نفس انسان حقیقتی ناشناخته-آثار نفس موضوع بحث دانشمندان دیروز و امروزاگر بسیاری از دانشمندان غیراسلامی منکر اموری باشند طبق نوشتههایشان و رشتههایی … دارند منکر حقیقتی در وجود انسان به نام روان نیستند؛ لذا ملاحظه فرمودید یا شنیدید یا خواندید که کتابهای زیادی دراینزمینه یعنی روانشناسی روانشناختی و روانکاوی نوشتهاند. البته منکرین آنها هم ناچار شدند که بهتدریج این حقیقت را در وجود انسان بپذیرند. قرآن مجید از این حقیقت ناشناخته
26 مطلب یافت شد
معرفت به حق در كلام ملا صدرا
بر اساس آن معرفت البته در حد وسع و بقدر تکلیف امکان ثنای حقیقی و سپاس واقعی وجود ندارد راستی انسان ثنای حقیقتی که در نزدش مجهول است را چگونه بگوید؟ و سپاس وجودی را که برایش ناشناخته
معرفت به حق در كلام ملا صدرا
بر اساس آن معرفت البته در حد وسع و بقدر تکلیف امکان ثنای حقیقی و سپاس واقعی وجود ندارد راستی انسان ثنای حقیقتی که در نزدش مجهول است را چگونه بگوید؟ و سپاس وجودی را که برایش ناشناخته
حقيقت تشهّد
بر اساس آن معرفت البته در حد وسع و بقدر تکلیف امکان ثنای حقیقی و سپاس واقعی وجود ندارد راستی انسان ثنای حقیقتی که در نزدش مجهول است را چگونه بگوید؟ و سپاس وجودی را که برایش ناشناخته
تأملاتى چند در شناخت فرشتگان
حقیقتی که مدیریت آنها را بر عهده دارد من وارد حوزه حواس آدمی نمی شوند حتا تسلیم حساس ترین وسایل نیز نمی گردند. دلیل این که ما آدمیان عوامل اداره کننده امور جهان و حیات انسان را نمی بینیم محدودیت ماست؛ محدودیتی که همه هستی و آگاهیهای ما را در برگرفته است. و هر گاه این محدودیت از میان برخیزد بسیاری از نادیدنی ها و ناشنیدنی ها برای ما قابل دیدن و شنیدن خواهد شد. علم در هر دوره ای بخشی از واقعیت ها را کشف کرده و در اختیار آدمیان نهاده است. دانشمندان در برخورد با این کشف شدن ها برخی کم ظرفیت یا بی ظرفیت که گنجایش مغزشان محدود است همه واقعیت را همان کشف شده ها دانسته اند. از این رو بر سر راه آگاهی بشر نشسته و مانع گسترش آگاهی او شده اند. اما در این میان برخی دیگر از دانایان هوشمند با انصاف هستند که به محدودیت دانش و آگاهی خود پی برده و این پیام خداوند را پذیرفته اند که فرمود وما اوتیتم من العلم الا قلیلا؛ اسرا آیه 85. شما را از دانش جز اندکی نداده اند. اینان راه را برای توسعه آگاهی بشر باز نگاهداشته اند. از نیوتن آورده اند که می گفت مانند کودکی خردسالم که در ساحل اقیانوس بی کرانی ایستاده تنها چند عدد سنگ ریزه رنگارنگ را در زیر آب می بیند ولی اقیانوس بیکران با محتویات نامحدودش در برابر دیدگان آن کودک خردسال همچنان ناشناخته
حقيقت صور اسرافيل
ناشناخته روشن شده تکذیب و عناد معاندان کاهش یافته و موجبات تقریب ذهن افراد بی غرض به درک پارهای از واقعیتهای دینی فراهم آمده است و میتوان گفت تولید امواج صوتی و پخش آن از جمله اکتشافاتی است که ممکن است تا اندازهای مشکله نفخ صور و پخش صیحه مرگ را حل کند و مردم را در شناخت این واقعیت مجهول یاری نماید.هم اکنون در تمدن صنعتی بر اثر انفجار بمبهای قوی و خیلی قوی امواج شدید و بسیار شدید صوتی تولید میشود که با گوش میشنویم؛ آن انفجارها میتوانند در ساختمانهای نزدیک و بالنسبه دور شکستگی و ویرانی به بار آورد و روی افرادی که در آن ساختمانها زندگی میکنند یا در خیابانهای اطراف عبور مینمایند کم و بیش عوارض بد و احیانا خطرناک و مرگبار به جای بگذارند و عدهای را هلاک کنند.همچنین بر اثر پیشرفت علم و صنعت دانشمندان توانستهاند از طرفی به وسیله ابزارهای فنی بر تعداد امواج ماورای صوتی به مقدار شایان توجه بیفزایند و از طرف دیگر با کمک نیروی برق امواج ماورای صوتی تولید شده را با سرعت در سطح بسیار وسیعی پخش کنند.میدانیم امواج صوتی سرعتی بالنسبه کم و بردی کوتاه دارند و همین قدر که فاصله از حد محدودی بگذرد صدا شنیده نمیشود ولی بشر امروز در پرتو هوش و تجربه توانسته است با نیروی برق و وساطت ابزارهای فنی و صنعتی صدای گوینده رادیو را با سرعت حیرتزا و بهت آور در سراسر جهان پخش کند و در آن واحد آن را از دورترین نقطه غرب عالم به گوش میلیونها مردم شرق برساند. 21 از مجموع آیات استفاده میشود که در پایان جهان صیحه عظیمی اهل آسمانها و زمین را میمیراند و این صیحه مرگ است. و در آغاز رستاخیز با صیحه و فریاد عظیمی همه زنده میشوند و به پا میخیزند و این فریاد حیات و زندگی است.اما این دو فریاد دقیقا چگونه است؟ چه اثری در صیحه اول و چه تاثیری در صیحه دوم است؟ جز خدا کسی نمیداند.بارها گفتهایم الفاظ ما که برای زندگی روزمره محدود خودمان وضع شده عاجزتر از آن است که بتواند حقایق مربوط به جهان ماورای طبیعت یا پایان این جهان و آغاز جهان دیگر را دقیقا بیان کند به همین دلیل باید از الفاظ معمولی معانی وسیعتر و گستردهتری استفاده شود منتها با توجه به قرائن موجود.چگونه امواج صوتی صور تمام جهان را فرا میگیرد با این که میدانیم امواج صوتی حرکت کندی دارد و از دویست و چهل متر در ثانیه تجاوز نمیکند در حالی که حرکت نور بیش از یک میلیون بار از آن سریعتر و به سیصد هزار کیلومتر در ثانیه میرسد؟باید گفت ما نسبت به این موضوع همانند بسیاری از مسائل مربوط به قیامت تنها علم اجمالی داریم و جزئیات آن بر ما روشن نیست.مرگ آفرینی این صدا اگر در گذشته برای بعضی شگفتانگیز بود امروز برای ما تعجبی ندارد چرا که بسیار شنیدهایم موج انفجار گوشها را کر بدنها را متلاشی حتی خانهها را ویران میسازد انسانهایی را از جای خود برداشته به فاصلههای دور دست پرتاب میکند. بسیار دیده شده که حرکت سریع یک هواپیما و به اصطلاح شکستن دیوار صوتی چنان صدای وحشتناک و امواج ویرانگری به وجود میآورد که شیشههای عمارتها را در شعاع وسیعی خرد میکند.جائی که نمونههای کوچک امواج صوتی که به وسیله انسانها ایجاد شده اینچنین اثراتی از خود نشان میدهد آن صیحه عظیم الهی آن انفجار بزرگ جهانی چه آثاری به بار خواهد آورد. به همین دلیل جای تعجب نیست که امواجی هم درنقطه مقابل آن تکان دهنده و بیدار کننده و احیاگر باشد هر چند تصور آن امروز برای ما ممکن نیست ولی بیدار کردن افراد خواب را با فریاد و یا به هوش آوردن انسانهای بی هوش را با شوکهای شدید لااقل دیدهایم. و باز تکرار میکنیم که با علم محدودمان تنها شبحی از این امور را از دور میبینیم. 22 حقایق عالم آخرت حقیقتی
حيات
ناشناخته است.وقتی بشر از درک حقیقت حیات یک بوته خار یا یک حشره ناچیز عاجز باشد وقتی انسان نتواند حقیقت زندگی و حیات خود و سایر موجودات زنده کره زمین را که پیوسته با آنها در تماس است درک نماید بدیهی است که میتواند به حیات خداوند بزرگ پی ببرد و از حقیقت آن آگاه شود.به راستی احدی نمیداند این چه حقیقتی
شگفتىهاى جهان حيوانات
حقیقتی متمرکز کند؟ نمیداند به چه وسیله آثاری که از عناصر بروز میکند به شماره آورد.همان تحیر و اعجابی که در جهان فضا و کواکب و جهان نباتات بر آدمی چیره میشود چندین برابر آن در جهان حیوانات به آدمی دست میدهد.این که میگوییم چندین برابر آن به خاطر آن است که خورشید با آن همه عظمت فاقد عنصر حیات و حس و اراده است اما در جهان حیوان عنصر ناشناخته
نفس انسان، گوهری باارزش و امانتی الهی
ناشناخته بودن حقیقت نفس برای انسانحالا نفس که در وجود ماست و ما حقیقتش را نمیدانیم از هزاران سال قبل هم دانشمندان فلاسفه حکما و کلامیون قبول کردهاند؛ انبیا و ائمه علیهمالسلام هم خبرش را دادهاند؛ این بیدینهای اروپا و آمریکا هم هزارجور کتاب روانکاوی و روانشناسی نوشتهاند؛ یعنی قبول کردهاند نمیتوانند قبول نکنند پس این حرکات درون ما ناشی از چه حقیقتی
روح چیست ؟
ناشناخته و مجهول کم و ناچیز است . در دنیای پیشرفته امروز نیز وضع دانشمندان از نظر شناخت عمق و ماهیت روح تغییر نکرده است و همه آن را جز مسائل پیچیدهای میدانند که هنوز حل نشده است .اما نکاتی که از قرآن و روایات در مورد روح استفاده میشود این است که 1 ـ آن چه که ما را از حیوانات جدا میسازد و مایه شرف ما است و تمام قدرت و فعالیت ما از آن سرچشمه میگیرد و به کمک آن زمین و آسمان را جولانگاه خود قرار میدهیم و اسرار علوم را میشکافیم همین روح عظیمی است که در قرآن مطرح است .2 ـ روح موجودی است از عالم امر و ساختمانی مغایر با ساختمان ماده دارد از افق زمان و مکان بیرون میباشد و وجود آن دفعی است نه تدریجی و تغییری در آن راه ندارد .با توجه به این خصوصیات میتوان تجرد روح را بر اساس آیات قرآن استنباط کرد 3 .3 ـ روح منسوب به حضرت حق است 4 . حقیقت روح هرچه باشد و فلاسفه مادی و الهی در نفی و اثبات آن با هر بیان سخن بگویند اثری در جهان بینی مکتب پیامبران نمیگذارد و ایمان پیروان راستین آنان را متزلزل نمیکند ؛ زیرا تمام انبیای الهی در طول تاریخ به استناد وحی خداوند به مردم اعلام نمودهاند که حیات بشر با مرگ پایان نمییابد بلکه از عالمی به عالم دیگر منتقل میگردد و روحش در عالم غیب که ما نمیشناسیم باقی و جاودان است .از امام صادق علیهالسلام سؤال شد که آیا روح پس از خروج از بدن متلاشی میگردد یا باقی میماند حضرت فرمودند تا روزی که در صور دمیده شود همچنان باقی و پایدار خواهد بود 5 . بنابراین روح حقیقتی
رستگاری ابدی در پرتو پیوند همیشگی با پروردگار
ناشناخته بودن حقیقت معارف اهلبیت علیهمالسلام نکات بسیار مهمی در بحث یقین گفته شد که به مناسبت نزدیک بودن به غدیر نکته واقعا فوقالعاده و اعجابانگیزی در رابطه با یقین برایتان عرض میکنم. آیهای در جلسه اول قرائت کردم که پروردگار میفرماید وکذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات والارض ولیکون من الموقنین سوره انعام آیه 75 . البته مسئله ملکوتیای که در این آیه و سوره یس بیده ملکوت کل شی مطرح شده حقیقتی
عظمت آية الكرسی (3)
ناشناخته است.وقتی بشر از درک حقیقت حیات یک بوته خار یا یک حشره ناچیز عاجز باشد وقتی انسان نتواند حقیقت زندگی و حیات خود و سایر موجودات زنده کره زمین را که پیوسته با آنها در تماس است درک نماید بدیهی است که میتواند به حیات خداوند بزرگ پی ببرد و از حقیقت آن آگاه شود.به راستی احدی نمیداند این چه حقیقتی … ناشناخته است.پیروان مکتب داروین آن را به تصادف و اتفاق تعبیر کردهاند این تغییرات ناگهانی در بعضی از موارد سبب میشود که موجود زنده با محیط خود انطباق بهتری پیدا کند و به نام موجود انسب برگزیده طبیعت گردد و بر اثر آن در صحنه تنازع بقا از خطر نابودی مصون بماند.موضوع اساسی فرضیه داروین به دو کلمه بستگی دارد قابلیت تغییر و انتخاب انسب.به نظر داروین مشکل مینماید که قابلیت تغییر را وابسته تاثیر شرایط خارجی بداند.در مواقعی دیده میشود که تغییراتی مشابه در موجودات زندهای که تابع شرایطی بسیار متفاوت میباشند به وجود میآید و برعکس تغییراتی بسیار متفاوت ممکن است در افرادی که در شرایط متساوی به سر میبرند مؤثر افتد.داروین میگوید این مشاهدات ما را بر آن میدارد که برای قابلیت تغییر بیش از تاثیر مستقیم شرایط محیط ارزش قائل شویم قابلیت تغییر معلول عللی است که از آنها مطلقا خبر نداریم.به همین جهت شاگردان داروین معتقد شدند که تغییرات بر اثر تصادف پدیدار میشوددر فرضیه داروین تغییرات تصادفا بیآن که رابطه با نوع زندگی داشته باشد پدید میآیند و هیچ صفت انطباقی اجباری ندارند تنها انتخاب انسب با حفظ اعضای مفید و حذف تغییرات مضر یا خطرناک رفته رفته نوعی انطباق که در این جا نمودی فرعی است به وجود میآورند.استاد دانشگاه ژنو میگوید بر فرضیه داروین خرده بسیار گرفتهاند و سپس به شرح قسمتهای مهم آن میپردازد که بخش مختصری از آن در اینجا نقل میشود تنازع بقا همیشه با آن بیرحمی که داروین میپندارد همراه نیست بیگمان تعادل حیوانات از قربانیهای فراوان پدید آمده ولی عمده کشتارها و ویرانیها هیچ رابطهای با تغییرات مفید یا زیان بخش اعضای افراد ندارد اگر یک جفت قورباغه هزاران تخم و نوزاد پدید آورند به طور متوسط دوتای آنها زنده میماند و باقی را یا افراد دیگر میخورند یا بر اثر بیماریها و انگلها از بین میروند و این هیچ رابطهای با آن که فلان فرد دمی کوتاه یا دراز یا پوستی روشنتر یا تیرهتر و دستگاه تنفسی کاملتر یا ناقصتر و شیره هضمی کم و بیش مؤثر داشته باشد ندارد و این نابودی دسته جمعی بدون انتخاب انسب به وقوع پیوسته است.هیچ کس نمیتواند بپذیرد که شاخی درازتر از چند میلیمتر و پردهی پایی به ضخامت دو یا سه میلیمتر میتواند صاحب خود را از گزند حوادث برهاند تنازع بقا میدان مسابقه المپیک نیست و نمیتوان آن را به مسابقه اسبدوانی که درازی سر اسب هم در پیروزی دخیل است تشبیه کرد. 32 در فصل دهم کتاب تکامل عمقی میگوید اگر بخواهیم به این بیندیشیم که چگونه تکامل سطحی که نژادها و انواع را پدید میآورد آغاز میشود هیچ یک از معلومات تجربی به ما اجازه نمیدهد که دربارهی پیدایش دستهها جنسها خانوادهها و مخصوصا رشتهها و طبقهها و شاخهها نظری معقول و صائب داشته باشیم تنها میدانیم که در این باره مدارک دیرینه شناسی به طور کلی مهر خاموشی بر لب نهادهاند. 1 در فصل یازدهم جهشها و انطباق میگوید حقیقتی
استجابت دعاى چهار گروه
حقیقتی است که تاریخ بشر آن را ثابت کرده و واقعیتی است که بارها به وقوع پیوسته است. با سلاح دعا ستمکار را مغلوب کردچند سالی در ایام ماه شعبان برای تبلیغ به شهر همدان میرفتم. در آنجا با تعدادی از علمای بزرگ و اولیای خدا به لطف خدا محشور و مانوس شدم و از انفاس قدسیه و برکات وجودی آنان بهرهی بسیار بردم.یکی از چهرههای برجستهی علمی که عمری با قرآن مجید و روایات سر و کار داشت و بسیار اهل حال بود و از نفسی پاک و سازنده بهره داشت مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسن بهاری فرزند مرجع مجاهد آیت الله العظمی حاج شیخ محمد باقر بهاری بود.من در اولین دیدار مشتاق و عاشق او شدم و در همهی سفرهای تبلیغیام به همدان خدمت آن مرد بزرگ که در آن شهر در میان مردم چهرهای ناشناخته
استجابت دعاى چهار گروه
حقیقتی است که تاریخ بشر آن را ثابت کرده و واقعیتی است که بارها به وقوع پیوسته است. با سلاح دعا ستمکار را مغلوب کردچند سالی در ایام ماه شعبان برای تبلیغ به شهر همدان میرفتم. در آنجا با تعدادی از علمای بزرگ و اولیای خدا به لطف خدا محشور و مانوس شدم و از انفاس قدسیه و برکات وجودی آنان بهرهی بسیار بردم.یکی از چهرههای برجستهی علمی که عمری با قرآن مجید و روایات سر و کار داشت و بسیار اهل حال بود و از نفسی پاک و سازنده بهره داشت مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسن بهاری فرزند مرجع مجاهد آیت الله العظمی حاج شیخ محمد باقر بهاری بود.من در اولین دیدار مشتاق و عاشق او شدم و در همهی سفرهای تبلیغیام به همدان خدمت آن مرد بزرگ که در آن شهر در میان مردم چهرهای ناشناخته
استاد انصاریان: خلأ غرب نداشتن علم باطن، علم بالله، علم به معاد و علوم انبیا و ائمه طاهرین(ع) است
ناشناخته نوشته است. این اسم راست هم هست آنها انسان را نمیشناسند و نمیدانند انسان کیست اینها را نبوت توحید و امامت باید حل کند نمیشود از بیگانگان پرسید آنها خودشان را نمیشناسند تا چه برسد به مسائل بیرون از انسان را حالا شما اگر از پروردگار بپرسید انسان کیست؟ چهار جواب به شما میدهد خلیفه الله مستعد هدایت الله افق کرامت الله عرصه معرفت الله این انسان است. استاد انصاریان ادامه داد یعنی با این تعریفی که خداوند از انسان در سوره بقره و در سوره اسرا کرده است به انسان میگوید که تو از مخلوقات گل سرسبد آفرینش من و افق تجلی تمام ارزشها هستی این در روایات است که تو جلوه خدا هستی نه جلوه فیزیک تو جلوه معرفت هستی نه جلوه شیمی تو جلوه هدایت هستی نه جلوه حیوانیت تو جلوه کرامت هستی نه عرصهگاه پستی یعنی غرب به خاطر اینکه انسان را نمیشناسد شان انسان را تا حد حیوانات پائین آورده است؛ یعنی فرهنگ غرب به خاطر جهل به انسان انسان را به زمین چسبانده است قامت انسانی را هم شکسته و پستش کرده است. وی افزود علوم غیرالهی میتواند هواپیما بسازد بدنها را از یک کشوری به کشور دیگر ببرد میتواند قطار و ماشین بسازد و بدنها را حمل و نقل کند میتواند قویترین یونیت را بسازد و دندان درد را اصلاح کند میتواند ام آر آی بسازد که عکسبرداری دقیق کند هیچ علمی امروز در کره زمین ارتباطی با ادب و تربیت و رشد و کمال انسان ندارد اینهایی که فریفته غرب هستند یا دلشان میخواهد بارشان را از این مملکت جمع کنند و به آمریکا و کانادا بروند دارند وارد سراب میشوند. آنجا حقیقتی
ارزشهای ناشناختۀ حضرت معصومه(س)
حقیقتی که هست لمس کند حتما میتواند. راهش چیست؟ لا یمسه الا المطهرون سوره واقعه آیه 79 فقط کسانی که طهارت نوعی دارند میتوانند به قرآن برسند. طهارت عقل که فکر بد نداشته باشد؛ نه در حق خودشان نه در حق عالم نه در حق مردم نه در حق پروردگار. وقتی این طهارتها -طهارت فکر طهارت دل طهارت روح و طهارت عمل- پدید بشود انسان به قرآن میرسد و حقایق و واقعیات قرآن را لمس میکند. این مطلب در خود قرآن مجید هم آمده است. -معرفت راه اتصال به اولیای الهیاولیای الهی منابع همه ارزشها هستند و شما باید اتصال قلبی محبتی و عاشقانه به آنها پیدا کنید که امام صادق ع میفرمایند راه این اتصال هم معرفت است؛ یعنی وقتی اولیای الهی را بشناسی قهرا عاشق آنها میشوی و دیگر لازم نیست بدوی زحمت بکشی یا این و آن را ببینی؛ انسان فقط از طریق مطالعه حالات خلقیات اعمال و ارزشهای اولیای خدا معرفت پیدا میکند و معرفت پایه محبت میشود. محبت که آمد اتصال میآید و وقتی اتصال بیاید من مانند کابل و سیم از این منابع انرژی عرشی کسب نور اخلاق و ارزش میکنم. شرحی بر کلمۀ ولی الله در زیارت حضرت معصومه س -معروفیت ناشناخته
راه رسیدن به رستگاری - جلسه اول - (متن کامل + عناوین)
ناشناخته خود نوشته است سینماها تلویزیونها رادیوها مجلات وورزشها غیر از اتلاف عمر ودوری از ادب و تربیت وسعادت ثمره دیگری ندارد. محاسبه کنید که زمانی که پای سینماها وتلویزیونها وآوازها وسرگرمیها مصرف میشود اگر صرف علم و عقل وتربیت وادب میشد دنیای ما چگونه دنیایی بود. این همان پیام انبیاست. انسان اگر خود را در جرم صغیر و قالب بدن بداند به هیچ مقصد از اهداف رستگاری نمیرسد چون دردایره دانستنیهای مادی سیر میکند و تمام عمر خود را فانی می کند. ویژگیهای راه یابی به رستگاری اگرانسان درمسیر خدا انبیا ائمه علیه السلام و اهل معرفت حرکت کند در جاده فلاح ورستگاری قرار می گیرد. درقرآن کریم در مورد فلاح وفوز آیات بسیاری وجود دارد. پروردگار درباره فلاح میفرماید اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون 7 کسانی که در راه هدایت قرار دارند و تمام موانع راه سعادت دنیا و آخرت را از جاده زندگی کنار زدند. خداوند متعال درباره فوز هم می فرماید الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون 8 آیه دو معنا دارد معنای اولیه این است آنان که از مکه به مدینه هجرت کردند. معنی کامل این است که آنان از تمام گناهان هجرت کردند با جان و مال خود در راه خدا کوشیدند. مقام آنان نزد پروردگار بزرگترین مقام است. رستگاران کسانی هستند که خویش رابه خدا و ایمان پیوند زدند. عبادت و ترک گناه همواره این پیوند را محکمتر میکند. برای سالک شدن سه خصلت باید در وجود انسان زنده شود وگرنه درعالم حیوانات باقی میماند و ازدیدگاه وحی راه رستگاری به روی او بسته خواهد شد و بعد از مرگ هیزم دوزخ است فکانوا لجهنم حطبا 9 یعنی او سالها زحمت کشید تا هیزم جهنم شود. هیزم زنده دربرزخ وقیامت ودوزخ دچار چه اندوهی و غصهای خواهد شد. درک چنین حقیقتی
شگفتىهاى عالم انسان (3)
حقیقتی است که از خورشید روشنتر و از نور پرفروغتر است.به قول فیض آن شوریده شیدا و عاشق حضرت یکتا- جل جلاله- ای خفته رسید یار برخیز از خود بفشان غبار برخیزهین بر سر لطف و مهر آمد ای عاشق یار زار برخیزآمد بر تو طبیب غمخوار ای خسته دل نزار برخیزای آن که خمار یار داری آمد مه میگسار برخیزای آن که به هجر مبتلایی هان مژده وصل یار برخیزای آن که خزان فسرده کردت اینک آمد بهار برخیزفرصت تنگ است و کار بسیار بر خویش تو رحم آر برخیزکاری بکن ار تنت درست است ور نیست شکسته وار برخیزرو چند به سوی پستی آری سر راست نگاه دار برخیزترسم که نگون به چاه افتی برخیز از این کنار برخیز فیض کاشانی پی نوشت ها ______________________________ 1 - بحار الانوار 10 205 باب 13 حدیث 9؛ الخصال 2 511 حدیث 3. 2 - الخصال 2 511 حدیث 3؛ بحار الانوار 10 205 باب 13 حدیث 9؛ علل الشرایع 1 99 باب 87 حدیث 1؛ لازم به تذکر است که این گونه بیانات همه حکمتهای این اعضاست نه علت آنها. و نیز هر کدام تنها یک حکمت ندارد بلکه دارای حکم و مصالح بسیاری است که امام علیه السلام به یکی از آنها اشاره فرموده است و مرحوم علامه مجلسی رحمه الله در بحار الانوار در شرح فقرات این روایت توضیحات مفیدی دارد که شایسته مراجعه میباشد. 3 - الرحمن 55 14. 4 - نشانههای معرفت 82. 5 - انسان موجود ناشناخته
قم حرم حضرت معصومه(س) دههٔ دوم رجب 1396 سخنرانی نهم
ناشناخته نوشته است که این اسم راست هم هست و انسان را نمیشناسند نمیدانند انسان کیست خب اینها را نبوت باید حل کند توحید باید حل کند امامت باید حل کند و نمیشود از بیگانگان پرسید. آنها خودشان را نمیشناسند تا چه برسد به مسائل بیرون از انسان را.حالا شما اگر از پروردگار بپرسید انسان کیست؟ چهارتا جواب به تو میدهد خلیفهالله مستعد هدایتالله افق کرامتالله عرصه معرفتالله این انسان است یعنی با این تعریفی که خدا از انسان در سوره بقره و در سوره اسرا کرده به انسان میگوید که تو از مخلوقات گل سرسبد آفرینش من هستی و افق تجلی تمام ارزشها که با طلوع این ارزشها وجودت افضل من ملک مقرب است و این در روایات است. تو جلوه خدا هستی و نه جلوه فیزیک؛ تو جلوه معرفت هستی و نه جلوه شیمی؛ تو جلوه هدایت هستی و نه جلوه حیوانیت؛ تو جلوه کرامت هستی و نه عرصهگاه پستی؛ یعنی غرب بهخاطر اینکه انسان را نمیشناسد در سر خودش زده و پهن زمینش کرده؛ یعنی حیوانات ایستادند و این ایستایی را غرب از انسان گرفته و یک منبع آلودگی اثاقلتم الی الارض شده است؛ یعنی فرهنگ غرب آمده و انسان را بهخاطر جهل به انسان به زمین چسبانده روی قدش هم زده قامت انسانی را هم شکسته پستش کرده است شما تا کشورهای اروپایی نروید این آیه را نمیتوانید لمس بکنید ثم رددناه اسفل السافلین انسان در آنجا موجودی است که پستترین پستان جهان است؛ اما باید بروید و با چشم ببینید. من یک چیزهایی را از آنجا میدانم که در طول سفرها به آن رسیدهام که یکدانهاش را بهخاطر ادب منبر و ارزش شما و بهخصوص در این محلهایی که خانه اهلبیت است نمیتوانم بگویم نمیتوانم به زبان بیاورم. خب هشامبنحکم یک گیر فکری دارد و کار فیزیک و شیمی و ریاضی و هندسه و معماری و صنعت نیست که حل کند علوم غیرالهی فقط عهدهدار بدن هستند. علوم غیرالهی میتوانند هواپیما بسازند که بدنها را از یک کشوری به کشور دیگر ببرند؛ میتوانند قطار بسازند که بدنها را حملونقل بکند؛ میتوانند ماشین بسازند که بدنها را حملونقل بکند؛ میتوانند قویترین یونیت را بسازند که دندان درد را اصلاح بکند؛ میتوانند ام.آر.آی بسازند که عکسبرداری دقیق بکند؛ هیچ علمی امروز در کره زمین با ادب و تربیت و رشد و کمال انسان ارتباطی ندارد. اینهایی که فریفته غرب هستند یا دلشان میخواهد بارشان را از این مملکت جمع بکنند و آمریکا بروند کانادا بروند یک کشور غربی بروند دارند وارد سراب میشوند؛ اینجا حقیقتی
معنویتهای دروغین نمکی بر زخم زندگی مادی گرایانه
حقیقتی ندارد که خدای خالق آن حقیقت داشته باشد. علی رقم این اعتقاد در بودیسم کتاب مقدس هندوها اوپانیشادها برهمن را خدای واحد و غیر متشخص معرفی می کند. او خالقی است که در آغاز جهان وجود داشته و در مرکز همه موجودات و خدایانی است که کل جهان هستی را به وجود می آورند. 3 یعنی خدایان دیگر مثل خدای آتش آگنی و خدای باد وایو فرمانبردار او هستند 4 . به گفته پل دوسن " برهمن علت ماقبل زمان است و جهان به منزله معلولی است که از آن ظاهر شده است. اتصال باطنی عالم به برهمن و یگانگی آن با ذات برهمن موجب شده است که آفرینشی توسط او و از ذات خود او به وقوع پیوندد. 5 بنابراین برهمن ذات مطلق و واحد الهی است که همه جهان در او و او در همه جهان است و در این هویت است که توحید کامل را در سطح وحدت وجود مشخص می سازد. 6 در اوپانیشاد از حقیقت دیگری نیز بسیار سخن رفته است و آن آتمن ATMAN به معنای روح یا نفس است. آتمن حقیقت درونی انسان است که بر اساس اوپانیشاد همان برهمن است. آتمن نور درونی انسان است که در دل جای دارد و همان پوروشه است که از دانایی تشکیل شده است. آتمن واقعا برهمن است که از درک... تشکیل شده است. 7 در کتاب مقدس هندوها اوصاف و ستایش هایی که برای برهمن ذکر شده برای آتمن یعنی حقیقت انسان نیز آمده است. آنکه او در زمین جای دارد... در آبها... در آتش.. در جو... در نسیم... در آسمان... در آفتاب... در چهارسوی افلاک... در ماه و ستارگان... در ظلمات... در نور... آنکه در همه چیز سریان دارد و با این همه غیر از همه چیز است. آنکه ناشناخته
English