و بینای به اوضاع زمان است.19- در هوش و فراست کم نظیر است.20- پاک و پاکیزه و تمیز و نظیف است.21- همواره به یاد حق و برای حق و در راه حق است.22- در بلا و مصیبت صابر و در خوشی و لذت شاکر است.23- به هیچ کس حتی به دشمنانش ظلم نمیکند.24- برای خدمت به مسلمانان و مردم خود را به تعب و رنج میاندازد.25- دوستش دانش و مشی او دانشاندوزی است.26- وزیرش حلم
نتيجه عمل با تكلّف
بینظیر است.10- علاقه عجیبی به انجام هر کار خیری دارد.11- موجودی است منبع خیر و پاک از شر خیری از او فوت نمیشود و شری از او به کسی نمیرسد.12- کار خیر دیگران را زیاد دیده و همه جا تعریف میکند و کار خیر خود را کم و اندک و ناچیز میبیند و به زبان نمیآورد.13- همیشه در پی علم و دانش است و از تعلیم و تعلم و اندوختن و یاددادن ملول نمیگردد.14- از تحمل زحمت و رنج و مشقت و ذلت در راه دین باک ندارد.15- نصیبش از دنیا فقط از حلال است و از هر حرامی فراری و گریزان است.16- خود را از هیچ کس بهتر و بالاتر نمیداند.17- قلبش به نور ایمان و عقاید حقه و عشق و محبت حق منور است.18- عارف و آگاه و بینای به اوضاع زمان است.19- در هوش و فراست کم نظیر است.20- پاک و پاکیزه و تمیز و نظیف است.21- همواره به یاد حق و برای حق و در راه حق است.22- در بلا و مصیبت صابر و در خوشی و لذت شاکر است.23- به هیچ کس حتی به دشمنانش ظلم نمیکند.24- برای خدمت به مسلمانان و مردم خود را به تعب و رنج میاندازد.25- دوستش دانش و مشی او دانشاندوزی است.26- وزیرش حلم
پنجاه صفت مؤمن
بینظیر است.10- علاقه عجیبی به انجام هر کار خیری دارد.11- موجودی است منبع خیر و پاک از شر خیری از او فوت نمیشود و شری از او به کسی نمیرسد.12- کار خیر دیگران را زیاد دیده و همه جا تعریف میکند و کار خیر خود را کم و اندک و ناچیز میبیند و به زبان نمیآورد.13- همیشه در پی علم و دانش است و از تعلیم و تعلم و اندوختن و یاددادن ملول نمیگردد.14- از تحمل زحمت و رنج و مشقت و ذلت در راه دین باک ندارد.15- نصیبش از دنیا فقط از حلال است و از هر حرامی فراری و گریزان است.16- خود را از هیچ کس بهتر و بالاتر نمیداند.17- قلبش به نور ایمان و عقاید حقه و عشق و محبت حق منور است.18- عارف و آگاه و بینای به اوضاع زمان است.19- در هوش و فراست کم نظیر است.20- پاک و پاکیزه و تمیز و نظیف است.21- همواره به یاد حق و برای حق و در راه حق است.22- در بلا و مصیبت صابر و در خوشی و لذت شاکر است.23- به هیچ کس حتی به دشمنانش ظلم نمیکند.24- برای خدمت به مسلمانان و مردم خود را به تعب و رنج میاندازد.25- دوستش دانش و مشی او دانشاندوزی است.26- وزیرش حلم
نصایح امام صادق(ع) خطاب به شیعیان
بینظیر است.10- علاقه عجیبی به انجام هر کار خیری دارد.11- موجودی است منبع خیر و پاک از شر خیری از او فوت نمیشود و شری از او به کسی نمیرسد.12- کار خیر دیگران را زیاد دیده و همه جا تعریف میکند و کار خیر خود را کم و اندک و ناچیز میبیند و به زبان نمیآورد.13- همیشه در پی علم و دانش است و از تعلیم و تعلم و اندوختن و یاددادن ملول نمیگردد.14- از تحمل زحمت و رنج و مشقت و ذلت در راه دین باک ندارد.15- نصیبش از دنیا فقط از حلال است و از هر حرامی فراری و گریزان است.16- خود را از هیچ کس بهتر و بالاتر نمیداند.17- قلبش به نور ایمان و عقاید حقه و عشق و محبت حق منور است.18- عارف و آگاه و بینای به اوضاع زمان است.19- در هوش و فراست کم نظیر است.20- پاک و پاکیزه و تمیز و نظیف است.21- همواره به یاد حق و برای حق و در راه حق است.22- در بلا و مصیبت صابر و در خوشی و لذت شاکر است.23- به هیچ کس حتی به دشمنانش ظلم نمیکند.24- برای خدمت به مسلمانان و مردم خود را به تعب و رنج میاندازد.25- دوستش دانش و مشی او دانشاندوزی است.26- وزیرش حلم
عفو در روايات
بینظیر و گوهر گرانبهای صدف دین مالک اشتر نخعی بود آزارکننده از پی مالک روان شد و از هر کس که امکان داشت خط سیر مالک را پرسید تا آن منبع فیض را در مسجد یافت که مشغول نماز است صبر کرد تا مالک به نمازش خاتمه داد به محضرش عرضه داشت اسائه ادب مرا ببخش و بر من کرم نموده از من گذشت کن مالک در برابر اصرار او فرمود من از تو نگرانی ندارم چون آن عمل تحقیر کننده را انجام دادی و بر تو گناه بود من به این مسجد آمدم و این دو رکعت نماز را محض جلب رضای حق و غفران الهی به سوی تو بجا آوردم 10 بهشت است آنجا که آزار نیست گل است آن که بر پای کس خار نیستفرشته سرشت و بهشتی وشی اگر با کست جور و پیکار نیستبجز دانش و دین دل هوشمند به بازار گیتی خریدار نیستبر آنان که بد کیش و تیره دلند نصیبی بجز قهر دادار نیستبه بازیچه عالم بیثبات دل هوشمندان گرفتار نیستشد آزاد جان هر که با یاد دوست بصیدی و قیدی گرفتار نیستالهی بر آن پاک دل مرحبا که دامش به جز زلف دلدار نیست 11 وتفسیر العفو ان لا تلزم صاحبک فیما اجرم ظاهرا وتنسی من الاصل ما اصبت منه باطنا وتزید علی الاختیارات احسانا. ولن یجد الی ذلک سبیلا الا من قد عفی الله تعالی عنه وغفر له ما تقدم من ذنبه وما تاخر وزینه والبسه من نور بهائه لان العفو والغفران صفتان من صفات الله تعالی اودعهما فی اسرار اصفیائه لیتخلقوا مع الخلق باخلاق خالقهم وجاعلهم کذلک. قال الله تعالی و لیعفوا و لیصفحوا ا لا تحبون ان یغفر الله لکم و الله غفور رحیم 12 . ومن لا یعفو عن بشر مثله کیف یرجوا عفو ملک جبار؟ وقال النبی صلی الله علیه و آله حاکیا عن ربه یامره بهذه الخصال قال صل من قطعک واعف عمن ظلمک واعط من حرمک واحسن الی من اسا الیک. وقد امرنا بمتابعته بقوله تعالی و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا 13 . والعفو سر الله فی قلوب خواصه فمن بشرالله له یسر له لذت عفودر حدیث پنجاه و هفتم در رابطه با حلم
امام سجّاد(علیه السلام) از دیدگاه اهلسنّت
حلم و کرمعبدالرزاق میگوید کنیز علی بن حسین در هنگام شستن دست امام ناگهان ظرف آب از دستش به صورت حضرت افتاد. امام با حالت ناراحتی به کنیز نگاه کرد کنیز گفت خداوند متعال میفرماید والکاظمین الغیظ امام فرمود خشم خود را فرو بردم. کنیز در ادامه گفت والعافین عن الناس امام فرمود خداوند تو را ببخشد. کنیز در ادامه گفت والله یحب المحسنین امام فرمود برو تو آزاد هستی.۹۵به یاد کربلاامام باقر علیهالسلام میفرماید از پدرم درباره بسیار گریستن وی سؤال شد فرمود مرا ملامت نکنید یعقوب علیهالسلام یکی از فرزندانش از او دور شد آنقدر در فراق وی یوسف گریست تا چشمانش سفید شد در حالی که نمیدانست زنده است یا مرده؛ اما من دیدم چهارده نفر از اهل بیت ما را در ظهر عاشورا ذبح میکردند آیا ناراحتی و اندوه آنان از قلب من بیرون خواهد رفت؟ ۹۶نتیجهآنچه که از میان اقوال و نظرات گوناگون اهل تسنن پیرامون امام سجاد علیهالسلام مطرح شده ایشان یکی از شخصیتهای بینظیر
منفعت عظيم اهل شوق و محبت
بینظیر است.10- علاقه عجیبی به انجام هر کار خیری دارد.11- موجودی است منبع خیر و پاک از شر خیری از او فوت نمیشود و شری از او به کسی نمیرسد.12- کار خیر دیگران را زیاد دیده و همه جا تعریف میکند و کار خیر خود را کم و اندک و ناچیز میبیند و به زبان نمیآورد.13- همیشه در پی علم و دانش است و از تعلیم و تعلم و اندوختن و یاددادن ملول نمیگردد.14- از تحمل زحمت و رنج و مشقت و ذلت در راه دین باک ندارد.15- نصیبش از دنیا فقط از حلال است و از هر حرامی فراری و گریزان است.16- خود را از هیچ کس بهتر و بالاتر نمیداند.17- قلبش به نور ایمان و عقاید حقه و عشق و محبت حق منور است.18- عارف و آگاه و بینای به اوضاع زمان است.19- در هوش و فراست کم نظیر است.20- پاک و پاکیزه و تمیز و نظیف است.21- همواره به یاد حق و برای حق و در راه حق است.22- در بلا و مصیبت صابر و در خوشی و لذت شاکر است.23- به هیچ کس حتی به دشمنانش ظلم نمیکند.24- برای خدمت به مسلمانان و مردم خود را به تعب و رنج میاندازد.25- دوستش دانش و مشی او دانشاندوزی است.26- وزیرش حلم
مراسم نکوداشت مقام علمی و فرهنگی استاد انصاریان برگزار شد
بینظیر به نسل جوانمان شناسانده شود جامعه ما با دعا انس بگیرد و جامعه ما نورانی شود.وی افزود ما حتما در این عرصه باید شخصیتهای برجستهای که منشا خیر و برکت برای جامعه ما بودند و ما و جامعه ما را با علم و دانش آشنا کردند به عنوان مفاخر ارزشمند جامعه تجلیل کنیم. به همین دلیل تصمیم گرفتیم در گام اول از شخصیت بزرگ واعظ و اندیشمند با حوزه وسیع دریای دانش در حوزههای مختلف شیخ حسین انصاریان تجلیل کنیم. ما با استاد انصاریان از کودکی انس گرفتیم؛ با نوای سوزناک و منبرهای پرمغز ایشان. ایشان در ماه محرم و صفر یک دهه به همدان میآمدند و ما با ذوق و شوق خودمان را پای منبر ایشان میرساندیم و استفاده میکردیم. این اشتیاق تا امروز ادامه دارد و یکی از گزینههای اصلی ما برای استفاده از منبر آقای انصاریان است. امروز جامعه ما تشنه معرفی چنین الگوهایی است و خدا را شاکریم ایشان همچنان منبع فیض در جامعه ما هستند.محسن اسماعیلی عضو مجلس خبرگان رهبری دیگر سخنران این مراسم بود که اظهار داشت استاد انصاریان در نیم قرن خوش درخشیده و سند ایمان نسل جوان ما محسوب می شود. من هنوز مدرسه نرفته بودم که پدرم هر شب ماه رمضان به سخنرانی استاد شیخ انصاریان می رفت که محل سخنرانی در خیابان زیبا نزدیک میدان خراسان بود.وی توضیح داد در مراسم سخنرانی استاد انصاریان منبری بلند به یکی از درختان تکیه داده بود. من در آن سن و سال از محتوای سخنرانی استاد چیزی به یادم نمانده ولی به یاد دارم در آخر سخنرانی این شعر سعدی را می خواند که من این ابیات را همان جا حفظ کردم گلی خوشبوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم.... که در آخر می گوید کمال همنشـین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم .اسماعیلی گفت من آقای انصاریان را روحانی معیار و معیار روحانیت در روزگار خودمان میدانم و تراز عینی و قابل اندازه گیری خوبی است که توانسته به موفقیتهای کم نظیری دست پیدا کند. دانش وسیع و به روز استاد انصاریان گرچه به زبان نمیآورد. دائما در حال تفکر است و نشانه آن را می توان در منبرهای بیشمار و غیر تکراری ایشان دید.عضو مجلس خبرگان رهبری افزود خستگی ناپذیری استاد انصاریان که همیشه برای نسل جوان و طلبهها و دانشجویان مثال زدنی است زیرا هنوز هم شهر به شهر و کشور به کشور به دنبال تبلیغ معارف الهی است.توجه به دردهای مردم توجه به گنهکاران تواضع در رفتار حلم
خاستگاه اجتماعی قیام امام حسین(ع)
حلم ترا برباید. آنگاه اشک از دیدگان پدرم سرازیر شد. ...زینب گفت این بیشتر دل ما را میسوزاند که راه چاره برایت نباشد و به ناچار شربت مرگ بنوشی. آنگاه سیلی به صورت زد گریبان پاره کرد و بیهوش گردید.پدرم آب به صورت او پاشید او را به هوش آورد و گفت ای خواهر از خدا بترس و شکیبایی پیشه کن و بدان که اهل زمین میمیرند و اهل آسمان زنده نمیمانند و هر چیز جز وجه خداوند هلاک و نابود میشود همان خدایی که با قدرتش خلق را آفرید و آنان را بر میانگیزد و او یگانه و یکتاست. پدرم از من بهتر بود. مادرم از من بهتر بود. برادرم از من بهتر بود و همه مردند برای من و برای هر مسلمان پیامبر خدا ص اسوه و الگو است... ای خواهر ترا سوگند میدهم ـ و به سوگند من پایبند باش ـ در سوگ من گریبان پاره نکن صورت نخراش و فریاد به افغان و ناله سر نده. 14 وقایعی که بیان شد به خوبی نشان میدهد که چگونه امام حسین ع خواهرش را برای رویارویی با حوادث آینده و ایفای نقش تاریخی و بینظیرش آماده میکند امام ع در این گفتگو به خواهرش توصیه میکند که پس از شهادت او مبادا احساساتش نیروی تفکر و اندیشه او را تحت الشعاع قرار دهد و حرکتی بر خلاف وظیفه و رسالت بزرگ تاریخیاش انجام دهد. و چه زیبا عقیله بنی هاشم به توصیههای برادر عمل کرد. او در تمام مراحل اسارت و پیامرسانی کمترین و کوچکترین عملی بر خلاف جهت پیشبرد نهضت و قیام برادر انجام نداد. اگر زینب بر بالین بدن برادر گریه و زاری کرد اگر در کوفه و شام سخنرانی نمود اگر برای برادر نوحهسرایی و مرثیهسرایی کرد و... همه و همه حساب شده و در جهت انجام رسالت و رساندن پیام نهضت عاشورا بود نه فقط به دلیل غلبه احساسات. زینب کبرا س در موقع مناسب احساسات خویش را کنترل میکرد و در شرایط مناسب ابراز احساسات مینمود.آنچه گذشت نمونهای از صحنههایی بود که امام حسین ع در طول سفر خواهرش را برای رویارویی با حوادث آینده و ایفای نقش تاریخی و بینظیر
هوا، دشمن عقل
حلم و علم حضرت جوادالائمه ملاقات داشت و از آن جناب نقل روایت کرده است کتب رجالی در نشان دادن شخصیت پر ارزش ابن ابی عمیر و تقوای آن چهره پاک و با برکت نوشتهاند او انسانی است که قدر و شانش بسیار بزرگ و منزلت و موقعیتش نزد شیعه و سنی فوق العاده عظیم است.او مردی است از هر جهت ثقه و مورد اطمینان که تمام علما و دانشمندان و فقها و مفسران و خطبا و نویسندگان کتب حدیث به وی اعتماد دارند و نزد خاصه و عامه از مطمئنترین و موثقترین انسانهاست.جاحظ ادیب بزرگ عرب درباره آن بزرگوار میگوید نسبت به حضرت حق از فرمانبردارترین فرمانبرداران و در عبادت و بندگی از قویترین بندگان و در پاکدامنی و ورع از بهترین آنان است.مطلب بسیار عجیبی در کتب رجالی درباره آن بزرگ مرد الهی نقل میکنند که انسان از تعجب و حیرت بهتزده میشود و به این عظمت و بزرگی الله اکبر میگوید و به فرمودهرسول خدا صلی الله علیه و آله که مؤمن از ملک مقرب بالاتر است 7 .با تمام وجود اقرار میکند و آن این است که آن جناب در تمام امور حیات اعم از جهات اعتقادی و عملی و اخلاقی و عرفی و اقتصادی و فردی و اجتماعی انسانی تک و موجودی بینظیر
نشانههاى عاقل
حلم و علم حضرت جوادالائمه ملاقات داشت و از آن جناب نقل روایت کرده است کتب رجالی در نشان دادن شخصیت پر ارزش ابن ابی عمیر و تقوای آن چهره پاک و با برکت نوشتهاند او انسانی است که قدر و شانش بسیار بزرگ و منزلت و موقعیتش نزد شیعه و سنی فوق العاده عظیم است.او مردی است از هر جهت ثقه و مورد اطمینان که تمام علما و دانشمندان و فقها و مفسران و خطبا و نویسندگان کتب حدیث به وی اعتماد دارند و نزد خاصه و عامه از مطمئنترین و موثقترین انسانهاست.جاحظ ادیب بزرگ عرب درباره آن بزرگوار میگوید نسبت به حضرت حق از فرمانبردارترین فرمانبرداران و در عبادت و بندگی از قویترین بندگان و در پاکدامنی و ورع از بهترین آنان است.مطلب بسیار عجیبی در کتب رجالی درباره آن بزرگ مرد الهی نقل میکنند که انسان از تعجب و حیرت بهتزده میشود و به این عظمت و بزرگی الله اکبر میگوید و به فرمودهرسول خدا صلی الله علیه و آله که مؤمن از ملک مقرب بالاتر است 7 .با تمام وجود اقرار میکند و آن این است که آن جناب در تمام امور حیات اعم از جهات اعتقادی و عملی و اخلاقی و عرفی و اقتصادی و فردی و اجتماعی انسانی تک و موجودی بینظیر
صبر از ديدگاه اسلام - جلسه بیست ویکم (متن کامل +عناوین)
بینظیر بودند یا نویسندگان لبنانی مانند کتانی جرج جرداق که قلم آنها دارای سحر است یعنی وقتی مینویسند دنیای عرب را مبهوت میکنند ولی هیچ کدام از اینها صفحهای از کار این چهار نفر را نمیتواند انجام دهد.عبدالله بن مقفع که کتاب کلیله ودمنه را از زبان فارسی روزگار ساسانیان به عربی ترجمه کرد یکی از این چهار نفر بود. ابن ابی العوجا عبدالملک بصری و عبدالملک دیصانی نیز سه نفر دیگر بودند.اما هر چهار نفر لاییک بودند و به عبارت امروزی از حرفهای آنان پیداست که مذهب ماتریالیستی داشتند یعنی از کمونیستهای قوی آن زمان بودند البته نه به لفظ کمونیست بلکه آنها را زندیق میگفتند. حرفهایی که داشتند همان حرفهایی است که از هفتاد سال قبل توسط هگل و لنین به عنوان مکتب کمونیستی رواج پیدا کرد.این چهار دانشمند قوی هنرمند انشا نویس و مترجم که نسبت به قرآن شک و تردید داشتند و میگفتند این کتاب زمینی است و ارتباطی به عالم غیب ندارد و اصلا عالم غیب را قبول نداشتند.قرار گذاشتند که تا سال دیگر هر کدام مانند یک چهارم قرآن را بسازند و در همین جلسه بیاورند و بخوانند و بعد پخش کنند و به مردم آن روزگار بگویند اینکه پیغمبر شما گفته است که این کتاب از عالم غیب است ما زمینیها هر کدام مانند یک چهارم این کتاب را نوشتهایم بعد قرآن باطل شود و از آسمانی بودن در بیاید وقتی که مهر زمینی بودن به آن خورد خیمه دین به عنوان مکتب آسمانی جمع میشود و نبوت انبیا و قیامت نیز باطل میگردد و جهان یکپارچه لاییک خواهد شد.انسان عالم عاقل تو که زحمت میکشی در راه مثبت زحمت بکش. به جای این که مردم را به پستی بکشی به رفعت و منزلت ببر. امام صادق علیهالسلام نیز سکوت کردند. جلسه تمام شد و اینها متفرق شدند. امام علیهالسلام هم منتظر ماندند تا سال دیگر که رو به روی حجر اسماعیل جلسه این چهار نفر تشکیل شود آن وقت بیایند و با اینها حرف بزنند. لزوم صبر بر عالمان دینیعالم باید حوصله داشته باشد و وقت شناس باشد. نباید با غیرعالم درگیر شود.غیرعالمی که این حرفها را میزند بیمار است و با علم منطق حکمت دلیل و برهان میشود او را معالجه کرد.امام حسین علیهالسلام به شخصی فرمودند اگر عالمی حوصله و صبر نداشته باشد و پولداری بخیل باشد به نظر تو باید چه کار کرد؟ گفت یابن رسول الله باید علاجش کرد. فرمود چگونه؟ گفت ما نمیتوانیم علاجش کنیم باید خدا صاعقهای از آسمان به گردن او بزند خاکسترش کند و شرش را بکند. امام علیهالسلام خندیدند و فرمودند با این جوابهایی که تو میدهی هزار دینار طلا به او دادند. 1 ______________________________ 1 - بحار الانوار 44 197 باب 26 حدیث 11؛ فقال الحسین علیهالسلام ای الاعمال افضل- فقال الاعرابی الایمان بالله- فقال الحسین علیهالسلام فما النجاه من المهلکه- فقال الاعرابی الثقه بالله- فقال الحسین علیهالسلام فما یزین الرجل- فقال الاعرابی علم معه حلم
English