تکلیف نمیکند لا یکلف الله نفسا الا وسعها و اگر پروردگار تو می خواست قطعا همه مردم را امت واحدی قرار می داد در حالی که پیوسته در اختلافند. هود ۱۱۸ ● ایمان هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنندهرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنها باشندآنها کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه قلوبشان نوشته.... مجادله ۲۲ ● آزمایش و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانیدخدا به او فرمود من تو را پیشوای مردم قرار دادم .ابراهیم پرسید از دودمانم چطور؟ فرمود پیمان من به بیدادگران نمیرسد. بقره ۱۲۴ ● شایسته مداری و اختیار کامل در کارگزینی مدیر و پیامبرشان به آنان گفت در حقیقت خداوند طالوت را برشما به پادشاهی گماشته است .گفتند چگونه او بر ما پادشاهی باشد با آنکه ما به پادشاهی از وی سزاوارتریم و به او از حیث مال گشایشی داده نشده است. پیامبرشان گفت در حقیقت خداوند او را بر شما برتری داده و او را در دانش و نیروی بدنی بر شما برتری بخشیده است و خداوند پادشاهی خود را به هرکس که بخواهد می دهد و خدا گشایشگر داناست. بقره ۲۴۷ ● رابطه متقابل و شایسته ای کسانی که ایمان آورده ایداگر خدا را یاری کتید یاریتان می کند و گامهایتان را استوار می دارد. محمد ۷ بگو من فقط بشری هستم همچون شما امتیازم این است که به من وحی می شود که معبود شما تنها یکی است پس هرکس امید لقای پروردگارش را دارد باید عمل صالح انجام دهد و کسی را در عبادت پروردگارش شریک نکند. کهف ۱۱۰ مؤمنان برادر یکدیگرند بنابراین میان دو برادر خود صلح برقرار سازید و تقوای الهی پیشه کنید تا مشمول رحمت او شوید. حجرات ۱۰ ● ایجاد اعتماد اوست آنکس که در میان بی سوادان فرستاده ای از خودشان برانگیخت تا آیات او بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به ایشان بیازمود و آنان قطعا پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند. جمعه ۲ ● مشورت و قاطعیت در تصمیم گیری و شاورهم فی الامر... و در کارها با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد. آل عمران ۱۵۹ از سرزنش کنندگان هراسی ندارند. این فضل خداست که به هرکس بخواهد و شایسته ببند می دهد و فضل خدا وسیع و خداوند داناست. مائده ۵۴ و اکثر الناس لا یعلمون و اکثر مردم نمیدانند. یوسف ۶۸ و اکثرهم لا یعقلون و بیشترشان نمیفهمند. مائده ۱۰۳ مشورت ادراک و هشیاری دهد عقلها مر عقل را یاری دهد ● صبر اولین دخواست موسی از خداوند بعد از مبعوث شدننش شرح صدر است. قال رب اشرح لی صدری گفت پروردگارا سینه ام را گشاده گردان. طه ۲۵ فان مع العسر یسرا پس بدان که با دشواری آسانی است. فاستعینوا بالصبروالصلوه و از صبر و نماز کمک بگیرید. ● پاداش انگیزه عقاب ای کسانی که ایمان آورده ایداگر خدا را یاری کتید یاریتان می کند و گامهایتان را استوار می دارد. محمد ۷ و هرگاه خواستید مجازات کنید تنها به مقداری که به شما تعدی شده کیفر دهید و اگر شکیبایی پیشه کنید اینکار برای شکیبان بهتر است نحل ۱۲۶ ● مهربانی مدیریت خداوند در جهان هستی بر پایه رحمت عام و خاص اوست چنان که در سوره حمد که هرروزه آن را در نمازها میخوانیم بعد از معرفی خداوند به رب العالمین اورا به رحمان و رحیم میشناسیم یعنی عالم هستی صحنه این دو صفت الهی بخشندگی و مهربانی است.مدیریت ما نیز در تمام زمینه ها باید بر اساس رحمت عام و رحمت خاص محبت ویژه به دوستان شایسته استوار باشد. و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین انبیا ۱۰۷ چو کاری برآید به لطف و خوشی چه حاجت به تندی و گردنکشی ● بخشش آیا دوست نمیدارید خداوند شما را ببخشد و خدا غفور و رحیم است. مسئله رحمت عام و خاص خداوند هرگز به معنای رسیدگی نکردن به تخلفات نیست. همانگونه که توصیه به مالک یوم الدین صاحب روز جزاست بعد از توصیه به رحمت در سوره حمد گواه این مدعاست. پذیرش توبه از سوی خداوند تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می دهند و سپس به زودی توبه میکنند خداوند توبه چنین اشخاصی را میپذیرد و خدا دانا و حکیم است. کرم کننه پرخاش کین آوری که عالم به زیر نگین آوری ● عدالت و به مال یتیم جز به نحو احسن و برای اصلاح نزدیک مشوید تا به حد رشد برسد و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید هیچکس را جز به مقدار
317 مطلب یافت شد
قرآن بیشتر به نفس عنایت دارد تا عقل
قیامت با او کار ندارند اما با کافر کار دارند با مشرک کار دارند با منافق کار دارند کسی که پی برده که عالم صاحب دارد و از او تکلیف میخواهد بس است. تغذیه عقل به مقدار … مقدار در مسئله معاد کافی است. اکثریت فقیهان هم به این مسئله حکم دادهاند.یا اگر کسی بداند که عالم خدا دارد صاحب و مالک دارد و مالک عالم هم کامل است و از انسان تکلیف میخواهد
تذکر به بدحجاب واجب کفائی است واگر نه همه گناهکارند
و منکر را معروف ببینید امر به معروف و نهی از منکر با شرایطی که بیان می شود واجب کفایی است به این معنی که اگر به مقدار کافی کسانی این وظیفه را انجام دادند از دیگران تکلیف
سود تجارت با پيامبر صلىاللهعليهوآله و فرهنگ او
شما حساب کنید که ما از پانزده سالگی به بعد این مقدار رابطهای که با پیغمبر صلیاللهعلیهوآله و حرفهای ایشان و اهلبیت علیهمالسلام و قرآن به واسطه ایشان داشتیم در دایره تکلیف
حق گوش بر انسان
هیچ کس را جز به مقدار توانایی اش تکلیف نمی کنیم .
آثار تكليف عمر
در این مقدار از عمر اگر یک ساعت هم باشد به اندازه یک ساعت باید تکلیف خود را به من ادا کنی.
نهضت هاى ايجاد شده از عاشورا
اصحابی که درباره آنها گفته است که اهل بیتی بهتر و باوفاتر از اینها سراغ ندارم این مقدار استغنا نشان می دهد و هرگز سخنانی از این قبیل که من را تنها نگذارید من غریبم مظلومم بیچاره ام نمی گوید البته تکلیف
امامان در قلّه محبت خداوند
به درجه آنان نمی رسد به بیان دیگر برای موجودات امکانی شناخت خدا بیش از آن مقدار که ائمه بدان دست یافتند ممکن نیست و بیش از آن مقدار چون مقدور نیست مورد تکلیف
تعلیم بیواسطهٔ معرفتالله به انبیا و ائمهٔ طاهرین
معشوق من واسطه نشو و کنار برو مرا سرگرم حرف زدن با خودت نکن وظیفۀ عقلی انسان نسبت دعوت انبیای الهیاینها در توحید تام به این مقدار هم زیر بار نرفتند حالا تکلیف
پاداش روزه دارى
آشامیدن و محرمات ذکر شده در رساله های عملیه پرهیز کند تکلیف واجب را ادا کرده است ؛ ولی در این حال چشم و گوش و زبان هیچ یک تابع فرمان صوموا نبوده اند؛ واو فقط با این عمل واجب ظاهری را به جای آوده است ؛ اما آن کمالات و آثار یقینا بر این مقدار
کلیدی برای خوشبختی در زندگی !
باشد و دخالتش مساوی باشد با دخالتی که سایر اعضا دارند و در نتیجه تاثیرش در بدست آمدن غرض تعاون و همکاری عمومی به مقدار تاثیر سایر افراد باشد و بالآخره همه افراد مورد این تکلیف
مرگ و فرصتها - جلسه سوم
کسانی که در هر مقدار عمری که در دنیا داشتند از ابتدای تکلیف تا شروع سفر که ممکن است دو سال طول کشیده باشد یعنی مثلا در هفده سالگی از دنیا رفته
امام هادی (ع) به روایت اهل سنت
زمانی که از مریضی جان سالم به در برد فقها را گرد آورد و از آنها کسب تکلیف کرد که چه مقدار صدقه بدهد. فقها جواب های مختلفی ارائه کردند.
استاد انصاریان: قمر بنیهاشم دریایی از علم، حکمت، فضائل و ارزشهاست /دشمنان امام حسین(ع) به ارزش ها حمله کردند
عمر تکلیفی آن حضرت هجده سال بود مقدار عمری که در دنیا داشت سی و سه سال بود در حقیقت پانزده سال طبق قانون الهی در حوزۀ تکلیف نبود.
حقوق زن نسبت به شوهر
باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنان که تنگدست هستند از آنچه که خدا به آنان داده انفاق نمایند؛ خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف
ارزشها و لغزشهاى نفس - جلسه بیست و یکم – (متن کامل + عناوین)
تکلیف عمراین عمر تکلیفی میوهای میدهد که به خود شما برمیگردد. باید به نفع خود زندگی کنید. این باید به معنی واجب است. از رای خود هم برنمیگردد. در این مقدار … مقدار عمر ندارد که حدی برای آن معلوم کرده باشد. عمر تکلیفی یک سال باشد یا هفتاد سال سرمایه انسان شناخته شده است ؛ یعنی در بیان و گفتار اسلام عمر سرمایه شناخته شده است. 1 امکاناتی هم در کنار این سرمایه داده شده است ؛ مانند هدایت پروردگار عالم و انبیای خدا و ائمه طاهرین ؛ چون خود انسان منهای خدا و انبیا و ائمه نمیتواند طرح به کار گرفتن امکانات را در کنار عمر به دست آورد. این مساله به زلف هدایت خداوند گره خورده است. وقتی خداوند آدم و حوا را در آغاز عمر تکلیفی روی کره زمین میفرستد به ایشان میفرماید فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون 2 تکلیف
قيام عاشورا، اسوه آزادگان در بیانات امام خمینی(ره)
تکلیف را فداکاری در میدان تبلیغ در خارج میدان. همان مقداری که فداکاری حضرت ارزش پیش خدای تبارک و تعالی دارد و در پیشبرد نهضت حسین ع کمک کرده است خطبههای حضرت سجاد و حضرت زینب هم به همان مقدار … مقدار تاثیر داشته است. آنها به ما فهماندند که در مقابل جائر در مقابل حکومت جور نباید زنها بترسند و نباید مردها بترسند. در مقابل یزید حضرت زینب س ایستاد و آن را همچون تحقیر کرد که بنی امیه در عمرشان همچون تحقیری نشنیده بودند. و صحبتهایی که در بین راه و در کوفه و شام و اینها کردند و منبری که حضرت سجاد ع رفت و واضح کرد به اینکه قضیه قضیه مقابله غیر حق با حق نیست. یعنی ما را بد معرفی کردهاند سیدالشهدا را میخواستند معرفی کنند که یک آدمی است که در مقابل حکومت وقت خلیفه رسول الله ایستاده است. حضرت سجاد این مطلب را در حضور جمع فاش کرد و حضرت زینب هم. تکلیف
هدايت در تشكيل خانواده
مقدار عمری که به او عنایت شده باید تبدیل به شجره طیبه بشود و اگر بچه طفل و کودک بماند ملعون است. بدن او هشتاد ساله بشود ولی عقل به همان حال یک سالگی باشد قلب خالی از معرفت بماند نفس همان حالات حیوانی قبل از تکلیف را داشته باشد ملعون است.روح
ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه بیست و یکم
مقدار از عمر آن هدف تحققپذیر است. اگر یک ساعت هم باشد به اندازه یک ساعت باید تکلیف خود را به من ادا کنی. تکلیف که به من برسد میوه ابدی میشود و به صورت بهشت به خودت برمیگردد. … مقدار عمر ندارد که حدی برای آن معلوم کرده باشد. عمر تکلیفی یک سال باشد یا هفتاد سال سرمایه انسان شناخته شده است ؛ یعنی در بیان و گفتار اسلام عمر سرمایه شناخته شده است. امکاناتی هم در کنار این سرمایه داده شده است ؛ مانند هدایت پروردگار عالم و انبیای خدا و ائمه طاهرین ؛ چون خود انسان منهای خدا و انبیا و ائمه نمیتواند طرح به کار گرفتن امکانات را در کنار عمر به دست آورد. این مساله به زلف هدایت خداوند گره خورده است. وقتی خداوند آدم و حوا را در آغاز عمر تکلیفی روی کره زمین میفرستد به ایشان میفرماید فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون 1 .پس کسانی که از هدایتم پیروی کنند نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین شوند . عمر تکلیفی هدفی که خدا از انسان میخواهد ممکن است در هفتاد سال تحقق بدهد و ممکن هست در یک ماه پس در این جا زمان مطرح نیست فقط عمر تکلیفی مطرح است هر اندازه که باشد.اندازه عمر کسی را هم به او نگفته است و کسی از عمرش خبر ندارد. افراد خاص که خبرداران عالم بودند خیلی تعدادشان کم است. ایشان کلاس دیگری داشتند. علت آن هم برای ما روشن نیست ولی غیر از این بندگان خاص بنای خدا بر این نبوده و نیست که اندازه عمر کسی را به او بگوید.بزرگانی از علمای طراز اول علم و عبادت و فقه و زهد و کرامت و مقبولیت در فرهنگ اهل بیت دراین 1500 سال دلایلی بسیار محکم آورده و گفتهاند که امیر المؤمنین پیامبر سید الشهدا و فاطمه زهرا از لحظه مرگ خود خبر نداشتند. امیر المؤمنین در شب نوزدهم از لحظه و چگونگی شهادت خود آگاهی نداشت. عدهای هم میگویند خبر داشت ولی تکلیف
شیراز/ شاهچراغ/ دههٔ دوم ذیالقعده/ تابستان1396هـ.ش./ سخنرانی سوم
را برای خوردن میدهند؛ ولی این بیخردان دلبسته گوشبسته چشمبسته چه سودی در این عالم دارند؟ بله وقتی آدم وارد تکلیف در پیشگاه پروردگار نشود یک حیوان است و هیچچیز دیگری نیست. یک مقدار … تکلیف تمام بکنم علمت ان عملی لا یعمله غیری فاجتهدت من دانستم هیچکس به جای من مکلف نیست لذا من به همه تکالیف بدنی مالی عقلی اخلاقی و حقوقی عمل کردم یکی از علما که تهران فوت کرد وصیت کرد تا او را به وادیالسلام ببرند. من از ایشان شنیدم و شهرش را نمیدانم که کجاست ظاهرا ایشان هم نگفت و گفت یک شهری از شهرهای شمالی ایران است. یک مردی زندگی میکرد که زن و بچه داشت تجارت داشت مغازه داشت پاساژ داشت زمین کشاورزی داشت و درآمد خیلی خوبی داشت. یک شب جلسهای بوده جایی بوده با دوستان بوده و یک مقدار … داستان زندگی این جفتکزن داستان زندگی سگ است و یک مقدار که پستتر برود میگوید داستان زندگیاش داستان الاغ است مثل الذین حملوا التوراه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا الجمعه 5 . برادرانم خواهرانم همه ارزش ما به این است که حوزه تکلیف
English