عشق و محبتشان بزنند. اینها خیلی عجیب عاشق و معشوقشناس بودند.-عشق و عاشقی … و عشق تو کمند لطف ماست ××××××××××× زیر هر یا رب تو لبیکهاستیعنی در هر یا رب تو لبیک ماست و اگر من این لبیک را مقدم قرار ندهم یا رب هم در کار نمیآید. من اول لبیک میگویم بعد تو یا رب میگویی؛ تو فکر میکنی که اول تو میگویی؟ خدا را بشناسید حکایتی شنیدنی از رحمت بینهایت الهیکتابی هست که حدود سیصد صفحه است نمیدانم الآن در بازار پیدا میشود یا نه برای پانصد سال پیش است. نویسندهاش از بس آدم خالصی بوده اسمش را ننوشته است؛ ولی اینقدر گشتهاند مخصوصا یکی از دوستان من که در کتابهای حکما عرفا و فلاسفه الهی بود و ازدنیا رفته او اینقدر کار رو زیرورو کرد و این کتاب را هم چاپ کرد. نزدیک دویست کتاب از دانشمندان بزرگ چاپ کرده و خودش هم سه چهارتا کتاب نوشته است. وی بالاخره نویسنده این کتاب را پیدا کرد؛ این نویسنده همزمان با ملامحسن فیض کاشانی بوده اما معلوم نیست که چه کسی است من این کتاب را خیلی دوست دارم و در این صد جلد کتابی هم که نوشتهام مخصوصا در شرح دعای کمیلم در مسائل مربوط به محبت الهی از این کتاب استفاده کردهام. ایشان نوشته است مرد بتپرست و محاسن سفیدی که حدود هشتاد سال داشت برنامه هر شبش این بود که روبهروی بتش بنشیند مثل ما که ذکر خدا میگوییم او هم ذکر بت بگیرد و بگوید یا صنم یا صنم یا صنم . او فکر میکرد که این دو سهتا گاوی که دارد این خانه و زندگی که دارد عطای این بت است؛ قرآن مجید میگوید چه کاری از دست بت جماد برمیآید؟ عقل شما کجاست؟ ولی او فکر میکرد که بت این زندگی را میچرخاند روایت نقل میکند یکی از شبها تعدادی از ملائکه زمین را نگاه میکردند داخل خانه این بتپرست را نگاه کردند که زانو زده و با حال میگوید یا صنم یا صنم یا صنم . وقتی ذکر گفتنش زیاد شد زبانش چرخید و گفت یا صمد ملائکه شنیدند که پروردگار فرمود لبیک . چه خدای مهربانی فرشتگان گفتند خدایا هشتاد سال یا صنم گفته حالا یک شب آنهم اشتباهی و نه از روی قصد گفته یا صمد چرا جوابش را دادی؟ خطاب رسید این بت هفتاد سال جوابش را نداده یک بار اسم مرا برد اگر من هم جوابش را ندهم با این بتش چه فرقی میکنم؟ فرق من با بت در این است که من به همهچیز بندهام نظر دارم ولو اسم مرا به اشتباه ببرد من ناامیدش نمیکنم او را برنمیگردانم و به او نمیگویم. بعد هم میگوید که همین یک یا صمد اشتباهی و همین لبیک برای او کار کرد و در آن روزگار خودش مسلمان شد. از بس نام الهی برکت و نور دارد که اگر گاهی زبان آدم به غلط بگردد و بهجای یا صنم بگوید یا صمد در زندگیاش اثر میگذارد. امکانناپذیر بودن مباحث رحمت الهی برای همههمه اینها مقدمه بود که به شما برادران و خواهران و هر کس که این مجلس را میشنود این نکته را عرض کنم که بحث در رحمت الهی برای احدی امکان ندارد حتی برای انبیا هم امکان نداشت تنها کاری که ما میتوانیم بکنیم این است آب دریا را اگر نتوان کشید ××××××× هم بهقدر تشنگی باید چشیدمگر شما میتوانی یک لیوان برداری و کنار دریای عمان یا خزر بروی و بگویی میخواهم آب دریا را تا ته بخورم؟ -راه عاشقی
278 مطلب یافت شد
ثمره شهوت حيوانى
را یا در فرار از خانواده برای همیشه میدانم یا خودکشی و آن این که با دختر یکی از نزدیکانم به معاشرت تنگاتنگ برخاستم و نتیجه این معاشرت به عشق و عاشقی … کشید این عشق و عاشقی شهوانی مرا در کاری که نباید در آن قرار میگرفتم قرار داد و آن زناست من الآن محصلم و بسیار جوان او هم در سنین پانزده
ثمره شهوترانى
را یا در فرار از خانواده برای همیشه میدانم یا خودکشی و آن این که با دختر یکی از نزدیکانم به معاشرت تنگاتنگ برخاستم و نتیجه این معاشرت به عشق و عاشقی … کشید این عشق و عاشقی شهوانی مرا در کاری که نباید در آن قرار میگرفتم قرار داد و آن زناستمن الآن محصلم و بسیار جوان او هم در سنین پانزده
ارتباط عاشق و معشوق
واذا جعلته همه و لذته فی ذکری عشقنی و عشقته زمانی که من عاشق بندهام میشوم او هم عاشق من میشود در تبادل عشق و عاشقی چه پیش خواهد آمد. … ببینید در این عشق و عاشقی چه اتفاقاتی خواهد افتاد. واذا عشقته لایسهی اذا سهی الناس دیگر حقایق و برنامههای الهی را فراموش نمیکند.
رابطه معنويت قلب با كعبه
الله.کعبه محوری است که باید انسان با گردش به دور آن محور از تمام رذایل بیرون آمده و به تمام حسنات آراسته گردد.کعبه خانه عبادت و بندگی و مرکز عشق و عاشقی
رابطه معنويت قلب با كعبه
الله.کعبه محوری است که باید انسان با گردش به دور آن محور از تمام رذایل بیرون آمده و به تمام حسنات آراسته گردد.کعبه خانه عبادت و بندگی و مرکز عشق و عاشقی
سختگيرى در مسئله ازدواج
است.گاهی جلوگیری از ازدواج برای پسران و دختران دردسر آفریده و آنان را به امراض مختلفی دچار کرده است.گاهی ولع به ازدواج و از طرفی موانع راه آن عشق و عاشقی
لباس احرام
چه کانونهای گرمی از خانواده ها به خاطر عشق و عاشقی که لباس در آن مدخلیت مهمی داشته برباد نرفته است .
حج يا معراج ملكوتى
که سازند آگه از اسرار پنهانش خوشا چاهی که بیرون آید از وی ماه کنعانشخوشا قلبی که پاک از کینه و کبر و نفاق آید خوشا عقلی که عشق آرد بکوی دوست مهمانش خوشا بزمی که آنجا درس عشق و عاشقی
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
عشق و مستی در دست . به میانه ماه خدا نزدیک شدهایم . نوای رحمت ایزدی به گوش میرسد . در قلب زمان اعظم ملائکه آسمان بر زمین میآیند تا بالهایشان را فرش پای ملکوتیان کنند . آمدند تا تو را بخرند . آیند تا تو را نزد آن معبودی ببرند که خریدار هر یوسف بد سرشت است . لیالی قدر در انتظارند تا فانوس عشق و عاشقی … و رحمت را میگستراند دلبری میکند تا تو را که عاشقی و مجنون ناز او را بخری . آمدهام به کوی تو گر تو کنی نگاه من ناز خرج ز روی تو گر تو دهی شفای من و آنجاست که این عبد سراپا تقصیر روی به سوی حقیقت عالم میکند و منشور آیندهای مبهم را از دست مولامان حجه بن الحسن عج بر میگیرد . خدایا چه میشود ما را این شب پر از رحمت و برکت اما رسم مجنون شدن را نمیداینم نمیدانیم که اگر لیلای عالم کاسه گدایی تو را میشکند . تو را دوست دارد و در انتظار یک نگاه پر از نیاز توست . شب قدر آمده است تا تویی که خسته عالم دنیایی خسته بندگی تن شدهای . چنگ در ریسمان معنویت زنی و قرآن را که سرچشمه معنویات عالم استبا زبان اشک بیارازی با زبانی که تحفه قدح بار است با زبانی که کیمیای جلای دل است . آن محبوبهای که شنزار گونههای عاشقان را آبیاری میکند تا نهال خوف و رجا در آن برویاند . شبنمی که اگر لیلای مجنون گوشه چشمی نیم نگاهی بر آن کند همه گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان باشد آمرزیده میشود . آری باید این اشکها را تحفه قدم او کرد . لطیفا حال که در رحمتت را به روی ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشودهای و حال که من ناچیز قلب رمضان را که با شستن خون در رگها جاری میکند در آغوش خود میفشارم . چگونه میشود این عاشقی که در دام بلای دوست گرفتار استبه خود واگذاری؟ چگونه میشود آن حال و هوای شبهای قدر را از من بستانی تا در این بحر فانی دست و پا زنم . . . چگونه؟ ای الهه ناز با همه نیاز به درگاه تو آمدهام تا قلم عفو بر در دریای گناهانم بکشی که که با دیدگانی پاک به زیارت آقا حجه بن الحسن عج برسم . ای محرم راز با دل پر سوز و گداز آمدهام تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتم را بیابم که مگر سالک راه تو شوم . ای خدای بی نیاز با عطش و عشق
عشق به خدا
و تاب عشق سرشتند خاک ما8عشق, میلی است درونی که ریشه در فطرت دارد. خمیرمایه آفرینش انسان بلکه هر موجودی حتی جمادات که به ظاهر حیاتی برای آنان متصور نیست, با عشق سرشته شده است. عشق جذبه ای است از نوع محبت که انسان را از حال عادی خارج می کند, اما هر محبتی ملازم با عشق نیست.عشق از عشقه اخذ شده که در فارسی به آن پیچک می گویند. این گیاه به هر چیزی برسد دور آن می پیچد و رفته رفته آن را در احاطه خود درمی آورد.نشانه عشق و عاشقی … و کسی جز او را نبیند. هر کسی چنین نیست, عاشق نیست.9حافظ می گوید نشوی واقف یک نقطه ز اسرار وجودتا نه سرگشته شوی دایره امکان راآتش عشق را چه می افروزد؟عشق یک میل درونی است که برای ظهور و فعلیت یافتن, مانند همه امیال درونی نیازمند فضایی مناسب است تا پرورش یابد و شکوفه و گل دهد.اگرچه عشق ریشه در آفرینش انسان دارد, لیکن تجلی و ظهور آن وابسته به میزان شناختی است که عاشق از کمال معشوق دارد. پس شدت عشق, و زیاد و کم شدن شعله آتش درون سوز عشاق به دو عامل بستگی دارد 1. میزان کمال که در معشوق نهفته است و جلوه هایی که از آن بروز می کند;2. ظرفیت فکری عاشق و میزان شناختی که از معشوق و تجلیات او دارد.بنابراین نخستین گام در شعله ور شدن آتش عشق, داشتن شناخت درست از کمال و جلوه های معشوق است. تحصیل شناخت خدا, برای اکثر افراد بدون خودشناسی و شناخت تجلیات خدا میسر نیست.10 از این رو خودآگاهی و خودشناسی, برترین شناخت ها دانسته شده است.علی ع می فرماید افضل المعرفه, معرفه الانسان نفسه;11 برترین آگاهی و معرفت آن است که انسان نفس خود را بشناسد . علامت این که انسان, خودآگاه گشته و خود را شناخته, خداشناسی او است که پیامبر ص فرمود اعرفکم بنفسه, اعرفکم بربه;12 داناترین شما در خودشناسی, خداشناس ترین شما است. تو که از نفس خود زبون باشیعارف کردگار چون باشی؟ای شده در نهاد خود عاجزکی شناسی خدای را؟ هرگزتجلی عشقعاشقی را قابلیت لازم استطالب حق را حقیقت لازم استعشق از معشوق اول سرزندتا به عاشق جلوه دیگر دهدتا به حدی که برد هستی از اوسرزند صد شورش و مستی از او درست است که اولین گام در روشن شدن آتش عشق, شناخت خویشتن و توجه به کمال معشوق است, لیکن با شوق یک طرفه, عشق حقیقی یعنی معاشقه محقق نمی گردد. عشق و معاشقه حقیقی آن گاه آغاز می شود که معشوق با نگاه محبت آمیزش, رضایت و خشنودی خویش را از عاشق و گفتار و رفتار او ابراز دارد; به بیان دیگر, عاشقی … و گفتار عاشق ملاحظه کرد,نگاه مهرآمیزش را نثار او می کند.بنابراین, گام دوم برای تحقق عشق, سیر و حرکت عملی به سوی خدا و جلب رضایت او است و رضایت و خشنودی حق تعالی بدون نماز و طاعت و عبادت او و ترک معصیت و توبه از همه گناهان و تهذیب و تخلیه نفس از صفات رذیله و ناپسند محقق نمی گردد. قرآن می گوید خدا آنان را که پیوسته به درگاهش توبه و انابه کنند, دوست می دارد چنانکه پاکان دور از هر آلایش و ناآلوده به گناه را دوست می دارد. اولین گام عملی بعد از معرفت برای عاشق خدا شدن, توبه است; یعنی رها شدن از اسارت هوای نفس و خارج گشتن از خودپرستی و بت پرستی کهن و مدرن و سکنی گزیدن در مسیر راه معشوق. راه و رمز عاشق, عبودیت و بندگی و تسلیم و خضوع است. از این رو در تشهد نماز ابتدا شهادت به بندگی و عبودیت پیامبر می دهیم, سپس ایمان خویش را به رسالتش ابراز می داریم و می گوییم واشهد ان محمدا عبده ورسوله . آیا سخنان شیطان را در قرآن نخوانده ای که گفت خدایا به عزتت سوگند که همه انسان ها را گمراه خواهم کرد, مگر بندگانت را که از جمله آنان مخلصان هستند.عبد خدا که شیطان توانایی فریب او را ندارد کسی است که از شیطان فرمان نمی برد, عاشقی
جریان سازان اصلی واقعه عاشورا
تجلی عشق و عاشقی و عطش واقعی وصل محبوب است.
مگر یک دختر سه ساله چقدر تحمل دارد؟
در مقابل باطل با همه قامتش می ایستد و درس عبرت آموزی برای بیداران کل عالم می آفریند.عاشورا آفرینش حیات طیبه به دست حسین بن علی است .تجلی عشق و عاشقی
برای تقویت عشق الهی باید چه کنیم؟
پیش از آن که راه و رسم عاشقی را بیان کنیم. لازم است عشق … و عشق آنان به عالی ترین درجه ممکن رسیده است به گونه ای که نه احدی از پیشینیان بر آنان سبقیت جسته و نه کسی از آیندگان به گرد آنان می رسد .در منابع شیعی شاید نتوان مورد دیگری پیدا کرد که این واژه به کار رفته باشد.اما بحث بر سر لفظ عشق نیست بلکه مفهوم و معنای حقیقی عشق مورد نظر است که این مفهوم با عبارات مختلف و الفاظی مانند حب و محبت بیان شده است مثلا جمله ای که حضرت سیدالشهدا و سالار عشاق در دعای عرفه بیان می دارد و به معشوق خویش چنین می گوید خدایا همین افتخار مرا بس است که بنده کوی تو باشم .مفهوم عشق و عاشقی … و ویژگیهای عاشق حقیقی را بشناسیم.اگر چه واژه عشق در معارف اسلامی با همین لفظ و حروف ع . ش . ق کاربرد زیادی ندارد و ما به بیش از سه مورد دست نیافتیم.یک مورد برای عبادت به کار رفته است. مرحوم کلینی ره در اصول کافی از امام صادق ع نقل می کند افضل الناس من عشق العباده و عانقها؛ برترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد و ملازم آن باشد .مورد دیگر برای جناب سلمان فارسی ره مشاهده می شودکه پیامبر اکرم ص فرمود بهشت بیشتر به سلمان عشق می ورزد تا سلمان به بهشت .مورد سوم حدیثی است از امیرالمؤمنین ع به نقل از امام باقر ع در مورد اباعبدالله الحسین ع و شهدای کربلا. روایت چنین است علی ع بامردم کوفه عازم صفین بودند نزدیک کربلا که رسیدند حضرت از یاران خودش جلو افتاد. وقتی به مکانی به نام مقدخان رسیدند چند بار آن جا را دور زد و طواف کرد و فرمود این جا مکانی است که دویست پیامبر خدا ص و دویست نفر از اولاد پیامبران را به ناحق کشته اند که همه آنان جزو شهدا هستند سپس به واقعه عاشورا اشاره کرد و فرمود اینجا استراحتگاه اسب ها و مرکب های شهیدان عاشقی
تجلی جمال حضرت مهدی(عج) در آیینه شعر فارسی
معشوق بر عاشق قیامت میکندشیعه را قسمت بود در عهد او عمر دوبارمعنی رجعت همین باشد به پیش شیعیانگر مخالف منکر رجعت بود باکی مداراز تشیع غیر عشق و عاشقی
چگونه امام موسی کاظم (ع) که همیشه در زندان بودند، این همه فرزند داشتند؟
قاسم بن حسن علیه السلام است به اثبات نمیرسد که با ازدواج با جعده که قاتلش شد نفی گردد.سوم حتی ازدواجهای ما نیز تماما بر اساس انتخاب یا عشق و عاشقی
تفاوتهای زن و مرد در نگاه اسلام
و کشش به طرف شخص دیگر میشود احساس مرموزی را به نام عشق به وجود میآورد. دکتر جان گری زنان مردان روابط ص54 اسلام برای حفظ این تفاوتها اهمیت فوق العاده ای قائل است لذا چه در صفات و چه در هیئت ظاهری زنان و مردان را از شبیه شدن به یکدیگر پرهیز می دهد. عن ابی عبدالله علیه السلام قال لعن رسول الله صلی الله علیه و آله المتشبهین من الرجال بالنسا و المتشبهات من النسا بالرجال. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال 267 امام صادق علیه السلام فرمود پیامبر خدا ص مردانی را که خود را شبیه زنان سازند و زنانی که خود را شبیه مردان سازند لعنت نمود.امام صادق علیه السلام فرمود پیامبر خدا ص مردانی را که خود را شبیه زنان سازند و زنانی که خود را شبیه مردان سازند لعنت نمود.حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه صفاتی را ذکر می کنند و می فرمایند این صفات برای زنان بهترین صفاتند و برای مردان بدترین صفات. نهج البلاغه حکمت234 یعنی تفاوتهای زن و مرد در صفت و خلق و خو نیز باید مورد توجه و مراقبت قرار گیرد.همه تفاوتهایی که زن و مرد در احکام و مسائل اجتماعی دارند نیز شاهد مثال دیگری است که اسلام ملاحظه تفاوتهای زن و مرد را نموده و تفاوتها را در جهت بهتر نمودن ارتباطات سالم بین زن و مرد رهبری کرده است . مردان و حفظ تفاوتهامردها هرچه در صفات مردانه قوی تر باشند نزد زنان محبوبترند. شجاعت صلابت و قاطعیت از مهمترین صفات مردانه هستند که هر مردی را زیبا و دوست داشتنی می کنند. در روانشناسی زنها معروف است که زنان به سربازان و مردان نیرومند جنگی بسیار علاقمندند. اما امروزه تبلیغات غلط و تربیتهای تلویزیونی از قدرت جرئت و هیبت مردان بسیار کم کرده است لذا عشق چیز دست نایافتنی شده است.زنان هر چقدر هم که مایل باشند که همسرانشان را تحت امر خود در آورند باز هم در محیط عشق عاشق مردانی خواهند شد که قوی و مسلط باشند و تحت سلطه زنان قرار نگیرند. امام علی علیه السلام در این خصوص به مردان توصیه می کند که از خلوت طولانی با زنان بپرهیزند تا زنان را از خود خسته و یا خود را از زنان خسته و دلزده نکنند و با خودداری در نظر زنان مقتدر جلوه کنند نه اینکه آنقدر با زنان معاشرت کنند تا در نظر زنان ضعیف جلوه کنند و برای حفظ اقتدار خود مجبور به تظاهر قدرت شوند ولی زنان ایشان را ضعیف فرض کنند. تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله ص 87 امروزه محیط کاری بسیاری از مردان به شکلی است که معاشرت و اختلاط زن و مرد را زیاد می کند. گپ و گفتگوهای تفریحی با زنان در محیطهای اداری و سازمانی علاوه بر آنکه ارباب رجوع را خسته و عصبی می سازد و بازده کاری را پایین می آورد اخلاق مردان را ضعیف ساخته و از صلابت مردانه شان کاسته است. این رفتارها علاوه بر آن که توفیق اعمال صالح و مخصوصا توبه را کم و یا سلب می نماید اخلاق زن و مرد را روز به روز به هم نزدیکتر می سازد و از جذابیتهای زنان نزد مردان و هیبت مردان نزد زنان می کاهد و عشق و عاشقی
بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟!
و الله لااعطیکم بیدی اعطا الذلیل و لاافر فرار العبید و در پایانگناه امام حسین علیه السلام این بود که عاشق و دل باخته ی خدا بودتا مرد به تیغ عشق بی سر نشود اندر ره عشق و عاشقی
کند و کاوی در ابعاد عشق
ارشاد القلوب بیروت موسسه الاعلمی للمطبوعات چاپ چهارم 1398ق ص161 حدیث 898.78 ـ عراقی.79 ـ الاسفار الاربعه همان ج7 ص184 و دامادی سیدمحمد شرح عشق و عاشقی … و قدمتی به بلندای حیات بشری داشته است واژه عشق می باشد؛ اما باید توجه داشت انسان به دلیل محتوا و مفاد این کلمه دل انگیز با آن همدم گشته و تا حد پرستش پیش رفته است. علی رغم کنکاش در باره این حقیقت نشاط آور هنوز بسیاری از ابعاد پیچیده و تو در توی آن برای قشر چشمگیری از جامعه مبهم مانده و گاه به بی راهه رفته و از ماهیت اصلی و اصیل خویش دور گشته است. تلاش نگارنده سطور بر آن است تا پاره ای از این ابعاد را با استمداد از آیات روایات و سخنان حکما عشق بازخوانی کند و در این راه لغزان تنها امیدش همراهی خوانندگان تا پایان نوشتار حاضر است. 1ـ معنای عشق عشق از نظر واژه شناسی به معنای میل مفرط است. این کلمه مشتق از عشقه بوده و عشقه گیاهی است که هر گاه به دور درخت می پیچد آب آن را می خورد؛ در نتیجه درخت زرد شده کم کم می خشکد. 1 اما در اصطلاح عشق عبارت است از محبت شدید و قوی و به عبارت دیگر عشق مرتبه عالی و اعلای محبت است. 2 ولی حقیقت آن است که تعریف حقیقی این واژه ممکن نیست؛ به گفته حکیم عشق محی الدین ابن عربی هر کس عشق را تعریف کند آن را نشناخته و کسی که از جام آن جرعه ای نچشیده باشد آن را نشناخته و کسی که گوید من از آن جام سیراب شدم آن را نشناخته که عشق شرابی است که کسی را سیراب نکند. 3 شاید به همین دلیل است که نخستین عارفان واژه عشق را به کار نمی بردند؛ زیرا از عشق زمینی و جسمانی هراس داشتند و از این رو؛ بیشتر از محبت یاد می کردند. 4 و عطار چه زیبا سروده است پرسی تو ز من که عاشقی … و او را به خدا می رساند یعنی عشق حقیقی و عرفانی. 8ـ نشانه های عشق حقیقی از مجموع آیات و روایات و سخن عارفان واصل می توان نشانه هایی برای عشق حقیقی شمارش کرد دانستن این علایم آدمی را قادر می سازد تا عشق خویش را ارزیابی کرده و دریابد تا چه اندازه در جاذبه این عشق قرار دارد؟ گفتنی اینکه از آنجا که عشق حقیقی دو طرفه است چنان که قرآن نیز بدان تصریح کرده است 48 یعنی در قبال عشق انسان به خداوند خداوند متعال نیز به انسانی که عشق حقیقی و راستین دارد عشق می ورزد نگارنده نشانه های عشق حقیقی را در دو قسمت عشق انسان به خدا و عشق خداوند به انسان شمارش می کند. 1ـ8ـ نشانه های عشق انسان به خدا 1ـ1ـ8ـ ترجیح دادن خداوند بر همه محبوبهای دیگر 49 عاشقان را شادمانی و غم اوستدستمزد و اجرت خدمت هم اوستغیر معشوق ار تماشایی بودعشق نبود هرزه سودایی بودعشق آن شعله ست کاو چون برفروختهر چه جز معشوق باقی جمله سوختتیغ لا در قتل غیر حق برانددر نگر زان پس که بعد لا چه ماندماند الا الله باقی جمله رفتشاد باش ای عشق شرکت سوز زفت 50 2ـ1ـ8ـ در باطن و ظاهر مطیع و موافق اوامر و نواهی او بودن 51 .3ـ1ـ8ـ ترجیح دادن لقای خدا را بر بقای خود 52 عاشقم من کشته قربان لاجان من نوبتگه طبل بلامن چو اسماعیلیانم بی حذربل چون اسماعیل آزادم ز سرفارغم از طمطراق و از ریا قل تعالوا گفت جانم را بیا 53 4ـ1ـ8ـ حقیر شمردن هر چیز در برابر عشق به خداوند؛ 54 حتی عقل عقل را قربان کن اندر عشق دوستعقلها باری از آن سویت کاوست 55 5ـ1ـ8ـ مستغرق ذکر و یاد خدا بودن در همه اوقات 56 6ـ1ـ8ـ تنها از او خشنود بوده و در قرب او آسایش و آرامش دارد 57 7ـ1ـ8ـ به کلام محبوب یعنی قرآن عشق ورزد 58 .8ـ1ـ8ـ با مال و جان در راه او مجاهده کردن 59 تا خیال دوست در اسرار ماستچاکری و جان سپاری کار ماستهر کجا شمع بلا افروختندصد هزاران جان عاشق سوختندعاشقانی کز درون خانه اندشمع روی یار را پروانه اند 60 9ـ1ـ8ـ حریص بودن بر خلوت و مناجات با او 61 .10ـ1ـ8ـ همه بندگان مطیع وی را به خاطر او دوست بدارد و همه کافران و گناهکاران را به خاطر او دشمن بدارد 62 .و ... 2ـ8ـ نشانه های عشق حضرت حق به انسان1ـ2ـ8ـ توفیق طاعت یافتن 63 ؛2ـ2ـ8ـ دوست داشتن خداوند 64 ؛3ـ2ـ8ـ مخفی کردن معایب انسان 65 ؛4ـ2ـ8ـ محبوب ساختن امانتداری 66 ؛5ـ2ـ8ـ الهام صدق و راستی 67 ؛6ـ2ـ8ـ خطور دادن علم و دانش 68 ؛7ـ2ـ8ـ مزین ساختن به حلم و آرامش 69 ؛8ـ2ـ8ـ مبغوض ساختن دنیا در قلب آدمی 70 ؛9ـ2ـ8ـ عطا کردن به قدر نیاز 71 ؛10ـ2ـ8ـ نیکی گردانیدن اخلاق او و اعطای قلب سلیم 72 ؛و ...عاشق ترین عاشقان عشق حقیقی رسول اکرم ص بود و به همین دلیل در میان پیامبران از جایگاه ویژه ای برخوردار است 73 با محمد بود عشق پاک جفتبهر عشق او را خدا لولاک گفتمنتهی در عشق چون او بود فردپس مر او را ز انبیا تخصیص کردگر نبودی بهر عشق پاک راکی وجودی دادمی افلاک را 74 9ـ عشق مجازی پیروان عرفان عاشقانه و عشق حقیقی از آنجا که جهان هستی و از جمله انسان را مظهر آیات و نشان حضرت حق می دانند عشق به مظاهر و مجالی خداوند سبحان را عشق مجازی و در طول عشق به ذات پروردگار ـ که عشق حقیقی است ـ می دانند به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوستعاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست 75 عشق مجازی همچون طریق نردبان پل و مسیر ورودی به عالم عشق حقیقی است. در واقع از آنجا که تمام عوالم هستی و موجودات آن هستی مطلق و مطلق هستی یعنی حضرت حق را نشان می دهند امور مجازی به شمار می روند به همین جهت عشق به آیات الهی عشق مجازی قلمداد می شود. اما باید توجه داشت که فرق است میان معشوقی که همه عالم از اوست و معشوقی که همه عالم اوست.در این گونه عشق ما به معشوق از آن جهت عشق می ورزیم که او نمود و آیت و نشان معشوق حقیقی اصیل و اصلی است. عشق مجازی بر این اساس ریشه در عشق حقیقی دارد؛ یعنی به دلیل آنکه عشق ما متمرکز بر معشوق راستین است به هر آنچه که از اوست و بوی او را می دهد و آیت اوست نیز عشق می ورزیم. ولی در عین حال باید توجه کنیم که عشق مجازی عشق به نمود است نه عشق به بود ؛ از این رو توقف و ماندگاری در عشق مجازی هر چند بهتر از فقدان عشق است ولی نتایج عشق حقیقی و راستین را ندارد عاشقی
کند و کاوی در ابعاد عشق
ارشاد القلوب بیروت موسسه الاعلمی للمطبوعات چاپ چهارم 1398ق ص161 حدیث 898.78 ـ عراقی.79 ـ الاسفار الاربعه همان ج7 ص184 و دامادی سیدمحمد شرح عشق و عاشقی … و قدمتی به بلندای حیات بشری داشته است واژه عشق می باشد؛ اما باید توجه داشت انسان به دلیل محتوا و مفاد این کلمه دل انگیز با آن همدم گشته و تا حد پرستش پیش رفته است. علی رغم کنکاش در باره این حقیقت نشاط آور هنوز بسیاری از ابعاد پیچیده و تو در توی آن برای قشر چشمگیری از جامعه مبهم مانده و گاه به بی راهه رفته و از ماهیت اصلی و اصیل خویش دور گشته است. تلاش نگارنده سطور بر آن است تا پاره ای از این ابعاد را با استمداد از آیات روایات و سخنان حکما عشق بازخوانی کند و در این راه لغزان تنها امیدش همراهی خوانندگان تا پایان نوشتار حاضر است. 1ـ معنای عشق عشق از نظر واژه شناسی به معنای میل مفرط است. این کلمه مشتق از عشقه بوده و عشقه گیاهی است که هر گاه به دور درخت می پیچد آب آن را می خورد؛ در نتیجه درخت زرد شده کم کم می خشکد. 1 اما در اصطلاح عشق عبارت است از محبت شدید و قوی و به عبارت دیگر عشق مرتبه عالی و اعلای محبت است. 2 ولی حقیقت آن است که تعریف حقیقی این واژه ممکن نیست؛ به گفته حکیم عشق محی الدین ابن عربی هر کس عشق را تعریف کند آن را نشناخته و کسی که از جام آن جرعه ای نچشیده باشد آن را نشناخته و کسی که گوید من از آن جام سیراب شدم آن را نشناخته که عشق شرابی است که کسی را سیراب نکند. 3 شاید به همین دلیل است که نخستین عارفان واژه عشق را به کار نمی بردند؛ زیرا از عشق زمینی و جسمانی هراس داشتند و از این رو؛ بیشتر از محبت یاد می کردند. 4 و عطار چه زیبا سروده است پرسی تو ز من که عاشقی … و او را به خدا می رساند یعنی عشق حقیقی و عرفانی. 8ـ نشانه های عشق حقیقی از مجموع آیات و روایات و سخن عارفان واصل می توان نشانه هایی برای عشق حقیقی شمارش کرد دانستن این علایم آدمی را قادر می سازد تا عشق خویش را ارزیابی کرده و دریابد تا چه اندازه در جاذبه این عشق قرار دارد؟ گفتنی اینکه از آنجا که عشق حقیقی دو طرفه است چنان که قرآن نیز بدان تصریح کرده است 48 یعنی در قبال عشق انسان به خداوند خداوند متعال نیز به انسانی که عشق حقیقی و راستین دارد عشق می ورزد نگارنده نشانه های عشق حقیقی را در دو قسمت عشق انسان به خدا و عشق خداوند به انسان شمارش می کند. 1ـ8ـ نشانه های عشق انسان به خدا 1ـ1ـ8ـ ترجیح دادن خداوند بر همه محبوبهای دیگر 49 عاشقان را شادمانی و غم اوستدستمزد و اجرت خدمت هم اوستغیر معشوق ار تماشایی بودعشق نبود هرزه سودایی بودعشق آن شعله ست کاو چون برفروختهر چه جز معشوق باقی جمله سوختتیغ لا در قتل غیر حق برانددر نگر زان پس که بعد لا چه ماندماند الا الله باقی جمله رفتشاد باش ای عشق شرکت سوز زفت 50 2ـ1ـ8ـ در باطن و ظاهر مطیع و موافق اوامر و نواهی او بودن 51 .3ـ1ـ8ـ ترجیح دادن لقای خدا را بر بقای خود 52 عاشقم من کشته قربان لاجان من نوبتگه طبل بلامن چو اسماعیلیانم بی حذربل چون اسماعیل آزادم ز سرفارغم از طمطراق و از ریا قل تعالوا گفت جانم را بیا 53 4ـ1ـ8ـ حقیر شمردن هر چیز در برابر عشق به خداوند؛ 54 حتی عقل عقل را قربان کن اندر عشق دوستعقلها باری از آن سویت کاوست 55 5ـ1ـ8ـ مستغرق ذکر و یاد خدا بودن در همه اوقات 56 6ـ1ـ8ـ تنها از او خشنود بوده و در قرب او آسایش و آرامش دارد 57 7ـ1ـ8ـ به کلام محبوب یعنی قرآن عشق ورزد 58 .8ـ1ـ8ـ با مال و جان در راه او مجاهده کردن 59 تا خیال دوست در اسرار ماستچاکری و جان سپاری کار ماستهر کجا شمع بلا افروختندصد هزاران جان عاشق سوختندعاشقانی کز درون خانه اندشمع روی یار را پروانه اند 60 9ـ1ـ8ـ حریص بودن بر خلوت و مناجات با او 61 .10ـ1ـ8ـ همه بندگان مطیع وی را به خاطر او دوست بدارد و همه کافران و گناهکاران را به خاطر او دشمن بدارد 62 .و ... 2ـ8ـ نشانه های عشق حضرت حق به انسان1ـ2ـ8ـ توفیق طاعت یافتن 63 ؛2ـ2ـ8ـ دوست داشتن خداوند 64 ؛3ـ2ـ8ـ مخفی کردن معایب انسان 65 ؛4ـ2ـ8ـ محبوب ساختن امانتداری 66 ؛5ـ2ـ8ـ الهام صدق و راستی 67 ؛6ـ2ـ8ـ خطور دادن علم و دانش 68 ؛7ـ2ـ8ـ مزین ساختن به حلم و آرامش 69 ؛8ـ2ـ8ـ مبغوض ساختن دنیا در قلب آدمی 70 ؛9ـ2ـ8ـ عطا کردن به قدر نیاز 71 ؛10ـ2ـ8ـ نیکی گردانیدن اخلاق او و اعطای قلب سلیم 72 ؛و ...عاشق ترین عاشقان عشق حقیقی رسول اکرم ص بود و به همین دلیل در میان پیامبران از جایگاه ویژه ای برخوردار است 73 با محمد بود عشق پاک جفتبهر عشق او را خدا لولاک گفتمنتهی در عشق چون او بود فردپس مر او را ز انبیا تخصیص کردگر نبودی بهر عشق پاک راکی وجودی دادمی افلاک را 74 9ـ عشق مجازی پیروان عرفان عاشقانه و عشق حقیقی از آنجا که جهان هستی و از جمله انسان را مظهر آیات و نشان حضرت حق می دانند عشق به مظاهر و مجالی خداوند سبحان را عشق مجازی و در طول عشق به ذات پروردگار ـ که عشق حقیقی است ـ می دانند به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوستعاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست 75 عشق مجازی همچون طریق نردبان پل و مسیر ورودی به عالم عشق حقیقی است. در واقع از آنجا که تمام عوالم هستی و موجودات آن هستی مطلق و مطلق هستی یعنی حضرت حق را نشان می دهند امور مجازی به شمار می روند به همین جهت عشق به آیات الهی عشق مجازی قلمداد می شود. اما باید توجه داشت که فرق است میان معشوقی که همه عالم از اوست و معشوقی که همه عالم اوست.در این گونه عشق ما به معشوق از آن جهت عشق می ورزیم که او نمود و آیت و نشان معشوق حقیقی اصیل و اصلی است. عشق مجازی بر این اساس ریشه در عشق حقیقی دارد؛ یعنی به دلیل آنکه عشق ما متمرکز بر معشوق راستین است به هر آنچه که از اوست و بوی او را می دهد و آیت اوست نیز عشق می ورزیم. ولی در عین حال باید توجه کنیم که عشق مجازی عشق به نمود است نه عشق به بود ؛ از این رو توقف و ماندگاری در عشق مجازی هر چند بهتر از فقدان عشق است ولی نتایج عشق حقیقی و راستین را ندارد عاشقی
English