عرفان و مسیر حق و حقیقت و محبت را میپیماید.نماز در آئین احمدی بال پر قدرتی است که اگر با شرایط ویژهاش اقامه شود انسان را تا مقام قرب و وصال محبوب ابدی
410 مطلب یافت شد
پیامبر (صلى الله عليه وآله) و نماز
می پیماید .نماز در آیین محمد صلی الله علیه وآله بال پر قدرتی است که اگر با شرایط مخصوص به خودش انجام بگیرد انسان را تا مقام قرب و وصال محبوب ابدی
حقيقت باطن عارفان
قید عشق دوست هرگز رها نیست زبانش جز به ذکر دوست گویا نیست گوشش جز در برابر خواست معشوق شنوا نیست غیر دریای محبت جایی در شنا نیست با غیر محبوب ابدی
حقیقت عرفان و باطن عارفان
قید عشق دوست هرگز رها نیست زبانش جز به ذکر دوست گویا نیست گوشش جز در برابر خواست معشوق شنوا نیست غیر دریای محبت جایی در شنا نیست با غیر محبوب ابدی
فضاى توبه آدم و حوا
محبوب نگران باشند با یک دنیا ادب و تواضع و فروتنی متوسل به توبه و درخواست آمرزش شدند تا درد فراق را به وسیله توبه و مغفرت علاج نموده به محبوب ازلی و ابدی
فضاى توبه آدم و حوا
محبوب نگران باشند با یک دنیا ادب و تواضع و فروتنی متوسل به توبه و درخواست آمرزش شدند تا درد فراق را به وسیله توبه و مغفرت علاج نموده به محبوب ازلی و ابدی
حقيقت باطن عارفان
قید عشق دوست هرگز رها نیست زبانش جز به ذکر دوست گویا نیست گوشش جز در برابر خواست معشوق شنوا نیست غیر دریای محبت جایی در شنا نیست با غیر محبوب ابدی
از حجله عروسى تا بستر شهادت
شب زفاف تمام شد دو دلداده از هم کام گرفتند هر لحظه که میخواهد به وضع حال دل خوش شود ناگهان جمال فردا و وصال محبوب ابدی و تصمیمی که نسبت به رفتن … حنظله در لحظات آخر به محبوب ابدی روی کرد و عرضه داشت ای خداوند قادر متعال و ای بخشنده مهربان با بدن پاره پاره و خونین به سوی تو میآیم در حالی
از حجله عروسى تا بستر شهادت
عدهای از جنگجویان نجیب و فعال و مؤمن که از آن جمله حنظله بود در بحبوحه جنگ به زمین افتاده شربت شهادت نوشیدند.حنظله در لحظات آخر به محبوب ابدی … یکی یکی به خانه خود بازگشتند.شب زفاف تمام شد دو دلداده از هم کام گرفتند هر لحظه که میخواهد به وضع حال دل خوش شود ناگهان جمال فردا و وصال محبوب ابدی
از حجله عروسى تا بستر شهادت
عدهای از جنگجویان نجیب و فعال و مؤمن که از آن جمله حنظله بود در بحبوحه جنگ به زمین افتاده شربت شهادت نوشیدند.حنظله در لحظات آخر به محبوب ابدی … یکی یکی به خانه خود بازگشتند.شب زفاف تمام شد دو دلداده از هم کام گرفتند هر لحظه که میخواهد به وضع حال دل خوش شود ناگهان جمال فردا و وصال محبوب ابدی
از حجله عروسى تا بستر شهادت
عدهای از جنگجویان نجیب و فعال و مؤمن که از آن جمله حنظله بود در بحبوحه جنگ به زمین افتاده شربت شهادت نوشیدند.حنظله در لحظات آخر به محبوب ابدی … یکی یکی به خانه خود بازگشتند.شب زفاف تمام شد دو دلداده از هم کام گرفتند هر لحظه که میخواهد به وضع حال دل خوش شود ناگهان جمال فردا و وصال محبوب ابدی
از حجله عروسى تا بستر شهادت
عدهای از جنگجویان نجیب و فعال و مؤمن که از آن جمله حنظله بود در بحبوحه جنگ به زمین افتاده شربت شهادت نوشیدند.حنظله در لحظات آخر به محبوب ابدی … یکی یکی به خانه خود بازگشتند.شب زفاف تمام شد دو دلداده از هم کام گرفتند هر لحظه که میخواهد به وضع حال دل خوش شود ناگهان جمال فردا و وصال محبوب ابدی
مهر و محبت به خدا و اهل بيت (ع)
معشوق مثبتزندگی در فضای معرفت و آگاهی و شناخت حقایق و دانستن معارف زمینهای برای پدید آمدن عشق و محبت و مهرورزی به معشوق و محبوب مثبت است.معشوقی که ازلی و ابدی … ابدی و سرمدی و عامل چشم پوشی از ظواهر پر فریب دنیا و دل بستن به حقایق اصیل و پیوستن به شؤون معشوق و در یک جمله جز او را نخواستن و جز او را ندیدن است.بدون چنین عشقی به چنان معشوقی زندگی و حیات گرچه از ظواهر پر فریب مادی زینت داشته باشد جز کویری خشک که در آن غیر سراب چیزی دیده نمیشود نیست.در فضای معرفت و آگاهی معشوق با چشم دل و دیده باطن وجودی بینهایت از مهر و رحمت و رحمانیت و رحیمیت و عالم به غیب و شهادت و ملک و قدوس و سلام و مؤمن و مهیمن و عزیز و جبار و متکبر و خالق و بارئ و مصور و دارای اسما حسنی دیده میشود.و چون چنین دیده شد دل از ظاهر برداشته میشود و بند تعلقات گسستنی از دست و پای وجود باز میشود و از اسارت آزاد میشود و به عرصه آزادی قدم مینهد و از حوزه تصرف هوای نفس و شیطانهای انسی و جنی دور میگردد و از شر وسوسهها و زیان محدودیتهای مادی و خطرات درون و بیرون نجات مییابد و از برکات جلوهها و فیوضات معشوق که جز خیر عاشق ارادهای ندارد و جز رسانیدن همه نعمتهای مادی و معنوی به عاشق قصدی ندارد به قله ارزشها و اوج فضلیتها میرسد و آنجاست که ظواهر مادی را با همه گستره فیزیکیاش کمتر از حجم درهمی و بلکه کوچکتر از ذره و ارزنی در گوشهای بیقدر و قیمت میبیند.امیرالمؤمنین علیه السلام درباره دارندگان چنین معرفت و بصیرت و عشقی و متصلان به چنان معشوقی که مستجمع همه صفات کمال هستند و نسبت به عاشق جز اراده خیر رسانی در دنیا و آخرت ندارد میفرماید ان اولیا الله هم الذین نظروا الی باطن الدنیا اذا نظر الناس الی ظاهرها واشتغلوا باجلها اذا اشتغل الناس بعاجلها فاماتوا منها ما خشوا ان یمیتهم وترکوا منها ما علموا انه سیترکهم وراوا استکثار غیرهم منها استقلالا ودرکهم لها فوتا اعدا ما سالم الناس وسلم ما عادی الناس بهم علم الکتاب وبه علموا وبهم قام الکتاب وبه قاموا لایرون مرجوا فوق ما یرجون ولا مخوفا فوق ما یخافون .یقینا عاشقان خدا همان کسانی هستند که به باطن و حقیقت دنیامینگرند آنگاه که همه مردم به ظاهر و پیوسته آن توجه میکنند و به آباد کردن آینده آن که آخرت است اشتغال دارند هنگامی که مردم به آباد کردن وضع فعلی آن که قطعا از دست رفتنی است مشغولاند از امور دنیا آنچه را میترسند آنان را به نابودی و هلاکت بکشاند آگاهانه با دست خود نابود میکنند و آنچه را از امور آن میدانند رهایشان میکند با رغبت و شوق رها مینمایند آنچه را از دنیا دیگران بسیار و فراوان میبینند کم و اندک مشاهده میکنند و پیوستن آنان را به دنیا گسستن به شمار میآورند دشمناند نسبت به آنچه مردم با آن آشتی و دوست هستند و آشتی و دوستاند با آن که مردم با آن دشمناند حقایق قرآن به وسیله آنان دانسته میشود و به وسیله قرآن آنان شناخته میشود و به وسیله وجود آنان کتاب خدا برپا میشود و آنان به وسیله قرآن قیام به حق و عدالت مینمایند بالاتر از آنچه را امید دارند- که رحمت خداست- مایه امیدی نمیبینند و بالاتر از آنچه را میترسند- که عذاب الهی است- مایه ترسی به نظر نمیآورند.اینان با شناخت معشوق حقیقی و محبوب … ابدی که در دنیا به صورت رشتههای گوناگون بندگی و اعمال صالحه و اخلاق حسنه است و در آخرت به صورت رضایت معشوق و بهشت عنبر سرشت است پر میکنند.قرآن میفرماید و ادخل الذین آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها باذن ربهم تحیتهم فیها سلام .و کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند به بهشتهایی درآورند که از زیر درختانش نهرها جاری است در آنجا به اجازه پروردگارشان جاودانهاند و در آنجا درود خدا و فرشتگان بر آنان سلام است.اینان میدانند که این معشوق مثبت برای عاشق خود فقط خیر و سلامت و خوبی و امنیت و رشد و کمال و درستی و صداقت و سعادت و خوشبختی میخواهد و هیچ زیان و ضرر و خطر و شری را برای عاشق خویش تحمل ندارد و به همین خاطر دفتر خواستههایش- یعنی واجبات و مستحبات و حلالها و حقایق اخلاقی و عقاید- حقه را از باب محبت به عاشق برای عاشق باز کرده و از عاشق خواسته برای خیر و سود و منفعتیابی به خواستههای معشوق تن دهد و از طرف دیگر اموری را به جوانبی خاص از باب عشقورزی به عاشق بر عاشق حرام کرده و از عاشق خواسته از محرمات بپرهیزد تا در هر زیان و ضرری و خطر و شری در دنیا و آخرت به روی او بسته باشد.عاشق آگاه هر حرامی را از سوی معشوق رشتهای از محبت معشوق نسبت به خویش میبیند و یقین دارد هر حرامی بستن دری از درهای زیان و ضرر به روی اوست.در مثل معشوق اگر شراب و خمر را حرام اعلام کرده با اعلام حرمت شراب و خمر خواسته درب بسیاری از زیانها را به روی عاشق ببندد و عاشق را از بسیاری از خطرات دنیایی و آخرتی در پناه عشق خود حفظ نمایدابلیس شبی رفت به بالین جوانی آراسته با شکل مهیبی سر و بر راگفتا که منم مرگ اگر خواهی زنهار باید بگزینی تو یکی زین سه خطر رایا آن پدر پیر خودت را بکشی زار یا بشکنی از مادر خود سینه و سر رایا آن که بنوشی دو سه جامی تو ازین می تا آن که بپوشم زهلاک تو نظر رالرزید از این بیم جوان بر خود جا داشت کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر راگفتا پدر و مادر من هر دو عزیزند هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر رالکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد نوشم دو سه جامی و کنم دفع خطر رانوشید دو جامی و چو شد خیره زمستی هم مادر خود را زد و هم کشت پدر را واجبات و مستحبات و حلالها و حرامها بر اساس مصلحت خواهی نسبت به حیات انسان نظام داده شده و استواری و حکیمانه بودن این حقایق به خاطر این است که فقط حضرت حق است که از ظاهر و باطن کارگاه هستی انسان آگاه است و منافع و زیانهای مربوط به این کارگاه را به طور فراگیر خدای مهربان میداند و بر همین اساس دین را بنا نهاده و تشریع قوانین کرده است.وجود مقدس او عاشق ظهور ارزشها در وجود انسان است و هنگامی که ارزشها به اراده و اختیار خود انسان در وجودش ظهور پیدا کند محبوب
سالكان راه با عظمت زهد
عدهای از جنگجویان نجیب و فعال و مؤمن که از آن جمله حنظله بود در بحبوحه جنگ به زمین افتاده شربت شهادت نوشیدند.حنظله در لحظات آخر به محبوب ابدی … یکی یکی به خانه خود بازگشتند.شب زفاف تمام شد دو دلداده از هم کام گرفتند هر لحظه که میخواهد به وضع حال دل خوش شود ناگهان جمال فردا و وصال محبوب ابدی
دهه دوم محرم 94 خوی آرامگاه شیخ نوابی سخنرانی نهم
هنرشان و صنعتشان علاقه دارند حتی اگر بفروشند جدا نمیشود دلشان از آن خدا از بندگان مومنش جدا نمیشود دوستشان دارد میخواهد.حالا تو ماندی و محبوب ابدی
معشوقِ مثبت
زندگی در فضای معرفت و آگاهی و شناخت حقایق و دانستن معارف زمینهای برای پدید آمدن عشق و محبت و مهرورزی به معشوق و محبوب مثبت است .معشوقی که ازلی و ابدی … ابدی و سرمدی و عامل چشم پوشی از ظواهر پر فریب دنیا و دل بستن به حقایق اصیل و پیوستن به شؤون معشوق و در یک جمله جز او را نخواستن و جز او را ندیدن است .بدون چنین عشقی به چنان معشوقی زندگی و حیات گرچه از ظواهر پر فریب مادی زینت داشته باشد جز کویری خشک که در آن غیر سراب چیزی دیده نمیشود نیست . در فضای معرفت و آگاهی معشوق با چشم دل و دیده باطن وجودی بینهایت از مهر و رحمت و رحمانیت و رحیمیت و عالم به غیب و شهادت و ملک و قدوس و سلام و مؤمن و مهیمن و عزیز و جبار و متکبر و خالق و بارئ و مصور و دارای اسما حسنی دیده میشود . و چون چنین دیده شد دل از ظاهر برداشته میشود و بند تعلقاتگسستنی از دست و پای وجود باز میشود و از اسارت آزاد میشود و به عرصه آزادی قدم مینهد و از حوزه تصرف هوای نفس و شیطانهای انسی و جنی دور میگردد و از شر وسوسهها و زیان محدودیتهای مادی و خطرات درون و بیرون نجات مییابد و از برکات جلوهها و فیوضات معشوق که جز خیر عاشق ارادهای ندارد و جز رسانیدن همه نعمتهای مادی و معنوی به عاشق قصدی ندارد به قله ارزشها و اوج فضلیتها میرسد و آنجاست که ظواهر مادی را با همه گستره فیزیکیاش کمتر از حجم درهمی و بلکه کوچکتر از ذره و ارزنی در گوشهای بیقدر و قیمت میبیند . امیرالمؤمنین علیه السلام درباره دارندگان چنین معرفت و بصیرت و عشقی و متصلان به چنان معشوقی که مستجمع همه صفات کمال هستند و نسبت به عاشق جز اراده خیر رسانی در دنیا و آخرت ندارد میفرماید ان اولیا الله هم الذین نظروا الی باطن الدنیا اذا نظر الناس الی ظاهرها واشتغلوا باجلها اذا اشتغل الناس بعاجلها فاماتوا منها ما خشوا ان یمیتهم وترکوا منها ما علموا انه سیترکهم وراوا استکثار غیرهم منها استقلالا ودرکهم لها فوتا اعدا ما سالم الناس وسلم ما عادی الناس بهم علم الکتاب وبه علموا وبهم قام الکتاب وبه قاموا لا یرون مرجوا فوق ما یرجون ولا مخوفا فوق ما یخافون .یقینا عاشقان خدا همان کسانی هستند که به باطن و حقیقت دنیا مینگرند آنگاه که همه مردم به ظاهر و پیوسته آن توجه میکنند و به آباد کردن آینده آن که آخرت است اشتغال دارند هنگامی که مردم به آباد کردن وضع فعلی آن که قطعا از دست رفتنی است مشغولاند از امور دنیا آنچه را میترسند آنان را به نابودی و هلاکت بکشاند آگاهانه با دست خود نابود میکنند و آنچه را از امور آن میدانند رهایشان میکند با رغبت و شوق رها مینمایند آنچه را از دنیا دیگران بسیار و فراوان میبینند کم و اندک مشاهده میکنند و پیوستن آنان را به دنیا گسستن به شمار میآورند دشمناند نسبت به آنچه مردم با آن آشتی و دوست هستند و آشتی و دوستاند با آن که مردم با آن دشمناند حقایق قرآن به وسیله آنان دانسته میشود و به وسیله قرآن آنان شناخته میشود و به وسیله وجود آنان کتاب خدا برپا میشود و آنان به وسیله قرآن قیام به حق و عدالت مینمایند بالاتر از آنچه را امید دارند ـ که رحمت خداست ـ مایه امیدی نمیبینند و بالاتر از آنچه را میترسند ـ که عذاب الهی است ـ مایه ترسی به نظر نمیآورند .اینان با شناخت معشوق حقیقی و محبوب … ابدی که در دنیا به صورت رشتههای گوناگون بندگی و اعمال صالحه و اخلاق حسنه است و در آخرت به صورت رضایت معشوق و بهشت عنبر سرشت است پر میکنند .قرآن میفرماید وادخل الذین آمنوا وعملوا الصالحات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها باذن ربهم تحیتهم فیها سلام .و کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند به بهشتهایی درآورند که از زیر درختانش نهرها جاری است در آنجا به اجازه پروردگارشان جاودانهاند و در آنجا درود خدا و فرشتگان بر آنان سلام است . اینان میدانند که این معشوق مثبت برای عاشق خود فقط خیر و سلامت و خوبی و امنیت و رشد و کمال و درستی و صداقت و سعادت و خوشبختی میخواهد و هیچ زیان و ضرر و خطر و شری را برای عاشق خویش تحمل ندارد و به همین خاطر دفتر خواستههایش ـ یعنی واجبات و مستحبات و حلالها و حقایق اخلاقی و عقاید ـ حقه را از باب محبت به عاشق برای عاشق باز کرده و از عاشق خواسته برای خیر و سود و منفعتیابی به خواستههای معشوق تن دهد و از طرف دیگر اموری را به جوانبی خاص از باب عشقورزی به عاشق بر عاشق حرام کرده و از عاشق خواسته از محرمات بپرهیزد تا در هر زیان و ضرری و خطر و شری در دنیا و آخرت به روی او بسته باشد .عاشق آگاه هر حرامی را از سوی معشوق رشتهای از محبت معشوق نسبت به خویش میبیند و یقین دارد هر حرامی بستن دری از درهای زیان و ضرر به روی اوست .در مثل معشوق اگر شراب و خمر را حرام اعلام کرده با اعلام حرمت شراب و خمر خواسته درب بسیاری از زیانها را به روی عاشق ببندد و عاشق را از بسیاری از خطرات دنیایی و آخرتی در پناه عشق خود حفظ نماید ابلیس شبی رفت به بالین جوانی آراسته با شکل مهیبی سر و بر را گفتا که منم مرگ اگر خواهی زنهار باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار یا بشکنی از مادر خود سینه و سر را یا آن که بنوشی دو سه جامی تو ازین می تا آن که بپوشم زهلاک تو نظر را لرزید از این بیم جوان بر خود جا داشت کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم3 نر را گفتا پدر و مادر من هر دو عزیزند هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را لکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد نوشم دو سه جامی و کنم دفع خطر را نوشید دو جامی و چو شد خیره زمستی هم مادر خود را زد و هم کشت پدر را واجبات و مستحبات و حلالها و حرامها بر اساس مصلحت خواهی نسبت به حیات انسان نظام داده شده و استواری و حکیمانه بودن این حقایق به خاطر این است که فقط حضرت حق است که از ظاهر و باطن کارگاه هستی انسان آگاه است و منافع و زیانهای مربوط به این کارگاه را به طور فراگیر خدای مهربان میداند و بر همین اساس دین را بنا نهاده و تشریع قوانین کرده است . وجود مقدس او عاشق ظهور ارزشها در وجود انسان است و هنگامی که ارزشها به اراده و اختیار خود انسان در وجودش ظهور پیدا کند محبوب
پيامبر اسلام و نماز
عرفان و مسیر حق و حقیقت و محبت را میپیماید.نماز در آئین احمدی بال پر قدرتی است که اگر با شرایط ویژهاش اقامه شود انسان را تا مقام قرب و وصال محبوب ابدی
آگاهى و علم حق
نیست و حضور قیومیاش نسبت به همه موجودات علم اوست باید به آیات قرآن و روایات و دعاهای وارده از اهل بیت و امامان معصوم دقت کرد و علم آن محبوب ازلی و ابدی
عارف آگاه، دلداده معبود
فرام منک بدلا ؟خدایا آن کیست که شیرینی محبتت را چشیده و به جای تو دیگری را قصد کند؟مگر ممکن است چشم دل با کمک چراغ معرفت جمال بیمثال محبوب ازلی و ابدی … آگاه و عاشق بینا غیر ممکن است که به مقام قرب حضرت محبوب راه یابد و دل به لذت انس او بسپارد و شیرینی اتصال به معنویت دوست را دریابد و بداند و ببیند و لمس کند که وجود مقدسش قائم به ذات و همیشگی و پایدار است و عشق عاشقش را پاداشی جاوید و ابدی … به جای او به عنوان معشوق و محبوب قصد کند؟ غیر او جز مخلوق ضعیف و موجود ناتوان که همه امورش و به ویژه جمال ظاهرش عارضی و از دست رفتنی است چیز دیگر هست؟کدام عاقل و خردمند است که پس از رسیدن به قیمتیترین شی که آثار و برکاتش در حیات و زندگی او دریاوار و ابدی
عارف آگاه ، دلداده معبود
فرام منک بدلا ؟ خدایا آن کیست که شیرینی محبتت را چشیده و به جای تو دیگری را قصد کند ؟مگر ممکن است چشم دل با کمک چراغ معرفت جمال بیمثال محبوب ازلی و ابدی … آگاه و عاشق بینا غیر ممکن است که به مقام قرب حضرت محبوب راه یابد و دل به لذت انس او بسپارد و شیرینی اتصال به معنویت دوست را دریابد و بداند و ببیند و لمس کند که وجود مقدسش قائم به ذات و همیشگی و پایدار است و عشق عاشقش را پاداشی جاوید و ابدی … به جای او به عنوان معشوق و محبوب قصد کند ؟ غیر او جز مخلوق ضعیف و موجود ناتوان که همه امورش و به ویژه جمال ظاهرش عارضی و از دست رفتنی است چیز دیگر هست ؟ کدام عاقل و خردمند است که پس از رسیدن به قیمتیترین شی که آثار و برکاتش در حیات و زندگی او دریاوار و ابدی
English