فضایل امیرالمؤمنین(ع) در اشعار شعرا
149 مطلب یافت شد
فضایل امیرالمؤمنین(ع) در کتب فریقین
تهران/ حسینیه علوی بروجردی/ دههٔ سوم جمادیالاول/ سال 1401ه.ش./ جلسه پنجم
فضایل امیرالمؤمنین(ع) در کلام امیرالمؤمنین(ع)
امیرالمؤمنین ع برای امتکتابی بهنام توحید داریم که حدود 1200 سال از نوشتنش گذشته است. مؤلف کتاب رئیس محدثین مکتب اهلبیت علیهمالسلام شیخ صدوق است. پدر و مادرش بچهدار نمیشدند پدر در عصر غیبت صغری نامهای به ولیاللهالاعظم نوشت و درخواست دعا کرد. امام زمان عج دعا کردند و خدا این فرزند را به پدر و مادر عطا کرد. ایشان در کتاب توحیدشان از زبان خود امیرالمؤمنین نقل کردهاند؛ یعنی امیرالمؤمنین ع خودشان را در اوج مظلومیت خود در امت روزگارشان معرفی کردهاند. چارهای هم نبود و باید خودشان را معرفی میکردند تا گمراهان از گمراهی دربیایند تاریکدلان از تاریکی دربیایند و تیرهبختیشان ادامه پیدا نکند. علی ع غصه امت را میخوردند و راضی نبودند که یک نفر دوزخی شود. هر کس دوزخی شد خودش خودش را دوزخی کرد. معرفی حضرت به این صورت برای این بود که هم گمراهان را نجات بدهد و هم ما عاشقانش ایشان را بیشتر بشناسیم. فضایل
سایت عرفان ویژهنامه منحصربه فرد غدیر را منتشر کرد
این گزارش میافزاید اعمال و فضایل ویژه عید غدیر نقش غدیر در هدایت بشر خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی ع غدیر چشمه جوشان حق اطاعت از امیرالمؤمنین ع … حکایت رشوه سنگین عثمان به ابوذر خدمت به مردم قهرمان خندق جهان به علی ع محتاج است جاده اصلی با علی ع ضرر نمیکنی قلعه امن ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین ع فضایل
پذیرش ولایت امیرالمؤمنین(ع)، فریضهای الهی
امیرالمؤمنین ع شعرای عرب و غیرعرب هم در فضایل امیرمؤمنان ع اقیانوسوار قصیده مسمط مسدس غزل و مثنوی سرودهاند. … امیرالمؤمنین ع -وابستگی عجیب اهلسنت به مکاتب باطلروایات غیر از سیصد آیه که مصداق اتم آن امیرالمؤمنین ع است ارزشها و کمالات وجود مقدس امیرالمؤمنین ع را دریاوار بیان کردهاند. بخش مهمی از این روایات با سند در کتابهای اهلسنت است؛ مثل ینابیعالموده و کتابهای دیگر. اهلسنت برای آیات نازلشده درباره حضرت هم کتاب مستقل نوشتهاند؛ ولی خیلی تعجبآور و شگفتانگیز است که با اینهمه آیات و روایاتی که نقل کردهاند چرا علوی نشدهاند؟ غیر از آنهایی که شیعه شدهاند و کم هم هستند تقریبا بقیهشان شدیدا به مکتب سقیفه بنیامیه و بنیعباس وابسته هستند. اینهم از عجایب و شگفتیهاست. -اشعار اقیانوسوار در فضایل … امیرالمؤمنین ع محبوبترین بنده نزد خداونداین پیغمبر حالا بنا به درخواست امیرالمؤمنین ع در سجده دعا میکنند اللهم بحق علی عندک اغفر لعلی . امیرالمؤمنین ع میفرمایند پیغمبر ص از سجده بلند شدند و تشهد خواندند من به محضر مبارکشان عرض کردم یا رسولالله چرا خدا را در سجده به حق من قسم دادید؟ فرمودند علی جان در تمام عالم هستی محبوبتر از تو پیش خدا ندیدهم که خدا را به او قسم بدهم. این امیرالمؤمنین ع است. شعری لطیف و زیبا در وصف امیرالمؤمنین ع یکبار سال پنجاه بود کسی مرا دعوت کرد و گفت عصر به خانه ما بیا من یک دایی پیر دارم که سبزیفروش است و دیگر نمیتواند به مغازه برود. خانم او مرده و چون داییام بچه ندارد او را پیش خودم آوردهام و نگهداریاش میکنم. دایی من با اینکه الآن 83-84 ساله است شصتهزار شعر حفظ است. تو بیا و از شعرهای معروفی که در دیوانهاست خط اولش را بخوان دایی من بدون لکنت زبان تا آخرش را میخواند. من رفتم و سلام کردم داخل حیاط بود با ادب روبهروی او نشستم. پیرمرد نورانیای بود محاسن سفید و آثار سجده به پیشانی داشت به او گفتم یک شعر برای من میخوانی؟ او هم دید که من طلبهام پیش خودش گفت خوب است یک شعر بهدردخور برایش بخوانم و همینطور که این دو چشمش برق میزد و غوطهور در اشک بود این چهار خط شعر را برایم خواند؛ این شعر خیلی لطیف است مسیح بر فلک و شاه اولیا به تراب ×××××××× دلم ز آتش این غصه گشته بود کباب مسیح بر فلک بود چون در قرآن مجید میگوید وقتی یهودیها میخواستند او را بکشند بل رفعه الله الیه سوره نسا آیه 158 خدا او را بالا برد. البته این بالا هم معانی دارد میگویند که خدا مسیح را در مقام چهارم عالم قرار داده است. این بیت به یک حدیث اشاره دارد. روزی پیغمبر ص میرفتند دیدند که امیرالمؤمنین ع از شدت خستگی در کوچه روی خاک خوابیده است؛ یعنی با لباسهایش روی خاک کوچه خوابیده و خواب است. کدام شخصیت حکومتی را میتوانید در کره زمین پیدا کنید که اگر خسته بشوند در کاخ خودشان نباشند و بیرون باشند ماشین هم کنارشان نباشد کنار پیادهرو بخوابند؟ اگر به آنها بگویی که این کار را بکن از تکبرشان دق و سکته میکنند پیغمبر اکرم ص آرام به امیرالمؤمنین ع خطاب کردند یا اباتراب چه تعبیری چقدر خوب بود که وقت داشتید و راجعبه خاک مطالعه میکردید. کتاب درباره خاک خیلی نوشته شده است یک کتاب خیلی مهم کتاب علم و زندگی است که چهار پنجتا از دانشمندان بسیار مهم جهان این کتاب را نوشتهاند. شما بخش خاک این کتاب را ببینید؛ میبینید که خاک چه نعمت بینظیری در عالم است و همین خاک تمام موجودات زنده همین هشتمیلیارد جمعیت و تمام پرندگان هوا را تغذیه میکند و چه معدن عجیبی است آنوقت پیغمبر ص میگویند پدر خاک؛ یعنی علی جان خاک کجا و تو کجا یعنی اگر تو نبودی خاکی در این عالم وجود نداشت و از برکت وجود توست که این عالم خاک دارد. مسیح بر فلک و شاه اولیا به تراب ×××××××× دلم ز آتش این غصه گشته بود کبابچرا مسیح ع در مقام چهارم عالم و امیرالمؤمنین ع روی خاک باشد و دلم از آتش این غصه کباب بود سؤال کردم از این ماجرا ز پیر خرد ××××××××××× چو غنچه لب به تبسم گشود و داد جواببه حکم عقل به میزان عدل سنجیدند ××××××××× مقام و مرتبه این دو گوهر نایابنشست کفه میزان مرتضی به زمین ×××××××××× به آسمان چهارم مسیح شد پرتابچقدر لطیف جلالالدین چند شعر زیبا راجعبه امیرالمؤمنین دارد که یکی از آنها این رباعی است رومی نشد از سر علی کس آگاه ××××××××××× زیرا که نشد کس آگه از سر اللهیک ممکن و اینهمه صفات واجب ××××××××× لا حول ولا قوه الا با لله ممکن در اینجا یعنی مخلوق .این امیرالمؤمنین ع است؛ این قائد الغر المحجلین و یعسوب الدین است. فضایل
امیرالمؤمنین(ع)، برترین و کاملترین الگوی بشریت
فضایل امیرالمؤمنین ع فقط نگاه کند و نخواند خدا تمام گناهان مرتکبشده با چشم او را میبخشد. … -طلب مغفرت ملائکه با نوشتن فضیلتی از امیرالمؤمنین ع و من کتب فضیله من فضائله لم تزل الملائکه تستغفر له ما بقی لتلک الکتابه رسم اگر یک نفر قلم بردارد و روی یک تابلو بنر صفحه اعلامیه یا کتاب یک فضیلت از فضایل … امیرالمؤمنین ع باشد کل ملائکه با آدم هستند و عمله آدم برای استغفار میشوند. -بخشش گناهان گوش با شنیدن فضیلتی از امیرالمؤمنین ع و من استمع الی فضیله من فضائله غفر الله له الذنوب اللتی اکتسبها بالاستماع هر کس یک فضیلت از فضایل
هدف خلقت از زبان امیرالمومنین علیه السلام
امیرالمؤمنین ع آموخت. از خود آن حضرت نقل شده است ان رسول الله علمنی الف باب من العلم یفتح کل باب الف باب رسول خدا ص هزار باب از دانش را به من آموخت که از هر باب هزار باب دیگر گشوده میشد 3 بنابراین هنگامی که از کمال علمی و معرفتی امیرالمؤمنین ع سخن گفته میشود سخن از شخصیتی است که علم او در امتداد تعلیم مستقیم رسول خدا ص قرار دارد و روایات اهلبیت ع آیه ومن عنده علم الکتاب را با وجود او مرتبط دانستهاند. امیرالمؤمنین ع در اوج بندگیمرحله دیگر کمال انسان عبادت و بندگی خداست. عبادت در منطق دینی تنها در نماز و روزه خلاصه نمیشود؛ انفاق صدقه جهاد در راه خدا خدمت به بندگان ایثار و حتی بذل جان نیز از جلوههای بندگی پروردگار است.زندگی امیرالمؤمنین ع سرشار از این عبادت جامع بود؛ اما آنچه عظمت بندگی ایشان را بیش از پیش آشکار میکند روایتی است که درباره عبادت امام سجاد ع نقل شده است.امام باقر ع روزی پدر بزرگوارشان امام زینالعابدین ع را در حالی دیدند که آثار عبادت سنگین در چهره و بدن ایشان آشکار بود؛ رنگ حضرت از شبزندهداری دگرگون شده چشمانشان از گریه متاثر و پاهایشان بر اثر ایستادن طولانی در نماز ورم کرده بود.امام باقر ع با مشاهده این حالت گریستند.پس از مدتی امام سجاد ع از فرزندشان خواستند صحیفههایی را که در آنها عبادت امیرالمؤمنین علی ع ثبت شده بود بیاورد. حضرت بخشی از آن را مطالعه کردند و سپس فرمودند من یقوی علی عباده علی بن ابی طالب؟ چه کسی توان عبادت علی بن ابیطالب ع را دارد؟ 4 این سخن هنگامی عظمت بیشتری پیدا میکند که گوینده آن خود امام زینالعابدین ع است؛ امامی که به فراوانی عبادت و سجدههای طولانی شناخته میشود. با این حال هنگامی که صحیفه عبادت جد بزرگوارش امیرالمؤمنین ع را مشاهده میکند اعتراف میکند که چه کسی میتواند به مرتبه عبادت علی ع برسد؟در وجود امیرالمؤمنین ع علم از عبادت جدا نبود و معرفت انسان را به بندگی عمیقتر میرساند. علم حقیقی باید انسان را به خضوع در برابر خدا برساند و معرفت وقتی به کمال میرسد که آثار آن در بندگی انسان آشکار شود. آفرینش انسان برای رحمت الهیچهارمین حقیقت در این مسیر رحمت الهی است. قرآن کریم در سوره هود میفرماید الا من رحم ربک ولذلک خلقهم مگر کسانی که پروردگارت به آنان رحم کند؛ و برای همین آنان را آفرید. سوره هود آیه ۱۱۹ امام صادق ع در تفسیر این آیه میفرمایند خداوند انسانها را آفرید تا اعمالی انجام دهند که بهسبب آنها شایسته رحمت الهی شوند و خداوند بر آنان رحمت آورد خلقهم لیفعلوا ما یستوجبوا به رحمته فیرحمهم 5 بنابراین رحمت الهی یک حقیقت جدا از علم معرفت و عبادت نیست؛ بلکه انسان با پیمودن مسیر بندگی و قرار گرفتن در جایگاه شایسته خود خود را در معرض رحمت گسترده خداوند قرار میدهد.امیرالمؤمنین ع نمونه کامل انسانی است که علم و معرفت را با عبادت و اطاعت پیوند زد و سراسر زندگی خود را در مسیر رضایت پروردگار قرار داد. پایان این مسیر؛ پناه بردن به خداقرآن کریم در توصیف صاحبان خرد کسانی که در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند دعایی بسیار عمیق را از زبان آنان نقل میکند ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار پروردگارا اینها را بیهوده نیافریدهای؛ تو منزهی پس ما را از عذاب آتش نگاه دار. سوره آلعمران آیه ۱۹۱ آغاز این مسیر اندیشیدن در آفرینش و یافتن حکمت و حقانیت آن است؛ سپس انسان درمییابد که خود نیز بیهوده آفریده نشده و در برابر این آفرینش هدفمند مسئولیت دارد. باید عالم شود به معرفت دست یابد بندگی را در زندگی خود محقق کند و در مسیر رحمت پروردگار قرار گیرد.ثمره چنین مسیری همان خواستهای است که قرآن از زبان اهل تفکر بیان میکند فقنا عذاب النار ؛ پروردگارا ما را از عذاب آتش نگاه دار.در این منظومه زندگی امیرالمؤمنین علی ع جلوهای کامل از پیوند علم معرفت عبادت و رحمت است؛ انسانی که علمش او را به بندگی رساند عبادتش از معرفت برخاست و تمام وجودش در مسیر قرب و رضایت پروردگار قرار گرفت. منابع و مآخذ 1 محمد بن یعقوب کلینی الکافی ج ۱ ص ۲۲۹ ح ۶؛ ذیل آیه ۴۳ سوره رعد 2 همان ج ۱ ص ۲۵۷ ح ۳؛ روایت سدیر از امام صادق ع درباره علم الکتاب 3 شیخ صدوق الخصال ص ۵۷۲ حدیث بیان فضایل
گردهمایی تشکلهای شیعی به مناسبت عید غدیر در ملبورن + تصاویر
عاشقان و محبان حضرت علی ع در آن چشمگیر بود.جشن غدیر ملبورن پس از اذان مغرب و عشا و برگزاری نماز جماعت آغاز شد و تا ساعت ۲۲ به وقت محلی ادامه داشت. در این مراسم بعد از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید سید احمد حکیم از سخنرانان مراسم سخنانی در خصوص فضایل امیرالمؤمنین
گوهر ناب غدیر در دریای ولایت
امیرالمؤمنین به خلافت- دین شما را کامل و نعمتم را بر شما تمام نمودم و بر آن دین راضی شدم.علی کیست؟راستی جواب این سؤال چیست؟ اگر نگوییم ممکن نیست باید گفت که کاری است دشوار. جاحظ که یکی از بزرگان اهل تسنن است می گوید سخن گفتن درباره علی ممکن نیست. اگر قرار است حق علی ادا شود گویند غلو است و اگر حق او ادا نشود درباره علی ظلم است. خلیل نحوی که یکی از بزرگان اهل تسنن است می گوید چه بگویم درباره کسی که دوست و دشمن فضایل او را انکار نمودند. دوست به واسطه ترس و دشمن به واسطه حسد. مع الوصف عالم از فضایل او پر شد. نظیر این گونه کلمات درباره امیرالمؤمنین از غیر شیعه فراوان است و چه بهتر که درباره فضایل امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع ایمان امیرالمؤمنین و مقام شهودی او را نمی توان درک کرد. همین مقدار بس است که بگوییم عمر هنگام مرگ شش نفر را حاضر نمود و برای هر کدام عیبی یادآور شد اما راجع به امیرالمؤمنین گفت یا علی لووزن ایمانک بایمان اهل السموات والارض لیزید ایمانک ایمانهم. 6 ای علی اگر ایمان همه خلایق را با ایمان تو مقایسه نماییم ایمان تو بر ایمان آنها برتری دارد. و این جمله جمله ای بود که مکرر از زبان رسول اکرم ص شنیده می شد. 7 علم امیرالمؤمنین ع پروردگار عالم در قرآن علم امیرالمؤمنین را چنین توصیف می کند و یقول الذین کفروا لست مرسلا قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب 8 کفار می گویند تو پیامبر نیستی در جواب آنان بگو برای رسالتم شاهدی چون خداوند و کسی که علم همه قرآن نزد او است کفایت می کند. ما اگر این آیه شریفه را با آیه 40 از سوره نمل مقایسه کنیم مقام علی امیرالمؤمنین ع واضحتر می شود قال الذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یزیدالیک طرفک.. . آنکه مقدار بسیار کم از علم قرآن نزدش بود گفت می آورم آن را تخت بلقیس- به یک چشم بر هم زدن. امام صادق ع می فرماید علم او در مقابل علم ما قطره ای بود از دریا 9 . امیرالمؤمنین ع در نهج البلاغه میزان دانش خویش را بازگو می کند سلونی قبل ان تفقدونی والله لوشئت لاخبر کل رجل بمخرجه ومولجه وجمیع شانه لفعلت. 10 از من بپرسید هرچه می خواهید قبل از آنکه مرا نیابید. به خدا اگر بخواهم همه را از هنگام تولد و هنگام مرگ و سرانجام زندگی او در این جهان خبر خواهم داد. و در خطبه دیگری می فرماید سلونی قبل ان تفقدونی والذی نفسی بیده ما سئلتمونی عن شیئ فیمابینکم وبین الساعه الا ان انبئکم به. 11 از من بپرسید هرچه که می خواهید قبل از آنکه مرا نیابید. به خدا هیچ چیزی نیست از اکنون تا روز قیامت که از من پرسش کنید مگر آنکه جواب آن را خواهم داد. تقوای امیرالمؤمنین ع عمر بن الخطاب در هنگام مرگ شش نفر را برای خلافت انتخاب کرد عبدالرحمن بن عوف عثمان طلحه زبیر سعد وقاص و امیرالمؤمنین ع . آنان در اتاقی گرد آمدند. عبدالرحمن بن عوف دست امیرالمؤمنین را گرفت و گفت بیعت می کنم با تو که خلیفه مسلمان ها باشی مشروط بر اینکه به کتاب خدا و سنت رسول اکرم و روش ابی بکر و عمر عمل کنی. امیرالمؤمنین ع فرمود خلیفه می شوم مشروط بر اینکه به کتاب خدا و سنت رسول اکرم و اجتهاد خودم عمل کنم. این عمل چندین مرتبه تکرار شد تا سرانجام عثمان شرایط خلافت را پذیرفت. 12 از نظر سیاسی این قضیه بسیار عجیب است. امیرالمؤمنین می توانست با هر شرطی که گفته شد خلافت را قبول کند و بعدا اگر مصلحت نمی دید می توانست به آن شرایط عمل نکند. مگر عثمان به شرایط عمل کرد؟ ولی تقوای امیرالمؤمنین مانع بود در نهج البلاغه می خوانیم و الله لواعطیت الاقالیم السبعه و ما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نمله اسلبها جلب شعیره ما فعلته 13 به خدا سوگند اگر تمام جهان را به من دهند که پوست جو را به نا حق از دهان مورچه ای بگیرم من این کار را نخواهم کرد. به امیرالمؤمنین گفتند معاویه با پول ما مردم را به دور خودش گرد آورده است چرا شما چنین نمی کنید؟ فرمود آیا از من می خواهید که با ظلم و گناه منصب به دست آورم؟ 14 روزی که خلافت را قبول کرد در خطابه ای آتشین فرمود بیت المال باید به اهلش تقسیم شود و برابری اسلامی باید مراعات شود. 15 مدتی نگذشت که نگرانیها و هیاهوها برخاست. شبی عده ای و از آن جمله طلحه و زبیر خدمت امیرالمؤمنین ع آمدند و چون خواستند سخن گویند امیرالمؤمنین شمع را خاموش کرد و فرمود این شمع بیت المال است و چون حرفها شخصی است و برای وضعیت مسلمانها نیست سوختن شمع بیت المال اشکال دارد. 16 سرانجام مقدمه جنگ جمل و به دنباله آن جنگ صفین و جنگ با خوارج تهیه شد. امیرالمؤمنین شخصیتی است که حاضر نیست حسن بن علی قبل از مسلمانها بهره خود را از بیت المال بگیرد و کسی مثل زینب کبری از گردن بندی به عنوان عاریه مضمونه استفاده کند. 17 این فقط قطره ای از دریای فضایل … امیرالمؤمنین ع عفو در معنی واقعی و اسلامی آن گذشته از حق شخصی در جایی است که منجر به جسارت دشمن نشود. این عفو و گذشت سرلوحه زندگی امیرالمؤمنین ع است. سفارشات علی ع درباره ابن ملجم قابل انکار نیست. 26 داستان آن زن که مشک آب به دوشش بود و به امیرالمؤمنین دشنام می گفت و امیر از زن دلجویی فرمود معروف است. 27 قضیه تصرف مجرای آب توسط لشکر معاویه که برای نرسیدن آب به سپاهیان علی ع انجام شد و باز پس گرفتن آب توسط علی ع و آزاد گذاشتن آب برای لشکر معاویه امری مسجل است 28 . به گفته جرداق علی رحم می کند و هر که را که از او رحم بطلبد عفو می کند؛ اگر چه آن شخص عمر و عاص باشد که هنگام جنگ لباس را پس زد و عریان شد و علی ع او را عفو کرد. 29 تواضع امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع از انبار عبور می کردند. مردم طبق رسوم ساسانیان که به گفته فردوسی هنگام عبور محل را قبلا گلاب باران می کردند و مردم در جلوی آنان می دویدند از جلوی امیرالمؤمنین ع دویدند. امیرالمؤمنین فرمودند من و شما بنده ای هستیم از بندگان خدا و این اعمال ذلت است برای شما. انسان فقط برای خداوند باید خاکسار باشد. 30 امیرالمؤمنین از نظر غذا خوراک لباس مسکن و دیگر احتیاجات از همه مردم ساده تر زندگی می کرد و می فرمود اقنع من نفسی بان یقال امیرالمؤمنین و لا اشارکهم فی مکاره الدهر قناعت کنم به اینکه رییس دیگرانم و در مصایب آنان شرکت نداشته باشم؟ 31 تسلط امیرالمؤمنین ع بر نفساین بحث درباره امیرالمؤمنین ع با آن وارستگی جایز نیست؛ ولی چون در نهج البلاغه اشاره شده است در خطبه ای به خاندانش می نویسد من نمی توانستم بهترین غذا و بهترین لباسها را دارا باشم؟ ولی هیهات ان یعلبنی هوای ولعل بالحجاز او الیمامه من لاطمع له فی الفرض ولاعهد له بالشبع. دور است دور که نفس بتواند بر من مسلط شود- لباس خوب و غذای لذیذ بخورم- در حالی که شاید در دورترین نقاط مملکت اسلامی حجاز یا یمن کسی باشد که گرسنه باشد و یا سیری به خود ندیده باشد. 32 چه خوش گفته است جرج جرداق که آبهای عالم آب حوض آب استخر آب دریاچه آب اقیانوس قابلیت تلاطم دارد؛ ولی چیزی که متلاطم نشد دریای وجود علی بود که هیچ کس و هیچ چیز نتوانست آن را متلاطم کند. راستی چنین است. آیا غریزه میل به غذا توانست علی را متلاطم کند؟ این غریزه ای که انسان را وامی دارد بچه خودش را بخورد این غریزه ای که شاگردان فروید- فرویدی که همه غرایز را به غریزه جنسی برمی گردانید- رد کردند و گفتند اگر غریزه تمایل به غذا طوفانی شود همه غرایز را تحت الشعاع قرار خواهد داد.حمزه می گوید هنگام شام نزد معاویه بودم و او شام مخصوصش را جلوی من گذاشت. لقمه در گلویم ماند و بغض راه گلویم را گرفت پرسیدم معاویه این چه غذایی است؟ گفت غذایی مخصوص است که از مغز گندم و مغز سر حیوانات و روغن بادام و غیره تهیه شده است. گفتم شبی در دارالاماره خدمت علی بودم. افطار من یک دانه نان و کمی شیر و غذای امیرالمؤمنین یک نان خشک بود که در آب می زد و تناول می کرد؛ و آرد آن نانها از گندم زمینی بود که امیرالمؤمنین آن را کاشته بود. وقتی خادمه آمد سفره را جمع کند گله کردم که امیرالمؤمنین پیرمرد شده است کار او زیاد است از غذای او مواظبت کنید. خادمه گریه کرد و گفت ایشان راضی نمی شود که مقداری روغن زیتون به نانها بزنیم تا نرم شود. امیرالمؤمنین فرمودند حمزه رییس مسلمانها باید از نظر غذا و مسکن و لباس از همه پایین تر باشد تا روز قیامت بازخواست او کمتر باشد. معاویه گریه کرد و گفت اسم کسی به میان آمد که فضایل
نجاتیافتگان روز قیامت
امیرالمؤمنین ع است. نماز شما درست است چون نمازتان نماز امیرالمؤمنین ع است. وضوی شما درست است چون وضوی امیرالمؤمنین ع است. گریههای طول سال و دهه عاشورای شما بر ابیعبدالله ع درست است چون امیرالمؤمنین ع از گریهکنهای ناب برای ابیعبدالله ع بودند و هر وقت نگاهشان به ابیعبدالله ع میافتاد میفرمودند پدر و مادرم فدای تو که میبینم بعد از شهادتت وحشیهای بیابان روبهروی قبرت گردن میکشند و گریه میکنند. گریه ما دنباله گریه امیرالمؤمنین ع است شنیده شده که بعضیها گفتهاند گریه و عزاداری بر ابیعبدالله ع نه جز فروع دین و نه جز اصول دین است. از شما خیلی تعجب است شما یک طلبه معمولی هستی که یکخرده معروف شدهای. شما مقابل آیتاللهالعظمی سید محمدهادی میلانی بچه هم حساب نمیشوی ایشان کتبا فتوا داده که عزاداری و گریه بر ابیعبدالله ع از ضروریات مذهب است. فروع یعنی چه؟ خیلی بالاتر از فروع دین و از ضروریات مذهب است؛ یعنی کسی که گریه و عزاداری بر ابیعبدالله ع را قبول ندارد شیعه نیست؛ حتی سنی هم نیست حضرت 23 سال تاکید و تکرار کردند و فرمودند یا علی انت و شیعتک هم الفائزون یوم القیامه شما برادران اهل علم که من خیلی برایتان احترام قائلم من عاشق طلبه و روحانی هستم میدانید که ضمیر منفصل هم در انت و شیعتک هم الفائزون دلیل بر انحصار است؛ یعنی علی جان در قیامت نجات فقط برای آنهایی است که به تو اقتدا کرده و از تو پیروی کردهاند. ارزش سخنگفتن از فضایل
مکتب تشیع، تنها مکتب نجاتبخش
امیرالمؤمنین ع در جلد دهم کتاب شریف اصول کافی از امام صادق ع نقل شده است که فرمودهاند کان اکثر عباده ابی ذر رحمه الله التفکر و الاعتبار چه مقام عقلی سنگینی است بیشترین عبادت ابوذر اندیشه و پندگرفتن بود. که ما نباید فکر کنیم که عبادت یعنی یک سلسله اعمال بدنی و مالی است حضرت میفرمایند که بیشترین عبادت ابوذر التفکر اندیشه بود. -نتیجه اندیشه صحیح در قرآنشما اگر بخواهید نتیجه اندیشه صحیح را عنایت کنید به این آیه شریفه تا چهار پنج آیه بعد از آن در پایان سوره مبارکه آلعمران مراجعه کنید الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض سوره آلعمران آیه 191 که نتیجهاش میشود ربنا ما خلقت هذا باطلا اینها با سفر اندیشه درست در کل آسمانها و زمین به این نتیجه رسیدند که آنچه پروردگار در عوالم بالا و زمین آفریده حق است و خدا یک کار بیهوده باطل و ناحق نکرده است. پس باید به این خدا عشق ورزید و در برابر این خدا پیشانی به خاک سایید؛ یعنی وجود مقدسی که همه کارهایش حق درست صحیح پابرجا ثابت و استوار است. این یک کار ابوذر است البته بیشترین کارش. این قول امام ششم به نقل از کلینی در جلد پایانی دوره اصول کافی است که خود مرحوم کلینی اسمش را روضه یعنی باغستان گلستان گذاشته است. اگر ما طلبهها این روضه کافی را که حدود چهارصد صفحه است با خودمان برای منبر برداریم و ببریم حالا من که مقداری در منبر کار کرده و زحمت کشیدهام جواب پنج سال منبر ما را میدهد. اول روضه را ببینید و بعد این حرف من را قبول کنید. بیشترین عبادت ابوذر اندیشه و درس گرفتن از روزگار حوادث تلخیها و شیرینیها بود. این شناسنامه شخصیتی عقلی و علمی این چوپان از نگاه امام ششم است. روایتی بینظیر در فضایل
تحلیل حدیث «ذکر علیٍ عباده» از منظر استاد انصاریان
امیرالمؤمنین ع بیدارم حضرت فرمود یا نوف ان طال بکاؤک فی هذا اللیل مخافه من الله عز و جل قرت عیناک غدا بین یدی الله عز و جل ای نوف اگر گریهات در این شب از خوف خدای متعال بسیار باشد فردای قیامت چشمانت در پیشگاه خدای متعال روشن خواهد بود ؛ یا نوف انه لیس من قطره قطرت من عین رجل من خشیه الله الا اطفات بحارا من النیران ای نوف قطرهای نیست که از چشمان مردی بر اثر خشیت و خوف از خدای متعال بریزد مگر آنکه دریایی از آتش را خاموش میکند سپس در حالی که میگذشت این اشعار را زیر لب زمزمه مینمود لیت شعری فی غفلاتی خداوندا ای کاش میدانستم در حال غفلتهایم ا معرض انت عنی ام ناظر الی آیا از من رویگردانی یا به من مینگری و لیت شعری فی طول منامی و قله شکری فی نعمک علی ما حالی و ای کاش میدانستم با این خواب طولانی و سپاس اندکم در برابر نعمتهایت چه حالی نزد تو دارم حبه عرنی میگوید به خدا سوگند امیرمؤمنان ع در این حال بود تا اینکه صبح دمید. در این روایت شریف تاثیر فراوان ذکر عملی در رفتارهای امیرالمؤمنین ع که تحقق عینی ذکر و معیت او با حق است روشن و آشکار می شود و ترسیم ذکر عملی در رفتارهای آن حضرت را به تصویر کشیده است.وی در بخش دیگری از گفتار خود به ارزشمندترین ذکر اشاره کرده و می افزاید با کنار هم قرار دادن آیات و روایات به این نتیجه میرسیم که ارزشمندترین ذکر ذکر قلبی است که به معنای توجه عمیق قلب به حق و حقیقت میباشد نکته مهم این است که توجه و ذکر باید پیوسته و دائمی باشد؛ یعنی انسان میبایست همه جا و همه وقت و در هر کاری قلبا توجه به پروردگار داشته باشد و همواره متوجه باشد که خدای متعال مراقب اوست و او را میبیند؛ چنانچه قرآن کریم میفرماید الم یعلم بان الله یری این یک ذکر قلبی و باطنی است که در اوج عظمت و برتری و ارزش قرار دارد. گرچه خدای متعال با چشم ظاهر دیده نمی شود و به تعبیر قرآن کریم و لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار اما درک این حقیقت که خداوند متعال ناظر و حاضر است انسان را در جمع ذاکران حقیقی قرار میدهد.استاد اخلاق حوزه علمیه قم بیان داشت مرحوم علامه حلی ره در کتاب پر قیمت کشف الیقین فی فضایل
امیرالمؤمنین(ع)، خورشید منظومهٔ انسانها
را بالای درخت قطع کرده بودند و خون از بدن او میرفت به تماشاچیها گفت چرا ایستادهاید؟ عمر من الآن تمام میشود قلم و صفحه بیاورید تا از فضایل امیرالمؤمنین ع
سرانجام محبین و عاشقان امیرالمؤمنین(ع)
امیرالمؤمنین ع نزد پروردگارامروز من روایتی را در کتابهای علمای بزرگ اهلسنت با سلسله سند دیدم؛ یعنی درجا در کتاب نبود و سند داشت آخرین نفر هم به عبداللهبنعمر میرسید. البته وی در زمان پیغمبر ص نوجوان بود. این روایت اینقدر برای من مهم بود که قطعهای کاغذ برداشتم و بالای آن نوشتم روایتی بسیار مهم ؛ سپس در کتاب قرار دادم تا اگر کسی در کتابخانه من یا بعد از من به این کتاب مراجعه کرد وسط این کتاب را ابتدای کار ببیند. به گفتن چهرههای راویان نیازی نیست؛ روایت سند دارد. کتابی که دست من است کل روایاتش برای اهلسنت است. رجال روایاتش هم نوشته شده که حدود شش راوی بهدنبال هم هستند تا به عبداللهبنعمر میرسد. البته من نمیدانم زمانی که این سؤال را از پیغمبر ص کرده میانهای با امیرالمؤمنین ع داشته یا نداشته است احتمالا هنوز در این بازیگریها نیفتاده بوده است اگر افتاده بود و اینها را از پیغمبر ص میشنید کتمان میکرد و نمیگفت؛ اما کتمان نکرده است. او برای شخصی بهنام نافع گفته نافع برای شخصی بهنام عبدالله گفته او برای شخصی بهنام محمدبنعبید گفته او برای شخصی بهنام عبداللهبنجعفر گفته او برای شخصی بهنام ابوخلیفه فضلبنحباب جمحی گفته او برای شخصی بهنام ابوبکر محمدبناحمدبنالغطریفالجرجانی گفته است؛ عبداللهبنعمر میگوید -ارزشی همانند ارزش پیغمبر ص نزد پروردگار سالنا رسول الله عن علی بن ابیطالب جمعی از ما نزد پیغمبر ص آمدیم و از پیغمبر ص درباره علیبنابیطالب ع نظر خواستیم و گفتیم نظرتان راجعبه علی ع چیست؟ روایت برای مدینه است و پیغمبر اکرم ص بین مردم بودند. زمانی که این سؤال را از پیغمبر ص پرسیدند طبق قرائن امیرالمؤمنین ع 23-24 ساله بودند. وقتی از پیغمبر ص راجعبه علیبنابیطالب ع نظرخواهی کردیم پیغمبر ص برآشفتند خشمگین و رنجیده شدند و به ما گفتند ما بال اقوام ینکرون من له منزله عند الله کمنزلتی چه شده است افرادی را که منکر فضایل
سیمای پیامبر اکرم(ص) در نهجالبلاغه
امیرالمؤمنین ع پیامبر را با چنان عظمت روحی و معنوی توصیف میکند که جایگاه رسول خاتم ص در منظومه اعتقادی و معرفتی اسلام بهروشنی نمایان میشود.بخش مهمی از سخنان امیرالمؤمنین ع درباره شخصیت پیامبر اکرم ص در خطبهها نامهها و حکمتهای نهجالبلاغه آمده است. در این نوشتار میکوشیم مهمترین ابعاد شخصیت الهی رسول خدا ص را از منظر امام علی ع بررسی کنیم.۱. علی ع پرورشیافته مکتب پیامبر ص برای درک ارزش توصیفهای امیرالمؤمنین ع از پیامبر اکرم ص ابتدا باید میزان نزدیکی و ارتباط آن حضرت با رسول خدا ص را شناخت.امیرالمؤمنین ع خود را پرورشیافته مکتب پیامبر میداند و شکلگیری شخصیت و فضایل … گاه ممکن است برخی افراد از سر غفلت در بیان فضایل امیرالمؤمنین ع بهگونهای سخن بگویند که گویی مقام آن حضرت را همعرض یا برتر از رسول خدا ص میدانند … عبادت و راز و نیاز میپرداخت.در بسیاری از خلوتهای پیامبر در حرا امیرالمؤمنین ع تنها همراه و شاهد حالات آن حضرت بود.علی ع از کودکی همانند فرزندی که در پی مادر خویش حرکت میکند همراه رسول خدا بود و پیامبر هر روز فضیلتی از فضایل
خیر دنیا و آخرت در گرو شناخت عظمت پیغمبر(ص)
امیرالمؤمنین ع من در نهجالبلاغه خیلی کار کردهام و نهجالبلاغه را ترجمه هم کردهام که بیش از چهل بار چاپ شده است؛ جدیدا هم تجدیدنظر مهمی در ترجمه کردهام که دارد برای چاپ آماده میشود. من کلمهبهکلمه نهجالبلاغه را بیش از ده بار با دقت نگاه کردهام. نهجالبلاغه معجزه عقل امیرالمؤمنین ع است؛ آنهم انسانی که در دوره عمرش یا نان جوی خشک خوردند یا نان و سرکه یا نان و نمک؛ خیلی دیر به دیر نان و کدوی پخته یا نان و آبگوشت رقیق خوردند. غذاهایی که ما الآن میخوریم قبلیها میخوردند و دربارها و صندلیدارها میخورند اصلا سفرهاش در 63 سال عمر امیرالمؤمنین ع پهن نشد و اجازه هم داده نشدهرچه ما میخوریم بخشی از آن به سلولهای مغز ما تبدیل میشود بخشی گوشت و پوست و استخوان شده و بخشی از آن هم نطفه. حال شما حساب کنید که نان جوی خشک خالی نان جو با دوغ کمرنگ نان جو با نمک نان جو با سهچهار تا خرما نان جو با یک آبگوشت آبکی گوشت شتر این کارگاه وجود امیرالمؤمنین ع چجوری کار میکرده؟ این غذایی که خوردهاند آن مقداری که تبدیل به فرزندآوری شده این فرزندانشان است که در تمام خلقت نمونه ندارند امام مجتبی ع ابیعبدالله ع زینب کبری س حضرت کلثوم س قمربنیهاشم ع و سه برادرش محصول یک بخش از کارخانه وجود علی ع بودند. بخشی از آن هم انرژی و نیرو و قدرت شد که با آن عبادت کردند؛ آنهم چه عبادتی من با اینکه 55 سال است به منبر میروم و با بخشی از زندگی ایشان و کتابهایشان آشنا هستم اصلا تا حالا امیرالمؤمنین ع را نفهمیدهام. امام باقر ع میگویند در جوانی یک بار در اتاق پدرم زینالعابدین ع بودم و به کیفیت نه کمیت عبادت پدرم نگاه میکردم. ما تنها کمیت در عبادت را داریم؛ صبح دو رکعت نماز میخوانیم ظهر چهار رکعت عصر چهار رکعت مغرب سه رکعت و عشا هم چهار رکعت؛ اما لذتی از نمازمان نمیبریم و عشقی برایمان ندارد. نماز ما تنها حرکات بدنی است و سفر به معراج الهی الصلاه معراج المؤمن 2 و الصلاه قربان کل تقی 3 نیست؛ ولی بالاخره پروردگار کریم است و همین را هم اگر قبول نکند خودمان با اختیار خودمان با سر باید به جهنم برویم. همین قدر که ما را از جهنم نجات بدهد باز هم خیلی است نماز ما کیفیت ندارد اما نماز امیرالمؤمنین ع نماز باکیفیت بود. مردانگی و مروت امیرالمؤمنین ع در جنگ خندقشما کیفیت کارش را از روز جنگ خندق ببینید؛ البته تنها ما شیعیان هم این را ننوشتهایم. اگر تنها ما نوشته بودیم اهلتسنن میگفتند در حق مولا غلو میکنند و علی اینجور نبوده که شما میگویید. خوشبختانه ما این مطلب را ننوشتهایم و شما نوشتهاید؛ ما هم اگر نقل کردهایم از شما نقل کردهایم. البته شاید خودمان هم نقل کردهایم؛ اما بیشتر کتابهای مهم حدیثی شما در بخش فضایل
اقتدای به امیرالمؤمنین(ع) در سایهسار چهار حقیقت
امیرالمؤمنین ع -معرفت کامل شرط اقتدای به امیرالمؤمنین ع اوصاف امیرالمؤمنین ع یقینا در دنیا با هیچ قلم و هیچ زبانی قابلگفتن نیست؛ چون گستردگی اوصاف به کیفیتی است که اگر همه زبانداران در مقام بیان برخیزند عمرشان و قلمها تمام میشود اما اوصاف تمام نمیشود. تکلیف ما در این زمینه چیست که این اوصاف و کمالات در قدرت زبان و قدرت قلم نیست حالا ما میخواهیم به این انسان کامل و جلوه تام ربوبیت اقتدا کنیم باید چهکار بکنیم؟ انسان باید معرفت کاملی داشته باشد که بتواند اقتدا بکند. امیرالمؤمنین ع جواب داده نگو چهکار کنم اعینونی بورع و اجتهاد و عفه و سداد این چهار کار را تا آخر عمرتان انجام بدهید به من اقتدا کردهاید. -حقیقت معنایی اقتدامعنی اقتدا این نیست که من آن شخص را برای انتقال همه کمالات و ارزشهایش دنبال بکنم تا در وجود من طلوع کند؛ چون حضرت میدانند ما از نظر عقل قلب و روح محدود هستیم و محدود آفریده شدهایم نمیشود از ما بخواهند هموزن علی شویم و نخواستهاند؛ نه پروردگار عالم نه پیغمبر و نه یازده امام خواستهاند که شما در همه کمالات و ارزشها آینه تمامنمای امیرالمؤمنین ع بشوید. این امکان ندارد و ظرفیتش را هم به ما ندادهاند؛ ولی این دعوت خود حضرت بهاندازه ظرفیت ماست که اگر ما این چهار حقیقت را در خود تجلی بدهیم هم اهل ولایت امیرالمؤمنین ع هم اقتداکننده به امیرالمؤمنین ع و هم شیعهای شدهایم که پیغمبر ص امیرالمؤمنین ع و دیگر ائمه علیهمالسلام میخواستهاند. شما در قرآن مجید خواندید لا یکلف الله نفسا الا وسعها سوره بقره آیه 286 . خدا که از آفرینش باطن عقل قلب و روح ما خبر دارد؛ ما اقیانوسی خالی نیستیم که کمالات و فضایل
قرآن و اهلبیت، حقیقتی جدانشدنی
امیرالمؤمنین ع است که میفرمایند ان حدیثنا صعب مستصعب حرفهای ما بسیار سنگین است دریافتش هم سنگین است. لا یحتمله الا ثلاث هیچکس نمیتواند این احادیث و روایات ما را تحمل کند و طاقت بیاورد الا سه گروه نبی مرسل او ملک مقرب او عبد مؤمن امتحن الله قلبه للایمان . از این سه نفر که بگذرد همه نسبت به مصادیق قرآن که همان اهلبیت هستند موضعگیری میکنند و میگویند ما شما را نمیفهمیم و درک نمیکنیم حرفهایی که درباره شما میزنند دروغ و ساختگی و کار این آخوندهاست. از این سه نفر که بگذرد بقیه عالمیان منکر و کافر هستند. ان حدیثنا صعب مستصعب لا یحتمله الا ثلاث نبی مرسل او ملک مقرب او عبد مؤمن امتحن الله قلبه للایمان نبی مرسل ملک مقرب و بنده مؤمن که خدا قلبش را به ایمان آزمایش کرده و دیده لایق است لیاقت نشان داده و با آنها پیوند زده شناخت این مصادیق را به او داده است. -روایتی از امیرالمؤمنین ع در خصوص بیطاقتی مردمحضرت این روایت را برای پدر شخصی بهنام صعصعهبنصوحان یا یکی دیگر از یاران حضرت برای شخصی خواند که پدر یکی از رفقایش بود؛ اما او تحمل نکرد پیش امیرالمؤمنین ع آمد و گفت صعصعه روایتی را از قول شما خوانده که من نمیفهمم چه گفته است حضرت فرمودند بنشین تا برایت بگویم. سپس فرمودند آیا همه تحمل علم دانشمندان را دارند و تاب میآورند که وقتی هر عالم و دانشمندی در جهان مطلبی از علم میگوید آنها بگویند بهبه بارکالله آفرین چه خوب فهمیدم؛ آیا کل مردم تاب علم عالمان را دارند؟ آنگاه حضرت نگذاشتند که او آره یا نه بگوید و فرمودند وقتی پروردگار به فرشتگان گفت انبئونی باسما هؤلا سوره بقره آیه 31 آنچه از اسما به آدم یاد دادهام بگویید که حقایق آن اسما چه بوده است؟ خدا به فرشتگان که به قول فلاسفه بین آنها و حقایق در عالم مجردات مانع و پردهای وجود ندارد گفت از آن اسمهایی که به آدم یاد دادهام به من خبر بدهید. فرشتگان گفتند لا علم لنا الا ما علمتنا سوره بقره آیه 32 ما تاب و طاقتش را نداشتیم و به ما یاد ندادی؛ چون او تحملش را داشت به او یاد دادی. حضرت فرمودند آیا فرشتگان دانش آدم را تحمل کردند؟ این صریح قرآن است که تحمل و تاب نداشتند وگرنه خدا به آنها میداد. تو موسیبنعمران را میشناسی؛ در صریح سوره کهف آمده است که موسیبنعمران تحمل علم آن عالمی را نیاورد که در مجمعالبحرین بود. در هر سه مرحله سر آن عالم داد کشید و گفت آهای چهکار میکنی؟ چه راهی را طی میکنی؟ مگر سوره کهف ندارد؟ وقتی کشتی را سوراخ کرد داد موسی درآمد و داد کشید؛ وقتی آن بچه پنجشش ساله را به خرابه برد و سر برید موسی شدید از کوره در رفت و گفت ا قتلت نفسا زکیه سوره کهف آیه 47 چه کردی؟ وقتی هم آن دیوار خرابه را ساخت موسی گفت بارکالله به تو این دیوار را برای چه ساختی؟ مردم این محله از دادن یک غذا به ما امتناع کردند برای چه به اینها خدمت میکنی؟ بعدا که آن عالم اسرار این سه مسئله را گفت موسی آرام شد. مگر موسی تاب آورد؟ پیغمبر اولوالعزم تاب علم آن عالم مجمعالبحرینی را نیاورد ما درست میگوییم ان حدیثنا صعب مستصعب لا یحتمله الا ثلاث نبی مرسل او ملک مقرب او عبد مؤمن امتحن الله قلبه للایمان . -امتحان ظرفیت قلب برای شناخت مصادیقاین کلمات آنهاست حالا خود متکلم کیست؟ خود متکلم را یا ملک مقرب میشناسد یا نبی مرسل یا مؤمنی که امتحن الله قلبه للایمان خدا میخواسته به او ایمان بدهد قلبش را امتحان کرده که ببیند گنجایش دارد یا ندارد اگر به او ایمان بدهد تکهتکه و متلاشی نمیشود؟ آیا مثل زمان موسی ع نمیشود که به کوه تجلی کردم و قطعهقطعه شد؟ ظرفیت قلب وقتی از طرف خود پروردگار امتحان شود که گنجایش دارد آنوقت این آدم میتواند مصادیق قرآن را در حد ظرفیت قلبش بشناسد. حالا اینکه کلام ائمه طاهرین علیهمالسلام است دو روایت دیگر دراینزمینه هست که آنها را هم اگر خدا بخواهد در جلسه بعد برایتان میگویم. آن دو روایت خیلی بهتآور است. شخصیت ناشناخته امیرالمؤمنین ع گفتیم که امیرالمؤمنین ع یکی از مصادیق این آیات است؛ پیغمبر ص به ایشان میگویند کسی غیر از من و خدا تو را نشناخت. مرحوم محمدعلی حکیم که یقینا آدم کمنظیری در این صدسال اخیر بوده است همچنین دو فیلسوف فقیه حکیم و بزرگ که نمیتوانستی آنها را با جرثقیل تکان بدهی تا یک اجازه علمی به کسی بدهند. این دو عالم فقیه برای مرحوم حکیم اجازه نوشتهاند هو حکیم خبیر عابد زاهد فیلسوف متکلم مجتهد یحرم علیه التقلید . ایشان در پاورقی کتاب لطائفالعرفان خود که دو جلد است بهطور مفصل نقل میکند؛ البته مختصر آن را در متن میآورد و توضیح بسیار عارفانه جالبی میدهد. -کتابهایی از فضایل
دیوان اشعار
دنیا و دنیاطلبی توسل به ائمه معصومین ع ارزش عمر و حیات انسان وحکایاتی اخلاقی به زبان شعر مطرح شده است.در بخش دیگری از اشعار این دیوان تحت عنوان کلی مرز روشنایی اشعاری در زمینه مبدا هستی پیامبران و انسان خاتم پیامبران اوصاف امیرالمؤمنین علی ع و فضایل
استاد انصاریان: ذکر حقیقی، بیان فضایل و مناقب امیر المومنین (ع) است
پروردگار در هر مکان و حالتی دعوت می کند و آن را عبادتی بزرگ می داند.ایشان همچنین ضمن تاکید بر ذکر خداوند و اهمیت آن در هرجایی ذکر امیرالمؤمنین ع و بیان فضایل
English