قاصر بودن زبان و قلم از بیان اوصاف امیرالمؤمنین ع -معرفت کامل شرط اقتدای به امیرالمؤمنین ع اوصاف امیرالمؤمنین ع یقینا در دنیا با هیچ قلم و هیچ
91 مطلب یافت شد
جایگاه رفیع دعا در اسلام
به دعای کمیل در آن کتاب است.کمیل میگوید من اولین باری که این دعا را از امیرالمؤمنین ع دیدم شب جمعه بود یا شب پانزده شعبان امام در تاریکی صورت در حال سجده به خاک گذاشت از اول تا آخر این دعا را بدون وقفه اشک ریخت این حال است. قلب امیرالمؤمنین ع هم که قلب پیغمبر است وانفسنا وانفسکم آلعمران 61 . خلوص امیرالمؤمنین ع عیارش قابل سنجش برای ما نیست. همۀ مؤمنین برای دفاع از دین در جنگها شمشیر زدند نیزه زدند خنجر زدند گلوله زدند توپ زدند موشک زدند فقط دربارۀ امیرالمؤمنین ع است آن هم در سن بیست و سه چهار سالگی که گفته شد ضربت علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین یعنی عبادت جن و انس را بگذار در یک کفه پیغمبر میفرماید آن یک دانه ضربت علی از کل عبادت جن و انس سنگینتر است برای عیار خلوصش است که برای ما هم قابل درک است.اگر بخواهیم این خلوص را تعریف بکنیم جمله نداریم قلم نداریم زبان نداریم فقط ما ارزش این عمل را که میبینیم ما را راهنمایی به خلوصش میکند آن هم در سن بیست و دو سه سالگی؛ حالا شصت و سه سال این خلوص با امیرالمؤمنین ع بود. حال یعنی خود پروردگار دستور داده دعای بیگریه پیش من نیاورید دعا با حال باید باشد. دعا تمام شد دیگر نزدیک اذان صبح بود من فردا آمدم خدمت حضرت گفتم آقا این دعایی که دیشب خواندید در حال سجده با آن گریه با آن حال میگویید که من بنویسم. آنها چقدر مهربان بودند چقدر رقیق القلب بودند که نگفت کمیل دیشب ما با آن حال مردیم خسته هستم خوابم میآید. کمیل تا به امیرالمؤمنین ع گفت این دعا را میگویید من بنویسم فرمود قلم و کاغذ بیاور برایت بگویم.امام این دعا را کلمه به کلمه گفتند و کمیل نوشت چون پخشکنندهاش بود به نام او تمام شد. حضرت به کمیل فرمود این دعا را هر کسی بخواند دعا بخواند نه اینکه جزوه را شب جمعه بین دو نماز باز بکند و انگار دو شاخه زبانش را کرده در پریز هشت دقیقه دعای کمیل را بخواند . برکات عجیب دعای کمیلدعای کمیل امیرالمؤمنین ع عرش را تکان میداد دعای کمیل امیرالمؤمنین ع موجودات عالم را برای شنیدن به صف میکرد. این دعاهایی که من میخوانم دعا نیست این مفاتیحخوانی است این دعایی که من میخوانم کاسبی است. زن و بچه دارم از شهرها زنگ میزنند آقا یک شب جمعه میآیی کمیل بخوانی؟ میگویم میآیم این هم شماره حسابم پنج میلیون بریزید بلیط هواپیما هم بدهید رفت و برگشت. این که دیگر دعا نشد این کاسبی است. من واقعا در دورۀ عمرم چه دربارۀ خودم و چه دربارۀ دیگران که میشناختم یا مراجعه کردند آثار این دعا را دیدم و لمس کردم. امام فرمود کمیل هر کسی این دعا را بخواند یعنی با اقتدای
مکتب تشیع، تنها مکتب نجاتبخش
ع -سلام خداوند به ابوذرچند نکته فوقالعاده مهم و قابلتوجه را که بعضی از آنها در تقویت اعتقاد ما به مقام باعظمت امامت و ولایت مؤثر است با لطف خدا برایتان عرض میکنم. روایتی را در طلیعه گفتار میشنوید که راوی روایت انسان کمنظیر صادق مصدق عصر رسول خدا ص یعنی ابوذر غفاری است. کسی که در روایاتمان آمده گاهی جبرئیل به پیغمبر ص عرض میکرد که سلام خدا را به چهار نفر برسان علیبنابیطالب سلمان مقداد و ابوذر. -تفکر و اندیشه بیشترین عبادت ابوذردرباره این مرد الهی بزرگ و جانباخته در راه عشق به خدا پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع در جلد دهم کتاب شریف اصول کافی از امام صادق ع نقل شده است که فرمودهاند کان اکثر عباده ابی ذر رحمه الله التفکر و الاعتبار چه مقام عقلی سنگینی است بیشترین عبادت ابوذر اندیشه و پندگرفتن بود. که ما نباید فکر کنیم که عبادت یعنی یک سلسله اعمال بدنی و مالی است حضرت میفرمایند که بیشترین عبادت ابوذر التفکر اندیشه بود. -نتیجه اندیشه صحیح در قرآنشما اگر بخواهید نتیجه اندیشه صحیح را عنایت کنید به این آیه شریفه تا چهار پنج آیه بعد از آن در پایان سوره مبارکه آلعمران مراجعه کنید الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض سوره آلعمران آیه 191 که نتیجهاش میشود ربنا ما خلقت هذا باطلا اینها با سفر اندیشه درست در کل آسمانها و زمین به این نتیجه رسیدند که آنچه پروردگار در عوالم بالا و زمین آفریده حق است و خدا یک کار بیهوده باطل و ناحق نکرده است. پس باید به این خدا عشق ورزید و در برابر این خدا پیشانی به خاک سایید؛ یعنی وجود مقدسی که همه کارهایش حق درست صحیح پابرجا ثابت و استوار است. این یک کار ابوذر است البته بیشترین کارش. این قول امام ششم به نقل از کلینی در جلد پایانی دوره اصول کافی است که خود مرحوم کلینی اسمش را روضه یعنی باغستان گلستان گذاشته است. اگر ما طلبهها این روضه کافی را که حدود چهارصد صفحه است با خودمان برای منبر برداریم و ببریم حالا من که مقداری در منبر کار کرده و زحمت کشیدهام جواب پنج سال منبر ما را میدهد. اول روضه را ببینید و بعد این حرف من را قبول کنید. بیشترین عبادت ابوذر اندیشه و درس گرفتن از روزگار حوادث تلخیها و شیرینیها بود. این شناسنامه شخصیتی عقلی و علمی این چوپان از نگاه امام ششم است. روایتی بینظیر در فضایل امیرالمؤمنین ع -پردهای از ارزشها و کمالات بر امیرالمؤمنین ع ایشان نقل میکند مثل علی فیکم کمثل الکعبه المستوره داستان علی بین شما امت مانند کعبه پردهپوشیده است. هرسال برای کعبه پرده میبافند و پرده را در روز عید قربان نو میکنند؛ اما آن پردهای که بر امیرالمؤمنین ع افتاده پرده تمام ارزشها کمالات حقایق واقعیات و علوم است که امیرالمؤمنین را زیر هزارانهزار فضیلت کرامت معجزه و رشتههای مختلف علمی پوشانده است. این جمله اول روایت بود. -ارزش نگاه به امیرالمؤمنین ع در جمله دوم میگوید النظر الیها عباده نگاه کردن به علی ع عبادت است؛ یعنی شما یک ساعت به چهره امیرالمؤمنین ع نگاه کن تمام لحظات این یک ساعت را در پروندهات عبادتالله مینویسند. این یک معنی جمله است معنی دیگر نظر این است که با عقل درباره علی فکر کن؛ در قرآن هم داریم ا و لم ینظروا فی ملکوت السماوات و الارض سوره اعراف آیه 185 در فرمانروایی مطلق آسمانها و زمین اندیشه نمیکنید؟ یک ساعت بنشین و درباره امامت اندیشه علم و اخلاق امیرالمؤمنین ع فکر کن؛ این یک ساعت عبادت است که پیغمبر ص میفرمایند این عبادت فکری برابر با یک سال عبادت و بهتر از یک سال عبادت است.-حرکت بهسوی امیرالمؤمنین فریضهای الهیجمله سومی که گفته این است والحج الیها فریضه رفتن بهسوی امیرالمؤمنین ع واجب الهی و فریضه است نه واجب پیغمبر و ائمه حرکت بهسوی علی ع در زندگی و اقتدای … به ما شمول دارد. جعلناهم یعنی من امام قرار میدهم. خدا در این آیه میگوید امرهم نه امر الله ؛ یعنی در کارهایتان -ازدواج اقتصاد سیاست و مملکتداری- مشورت میکنید. و امرهم شوری بینهم در کارهایتان مشورت کنید خدا در این آیه نگفته است که امر الله شوری بینهم مگر خدا در علم بصیرت و شناخت بندگان کم دارد که یکمشت لات دور همدیگر بنشینند و در امر الله مشورت کنند؟ امر الله مشورت برنمیدارد. ب آیۀ 36 سورۀ احزاب-گمراهی آشکار در معصیت خدا و پیامبر ص آیه بعدی در سوره احزاب است؛ اللهاکبر از این آیه و پیشبینی آن در آخر آیه چون آیه آینده را میگوید و ما کان لمؤمن و لا مؤمنه سوره احزاب آیه 36 بر هیچ مرد و زن مؤمن و باایمانی سزاوار نیست حق نیست مسئولیت و وظیفه نیست که اذا قضی الله و رسوله امرا اگر خدا و پیغمبرش کار بسیار مهم الهی را واجب کردند ان یکون لهم الخیره من امرهم فرمان خدا را در قالب کارهای خودشان بریزند و بگویند حالا امر و فرمان الهی را انتخابات میکنیم. اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره اصلا بر آنها شایسته نیست که کار خدا را با کارهای خودشان قاتی بکنند و حرام است؛ حالا آخر آیه میفرماید و من یعص الله و رسوله اگر در کار فرمان و انتخاب خدا معصیت خدا و پیغمبر را کردند این یعنی در آینده یعنی سقیفه فقد ضل ضلالا مبینا تمام آنها در گمراهی آشکار قطعی افتادهاند. -انتخاب امام از سوی مردم عصیان پروردگار و رسولشآیا ما میتوانیم مجلس گمراهی را ملاک قرار بدهیم؟ علی ع را رها کنیم و بهسراغ یکمشت کاسب جز مکهای بیاییم که شما انتخاب کردهاید و نه عالم به قرآن نه عالم به ارادهالله نه عالم به حقایق هستند. این انتخاب عصیان پروردگار و پیغمبر بوده است؛ چون امر الهی قابلانتخاب و رایگیری نیست. چه آیهای است و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا بعیدا . این هم یک نکته بود. همه جهان نیازمند امیرالمؤمنین ع نکته دیگر اینکه یک عالم سنی جملهای دارد که من نمیتوانم بگویم این جمله را با قلم 24 عیار طلا روی صفحه 24 عیار طلا بنویسید جمله خیلی بالاتر از این حرفهاست که ما با قلم طلای 24 عیار روی یک صفحه 24 عیار بنویسیم؛ جملهاش غوغا کرده است جملهاش را گوش میدهید؟ ایشان میگوید علی بن ابیطالب ع احتیاج الکل الیه و استغنائه عن الکل علی ع بعد از پیغمبر ص در علم فکر عقل بصیرت راهنمایی اخلاق و عمل تا قیامت به هیچ انسانی احتیاج نداشته و همهچیز پیش اوست. اینقدر سرمایه معنوی امیرالمؤمنین ع بالاست اما بعد از پیغمبر ص تا قیامت همه برای تامین سعادت دنیا و آخرتشان گدای علی ع هستند. این دو حقیقت دلیل علی انه امام الکل است؛ بهبه حرفهایی که راجعبه امیرالمؤمنین ع زدهاند واقعا آدم را مست میکند. دلیل علی انه امام الکل دلیل بر این است که علی ع رهبر پیشوا ولی و امام کل انسانها تا قیامت است. اقرار ارواح همه انبیای الهی پیش از خلقتیک نکته دیگر هم بگویم که شاید بیشتر شما این نکته را هم نشنیده باشید؛ خیلی جالب است که این نکته را هانری کوربن فرانسوی میگوید؛ او استاد بزرگ فلسفه در غرب و استاد ممتاز دانشگاه بوده کتاب و نظریاتی درباره شیعه مخصوصا درباره امامت دارد که عجیب است. این دانشمند و فیلسوف فرانسوی به ایران هم آمده و با علامه طباطبایی صاحب المیزان هم جلساتی داشته است. ایشان نقل میکند روح پیغمبر دوهزار سال قبل از آفرینش بهطرف ارواح 124هزار پیغمبر در عالم ملکوت روح و ارواح فرستاده شد. خداوند روح پیغمبر را دوهزار سال قبل از جهان بهسوی ارواح همه انبیا فرستاد و تمام انبیا سراپا در برابر پیغمبر و گفتار روحیاش در عالم ارواح گوش بودند. پیغمبر ص انبیا را به سهچیز دعوت کرد که بپذیرید و قبول کنید؛ کدامیک قبول نکردند؟ هیچکدام همه قبول کردند. روح انبیا خالص و پاک است و با همه وجودشان حقپذیر هستند. اول همه ارواح انبیا را به وحدانیت الهی دعوت کرد اشهد ان لا اله الا الله ؛ دوم روح 124هزار پیغمبر را به پذیرفتن نبوت خودش دعوت کرد و انی رسول الله ؛ اینها طبیعی است اما سوم تمام انبیا را به امامت اهلبیت دعوت کرد که بپذیرید علی امام بعد از من بعد از او هم دو فرزندش تا وجود مبارک امام دوازدهم است. همه انبیا به وحدانیت نبوت ولایت و امامت اقرار کردند. خوشبهحالتان خدا چه نعمتهایی به شما داده است. امشب به خدا بگوییم ما نمیتوانیم تو را نسبت به این نعمتهایی که به ما دادهای شکر کنیم؛ توحید نبوت ولایت نعمتی مثل قرآن اقتدای
استاد انصاریان: حرام خواری ریشه همه گناهان است
به بیان اهمیت روزی معنوی پرداخت و گفت این روزی معنوی با کلمه رزق بیان شده است مرحوم مجلسی ره در کتاب شریف بحار روایتی را از پیغمبر ص نقل میکند که این روایت بیست مطلب دنیایی و آخرتی در آن بیان شده است ده مطلب دنیایی که ظهورش برای این رزق معنوی است و ده برنامه آخرتی که ظهورش برای این رزق معنوی است.این مفسر قرآن کریم تاکید کرد رسول خدا ص میفرماید این رزق معنوی محبت و ولایت اهل بیت ع من است و در راس این محبت و ولایت در روایات دیگر قبول ولایت امیرالمؤمنین است. ولایت امیرالمؤمنین ع لازمهاش این است که ما در حدی امیرالمؤمنین ع را بشناسیم امامشناسی در فرهنگ شیعه واجب است چون دزد در راه انسانیت زیاد است.استاد انصاریان تاکید کرد امام تعیین شده پروردگار را اگر ما نشناسیم خیلی زود خودش را به جای امام برای ما جا میاندازد چنانکه در این چهارده قرن یک مشت کافر فاسق بیدین منافق خود را به عنوان امام معرفی کردند و وقتی دیدند که مردم خلا معرفتی دارند خودشان را جا انداختند. اما آن کس که امیرالمؤمنین ع را میشناسد و مطیع و پیرو اوست و اقتدای
پرداخت زکات، ویژگی بارز سیدالشهدا(ع)
ع در روایات و زیارتها شمرده شده است و تقریبا ائمه طاهرین علیهمالسلام به این ویژگی اشاره کردهاند و نسبت به این ویژگی اعتراف و اقرار و گواهی دارند این است که به حضرت خطاب میکنند وآتیت الزکاه ای ابا عبدالله ای حسینبنعلی تو وجود مقدسی هستی که اهل پرداخت زکات بودی. کسی زکات را میپردازد که از بخل و ممسکبودن آزاد باشد این صفت ابلیسی و شیطانی در او نباشد و جان و قلبش را آلوده نکرده باشد. -نظر قرآن در خصوص انفاق اولیای الهیزکاتی که ابیعبدالله ع میپرداختند چند زکات بود؛ چنانکه در قرآن مجید درباره اولیای خدا آمده است و مما رزقناهم ینفقون سوره بقره آیه 3 از آنچه به آنها عطا کردم پرداخت میکنند؛ چون قلبی پاک و جان و دلی آزاد از رذایل اخلاقی دارند. کسی که کمظرفیت و بخیل است اموالش را روی همدیگر انباشته میکند و بعد هم میمیرد این اموال به ورثهاش میرسد. معلوم نیست که ورثهاش هم با این ثروت چهکار کنند آیا ثروت رسیده از پدر یا مادر را صرف کار خیر میکنند یا صرف گناه؟ صرف امور درست میکنند یا نادرست؟ ما خودمان تا وقتی هستیم باید با اقتدای به ابیعبدالله ع زکات بپردازیم. انفاق امیرالمؤمنین
مالکیت خدا در عالم
به آنها یاد میدهید آخر سخنرانیتان با حالت تواضع و آرامآرام هم که السلام علیک یا اباعبدالله بگویید چقدر راحت مردم را میگریانید این دین با اباعبدالله شما ضمانت شده است و از بین نمیرود. مردم تا میتوانید برای اباعبدالله ع خرج کنید. لزوم کمک به مجالس عزاداری امام حسین ع کسی که فکر کنم سیسالش هم نشده است ایام خاص مثل عرفه ماه رمضان دعای کمیل و احیا پای منبرم میآید و کمکهای خوبی هم به جلسات ما میکند. دیروز یا پریروز از مسئول جلسۀ صبح پرسیدم فلانکس پیدایش نیست؛ تلفن بزن که بیاید. گفت اتفاقا روز اول محرم تلفن زدم و گفتم روضه شروع شده است. گفت نمیتوانم بیایم. گفتم چرا؟ گفت چند روز است چهلپنجاه میلیون تومانم را برداشتهام خیلی گشتهام تا منطقۀ فقیرنشینی را پیدا کردهام که روضۀ درستوحسابی بخوانند؛ گفتهام آنجا ده شب بهترین واعظ و مداح را دعوت بکنند و شام بدهند که آنها هم از سفرۀ اباعبدالله ع فیض ببرند. هیچکس هم نمیداند این کار را میکنم؛ گفتهام کسی پول میدهد و شما این کار را بکنید. خودم هم گوشهای مینشینم حال میکنم. ببینید به منطقهای رفته که با مقداری پول حسینی نگه دارد این جوانی است که هدایت شده و خدا دستش را گرفته. میگویند مگر هرکسی لیاقت دارد پشتوانۀ کار اباعبدالله ع بشود؟ من میگویم بله. نگویید لیاقت ندارد رد و طرد نکنید؛ همه لیاقت دارند اما گاهی این لیاقت را تعطیل میکنند که حیف است گاهی هم این لیاقت را تعطیل نمیکنند. معنای مالکیت و ربوبیت خدا در سوره فاتحه رب یعنی مالک تربیتکننده؛ آنهم چه مالکی که در عرض هفتهشت ثانیه چهار بار ربوبیت خودش را با رحمانیت و رحیمیت به ما القا میکند و ترس ما را از مالک یوم الدین میریزد میگوید تو که عبادت میکنی و من هم که رحمان و رحیم هستم پس دغدغهای برای روز قیامتت نداشته باش. تو که غیر المغضوب علیهم ولا الضالین هستی و بخیل در پول طمعکار و حرامخور نیستی پس از قیامت خودت نترس. میدانی در قیامت با چه کسی رودررو هستی؟ با بسم الله الرحمن الرحیم و الرحمن الرحیم . اصلا نماز دنیایی از عواطف لطایف عنایات و فیوضات پروردگار است. من همیشه وقتی که نماز صبح و ظهر میخوانم در دعایم به پروردگار میگویم خدایا تا لحظۀ آمدن ملکالموت خودت مواظب من باش که از نماز کسل نشوم. من برای تو نماز میخوانم. خدایا من را از فیوضات نماز رحمانیت رحیمیت مالک یوم الدین ایاک نعبد و ایاک نستعین خودت بهرهمند کن. نماز شاهکلید زندگی است. حضرت ابراهیم ع انجامدهندۀ تمام تکالیف الهیاین خدا میگوید من ابراهیم ع را با تمام تکالیف لازم درگیر کردم. به عبارت دیگر من که مالک مربی رحمان رحیم دوباره رحمان رحیم مالک یوم الدین و الحمد لله رب العالمین هستم تمام تکالیف لازم برای یک انسان را به ابراهیم ع ارائه کرد و گفتم این تکلیف مالی است این تکلیف زن و بچه به عهدۀ توست این تکلیف بدن عقل و فطرت توست و این تکلیف تو در مقابل مردم عبادات و آیندگان؛ با شوقوذوق قبول کرد. بعداز قبولکردن چهکار کرد؟ فاتمهن 10 تمام اجزای تکالیف الهیه را بدون کمکردن ارائه کرد. به او گفتم حالا که تمام اجزای تکالیف را ارائه کردی لیاقت یافتی که تو را بهعنوان سرمشق برای ناس تا آخرین نفری که تا روز قیامت خلق میکنم و با مردن او قیامت برپا میشود قرار بدهم که اگر بندگانم میخواهند راه نجات را طی بکنند به تو اقتدا بکنند. امام حسین ع وارث حضرت ابراهیم ع سؤال حالا ابراهیم ع کجاست؟ او که نیست فرهنگ دین و سرمشق او کجاست؟ میخواهم به او اقتدا بکنم چهکار بکنم؟ وظیفه ما را برایمان روشن کردهاند؛ السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله 11 به حسین ع اقتدا کن گویی به ابراهیم ع اقتدا کردهای. چرا؟ زیرا مقام فاتمهن و انی جاعلک للناس اماما کاملا در وجود ابیعبدالله ع طلوع دارد؛ به روش منش دین و خود ایشان اقتدا کن. اقتدای به حسین ع اقتدای به ابراهیم ع نوح ع موسی ع عیسی ع پیغمبر ص و امیرالمؤمنین
امان از آتش دوزخ در سایهسار شناخت حق امامت
ع -عطای علم غیب به بندگان ویژه و خالصبرای اینکه بدانیم کجا هستیم و برای چه آمدهایم روایتی را از وجود مبارک امیرالمؤمنین ع درباره حضرت علیبنموسیالرضا ع نقل میکنم. این روایت نشانگر این معناست که خداوند مهربان امیرالمؤمنین ع را بعد از پیغمبر ص از علم غیب بهرهمند کرده بود. کتاب خدا میفرماید علم غیب ویژه خداست اما به هرکس از بندگانش که او را بپسندد علم غیب عطا میکند. امیرالمؤمنین ع بنده خالص بنده پسندیده بنده ویژه و خاص پروردگار مهربان عالم است و قلب او با ملکوت عالم در ارتباط است. -حرم امام هشتم ع انعکاسی از نور پروردگاربهطور یقین خداوند مسئله حضرت رضا ع را به امیرالمؤمنین ع خبر داده و این نشانگر عظمت خاص امام هشتم است. ما در یک مکان معمولی نیامدهایم و اینجا انعکاسی از عرش خداست انعکاسی از ملکوت عالم است انعکاسی از نور پروردگار عالمیان است. توفیق عظیم ویژه و خاصی به ما داده شده است که ما را در این حریم در این حرم در این محل مبارک و مقدس پذیرفتهاند. از آمدن ما به اینجا معلوم میشود که خدا به ما هم نظر لطف محبت و عنایت دارد. بر این اساس ما باید قدردان خودمان باشیم و قدردانی از خودمان به این است که ارزشهایی را که به ما عنایت شده است حفظ کنیم تا غارتگران ارزشها و شیاطین روزگار این ارزشها را از ما غارت نکنند و ما را از حریم محبت خدا و عنایت پروردگار دور نکنند. -پاره تن امیرمؤمنان ع در شهر توسامیرالمؤمنین ع ننوشتهاند که چه زمانی این خبر را دادهاند؛ ایام جوانیشان بوده ایام میانسالیشان بوده یا روزگاری بوده است که در کوفه زندگی میکردند و اواخر عمرشان بوده است؛ فقط در کتابهای مهم ما نوشتهاند که حضرت فرمودند ستدفن بضعه منی فی ارض توس من زاره عارفا بحقه حرم الله جسده علی النار پاره وجود من در آینده نزدیک در سرزمین توس دفن میشود. شخصیت امیرمؤمنان ع در آیات و روایات-امیرمؤمنان ع نور خدا و چشمه زلال علم پروردگارشما برای اینکه معنی پاره وجود من را بدانید لازم است شخصیت امیرالمؤمنین ع را بشناسید باید ببینیم علی ع کیست تا بفهمیم پاره وجود او چیست؟ ما طبق روایات و آیات قرآن مجید میدانیم که بعد از خدا و پیغمبر اکرم ص شخصیتی باعظمتتر از وجود مقدس امیرالمؤمنین ع در تمام عالم هستی وجود ندارد. امیرالمؤمنین ع طبق روایات آیات و دعاها نور است و طبق قرآن مجید وجود پیغمبر ص است انفسنا وانفسکم سوره آلعمران آیه 61 . امیرالمؤمنین ع چشمه زلال علم پروردگار است. امیرالمؤمنین ع یدالله است. -امیرمؤمنان ع یداللهاهلتسنن نقل کردهاند که جوانی در طواف خانه خدا به یکی از خانمهایی که در حال طواف بود بد و به حرام نگاه کرد و چشم از این خانم جوان طوافکننده برنمیداشت. امیرالمؤمنین ع آمدند و آرام یک سیلی به صورتش زدند و فرمودند اینجا جای این کارها نیست اینجا بالاترین جای عالم است اینجا کنار کعبه است اینجا مکه است اینجا مسجدالحرام است. جوان آمد و به حاکم آن روز شکایت کرد که من خانمی را در حال طواف نگاه میکردم علیبنابیطالب یک سیلی به صورت من زد؛ داد من را از علی بگیر . او را نسبت به این کارش محاکمه کن. حاکم به او گفت جوان تو میدانی چه دستی به صورت تو سیلی زده است؟ او یدالله بوده است و من هرگز به امیرالمؤمنین ع اعتراض نمیکنم. -امیرمؤمنان ع ولیاللهالاعظمامیرالمؤمنین ع عینالله است یعنی چشم خدا در این جهان هستی است؛ امیرالمؤمنین ع اذنالله است امیرالمؤمنین ع جنبالله است امیرالمؤمنین ع ولیاللهالاعظم است. امیرالمؤمنین ع وجود مقدسی است که باز هم اهلسنت از پیغمبر ص نقل کردهاند که اگر کسی روزگار را بین رکن و مقام بگذراند شب به عبادت بیدار باشد و روز روزهدار باشد و بدون اعتقاد به ولایت و امامت امیرالمؤمنین ع بمیرد قیامت با صورت به جهنم میافتد. این امیرالمؤمنین ع است. بزرگان دین آدرس هم دادهاند شما میتوانید سیصد آیه را در قرآن مجید ببینید که این سیصد آیه مصداق اتم و اکملش امیرالمؤمنین ع است یا بهعبارت سادهتر این آیات در شان و مقام امیرالمؤمنین ع نازل شده است. لزوم شناخت حق امامت امام ع -شرط محفوظ ماندن زوار امام رضا ع از آتش جهنماین وجود مبارک میگویند پاره وجود من در سرزمین توس دفن میشود و کسی که او را از هر کجای دنیا از هر شهری از هر منطقهای از هر محلهای هر مردی و هر خانمی زیارت کند عارفا بحقه درحالیکه حق این پاره وجود من را بشناسد خداوند بدن او را به آتش دوزخ حرام میکند. این حقی که امیرالمؤمنین ع میفرمایند اگر زائر این حق را بشناسد خدا بدن او را به آتش جهنم حرام میکند چیست؟ حق امامتش است یعنی کسی که به زیارت او برود و او را امام بداند او را امام بشناسد و به امامت او اعتقاد داشته باشد بدنش بر آتش جهنم حرام میشود. -اقتدای
امیرالمؤمنین(ع)، کلید هشت درِ بهشت
امیرالمؤمنین ع از زبان خودشانچقدر زیبا متین و عالی است که همه ما امیرالمؤمنین ع را از زبان خودشان بشنویم. این بهترین راه شناخت وجود مقدس او و معرفت به اوست. مرحوم مجلسی این عالم بزرگ و کمنظیر در جلد سیونهم بحارالانوار صفحه 235 نقل میکند که امیرمؤمنان ع خطاب به مردم فرمودند -دلیل خدا بین مردم انا حجه الله من دلیل خدا بین شما هستم. چه کسی بعد از پیغمبر ص میخواهد شما را به حقایق و اسرار قرآن راهنمایی کند؟ چه کسی میخواهد شما را به آنچه عامل سعادت و نجات شماست راهنمایی کند؟ -خلیفۀ خدا در زمین و انا خلیفه الله اشتباه نکنید من فقط خلیفه پیغمبر ص آنهم خلیفه بلافصل و بعد از او در بین شما نیستم بلکه من خلیفه خدا هم هستم. من یکی از آن مصادیق اتمی هستم که خدا در سوره بقره فرموده است انی جاعل فی الارض خلیفه سوره بقره آیه 30 . من خلیفه خدا هستم؛ یعنی من نایبمناب پروردگارم. نایبمنابی هستم که صفات منوب عنه در من است. من جلوهگاه صفات کمال جلال و جمال پروردگار هستم در عین اینکه خلیفه پیغمبر ص در بین شما هستم. من نزدیک هشتادوچند روایت از کتب مهم اهلسنت در کتابخانهام دارم که پیغمبر اکرم ص بنا به نقل بزرگترین علمای اهلسنت درباره امیرالمؤمنین ع فرمودهاند وانت خلیفتی من بعدی . این یعنی هیچ خلیفهای بین پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع واسطه نیست. -راه عملی پروردگارو همینطور انا صراط الله من راه خدا هستم؛ یعنی من راه عملی پروردگارم. برای اینکه مطلب آسانتر شود ابنعباس میگوید یک نفر نزد پیغمبر اکرم ص آمد و گفت من معنی صراط مستقیم را نمیدانم در شبانهروز دهبار بهصورت واجب در نماز میخوانیم اهدنا الصراط المستقیم معنی این صراط مستقیم چیست؟ ابنعباس میگوید پیغمبر ص دستشان را روی شانه امیرالمؤمنین ع گذاشتند و گفتند هذا صراط مستقیم علی راه راست بهسوی خداست. در واقع هرکس میخواهد در صراط مستقیم باشد باید ماموم امیرالمؤمنین ع شود. -دروازۀ بهسوی خدا و انا باب الله من دروازه بهسوی خدا هستم؛ یعنی خداشناسی و معرفت به توحید بدون من ممکن نیست اگر میخواهید موحد واقعی بشوید باید توحید را از من تعلیم بگیرید. -خزانۀ دانش الهی و انا خازن علم الله من خزانه دانش خدا هستم. همه سلاطین عالم از قدیم تا حالا خزانه داشتهاند. سلطانالسلاطین مالکالملوک حضرت ربالعالمین که علمش گوهر ناب است خزینهاش امیرالمؤمنین ع است. انا خازن علم الله یعنی هرچه میخواهید از من بپرسید؛ علم پیش من است. -امین رازهای پروردگار و انا المؤتمن علی سر الله من امین رازهای پروردگار هستم؛ در حقیقت بعد از پیغمبر اکرم ص کسی جز امیرالمؤمنین ع لیاقت سرداری و رازداری خدا را نداشت. ایشان هم مامور بودند که همه داراییهای معنویشان را بعد از خودشان به امام بعدی منتقل کنند. -امام همۀ انسانها بعد از رسول خدا ص و انا امام البریه بعد خیر الخلیقه محمد نبی الرحمه من امام همه انسانها بعد از بهترین آفریده هستم که محمدبنعبدالله ص پیغمبر رحمت است. پروردگار درباره پیغمبر و رحمتش در قرآن فرموده است و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین سوره انبیا آیه 107 خداوند اینقدر مایه رحمت به پیغمبر ص داد که اگر پیغمبر ص کل آن را هزینه تمام موجودات هستی در دنیا و آخرت کند کم نمیآورد. امیرالمؤمنین ع جانشین این پیغمبر و امام بعد از این پیغمبر است. امیرالمؤمنین ع سرمایهای الهی و عظیممردم از این سرمایه عظیم الهی یعنی علیبنابیطالب ع یعنی امیرالمؤمنین ع یعنی اسداللهالغالب یعنی غالب کل غالب یعنی قائدالغر المهجلین برای دنیا و آخرت خودتان بهره ببرید. راهش هم این است که به ایشان اقتدا کنید او را امام بر حق خود بدانید اطاعتش را واجب و دنبالهروی از او را لازم بدانید؛ همچنین بدانید که بهطور یقین خیر دنیا و آخرت جز از طریق ولایت و اقتدای
حق امامت و ولایت، تنها شایستهٔ اهل صدق
به بندگانش بگوید با اهل لغزش و خطا معیت داشته باشید و با آنها باشید. این زیباترین استدلالی است که بر امامت بعد از پیغمبر عظیمالشان اسلام شده است. حقیقت معنایی معیت با صادقیناینکه خداوند میفرماید وکونوا مع الصادقین سوره توبه آیه 119 باز این چهرههای برجسته میگویند معنیاش این نیست که در جلسات جاده سفر و زیارتگاهها بغل دست آنها بنشین و بدنا کنار آنها باش بلکه معنیاش این است که زبانت عملت نیتت و حال خود را البته در حد استطاعت خودش با آن بزرگواران هماهنگ قرار بده که خدا امر کرده است. حالا صدق آنها در گفتار عمل نیت و حال در اوج است و کم ندارد کم هم نمیگذارند با این واقعیات زندگی کردهاند و با این واقعیات هم از دنیا رفتهاند. این دیگر معنی ندارد که اگر صادقین زنده هستند کنارآنها برو و اگر هم نیستند که نیستند؛ یعنی دیگر با صادقین نباش کیفیت بودن با صادقین این است راست بگویم درست عمل بکنم در باطن با آنها همنشین و رفیق باشم. این توضیح کلمه وکونوا مع الصادقین بود. هویت صادقین در کلام معصومین علیهالسلام حالا صادقین چه کسانیاند؟ چند روایت بسیار مهم در این زمینه عرض میکنم که این روایات با مولود باعظمت این زمان وجود مبارک حضرت مجتبی ع هم هماهنگی دارد. شیعه شخصیت باعظمتی به نام برید عجلی دارد. ما طلبهها که با روایات سروکار داریم اسم این بزرگوار را در انواع مسائل اسلامی میبینیم و از امام ع فقه و اخلاق نقل میکند؛ گاهی خودش کنار امام آمده آیهای خوانده و بعد به امام گفته که این آیه را برای من معنی کنید. روایت نخستبرید میگوید من به محضر مبارک حضرت باقرالعلوم ع رسیدم و گفتم یابنرسولالله مراد پروردگار از صادقین در یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین چه کسانی هستند؟ فرمودند صادقین آلمحمد علیهمالسلام هستند. اینها چه کسانیاند؟ همانهایی هستند که پیغمبر اکرم ص در مسجد مدینه برابر پرسشی که از ایشان شد اسم هر دوازده نفر را بردند؛ درحالیکه از این دوازدهتا فقط سه نفرشان در دنیا بودند. امیرالمؤمنین ع امام مجتبی ع و حضرت حسین ع بودند که این دو نفر هم هنوز به دهسالگی نرسیده بودند؛ یعنی آنوقتی که از پیغمبر ص پرسیدند امام مجتبی ع نهایتا پنج ششساله و ابیعبدالله ع هم یک سال کمتر بودند و چهار سال داشتند. آن نهنفر دیگر اصلا به دنیا نیامده بودند؛ ولی پیغمبر ص تا امام عصر عج را اسم بردند. حالا اگر دلتان بخواهد بدانید که این روایت در چه کتاب مهم شیعه است باید بگویم این روایت در یکی از مهمترین کتابهای اهلسنت ینابیع الموده است؛ یعنی اهلسنت میدانند پیغمبر ص این صادقین را که دوازده نفر هستند اسم برده و میدانند پروردگار عالم امر واجب کرده است با صادقین معیت داشته باشید؛ یعنی با زبان نیت عمل و حالتان اقتدا کنید و با آنها هماهنگ باشد. باز هم عرض میکنم که در حد استطاعت توان و قدرتتان باشد که این در حد توان خیلی مهم است؛ چون اگر در سخنرانیها تذکر داده نشود مردم در درون خودشان بسیار ناراحت میشوند و خودشان را ملامت میکنند که ما کجا صادقین کجا معلوم میشود ما آدمهای بدبخت و بیچارهای هستیم و قیامت خوبی نداریم -چهار طایفه نامبرده در سوره نسادرحالیکه اینطور نیست؛ یکی از امام صادق ع پرسید یابنرسولالله این چهار طایفهای که در آیه 69سوره نسا است فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین برای من توضیح بدهید. امام فرمودند من النبیین کمال نبوت در پیغمبر ص است؛ الصدیقین همان صادقین اهلبیت علیهمالسلام هستند؛ و الشهدا همین شهیدان جبهههای حق علیه باطل هستند؛ الصالحین هم شما شیعیان هستید که در قیامت با ما پیغمبر ص و شهدا هستید. -تفاوت ظرفیتی صالحین با صادقینمگر قول و عمل و نیت و حال این صالحین هموزن صادقین است؟ نه هموزن نیست؛ ما نماز میخوانیم روزه میگیریم و عبادت مالی میکنیم پروردگار وعده قبول کردن داده است. امیرالمؤمنین ع هم نماز میخواند عبادت مالی میکند و جهاد دارد ولی قابلمقایسه با عبادت جهاد و کار مالی جن و انس نیست مگر مالکاشتر در قول حال نیت و عمل هموزن امیرالمؤمنین ع بوده است؟ ابدا هموزن امیرالمؤمنین ع نبوده و جز صالحینی است که در حد ظرفیت خودش به صادقین اقتدای
جلوههایی از شخصیت امیرالمؤمنین(ع)
به علی بگو تا تو را پانسمان کنند؛ بعد برو و بقیه عمرت را هم زندگی کن. باز گفت من عاشق علی ع هستم و حرف بدی به علی ع نمیزنم. این بار حجاج گفت اره بیاورید دست چپ و پای راستش را هم قطع کنید. یحیی همانجا شهید شد. -عشق به امیرالمؤمنین ع در عملاینجوری باید با علی ع بود نه اینکه مدام بگویم علی فدایت بشوم اما وقتی آیه خمس سر سال به من گفت که خمس به تو تعلق میگیرد بگویم این یکی را معذرت میخواهم؛ مدام بگویم علی اما اگر به من گفتند که جهیزیه ده دختر لنگ است و شما میتوانی تامین بکنی بگویم این یکی را معذرت میخواهم؛ اگر به من بگویند که دنیا تشنه است و فرهنگ علی باید تبلیغ بشود بگویم این یکی را معذرت میخواهم؛ پس آن علاقه به علی ع در این آدم چه معنایی دارد؟ عشق و محبت امیرالمؤمنین ع به انسانهااما محبت و عشقش به انسانها و رقت و نازکی دلشان؛ با آنهمه جنگی که رفتهاند بهطور عجیبی دلنازک بودند. ایام حکومتشان است و تازه به کوفه یعنی پایتخت حکومت آمدهاند. هر روز بین مردم میگردند از سر بازار تا انتهای بازار میروند ناله میزنند و میگویند یا معشر التجار الفقه ثم المتجر اول احکام حلال و حرام بعد کاسبی. روزی در کوچه میرفتند که دیدند دختری نشسته است و زارزار گریه میکند. زانوی علی ع لرزید. آنوقتی که حاکم بود کشورش سیزدهچهارده برابر ایران بود. کنار دختر آمدند و گفتند چرا گریه میکنی؟ فقط مظلومین گریه علی ع را درمیآوردند. شما که کاری در دست دارید آیا دلتان بهاندازه علی ع برای مظلوم فقیر و مشکلدار میسوزد؟ دختر گفت خانمم پول به من داد تا برای خانه خرما بخرم. من هم خرما خریدم اما خانمم میگوید خرماها خوب نیست برو پس بده. من آمدم و به خرمافروش گفتم که پس بگیرد گفته برو پی کارت برای همین هم من روی رفتن به خانه را ندارم؛ مرا دعوا میکنند و میزنند. حضرت فرمودند بلند شو بهدنبال من بیا و مغازه را نشان بده. وقتی به مغازه رسیدند حضرت سلام کردند و با یک دنیا محبت فرمودند این خرما را پس بگیر و مطابق پولش خرمای بهتری به او بده. مرد گفت به تو چه ربطی دارد؟ بیرون برو حضرت دوباره تکرار کردند این مرد دید که امیرالمؤمنین ع مصر است و از در مغازه هم بیرون نمیرود امیرالمؤمنین را نمیشناخت جلو آمد و مشت محکمی به سینه امیرالمؤمنین ع زد و گفت به تو میگویم بیرون برو حضرت فرمودند باشد میروم. بعد رو به کنیز کردند و گفتند این شخص که قبول نکرد خرما را عوض کند بیا با هم به در خانهتان برویم تا من به خانمت بگویم که کاری به کار تو نداشته باشد.آیا اخلاق بیشتر مردم بیشتر حکومتیها همین است؟ مشت را میخورند و به آن فرد میگویند بیا برویم تا مشکلت را از راه دیگری حل کنم آیا همین هستیم؟ خدایا به ما رحم کن. خدایا نکند ما را در قیامت پس بزنی و بگویی هیچچیز شما به علی نمیماند. مغازهدار روبهرویی که جریان را میدید به مغازه خرمافروش آمد و گفت او را شناختی؟ خرمافروش گفت نه نشناختم؛ یک مزاحم بود گفت با کدام دستت به سینهاش زدی؟ تو میدانی به سینه چه کسی زدی؟ او داماد پیغمبر ص شوهر زهرا س و پدر حسن و حسین علیهماالسلام است. خرمافروش پایبرهنه دوید هنوز امیرالمؤمنین ع به آن خانه نرسیده بود میخواست خودش را روی پای امیرالمؤمنین ع بیندازد که خضرت زیر بغلش را گرفتند و فرمودند این کار را نکن؛ من هم مثل تو بنده خدا هستم. چرا روی پای من میافتی؟ خرمافروش گفت آقا نمیشود زمین دهان باز کند و مرا ببلعد؟ بعد گفت به دخترک بگویید که بیاید من خرمای خوب به او بدهم؛ مرا ببخش. خرمافروش نمیدانست علی ع همان وقت که مشت خورده بود او را بخشیده بود. جایگاه خوب سلمان در بهشتیک مطلب دیگر هم بگویم و حرفم تمام پیغمبر ص خیلی برای ابنعباس احترام قائل بود. او بعد از مرگ سلمان خواب سلمان را دید. در خواب دید تاجی بر سر سلمان است که نمونهاش در دنیا نیست؛ همچنین لباسی بر تن دارد که لباس عجیبی است. گفت تو سلمان دوست پیغمبر ص هستی؟ سلمان گفت بله سلمان هستم. ابنعباس گفت آیا خدا جایگاه به این خوبی را به تو عطا کرده است؟ سلمان گفت بله ابنعباس گفت به چه علت؟ سلمان گفت الایمان بالله و رسوله . ابنعباس گفت آیا ارزش چیزی بالاتر از ایمان به خدا و پیغمبر ص در بهشت هست؟ سلمان گفت لیس فی الجنه بعد الایمان بالله و رسوله شی هو افضل من حب علی بن ابیطالب و الاقتدا به ابنعباس بعد از ایمان به خدا و پیغمبر ص هیچچیزی بالاتر افضل و باارزشتر از عشق به علی ع و اقتدای
استاد انصاریان: گناهان زبان، شکم و غریزه جنسی مانعی برای هم نشینی با پیامبر(ص) و ائمه(ع)/ در چه صورت دعاهایمان مستجاب می شود؟
به صادقین اقتدا کنید و با آنها هماهنگ باشیدوی در مورد هویت صادقین در کلام معصومین ع گفت چند روایت بسیار مهم در این زمینه وجود دارد که این روایات با مولود باعظمت این زمان وجود مبارک حضرت مجتبی ع هماهنگی دارد. شیعه شخصیت با عظمتی به نام برید عجلی دارد که از امام ع فقه و اخلاق نقل میکند؛ گاهی خودش کنار امام آمده آیهای خوانده و بعد به امام گفته که این آیه را برای من معنی کنید. وی افزود برید میگوید من به محضر مبارک حضرت باقرالعلوم ع رسیدم و گفتم یابنرسولالله مراد پروردگار از صادقین در یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وکونوا مع الصادقین چه کسانی هستند؟ فرمودند صادقین آلمحمد ع هستند. آنها همان کسانی هستند که پیغمبر اکرم ص در مسجد مدینه برابر پرسشی که از ایشان شد اسم هر دوازده نفر را بردند؛ درحالیکه از این دوازده نفر فقط سه نفرشان در دنیا بودند. امیرالمؤمنین ع امام مجتبی ع و حضرت حسین ع بودند که آن زمان امام مجتبی ع نهایتا پنج ششساله و ابیعبدالله ع هم چهار سال داشتند. ۹ نفر دیگر اصلا به دنیا نیامده بودند؛ ولی پیغمبر ص تا امام عصر عج را اسم بردند. این روایت در یکی از مهمترین کتابهای اهلسنت ینابیع الموده است؛ یعنی اهلسنت میدانند پیغمبر ص این صادقین را که دوازده نفر هستند اسم برده و میدانند پروردگار عالم امر واجب کرده است با صادقین معیت داشته باشید؛ یعنی در حد توان و قدرتتان با زبان نیت عمل و حالتان اقتدا کنید و با آنها هماهنگ باشد. استاد انصاریان در ادامه به چهار طایفه و قوم که در قرآن از آنها نام برده شده اشاره و اظهار کرد از امام صادق ع پرسید یابنرسولالله این چهار طایفهای که در آیه 69 سوره نسا است فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین والشهدا والصالحین برای من توضیح بدهید. امام فرمودند من النبیین کمال نبوت در پیغمبر ص است؛ الصدیقین همان صادقین اهلبیت ع هستند؛ والشهدا همین شهیدان جبهههای حق علیه باطل هستند؛ الصالحین هم شما شیعیان هستید که در قیامت با پیغمبر ص و شهدا هستید. قول عمل نیت و حال صالحین هموزن صادقین نیستوی با بیان اینکه قول عمل نیت و حال صالحین هموزن صادقین نیست گفت نماز میخوانیم روزه میگیریم و عبادت مالی میکنیم و پروردگار وعده قبول کردن داده است. امیرالمؤمنین ع هم نماز میخواند عبادت مالی میکند و جهاد دارد ولی قابلمقایسه با عبادت جهاد و کار مالی جن و انس نیست نمونه دیگر اینکه اگرچه مالکاشتر محبوب امیرالمؤمنین ع بود و وقتی خبر شهادت او را به امیرالمؤمنین ع دادند ایشان در مسجد کوفه برای مالک جلسه گرفت و عجیب است که نوشتهاند بچههای مالک آمدند و به علی ع تسلیت میدادند. حضرت به منبر میرود و می گوید دیگر کسی نمی تواند فرزندی مانند مالک بزاید. با این حال مالک اشتر در قول حال نیت و عمل ابدا هموزن امیرالمؤمنین ع نبوده و جز صالحینی هست که در حد ظرفیت خودش به صادقین اقتدای
استاد انصاریان: آنچه به مؤمن ارزش میدهد، ایمان، ارتباط و اتصال به خداست/ بدون اهلبیت(ع) انسان کافر و بیدین میماند
به آیات قرآن عمل کنیم حرف باطلی است. کسی که پایۀ حسبنا کتاب الله را گذاشت هیچ نظری جز نابودی دین نداشت. بدون اهلبیت ع انسان کافر و بیدین میماند چون اصلا نمیتواند به قرآن مجید عمل کند. در آیات متشابه قرآن نیز اگر سراغ اهلبیت ع نرویم گمراهی قطعی است. پیامبر ص روحیۀ نصیحتخواهی را در میان مردم زنده کردندبه گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه آیتالله علوی بروجردی ره اظهار داشت رسول خدا ص یک کار بسیار مهمی که انجام دادند روحیۀ نصیحتخواهی را در مردم زنده کردند آن هم مردمی که در اوج کبر و غرور و آلوده به انواع رذائل اخلاقی بودند. با زنده شدن روحیۀ نصیحتپذیری کرارا مرد و زن به خود حضرت مراجعه کردند و از وجود مقدس ایشان درخواست موعظه و نصیحت کردند. نصیحتهای پیغمبر به افراد اگر یک جا جمعآوری شود و توضیح داده شود یک فرهنگ جامع و یک مدرسۀ تربیتی کامل است. در همه شرایط به یاد خدا باشیدوی گفت یکی از نصیحت های پیامبر ص به مؤمنان این است که همه جا و در هر موردی فانک لا تاتین الله بشی غدا احب الی الله من کثره ذکره به یاد خدا باشید. در آیات قرآن و در روایات مسئلۀ ذکر خیلی مطرح است و مصادیق متعددی هم دارد که همه را میشود بر همین نصیحت پیغمبر اکرم تطبیق کرد. همۀ زندگی خود را با کتاب خدا هماهنگ کنیداستاد اخلاق حوزه های علمیه قرآن مجید را یکی از ذکرها دانست و تصریح کرد قرآن مجید حدود پنجاه و دو اسم دارد در قرن هفتم ابوالفتوح رازی که کنار حضرت عبدالعظیم دفن است این پنجاه و دو نام قرآن را یک جا ثبت کرد و نوشت. یک نام قرآن ذکر دیگری شفا رحمت فرقان کتاب و هدایت است هدی للمتقین بقره 2 ؛ هر کدام از این نام ها معانی گستردهای دارد. انا نحن نزلنا الذکر حجر 9 دائم با ذکر خدا باشید یعنی همۀ زندگی خود را با کتاب خدا هماهنگ کنید غفلت از این اقیانوس عظیم حکمت و رحمت الهی نداشته باشید چون هر یک آیهای که عملا در زندگی ترک شود و در این دنیا جبران نکنید قیامت یقینا جبران نخواهد داشت. ارتباط با اهلبیت ع بهطور یقین انسان را به تمام رشتههای خیر وصل میکند وی اهلبیت را مصداق ذکر عنوان کرد و گفت مرحوم کلینی ره در جلد اول اصول کافی در باب حجت از امام باقر ع و امام صادق ع با سند نقل میکند که میفرمایند نحن الذکر ذکر ماییم. اهلبیت ع معدن علم الله و رحمت الله هستند اهلبیت ذکر الهی هستند یعنی ارتباط با آنان بهطور یقین انسان را به تمام رشتههای خیر وصل میکند. از وجود مقدس پروردگار که نمی توان به طور مستقیم حقایق را دریافت کرد یک راه ارتباط تربیتی پروردگار با ما قرآن مجید و دیگری اهلبیت ع هستند.وی افزود کافی نقل می کند که یک بزرگوار و مؤمنی به حضرت باقر ع عرض کرد یک روایت سنددار برای من بگویید. امام باقر ع فرمودند من از پدرم حضرت زینالعابدین پدرم از ابیعبدالله ابیعبدالله از امیرالمؤمنین امیرالمؤمنین از پیغمبر و پیغمبر از خدا نقل میکند که یک زبان خدا قرآن و دیگری اهلبیت ع هستند؛ یعنی کسی که عاشق اهلبیت هست و اقتدای
قرآن کریم، چراغ هدایت و درمانگر روح بیمار بشریت
ع به زماناز چهار سال قبل در همین ایام شنیدید که وجود مبارک امام یازدهم ع گفتار بسیار مهم اعتقادی اخلاقی اجتماعی و معاشرتی را با گروهی از شیعه داشتند. گفتار معصوم ع مانند قرآن کریم مقید به زمان نیست و همینطوری که خطابات قرآن مجید تا برپاشدن قیامت متوجه مردم است خطابات پیغمبر ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام هم تا قیامت متوجه مردم است؛ اگر کسی بگوید این حرفها را پیغمبر ص و ائمه علیهمالسلام برای مردمان زمان خودشان گفتهاند دارد خودش را کاملا بیخبر از حقایق نشان میدهد.-قرآن هدایتگر کل مردمقرآن خودش را که میخواهد تعریف کند در 52 مورد تعریف میکند که یک موردش این است من هدی للناس یعنی هدایتگر کل مردم هستم. الف و لام الناس به تعبیر استادان ادب عرب الف و لام شمسی است و در اینجا بهمعنای کل است؛ من هدایتگر کل مردم هستم . کل مردم یعنی از زمان نزولم تا لحظه برپاشدن قیامت.-گفتار معصوم ع آگاهیدهنده حقفرمایشات ائمه طاهرین علیهمالسلام هم همین حیثیت و هویت را دارد؛ یعنی آگاهکننده همه مردم و گزارشدهنده همه حقایق تا قیامت است. امیرالمؤمنین ع یک خطبه دارند که چقدر زیباست شما اهل علم حداقل بخشی از خطبههای کوتاه ولیاللهالاعظم و حکمتهای پایان نهجالبلاغه را حفظ کنید و بنویسید؛ اگر توانش را دارید تحلیل این فرمایشات را در شرح ابنمیثم که شرح عالمانه بسیار مهمی است یا در شرح ابن ابیالحدید ببینید. او یک عالم سنی است ولی خیلی خوب از عهده شرح نهجالبلاغهاش که بیست جلد است برآمده و شرح عالمانهای است؛ البته مطالبی هم لابهلای شرح خود دارد که نه قرآن و نه روایات اهلبیت علیهمالسلام میپسندد. آنها را باید سرند کرد آشغالها بماند و تمیزها و صافها کنار دیگر قرار بگیرد. این برای عالم شیعه در مراجعه به کتب غیرشیعه لازم است که فهم پذیرش یا رد مطالبشان را با دلیل و کمک از عقل و علم داشته باشیم. لزوم اقتدای
حرکت بهسوی لقاءالله در پرتو اقتدای به سیدالشهدا(ع)
به درخواست یکی از شیعیان بیست سال زحمت کشید و کتاب باعظمت کافی را در سه بخش اصول فروع و روضه بهوجود آورد. این کتاب 1300 سال است که زنده مانده و در دسترس است؛ همچنین از منابع عالمان شیعه در هر رشتهای است که عالم هستند. این مرد بزرگ در بخش فروع کافی این متن را از وجود مبارک امام نهم حضرت جوادالائمه ع درباره ابیعبداللهالحسین ع نقل کرده است. در حقیقت حضرت جواد ع خواستهاند که سالار شهیدان را در حدی به ما بشناسانند و ما هم باید بدانیم معرفت به امام اصلی است که بر همه مردم دنیا واجب است. -ولیاللهالاعظم مفاتیح درهای هدایتما میگوییم شناخت امام بر شیعه واجب است اما امامشناسی واجب عام است. اگر همه مردم دنیا امام معصوم و انتخابشده خدا را بشناسند و به او اقتدا کنند از اینهمه مشکلات پیچیده نجات پیدا میکنند. امیرالمؤمنین ع وجود ولیاللهالاعظم را بهتنهایی همه کلیدها میدانند و میفرمایند و صار من مفاتیح ابواب الهدی . مفتاح مفرد و بهمعنای یک کلید است مفاتیح جمع و به معنی کلیدهاست. اگر کل مردم دنیا امامشناس بشوند یقینا قفل خیلی از مشکلات باز میشود؛ اما متاسفانه این حقایق را تجربه نمیکنند. در بین مردم خود مملکت ما هم مردان و زنانی هستند که حقایق الهیه را ولو برای یکبار تجربه نمیکنند. نمیدانم چرا وارد این مقوله نمیشوند؟ عظمت ابیعبدالله ع از منظر امام جواد ع -ابیعبدالله ع صدیق اکبرامام جواد ع برای شناساندن ابیعبدالله ع اینطور میفرمایند السلام علیک ایها الصدیق الاکبر . کلمه صدیق در قرآن مجید داریم و خدا در سوره یوسف میفرماید یوسف ایها الصدیق سوره یوسف آیه 46 ؛ کلمه صدیقون را هم بهصورت جمع در قرآن کریم داریم من النبیین و الصدیقین سوره نسا آیه 69 ؛ اما صدیق اکبر در معارف دینی درباره افراد کمی داریم. امام ششم ع از حضرت ابیعبداللهالحسین ع به صدیق اکبر تعبیر میکنند؛ یعنی صدیقی که مقامی مافوق دیگران دارد و در مرحله برتر عالیتر و مهمتری از صدیق بودن قرار دارد. صدیق اکبر یعنی بزرگتر و همه میدانیم که بزرگی ابیعبدالله ع همه عوالم را فرا گرفته است؛ گویی عظمت ابیعبدالله ع محیط و تمام عالم خلقت بر این عظمت محاط است. صدیق یعنی راستگوی در زبان؛ آنکسی که از اول عمرش تا آخر اهل راستگویی در گفتار یعنی راستی در کردار و رفتار آنکسی که از اول عمرش درستکردار و دارای درستی در عمل بوده این صدیق میشود؛ اما شخصی مثل ابیعبدالله ع صدیق اکبر است. -ابیعبدالله ع جانشینی جامعمسئله بعدی که حضرت جواد ع میفرمایند این است السلام علیک ایها الوصی درود بر تو ای جانشین؛ ابیعبدالله ع جانشین چه کسی بوده است؟ شما به آیات سوره بقره مراجعه کنید انی جاعل فی الارض خلیفه سوره بقره آیه 30 . جاعل اسم فاعل و بر وزن فاعل است خلیفه نکره است و الف و لام ندارد. جاعل که اسم فاعل است مانند فعل مضارعش بر استمرار دلالت دارد؛ یعنی خدا به فرشتگان فرمود من میخواهم همواره برای خودم در زمین جانشین قرار بدهم. ابیعبدالله ع طبق این آیه شریفه جانشین خدا پیغمبر ص امیرالمؤمنین ع و حضرت مجتبی ع است. این یعنی حضرت جانشین جامعی هستند. -ابیعبدالله ع غرق در نیکی و تقوای الهیحضرت جواد ع در ادامه این جمله میفرمایند البر التقی یابن رسولالله همه وجود تو غرق نیکی و نیکوکاری و تقوای الهی بوده است. طبق آیات سوره بقره چنین انسانی شایسته امامت است؛ مردم هم شایسته است که در همه جهات زندگیشان به او اقتدا کنند. اقتدای
استاد انصاریان: مودّت قُرْبا، پاداش 23 سال رنج پیامبر(ص)/ جهنم نتیجه نادیده گرفتن پاداش رنج های پیامبر(ص) است
به جنگ با امیرالمؤمنین ع دعوت کرد باید میرفتند و علی ع را میکشتند در حالی که در کتب اهل سنت آمده مشت و شمشیر بلند کردن در مقابل جانشین پیغمبر کفر است. البته شیعیان دلیلهای دیگر هم دارند که این گستردگی در مصداق درست نیست و قربا یعنی امیرالمؤمنین صدیقه کبری امام مجتبی ابیعبدالله و 9 امام معصوم ع که به اینها محبت داشته باشید و اقتدا کنید. این امر واجب الهی است. محبت به اهلبیت ع و اقتدای … به دو طرفش هم میتابید از سنگها آتش بلند میشد؛ خریدوفروش مواد غذایی در شکاف کوه را ممنوع کردند یعنی تحریم اقتصادی کرده بودند. فقط نصف شبها حضرت علی ع که حدود سیزده چهارده سال داشت پنهانی از این شکاف بیرون میآمد و به خانه دوستان پدرش ابوطالب میرفت که علی ع را بهخاطر رفاقت با پدرش دوست داشتند و بعد هم میگفتند بچه است این فعلا جا ندارد با او مبارزه کنیم. علی ع از آنها مواد غذایی یا نان خالی میخرید و تا هوا روشن نشده به طوری که دشمنان او را نبینند داخل شکاف کوه میآورد. پیامبر ص در طول 23 سال رنج و زحمت لحظه ای عقب نشینی نکردمفسر و مترجم علوم قرآنی ادامه داد پیغمبر ص سه سال در محاصره بود؛ بعد هم که محاصره تمام شد و بیرون آمد هر جا او را دیدند یا به او سنگ زدند یا با چوب زدند یا عبا را به دور گردنش پیچیدند یا کارهای دیگر کردند. در توضیحات آیات سوره فرقان در تفاسیر است که به مسجدالحرام میآمد و نماز میبست آنها میفهمیدند در حال ارتباط با پروردگارش است و نمازش را نمیشکند آب دهان به صورتش میانداختند آنهم آن دهانهای نجس کثیف و پلید. با این حال پیغمبر ص یک لحظه در این 23 سال از تبلیغ دین خدا عقبنشینی و استراحت نکرد و نگفت خسته شدهام. پس از آن سیزده سال ده سال هم در مدینه بسیار سختی کشیدند. 1500 سال گمراهی و غفلتاستاد انصاریان افزود مردم شهر مدینه چند طایفه بودند یهودیهای مدینه که دائم مزاحمت ایجاد میکردند؛ مسیحیان مدینه کمتر مزاحم میشدند و مزاحمتهای غیر مثلا فیزیکی داشتند. یک نوعش این بود که این کشیشها به مردمشان میگفتند مواظب باشید آن پیغمبری که خدا در انجیل خبر داده و شما میخواندید این نیست و دائم دروغ پراکنی میکردند که مبادا یک ارمنی یا مسیحی مسلمان شود؛ چون قبل از بعثت پیغمبر مسیحیها ششصد سال در انجیل و یهودیها چندهزار سال در تورات خوانده بودند که آخرین پیغمبر در عرب مبعوث به رسالت میشود. قرآن میگوید اینها همه منتظر آمدن آن پیغمبر بودند؛ وقتی پیغمبر ص آمد با اینکه احبار آنها کاملا میشناختند این همانی است که تورات و انجیل خبر داده است ولی تبعیت نکردند. آنها همه نشانههایی که در تورات و انجیل بود در پیغمبر ص میدیدند ولی به عوامالناس و بیسوادها میگفتند مواظب باشید گول نخورید این آن کسی نیست که خدا خبر داده است. 1500 سال است که همین را میگویند؛ یعنی همین یهودیها مسیحیان و کلیسائیان امروز هنوز هم میگویند پیغمبری به مسیح ختم شده است. خداوند به پیغمبر ص دستور واجب داد که به ملت بگو من پاداش میخواهماستاد اخلاق حوزه های علمیه گفت پیغمبر مظلوم اولا چقدر زجر کشید و ثانیا کاملترین جامعترین و نورانیترین دین را در آن شرایط بسیار سنگین تبلیغ کرد؛ حال اوضاع کمی آرام شده و دیگر وقت آن است که مثلا مزد برای پیغمبر تعیین شود. 23 سال کار کرده است و خدا برخلاف 124هزار پیغمبر که به آنها گفت به امتها بگویید ما هیچ پاداشی از شما نمیخواهیم؛ ولی به پیغمبر ص دستور واجب داد که به ملت بگو من پاداش میخواهم. این جامعه حق ندارند در برابر زحماتت تو را بدون مزد و اجر قرار بدهند.استاد انصاریان در پاسخ به اینکه خداوند چه مزدی برای پیامبر ص تعیین کرد؟ اظهار کرد تعیین پاداش پیامبر ص بهعهده ملت نیست که سران اوس و خزرج و قبیلههای دیگر که مسلمان هستند در مدینه و داخل خانهای سالنی باغی در اطراف مدینه جلسه بگیرند و فکرها را روی هم بریزند که مقابل این 23 سال زحمتش چقدر به او طلا و نقره درهم و دینار بدهند. پروردگار در آیه ای میگوید تعیین پاداش بهعهده من است؛ چون من میدانم این 23 سال تو چه پاداشی دارد. حال این پاداش را اعلام کن که به تو بدهند. مودت قربا پاداش 23 سال رنج پیامبر ص وی مودت قربا را پاداش پیامبر ص دانست و در توضیح مفهوم و مصادیق مودت گفت هم شیعیان با روایات ترجمه کردهاند و هم اهلسنت ترجمه کردهاند که قربا یعنی امیرالمؤمنین صدیقه کبری امام مجتبی ابیعبدالله و 9 فرزندشان ع که همه امام معصوم بودند. این معنی قرباست که ما در همه تفاسیرمان نوشتهایم آنها هم نوشتهاند؛ البته بعضیهایشان دایره را مقداری بزرگتر کرده و گفتهاند منظور از قربا امسلمه امحبیبه حفصه و عایشه هم هست ولی ما این وسعت مسئله را قبول نداریم و اصلا عقلی نیست که پاداش پیغمبر ص محبت و اقتدای
علت انتخاب امام
به این بلاها تحیر سرگردانی پوچی و پوکی مبتلا شوند بلکه میخواهد در این دنیا زندگی پاک و جاده روشن که روشنایی آن برای چراغ وجود امام است داشته باشند و وظیفهشان را هم بفهمند که با خودشان نعمتها زن و بچه کسبوکار و صندلی ریاست چگونه باید معامله کنند؟خدا برای تمام شئون زندگی عبادش که میخواهند یک حکومت صددرصد الهی داشته باشند امام قرار داده است؛ یوسف سلیمان و امیرالمؤمنین ع را قرار داده که امام هدایتاند. بدون سرمشقگیری و اقتدای … ع پسری داشتند به نام علی. علیابنجعفر علیهماالسلام خیلی از پدرش استفاده علمی کرد و واقعا عالم فرزانه شد. امام صادق ع که از دنیا رفتند طبق وصیتشان این وصیت طبق وصیت امام باقر ع زینالعابدین ابیعبدالله ع امام مجتبی ع امیرالمؤمنین ع پیغمبر ص و خدا بود امامت به فرزند کوچک ایشان موسیابنجعفر علیهماالسلام رسید.علیابنجعفر علیهماالسلام خیلی آدم خوبی بود. وقتی دید برادر کوچکترش امام شد تا آخرین لحظه عمر حضرت مطیع صددرصد موسیابنجعفر علیهماالسلام بود. بعد از ایشان نیز که علیابنجعفر علیهماالسلام پنجاهشصت سال داشت صددرصد و بدون چونوچرا مطیع امام هشتم ع پسر برادرش بود؛ یعنی حق مامومبودنش را ادا میکرد. بعد از شهادت امام هشتم ع علیابنجعفر علیهماالسلام پیرمرد نودسالهای شده بود که محاسن سفید و قد خمیده داشت و چون از امام ششم ع موسیابنجعفر علیهماالسلام و حضرت رضا ع علم دین گرفته بود در مسجد پیغمبر ص برای هفتادهشتاد دانشجو درس میداد. او روبهدر ورودی حرم پیغمبر ص مینشست و شاگردها پشتبهدر بودند. یک روز شاگردها دیدند استاد با این قد خمیده و ضعف مثل اسپند از جا پرید شاگردها را شکافت و دم در مسجد آمد خم شد و دست بچه هفتسالهای را بوسید و با یک دنیا ادب مقابل او ایستاد. آدم به ذهنش میآید که پیرمرد خرف شده بعد از اینکه آن بچه رفت از استاد پرسیدند علت این کار چیست علیابنجعفر علیهماالسلام فرمود این بچه هفتساله امام زمان من حضرت جوادالائمه ع است. اگر خدا این لیاقت را در من میدید که امام شوم مقام امامت را به من میداد؛ من لیاقت ندارم و باید ماموم باشم ادای وظیفه مردم مقابل تکالیف الهیآیا همین حال را هفتادمیلیون مردم ایران دارند؟ چه تعدادشان برابر ائمه طاهرین علیهمالسلام و امامت انبیای خدا تکبر ندارند و اگر امام جوانی را ببینند با محاسن سفیدشان خم میشوند و دستش را میبوسند چه برسد به اینکه تمام دستورات امام را که واجب است اجرا بکنند.خوب شد که ما امام نشدیم. اگر امام میشدیم خرابکاریمان خیلی زیاد بود؛ چون تحملش را نداشتیم. امامت ریاست معنوی عظیمی در دنیا و آخرت است؛ خدا به آدم بگوید جاعلک للناس اماما تو از حالا تا قیامت امام مردم هستی باد در دماغ آدم نیفتد و او را منمیت نگیرد تواضع آدم زخم نخورد و... . چرا ابراهیم ع را انتخاب کردم؟ چون قبل از انتخاب او را با تمام تکالیف روبهرو کردم و گفتم عملکردن اینها بر عهده توست. فاتمهن او هم تمامش را بهطور کامل انجام داد. هر تکلیفی را بامعرفت همت عشق و لله انجام داد و نشان داد که چقدر لیاقت دارد آنوقت به او گفتم انی جاعلک للناس اماما . مودت به اهلبیت علیهمالسلام این پرونده مربوط به امامت و علت انتخاب امام بود پرونده ما هم مربوط به مامومیت ماست. ما ماموم انتخاب شدیم که دنبالهروی امام انتخابشده خدا باشیم؛ چراکه به نفع و سود خودمان است. من آیهای از سوره شوری را برایتان بخوانم؛ عجب آیهای است. به پیغمبر ص میگوید قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی 5 بگو من برای زحمات پیغمبری و امامتم امامت هدایت هیچ پاداشی از شما نمیخواهم مگر مودت به اهلبیتم را. من در قویترین کتابهای اهل تسنن از جمله جلد هفتم تفسیر المنار دیدم که رشیدرضا عرب بود ایرانی نبود که بگوییم به این مسائل تعصب دارد میگوید مودت محبتی است که از دل آن اقتدا دربیاید. اگر اقتدایی در کار نباشد فقط محبت است و محبت بیاقتدا کاربرد ندارد. عشق دانشمند مسیحی به امیرالمؤمنین ع دانشمندی در بیروت بود که پارسال در 92-93سالگی فوت کرد. من یک دوره کتاب پنججلدی از او دارم به نام صوت العدالت الانسانیه که شخصیتشناسی امیرالمؤمنین ع است. مرحوم آیتاللهالعظمی حکیم در نجف برای این کتاب جشن مفصلی گرفت و نویسنده آن را دعوت کرد و به او جایزه داد. کتاب بالایی است. این نویسنده مسیحی مارونی است که بر اثر عشق شدید به امیرالمؤمنین ع بهعنوان یک انسان عرب که به مردم دنیا بگوید ما عربها علی داریم نمیگوید جهان ملائکه و انسانها خوش به حالتان که علی دارید این پنج جلد کتاب را نوشته است. واقعا هم زحمت کشیده و به چند زبان هم ترجمه شده است. او در یک وعده غذایش هم گوشت خوک میخورد و هم برای رفع خستگی و توان بدن آبجو ولی عاشق علی بود. او مسیحی مارونی از دنیا رفت و در قبرستان مسیحیها خاکش کردند. محبت بدون اقتدا به درد نمیخورد خدا به پیغمبر ص میگوید به مردم بگو پاداش رسالت من محبت به اهلبیت علیهمالسلام من توام با اقتدای
استاد انصاریان: حسین(ع)، انسانی که جامع همهٔ کمالات و فاقد همهٔ نواقص است/ معرفت به امام حسین واجب است
به ابیعبدالله ع را واجب دانست و گفت باید به امام حسین ع معرفت با نور و نه با علم پیدا کنیم باید در قلب به روی نور ملکوت باز شود و نور بتابد تا انسان در تابش آن نور حقیقت را ببیند؛ این حقیقت را نمی توان با عقل و علم دید.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه حضرت ابوالفضل ع اظهار کرد شخصیت بینظیر حضرت سیدالشهدا انعکاس شخصیت انبیای اولواالعزم الهی و وجود مبارک امیرالمؤمنین ع است. در زیارت وارث هر پنج پیغمبر اولواالعزم نام برده شدهاند و وجود مبارک ابیعبدالله ع را وارث این پنج پیغمبر اولواالعزم و امیرالمؤمنین ولیالله الاعظم معرفی کردهاند. امام ع با کلمه وارث تمام ارزشهای این پنج پیغمبر و امیرالمؤمنین را به ارث بردهاند. مشخص میشود که امام به همه ارزشهای وجودی نوح ع کمالات ابراهیم ع موسی ع عیسی ع و پیغمبر اسلام ص و امیرالمؤمنین ع آگاهی کامل داشتند و خود را وارث این ششنفر قرار دادند و تمام کمالات انبیای اولواالعزم و امیرالمؤمنین ع را به خودشان منتقل کردند. این معرفت عظیم و این انتقال بینظیر از وجود مقدس او که بیش از 67 سال در این دنیا زندگی نکرد چنین معدن بینهایت باعظمتی را ساخت و بهوجود آورد.وی به جمله ای درباره عظمت حضرت از کتاب کامل الزیارات اشاره و تصریح کرد امام صادق ع به یکی از اصحاب بسیار مورد اعتمادشان میفرمایند شما که اهل عراق و به کربلا نزدیک هستید به زیارت حضرت حسین ع میروید؟ شنونده به امام صادق ع گفت شما که در مدینه زندگی میکنید از مدینه تا کربلا دو کشور – عربستان و عراق - است برای زیارت ابیعبدالله میروید؟ امام فرمودند زیارت کسی نروم که خداوند هر شب خودش او را زیارت میکند فهم این سخن که خداوند هر شب به زیارت امام حسین ع می رود بسیار سخت و سنگین است.استاد انصاریان با بیان اینکه معرفت به ابیعبدالله برای ما واجب است گفت باید به امام حسین ع معرفت با نور و نه با علم پیدا کنیم معرفت علمی با عقل است بدین صورت که انسان چند تبصره قانون و مطلب را کنار یکدیگر بگذارد و بگوید فهمیدم؛ اما معرفت قلبی یعنی باید در قلب به روی نور ملکوت باز شود و نور بتابد تا انسان در تابش آن نور حقیقت را ببیند؛ این حقیقت را نمی توان با عقل و علم دید.وی ادامه داد در حال حاضر دفتر علم در کره زمین باز باز است و صدها هزار دانشگاه و کتابخانه در این عالم است مردم هم کتاب زیاد میخوانند و هم ممکن است خیلی عاشق باشند و کتابی درباره حادثه کربلا بخوانند؛ اما دیدن جمله کتاب با چشم بر روی صفحه است و مقداری بالاتر دیدن با عقل و مقداری بالاتر دیدن با علم است اما بالاترین دید دید دل و دید قلب است؛ اینکه قرآن میگوید آمن الرسول بما انزل الیه پیغمبر به کل قرآن مؤمن بود نزل علی قلبک روح الامین نه علی عقلک و نه علی علمک . ما قرآن را به عقل تو نازل نکردیم عقل گنجایش قرآن را ندارد ما قرآن را به علم نازل نکردیم قرآن گنجایشش در علم نیست نزل علی قلبک روح الامین دل تو چون از همه آفرینش من گستردهتر بود من قرآن را بر این دل نازل کردم.استاد انصاریان در پاسخ به اینکه حسینبنعلی چرا حسینبنعلی شد؟ گفت امام حسین ع قلبش بعد از معرفتش مرکز ارثبری بود یعنی او به تمام کمالات انبیا و امیرالمؤمنین ع آگاهی کامل داشت و میدانست خدا انسان را بهگونهای خلق کرده که میتواند کمالات دیگران را به خودش انتقال بدهد و همین کار را کرد؛ کار به جایی رسید که حال اگر بخواهیم ابیعبدالله ع را تعریف کنیم این است حسین ع یعنی انسانی که جامع همه کمالات و فاقد همه نواقص است؛ یعنی وجود مقدس ابیعبدالله کلالکمالات است و اگر تا قیامت تمام محققین عالم در دریای وجودش بگردند تا که یک نقص یا یک عیب پیدا کنند پیدا نمیشود.وی با بیان اینکه صدها سال بگذرد باز هم نمی توانیم امام حسین ع را بشناسیم گفت اگر همین قدر بفهمیم که حسین ع امام من و اطاعت از او واجب است و سعادت دنیا و آخرت من با اقتدای … اقتدای به او تامینکننده خیر دنیا و آخرت هست کافی است.وی افزود اگر کسی بخواهد امام را با شخص دیگری جابجا کند مثلا بگوید من امام حسین ع را نمیخواهم و دنبال مانیفست لنین میروم تا زندگی خود را با مانیفست او بنا کنم؛ در این صورت فیروزه اصلی طبیعی معدنی الهی را با خرمهرهای عوض کرده که رنگ فیروزه را دارد؛ یعنی فیروزهای که میگویند صدمیلیون نمیدهیم و پولی نیست را باید در یک قاب طلا بگذاریم و روی ضریح ابیعبدالله بگذاریم؛ اما شما دهکیلو خرمهره را بخر پنج تومان میشود رنگش هم با همان فیروزه سر ضریح مساوی است؛ جا به جا کردن حسین با مقتدای دیگر یعنی عوضکردن قیمتیترین گوهر با خرمهره استاد انصاریان گفت اگر کسی حسین ع را با دیگری عوض کند به همسر و فرزندانش و دنیا و آخرت خود خیانت کرده است؛ اصلا اینجا جای جابجایی نیست اینجا جای تبدیل نیست اینجا جای تعویض نیست بلکه اینجا جای ثابتقدمی است قرآن میگوید یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا و فی الآخره با حسین باش من قدم تو را در دنیا و آخرت پایدار میکنم که نتوانی یکسانت بهطرف شیطان و معصیت و کفر و شرک حرکت کنی؛ یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت ابیعبدالله یک مصداق قول ثابت است فی الدنیا و فی الآخره پای ثابت در دنیا و در آخرت است و تعویض جنایت و تغییر خیانت است؛ گاهی که به گناه آلوده میشوید برای اصلاح و توبه راه وجود دارد؛ اما اگر ابیعبدالله ع را با شیطان در زندگیام جا به جا کنم و در این تعویض هم بمانم این دیگر توبه ندارد؛ چون در باند ابنزیاد رفتهام یعنی جز آن سیهزار نفر در کربلا شدهام و این توبه ندارد؛ اگر توبه داشت که آن سیهزار نفر توبه میکردند و گیر مختار هم نمیافتادند و تکهتکه نمیشدند. امروز هم شما با پدرانتان 1500 سال نمینشستید با گریه بخوانید اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اگر این تعویض را انجام بدهم در باند یزید رفتهام و آنوقت در آنجا ماندگار میشوم و سخت میتوانم خود را نجات دهم؛ چون در باند یزید پول شهوت لذت و شکم آزاد است و به گفته امیرالمؤمنین
نتایج پیروی از امام هدایت
ع میفرماید قیامت خداوند متعال تو را اول جادۀ بهشت و جهنم قرار میدهد و سپس به تک تک مردان و زنان امت تو میگوید این راه بهشت و جهنم است هرکدام به اول جاده بهشت که میآیند -اما ای علی جان- باید برای بهشت رفتن اجازۀ تو را همراه داشته باشند. اجازه یعنی چه؟ یعنی آیا امیرالمؤمنین ع یک صد میلیارد گذرنامه در اختیار دارد و از هر کس میپرسد که اسمت چیست؟ بعد کامپیوتر را میزند تا ببیند گذرنامه برای او صادر شده است یا نه؟ مسلما این گونه نیست بلکه به این صورت است که بررسی میکنند این مردان و زنان در کسب و کار همسرداری تربیت فرزند گریه و خنده رفتن و آمدن معاشرت و رفتارهای دیگر اقتدای … به کسی ندهید برای چه؟ خود پروردگار علتش را بیان میکند انهم مسئولون ؛ تمام این مردان و زنان در برابر آنچه که در دنیا خوردند و آشامیدند و نفسی که کشیدند مسئول هستند. امام صادق ع میفرماید به نظرتان میآید که کریمی مثل خدا شما را در محشر معطل کند که چقدر آب و نان و میوه و دیگر نعمتهای مادی را خوردید ؟ شما که انسانهای معمولی هستید اگر از اقوام و دوستان خود دعوت کنید تا سر سفرۀ شما بنشینند اصلا در مورد خورد و خوراک به آنان منت نمیگذارید؟ چه برسد به پروردگار عزیز عالم که کرم و لطف و رحمت او بی نهایت است. حضرت فرمود آنجا از کسی راجع به آب و نان نمیپرسند شما را نیازمند هوا خورشید آب و نان خلق کرده و هفتاد سال هم نیازتان را برطرف کرده است این سؤال ندارد که چرا خوردی چون انسان فورا میگوید مرا گرسنه خلق کردی دو سال هم شیر برایم آماده کردی و من هم خوردم این که دیگر چرا ندارد.این که خدا در قرآن میگوید در قیامت جلوی زنان و مردان را بگیرید و نگذارید قدم از قدم بردارند و میخواهم از همه آنها سؤال کنم سؤال مربوط به این است که در دورۀ عمرت با امام هدایت چگونه برخورد کردی؟ موافق بودی یا مخالف؟ پروندهات را باز کن. به امت هر پیشوایی میگوید تو ماموم عیسی و موسی و نوح و ابراهیم و دیگر انبیا ص بودی طوبی لهم ؛ خوشا به حالتان وحسن مآب ؛ به آنجایی که میخواهی برگردی عالی است.نتیجۀ اقتدای انسان به امام هدایت این است که خود خدا به انسان میگوید خوشا به حالت شما و طوبی لهم ؛این اقتدا کردن به نفع خود انسان است نه اینکه اقتدای انسان به امام هدایت سودش به زمین و آسمان یا به خدا یا به ملائکه برگردد انسان در این اقتدا کردن تجارتی میکند که تمام سودش به خودش برمیگردد.اما اگر انسان اقتدا به امام هدایت نداشته باشد پس به چه کسی اقتدا کند؟ آیا از امام ضلالت پیروی کند؟ امام هدایت را خداوند برای انسانها قرار میدهد؛ چنانچه قرآن کریم میفرماید وجعلناهم ائمه یهدون بامرنا انبیا و ائمه ع خودشان را پیشوا قرار ندادند بلکه خدا آنها را به این سمت گمارده است؛ چرا؟ برای این که خیر دنیا و آخرت را به همۀ مردم برساند.هر چیز در این عالم مسیر و مجرایی دارد دلیل یک ساختمان محکم و خوب نقشۀ مهندس است و نقشه و مسیر عالم شدن بچههای ما تحصیل در دبستان دبیرستان دانشگاه و حوزههای علمیه است. مجرای سیر شدن شکم ما زمین است که در خود آب و مواد غذایی دارد و هر چیز دیگری نیز در این دنیا همینگونه است؛ لذا مجرا مسیر نقشه و دلیل ما برای به دست آوردن همۀ خیرهای دنیا و آخرت هم امام هدایت است. اگر جدای از امام هدایت زندگی کنیم به هیچ خیری نمیرسیم؛ چنانچه قرآن کریم میفرماید واتوا البیوت من ابوابها برای رسیدن به هر مقصدی باید از راه صحیح آن رفت؛ مثلا اگر میخواهید به شهر یزد بروید راه و مسیر و نقشه خاص خود را دارد؛ لذا اگر از غیر آن راه بروی به مقصد نمیرسی و عاقبت آن خستگی هلاکت و خسران است.اگر کسی تصور کند که از غیر کانال امام هدایت به خیر دنیا و لذت آن و نیز به رستگاری در آخرت میرسد اشتباه کرده است.این روایت خیلی جالب است که پیغمبر ص به امیرالمؤمنین
اثبات محبت با اقتدا به امام هدایت
به خلق درست رفتار کردن با زن و بچه و مردم مانند زندگی من باشد؛ داشتن زندگی پیغمبر یعنی در حد خودم از ایمان اخلاق و عمل پیغمبر برای خودم برداشت بکنم و رنگ او را بگیرم. و یموت مماتی و هر کسی که خوشش میآید و لذت میبرد مرگش مرگ من باشد؛ یک مرگ سالم پاکیزه آسان و راحت. و یسکن جنه عدن غرسها ربی و ساکن بهشتی باشد که با دست قدرت پروردگار بهوجود آمده است. هر کسی این سه برنامه یعنی شکل زندگی من شکل مرگ من و ساکنشدن در جنت عدن را میخواهد میبایست چند کار را انجام بدهد -پذیرش ولایت امیرالمؤمنین ع فلیوال علیا من بعدی بعد از من علی را به ولایت بپذیرد او را کارگردان زندگیاش قرار بدهد و از او درس بگیرد. -دوستی با محبان امیرالمؤمنین ع ولیوال ولیه محبان علی را هم دوست داشته باشد. این یعنی همه علیدوستها باید یکدست یک جمعیت و یک واحد باشند همه همدیگر را دوست داشته باشند به همدیگر کمک و یاری کنند و تکیهگاه هم باشند. -اقتدای … به من انتخابشده از جانب خدا اقتدا کرده و از من پیروی کنید. پس این محبتی که در روایتها مطرح است محبتی است که زمینهساز ایمان اخلاق و عمل درست است. گنجایش عجیب ظرف روح امیرالمؤمنین ع این یک مسئله بود که هم قرآنی و هم روایتی است؛ اما مسئله دوم. -خلقت روح انسان از دم پروردگارجسم امیرالمؤمنین ع مانند جسم همه و دیگر انسانها بوده است؛ یعنی جسمی که پیر و مریض میشود و میمیرد. این ارزشهایی که قابلشمارش نیست چگونه در وجود حضرت جا داده شده است؟ جوابش این است این ارزشها در بدنشان جا داده نشده بلکه برای ظرف روح وجود مقدس ایشان است و کاری به خاک ندارد. خدا بدن ما را بهوسیله عناصر همین طبیعت خلق کرده ولی روح ما را با هیچ عنصری خلق نکرده و کل خلقت روح ما این است فاذا سویته و نفخت فیه من روحی سوره حجر آیه 29 روح ما دم پروردگار است که حقیقت این روح هم پنهان است؛ چنانکه در قرآن میخوانیم و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی سوره اسرا آیه 85 . -گنجایش جلوه توحیدی باطن مؤمنهمین روحی که در بدن دمیده شده است و عنصری نیست گنجایش عجیبی دارد. شما توحید را به ذهن مبارکتان بیاورید؛ یعنی توحید ذاتی که نهایت ندارد و بینهایت است. این روایت از رسول خدا ص نقل شده است که حضرت از خدا نقل میکنند لا یسعنی ارضی ولا سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المؤمن زمین و آسمان من گنجایش جلوه توحیدی مرا ندارد؛ اما باطن بنده مؤمن من گنجایش مرا دارد. -تمام ارزشهای عالم در ظرف روح امیرالمؤمنین ع خدا همه این ارزشها را در این ظرف قرار داده است و شگفتی هم ندارد. من فکر میکنم که بیشتر شما بزرگواران کارخانه ریسندگی را دیده باشید. ماشینهای طولانی سولههای بسیار طویل و با عرض زیاد کار میکنند چقدر آب و برق مصرف میکند چقدر نیروی انسانی میبرد چقدر زمین اشغال کرده است و چندهزار سوزن کار میکند تا یک دانه نخ میبافد؛ آنهم نخی که عالیترین نرمترین و گرانترین نخ نیست همین الآن این کارخانه ریسندگی را تصور بکنید و ببینید که بالاترین نرمترین محکمترین و گرانترین نخ از قدیمیترین ایام تا الآن که روی دستش نیامده نخ ابریشم است. خداوند متعال کارخانه تولید این نخ را در شکم کرم ابریشم تعبیه کرده است. اگر بگوییم که خدا تمام ارزشها را در ظرف روح امیرالمؤمنین ع قرار داده است آیا شگفتی دارد؟ خدا کارخانه بافندگی ابریشم را در شکم کرم کوچکی قرار داده است که بزرگتر و چاقتر از انگشت آدم نیست اما بهترین و بالاترین نخ را میبافد. بالاخره یک کارخانه بافندگی در این شکم هست یا نه؟ اگر کارخانه نبود این کرم برگ را میخورد و دفع میکرد بعد هم میمرد؛ ولی برگ را میخورد و نخ تولید میکند از دهانش هم بیرون میدهد. ما میبینیم که صنایع غذایی در کره زمین کارخانه دارد؛ وقتی تشریف میبرید میبینید دوسهتا سوله عظیم در کار به همدیگر وصل هستند و تولید غذا میکنند. زمین کارگر برق آب و انبار زیادی برده است؛ ولی تا الآن بالاترین غذا را تولید نکردهاند. هنوز کارخانه تولید بالاترین بهترین و مفیدترین غذا در وجود زنبور است. وقتی ماده باارزشی بهنام عسل به زنبور میدهد و میگوید فیه شفا للناس سوره نحل آیه 69 ؛ تمام عناصر درمانکننده ارزشی را هم به امیرالمؤمنین ع میدهد. برایش مهم نیست حالا محبت محب امیرالمؤمنین ع او را بهجانب حضرت میکشد و محبتش وادار میکند تا به حضرت اقتدا کند. این محبت و اقتدا سبب آنهمه بازدهی برای محب عامل میشود که پیغمبر عظیمالشان اسلام این مطلب را در روایات دیگر هم تذکر دادهاند. حیات طیبه در سایه دوستی و اقتدای
سعادت انسان در سایۀ اقتدا به ادلّای راه توحید
ع در کوچه به این دوتا برخورد میکند آنها مصر میشوند که ما باید به عیادت زهرا بیاییم. حضرت میبیند که اینها خیلی اصرار دارند میفرمایند میپرسم و جواب میدهم. حضرت امیر ع به کنار بستر حضرت زهرا س میآیند؛ با توجه به اوضاع زن و مرد که در ایران هستند شیعهاند و برادر با خواهر خواهر با خواهر مادر با دختر پدر با پسر داماد و عروس همه با هم درگیری دارند با توجه به همه این خلقیات وقتی به زهرای مرضیه س میگویند و خبر میدهند که این دو نفر درخواست عیادت دارند من از مدارک قوی میگویم نگاه بامحبتی به امیرالمؤمنین ع کرد و گفت البیت بیتک من نباید اجازه بدهم چون من اینجا صاحبخانه مالک و اختیاردار نیستم. این حالا سر جای خودش یک مسئله است؛ جمله دوم خیلی عجیب است که فرمود و انا امتک من همسر تو نیستم من کنیز تو هستم. آیا این خانم با این روح و ایمان اعتقاد به امامت و نبوت و این اخلاق نباید اسوه امام زمان عج باشد؟ این دیگر اوج اخلاق اسلامی صدیقه کبری س است که در کمتر خانمی پیدا میشود مگر در دخترهای خودش. وجود نورانیت باطن لازمۀ شناخت ادلای الهیاینها ادلای این جاده هستند؛ بدون این ادلا انحراف و گمراهی و دچار شدن به شیاطین صددرصد است و آخر این جاده جهنم و دوزخ است. حالا باید این ادلا را شناخت؛ نه شناخت اسم و لقب و اینکه پدر و مادرش چه کسی بود چند سال عمر کرد در چه شهری از دنیا رفت شب دفن و روز دفن چه شد مرگ طبیعی بود یا شهادت. اینها معنی شناخت نیست بلکه بیان تاریخ است. در اصول کافی آمده است که وجود مبارک حضرت باقر ع میفرمایند اگر کسی بخواهد ما را بشناسد نورانیت باطن لازم دارد. این نورانیت هم همان ایمان یقین و معرفت گرفتهشده از مظهر ذوالجلال پیغمبر اکرم ص و قرآن مجید است. شناخت ما با نور و سببیت نور امکان دارد و ما جور دیگری شناخته نمیشویم. دو راه شناخت ادلای الهی در مسیر توحیدحالا باید اینها را شناخت؛ برای شناخت این دلیلهای راه ادلای الهی و چراغهای پرفروغ قرارداده شده در صراط مستقیم باید به قرآن مراجعه کرد و هیچ راه دیگری نیست؛ بعد هم باید به روایات مراجعه کرد و هیچ راه دیگری نیست. الف قرآنحضرت میفرمایند هرچه یا ایها الذین آمنوا در قرآن است مصداق اتم آن علیبنابیطالب ع است. وقتی علی ع مصداق اتم باشد همکفو او هم مصداق اتم میشود. بین ارزشهای علی ع و صدیقه کبری س چه فرقی وجود دارد؟ اگر علی ع مصداق اتم یا ایها الذین آمنوا است به تناسب همکفو بودنش صدیقه کبری س هم مصداق اتم آن هست. همچنین هرچه عملوا الصالحات در قرآن هست اکمل دارنده عمل صالح امیرالمؤمنین ع و صدیقه کبری س است. زهد و صلاح و ورع و فضل را ×××××××× همقدر و همقدم حیدری ب روایاتروایتی از امالی شیخ طوسی بخوانم؛ امالی کتاب کمی نیست و شیخ طوسی هم عالم کمی نیست تمام حوزههای علمیه و درسهای فقهای شیعه سر سفره شیخ طوسی صدوق کلینی و اینگونه افراد هستند. اگر کتابهای اینها را جمع کرده و همه را نابود کنند و دیگر نمونهای از این کتابها در دنیا نباشد شیعه تهیدست واقعی میشود عالمان و فقهایش هم تهیدست میشوند. خدماتی که اینها به فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام و قرآن کردند بینظیر است نه کمنظیر -روایت نخست ولایت امیرالمؤمنین ع ولایتاللهشیخ طوسی از رسول خدا ص با سند نقل میکند که پیغمبر ص فرمودهاند ولایه علی بن ابی طالب ولایه الله زمامداری فرمانروایی حکومت سرپرستی و ولایت علی نسبت به شما بیکم و زیاد ولایت خداست. و حبه عباده الله شما گوشهای بنشین و فقط عاشق علی ع باش همینجوری پای تو عبادت مینویسند. راه برو و عاشق علی ع باش عبادت مینویسند. بمیر و عاشق علی ع باش در عبادت میمیری. واتباعه فریضه الله اقتدای … به ادلای راه توحید نجاتبخش انساناین راه دلیل میخواهد که حضرت رضا ع هم دراینباره فرمودهاند بشروطها و انا من شروطها یعنی مجموع فرمانداران استانداران حاکمان بنیعباس و آخوندهایشان نمیتوانند یک نفر از شما را به توحید برسانند. اگر شما دست خودتان را در دست مامون هارون متوکل فرماندارها استاندارها و آخوندهایشان بگذارید شما را مشرک بین بار میآورند. شما باید با ما به توحید برسید با پیروی از ما و اقتدای به ما به توحید برسید. بعد هم با اقتدای به ما به معانی واقعی قرآن برسید و عبادت شما عبادت درستی شود. اگر این اقتدا اطاعت و پیروی نباشد خودتان و عباداتتان در قیامت با رو به جهنم خواهید افتاد؛ چون کار باطل انجام دادهاید و حمالی مفت کردهاید. کار شما کار الهی نبوده است بدون امام معصوم و بدون روش صدیقه کبری س کار شما کار باطل و نادرستی بوده است؛ چون وجود مبارک عدل جهانی امام دوازدهم عج در رابطه با خودش از صدیقه کبری س به اسوه تعبیر میکند. این یعنی کارهای شما باید با این سرمشق مطابقت و هماهنگ باشد. شما باید مثل او در حد ظرفیت خودتان توحید داشته باشید و مثل او مطیع و اقتداکننده به امام معصوم باشید. اوج اخلاق اسلامی در وجود صدیقۀ کبری س طبعا نوددرصد خانمها اینطور هستند که اگر یکوقت با برادر یا خواهرشان گاهی هم با پدر و مادرشان من اینها را در طول برخوردم با اجتماع دیدهام یا اختلافاتی که پیش من آوردهاند به مشکلی برخورد کنند و یکچیزی از طرف مادر خواهر برادر داماد یا عروس پیش بیاید رابطهشان را قطع میکنند. اگر کسی هم واسطه شود و بگوید میخواهم او را به خانهات بیاورم و مشکل را حل کنید میگوید ابدا گاهی هم این قهر کردنها تا آخر عمر طول میکشد. شخصی در محله ما بود خودش به من گفت من به بچههایم وصیت کردهام که وقتی جنازه من در اتاق یا بیمارستان است نگذارید دوتا برادرم نه برای تشییع نه ختم و نه سرخاک بیایند. خیلی از خانمها هم همینطور هستند اما حالا دو نفر که آن جنایتهای سنگین را مرتکب شده و زخمی زدهاند که خود صدیقه کبری س در سخنرانی خیلی باعظمتشان میفرمایند این زخم تا قیامت دوا ندارد؛ نه زخم به من بلکه زخمی که به اسلام زدهاید این زخم دارو ندارد. حالا امیرالمؤمنین … به سلوک در این جاده بستگی است. ادلای پروردگار در مسیر توحید-هزاران خطر در کمین انسانحالا برای اینکه از همین مسائلی که در این چند آیه بیان شده و راه خداست منحرف نشوید اشتباه و برداشت غلط نکنید من برای این راه ادلا قرار دادهام. کلمه ادلا در فرمایشات حضرت هادی ع است. ادلا یعنی جاده راهنما و دلیل و چراغ میخواهد آنهم جادهای که نه درون خودش بلکه هزاران خطر از بیرون متوجه اوست؛ نه متوجه خود جاده بلکه متوجه خود شما. هزاران شیطان چشم به دزدیدن شما از این جاده دوختهاند صدها ماهواره 24 ساعته برای غارت کردن شما فعال هستند و من دلیل و راهنما گذاشتهام تا جاده را دست در دست این راهنما طی کنید و به آن توحید تام برسید؛ توحید تامی که هیچ شائبهای در آن وجود ندارد و قلب شما تجلی محض او در عرش است. -تفاوت توحید مردم و اولیای خاص پروردگارالبته این توحیدی که بیشتر مردم دارند قاتی دارد؛ حتی توحید در عباداتشان هم قاتی دارد من هم یکی از مردم هستم و همینطورم. اگر همین الآن پروردگار بگوید بهشت برای ابد تعطیل و جهنم هم برای ابد خاموش چند نفر میمانند که به عشق خودش عبادت کنند؟ الآن کل عبادتها به عشق بهشت و نفی دوزخ است؛ یعنی آن عمق عبادت من این است که وقتی از من پرسیده شود چرا خدا را عبادت میکنی میگویم کنار عبادت بهشت و بستهشدن در جهنم به روی من است. حالا آنکه توحید تام دارد توحیدش خیلی کمتر از یکمیلیاردم ذره هم قاتی ندارد و براساس آن توحید تام میگوید ما عبدتک خوفا من نارک عبادت من نسبت به تو کاری به جهنم تو ندارد؛ جهنم میخواهد باشد یا نباشد برای من فرقی ندارد در دعای کمیل هم میگوید بر فرض که مرا به جهنم ببری من در جهنم هم همان حرکتی را میکنم که در دنیا کردهام. در دنیا چقدر با تو عشقبازی کردهام در جهنم هم همان کار را میکنم و میگویم این کنت یا ولی المؤمنین یا غایه آمال العارفین یا غیاث المستغیثین یا حبیب قلوب الصادقین و یا اله العالمین من آنجا هم وقتی از آتش جهنم میسوزم نه آه میکشم نه فریاد میزنم و نه دردی حس میکنم بلکه آنجا هم مدهوش تو هستم. بنابراین من تو را عبادت میکنم میخواهد جهنم باشد یا نباشد. این توحید تام است ولا طمعا فی جنتک من تو را عبادت میکنم میخواهد بهشت باشد یا نباشد. بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک من این را احساس واقعی کردهام که مخلوق باید عبادتکننده تو باشد. -مشتریان ویژۀ توحید تام پروردگارالبته مشتری خدا مثل امیرالمؤمنین ع خیلی کم است اگر چنین مشتریهایی هم باشد انبیا و فرزندانشان هستند؛ در بین زنان هم یک فرد اتم اکمل تام جامع صدیقه کبری س است. حالا حکومت دست ما باشد یا نباشد بندگی ما به حکومت ربطی ندارد که دست ما باشد یا نباشد. بندگی من به فدک ربطی ندارد که دست من باشد یا نباشد. هیچچیزی نمیتواند مرا در عبادت تو سست کند؛ نه غارت حق ما در روز روشن نه حق حکومت ما و نه حق اقتصاد ما. بردند که بردند خودشان قیامت جواب تو را میدهند من برای چه در غارتشدن حق حکومت و اقتصادم از عبادت دلسرد بشوم؟ عجیب است که این انسان تام اکمل جامع کامل بینظیر من الاولین و الآخرین به تعبیر پیغمبر ص اینطور که نقل میکنند اینگونه به امیرالمؤمنین ع وصیت میکند وقتی مرا دفن کردی کنار قبر من بیا و برای من قرآن بخوان. من گوش برزخیام باز است و از قرآن خواندن تو مدهوش میشوم. چه دلسردی چه سستی و چه ضعفی؟ -اقتدای
English