تجلی اسما و صفات پروردگار است از کوچکترین ذره تا بزرگترین موجود هر چه که هست اگر مورد دقت قرار گیرد در او علم خدا عدل خدا لطف خدا رحمت خدا ارادۀ خدا
90 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: شیعیان از اضافه گِل ائمه اطهار(ع) خلق شدند/ اختلاف در حدود وجود موجودات حتی در زبان و رنگ از نشانههای خداست
تجلی اسما و صفات خداوند در هستی
تجلی اسما و صفات پروردگار است از کوچکترین ذره تا بزرگترین موجود هر چه که هست اگر مورد دقت قرار بگیرد در او علم خدا عدل خدا لطف خدا رحمت خدا ارادۀ خدا
وظایف پدران در برابر فرزندان
آخرین منزل این است که من خودم را در دست ارادۀ خدا رها کنم که محبوب من هر تصمیمی داری بگیر به هر طرف میخواهی من را بگردانی هر پولی میخواهی بدهی
دنیا و آخرتِ آباد
ارادۀ خدا بر حرکت انسان به سوی دنیا و آخرت آبادامیرالمؤمنین ع میفرمایند اگر به قیامت خراب بربخوریم که با کلنگ گناهان بیاعتقادی بداخلاقی و بیعملی … خدا را هم نمیخواهم. اگر دو نفر را مامور کنند که هرکدام هفت تیر دو طرف سرش بگذارند و بگویند نماز صبح را بخوان و الا ماشه را میچکانیم. او هم بخواند. ظهر و شب را بخوان ده سال دو نفر با اسلحه تهدیدش کنند که اگر نخوانی ماشه را میچکانیم. واقعا دلش نمیخواهد بخواند و بالاجبار میخواند. این نماز هیچ ارزشی ندارد؛ چون تنهی عن الفحشا و المنکر 5 نیست لذا به فضای قبولی پروردگار عالم نیز نمیرسد. معرفتکاری که انسان خودش بخواهد بکند و مثبت است باید سه چیز آن را بدرقه کند معرفت همت و عشق. من باید بفهمم که پروردگار با ساختن این جهان و در اختیار من قرار دادن یک قطعه از کرۀ زمین و تمام نعمتهایش شایستۀ تشکر است. امام هشتم ع میفرمایند نماز تشکر از خداست. بعد از آنکه این مطلب را فهمیدم حال نمازی که میخواهم بخوانم باید همت بدرقۀ آن شود؛ یعنی نمازی با ارادۀ
نگاهی به مقام امام حسین علیه السلام
لحد ایشان را بچینند اگر بگویند مقداری خاک زیر صورت ایشان را یا خاک زیر صورت زهرا علیها السلام را برداریم و به مریضمان بدهیم حرام است اما ارادۀ خدا … خدا صلی الله علیه و آله و سلم که نداریم؟ فرق بین نمازهای ما و پیغمبر عظیمالشان اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در کیفیت است؛ یعنی دو رکعت نماز صبح او را پروردگار عالم در یک کفه بگذارد و کل نمازهای جن و انس را در یک کفه دیگر بگذارد کفه نماز ایشان سنگینترخواهد بود به خاطر باطن نمازش که برای ما هم روشن نیست. بعد از تکبیر چهارم ضرورتا و به صورت واجب نمازگزار میت باید بگوید اللهم اغفر لهذا المیت. این دعا درحالی که دعاکننده هم پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است و در نتیجه کیفیت دعا هم بینظیر میباشد به محض این که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم تکبیر پنجم را گفت و نماز تمام شد جبرئیل علیه السلام با این آیه نازل شد استغفر لهم او لاتستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لایهدی القوم الفاسقین حبیب من چه تو به جانب من دست به دعا برداری و از من بخواهی این جور مردهها را بیامرزم و چه چنین درخواستی را از من نکنی خواستنت یا نخواستنت برای من مساوی است من تا به ابد چنین افرادی را نمیآمرزم؛ یعنی این دعای تو در مورد چنین افرادی مردود است. اما نسبت به حضرت سیدالشهدا علیه السلام ارادۀ
مسلخ عشق ، قیام و نهضت جاودانۀ حسینی(علیه السلام) (3)
من اراد الله بد بکم...هر کس ارادۀ خدا می کند به وسیله و با وساطت شما شروع می کند... من قصد توجه بکم... … خدا صلی الله علیه واله متولد شد. در دامان آنان پرورش یافت و سرآمد زنان عصرش شد کنیۀ آن حضر ام کلثوم و القاب ایشان عقیلۀ بنی هاشم عالمه ی عابدۀ آل علی علیه السلام کامله و فاضله بود. او از جهت علم و تقوا جمال و عفاف در میان زنان عصرش به راستی یگانه بود؛ چنان که از نظر دانش امام سجاد علیه السلام وی را دانشمندی آموزش نادیده دانسته است و از نظر پارسایی و عبودیت در شب یازدهم محرم و در دوران اسارت با همۀ سختی ها و مشکلاتی که داشت نماز شب را فراموش نکرد. زینب سلام الله علیها با پسر عمویش عبدالله بن جعفربن ابی طالب ازدواج کرد و از او دارای چهار فرزند شد وی علاقۀ شدیدی به برادرش حسین علیه السلام داشت و امام حسین علیه السلام نیز بدو احترامی شایسته می کرد و او را محرم اسرار و مورد مشورت خود قرار می داد. حضرت زینب سلام الله علیها به حکم تکلیف الهی و اطاعت از فرمان امام علیه السلام و نیز عشق به برادر با فرزندان خود همراه امام حسین علیه السلام به کربلا آمد و به کمک و دل داری اهل بیت علیه السلام پرداخت. او در روز عاشورا ناظر شهادت فرزند و برادران و سایر بستگان خویش بود. شس از آن با اسارت خاندان رسول صلی الله علیه واله سرپرستی کاروان اسرای اهل بیت علیه السلام را بر عهده گرفت و در کوفه و شام و مجلس ابن زیاد و یزید با سخنانش فساد بنی امیه و جنایت هایشان را بر ملا و نام عاشورا و قیام کربلا را برای همیشه در اذهان مردم تثبیت کرد. حضرت زینب سلام الله علیها پس از بازگشت به مدینه به افشاگری علیه یزید و حکومت بنی امیه ادامه داد تا این که حاکم مدینه به دستور یزید آن را به مصر تبعید کرد و سرانجام در پانزدهم رجب سال62 هجری دار فانی را وداع گفت. - برخی اظهارنظر صاحب نظاران و اندیشمندان آزادۀ جهان را در مورد نهضت عاشورایی حسین علیه السلام لیاقت علیخان نخستین نخست وزیر پاکستان این روز 10 محرم برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگ دارد در این روز یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین وقایع روح واقعی اسلام اتفاق افتاد شهادت حضرت امام حسین علیه السلام در حزن نشانۀ فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود زیرا تسلیم کامل به ارادۀ … ارادۀ آن ها در راه حق و حقیقت می گردد. اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و اخر تابع له علی ذلک در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشت هو را نکشند-محرم در گذر تاریخ 1 محرم 1- آغاز ایام حسینی 2- ماجرای شعب ابی طالب در بالا گرفتن قدرت اسلام پس از یعثت پیامبر صلی الله علیه واله قریش پیمان نامه ای نوشتند و طی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره و هم نشین نشوند و معامله ننمایند و آنان را به گونه ای در فشار قرار دهند که پیامبر صلی الله علیه واله را به قریش تحوبل دهند تا آن حضرت را به قتل برسانند. حضرت ابوطالب علیه السلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد و اطراف آن را محکم کرده و برای حفظ جان پیامبر صلی الله علیه واله شبانه روز کمر همت بست.3- جنگ ذات الرقاع در سال چهارم هجرت-به تحریک کفار قریش بین مسلمانان و قبایلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصرۀ مدینه را داشتند جنگی در گرفت. پیامبر صلی الله علیه واله با 400 یا 790 نفر از مدینه بیرون رفتند. در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد. این واقعه به قولی در 15 جمادی الاولی بوده است. الوقایع و الحوادث 4- اولین جمع آوری زکات در روز اوبل محرم پیامبر صلی الله علیه واله برای اولین بار مامورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستاد. بحارالانوار 5- امام حسین علیه السلام در راه کربلا در روز اول محرم امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند. و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند ولی او اجابت نکرد و بعدا پشیمان شد.6- قیام مردم مدینه بر علیه یزید در این روز در سال 63هـ. مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند. قضیه از آن جا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید و شراب خواری و قمار بازی و سگ بازی او را دیدند و به مدینه بازگشته و مردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند. با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند و به سرپرستی عبدالله علیه یزید قیام نمودند و افراد اموی ساکن مدینه را بیرون کردند. لشکر شام شساز اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعۀ حره پیش آمد. الوقایع و الحوادث 7- کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام بحارالانوار مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ ولی این امت احترام این ماه از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه واله را رعایت نکردند. در این ماه خون ما حلال دانستند و هتک حرمت ما کردند و فرزندان و زنان ما را اسیر نمودند و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا
تجارت مادی و معنوی - جلسه چهارم
خب به زبان پیغمبر لاجناح را پیغمبر می دانست ارادۀ خدا از جملۀ لاجناح علیه واجب بوده است.
موضوعات اخلاقی - جلسه هشتم -حسین عليه السلام کیست؟
لحد ایشان را بچینند اگر بگویند مقداری خاک زیر صورت ایشان را یا خاک زیر صورت زهرا علیها السلام را برداریم و به مریضمان بدهیم حرام است اما ارادۀ خدا … خدا صلی الله علیه و آله وسلم که نداریم؟ فرق بین نمازهای ما و پیغمبر عظیمالشان اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در کیفیت است؛ یعنی دو رکعت نماز صبح او را پروردگار عالم در یک کفه بگذارد و کل نمازهای جن و انس را در یک کفه دیگر بگذارد کفه نماز ایشان سنگینترخواهد بود به خاطر باطن نمازش که برای ما هم روشن نیست. بعد از تکبیر چهارم ضرورتا و به صورت واجب نمازگزار میت باید بگوید اللهم اغفر لهذا المیت. این دعا درحالی که دعاکننده هم پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم است و در نتیجه کیفیت دعا هم بینظیر میباشد به محض این که پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم تکبیر پنجم را گفت و نماز تمام شد جبرئیل با این آیه نازل شد استغفر لهم او لاتستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفر الله لهم ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لایهدی القوم الفاسقین توبه 80 حبیب من چه تو به جانب من دست به دعا برداری و از من بخواهی این جور مردهها را بیامرزم و چه چنین درخواستی را از من نکنی خواستنت یا نخواستنت برای من مساوی است من تا به ابد چنین افرادی را نمیآمرزم؛ یعنی این دعای تو در مورد چنین افرادی مردود است علی بن ابراهیم قمی تفسیر قمی ج1 ص302 . اما نسبت به حضرت سیدالشهداعلیه السلام ارادۀ
موضوعات اخلاقی - جلسه پنجم - عنايات امام عصر عجل الله تعالي في فرجه الشريف
پرسید که او را کجا میبرید بگو که او را به اسرائیل میبریم؛ چون در میان آنها آدم ضعیف بدحجاب و بیحجاب داریم؛ برای این که اگر به کربلا رفتیم و ارادۀ خدا … خدا نمیخواهیم. چیز دیگری هم نیست که بخواهیم. هیچ چیز دیگری نیست که آن را بخواهیم.ماجرای شفای بیمار لاعلاج با عنایت اهلبیت ماجرای این شیعهای را که میگویم خودم او را دیدم. درسالیانی دور که طلبۀ قم بودم پنجشنبهای به تهران آمدم و به دیدن صاحب کتاب شبهای پیشاور رفتم. او بیماری قلبی داشت و روی تخت افتاده بود. ایشان مرا به شخصی که زودتر از من به خدمتشان آمده بود معرفی کرد و گفت این طلبه قم است. درس میخواند و احتمالا در آینده منبری بشود. شما با زبان خودت داستانت را برای ایشان بگو. او به من رو کرد و گفت آیا حاضری با من تا بیمارستان پارس بیایی؟ گفتم آقا من وقتم کم است. یک پنجشنبه به تهران میآیم و جمعه هم به قم برمیگردم. گفت آخر پرونده من آن جاست و تو جوانی و من دلم میخواهد بیایی و پروندهام را ببینی و خودت نظر دکترها را درباره من ببینی. بعد من برایت بگویم که چه اتفاقی افتاده است. اگر هم وقت نداری که با من به بیمارستان بیایی و اسناد پزشکی من را نگاه کنی همین ایشان صاحب کتاب شبهای پیشاور راست بودن ماجرای من را میداند؛ چون ما با ایشان رفت و آمد داریم و ایشان از جریان من اطلاع دارد و چنانچه خودت خواستی درباره صحت گفتههایم تحقیق کنی همانطور که گفتم پرونده من در بیمارستان پارس است. بعد ماجرای خود چنین تعریف کرد صبح بیدار شدم که بلند شدم که بروم وضو بگیرم دیدم نمیتوانم از جایم بلند شوم. خانمم را صدا کردم و گفتم نماز دارد دیر میشود و من نمیتوانم بلند شوم. خانمم آمد و زیر بغلم را گرفت و بلندم کرد. ولی دیدم با کمک خانم هم نمیتوانم بلند شوم و همان جا افتادم. به او گفتم بهتر است آب بیاوری و من در رختخواب وضو بگیرم. نمازم را که خواندم به خانم گفتم برو دکتر بیاور. دکتر که آمد و من را معاینه کرد و بیرون اتاق به خانمم گفت با این مریض باید بسازید. ایشان تا آخر عمرش دیگر سرپا نمیشود. کل بدنش لمس شده است. من را به بیمارستان پارس بردند و مدت چهل شبانه روز آن جا بودم. متخصصترین اطبا عکسها و آزمایشات من را دیدند و در نهایت به همسرم گفتند بیماری ایشان در کره زمین راه علاج ندارد. به خانه که آمدیم به خانمم گفتم خانم دکترهای دنیا همینهایی هستند که در ایران و اروپا هستند؟ او گفت من نمیدانم. گفتم مگر دکترهای دیگری هم هستند؟ همسرم گفت من که همه دکترهای متخصص را آوردم و تو را دیدند. این دکترهای دیگر چه کسانی هستند؟ به او گفتم که سیدالشهدا علیه السلام ؛ او که برای ما خیلی جانانه شفاعت میکند. همین که امام حسین علیه السلام نیت کند خداوند به ما نظر نماید تمام است. نیت را هم اصلا نمیخواهد بگوید. گفتم خانم بلند شو برو گذرنامه را بگیر تا من پیش سیدالشهدا علیه السلام بروم. گذرنامه که آماده شد گفتم خانم کنار من بیا و بنشین که من میخواهم یک مساله اعتقادی را به تو بگویم خانم شاید پروردگار عالم ارادۀ
شرح عبارت «قَدْ خَلَعَ سَرابيلَ الشَّهَواتِ» از خطبه 86 نهج البلاغه | بخش اول
فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه یعنی رویکرد پروردگار و خدا ارادۀ دائمی دارد یرید که مضارع است.
مسلخ عشق ، قیام و نهضت جاودانۀ حسینی (علیه السلام) (1)
می دهد.حسین علیه السلام مصداق ذبح عظیم است آنکس که در راه خدافدا شده و تشنه شهید گشتهمان امام حسین علیه السلام است این فدایی عظیم راه خدا با ارادۀ
معجزات و کرامات حضرت جوادالائمه در کلام استاد انصاریان
حالا نهنگ از طرفی باید غذای خودش را بخورد و معده هم آن غذا را هضم بکند؛ از طرفی هم خدا به او گفته که مهمان مرا هضم نکن این قدرت و ارادۀ خداوند … ارادۀ الهی است؛ بنابراین یقین بدانید که هر حرکتی در عالم تنها با اراده او انجام میشود. اگر ما نیز به این امر باور داشته باشیم خیلی از مشکلات هم برای ما گلستان میشود. قرآن میفرماید لن یصیبنا الا ما کتب الله لنا هو مولانا و علی الله فلیتوکل المؤمنون توبه 51 هرگز حادثهای برای ما پیش نمیآید مگر اینکه پروردگار به پای ما نوشته باشد. او مولا و مالک ماست و ما مملوک او هستیم. آنهایی که ایمان دارند به او تکیه کنند. همانا این تکیهگاه استوارترین و محکمترین تکیهگاه است.استاد انصاریان در ادامه به داستان یونس نبی اشاره کرد و گفت معده اسید بسیار پرقدرتی دارد و اگر اسید معده کسی کم بشود دستگاه گوارشش مختل میشود. معده خیلی نازک است ولی این اسید بهاندازه سر سوزن هم معده را سوراخ نمیکند. اسید معده خیلی قوی است و استخوان را در حیوانات نرم میکند؛ حالا معده بزرگ یک نهنگ در تاریکی آب تاریکی شب و تاریکی معده مهمانی از طرف خدا
حق مؤمن
خدا ص آمد حضرت خیلی ملایم به او فرمودند وقتی شتر بار ندارد طبیعی است. وقتی خوابیده و بار پشتش میگذارند راحت است یا وقتی بار دارد و راه میرود باز هم راحت است؛ اما وقتی بار پشتش است و ایستاده به او فشار میآید. آن هم در این هوای گرم. به این اندازه که این شتر را زیر بار نگهداشتی روز قیامت تو را سرپا نگه میدارند مواظب باش حیوانات هم حق دارند چه برسد به انسانها. ناگزیر بودن انسان در رعایت حقوقحقوق الله و حقوق الناس همه را باید رعایت کرد. ما شعاع مالکیت خالقیت رزاقیت و ارادۀ
آفرينش، نمايش پروردگار
خدا تمام نظام هستی حق را از پیدایش تا پایان راه تدبیر عالمانه حکیمانه عادلانه و رحیمانۀ حق میداند. محکومیت همه موجودات عالم در سیطره نظام هستی با هزاران دلیل و برهان قاطع نشاندهندۀ حاکمیت یک نفر است.خاکساری و ذلت همۀ موجودات نشاندهندۀ تسلیم محض تحت ارادۀ
آثار و نشانه های قرب الهی در زندگی مؤمن
خدا جدا نمیشود. آن وقت آدم به اینجا میرسد. شما ببینید در این هشتادمیلیون جمعیتی که در این محیط زندگی میکنند چندتایشان اینطور هستند. -زندگی در جهت خواست و ارادۀ
نمونهاى از امير احمد بن عبدالله خُجِستانى
خدا عظمت را در بیخ حلق شیر قرار داده در حالی که دهان شیر برای درندگی باز است تو اگر مردی از قیافه و از دهان شیر نترس و از باز بودن کام شیر وحشت نکن وبه تعبیری یا در راه هدف استقامت کن و به هدف برس و یا اگر نتوانستی به آن هدف عالی برسی زنده نباش. وگرنه اگر زنده ماندی آدم نیستی. همین است که علی علیه السلام میفرماید اگر روزگاری میآید که تمام قوای معنویتان ضعیف شود برایتان زیر زمین از روی زمین بهتر است 21 ؛ یعنی آن وقت دیگر چرا زنده هستید؟ زنده بودن آن وقت خجالت دارد. انسان باشد و سفره هم جلوی او پهن باشد و آسمان با این گستردگی با این همه سحاب کهکشان و ستارگان بالای سرش باشد و او لحظهای نتواند در این دنیای گسترده راحت باشد و نتواند از نعمتهای عالم استفاده کند. امیر گفت اراده مرا هشیار کرد که انسان هستم و این شد که من حمال چهل سال اراده کردم و به امارت ماوراالنهر رسیدم.البته این جا مناسب است نکته مهمی را به نقل از امیرمؤمنان علیه السلام یادآور شوم که اگر انسانی به امارات و حکومت رسید لازم است که زندگی خود را به انسانهای فروتر نزدیک کند. علا بن زیاد حارثی دربارۀ برادرش عاصم بن زیاد که زندگی را بر خود سخت میگرفت به امیرمؤمنان علیه السلام شکایت برد. حضرت او را از داشتن چنین رویهای در زندگی پرهیز داد و گفت داشتن چنین رویهای وظیفۀ الهی امامان حق بوده و آنها باید در مسایل دنیایی در خانه و خوراک لباس و کفش و ماشین و مرکب همیشه به پایین دست خود نگاه کنند تا بر فقرای امت تحمل فقر سخت نشود. 22 به هر حال داشتن ارادۀ
نمونهاى از امير احمد بن عبدالله خُجِستانى
خدا عظمت را در بیخ حلق شیر قرار داده در حالی که دهان شیر برای درندگی باز است تو اگر مردی از قیافه و از دهان شیر نترس و از باز بودن کام شیر وحشت نکن وبه تعبیری یا در راه هدف استقامت کن و به هدف برس و یا اگر نتوانستی به آن هدف عالی برسی زنده نباش. وگرنه اگر زنده ماندی آدم نیستی. همین است که علی علیه السلام میفرماید اگر روزگاری میآید که تمام قوای معنویتان ضعیف شود برایتان زیر زمین از روی زمین بهتر است 21 ؛ یعنی آن وقت دیگر چرا زنده هستید؟ زنده بودن آن وقت خجالت دارد. انسان باشد و سفره هم جلوی او پهن باشد و آسمان با این گستردگی با این همه سحاب کهکشان و ستارگان بالای سرش باشد و او لحظهای نتواند در این دنیای گسترده راحت باشد و نتواند از نعمتهای عالم استفاده کند. امیر گفت اراده مرا هشیار کرد که انسان هستم و این شد که من حمال چهل سال اراده کردم و به امارت ماوراالنهر رسیدم.البته این جا مناسب است نکته مهمی را به نقل از امیرمؤمنان علیه السلام یادآور شوم که اگر انسانی به امارات و حکومت رسید لازم است که زندگی خود را به انسانهای فروتر نزدیک کند. علا بن زیاد حارثی دربارۀ برادرش عاصم بن زیاد که زندگی را بر خود سخت میگرفت به امیرمؤمنان علیه السلام شکایت برد. حضرت او را از داشتن چنین رویهای در زندگی پرهیز داد و گفت داشتن چنین رویهای وظیفۀ الهی امامان حق بوده و آنها باید در مسایل دنیایی در خانه و خوراک لباس و کفش و ماشین و مرکب همیشه به پایین دست خود نگاه کنند تا بر فقرای امت تحمل فقر سخت نشود. 22 به هر حال داشتن ارادۀ
کمک اهلبیت به مؤمنین در برزخ
مگر قرآن نخواندی ان ٱلله سریع ٱلحساب 2 سرعت نور چندصد هزار کیلومتر بر ثانیه است اما سرعت خدا طور دیگری است. علم و قدرت و ارادۀ
مشگلگشایي دست حق
ارادۀ اوست. اگر او نمیخواست این نمیتوانست کاری برای من انجام دهد؛ در همین زمینه اگر این آیه تا لحظۀ آخر عمر در قلبم نورافشانی کند کافی است. و ان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو اگر بنا باشد خدا
استاد انصاریان: وابستگی به خدا، ارتباط با خدا و تکیه کردن به او؛ بهترین نوع تجارت/ ریشه و علت گناه و معاصی جهل و تحیّر است
دقیقی ندارند بتوانند یک روز آن سنگینی شدید بار تبعید ابوذر را تحمل کنند؛ اهل خدا یک نگاه دیگر دارند اهل خدا خوب خود را میشناسند میدانند که مملوک هستند هیچ چرخی در این عالم به ارادۀ … ارادۀ حق میچرخد گردش هر چرخی را در این عالم با نگاه رضایت میبینند.این مفسر قرآن کریم به روایاتی از امیرالمؤمنین ع اشاره کرد و افزود الدنیا متجر یعنی همین جایی که زندگی میکنیم خیلی عجیب است الدنیا دار الصدق است و دنیا یک جای حقی است و این دید مؤمن است که من را به یک جای حق یک جای صدق و یک جای بسیار درست آوردند.استاد انصاریان در ادامه از نامه حضرت علی ع در نهجالبلاغه به یک استاندار خود اشاره کرد و افزود از مضمون آن نامه برمیآید دنیا برای کسانی که خود و شئون خود را نمیشناسند چراگاه شکم است روزی هم که اهدافشان محقق نشود دیوانه میشوند یا خودکشی میکنند یا یک گوشه در کمال نارضایتی از زندگی میافتند. دنیا محل تجارت انسان استوی اضافه کرد آن کسی که مؤمن است خود را در آغوش خدا
English