کلام پیغمبر ص است اگر عالم در بیان حقایق و رساندن واقعیات به مردم بخل کند فعلیه لعنت الله لعنت خدا بر او باد. … گرانترین بخلها بخل عالم در بیان حقایقکلام در خلقت اهلبیت علیهمالسلام حقیقت وجودی آنها جایگاهشان در زندگی انسان بعد از ظهورشان در کره زمین و این … و قرآن بماند کسی بتواند دورنمای بسیار دوری از حقیقت آنها را بگوید و نگوید بخل است و بخل از گناهانی است که در صریح قرآن کریم آمده و آلوده به آن هم دوزخی است. در اصول کافی است اگر عالمی حالا عنوان عالم
726 مطلب یافت شد
رويارويى بادينان با بىدينان
متدینان به طور قطع مشکلمان حل میشود و سختیمان برطرف میگردد؛ دردمان مداوا میشود و وضع مالیمان هم خوب میگردد؛ چرا که به وسیل پروردگار عالم مردم مؤمن از بخل
خطرات درونى در كمين انسان
پروردگار عالم معامله کند و ارتباط برقرار کند و زمینههای ظهور حالات عالیه انسانی را در خودش ظهور بدهد.آیا در بین همه مردان و زنان عالم کسی هست که منکر غرور و حسد و بخل
قلب ، قبله زبان
بیاوری قلب را متوجه حضرت دوست کن و آگاه باش که قلبی که به تاریکی غل و دغل و حسد و کینه ریا و عجب و نفاق و شرک و بخل و سایر رذایل آلوده است نمیتواند روی خود به جانب محبوب عالم
رويارويى بادينان با بىدينان
متدینان به طور قطع مشکلمان حل میشود و سختیمان برطرف میگردد؛ دردمان مداوا میشود و وضع مالیمان هم خوب میگردد؛ چرا که به وسیلۀ پروردگار عالم مردم مؤمن از بخل
روايت اول
زیرا برای چنین انسانی هر خیری را در این عالم خواستهام.آری کسی که دارای ایمان و اخلاق حسنه و خالی از بخل است پروردگار هر خیری را به او داده و … عالم درست و حق میدید و هر باطلی را هم نادرست و باطل میدید. او هرچه باطل بود از وجود خود دفع کرد و هرچه حق بود به خود جذب کرد تا شایسته لقب راستین امیر المومنین شد. با آلوده بودن به باطلهای اخلاقی عملی و فکری هیچکس آدم نمیشود. امیر المومنین باطلی در وجودش راه نداشته و در به دست آوردن هیچ حقی و فضیلتی کوتاهی نکرده است. و این مفهوم جمله اول روایت بالاست المعروف هدیه الی عبدی المؤمن فان قبلها فبرحمتی و منی و ان ردها حرمها بذنبه منه لا منی .اما جمله دوم روایت تصریح بر این نکته دارد که اگر انسانی فیوضات ارزشهای هدیه شده اخلاق حسنه عقاید حقه و اعمال صالح را قبول نکند علت قبول نکردنش خودش است. آن علت درونی هم گناهان معصیتها و فساد اوست. یعنی انسان هرقدر به گناهان ظاهری و باطنی آلوده باشد به همان مقدار از فیوضات ربانیه محروم خواهد بود و به همان مقدار از کمالات و ارزشها و فضایل ربانیه دور خواهد افتاد.سپس پروردگار ادامه میدهد این جملات خیلی مهم است ایما عبد خلقته فهدیته الی الایمان و حسنت خلقه و لن ابطله بالبخل فانی ارید به خیرا . هر انسانی را که خلق میکنم زمینه هدایت به ایمان را در برابرش قرار میدهم و او هم هدایت و دلالت مرا قبول میکند. بر اثر قبول هدایت از طرف من توفیق پیدا میکند و ارزشهای اخلاقی در او به وجود میآیند.کمکش میکنم دچار بیماری بخل
نفس نورى
بالاجبار این نوری را که از عالم قدس و ملکوت کسب میکند با تمام رفقا شرکا و دوستانش یک جا خرج میکند چون در این حالت نفس که حالت نوری اوست بخل وجود
بخل
بخل و خساست حیثیت و آبروی انسان بر باد فنا میرود. بلکه همچنان که آن حضرت تصریح فرمودند و مشاهده شده اولاد بخیل با او دشمن و هیچ بخیلی را در عالم دوستی نیست. … بر این داشت که خون یکدیگر را ریختند و آنچه بر ایشان حرام بود حلال شمردند و از آن حضرت روایت شده است که بخل دور است از بهشت و نزدیک است به آتش و جاهل سخی محبوبتر است نزد خدا از عالم
واعظان غير متعظ
عالم به علم کتاب و دانای به احکام شرع و همراه شده قاتل انسانیت و هویت ملکوتی خویش به دست خویش است هنگامی که از حضرت صادق دربارهآیه اتامرون الناس بالبرو تنسون انفسکم پرسیدند حضرت فرمود کالذابح نفسه خود فراموش مانند کسی است که خودکشی میکند پیش از آن که به وضع عالمان یهود در زمینه دعوتشان به نیکی و نیکوکاری از مردم و بیتوجهی به خودشان پرداخته شود لازم است به این نکته بسیار مهم اشاره شود که لبه تیز توبیخ و سرزنش در آیه شریفه اصل استوار و حکم حکیمانه امر به معروف نیست تا گفته شود کسی که خود عمل کننده به معروف و آراسته به نیکی نیست حق امر به معروف ندارد و اجرای این قانون الهی بر او واجب نیست و به عبارت دیگر معنای آیه این نیست که چون خود عمل نمیکنی پس چرا از دیگران دعوت به عمل میکنی بلکه آیه کریمه به این معناست که هنگامی که دیگران را به معروف میخوانی چرا خود آراسته به معروف نیستی بنابراین کسی که عامل به معروف نیست نباید امر به معروف را ترک کند بلکه باید امر بمعروف کند ولی قبل از دیگران خودش باید عامل به معروف باشد.از تفاسیر مهم و دیگر کتابها و روایات استفاده میشود که علمای یهود مردم را به ده حقیقت دعوت میکردند ولی خود آنان به خاطر هوا و هوسشان و به سبب فرهنگ پولپرستی و شهرت محوریشان عاری از آن ده حقیقت بودند.1- از مردم دعوت میکردند که به آیات تورات مؤن باشند و احکام خدا را که در آن کتاب آسمانی بیان شده عمل کنند ولی خود در باطنشان نه این که مؤمن به تورات نبودند و احکام ان را اجرا نمیکردند بلکه بر کفر و تکذیب آن اصرار داشتند2- پیش از بعثت پیامبر اسلام به همه یهود اعم از فقیر و غنی بیسواد و باسواد تاکید میکردند که چون محمد مبعوث به رسالت شد برای تامین خیر دنیا و آخرشان و برای پیروزی بر دشمناشان به او ایمان بیاوردید ولی هنگامی که رسول اسلام ظهور کرد خودشان از ایمان آوردن به پیامبر امتناع کرده و در برابر حضرتش صف آرائی نموده و ایستادگی کردند.3- به فقیران و تهیدستان یهود که از آنان منافعی نصیب سردمداران علمای یهود نمیشد فرمان ایمان به پیامبر میدادند ولی حق را از ثروتمندان که بوسیله آنان جیب خود را پر میکردند و سفره شکم و شهوتشان را آباد نگاه میداشتند پنهان میداشتند و میگفتند و به باور آنان میدادند که این محمد پیامبر معرفی شده و تورات نیست4- مردم را به طاعت و عبادت خدا میخواندند و آنان را تشویق به بندگی حق مینمودند ولی خودشان به ویژه در پنهان اهل معصیت و گناه بودند.5- مردم را به راستی و درستی و صدق و صداقت میخواندند اما لجن دروغ و تهمت و افترا از سراسر وجود خودشان سرازیر بود.6- مردم را به وفای به عهد و داشتن تعهد و عمل به پیمان و قرارداد دعوت میکردند ولی خودشان در خیانت به عهد و پیمان و وفا نکردن به قرارداد اعم از قرارداد با خدا یا با مردم حرف اول را میزدند.7- از مردم دعوت میکردند که قلبا و قولا به حق اقرار کنند ولی خودشان منکر حق و تکذیب کننده آن بودند.8- از مردم میخواستند که در هر کجا و در هر شرایطی نسبت به حق گواهی و شهادت دهند و از پنهان داشتن آن جدا بپرهیزند ولی خودشان با همه وجود حق را کتمان میکردند.9- مردم را به نماز که از ارکان دین موسی و از احکام تورات بود فرمان میدادند ولی خودشان یا نماز نمیخواندند یا اگر میخواندند نمازشان از روی ریا و نفاق بود که در حقیقت نمیتوان چنین نمازی را نماز به حساب آورد.10- از مردم میخواستند بخشی از اموالشان را به عنوان زکات صدقه انفاق بپردازند و در کار خیر هزینه کنند ولی خودشان از طرفی دچار حرص بودند و از طرف دیگر گرفتار بخل
واعظان غير متعظ
عالم به علم کتاب و دانای به احکام شرع و همراه شده قاتل انسانیت و هویت ملکوتی خویش به دست خویش است هنگامی که از حضرت صادق دربارهآیه اتامرون الناس بالبرو تنسون انفسکم پرسیدند حضرت فرمود کالذابح نفسه خود فراموش مانند کسی است که خودکشی میکند پیش از آن که به وضع عالمان یهود در زمینه دعوتشان به نیکی و نیکوکاری از مردم و بیتوجهی به خودشان پرداخته شود لازم است به این نکته بسیار مهم اشاره شود که لبه تیز توبیخ و سرزنش در آیه شریفه اصل استوار و حکم حکیمانه امر به معروف نیست تا گفته شود کسی که خود عمل کننده به معروف و آراسته به نیکی نیست حق امر به معروف ندارد و اجرای این قانون الهی بر او واجب نیست و به عبارت دیگر معنای آیه این نیست که چون خود عمل نمیکنی پس چرا از دیگران دعوت به عمل میکنی بلکه آیه کریمه به این معناست که هنگامی که دیگران را به معروف میخوانی چرا خود آراسته به معروف نیستی بنابراین کسی که عامل به معروف نیست نباید امر به معروف را ترک کند بلکه باید امر بمعروف کند ولی قبل از دیگران خودش باید عامل به معروف باشد.از تفاسیر مهم و دیگر کتابها و روایات استفاده میشود که علمای یهود مردم را به ده حقیقت دعوت میکردند ولی خود آنان به خاطر هوا و هوسشان و به سبب فرهنگ پولپرستی و شهرت محوریشان عاری از آن ده حقیقت بودند.1- از مردم دعوت میکردند که به آیات تورات مؤن باشند و احکام خدا را که در آن کتاب آسمانی بیان شده عمل کنند ولی خود در باطنشان نه این که مؤمن به تورات نبودند و احکام ان را اجرا نمیکردند بلکه بر کفر و تکذیب آن اصرار داشتند2- پیش از بعثت پیامبر اسلام به همه یهود اعم از فقیر و غنی بیسواد و باسواد تاکید میکردند که چون محمد مبعوث به رسالت شد برای تامین خیر دنیا و آخرشان و برای پیروزی بر دشمناشان به او ایمان بیاوردید ولی هنگامی که رسول اسلام ظهور کرد خودشان از ایمان آوردن به پیامبر امتناع کرده و در برابر حضرتش صف آرائی نموده و ایستادگی کردند.3- به فقیران و تهیدستان یهود که از آنان منافعی نصیب سردمداران علمای یهود نمیشد فرمان ایمان به پیامبر میدادند ولی حق را از ثروتمندان که بوسیله آنان جیب خود را پر میکردند و سفره شکم و شهوتشان را آباد نگاه میداشتند پنهان میداشتند و میگفتند و به باور آنان میدادند که این محمد پیامبر معرفی شده و تورات نیست4- مردم را به طاعت و عبادت خدا میخواندند و آنان را تشویق به بندگی حق مینمودند ولی خودشان به ویژه در پنهان اهل معصیت و گناه بودند.5- مردم را به راستی و درستی و صدق و صداقت میخواندند اما لجن دروغ و تهمت و افترا از سراسر وجود خودشان سرازیر بود.6- مردم را به وفای به عهد و داشتن تعهد و عمل به پیمان و قرارداد دعوت میکردند ولی خودشان در خیانت به عهد و پیمان و وفا نکردن به قرارداد اعم از قرارداد با خدا یا با مردم حرف اول را میزدند.7- از مردم دعوت میکردند که قلبا و قولا به حق اقرار کنند ولی خودشان منکر حق و تکذیب کننده آن بودند.8- از مردم میخواستند که در هر کجا و در هر شرایطی نسبت به حق گواهی و شهادت دهند و از پنهان داشتن آن جدا بپرهیزند ولی خودشان با همه وجود حق را کتمان میکردند.9- مردم را به نماز که از ارکان دین موسی و از احکام تورات بود فرمان میدادند ولی خودشان یا نماز نمیخواندند یا اگر میخواندند نمازشان از روی ریا و نفاق بود که در حقیقت نمیتوان چنین نمازی را نماز به حساب آورد.10- از مردم میخواستند بخشی از اموالشان را به عنوان زکات صدقه انفاق بپردازند و در کار خیر هزینه کنند ولی خودشان از طرفی دچار حرص بودند و از طرف دیگر گرفتار بخل
استاد انصاریان: بینماز یعنی بیگانه از کل عالم آفرینش/ بیماری های اخلاقیِ قلبی، به اندازۀ قدرتش انسان را از فیوضات پروردگار در دنیا و آخرت محروم میسازد
یک کسی یک عالم است یعنی سرمایۀ علمی دارد و بخیل در خرج کردن است یک کسی سرمایۀ فکری و دیگری سرمایۀ مالی دارد و بخیل در خرج کردن است.وضعیت انسان بخیل در روز قیامتوی افزود قرآن در سورۀ آلعمران به بخیل مالی اشاره می کند و می فرماید کسانی که در کنار مال عطا شدۀ من بخل … عالم هستی پشت کردید. شما انسانها در این پنجاه شصت ساله در این کرۀ زمین از قرآن چه اثری برداشتید؟محقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی در مورد تاثیر قرآن بر زندگی انسان گفت خداوند می فرماید و تلک الامثال نضربها للناس من این مثلها مانند اینکه اگر قرآن را به کوه نازل میکردم میدیدی فروتنی میکند و قطعه قطعه میشود را بدین منظور بیان می کنم لعلهم یتفکرون حشر 21 تا بیایند بنشینند و اندیشه کنند که بعد از شصت سال با قرآن چه کار کردند. اگر قرآن را بر کوه نازل میکردم آن میشد شما انسانها در این پنجاه شصت ساله در این کرۀ زمین از قرآن چه اثری برداشتید؟ قلب عقل عمل اخلاق روش خانوادگی روش اقتصادی روش معاشرتی و روش سیاسی شما از این کتاب من چه اثری دارند؟ این کتاب را اگر من به کوه نازل میکردم که فروتن و قطعه قطعه میشد من خشیه الله ولی من این قرآن را که به کوه نازل نکردم همه فکر میکنند قرآن به یک نفر نازل شده خداوند متعال فقط به آن یک نفر توجه داشت؟ یعنی قرآن را برای یک نفر فرستاد؟ قرآن را به قلب او نازل کرد برای انتقال به همه تا روز قیامت لذا در قرآن میگوید و انزلنا الیکم این کتاب را به تکتک شما مرد و زن نازل کردم این کتاب نور مبین و روشنگر برای تمام جوانب زندگی است.وی ادامه داد و انزلنا الیکم نورا مبینا من این قرآن را که فرستادم نوری است روشنگر که شما در تاریکی جهل در تاریکی نفهمی در تاریکی ندانمکاری زندگی نکنید چون زندگی در تاریکی جهل در تاریکی ندانمکاری در بیمعرفتی خسارت کامل است و من خسارت شما را دوست ندارم. و لا یرضی لعباده الکفر زمر 7 من رضایت ندارم یک نفر از شما انسانها در کل کرۀ زمین جهنم بروید وقتی رضایت ندارم جهنم بروید وقتی رضایت ندارم زندگیتان پر از فساد باشد وقتی رضایت ندارم زندگیتان پر از سرگردانی باشد وقتی رضایت ندارم زندگیتان پر از گره و مشکلات باشد قرآن مجید را نازل کردم که دنیا و آخرت آبادی داشته باشید. لعلهم یتفکرون حالا بنشینید فکر کنید که چه استفادهای از قرآن من در زندگی خود کردید؟ با حلال قرآن با حرام قرآن با حقایق قرآن با اشارات قرآن با آیات خانوادگی قرآن با آیات اقتصادی قرآن با آیات معاشرتی قرآن چه کار کردید؟ چقدر قرآن در زندگی شما طلوع و تجلی دارد؟ چقدر زندگی شما با قرآن مجید هماهنگ است؟ در این مورد هر روز فکر کنید لعلهم یتفکرون .اهل قرآن بندگان ویژه خداوند هستنداستاد اخلاق حوزه های علمیه در ادامه سخنرانی خود بیماری های قلب را مورد اشاره قرار داد و اظهار کرد امیرالمؤمنین ع میفرماید اهل قرآن بندگان ویژه خداوند هستند اهل القرآن اهل الله و خاصه . امام باقر ع نیز بنا به نقل کلینی ره در جلد دوم کتاب شریف کافی دربارۀ اهل قرآن میفرماید رجل قرا القرآن انسانی است که با قرآن در ارتباط است فوضع دوا القرآن علی دا قلبه مینشیند از طریق قرآن بیماریهای قلب را شناسایی میکند. در سورۀ مبارکۀ آلعمران اسم یکی از بیماری های قلبی بخل … بخل ریا حرص حسد و کبر از بیماری های قلبی هستند که هر یک از این بیماریها به اندازۀ قدرتش انسان را از فیوضات پروردگار در دنیا و آخرت محروم میکند.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مهدیه اعظم سمنان اظهار داشت بر ما واجب است از نعمت بینظیر و با عظمت فکر یعنی دقت کردن و اندیشه کردن در فهم آیات قرآن کریم استفاده کنیم. اگر این قدرت معنوی و این نعمت الهی در کنار قرآن بیکار بماند از راه دیگری نمیتوان ساختمان واقعی انسانیت را ساخت مصالح این ساختمان آیات کتاب الهی همراه با توضیحاتی می باشد که از اهلبیت ع در کتابها نقل شده است.وی ادامه داد عالمان شیعه در گذشته زحمت فوقالعادهای را متحمل شدند و کتابهای با عظمتی مانند تفسیر عیاشی تفسیر نورالثقلین و تفسیر برهان را نوشتند که بعضی از اینها نزدیک ده جلد است. از صفحه اول این کتابها تا صفحه پایان نگاه توضیحی ائمه طاهرین ع به آیات قرآن است. اگر از این فرهنگ گسترده بینظیر کمک گرفته نشود انسان در فهم بسیاری از آیات قرآن معطل و لنگ میماند. اگر این اندیشه به کار گرفته نشود یا از طریق تحصیل به قول قرآن یا از طریق گوش دادن؛ روز قیامت حتما نسبت به قدرت فکر و اندیشه دادگاهی بهعنوان کفران نعمت پروردگار برپا میشود.مبلغ عرصه بین الملل به وظایف ملت و علما در فهم قرآن و روایات اشاره و خاطرنشان کرد عدهای با شوق و ذوق تحصیل میکنند زحمت میکشند و آیات قرآن مجید را درک میکنند بر اینان واجب است که علم تحصیل شده از قرآن مجید را به مردم انتقال دهند؛ به مردم هم واجب است برای تامین خیر دنیا و آخرتشان در چنان مجالسی که حقایق قرآن بیان میشود شرکت کنند. فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین چرا از هر جمعیتی گروهی حرکت نمیکنند برای اینکه دینشناس شوند لینذروا قومهم اذا رجعوا و ملت خودشان استان شهر و کشور خودشان را هشدار دهند و با آیات قرآن بیدار کنند. لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون توبه 122 برای اینکه اهل آن شهر استان و مملکت نسبت به همۀ کارهای خودشان مواظبت کنند و جاهلانه در گمراهی گناه فساد و معصیت نیفتند.وی افزود خداوند در سورۀ مبارکۀ حشر گفتاری با پیغمبر ص دارد که یکی از آیات شگفتآور قرآن کریم است به پیغمبر ص میگوید لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله حشر 21 اگر من این قرآن را به یک کوه نامعین برافراشته و سر به فلک کشیدهای نازل میکردم با چشم خودت میدیدی لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله که کل آن کوه در برابر عظمت خدا و نزول قرآن فروتنی میکرد و از شدت فروتنی متلاشی میشد. در این مورد دو نکته خیلی عجیب به نظر میرسد؛ یکی اینکه به نظر قرآن کوه فهم و شعور دارد و اگر قرآن مجید بر یک کوه برافراشته نازل میشد قرآن را درک میکرد و وحی الهی را میفهمید. البته تنها کوه نیست که شعور و درک و فهم دارد در سورۀ اسرا -جز حدود پانزدهم قرآن- پروردگار میفرماید و ان من شی الا یسبح بحمده اسرا 44 .همه عالم
معناى بصيرت
زیرا برای چنین انسانی هر خیری را در این عالم خواستهام.آری کسی که دارای ایمان و اخلاق حسنه و خالی از بخل است پروردگار هر خیری را به او داده و … عالم درست و حق میدید و هر باطلی را هم نادرست و باطل میدید. او هرچه باطل بود از وجود خود دفع کرد و هرچه حق بود به خود جذب کرد تا شایسته لقب راستین امیر المومنین شد. با آلوده بودن به باطلهای اخلاقی عملی و فکری هیچکس آدم نمیشود. امیر المومنین باطلی در وجودش راه نداشته و در به دست آوردن هیچ حقی و فضیلتی کوتاهی نکرده است. و این مفهوم جمله اول روایت بالاست المعروف هدیه الی عبدی المؤمن فان قبلها فبرحمتی و منی و ان ردها حرمها بذنبه منه لا منی .اما جمله دوم روایت تصریح بر این نکته دارد که اگر انسانی فیوضات ارزشهای هدیه شده اخلاق حسنه عقاید حقه و اعمال صالح را قبول نکند علت قبول نکردنش خودش است. آن علت درونی هم گناهان معصیتها و فساد اوست. یعنی انسان هرقدر به گناهان ظاهری و باطنی آلوده باشد به همان مقدار از فیوضات ربانیه محروم خواهد بود و به همان مقدار از کمالات و ارزشها و فضایل ربانیه دور خواهد افتاد.سپس پروردگار ادامه میدهد این جملات خیلی مهم است ایما عبد خلقته فهدیته الی الایمان و حسنت خلقه و لن ابطله بالبخل فانی ارید به خیرا .هر انسانی را که خلق میکنم زمینه هدایت به ایمان را در برابرش قرار میدهم و او هم هدایت و دلالت مرا قبول میکند. بر اثر قبول هدایت از طرف من توفیق پیدا میکند و ارزشهای اخلاقی در او به وجود میآیند.کمکش میکنم دچار بیماری بخل
كلمات قصار و آموزنده امام حسين عليه السلام
عرض کرد قبیح ترین کارها چیست؟ فرمود فسق از پیر و تندی و بی حوصلگی از پادشاه و دروغ از شخص بزرگ و نظر تنگی و بخل از ثروتمند و حرص دنیا از عالم
مردهخورى اهل جهنم
فرمود ماده سیاه بدبویی در جهنم است که اگر به اندازه قطره اشک چشمی از آن را در هفت دریای عالم بیاندازند از بوی بد آن تمام موجودات دریا و زمین خفه میشوند.حرص و بخل
اقسام انسانها در برابر نعمتها
دوم گروهی که نعمت مادی یا معنوی را پذیرفته ولی از خرج آن بخل ورزیده و نعمت خدا را معطل گذاردند در مال قرار گرفتند و انفاق نکردند عالم شدند و
صلاح و فساد
دنیا به چهار نفر است دانشمند با عمل جاهلی که از یادگرفتن خودداری نمیکند ثروتمندی که از انجام خوبی بخل نمیورزد تهیدستی که آخرتش را با دنیا عوض نمینماید.فساد در دین و دنیا زمانی است که عالم … بخل شود و تهیدست آخرتش را به دنیا بفروشد. 16 از امیر المؤمنین علیه السلام پیرامون وضع مردم پرسیدند حضرت فرمود عموم مردم از پی پنج طائفه فاسد میشوند.دانشمندان که هادیان مردم به سوی خدایند اهل زهد که راه به سوی حقند تاجران که امینان خداوندند رزمندگان که یاور دینند حاکمان که کارگردانان مردمند.زمانی که عالم
استاد انصاریان: بهشت را در همین دنیا باید ساخت/ بیشتر مردم کرهٔ زمین قدر خدا را نمیدانند
همیشه انسان باید نسبت به وجود مقدس او احساس نیاز بکند و دائم با زبانش با دلش با حالش فیوضات الهیه را از پروردگار عالم بخواهد؛ آنجا که جای بخل
تأثیر قرآن بر زندگی
بخل است. یک کسی یک عالم است یعنی سرمایۀ علمی دارد و بخیل در خرج کردن است یک کسی سرمایۀ فکری دارد و بخیل در خرج کردن است یک کسی سرمایۀ مالی دارد و بخیل
آلودگی باطنی، مانع سعادت ابدی انسان
-عاقبت بخل در انفاق مال و رفع گرفتاری مؤمنینپروردگار عالم میفرماید خیال نکنند کسانی که آتاهم الله من فضله سوره آلعمران آیه 170 من با مال حلال
1. علت ظهور بخل
بخل میل پیدا میکند ممسک میشود و از خرج کردن دریغ میکند و به قول قرآن کریم دچار کنزاندوزی و تکاثر میشود و هممسلک روحی و اخلاقی قارون میگردد؟شاید بسیاری از مردم تصور کنند قارون از قماش فرعونیان و شخصی بیدین و مشرک بوده اما واقعیت جز این است و قارون اینطور نبوده است. در احوال قارون نوشتهاند 25 سال در میان مردم و جوانان مصر قاری و معلم تورات بود و حلال و حرام تورات را به آنان میآموخت؛ ولی با اینکه عالم … بخل یا ظلم یا ترک نماز مانع از این نمیشود که لطف و کرمش را شامل حال ما بکند. اتفاقا شخصی به ابو ذر غفاری همین سخن را گفت. وقتی ابو ذر حقایق فرمانهای خدا را بیان کرد این شخص به ابو ذر گفت فاین رحمه الله؟ ابو ذر رحمت بینهایت خدا چه میشود؟ آیا این رحمت شامل حال ما نمیشود؟ ابو ذر گفت قرآن مجید را بخوان آنجا پروردگار عالم
English