به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فارس یک مرد مسیحی به دین مبین اسلام مشرف شد و نام میکائیل بر خود گذاشت. … مسیحی به نام لارس امانوئل لیندول اهل کشور سوئد ساکن استکهلم به اتفاق عدهای از آقایان و خانمها با حضور در دفتر آیتالله طبرسی نماینده مقام معظم رهبری در مازندران علاقهمندی خود را به دین مقدس اسلام و مذهب حقه اثنی عشری اعلام کرد.وی پس از گفتگو و ذکر شهادتین و شهادت به ولایت امیرالمومنین ع نام میکائیل بر خود گذاشت.در همین روز دختر ساروی به نام سیده جمیله ـ م که وی هم ساکن استکهلم سوئد است و به دفتر نماینده ولی فقیه در استان آمده بود با رضایت پدر به عقد این مرد
541 مطلب یافت شد
نجات خانواده مسيحي از تصادف
مرد مسیحی که از این معجزه مبهوت شده بود پس از پیاده شدن با افراد خانوادهاش به سراغ افراد شیعه که در روستاهای اطراف است میرود و مذهب حقهی شیعه
هفت راهکار معصومین(علیهم السلام) برای برخورد با جاهلان
ایجاد نماید و او را به سوی اسلام بکشاند مرد مسیحی مسلمان شد. … خارج از دین اسلام را فراهم آورد کافی بود که انقلابی در روحیه ی مرد مسیحی … مسیحی گفت مادرت سیاه و و بی شرم و بدزبان بود. فرمود "اگر این نسبت ها که به مادرم می دهی راست است خداوند او را بیامرزد و از گناهانش بگذرد. و اگر دروغ است خداوند از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستی" مشاهده این همه حلم از مردی که قادر بود همه گونه موجبات آزار یک مرد
هدايت خدابرصاحبان عقل
گفت روزی در دادستانی قاهره مرد مسیحی با خانم خود آمد و دادخواست طلاق داد.گفتم چرا میخواهی این زن جوان را طلاق بدهی؟ گفت با بیگانه رابطه نامشروع … مرد و زن فراوانی شرکت داشتند همه هم عرب زبان بودند من نیز شرکت داشتم. دیدم شخصی کت و شلواری برای این جمعیت سخنرانی میکند. سخنرانی او را گوش دادم دیدم خیلی سخنرانی پرمغز و پر فایدهای است و مایه و مطلب زیادی دارد. دلم سوخت که چرا این شخص با این بیان و علم روحانی نیست. او کجا درس خوانده است؟از شخصی پرسیدم که ایشان کیست؟ گفت دادستان شهر قاهره بوده است.وقتی منبر را تمام کرد روضه خوبی خواند و پایین آمد. من با او ملاقات کردم.گفتم دادستان قاهره که باید سنی باشد چرا به این زیبایی به سبک شیعه سخنرانی کرد و روضه خواند؟ آن وقت جریان را خود او تعریف کرد.در شهر مصر افراد مسیحی
چهره ريباي پاكان
این عکس را که زده بودند در آن دفتر تا آن وقتی که ایشان خبر داشت بعدش را نمیدانم بیست و پنج نفر زن و مرد مسیحی در آلمان فقط با دیدن عکس ایشان
حسن معاشرت
علی علیه السلام با مردی مسیحی در جادهای که به کوفه منتهی میشد هم سفر شد مسیحی به حضرت گفت ای بنده خدا قصد کجا داری؟ حضرت فرمود کوفه چون مرد مسیحی … میکنم یعنی چند قدم هم سفر خود را بدرقه کردن تمام کردن حسن معاشرت است و این دستور پیامبر ماست مسیحی گفت راستی دستور رسول شماست؟ فرمود آری مرد مسیحی
توسل به اهلبیت(ع) برای توبه
مرد مسیحی که خسته بود در کنار بارها و کفشها خوابید. در عالم خواب دو چهره باعظمت را دید که روبروی همدیگر نشستهاند. … مردی از اهل بهشت است.علیبنسری عرض کرد آن مرد جز در آن ساعت از مذهب شیعه هیچ اطلاعی نداشت.فرمود چه چیز دیگری از او میخواهید؟ به خدا سوگند وارد بهشت شد. 3 همچنین در روزگار گذشته در یکی از کاروانهایی که از بصره به سمت کربلا حرکت میکرد. شخصی مسیحی
فریضه ای که مورد غفلت واقع شده!!
مرد مسیحی را دعوت به اسلام کرد و او مسلمان شد پیش از اذان صبح درب خانه او را کوبید و او را به مسجد برد و تا غروب او را در مسجد نگه داشت روز … را به او آموخت نمونه اش روایت مفصلی است از امام صادق علیه السلام که خلاصه اش این است که مردی مسیحی در همسایگی مرد مسلمانی قرار داشت همسایه مسلمان
حكومت اميرمؤمنان (ع)
فرمود دادگاه مرا محکوم شناخت بنابراین زره را تصاحب کن مرد مسیحی هنوز چند قدمی را دادگاه دور نشده بود که با خود اندیشید و گفت رئیس حکومت اسلامی … این قرار است امیرمؤمنان پس از پایان جنگ صفین زره جنگی خود را در دست یک مسیحی دید و از او به قاضی کوفه شریح شکایت کرد.شریح علی ع را کنار مرد مسیحی … نپذیرفتی در حالی که می دانی به فرمودهرسول خدا وی یکی از دو سرور جوانان بهشتی است و اشکالات دیگری که در کیفیت محاکمه پیش آمد ...سپس خطاب به مرد مسیحی
چهرۀ معنوی و ملکوتی ابیعبدالله(ع) در آیات قرآن
این مرد مسیحی هاجوواج مانده بود و نمیدانست چه خبر است او را گذاشتند و همه قافله به حرم رفتند. … اینجا عجیب است که حاجمیرزا حسین نمینویسد که خواب دید مرد مسیحی به قافله گفت وقتی شما رفتید دیدم آقایی با دو تا جوان آمدند. … مرد مسیحی ناله میزد میگفت چهکار کنم که در حرم بیایم؟ به او گفتند شیعه شو گفت شیعه میشوم.
نمونه هائى از عدالت و قسط در حكومت و روش اميرمؤمنان
این قرار است امیرمؤمنان پس از پایان جنگ صفین زره جنگی خود را در دست یک مسیحی دید و از او به قاضی کوفه شریح شکایت کرد.شریح علی ع را کنار مرد مسیحی … نپذیرفتی در حالی که می دانی به فرموده رسول خدا وی یکی از دو سرور جوانان بهشتی است و اشکالات دیگری که در کیفیت محاکمه پیش آمد ...سپس خطاب به مرد مسیحی … مرد کوردل را تحت تاثیر قرار داد ولی بر اثر کینه درونی اش به حضرت به خود جرات جسارت داد و گفت قاتله الله کافرا ما افقهه خداوند این کافر را نابود سازد چقدر دانا و فهمیده استیاران با شنیدن این جسارت و دیدن این سو ادب خواستند او را به هلاکت برسانند و به کیفر بی ادبی اش وی را از میان بردارند ولی امیرمؤمنان ع فرمود رویدا انما هو سب بسب اوعفو بذنب آرام بگیرید یا در جسارت کلامی اش به همان صورت به او پاسخ بدهید و یا از او گذشت کنید.قابل توجه است که این جسارت در زمانی نسبت به حضرت صورت گرفت که همه گونه امکانات مردمی و رزمی را در اختیار داشت و آزادانه هر کاری از دست او بر می آمد و با این که کیفر ناصب اعدام بود ولی نه این که او را اعدام نکرد بلکه مانع این شد که یارانش به وی تعرض کنندپس از تشکیل حکومت حکومت عادلانه اش شبی مشغول محاسبه بیت المال بود ناگاه عمروبن عاص وارد شد و برای مذاکراتی کنار امیرمؤمنان نشست چون حضرت از محاسبه فارغ شد چراغ مربوط به بیت المال را خاموش کرد و در بیرون حجره از مهتاب و نور ماه استفاده کرد. امام با این عملش به همه حاکمان و کارگزاران و عمال دولت ها درس امانت داری و چگونه استفاده کردن از بیت المال را داد و عملا اعلام کرد که حاکم و کارکنانش نباید از وسایل و ابزار اختصاصی دولت در بیرون از مشاغل اداری و ماموریتی استفاده شخصی کنند.ولی چه در داخل چه در خارج از کشورهای اسلامی ملاحظه می کنید که هرکس به دور از چشم قانون و مامور هر نوع استفاده ای را از امکانات دولتی و از اموال عمومی برای خود و خانواده و اقوامش مجاز می داند و در این زمینه هیچ دغدغه ای هم به خود راه نمی دهد.قنبر از عاشقان ولایت و سرسپرده امیرمؤمنان بود و افتخار خدمت گذاری اهل بیت را داشت و از نزدیک ترین یاران امام بود او از نزدیک زندگی بسیار محدود و پرمشقت مولایش را می دید و مشاهده می کرد که آن حضرت هرچه در اختیار دارد به دیگران از قبیل ایتام فقرا مستمندان و نیازمندان می دهد و چیزی برای خود نگاه نمی دارد به این خاطر روزی مقداری از اموال موجود را در خانه امیرمؤمنان پنهان کرد تا حضرت از آن استفاده کند امام هنگامی که از این مسئله آگاه شد فرمود ویحک یا قنبر لقد اجببت ان تدخل بیتی نارا عظیمه ای قنبر وای بر تو می خواستی آتش سنگینی را به درون خانه وارد کنی؟سپس او را در برابر این کار تنبیه کرد و اموال موجود را بین نیازمندان تقسیم فرمود.قنبر گفت ای امیرمؤمنان من دیدم هرچه هست همه را برای دیگران هزینه می کنی و چیزی برای خود و اهل بیتت باقی نمی گذاری لذا این مقدار اندک را برای بهره بردن خود و خانواده ات در خانه ات پنهان کردم. 1 در اوج حکومت امیرمؤمنان دادگاهی تشکیل شد که یکی از طرفین دعوا امام و آن دیگر شخصی مسیحی
نمونه هائى از عدالت و قسط در حكومت و روش اميرمؤمنان
این قرار است امیرمؤمنان پس از پایان جنگ صفین زره جنگی خود را در دست یک مسیحی دید و از او به قاضی کوفه شریح شکایت کرد.شریح علی ع را کنار مرد مسیحی … نپذیرفتی در حالی که می دانی به فرمودهرسول خدا وی یکی از دو سرور جوانان بهشتی است و اشکالات دیگری که در کیفیت محاکمه پیش آمد ...سپس خطاب به مرد مسیحی … مرد کوردل را تحت تاثیر قرار داد ولی بر اثر کینه درونی اش به حضرت به خود جرات جسارت داد و گفت قاتله الله کافرا ما افقهه خداوند این کافر را نابود سازد چقدر دانا و فهمیده استیاران با شنیدن این جسارت و دیدن این سو ادب خواستند او را به هلاکت برسانند و به کیفر بی ادبی اش وی را از میان بردارند ولی امیرمؤمنان ع فرمود رویدا انما هو سب بسب اوعفو بذنب 12 آرام بگیرید یا در جسارت کلامی اش به همان صورت به او پاسخ بدهید و یا از او گذشت کنید.قابل توجه است که این جسارت در زمانی نسبت به حضرت صورت گرفت که همه گونه امکانات مردمی و رزمی را در اختیار داشت و آزادانه هر کاری از دست او بر می آمد و با این که کیفر ناصب اعدام بود ولی نه این که او را اعدام نکرد بلکه مانع این شد که یارانش به وی تعرض کنندپس از تشکیل حکومت حکومت عادلانه اش شبی مشغول محاسبه بیت المال بود ناگاه عمروبن عاص وارد شد و برای مذاکراتی کنار امیرمؤمنان نشست چون حضرت از محاسبه فارغ شد چراغ مربوط به بیت المال را خاموش کرد و در بیرون حجره از مهتاب و نور ماه استفاده کرد. 13 امام با این عملش به همه حاکمان و کارگزاران و عمال دولت ها درس امانت داری و چگونه استفاده کردن از بیت المال را داد و عملا اعلام کرد که حاکم و کارکنانش نباید از وسایل و ابزار اختصاصی دولت در بیرون از مشاغل اداری و ماموریتی استفاده شخصی کنند.ولی چه در داخل چه در خارج از کشورهای اسلامی ملاحظه می کنید که هرکس به دور از چشم قانون و مامور هر نوع استفاده ای را از امکانات دولتی و از اموال عمومی برای خود و خانواده و اقوامش مجاز می داند و در این زمینه هیچ دغدغه ای هم به خود راه نمی دهد.قنبر از عاشقان ولایت و سرسپرده امیرمؤمنان بود و افتخار خدمت گذاری اهل بیت را داشت و از نزدیک ترین یاران امام بود او از نزدیک زندگی بسیار محدود و پرمشقت مولایش را می دید و مشاهده می کرد که آن حضرت هرچه در اختیار دارد به دیگران از قبیل ایتام فقرا مستمندان و نیازمندان می دهد و چیزی برای خود نگاه نمی دارد به این خاطر روزی مقداری از اموال موجود را در خانه امیرمؤمنان پنهان کرد تا حضرت از آن استفاده کند امام هنگامی که از این مسئله آگاه شد فرمود ویحک یا قنبر لقد اجببت ان تدخل بیتی نارا عظیمه ای قنبر وای بر تو می خواستی آتش سنگینی را به درون خانه وارد کنی؟سپس او را در برابر این کار تنبیه کرد و اموال موجود را بین نیازمندان تقسیم فرمود.قنبر گفت ای امیرمؤمنان من دیدم هرچه هست همه را برای دیگران هزینه می کنی و چیزی برای خود و اهل بیتت باقی نمی گذاری لذا این مقدار اندک را برای بهره بردن خود و خانواده ات در خانه ات پنهان کردم. 14 در اوج حکومت امیرمؤمنان دادگاهی تشکیل شد که یکی از طرفین دعوا امام و آن دیگر شخصی مسیحی
حكايتى از آيت اللّه بروجردى
ایشان میفرمودند تا جایی که من اطلاع پیدا کردم هفتاد مرد و زن مسیحی با دیدن عکس آیت الله العظمی بروجردی مسلمان شدند.
فجر دانش ها(ولادت امام محمد باقر علیه السلام )
سپس مرد مسیحی با گستاخی تمام به مادر امام علیه السلام اهانت کرد. … مرد مسیحی که گستاخی خود را تا به این حد و حلم امام را تا به این اندازه دید از امام عذر خواست و اسلام آورد.
حكومت اميرمؤمنان
این قرار است امیرمؤمنان پس از پایان جنگ صفین زره جنگی خود را در دست یک مسیحی دید و از او به قاضی کوفه شریح شکایت کرد.شریح علی ع را کنار مرد مسیحی … نپذیرفتی در حالی که می دانی به فرموده رسول خدا وی یکی از دو سرور جوانان بهشتی است و اشکالات دیگری که در کیفیت محاکمه پیش آمد ...سپس خطاب به مرد مسیحی … مرد کوردل را تحت تاثیر قرار داد ولی بر اثر کینه درونی اش به حضرت به خود جرات جسارت داد و گفت قاتله الله کافرا ما افقهه خداوند این کافر را نابود سازد چقدر دانا و فهمیده استیاران با شنیدن این جسارت و دیدن این سو ادب خواستند او را به هلاکت برسانند و به کیفر بی ادبی اش وی را از میان بردارند ولی امیرمؤمنان ع فرمود رویدا انما هو سب بسب اوعفو بذنب 12 آرام بگیرید یا در جسارت کلامی اش به همان صورت به او پاسخ بدهید و یا از او گذشت کنید.قابل توجه است که این جسارت در زمانی نسبت به حضرت صورت گرفت که همه گونه امکانات مردمی و رزمی را در اختیار داشت و آزادانه هر کاری از دست او بر می آمد و با این که کیفر ناصب اعدام بود ولی نه این که او را اعدام نکرد بلکه مانع این شد که یارانش به وی تعرض کنندپس از تشکیل حکومت حکومت عادلانه اش شبی مشغول محاسبه بیت المال بود ناگاه عمروبن عاص وارد شد و برای مذاکراتی کنار امیرمؤمنان نشست چون حضرت از محاسبه فارغ شد چراغ مربوط به بیت المال را خاموش کرد و در بیرون حجره از مهتاب و نور ماه استفاده کرد. 13 امام با این عملش به همه حاکمان و کارگزاران و عمال دولت ها درس امانت داری و چگونه استفاده کردن از بیت المال را داد و عملا اعلام کرد که حاکم و کارکنانش نباید از وسایل و ابزار اختصاصی دولت در بیرون از مشاغل اداری و ماموریتی استفاده شخصی کنند.ولی چه در داخل چه در خارج از کشورهای اسلامی ملاحظه می کنید که هرکس به دور از چشم قانون و مامور هر نوع استفاده ای را از امکانات دولتی و از اموال عمومی برای خود و خانواده و اقوامش مجاز می داند و در این زمینه هیچ دغدغه ای هم به خود راه نمی دهد.قنبر از عاشقان ولایت و سرسپرده امیرمؤمنان بود و افتخار خدمت گذاری اهل بیت را داشت و از نزدیک ترین یاران امام بود او از نزدیک زندگی بسیار محدود و پرمشقت مولایش را می دید و مشاهده می کرد که آن حضرت هرچه در اختیار دارد به دیگران از قبیل ایتام فقرا مستمندان و نیازمندان می دهد و چیزی برای خود نگاه نمی دارد به این خاطر روزی مقداری از اموال موجود را در خانه امیرمؤمنان پنهان کرد تا حضرت از آن استفاده کند امام هنگامی که از این مسئله آگاه شد فرمود ویحک یا قنبر لقد اجببت ان تدخل بیتی نارا عظیمه ای قنبر وای بر تو می خواستی آتش سنگینی را به درون خانه وارد کنی؟سپس او را در برابر این کار تنبیه کرد و اموال موجود را بین نیازمندان تقسیم فرمود.قنبر گفت ای امیرمؤمنان من دیدم هرچه هست همه را برای دیگران هزینه می کنی و چیزی برای خود و اهل بیتت باقی نمی گذاری لذا این مقدار اندک را برای بهره بردن خود و خانواده ات در خانه ات پنهان کردم. 14 در اوج حکومت امیرمؤمنان دادگاهی تشکیل شد که یکی از طرفین دعوا امام و آن دیگر شخصی مسیحی
امام صادق (ع) را بهتر بشناسيم (2)
من گفتم این مرد مسیحی بود آیا به مسیحی هم کمک میکنی؟ فرمود در چنین حالتی آری. … مرد. چون کودکش مریض شده بود غمگین بود و چون کودک درگذشت اندوه را به کناری نهاد و به جمع یاران پیوست. پرسیدند تا کودک بیمار بود غمگین بودی و چون درگذشت غم از چهره زدودی ؟ فرمود ماخاندانی هستیم که پیش از وقوع مصیبت اندوهگین میشویم و چون فرمان حق در رسد به قضا رضا میدهیم و تسلیم فرمان حق هستیم. در فراق از دست دادن یاران و خویشاوندان اشک میریخت ولی پیوسته راست قامتبود. در شهادت عمویش زید بن علی بن الحسین ع گریست. در گرفتاری شکنجهها و شهادت عموزادگانش گریست ولی همچنان پایدار ایستاد.تواضعامام ع با همه شرافت نسب و جلالت قدر و برتری دانشی که داشت بسیار متواضع بود و در میان مردم چون یکی از آنان بود. به دستخویش خرما وزن میکرد. باغ خود را بیل میزد; آبیاری میکرد. چهارپا سوار میشد. و اجازه نمیداد حمام را برایش قرق کنند. چون بندگان بر زمین مینشست و غذا میخورد. و خود از میهمانانش پذیرایی میکرد. روزی برای دلجویی و دیدار به منزل یکی از بنیهاشم میرفت که کفشش پاره شد. کفش پاره را به دست گرفت و با یک پای برهنه تا مقصد رفت. یتیمان را نوازش و سرپرستی میکرد.صله رحمبرخورد خوب در برابر رفتار بد و مهربانی در مقابل خشونت معیار رفتارش بود. او میکوشید کینهها را از دلها بشوید و پیوندهای بریده را دو باره برقرار سازد. از جمله سجایای اخلاقی امام ع این بود که از خطاکار در میگذشت و پیوندش را با کسی که از او بریده بود بر قرار میکرد. آنگاه که بین آن حضرت و عبد الله بن الحسن نوه امام حسن ع مشاجرهای در گرفت; عبد الله با آن حضرت درشتی کرد. وقتی دوباره یکدیگر را دیدند امام حال عبد الله را پرسید. وی خشمگینانه گفت خوبم . امام فرمود آیا نشنیدهای که صله رحم حسابرسی قیامت را سبک میکند. به گاه مرگ وصیت کرد تا به حسن افطس پسر عموی آن حضرت که به قصد کشتن امام ع به ایشان حمله کرده بود هفتاد دینار بدهند.کمک مالی برای برقراری صلح و آرامشاو تنها برای بر قراری پیوند و محبتبین خود و خویشاوندانش تلاش و از خود گذشتگی نمیکرد بلکه برای برقراری دوستی بین دیگر مردم بویژه شیعیانش نیز میکوشید. از مال خویش مبلغی به یارانش داده بود تا هرگاه پیروانش با هم به نزاع برخیزند به آنها بدهند و بینشان آشتی برقرار سازند.همدردی با مردمنه تنها خود را در غم و شادی نزدیکان و یاران و پیروانش شریک میدانست بلکه با تمام مردم همدردی میکرد. وقتی در مدینه نرخها بالا رفته بود به وکیل خرجش فرمان داد تا مواد غذایی موجود را بفروشد و مانند سایر مردم روزانه غذا تهیه کند. معتب میگوید چون در مدینه نرخها بالا رفت امام به من فرمود چقدر مواد غذایی داریم؟ گفتم چند ماهی را کفایت میکند. فرمود آنها را بفروش. گفتم مواد غذایی در مدینه نایاب است. فرمود آن را بفروش و بعد مانند مردم هر روز مواد غذایی خریداری کن. ای معتب نیمی از خوراک خانوادهام را گندم قرار بده و نیمی را جو; خدا میداند من میتوانم به آنها نان گندم بدهم ولی دوست دارم خداوند ببیند که برای اداره زندگیام خوب برنامهریزی کردهام. نه تنها دستگیر خویشاوندان شیعیان و عموم مسلمانان بود; بلکه نیازمندان غیر مسلمان را نیز کمک میکرد. معتب میگوید بین مکه و مدینه همراه امام بودم. به مردی برخوردیم که خود را زیر درختی انداخته بود امام فرمود به طرف او برویم میترسم تشنگی وی را از پای درآورده باشد. راهمان را کج کردیم و به سوی او رفتیم; مردی مسیحی
انسان کامل، مطلعالفجر نور الهی
کنار اثاثها نشست و آنها به حرم رفتند زیارتشان هم طول کشید و این مرد مسیحی خوابش برد در خواب دید که سه نفر از در صحن بیرون آمدند. … مسیحی دیگری در بغداد معامله تجارتی داشت. تاجر بغدادی به او نامه نوشت و گفت بصره برای کارهای تجارتی تو کوچک است اگر میخواهی بازار گسترده تجارتی پیدا کنی زندگیات را بار کن و به بغداد بیا. این تاجر هم وسایل خودش را بار کرد و رفت؛ در راه به دزدان قافلهزن برخورد و کل اموالش را بردند. این تاجر ندار تهیدست و سرمایه ازدستداده تا حله آمد و در حله مهمان کسی شد تا آمادگی پیدا کند و پیش آن رفیق تاجرش در بغداد برود و او مشکلش را حل کند. روزی در آنجا صدای ناله و گریه و یا حسین شنید به صاحبخانه گفت چه خبر است؟ گفت اینها کاروان کوچکی هستند که هر سال در این وقت به کربلا میروند. دلش لرزید و گفت من را همراه این کاروان کن تا مرا هم ببرند. صاحبخانه به اهالی کاروان گفت این مرد … مرد و زن فقط در این جلسه شرکت داریم؛ اما امام معصوم میفرمایند وقتی برای ابیعبدالله ع جلسه تشکیل میشود فرشتگان نازل میشوند و با تمام مستمعین در تماس هستند؛ آنها هم میشنوند و هم گریه میکنند. ما کیفیت گریه ملائکه را نمیدانیم ولی وقتی به عوالم بالا برمیگردند ملائکه دیگر میگویند عوض شدهاید اینها میپرسند چگونه شدهایم؟ میگویند نورانی شدهاید؛ کجا بودید؟ این ملائکه میگویند ما در جلسه ابیعبدالله ع بودیم. چه لطف خاصی به همه ما شده است ملائکه به پروردگار میگویند به ما هم اجازه بده که برویم؛ خطاب میرسد جلسه تمام شده روضهشان را خواندهاند گریه کردهاند و رفتهاند؛ ولی برای اینکه محروم نباشید نازل شوید و به آن مجلس بروید. فعلا هیچکس در آن مجلس نیست اما خودتان را به در و دیوار آنجا بمالید. -روضهخوانی بر امام حسین ع راهگشای روز قیامتگفت شما راه نداری چون وسیله نداری به یکی از افراد محشر که به اوضاع وارد بود گفتم چهکار کنم که مرا راه بدهند؟ گفت همین الآن روی زمین بنشین و یک روضه برای ابیعبدالله ع بخوان هم گریه کن و هم بگریان. من نشستم و در عالم مکاشفه روضه خواندم گریه کردم و اطرافیانم هم گریه کردند. بعد بلند شدم و رفتم از آن در وارد شوم و دیدم که هیچکس جلوی مرا نگرفت. ابیعبدالله ع کرم بینهایت و رحمت واسعۀ الهی و بالحسین تسعدون و به تشبثون مردم ابیعبدالله ع کرم بینهایت و رحمت واسعه الهی است. این در تا روز قیامت به روی همه باز است و حضرت حسین ع هر کسی را قبول میکند؛ یعنی کسی که بهطرفش حرکت میکند محال است که او را رد کند. از روز عاشورای اول تا امروز ابیعبدالله ع میلیونها گنهکار پلید معصیتکار مجرم و انسان بیرابطه با خدا را پذیرفته و به او نور روح و فکر داده و او را آماده کرده تا عبدالله بشود. این قطعه را هم بشنوید که چقدر جالب است و چقدر برای شما دلخوشی میآورد یک مسیحی
درس تفسیر نهج البلاغه (خطبة 234) ـ جلسه هشتاد و سوم
سالش میشود بشدت مورد تجاوز کشیشان قرار میگیرد این هم یکی از محبتهای مسیحیت این که گاهی میگوئیم در شهرمان کلیساهای مسیحیی برپا شده و زن و مرد مسیحی
شیوههای مبارزه امام رضا(ع) با افکار منحرف چگونه بود؟
با کسی بحث کنم که به کتابی استدلال میکند که من آنرا قبول ندارم و به گفتار پیامبری احتجاج میکند که من به او ایمان ندارم؟ و حضرت فرمود ای مرد مسیحی
وقتى حكومت از تشيع من با خبر شد، مرا از اداره بيرون كرد
به دیدارش مشتاق شدم از داستانی که بخاطر قبول مکتب اهلبیت که تنها مکتب حق در همه جهان است برایش پیش آمده پرسیدم؟ پاسخ داد روزی مرد و زن جوانی مسیحی … اولا طلاق در آن نیست و زن یا مرد تا آخر عمر باید بسوزند و بسازند ثانیا وقتی مرد علاقهمند به جدائی شد میتواند با تهمت زدن به زن از زن جدا شود گفت مکتب شما اهل سنت غیر منطقیتر است زیرا اثبات تهمت به زن مسیحی
English