آن زمان سه حکیم و عارف و فقیه در آنجا درس میدادند که یکی از آنان آخوند ملا محمد کاشانی بود.
20 مطلب یافت شد
ب. مرحوم مدرس (ره)
را ترک کن و به حوزه علمیه اصفهان برودر آن روزگار این حوزه سه محور بسیار باعظمت داشت مرحوم آیت العظمی آقا سید محمد باقر درچهای مرحوم آخوند ملا محمد کاشانی
مرحوم مدرس (ره)
را ترک کن و به حوزه علمیه اصفهان برودر آن روزگار این حوزه سه محور بسیار باعظمت داشت مرحوم آیت العظمی آقا سید محمد باقر درچهای مرحوم آخوند ملا محمد کاشانی
از شاگردى بقالى تا آيت اللهى
سه سال در اصفهان میماند و بعد پای درس آیت الله العظمی سید محمد باقر درچهای جهانگیرخان قشقایی و آخوند ملا محمد کاشانی میرود .
جایگاه جبری و اختیاری کلمات در هستی
آخوند ملا محمد کاشانیدر فرهنگ انبیا و ائمه که فرمایشاتشان هم در قرآن و هم در روایات موجود است یک پیغمبر امام ولی الله یک ایراد به اندازۀ سر سوزن به آفرینش نگرفته است؛ چون آنگونه که خدا نظر به آفرینش داشت اینها هم همان نگاه را به عالم خلقت داشتند. شاید این مطلب را شنیده باشید عیبی ندارد به قول قرآن مجید تذکرش منفعت دارد فان الذکری تنفع المؤمنین ذاریات 55 . مرحوم آیتالله العظمی حاج آقا رحیم ارباب یک چهرۀ کمنظیر بوده و هست. ایشان پنجاه سال است از دنیا رفته ولی آثار ماندگار فوقالعادهای دارد. کمتر هم جامعۀ فعلی ایران ایشان را میشناسد آنهایی که شاگردش بودند و در درسش مجتهد شدند حرفهای دربارۀ ایشان گفتند که ایشان یک مجسمه کامل ایمان تقوا علم اخلاق فضیلت و محبت بودند اینها را شاگردان ایشان میگویند. البته من دو بار ایام طلبگی از قم رفتم اصفهان به عشق زیارت ایشان و موفق هم شدم و همان یک ساعتی که دو بار خدمتشان بودم یک دنیا مطلب فهمیدم. ایشان میفرمودند من با عدهای یکی از درسهایی را که شرکت میکردیم درس مرحوم آخوند ملا محمد کاشانی
عقل: محرم راز ملكوت - جلسه بیستم - (متن کامل + عناوین)
را ترک کن و به حوزه علمیه اصفهان برودر آن روزگار این حوزه سه محور بسیار باعظمت داشت مرحوم آیت العظمی آقا سید محمد باقر درچهای مرحوم آخوند ملا محمد کاشانی
مرگ و عالم آخرت - جلسه بيست و هفتم – (متن کامل + عناوین)
سه سال در اصفهان میماند و بعد پای درس آیت الله العظمی سید محمد باقر درچهای 588 جهانگیرخان قشقایی 589 و آخوند ملا محمد کاشانی 590 میرود .
توحید (2) - جلسه پنجم – (متن کامل + عناوین)
آن زمان سه حکیم و عارف و فقیه در آنجا درس میدادند که یکی از آنان آخوند ملا محمد کاشانی 21 بود. … آخوند کاشی گفت دیشب چنین حقیقتی را دیدم. فرمود مهم نیست قرآن میگوید همۀ هستی تسبیح میگویند؛ مهم این است که گوش تو چطوری باز شده که این صدا را شنیدهاید. تو چه کردهای؟کــار مـن جستجـوی او دائم کار او نیز جستجوی من استسخنم گفتگـوی اوست مـدام سخنش نیز گفتگوی من است 23 سبحان یعنی چه؟ تمام موجودات میگویند کارگردان و مولای ما از هر عیب و نقصی پاک است؛ و به هر کمالی آراسته است. چه نیازی دارد که ما در مقابل او کسی را قرار دهیم همه چیز پیش اوست. فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی و الیه ترجعون 24 خدای بیعیب خدای مستجمع جمیع صفات کمال فرمانروایی تمام موجودات عالم فقط به دست اوست؛ و الیه ترجعون و همه به او باز میگردیم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته پی نوشت ها 1 لسان العرب 726 قوله و اذکر فی الکتاب موسی انه کان مخلصا و قرئ مخلصا و المخلص الذی اخلصه الله جعله مختارا خالصا من الدنسو المخلص الذی وحد الله تعالی خالصا و لذلک قیل لسوره قل هو الله احد سوره الاخلاص; قال ابن الاثیر سمیت بذلک لانها خالصه فی صفه الله تعالی و تقدس او لان اللافظ بها قد اخلص التوحید للهU و کلمه الاخلاص کلمه التوحید و قوله تعالی من عبادنا المخلصین و قرئالمخلصین فالمخلصون المختارون و المخلصون الموحدون. 2 جامع الاخبار 185؛ و بحارالانوار 6725 باب 43 ذیل حدیث 27 قال الصادق7 القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله. بحارالانوار 3955 باب 4 روی ان قلب المؤمن عرش الرحمن. بحارالانوار 3967 باب 44 قال رسول الله9 قلب المؤمن بین اصبعین من اصابع الرحمن. 3 فاطر 15 شمایید نیازمندان به خدا و فقط خدا بینیاز و ستوده است. 4 انعام 17 و اگر خدا تو را آسیبی رساند کسی جز او برطرف کننده آن نیست. 5 فیل 5 سرانجام همه آنان را چون کاه جویده شده قرار داد. 6 فیل 1 آیا ندانستهای که پروردگارت با فیل سواران چه کرد؟ 7 آل عمران 180 و میراث آسمانها و زمین فقط در سیطره مالکیت خداست. 8 یونس 107 و اگر برای تو خیری خواهد فزونبخشیاش را دفع کنندهای نیست. 9 شرح حال ایشان در کتاب حلال و حرام مالی جلسۀ 28 آمده است. 10 اعراف 143 چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد آن را متلاشی نمود و موسی بیهوش شد. 11 حافظ شیرازی. 12 ملا هادی سبزواری. 13 بقره 115 پس به هر کجا رو کنید آنجا به سوی خداست. 14 حدید 3 اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به همه چیز داناست. 15 المصباح للکفعمی 767 دعای عرفه . 16 حافظ شیرازی. 17 جمعه 1 آنچه در آسمانها و در زمین است خدا را به پاک بودن از هر عیب و نقصی میستایند خدایی که فرمانروای هستی و بینهایت پاکیزه و توانای شکستناپذیر و حکیم است. 18 سعدی شیرازی. 19 اسرا 44 ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید. 20 الکافی 6531 باب النوادر حدیث 4 ابی عبدالله7 قال سالته عن قول اللهU و ان من شی الا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم. قال تنقض الجدر تسبیحها. تفسیر العیاشی 2294 سوره بنی اسرائیل حدیث 84 جعفر بن محمد عن ابیه7 انه دخل علیه رجل فقال له فداک ابی و امی انی اجد الله یقول فی کتابه و ان من شی الا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم فقال هو کما قال فقال له ا تسبح الشجره الیابسه فقال نعم ا ما سمعت خشب البیت تنقض و ذلک تسبیحه فسبحان الله علی کل حال. 21 شرح حال ایشان در کتاب تواضع و آثار آن جلسۀ 12 آمده است. 22 الکافی 2538 باب الدعا عند النوم و الانتباه حدیث 12 ابی جعفر7 قال اذا قمت باللیل من منامک فقل الحمد لله الذی رد علی روحی لاحمده و اعبده فاذا سمعت صوت الدیک فقل سبوح قدوس رب الملائکه و الروح سبقت رحمتک غضبک لا اله الا انت وحدک عملت سوا و ظلمت نفسی فاغفر لی فانه لایغفر الذنوب الا انت فاذا قمت فانظر فی آفاق السما. 23 فیض کاشانی
تهران- حسینیه همدانیها – رمضان 95 - جلسه بیستم
غوغایی بود.برایم تعریف میکرد ایشان ملازم آخوند ملا محمد کاشانی بود که جدیدا شرح حالش چاپ شده این آخوند هم نمیدانم چه آخوندی بود از عرش مسافرت
راههای محبوبیت نزد پروردگار
ایشان به من فرمود شاگرد آخوند ملا محمد کاشانی بودم. ایشان در مدرسۀ صدر حکمت به ما درس میداد. آخوند کاشی شبهای عجیبی داشت.
محدث ،عالم و مفسر بزرگ مسلمان ملا محسن فیض کاشانی
ملا فتح الله کاشانی متوفی 988 ق. و ضیا الدین محمد رازی متوفی 1091 ق. بوده است.مادر او زهرا خاتون متوفی 1071 ق. بانویی عالم و شاعر دختر ضیا العرفا رازی از عالمان بزرگ شهر ری بوده است. جد فیض تاج الدین شاه محمود فرزند ملا علی کاشانی عالم و عارفی شاعر و ناموران زمان خویش در کاشان بوده و در آنجا مدفون است.دوران کودکی و تحصیلاتملا محسن چهارمین فرزند شاه مرتضی در دو سالگی پدر خود را از دست داد. از آن پس دایی و عمویش تعلیم و تربیت او و دیگر برادرانش را به عهده گرفتند وچون فیض از برداران خود باهوشتر بود مقدمات علوم دینی و بخشهایی از آن را تا سن بلوغ در کاشان نزد عمو و دایی اش نورالدین محمد مشهور به حکیم و آخوند
شخصیت حضرت آیت الله بهاالدینی ( رحمه الله علیه )
محمد تقی خوانساری اختلاف بود. در نهایت آقای خوانساری حاکم شد. البته این اجازه اجتهاد فعلا پیش ما نیست نمی دانم شاید پیش آقای ... باشد و اجازه روایت هم از مرحوم محدث قمی داشتیم صاحب مفاتیح الجنان و کتابهای بسیار دیگر تدریساز بررسی دوران تحصیلی ایشان مقام و موقعیت علمی ایشان به دست می آید. همان طوری که قبلا خاطر نشان شد ایشان می فرمود از سنین چهارده سالگی ما شروع به تدریس کردیم و هر کتابی را می خواندیم تدریس می کردیم. وقتی بود که در تمام مدارس قم تدریس داشتیم و روزی چهارده درس و مباحثه اداره می کردیم و تسلط ما بر کتابهای درسی این چنین بود که برای عده ای رسائل می گفتیم و اگر دقت نظر بعضی نبود ما درس را بی مطالعه می گفتیم این قدر حضور ذهن داشتیم و مسلط بودیم ولی دقت نظر آقایانی ما را وادار به مطالعه می کرد. می فرمودند از همان اوائل هر چه را می خواندیم تدریس می کردیم مثلا زمانی که آقای مطهری و دیگران پیش ما درس می خواندند خیلی سال است. قبلش نیز ما تدریس داشتیم. مجموعا هفتاد سال تدریس داشتیم. به آقای مطهری و منتظری و صدر امام موسی صدر رسائل درس می دادیم و آقایانی از حوزه قدری قوانین پیش ما خواندند. آقای کاشانی می گوید پرسیدم تدریس فقه و اصول شما پنجاه سال بوده ؟ فرمود حسابش را نکرده ام این سؤال را در وقتی از ایشان داشتم که سن مبارک ایشان هشتاد و نه سال بود و آقا از سنین چهارده سالگی تدریس داشتند و قریب به بیست سالگی درس مرحوم آیت الله العظمی مؤسس می رفتند تحقیقا بیش از پنجاه سال فقه و اصول فرمودند و با ادبیات می شود هفتاد سال تدریس.آقای حیدری کاشانی نقل می کنند در این سالهای اخیر که توفیق تشرف به محضرشان و درس خارج فقه ایشان را داشتم مجلس درس ایشان آغاز و انجام آن به این صورت بود که یکی از آقایان فرعی را می خواند یا حدیثی از امامان شیعه قرائت می کرد. ایشان در همان مجلس قدری فکر می کرد و بحث را شروع می فرمود و همه شقوق و جوانب آن فرع را بیان می کرد که باعث اعجاب دوستان اهل فضل می شد بدون مراجعه به کتاب و مطالعه قبلی. در بحث قضا که مدتی در محضرشان بودم. آقایان حدیثی را از وسائل الشیعه شیخ حرعاملی می خواندند. ایشان روی آن فکر می کرد و روز دیگر عنوان می فرمود و در اطرافش به تحقیق می پرداخت و گویا دروس خارج قبلی ایشان هم به این صورت بوده است از قراری که بعضی از شاگردان دوره های قبل ایشان می گفتند. اساتید همچنین از قول آقای حیدری کاشانی نقل شده آقا در مورد اساتید دوران کودکی خود می فرمودند ما خیلی استاد داشتیم یکی در مدرسه باقریه علیه السلام بود یکی در مدرسه تقی خان بود یکی هم پسر عمه ما بود یکی آشیخ محمد و دیگری آخوند برادر آقای حائری بود یعنی پسر برادر آشیخ محمد علی مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد علی حائری متوفی 1358 هـ.ق که ما آنجا می رفتیم. مرحوم شیخ ابوالقاسم کبیر می آمد بحث های صرفی را از ما سؤال می کرد و در آن وقت من هفت هشت ساله بودم قرآن را خوانده بودم و بحثهای تفسیر را به ما یاد داده بودند. حاج شیخ خیلی از ما سؤال می کرد ما فکر می کردیم و جواب می دادیم و مورد توجه واقع می شد.آقا در اینجا فرمود خیلی روی ما زحمت کشیدند اما زحمات هدر رفت ما آدم نالایقی بودیم. عرض کردم چطور هدر رفت و حال آنکه چشم حوزه علمیه به شما است و مایه دلگرمی طلاب هستید. حوزه می خواهد از حضرتعالی الگو بگیرد آنوقت شما می فرمایید هدر رفتیم.آقا فرمود خود ما می دانیم چیزی نیستیم در برابر حس خودمان همه حسهای دیگران اعتباری ندارد. از آقا پرسیدم حضرتعالی سطح دورانی قبل از سطوح عالی حوزه را پیش کدام یک از آقایان خواندید فرمودند من سطح را پیش میرزا خواندم آیت الله آمیرزا محمد همدانی متوفای 1365 هـ.ق و لمعه را پیش آخوند آیت الله آخوند ملا … محمد خوب درس می داد. رسائل را هم پیش آمیرزا خواندیم.منطق را خدمت آسید احمد حجت افغانی خواندم. اخلاقیات عملی را خدمت آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم کبیر آموختیم. در سن دوازده سالگی به درس مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی متوفی 1343 هـ.ق رفتم. ایشان آیه الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا را عنوان بحث قرار داده بود ما دیدیم استفاده زیادی از درس ایشان نداریم گفتیم درسی را که نمی فهمیم برای چه برویم دیگر نرفتیم برای ما سنگین بود. کلام را خدمت آیت الله آمیرزا علی اکبر حکمی یزدی متوفای 1344 هـ.ق تلمذ کردیم. در تفسیر یادم هست جلسه داشتیم راجع به عدم تحریف قرآن. ما به علوم جدید رو نمی آوردیم مثل اینکه بی اعتنا به آنها بودیم.در تدریس ما هر کتابی را که می خواندیم تدریس می کردیم و می خواستیم دیگران هم اینطور درس بخوانند. مثلا حاشیه ملاعبدالله را که خواندیم شروع به تدریس می کردیم. مغنی را می خواندیم و تدریس کردیم حال چی بود؟ حافظه ما خوب بود؟ نمی دانم. ما همیشه مطالعه را جلوتر داشتیم که اگر یک شب نتوانیم مطالعه کنیم آمادگی تدریس را داشته باشیم. نیز می فرمود ما درس شاه آبادی رفتیم اما نه زیاد چون علاقه به فلسفه نداشتیم اهتمام ما بیشتر به فقه و اصول و تفسیر و فهم و درک ادعیه بود. اهتمام ما به کلمات ائمه زیاد بود با کلمات دیگران ما آرام نمی شدیم و قانع نمی شدیم و کلمات و فرموده های ائمه ما را قانع می کرد. لذا آنچه ما در تفسیر و شرح ادعیه داشتیم نظریاتی نبود که از دیگران گرفته باشیم نظر و دید خودمان بود که متخذ از فرمایشات معصومین بود. در فقه و اصول تقریرات درس دیگران بود و اوائل هم بنا بر ایراد و اشکال نداشتیم بعد این فکر برای ما پیدا شد که می دیدیم گفته ها بی ایراد و اشکال نیست. نقد می کردیم و این افکار مال دیگران بود. اما در علوم دیگر نظرها همه برای خود ما بود و به جای دیگر جز کلمات ائمه نظر نداشتیم. و بعد هم متوجه شدیم اصلا این علوم رسمی ما را اشباع نمی کند. به قول بعضی ها علم رسمی سر بسر قیل است و قال باید دنبال علمی رفت که آرام بخش باشد. و به واقع نگری آدمی را راهنمایی کند تا حقیقت اشیا را ببیند اللهم ارنی الاشیا کما هی که از دعاهای ائمه علیهم السلام است. جناب آقای حیدری کاشانی؛ از شاگردان و ارادتمندان ایشان نقل می کند از ایشان پرسیدم غیر از درس مرحوم آیت الله حائری اساتید درس خارج شما چه کسانی بودند؟ فرمود درس مرحوم آیت الله العظمی آقای حجت می رفتم و چند روزی هم درس مرحوم آیت الله آشیخ محمد علی حائری.ایشان اصول می گفت تعادل و تراجیح. نمی دانم فقه هم می گفت یا نه. درس مرحوم حجت را زیاد رفتم و از درسش خوشم می آمد خوش بیان بود. همه بحثهای ایشان را نوشتم. درس مرحوم آیت الله العظمی آقای بروجردی هم می رفتم. درس متین بود. کسی که نود سال زحمت کشیده باز برای مباحثه مطالعه می کرد خیلی من علاقه داشتم به مباحثه ایشان. امام مؤسس درس ایشان بود و در آوردن آقای بروجردی به قم امام یک طرف و بقیه هم یک طرف. با مرحوم آیت الله حاج میرزا آقای فیض هم ارتباطی داشتیم و درس ایشان هم می رفتیم. ایشان در عرفان برای خود سلسله مشایخی اساتید را قائل نبود و می فرمود استاد اخلاق و عرفان عملی ما آشیخ ابوالقاسم کبیر بود حاج شیخ محمد تقی بافقی هم هوای ما را داشت. او سلسه مشایخ سیر و سلوک عملی بسیاری از عالمان اهل عرفان را می ستود اما خود را در سلک آن مشایخ ذکر نمی کرد. مثلا ایشان تا مرحوم حاج سید علی شوشتری را تجلیل می کرد و مرد وارسته و قابل اعتمادی می دانست اما هرگاه صحبت از قبل او می شد می فرمود نمی دانم و اضافه می کرد مشایخ ما ائمه معصومین ع بوده اند ما سیره و روش آنها را برای خود الگو و سرمشق قرار داده ایم و هر کجا جا پای عرفان است از آن ائمه ع است جای دیگر خبری نیست. در کتاب آسمان معرفت در شرح حال سالک الی الله و عارف بالله علامه بزرگوار حاج سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل می کند که فرموده است استاد ما در سیر و سلوک و عرفان عملی آیت الله حاج سید علی قاضی طباطبایی قدس سره العزیز بود و استاد آقای قاضی مرحوم حاج سید احمد کربلایی و استاد ایشان مرحوم آخوند ملا
مأخذ شناسی زیارت عاشورا .
ملا محمد جعفر شریعتمدار استرآبادی تهرانی ۱۱۹۷ ـ ۱۲۶۳ق . شایان ذکر اینکه نسخهای از کتاب فوق نزد شیخ مهدی شرف الدین در شوشتر بوده و شاید نسخه شماره ۲۵۲۷ کتابخانه مسجد سپهسالار شهید مطهری همین کتاب باشد.۱۰. شرح زیاره عاشورا حاج میرزا حسن حائری شیرازی.۱۱. شرح زیاره عاشورا میرزا فتاح بن محمد علی خیابانی تبریزی م۱۳۷۲ق .۱۲. زیاره الحسین علیه السلام یوم عاشورا مؤلف ناشناخته. نسخه خطی شماره ۹۰۲۸ کتابخانه برلین. همچنین نسخه خطی آن به شماره ۴۵۶۸ در کتابخانه ایت الله مرعشی موجود است.۱۳. شرح زیاره عاشورا شیخ مفید بن محمد نبی شیرازی بحرانی ۱۲۵۱ـ۱۳۲۵ق . شایان ذکر اینکه نسخهای از آن به شماره ۳۷۵ در کتابخانه ایت الله مرعشی موجود است.۱۴. رساله فی زیاره عاشورا شیخ عبدالله شبستری تالیف آن را به برخی علمای ساکن مشهد نسبت میدهد.۱۵. شرح زیاره عاشورا علامه سید اسدالله فرزند حجت الاسلام سید محمد باقر شفتی اصفهانی م۱۲۹۰ق .۱۶. شرح زیاره عاشورا مؤلف ناشناخته. نسخه خطی آن به شماره ۱۳۱۰۸۳۶ در کتابخانه غرب در همدان موجود است.۱۷. شرح زیاره عاشورا مؤلف ناشناخته. نسخه خطی آن به شماره ۱۱۰۱۸۴ در کتابخانه غرب در همدان در مدرسه آخوند ملا علی همدانی موجود است.۱۸. شرح زیاره عاشورا سید حسین فرزند سید ابوالقاسم جعفر خوانساری م۱۱۹۱ق .۱۹. شرح زیاره عاشورا سید محمد علی مازندرانی اصفهانی. ۲۰. صداق الحور فی شرح زیاره العاشور سید ابو محمد حسن بن محمد طباطبائی ساروی مازندرانی. این کتاب شرح مفصل بر زیارت عاشوراست و تا جمله علیکم منی جمیعا سلام الله را در بردارد. نسخه خطی آن در مجموعه شماره ۴۳۷۳۸ در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.۲۱. کیفیه زیاره العاشورا مؤلف ناشناخته. نسخه خطی آن در مجموعه شماره ۸۸۱۱۵۲ رساله اول کتابخانه دانشگاه لس آنجلس موجود است.۲۲. زیاره الحسین علیه السلام یوم عاشورا نسخه خطی کتابخانه برلین.۲۳. الصرخه المهدویه سید مهدی غریقی بحرانی م۱۳۳۴ق . این کتاب شرح زیارت عاشورا و کیفیت خواندن آن با خاتمهای در بحث امامت است و خود مؤلف آن را تلخیص کرده است.۲۴. الضیائیه میرزا هدایه الله بن میرزا رضا گلپایگانی م۱۳۳۰ق . در این کتاب ـ که مؤلف به نام فرزندش شیخ ضیا الدین نگاشته ـ به تفصیل از سند زیارت عاشورا و چگونگی خواندن و ثواب آن و فضایل حضرت سیدالشهدا و تاریخ حرم حسینی بحث شده است.کتب چاپی فارسی۱. زیارت عاشورا و داستانهای آن مهدی رئیسی. قم انتشارات مشهور میراث ماندگار ۱۳۸۳ش.۲. بررسی اسناد زیارت عاشورا جعفر سبحانی.۳. پرتوی از زیارت عاشورا سید محمود حسینی سیاهپوش . تهران نشر ابجد ۱۳۵۷ش ۳۰صفحه قطع رقعی.۴. آثار و برکات زیارت عاشورا عباس عزیزی. قم انتشارات سلسله ۱۳۷۸ش ۶۴صفحه قطع رقعی.۵. تحلیلی از حماسه سیاسی تاریخی زیارت عاشورا محمد رسول دریایی. تهران انتشارات جعفری و اسلامی ۱۳۷۱ش ۵۵۶صفحه قطع وزیری. مؤلف محترم کتاب در ۴۰ فصل به شرح مفصل فقرات و جملات زیارت عاشورا از دیدگاه تاریخی پرداخته و آن را با احادیث و اشعار فراوان و نقل اقوال نویسندگان اهل سنت در آمیخته است. برخی از عناوین آن عبارتاند از ارزش و آثار زیارت عاشورا حسین فرزند رسول خدا ثار چیست؟ گریه بر مصائب امام حسین علیه السلام ریشههای قیام امام حسین علیه السلام انتقام و خونخواهی زینب۳ و امام سجاد علیه السلام بطلان خلافت خلفای ثلاثه بنی امیه و بنی عباس و مفاسد آنها اصحاب امام حسین علیه السلام شهدای اصحاب و بنی هاشم.۶. زیارت در پرتو ولایت شرح زیارت عاشورا زهره صفایی. قم مجتمع علوم دینی حضرت ولی عصر عج ۱۹۵ صفحه قطع رقعی.۷. زیارت عاشورا تنظیم سید رضا موسی کاظم نائینی. قم دارالنشراسلام ۱۳۷۸ش ۵۶صفحه قطع جیبی.۸. زیارت عاشورا غلامرضا ناقلی. مشهد بنیاد مستعضعفان خراسان ۱۳۶۴ش ۹۸صفحه.۹. زیارت عاشورا و آثار شگفت سید علی موحد ابطحی اصفهانی. قم ناشر مؤلف ۱۴۱۵ق ۱۰۰صفحه قطع جیبی. این کتاب به زبانهای عربی اردو فرانسه و روسی ترجمه شده است.۱۰. الدره البیضا فی شرح زیاره العاشورا حاج سید عزیزالله امامت کاشانی
مأخذ شناسی زیارت عاشورا
ملا محمد جعفر شریعتمدار استرآبادی تهرانی ۱۱۹۷ ـ ۱۲۶۳ق . شایان ذکر اینکه نسخهای از کتاب فوق نزد شیخ مهدی شرف الدین در شوشتر بوده و شاید نسخه شماره ۲۵۲۷ کتابخانه مسجد سپهسالار شهید مطهری همین کتاب باشد.۱۰. شرح زیاره عاشورا حاج میرزا حسن حائری شیرازی.۱۱. شرح زیاره عاشورا میرزا فتاح بن محمد علی خیابانی تبریزی م۱۳۷۲ق .۱۲. زیاره الحسین علیه السلام یوم عاشورا مؤلف ناشناخته. نسخه خطی شماره ۹۰۲۸ کتابخانه برلین. همچنین نسخه خطی آن به شماره ۴۵۶۸ در کتابخانه ایت الله مرعشی موجود است.۱۳. شرح زیاره عاشورا شیخ مفید بن محمد نبی شیرازی بحرانی ۱۲۵۱ـ۱۳۲۵ق . شایان ذکر اینکه نسخهای از آن به شماره ۳۷۵ در کتابخانه ایت الله مرعشی موجود است.۱۴. رساله فی زیاره عاشورا شیخ عبدالله شبستری تالیف آن را به برخی علمای ساکن مشهد نسبت میدهد.۱۵. شرح زیاره عاشورا علامه سید اسدالله فرزند حجت الاسلام سید محمد باقر شفتی اصفهانی م۱۲۹۰ق .۱۶. شرح زیاره عاشورا مؤلف ناشناخته. نسخه خطی آن به شماره ۱۳۱۰۸۳۶ در کتابخانه غرب در همدان موجود است.۱۷. شرح زیاره عاشورا مؤلف ناشناخته. نسخه خطی آن به شماره ۱۱۰۱۸۴ در کتابخانه غرب در همدان در مدرسه آخوند ملا علی همدانی موجود است.۱۸. شرح زیاره عاشورا سید حسین فرزند سید ابوالقاسم جعفر خوانساری م۱۱۹۱ق .۱۹. شرح زیاره عاشورا سید محمد علی مازندرانی اصفهانی. ۲۰. صداق الحور فی شرح زیاره العاشور سید ابو محمد حسن بن محمد طباطبائی ساروی مازندرانی. این کتاب شرح مفصل بر زیارت عاشوراست و تا جمله علیکم منی جمیعا سلام الله را در بردارد. نسخه خطی آن در مجموعه شماره ۴۳۷۳۸ در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.۲۱. کیفیه زیاره العاشورا مؤلف ناشناخته. نسخه خطی آن در مجموعه شماره ۸۸۱۱۵۲ رساله اول کتابخانه دانشگاه لس آنجلس موجود است.۲۲. زیاره الحسین علیه السلام یوم عاشورا نسخه خطی کتابخانه برلین.۲۳. الصرخه المهدویه سید مهدی غریقی بحرانی م۱۳۳۴ق . این کتاب شرح زیارت عاشورا و کیفیت خواندن آن با خاتمهای در بحث امامت است و خود مؤلف آن را تلخیص کرده است.۲۴. الضیائیه میرزا هدایه الله بن میرزا رضا گلپایگانی م۱۳۳۰ق . در این کتاب ـ که مؤلف به نام فرزندش شیخ ضیا الدین نگاشته ـ به تفصیل از سند زیارت عاشورا و چگونگی خواندن و ثواب آن و فضایل حضرت سیدالشهدا و تاریخ حرم حسینی بحث شده است.کتب چاپی فارسی۱. زیارت عاشورا و داستانهای آن مهدی رئیسی. قم انتشارات مشهور میراث ماندگار ۱۳۸۳ش.۲. بررسی اسناد زیارت عاشورا جعفر سبحانی.۳. پرتوی از زیارت عاشورا سید محمود حسینی سیاهپوش . تهران نشر ابجد ۱۳۵۷ش ۳۰صفحه قطع رقعی.۴. آثار و برکات زیارت عاشورا عباس عزیزی. قم انتشارات سلسله ۱۳۷۸ش ۶۴صفحه قطع رقعی.۵. تحلیلی از حماسه سیاسی تاریخی زیارت عاشورا محمد رسول دریایی. تهران انتشارات جعفری و اسلامی ۱۳۷۱ش ۵۵۶صفحه قطع وزیری. مؤلف محترم کتاب در ۴۰ فصل به شرح مفصل فقرات و جملات زیارت عاشورا از دیدگاه تاریخی پرداخته و آن را با احادیث و اشعار فراوان و نقل اقوال نویسندگان اهل سنت در آمیخته است. برخی از عناوین آن عبارتاند از ارزش و آثار زیارت عاشورا حسین فرزند رسول خدا ثار چیست؟ گریه بر مصائب امام حسین علیه السلام ریشههای قیام امام حسین علیه السلام انتقام و خونخواهی زینب۳ و امام سجاد علیه السلام بطلان خلافت خلفای ثلاثه بنی امیه و بنی عباس و مفاسد آنها اصحاب امام حسین علیه السلام شهدای اصحاب و بنی هاشم.۶. زیارت در پرتو ولایت شرح زیارت عاشورا زهره صفایی. قم مجتمع علوم دینی حضرت ولی عصر عج ۱۹۵ صفحه قطع رقعی.۷. زیارت عاشورا تنظیم سید رضا موسی کاظم نائینی. قم دارالنشراسلام ۱۳۷۸ش ۵۶صفحه قطع جیبی.۸. زیارت عاشورا غلامرضا ناقلی. مشهد بنیاد مستعضعفان خراسان ۱۳۶۴ش ۹۸صفحه.۹. زیارت عاشورا و آثار شگفت سید علی موحد ابطحی اصفهانی. قم ناشر مؤلف ۱۴۱۵ق ۱۰۰صفحه قطع جیبی. این کتاب به زبانهای عربی اردو فرانسه و روسی ترجمه شده است.۱۰. الدره البیضا فی شرح زیاره العاشورا حاج سید عزیزالله امامت کاشانی
استدلال و حكمت عقلى
کاشانی فصوص فارابی اللمعه الالهیه ملامهدی نراقی تمهید القواعد ابن ترکه لمعات الهیه ملا عبدالله زنوزی مجموعه رسائل حاجی سبزواری اصل الاصول ملا نعیما طالقانی و کتب دیگری که در این زمینه از روز روشن تر است مانند 5 جلد اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبائی همراه با پاورقی های متفکر شهید فیلسوف بزرگ حاج شیخ مرتضی مطهری.اما علت دوم چون این شرح و تفسیررا بر صحیفه سجادیه جهت توده مردم می نویسم سعی دارم از مطالب پیچیده و آنچه در خور فهم همگان نیست بپرهیزم مبادا خواننده ای از دیدن مسئل غامض و سنگین در حالی که از مقدمات علمی جدا است کسل شود و به تصور اینکه اکثر صفحات کتاب از این مقوله است از اصل کتاب چشم بپوشد و از رسیدن به فیوضات و برکات الهیه محروم شود. عاشقان علم و آرستگان به دانش و علوم الهی و فلسفی چون تعدادشان اندک است می توانند به کتبی که نامبرده شد مراجعه کنند و از آن چشمه های ربانیه ذات تشنه خود را سیراب نمایند. این که درک و فهم براهین و دلایل توحید بخصوص دلیلی که از صغری و کبری و وسط خالی باشد و کوتاهترین و محکم ترین راه برای لمس توحید که همان راه یا من دل علی ذاته بذاته ای که با ذات خود بر ذات خود دلالت کرده ای و بک عرفتک و انت دللتنی علیک تو را به تو شناختم و تو مرا به خود ره نمودی و اعرفواالله تعالی بالله و خدای متعال را به خودش بشناسید است راهی بس دشوار و نیاز به مقدمات بسیار زیاد ظاهری و باطنی دارد و توده مردم سالک این راه نیستند بلکه تجلی توحید در عرش قلب آنان از طریق فطرت و توجه به آثار حق در مملکت آفرینش به نحوی ساده و آسان میسر است قولی است که جمله عرفا و فلاسفه و متکلمین به آن اقرار دارند. دانشمندان بارع و محقق بزرگوار آخوند ملا محمد
فلسفه عزاداری
محمد باقر علیه السلام تا آغاز غیبت- در این دوره عزاداری با حفظ قالب شعری از نظر شکلی به تدریج توسعه یافت و اندک اندک جنبه مراسم و حالت تجمع و یادبود پیدا کرد.- در عصر امام صادق علیه السلام عزاداری امام حسین علیه السلام بیش از هر زمانی رونق گرفت.- از نظر مکانی در عصر امام صادق علیه السلام تنها در روز نیمه شعبان عزاداری در کنار مرقد آن حضرت در کربلا به صورت علنی برگزار می شد. بر اساس راهنمایی ائمه اطهار علیهم السلام برای حفظ جان شیعیان این مراسم در خانه ها انجام می شد.- در عصر ائمه اطهار علیهم السلام عزاداری امام حسین علیه السلام از نظر شکلی به مرثیه سرایی گریستن و گریاندن محدود بود. مرثیه بیشتر در قالب شعر بود و شاعران شیعه آن را خواندند. البته برخی نیز که خود شاعر نبودند اشعار شاعران بزرگ را در مرثیه امام حسین علیه السلام می خواندند.- در کنار شاعران می توان از قصه گویان نیز نام برد که در کنار شعرسرایی به بیان واقعه کربلا می پرداختند. عزاداری در دوره غیبت در عصر آل بویه- عزاداری امام حسین علیه السلام برای نخستین بار در قرن چهارم هجری در قلمرو حکومت آل بویه و با حمایت آنان به صورت علنی و عمومی در کوچه و بازار برگزار شد.- در عصر آل بویه هرگاه عاشورا با عیدنوروز یا مهرگان هم زمان می شد انجام مراسم عید را به تاخیر می انداختند.- دسته های سینه زنی شکل جدید عزاداری بود که در عصر آل بویه به مراسم سوگواری امام حسین علیه السلام افزوده شد. عزاداری امام حسین علیه السلام در عصر صفوی- در عصر صفوی مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام وارد مرحله جدیدی شد. شاهان صفوی شاعران را تشویق می کردند به جای مدح و تعریف آنان درباره مناقب ائمه علیهم السلام و مظلومیت امام حسین علیه السلام شعر بسرایند. اشعار جاودانه محتشم کاشانی یادگاری از آن دوره است.- واژه روضه و روضه خوانی در اوایل عصر صفوی پدید آمد. عزاداری پس از عصر صفویپس از دوران صفویه عزاداری امام حسین علیه السلام دو بار از سوی پادشاهان مورد تهدید قرار گرفت. بار نخست نادرشاه کوشید از برگزاری آن جلوگیری کند که موفق نشد. بار دوم رضاخان پهلوی پس از رسیدن به سلطنت عزاداری را ممنوع کرد ولی این ممانعت زیاد دوام نیاورد. عزاداری در دوره قاجاریهدر عصر قاجار عزاداری برای امام حسین علیه السلام کاملا نهادینه شد و به صورت امر کاملا عمومی و مردمی در آمد. در دوران قاجار مردم در تهران و شهرهای بزرگ در تمام ماه های محرم و صفر در بیشتر محله ها با برپاکردن چادر و گستردن فرش و نصب علم و کتل به عزاداری می پرداختند.سیره و سلوک علما در زیارت و عزاداریمرحوم آقا محمد باقر معروف به وحیدمعروف است که ایشان زمانی که برای زیارت حرم سید الشهدا علیه السلام مشرف می شد اول آستان کفش کن آن جناب را می بوسید و روی مبارک و محاسن شریف خود را بدان می مالید. پس از آن با خضوع و خشوع و رقت قلب به اندرون حرم مشرف می شد و زیارت می کرد و در مصیبت امام حسین علیه السلام کمال احترام را مراعات می کرد.مرحوم آخوند ملا
معرفی امام حسین(ع) از خودش
آخوند ملا حبیب الله کاشانی -اعلی الله مقامه- در کتاب منتخب قوامیس الدر از کتاب مراه المحققین نقل کرده آنچه را که عین عبارتش این است بدان ای طالب راه که چندین هزار هزار ذرات یک ذره بیش نبات شود و از چندین هزار هزار نباتات از اشجار و اثمار اندکی جز حیوان شود یکی جز انسان شود و از چندین هزار هزار جز انسان یک قطره منی شود و از چندین هزار هزار قطره منی یکی نطفه شود و از چندین هزار هزار نطفه یکی متولد شود و از چندین هزار هزار متولد یکی بقا یابد و از چندین هزار بقا یافته یکی اسلام یابد و از چندین هزار هزار اسلام یافته یکی ایمان آورد و از چندین هزار هزار مؤمن یکی طالب شود و از چندین هزار هزار طالب یکی سالک شود و از چندین هزار سالک یکی واصل شود و مقصود از این جمله موجودات آن یک شخص باشد و باقی همه طفیل وجود این باشند .چون این نکته را دانستی بدانکه وجود مقدس حضرت سید الشهدا ع مانند جد بزرگوار و پدر عالی مقدار و مادر عصمت مدار و برادر ذوالاقتدار خود همه آن نور واحدی هستند که همه مخلوقات و موجودات علویه و سفلیه همه همه از اشعه آن نور تابناک آفریده شده اند و به طفیل آن خلعت وجود پوشانیده چنانچه علاوه از اخبار و احادیث بسیار خود آن بزرگوار هنگامی که ولید بن عتبه از جانب یزید پلید نامه ملعونه او را برای اخذ بیعت به حضرتش عرضه داشت و آن حضرت ابا کرد و شد آنچه شد به ولید فرمود ای ولید انا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه بنا فتح الله و بنا یختم. و یزید رجل فاسق فاجر شارب الخمر معلن بالنسق مثلی لا یبایع بمثله ابدا 5 تا آخر آنچه فرمود.یعنی ما اهل بیت پیغمبر و جایگاه رسالت و محمل آمد و شد فرشتگانیم. به ما افتتاح خلقت فرمود خدا و به ما پایان می دهد. و یزید مردی است فاسق و فاجر شراب خوار که آشکارا فسق می کند. مانند منی هرگز بمانند او بیعت نخواهم کرد . نویسنده آیت الله سید محمد
فرآیند عوام فریبی فرقهی نعمت اللهی (1)
محمد کاظم اصفهانی سعادت علیشاه منور علیشاه صابر علیشاه نصر آبادی محمدحسن زرگر اصفهانی نعمت علیشاه کرمانی عبد علیشاه کاشانی و صفی علیشاه اصفهانی ادعای ریاست فرقهی نعمت اللهیه را نمودند که سعادت علیشاه علیرغم بیسوادی به دلیل سوابق طولانی در خدمت به مست علیشاه و رحمت علیشاه و به واسطهی دوستی با ظل السلطان و سایر ظلمه به ریاست سلسلهی نعمت اللهیه رسید. محمدکاظم تنباکو فروش اصفهانی سعادت علیشاه محمدکاظم اصفهانی در اوایل جوانی به تجارت اشتغال داشت و به طور کامل بیسواد بود و خواندن و نوشتن نمیدانست ولی از جوانی در کنار مست علیشاه و در سفرها ملازم و خدمتکار وی بود و پس از مرگ مست علیشاه در سال1253 نقش خدمتکار قطب بعدی یعنی رحمت علیشاه شیرازی را داشت و به همین جهت بدون برخورداری از بهرهی علمی و عرفانی در سال 1271 به عنوان شیخ خطهی اصفهان معرفی و در سال 1276هجری قمری با لقب سعادت علیشاه به جانشینی رحمت علیشاه انتخاب شد پس از مرگ رحمت علیشاه رابطهی این قطب بیسواد با دربار قاجار بسیار صمیمی بود به نحوی که محمدشاه قاجار به او لقب طاووس العرفا را داد. از دیگر مریدان سعادت علیشاه سراج الملک اصفهانی معاون ظل السلطان است. هنگامی که سعادت علیشاه تحت فشار علمای اصفهان به تهران منتقل شد تحت حمایت سراج الملک به ثروت کلانی دست یافت و همین تمکن مالی موجب گردید دراویش مفت خور و تن پرور دور او جمع شوند. پس از این که سعادت علیشاه به عنوان قطب معرفی شد عدهای از مشایخ فرقه از جمله برادر و فرزند رحمت علیشاه به علت بی کفایتی و بیسوادی از قطبیت محمدکاظم حمایت نکردند برای پی بردن به متزلزل بودن موقعیت این قطب بد نیست به کلماتی از رسالهی سعادتیه که نوشتهی خود فرقه است اشاره کنیم. عبد الغفار اصفهانی نویسندهی رسالهی سعادتیه در صفحهی 7 کتاب نوشته است چون سعادت علیشاه به علوم دینی رایج زمان خود آشنایی نداشت مورد حسد بعضی که کمال معنوی را در فضل ظاهری میپنداشتند واقع شد. نویسنده در صفحهی 28 رسالهی سعادتیه با اشاره به شعر حافظ سعی کرده است بیسوادی قطب را با امی بودن انبیا توجیه کند و ادامه میدهد در زمان طاووس العرفا منور علیشاه و حاج میرزاحسن صفی علیشاه ادعای قطبیت کردند و با بهانه قرار دادن بیسوادی طاووس مقام عرفانی او را منکر شدند. در صفحهی 48 همین رساله ضمن نقل سخنان صفی علیشاه در اعتراض به بیسوادی سعادت علیشاه مینویسد خدا بیامرزد حاج محمدکاظم اصفهانی را آدم بی علم و اطلاعی بود و به قول صاحب طرائق حضرتش امی بود و این امر بر دیگران که به لحاظ علوم ظاهری و موقعیت اجتماعی دارای تشخصی بودند ناگوار بود که از او تبعیت کنند. در صفحهی 67 همین رساله نوشته است بالجمله با آن که سعادت علیشاه امی بود و اصلا درس نخوانده بود به مسایل جواب کافی و شافی میداد. این قطب بیسواد به طور مرتب مورد مراجعهی دشمنان اسلام و حکام ظالمی نظیر ظل السلطان و اسکندرخان والی یزد بود و برای تداوم ظلم و ستم آنان دعا میکرد و یا به دراویش در سال قحطی دستور احتکار گندم میداد و یا از این که به دعای باران یهودیها باران باریده بود اظهار خشنودی مینمود که شرح مفصل آن را میتوان در صفحههای 55 تا 62 رسالهی یاد شده خواند. عبدالغفار در صفحهی 62 مینویسد سعادت علیشاه در سالهای آخر عمر دچار ضعف شده بودند و گاه دو ساعت طول میکشید تا به حال عادی برگردند. ولی از سال 1280 فرقهی نعمت اللهیه به واسطهی آشنایی ملاسلطان محمد گنابادی با سعادت علیشاه طاووس العرفا رونق ویژهای یافت و عملا زمام امور فرقه در دست سلطان محمد بود. او خیلی بر اوضاع مسلط و پس از مرگ سعادتعلی شاه در سال 1293 هجری قمری جانشین وی گردید.پیدایش فرقهی نعمت اللهی گنابادی و موروثی شدن قطبیتپس از مرگ محمد کاظم اصفهانی در سال 1293ه.ق. یعنی حدود 136 سال قبل ملا سلطان محمد گنابادی از مشایخ فرقهی نعمت اللهی با اجازهای مخدوش خود را قطب فرقه نامید که تا کنون فرزندان وی به صورت موروثی خود را قطب فرقهی ضالهی نعمت اللهی گنابادی میدانند. بسیاری از محققین 6 اشکال اساسی به اجازهی ملاسلطان وارد نمودهاند. 1. بی سوادی قطب قبلی و انشای عالمانهی اجازه توسط او؛2. نوشته شدن اجازهی قطبیت به دست آخوند
جريان شناسي تاريخي رويکرد و قرائت حماسي -اسطوره اي از واقعه ي عاشورا
کاشانی و نراقی اینگونه ادبیات به مقاتل و نگاشته های عصر قاجار نیز راه یافت و تاریخ عاشورا با رویکرد حماسی -اسطوره ای حاکم در این اعصار نیز گزارش شد .افزون بر این به نظر می رسد در دهه های نخستین حکومت قاجار یعنی در مقطع جنگ های ایران و روس 1218-1228ق و 1241-1243ق به ویژه در دوره ی دوم جنگ 1241-1243ق برای ترویج روحیه ی حماسی و سلحشوری در مردم و در نتیجه برانگیختن و بسیج آنان برای حضور در جبهه ی نبرد با دولت روس و تشویق و تحریص سربازان برای بهتر جنگیدن و دفاع از سرزمین و باز پس گیری مناطق اشغالی از این قرائت بهره گیری لازم شده است چنانکه جهانگیر میرزا در این باره گزارش کرده است در محرم 1242قمری ...در اردوگاه های جنگی واقع در قفقاز تکایا بسته شده و مراسم عزا برپا می شد و لشکریان ایران تحت تاثیرحماسه ی عاشورا آماده ی جان بازی می شدند .چون ماه محرم داخل شد برای تعزیه ی سید الشهدا علیه السلام تکایا بسته علمای اعلام و مجتهدینی چون جناب آخوند حاجی ملا محمد
ارزشها و لغزشهاى نفس - جلسه پنجم – (متن کامل + عناوین)
آخوند واقعی شیعه این اندازه متواضع است. علما این تواضع را از انبیا دارند عاشق خدا کبر و غرور ندارد. حکایت تواضع ملا طاهر قزوینیملا طاهر قزوینی در شهر قزوین کتابی از ملا محسن فیض 13 به دستش رسید و این علم پیچیده فیض را متوجه نشد. گفت نویسنده این کتاب کافر است. فیض انسان کوچکی نبود. چهارصد سال است که مردم و علما سر سفره فیض کاشانی هستند. سه ماه بعد دریافت که اشتباه کرده است. با پای برهنه حدود صد و چند کیلومتر از قزوین و بویین زهرا و جاده ساوه به قم آمد و نود کیلومتر هم تا کاشان آمد و در خانه فیض را زد. فیض گفت کیست؟ با گریه گفت یا محسن قد اتاک المسی گفت من در حق تو اشتباه کردم. این هم پاهای تاول زدهام. آمدهام بگویم اشتباه کردهام. من طاقت عذاب خدا را ندارم. آتش عشق از من دیوانه پرس کوکبه شمع ز پروانه پرس ما که در این آتش سوزندهایم کشته عشقیم و به او زندهایم آری عنوان مرجعیت و رئیس جمهور و استاد و استادیار کارساز نیست بلکه تنها عشق کارساز است. ادامه داستان تواضع صاحب ریاضشاگرد با جسارت و بیادبانه به استاد گفت تو میدانی که من متخصص علم نجومم؟ باید بیایی و شاگردی مرا بکنی. ایشان فرمود من حاضرم بیایم اما به علت موقعیتی که دارم این قدر مردم به من مراجعه میکنند که اگر بخواهم به خانه تو بیایم وقت بسیاری از من گرفته میشود. گفت فقط در این صورت ممکن است. استاد گفت باشد. کتاب نجوم را زیر بغل گذاشت و از خانه بیرون آمد و به حرم حضرت ابیعبدالله الحسین علیهالسلام رفت و کتاب را نشان ابی عبدالله داد و گفت من دارم فقه مینویسم و مجبورم این کتاب را هفت ـ هشت ماه بخوانم. شاگرد من حاضر نشد خانه من بیاید. من حاضرم به خانه او بروم ؛ اما وقتم تلف میشود. به جای او شما این علم را به من درس بده و زار زار گریه کرد. بعد از آن امام حسین علیهالسلام را زیارت کرد و دو رکعت نماز زیارت خواند. ابی عبد الله هم نظری به او فرمود و همه کتاب را در سینه او گنجانید. او آمد و کتاب فقه را به زیباترین و دقیقترین شکل نوشت گر بماندیم زنده بردوزیم جامهای کز فراق چاک شده ور بمردیم عذر ما بپذیر ای بسا آرزو که خاک شده عاشق پرورگار به علت وجود این عشق. چشم به مال و منال مردم ندارد و کمبودی هم در او نیست که حرص و حسد او را پر کند. زیبایی صورتها بر او جلوه نمیکند. لحظه مرگ عاشق چه لحظه شیرینی است. در قیامت نیز چهرهای نورانی دارند وجوه یومئذ مسفره 14 ضاحکه مستبشره 15 وقتی وارد بهشت میشود آرام میگیرد و این صدا را میشنود سلام قولا من رب رحیم 16 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 1 ـ بحار الانوار 6764 باب 45 حدیث 1؛ عوالی اللآلی 4118 حدیث 187؛ و نیز در این زمینه آمده است من لایحضره الفقیه 4381 حدیث 5833؛ الامالیللصدوق 393 حدیث 4 المجلس الثانی و الستون؛ عن علی بن الحسین عن ابیه علیهالسلام قال بینا امیر المومنین علیهالسلام ذات یوم جالس مع اصحابه ... من اعتدل یوماه فهو مغبون و من کانت الدنیا همته اشتدت حسرته عند فراقها و من کان غده شر یومیه فهو محروم و من لم یبال بما رزئ من آخرته اذا سلمت له دنیاه فهو هالک و من لم یتعاهد النقص من نفسه غلب علیه الهوی و من کان فی نقص فالموت خیر له یا شیخ ارض للناس ما ترضی لنفسک و ائت الی الناس ما تحب ان یوتی الیک ... . 2 ـ بقره 2 165؛ ولی آنان که ایمان آوردهاند محبت و عشقشان به خدا بیشتر و قویتر است . 3 ـ الکافی 112 حدیث 11؛ قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله لا بعث الله نبیا و لا رسولا حتی یستکمل العقل و یکون عقله افضل من جمیع عقول امته و ما یضمر النبی صلیاللهعلیهوآله فی نفسه افضل من اجتهاد المجتهدین و ما ادی العبد فرائض الله حتی عقل عنه و لا بلغ جمیع العابدین فی فضل عبادتهم ما بلغ العاقل و العقلا هم اولو الالباب الذین قال الله تعالی و ما یتذکر الا اولو الالباب. 4 ـ تفسیر المحیط الاعظم و البحر الخضم 1462؛ شجرهطوبی 2270؛ مجمع النورین 284؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن 2334؛ اشار به قوله امام صادق علیهالسلام هذا علی الیه و اشهد ان الائمه الابرار و الخلفا الاخیار بعد الرسول المختار علی قامع الکفار و من بعده سید اولاده الحسن بن علی ثم اخوه السبط التابع لمرضات الله الحسین ثم العابد علی ثم الباقر محمد
English