دلیل طبیعی و مرتبط با زندگی بشرعلاوهبر همه اینها امروز من یک دلیل طبیعی و مربوط به زندگی برایتان عرض میکنم که خیلی مهم است و آن این است -لزوم راهنما
17 مطلب یافت شد
ماه رجب ، طليعه انس
راهنما باشد. مبعوث رجب درباره فضیلتهای آن میفرماید رجب ماه نزول رحمت الهی است و خداوند در این ماه رحمت خود را بر بندگان خویش فرو میریزد . و در کلام زیبای دیگر میفرماید در بهشت قصری است که غیر از روزهداران ماه رجب؛ کسی وارد آن نمیشود . و بدین ترتیب حضرت لزوم
یا لیتنی های قرآن
آیات بعد که سخن از آگاه ساختن مریم به وجود آب و لزوم تکان دادن درخت برای استفاده از خرمای آن دارد نیز حاکی از پیدایش خارقالعاده آب و خرماست وگرنه مریم برای پی بردن به آن دو موضوع به راهنما
اهل بیت، ستارگان آسمان خلقت
راهنما وجود دارد؟ابوبصیر می گوید عرض کردم آری یابن رسول الله. همواره هادیانی یکی پس از دیگری از میان شما خانواده وجود داشته تا اینکه این امر به شما منتهی شده است و اکنون شما هادی این امت هستید .حضرت وقتی این پاسخ را شنید برای تایید آن فرمود خدا تو را رحمت کند اگر این آیه فقط در مورد یک شخص باشد و آن شخص بمیرد در نتیجه دستوری که در آیه داده شده و نیز خود احکام قرآن از بین رفته است.اما چنین نیست بلکه پیوسته در هر زمان امامی است زنده و معنی این آیه همان طور که برای مردم گذشته وجود داشته برای آیندگان نیز خواهد بود.3فرمایش نورانی امام صادق علیه السلام بیانگر این مطلب است که امر امامت پیوسته تا قیامت ادامه داشته و هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نمی ماند.خیمه ی حیات به برکت آنها پابر جاستمطابق روایات معتبر ضرورت و لزوم
شناخت امام(ع) ضرورت هر زمان
لزوم اصل ولایت در به دست آوردن حقایق دین در دنیا و تامین حیات ابدی در آخرت است.قدم دوم معرفت و شناخت مقام اعلا و اقدس امام ع است؛ در حد امکان و نباید اکتفا به این بشود که فقط بدانیماسمش علی پدرش ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد مولدش کعبه و مدفنش نجف است و قربان اسمش رفتنو بوسیدن قبرش ثواب دارد والسلام. بلکه تا آنجا که ممکن است انسان از فضایل و مناقب آن انوار الهی آگاه گردد وموقعیت و منزلت آنها را در نزد خدا بشناسد که خدا آن بزرگواران را هادی و راهنما
شناخت امام(ع) ضرورت هر زمان
لزوم اصل ولایت در به دست آوردن حقایق دین در دنیا و تامین حیات ابدی در آخرت است.قدم دوم معرفت و شناخت مقام اعلا و اقدس امام ع است؛ در حد امکان و نباید اکتفا به این بشود که فقط بدانیم اسمش علی پدرش ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد مولدش کعبه و مدفنش نجف است و قربان اسمش رفتن و بوسیدن قبرش ثواب دارد والسلام. بلکه تا آنجا که ممکن است انسان از فضایل و مناقب آن انوار الهی آگاه گردد و موقعیت و منزلت آنها را در نزد خدا بشناسد که خدا آن بزرگواران را هادی و راهنما
شناخت امام(ع) ضرورت هر زمان
لزوم اصل ولایت در به دست آوردن حقایق دین در دنیا و تامین حیات ابدی در آخرت است.قدم دوم معرفت و شناخت مقام اعلا و اقدس امام ع است؛ در حد امکان و نباید اکتفا به این بشود که فقط بدانیم اسمش علی پدرش ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد مولدش کعبه و مدفنش نجف است و قربان اسمش رفتن و بوسیدن قبرش ثواب دارد والسلام. بلکه تا آنجا که ممکن است انسان از فضایل و مناقب آن انوار الهی آگاه گردد و موقعیت و منزلت آنها را در نزد خدا بشناسد که خدا آن بزرگواران را هادی و راهنما
درخواست حوایج
بزرگ ترین نعمت هایی است که خداوند متعال به بندگان خود عطا فرمدوده است چه آن که با فقدان راهنما همه ی موهبت های ارزانی شده به آدمی در سیاه چال های گمراهی و انحراف دفن خواهد شد . حدیثی درباره ی لزوم
عصمت امام عليه السلام
لزوم عصمت امام البته عصمت برای مقام امامت امری ضروری است و ذهن با اندکی تامل دو وظیفه پیشوایی امت به سهولت این مطلب را تصدیق میکند.1- امام و پیشوای انسانها قائم مقام پیامبر است و وجود و استمرار پیام آسمانی برای است. او حافظ احکام الهی است و چنانچه معصوم نباشد و در حفظ احکام و ابلاغ آنها به مردم و ارشاد انسانها دچار خطا و نسیان گردد خودبخود نقض غرض از وجود امام شدهاست و امامت مفهوم خود را از دست میدهد و از این رو از لوازم امامت عصمت است.2- امام راهنما
حق و عدل در نظام تكوینی قسمت اول :
لزوم . ---------------------------------------------------------------------------------1- مفردات راغب کلمه حق اما در انطباق با مصادیق دایره بسیار وسیعی دارد و با نوعی عنایت برتمامی مصادیق گوناگون اطلاق می گردد و در همه موارد مطابقت با واقع وقوع شی در محل خود گردش درب برپاشنه ملحوظ شده است.حق در قرآن کریم کلمه حق و مشتقاتش در قرآن کریم حدود 296 مرتبه آمده است که در 272 آیه واقع شده که به برخی از آیات اشاره می شود.لیحق الحق ویبطل الباطل ولو کره المجرمون الانفال ٨ ویحق اللـه الحق بکلماته ولو کره المجرمون یونس ٨٢ لقد حق القول علی اکثرهم فهم لا یؤمنون یس ٧ وکذلک حقت کلمت ربک علی الذین کفروا انهم اصحاب النار غافر ٦ ولقد ارسلنا من قبلک رسلا الی قومهم فجاوهم بالبینات فانتقمنا من الذین اجرموا وکان حقا علینا نصر المؤمنین الروم ٤٧ ذلک بان اللـه هو الحق وانه یحیی الموتی وانه علی کل شی قدیر الحج ٦ و آیات دیگر ...در قاموس و قاموس قرآن نیز مفاهیم یاد شده به نوعی تکرار شده و در تمامی موارد قرآنی مفهوم ثبوت استفاده می شود و البته همه به حق مطلق و ذات اقدس احدیت بر می گردد و اوست حق علی الاطلاق .و ریشه و منشا و کانون اصلی حقوق اسلامی قرآن کریم است که تمامی مبانی و نظام حقوقی از آن استنباط و استخراج می گردد و مصدر شریعت اسلام ام الکتاب است .و اگر چه ما در مقام بیان منابع فقه به عقل و اجماع و سنت نیز استناد میکنیم و می گوئیم منابع فقهی ما چهار چیز است ولیکن باز همه به قران کریم بر می گردد و قرآن شاهد و ناظر و میهمن برهمه است.و سنت براساس قر آن کریم حجت است و عقل نیز به دلیل قرآن کریم راهنما
از اشک عرفه تا ذبح قربان
لزوم شکر نعمتهای الهی اشاره میکند و خود را از ادای یک شکر نیز عاجز و ناتوان میبیند. هر فرازی از این دعا دریچهای از نور و توحید و عشق و محبت به خداوند را به سوی دل انسان میگشاید و عبارات دعا و محتوای آن نشان میدهد که امام حسین ع در حال این دعا یک سره از خود و عالم غافل گشته تمام جهان را به یک سو نهاده با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستی و نفوذ علم و قدرت و حیات او را بر تک تک ذرات و موجودات عالم مشاهده مینماید و آن چه را که دیده بر زبان آورده است. امام حسین ع میخواهد با این نیایش انسان و خدا را بشناساند و نزدیکی آن را به هم بنماید. او با این نیایش منطقیترین و واقعیترین رابطه انسان با خداوند را با زیباترین شکل به تصویر می کشد.دعای عرفه سیدالشهدا ع سراسر نور و عرفان پروردگار است و آمیزهای از شور و عشق و محبت و معرفت به ذات پاک خداوندی است. در فرازهای این دعا امام حسین ع با خداوند چنین عاشقانه زمزمه میکند خداوندا اجازه فرما تا دمی چند در برابرت به زانو درافتم و قطراتی از اقیانوس جان نثار بارگاهت نمایم. خیال دوری راه تا درگاه جمالت خسته و فرسوده ام کرده است که از گل آدم شنیدم بوی تو راهها پیموده ام تا کوی توخدایا موجوداتی که در هستی خود نیازمند تو هستند چگونه میتوانند راهنمای من به سوی تو باشند؟پروردگارا آیا حقیقتی غیر از تو آن روشنایی را دارد که بتواند تو را بر من آشکار سازد؟ کی از نظر غایب و پنهان بودهای که نیازمند راهنمایی به سوی خود باشی و چه وقت از من دور بودهای تا نمودهای جهان مرا به تو برساند؟همه عالم به نور توست پیدا کجا گردی تو از عالم هویدا؟خدایا روشنایی جمال و جلالت در جهان هستی آشکارتر از هر چیز است و وجود تو خفا و پوشیدگی ندارد تا چراغی سر راه بگیرم و بارگاه ربوبی تو را جست و جو نمایم و یا دلیلی را راهنمای خود به سوی تو قرار دهم؛ چون فروزنده چراغ تو و سازنده دلیل و راهنما
از اشک عرفه تا ذبح قربان
لزوم شکر نعمتهای الهی اشاره میکند و خود را از ادای یک شکر نیز عاجز و ناتوان میبیند. هر فرازی از این دعا دریچهای از نور و توحید و عشق و محبت به خداوند را به سوی دل انسان میگشاید و عبارات دعا و محتوای آن نشان میدهد که امام حسین ع در حال این دعا یک سره از خود و عالم غافل گشته تمام جهان را به یک سو نهاده با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستی و نفوذ علم و قدرت و حیات او را بر تک تک ذرات و موجودات عالم مشاهده مینماید و آن چه را که دیده بر زبان آورده است. امام حسین ع میخواهد با این نیایش انسان و خدا را بشناساند و نزدیکی آن را به هم بنماید. او با این نیایش منطقیترین و واقعیترین رابطه انسان با خداوند را با زیباترین شکل به تصویر می کشد.دعای عرفه سیدالشهدا ع سراسر نور و عرفان پروردگار است و آمیزهای از شور و عشق و محبت و معرفت به ذات پاک خداوندی است. در فرازهای این دعا امام حسین ع با خداوند چنین عاشقانه زمزمه میکند خداوندا اجازه فرما تا دمی چند در برابرت به زانو درافتم و قطراتی از اقیانوس جان نثار بارگاهت نمایم. خیال دوری راه تا درگاه جمالت خسته و فرسوده ام کرده است که از گل آدم شنیدم بوی تو راهها پیموده ام تا کوی تو خدایا موجوداتی که در هستی خود نیازمند تو هستند چگونه میتوانند راهنمای من به سوی تو باشند؟پروردگارا آیا حقیقتی غیر از تو آن روشنایی را دارد که بتواند تو را بر من آشکار سازد؟ کی از نظر غایب و پنهان بودهای که نیازمند راهنمایی به سوی خود باشی و چه وقت از من دور بودهای تا نمودهای جهان مرا به تو برساند؟ همه عالم به نور توست پیدا کجا گردی تو از عالم هویدا؟ خدایا روشنایی جمال و جلالت در جهان هستی آشکارتر از هر چیز است و وجود تو خفا و پوشیدگی ندارد تا چراغی سر راه بگیرم و بارگاه ربوبی تو را جست و جو نمایم و یا دلیلی را راهنمای خود به سوی تو قرار دهم؛ چون فروزنده چراغ تو و سازنده دلیل و راهنما
رویکرد عقلی بر ضرورت وجود امام (قاعده لطف)
لزوم وجود پیشوای الهی از مصادیق هر دو نوع می تواند باشد .لطف محصللطف محصل عبارت است از انجام دادن یک سری زمینه ها و مقدماتی از سوی خداوند که تحقق هدف و غرض خلقت و آفرینش بر آن ها متوقف است به گونه ی که اگر خداوند این امور را در حق انسان ها انجام ندهد کار آفرینش لغو و بیهوده می شود . 11 برخی از مصادیق این نوع لطف بیان تکالیف شرعی توان مند ساختن انسان ها برای انجام دادن تکلیف نصب و معرفی ولی و حافظ دین و . . . 12 است .لطف به این معنا محقق اصل تکلیف و طاعت است . 13 ابواسحاق نوبختی در مقام تعریف لطف محصل می فرمایند کاری که خداوند در حق مکلف انجام می دهد که ضرری برای مکلف ندارد منتها اگر این کار انجام نمی شد دیگر طاعتی محقق نمی شد . 14 طرح برهان لطف محصل و امامتوقتی انسان از مطالعه ی خود و مخلوقات و هستی به این نتیجه رسید که تمام مخلوقات آفریده ی خداوند است و از مشاهده و اندیشه در نظم و نعمت ها و اسرار آفرینش به اوصاف و هدف مندی مبدا اعلی رسید می داند که خداوند نعیم و حکیم از پیدایش هستی و انسان هدفی دارد حکمت و هدف مندی در آفرینش و چون خدای سبحان . بی نیاز مطلق است پس هدف سعادت و به کمال رساندن انسان ها است و رسیدن به آن هدف والا برای انسان ها که مرکب از عقل و شهوت اند و در انتخاب راه سعادت و شقاوت مختارند 15 بدون فرستادن برنامه و راهنما
تبیین امامت در پرتو قرآن و عترت
لزوم عصمهالامام ع ۳ حدیث درباره معصوم بودن امامان ع ذکر می کند و در پایان این باب به نقل سخن صدوق ره در باب عصمت امامان می پردازد که می گوید به عقیده ما انبیا و رسولان و ائمه ع همگی معصوم و پاک از هر آلودگی هستند نه مرتکب گناه کبیره می شوند و نه صغیره و هرگز از امر خدا سرپیچی نمی کنند و به آنچه مامورند عمل می کنند و هر کس از امامان نفی عصمت کند جاهل در حق آنان است. ۶ب نصب الهیو اما دلایل این که ائمه ع از جانب خداوند منصوب به مقام امامت شده اند ـ بیان آیات . یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم.به اعتقاد همه شیعیان اولی الامر کسانی جز ائمه معصومین ع نیستند که بر اساس این آیه به امر و نصب الهی به این مقام نائل شده و واجب الاطاعه هستند.۲. یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالتک والله یعصمک من الناس.۸ای پیامبر آنچه از طرف پروردگار بر تو نازل شده است کاملا برسان و اگر نکنی رسالت او را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می کند.به اتفاق و اجماع همه شیعیان مفاد این دستور و نصب الهی چیزی جز معرفی امام علی ع به مقام جانشینی حضرت رسول ص و امامت مردم نبوده است.۳. الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم.باز هم به اجماع همه شیعیان این اکمال دین و اتمام نعمت از جانب خداوند ناشی از چیزی جز نصب علی ع به عنوان امام و جانشین رسول الله ص نبوده است.. انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون.۰سرپرست شما تنها خدا و پیامبر او و مؤمنانی هستند که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.به اتفاق همه مفسران مقصود از والذین آمنوا که در اینجا از جانب خداوند به عنوان سرپرست و ولی مؤمنان در کنار خداوند و رسولش منصوب شده است کسی جز امام علی ع نیست که در حال رکوع انگشتری اش را به فقیری بخشید.به روایت شیخ صدوق از امام باقر ع این آیه در پاسخ به گروهی یهودی تازه مسلمان نازل شد که از رسول خدا ص پرسیدند موسی یوشع بن نون را وصی و جانشین خود قرار داد جانشین تو و ولی و امام ما پس از تو کیست؟ـ بیان روایات . شیخ صدوق در کتاب معانی الاخبار به نقل روایتی از امام باقر ع و ایشان به نقل از پدرش و پدرش به نقل از جدش ع می پردازد که وقتی آیهو کل شی احصیناه فی امام مبین.بر رسول خدا ص نازل شد ابوبکر و عمر برخاسته و پرسیدند یا رسول الله ص آیا مقصود از امام مبین تورات است حضرت ص فرمود نه گفتند انجیل است؟ فرمود نه گفتند قرآن است فرمود نه در این هنگام امام علی ع وارد شد و حضرت رسول ص به علی اشاره کرد و گفت اوست امامی که خداوند هر علمی را در او احصا کرده است.۲. شیخ صدوق در معانی الاخبار به نقل روایتی از امام رضا ع می پردازد به این شرح خداوند پیامبرش را قبض روح نکرد مگر آنکه دینشان را کامل کرد و قرآن را که تفصیل هرچیزی در آن است بر او نازل کرد و در حجهالوداع این آیه را نازل کرد که الیوم اکملت لکم دینکم و... پس امر تعیین امامت علی ره از جانب خداوند مایه اتمام دین بوده است... مسئله امامت مهم تر و عظیم تر و بلند مرتبه تر و دست نایافتنی تر از آن است که مردم با عقل ها و نظراتشان بدان دست یابند و یا آنکه امامی را برای خویش انتخاب کنند. امامت مقامی است که ابراهیم خلیل پس از مقام نبوت بدان دست یافت و امامت در ذریه ابراهیم ع باقی ماند و در قرنی پس از قرنی به ارث رسید تا آنکه رسول خدا ص آن را به ارث برد و حضرتش به امر خداوند این مقام را پس از خود به علی ع اعطا کرد و پس از آن مقام امامت در ذریه علی ع باقی ماند. ۲۳. ابی جارود از امام باقر ع می پرسد امام چگونه شناخته می شود؟ امام ع فرمود با ویژگی هایی که اول آنها نص و نصب از جانب خداوند متعال است که او را به عنوان راهنما
طلب عفو و آمرزش از درگاه خداوند
لزوم احتراز از این دشمن قسم خورده بسیار حیاتی است . در واقع شخص غافل همانند مسافری است که راه افتاده است در حالی که نه مسیر را می شناسد و نه مقصد را می داند و نه از وجود دشمن و کیستی او آگاهی دارد . با چنین شب تاریک و بیم موج و گرداب سخت انجام کار وی بدان جا ختم می گردد که دیگر اصلاح حال وی از دست طبیبان نفوس نیز خارج شده و درهای امید به روی او بسته و در حرمان ابدی غوطه ور خواهد شد . صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت راه از کجاست تا به کجا از این رو چنین فردی از هدایت گران الهی بیگانه است و در جهنم فریاد می زند یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا ؛ کاش با پیامبر همگام می شدم و چون از دشمن شناسی غفلت ورزیده است بانگ برمی دارد لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا ؛ کاش با فلان فاسد دوستی نداشتم زیرا نه به راهنما
دعاى درخواست مكارم اخلاق و كردارهاى پسندیده - بخش اول
راهنما در بین مردم به ارتکاب امور غیراخلاقی یا غیرعقلانی مشهور گردد . ب این موضوع غیر از پدیده ی منفور مد است که منشا سیاسی دارد و نقشه ی شوم استعماری است که مسلمانان باید در برابر آن هوشیارانه عمل کنند چرا که مد در حقیقت نوعی ابزار سنجش جامعه شناختی است که تئوریسین های نظام سلطه ی جهانی میزان تاثیرپذیری و انفعال ملت ها را بدین وسیله تست می کنند و بر پایه ی اطلاعات به دست آمده به تنظیم رابطه ی استعماری خود با ملت ها می پردازند. 2. دسته دوم سلسله صفاتی است که عقل و شرع هر دو آنها را زشت دانسته اند و موجب نقصان وجودی می باشند ؛ از قبیل حسد بخل کبر عجب کینه ورزی و ... که جملگی به شدت مورد نهی شارع مقدس است و فطرت انسان از آنها بی زار است و آیات و روایات و کلمات بزرگان در پلید شمردن آنها هم داستان اند . اتصاف به این امور خروج از کرامت و کمالات را در پی دارد ؛ چنان که حتی گاهی به خروج از عالم انسانیت و ورود به عالم حیوانیت منتهی می گردد و در سخنان حضرت سجاد علیه السلام با لفظ عائبه - آن چه خود عیب است نه آن چه که مردم آن را عیب بشمارند – از این صفات پست یاد شده است . ب دسته ی سوم صفات حمیده است که حضرت سجاد علیه السلام از خداوند سبحان نیل به درجات والا و کامل این صفات را درخواست فرموده است مثلا ممکن است فرد عادل یا متقی یا کریم باشد ولی تا عدالت کامل و تقوای ناب و خالص یا کرم تام و بی چشم داشت فاصله داشته باشد ؛ پس جا دارد که آدمی از حضرت حق – عز اسمه – تکمیل این فضایل را بخواهد . اللهم صل علی محمد و آل محمد و ابدلنی من بغضه اهل الشنآن المحبه و من حسد اهل البغی الموده و من ظنه اهل الصلاح الثقه و من عداوه الادنین الولایه و من عقوق ذوی الارحام المبره و من خذلان الاقربین النصره و من حب المدارین تصحیح المقه و من رد الملابسین کرم العشره و من مراره خوف الظالمین حلاوه الامنه ؛ خدایا بر حضرت محمد و خاندان او درود فرست و به جای کینه ی دشمنان و عداوت بدخواهان تو به من محبت عنایت فرمای و به جای حسد ستمگران از مودت خود نصیبم ساز و به جای بی اعتمادی صالحان اعتماد و اطمینان آنان را ارزانی ام دار و در برابر دشمنی نزدیکان دوستی آنها را عطایم کن و به جای بدرفتاری خویشان رسیدگی و نیکویی آنان را مرحمت نما و بی وفایی و بی مهری نزدیکان را به یاری مبدل ساز و به جای دوستی ظاهری مدارایی محبت راستین آنان را روزی ام فرما و به جای راندن یاران و روی بر تافتن معاشران پذیرش و رویکرد و نرمش معاشرت آنان را به من عطا فرما و تلخی ترس از ظالمان را به شیرینی امن و امان مبدل ساز . همبستگی افراد ؛ عوامل و آثار این فراز مبتنی بر لزوم
عرفان در ارتباط چهارگانه انسان
لزوم استدلال یا غیر قابل استدلال بودن حقایق عرفانی نیست بلکه مقصود آنان استدلالهای مخصوص در مواردی مخصوص است ابیات مربوط را در اینجا می آوریم و سپس با یک توجه عام به این گونه ابیات واقعیت امر را در حقایق عرفانی با نظر به شهود و استدلال توضیح میدهیم. ابیات در دفتر اول تحت عنوان نالیدن ستون حنانه از فراق پیغمبر علیه السلام که جماعت انبوه شدند که ما روی مبارک تو را چون بر آن نشسته ای نمی بینیم....صد هزاران ز اهل تقلید و گمانافکندشان نیم وهمی در کمانکه به ظن تقلید و استدلالشانقائم است و بسته پر و بالشانگوید آری نی ز دل بهر وفاقتا نگویندش که هست اهل نفاقگر نی اندی واقفان امر کندر جهان رد گشته بودی این سخنشبهه می نگیزد آن شیطان دوندرفتند این جمله کوران سرنگونپای استدلالیان چوبین بودپای چوبین سخت بی تمکین بودغیر آن قطب زمان دیده ورکز ثباتش کوه گردد خیره سرپای نابینا عصا باشد عصاتا نیفتد سرنگون او بر حصاآن سواری کاو سپه را شد ظفراهل دین را کیست سلطان بصربا عصا کوران اگر ره دیده انددر پناه خلق روشن دیده اندگرنه بینایان بدندی و شهانجمله کوران خود بمردندی عیاننی زکوران کشت ایدنی درودنی عمارت نی تجارتها و سودگر نکردی رحمت و افضالشاندر شکستی چوب استدلالشاناین عصا چه بود قیاسات و دلیلآن عصا که دادشان؟ بینا جلیلاو عصاتان داد تا پیش آمدیدآن عصا از خشم هم بروی زدیدچون عصا شد آلت جنگ و نفیرآن عصا را خرد بشکن ای ضریرحاصل مضامین ابیات فوق بسیار روشن است و ابهامی در آنها نیست. و منظور مولوی از این ابیات تشویق و تحریک سالکان مسیر رشد و کمال است به انصراف از تقلید و استدلالهای مبتنی بر ظن و روی آوردن به آنچه که عامل یقین است. وقتی که دلیل و برهان بر مبنای یقین و موجب یقین گردد کسی که به آن تکیه کند کور نیست بلکه کاملا بینا و بصیر است. حتی در این ابیات قیاسات و استدلالهای مقلدانه را هم صد در صد مردود نمی شمارد بلکه میگوید همین استدلالها هم که برای حرکات در مراحل اولیه سلوک بکار میرود لازم است همانگونه که عصا برای نابینایان لازم است. و این عصا را خدا بدست آنان داده است که تا بازشدن بینائی حقیقی به وسیله آن به راه خود ادامه بدهند.یکی از دلایل روشن برای اثبات اینکه منظور مولوی طرد هر گونه استدلال نیست بلکه آن نوع استدلال است که برای خود نمائی و جلب شگفتی مردم بکار میرود مانند اغلب آثار هنری که بقصد هنر برای هنر بوجود می اید که شگفتی انسانها را بخود جلب نماید نه نه هنر برای حیات معقول انسانها او می گوید دم بجنابانیم ز استدلال و مکرتا که حیران ماند از مازید و بکرطالب حیرانی خلقان شدیمدست طمع اندر الوهیت زدیمدر کتاب مثنوی در حدود 35 مورد کلمه دلیل مطرح شده است که 10 مورد آن به معنای راهنما
English