ماندهاند و تا چشم این دیوان به تیر استعاذه حقیقت که قطع نظر از شهود ماسواست دوخته نگردد جمال وحدت صرف روی نخواهد نمود.سالک هرگاه به مقام تجلی افعال … بود هم خود الست گوید و هم خود بلی کند .و حضرت خاتم انبیا صلوات الله وسلامه علیه در استعاذه به این هر سه مرتبت اشاره فرمودند در وقت تجلی انوار توحید افعال
145 مطلب یافت شد
استعاذه، در كلام كاشفى
ماندهاند و تا چشم این دیوان به تیر استعاذه حقیقت که قطع نظر از شهود ماسواست دوخته نگردد جمال وحدت صرف روی نخواهد نمود.سالک هرگاه به مقام تجلی افعال … بود هم خود الست گوید و هم خود بلی کند .و حضرت خاتم انبیا صلوات الله وسلامه علیه در استعاذه به این هر سه مرتبت اشاره فرمودند در وقت تجلی انوار توحید افعال
فوائد استعاذه
ماندهاند و تا چشم این دیوان به تیر استعاذه حقیقت که قطع نظر از شهود ماسواست دوخته نگردد جمال وحدت صرف روی نخواهد نمود.سالک هرگاه به مقام تجلی افعال … بود هم خود الست گوید و هم خود بلی کند .و حضرت خاتم انبیا صلوات الله وسلامه علیه در استعاذه به این هر سه مرتبت اشاره فرمودند در وقت تجلی انوار توحید افعال … افعال ذمیمه و تسویلات شیطانی و شهوات نفسانی استعاذه کنند. شیطان در کلام صدر المتالهینصدر المتالهین آن فیلسوف گرانقدر میگوید شیطان با اینکه به محضر حضرت آدم ابوالبشر سوگند یاد کرد که نسبت به او ناصح و خیراندیش است چنانکه خداوند عزوجل در قرآن حکایت میکند و قاسمهما انی لکما لمن الناصحین 5 .و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقینا من برای شما از خیر خواهانم و قصد فریب شما را ندارم. .ولی آنقدر سعی و کوشش کرد تا او را از بهشت بیرون کرد پس در حق اولاد او که به عکس قسم خورده که آنها را گمراه و اغوا خواهد کرد چنانکه حق از قول او میفرماید فبعزتک لاغوینهم اجمعین 6 .گفت به عزتت سوگند همه آنان را گمراه میکنم.چه خواهد کرد؟ استعاذه در کلام فخر رازیفخر رازی در تفسیر خود میگوید اعوذ بالله سیر و سلوک از خلق به خالق و از ممکن به واجب است کلمه اعوذ اشاره به عجز و فقر و احتیاج تام است و کلمه بالله اقرار و اعتراف به دو امر است یکی اینکه خداوند قادر و توانا است به اعطای کل خیرات و دفع جمیع آفات و دیگر آنکه جز خدای متعال احدی به این صفت متصف نیست پس قاضی حاجات و معطی خیرات نیست مگر خداوند و نماز خوان هنگام مشاهده این حال از خود و تمام ما سوی الله فرار میکند و در این سر ففروا الی الله 7 .پس به سوی خدا بگریزید.را مشاهده مینماید و این حالت که با گفتن اعوذ حاصل میشود غرق در نور جلال حق گشته رمز قل الله ثم ذرهم 8 .بگو خدا سپس آنان را رها کن.برایش مکشوف گردد و در این موقع گوید بالله و نیز گوید یکی از نکات استعاذه اینکه نمازگزار با گفتن اعوذ بالله اذعان به عجز و ناتوانی خود و اعتراف به قدرت کامله خالق میکند و همین امر دلالت دارد بر اینکه برای تقرب به خدا راهی جز اظهار عجز و انکسار نیست که گفتهاند خودبین خدابین نشود.و نکته دیگر اینکه چون قلب انسان به واسطه تعلق به غیر خدا و هم چنین زبان او با ذکر غیر خدا آلوده میشود و به موجب لا یمسه الا المطهرون 9 .جز پاک شدگان از هر نوع آلودگی به حقایق و اسرار و لطایف آن دسترسی ندارند.باید قبل از شروع نماز و قرائت حمد با گفتن اعوذ بالله و متحقق شدن به حقیقت آن قلب و زبان پاک کند تا خود را برای تجلی
فوائد استعاذه
ماندهاند و تا چشم این دیوان به تیر استعاذه حقیقت که قطع نظر از شهود ماسواست دوخته نگردد جمال وحدت صرف روی نخواهد نمود.سالک هرگاه به مقام تجلی افعال … بود هم خود الست گوید و هم خود بلی کند .و حضرت خاتم انبیا صلوات الله وسلامه علیه در استعاذه به این هر سه مرتبت اشاره فرمودند در وقت تجلی انوار توحید افعال … افعال ذمیمه و تسویلات شیطانی و شهوات نفسانی استعاذه کنند. شیطان در کلام صدر المتالهینصدر المتالهین آن فیلسوف گرانقدر میگوید شیطان با اینکه به محضر حضرت آدم ابوالبشر سوگند یاد کرد که نسبت به او ناصح و خیراندیش است چنانکه خداوند عزوجل در قرآن حکایت میکند و قاسمهما انی لکما لمن الناصحین 5 .و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقینا من برای شما از خیر خواهانم و قصد فریب شما را ندارم. .ولی آنقدر سعی و کوشش کرد تا او را از بهشت بیرون کرد پس در حق اولاد او که به عکس قسم خورده که آنها را گمراه و اغوا خواهد کرد چنانکه حق از قول او میفرماید فبعزتک لاغوینهم اجمعین 6 .گفت به عزتت سوگند همه آنان را گمراه میکنم.چه خواهد کرد؟ استعاذه در کلام فخر رازیفخر رازی در تفسیر خود میگوید اعوذ بالله سیر و سلوک از خلق به خالق و از ممکن به واجب است کلمه اعوذ اشاره به عجز و فقر و احتیاج تام است و کلمه بالله اقرار و اعتراف به دو امر است یکی اینکه خداوند قادر و توانا است به اعطای کل خیرات و دفع جمیع آفات و دیگر آنکه جز خدای متعال احدی به این صفت متصف نیست پس قاضی حاجات و معطی خیرات نیست مگر خداوند و نماز خوان هنگام مشاهده این حال از خود و تمام ما سوی الله فرار میکند و در این سر ففروا الی الله 7 .پس به سوی خدا بگریزید.را مشاهده مینماید و این حالت که با گفتن اعوذ حاصل میشود غرق در نور جلال حق گشته رمز قل الله ثم ذرهم 8 .بگو خدا سپس آنان را رها کن.برایش مکشوف گردد و در این موقع گوید بالله و نیز گوید یکی از نکات استعاذه اینکه نمازگزار با گفتن اعوذ بالله اذعان به عجز و ناتوانی خود و اعتراف به قدرت کامله خالق میکند و همین امر دلالت دارد بر اینکه برای تقرب به خدا راهی جز اظهار عجز و انکسار نیست که گفتهاند خودبین خدابین نشود.و نکته دیگر اینکه چون قلب انسان به واسطه تعلق به غیر خدا و هم چنین زبان او با ذکر غیر خدا آلوده میشود و به موجب لا یمسه الا المطهرون 9 .جز پاک شدگان از هر نوع آلودگی به حقایق و اسرار و لطایف آن دسترسی ندارند.باید قبل از شروع نماز و قرائت حمد با گفتن اعوذ بالله و متحقق شدن به حقیقت آن قلب و زبان پاک کند تا خود را برای تجلی
ارادة خير خدا
تجلی است. خورشید ذات و صفات افعال از مطلع الفجر قرآن دائما در طلوع است. حق میفرماید کسانی که در حال قرآن خواندن جان دادند سزاوار درجات بودند.
رسول خدا(ص) در عالیترین درجۀ مهرورزی نسبت به مؤمنین
سه تجلی بود که یک تجلی از ناحیه ذات یک تجلی از ناحیه صفات و یک تجلی هم از ناحیه افعال است؛ یعنی تجلی ذاتالله تجلی صفاتالله و تجلی افعالالله. … -رسول خدا ص تجلی نوراللهبحث در اینجا دیگر مقداری برای خود من هم آسان است؛ چون آثار تجلی ذات صفات و افعال در آن روزی که این تجلیها صورت گرفته
مجالس عزاداری شهادت امام جواد(ع) در حرم مطهر رضوی برگزار شد
حجت الاسلام صدیقی در این برنامه با اشاره به اینکه همه افعال و کردار ائمههدی ع تجلی صفات خدای متعال است اظهار کرد ائمههدی ع در تمام دوران سنی
استاد انصاریان: خلوص امام حسین در کربلا متجلی شد
برای رضای الهی اطاعت و عبادت دوام دار داشته باشد همچون حضرت ابراهیم ع در بالاترین مرحله خلوص قرار میگیرد و افعال امام حسین ع در تمام طول عمرش برای خدا بود که خلوصش در کربلا تجلی
تقدم محبوب بر ماسوى
تجلی اقتضا میکند فنای در محبوب را و این که وجود انسان یک پارچه فدای محبوب گردد و انس اقتضا میکند که دل و جان از انس گرفتن به غیر اوو لذت بردن از ماسوای او منع گردد . بنابراین عشق و محبت به محبوب اقتضا میکند وصال را و وصال میسر نمیشود مگر به بذل روح انس به جمال هم اقتضا میکند قلب از التفات به غیر او ممنوع شود ؛ پس محبان وقتی در محبت خود صادقند که قلبشان تعلق به محبوب داشته و این تعلق نتیجه همت باشد و از پساین تعلق غرقه عالم انس و منع گردند . اول میوه عشق و محبت به محبوب فنای خاطر محب از تعلق به غیر است و محبت واقعی و عشق صادقانه آن است که درون را از تعلق به دیگران پاک کرده و جز عشق او و شؤون حضرتش چیزی در ذات وجود نماند . پس از آن چون سیل محبت محبوب به سرزمین وجود جاری گردد کاری از انسان جز کاری که محبوب میخواهد سر نزند و این فنای افعال
ابتدا و ريشه عبادت
که تنها معشوق و معبود حقیقی است و آگاهی به یکتائی او واحدیتش در ذات و صفات و افعال برای هر انسانی از طریق مطالعه قرآن و تدبر در آیاتش و فهم روایات توحیدیه و دقت و اندیشه در آثار او که در تمام جهان هستی تجلی
ابتدا و ريشه عبادت
که تنها معشوق و معبود حقیقی است و آگاهی به یکتائی او واحدیتش در ذات و صفات و افعال برای هر انسانی از طریق مطالعه قرآن و تدبر در آیاتش و فهم روایات توحیدیه و دقت و اندیشه در آثار او که در تمام جهان هستی تجلی
جلوه های عرفانی دعا در صحیفه سجادیه
دعا در مرتبه تجلی صفاتی در مرتبه تجلی صفاتی انسان از افعال عبور می کند و خدا را در قالب صفات می بیند. … انسان در اولین مرتبه دریافت تجلی خدا را در بعد فاعلی و صفات فعلی او مشاهده می کند. برای انسان در مرتبه ارتباط با افعال خدا مهم است. … افعال خداوند نیست؛ بلکه نجوایش با صفات حق است. پس در این مرحله مفاهیم مادی از قاموس زندگی انسانی حذف می شود. آن چه به عنوان سختی وجود دارد در این مرحله رخت بر میبندد تجلی
توحید (2) - جلسه پنجم – (متن کامل + عناوین)
تجلی است. خورشید ذات و صفات افعال از مطلع الفجر قرآن دائما در طلوع است. حق میفرماید کسانی که در حال قرآن خواندن جان دادند سزاوار درجات بودند.
دليل عشق و محبّت
تجلی اقتضا میکند فنای در محبوب را و این که وجود انسان یک پارچه فدای محبوب گردد و انس اقتضا میکند که دل و جان از انس گرفتن به غیر او و لذت بردن از ماسوای او منع گردد. بنابراین عشق و محبت به محبوب اقتضا میکند وصال را و وصال میسر نمیشود مگر به بذل روح انس به جمال هم اقتضا میکند قلب از التفات به غیر او ممنوع شود؛ پس محبان وقتی در محبت خود صادقند که قلبشان تعلق به محبوب داشته و این تعلق نتیجه همت باشد و از پس این تعلق غرقه عالم انس و منع گردند.اول میوه عشق و محبت به محبوب فنای خاطر محب از تعلق به غیر است و محبت واقعی و عشق صادقانه آن است که درون را از تعلق به دیگران پاک کرده و جز عشق او و شؤون حضرتش چیزی در ذات وجود نماند.پس از آن چون سیل محبت محبوب به سرزمین وجود جاری گردد کاری از انسان جز کاری که محبوب میخواهد سر نزند و این فنای افعال
دليل عشق و محبّت
تجلی اقتضا میکند فنای در محبوب را و این که وجود انسان یک پارچه فدای محبوب گردد و انس اقتضا میکند که دل و جان از انس گرفتن به غیر او و لذت بردن از ماسوای او منع گردد. بنابراین عشق و محبت به محبوب اقتضا میکند وصال را و وصال میسر نمیشود مگر به بذل روح انس به جمال هم اقتضا میکند قلب از التفات به غیر او ممنوع شود؛ پس محبان وقتی در محبت خود صادقند که قلبشان تعلق به محبوب داشته و این تعلق نتیجه همت باشد و از پس این تعلق غرقه عالم انس و منع گردند.اول میوه عشق و محبت به محبوب فنای خاطر محب از تعلق به غیر است و محبت واقعی و عشق صادقانه آن است که درون را از تعلق به دیگران پاک کرده و جز عشق او و شؤون حضرتش چیزی در ذات وجود نماند.پس از آن چون سیل محبت محبوب به سرزمین وجود جاری گردد کاری از انسان جز کاری که محبوب میخواهد سر نزند و این فنای افعال
عبادت و بندگى
که تنها معشوق و معبود حقیقی است و آگاهی به یکتائی او واحدیتش در ذات و صفات و افعال برای هر انسانی از طریق مطالعه قرآن و تدبر در آیاتش و فهم روایات توحیدیه و دقت و اندیشه در آثار او که در تمام جهان هستی تجلی
دليل عشق و محبّت
تجلی اقتضا میکند فنای در محبوب را و این که وجود انسان یک پارچه فدای محبوب گردد و انس اقتضا میکند که دل و جان از انس گرفتن به غیر او و لذت بردن از ماسوای او منع گردد. بنابراین عشق و محبت به محبوب اقتضا میکند وصال را و وصال میسر نمیشود مگر به بذل روح انس به جمال هم اقتضا میکند قلب از التفات به غیر او ممنوع شود؛ پس محبان وقتی در محبت خود صادقند که قلبشان تعلق به محبوب داشته و این تعلق نتیجه همت باشد و از پس این تعلق غرقه عالم انس و منع گردند.اول میوه عشق و محبت به محبوب فنای خاطر محب از تعلق به غیر است و محبت واقعی و عشق صادقانه آن است که درون را از تعلق به دیگران پاک کرده و جز عشق او و شؤون حضرتش چیزی در ذات وجود نماند.پس از آن چون سیل محبت محبوب به سرزمین وجود جاری گردد کاری از انسان جز کاری که محبوب میخواهد سر نزند و این فنای افعال
شرح دعای ششم(بخش چهارم)
محبت محب را مراتبی است متفاضل محبت محبوب را نیز درجاتی است متفاوت محبتش به عوام آن است که رحمت و غفرانش شامل حال آنان شود و بر آنان به افعال و آیات تجلی
چهار عنصر وجود انسان
پاک کردن این عنصر قلب که فقط برای تجلی نور دوست خلق شده کار بسیار مشکلی خواهد بود و آدمی وقتی پشیمان میشود که کار از کار گذشته و چیزی جز ضرر و زیان و خسارت ابدی برای او نمانده است قرآن مجید قلب را مرکز بسیاری از فعالیتها میداند و انسان را در برابر افعال
عطاى نعمت بدون منّت
منت و آزار بندگان بر او محال است؛ زیرا غرض و کمال نهایی خود اوست و هدف تمامی افعال آفرینش ذات حق است و همه موجودات به سوی کمال سیر میکنند و او کمال مطلق اول و آخر و ظاهر و باطن اشیا است.نعمت همان ظرف تجلی
English