جلوههایی از شخصیت امیرالمؤمنین(ع)
541 مطلب یافت شد
انسان از ديدگاه على (ع)
و اما نظرشان در رابطه با انسان خیلی نظر شگفت انگیزی است.یک گروهی در زمان خود امیرالمؤمنین ع در اوج هواپرستی و خودپرستی و جهالت که خطرناکترین بیماری ها و کاملا بر ضد خدا قرار گرفتن است چنان با شخصیت
سخنرانی استاد انصاریان در مالزی
امیرالمؤمنین ع اعتقادش این است که عیب های زندگی نقص های زندگی کمبودهای زندگی مشکلات زندگی و دردهای زندگی را با عادل شدن معالجه کنید والا تا در جامعه ستم هست طبعات ستم هم خواهد بود آثار ستم هم خواهد بود."ایشان در ادامه سخنان خود فرمودند "و اما نظرشان در رابطه با انسان خیلی نظر شگفت انگیزی است.یک گروهی در زمان خود امیرالمؤمنین ع در اوج هواپرستی و خودپرستی و جهالت که خطرناکترین بیماری ها و کاملا بر ضد خدا قرار گرفتن است چنان با شخصیت
استاد انصاریان: ثواب گریه برای زینب کبری(س) مساوی با ثواب گریه بر حسن و حسین(ع) است
امیرالمؤمنین ع بود اظهار کرد صدیقه کبری س مجموعه ارزشهای پیغمبر و خدیجه طبق ذریه بعضها من بعض و طبق گفتار خود پیغمبر ص است. شما جلد بیست و سه بحار به بعد الغدیر المراجعات و شصت هفتاد جلد عبقات الانوار را بخوانید در این کتابها چهره شخصیتی امیرالمؤمنین ع با استناد به آیات قرآن و روایات شناسانده شده است عقل در برابر عظمت امیرالمؤمنین ع و درک شخصیت … فقط تنها من بلکه اگر میخواهید دعوت اجابت کنید دعوت من و پیغمبرم را اجابت کنید.استاد انصاریان خاطرنشان کرد این شخصیت با تمام ارزشهایش و خدیجه کبری س که به فرموده امیرالمؤمنین ع
سیمای امیرالمؤمنین(ع) از منظر رسول خدا(ص)
شخصیت امیرالمؤمنین ع در کلام رسول خدا ص -امیرالمؤمنین ع پیشوای نیکوکاران عالمکتاب کنزالعمال یکی از کتابهای بسیار معروف اهلسنت است که در حدیث
از گنهکار ناامید نباشید / درباره امامی که به تنهایی تمام انبیاء است
دیدگاه آن حضرت درباره رابطه با انسان را بسیار شگفت انگیز میداند یک گروهی در زمان خود امیرالمؤمنین ع در اوج هواپرستی و خودپرستی و جهالت که خطرناکترین بیماریها و کاملا بر ضد خدا قرار گرفتن است چنان با شخصیت
انسان، موجود برتر جهان خلقت
شخصیت توانای شکستناپذیرشما برایتان روشن است که شخصیت امیرالمؤمنین ع شخصیت توانای شکستناپذیر است. … کتابهای اندیشمندان غیرشیعه در خصوص شخصیت امیرالمؤمنین ع -شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدیدآیه را بخوانم در سوره فاطر آمده است من کان یرید العزه فلله … شخصیت خودمان را با امور پست معامله نکنیم بلکه میکوشیم با سلسله مقامات الهی گره بخوریم و در حد خودمان سفر معنوی بسیار باارزشی را به فرموده خداوند در سوره فاطر با مرکب عمل صالح طی کنیم. آیه را برایتان بخوانم آیه فوقالعادهای است من کان یرید العزه سوره فاطر آیه 10 . کلماتی که در آیه بهکار گرفته شده کلمات خیلی فوقالعادهای است البته اگر گویندگان عمق کلمات آیات را به مردم انتقال بدهند هم خیلی مطالب گیر مردم میآید و هم نسبت به قرآن دلبستگی شدید ایجاد میشود. این کلامالله است من کان یرید العزه هر کس خواهان قدرت شکستناپذیر است. معلوم است پروردگار در آیه شریفه شاه شدن رئیسجمهور شدن و بزرگ شدن در امور مادی را نمیگوید؛ چون جملات بعد از این جمله نشان میدهد که مراد از توانمندی شکستناپذیر در جهت معنویت است. -امیرالمؤمنین ع
استاد انصاریان: تجاوز به اموال مسلمان ممنوع/ اگر با زبان خود آبروی مسلمانی را بردید، به عذاب پروردگار دچار خواهید شد
امیرمؤمنان ع در آیات و روایات اشاره و خاطرنشان کرد برای اینکه معنی پاره وجود من را بدانید لازم است شخصیت امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع درباره حضرت علیبنموسیالرضا ع نقل میکنم. این روایت نشانگر این معناست که خداوند مهربان امیرالمؤمنین ع را بعد از پیغمبر ص از علم غیب بهرهمند کرده بود. کتاب خدا میفرماید علم غیب ویژه خداست اما به هرکس از بندگانش که او را بپسندد علم غیب عطا میکند. امیرالمؤمنین ع بنده خالص پسندیده ویژه و خاص پروردگار مهربان عالم است و قلب او با ملکوت عالم در ارتباط است. ارزشهایی که خداوند به ما عنایت کرده را حفظ کنیموی ادامه داد بهطور یقین خداوند مسئله حضرت رضا ع را به امیرالمؤمنین ع خبر داده و این نشانگر عظمت خاص امام هشتم ع است. ما در یک مکان معمولی نیامدهایم و اینجا انعکاسی از عرش خداست انعکاسی از ملکوت عالم است انعکاسی از نور پروردگار عالمیان است. توفیق عظیم ویژه و خاصی به ما داده شده است که ما را در این حریم در این حرم در این محل مبارک و مقدس پذیرفتهاند. از آمدن ما به اینجا معلوم میشود که خدا به ما هم نظر لطف محبت و عنایت دارد. بر این اساس ما باید قدردان خودمان باشیم و قدردانی از خودمان به این است که ارزشهایی را که به ما عنایت شده است حفظ کنیم تا غارتگران ارزشها و شیاطین روزگار این ارزشها را از ما غارت نکنند و ما را از حریم محبت خدا و عنایت پروردگار دور نکنند. استاد اخلاق حوزه علمیه به سخنی از حضرت علی ع در مورد امام رضا ع اشاره و تصریح کرد امیرالمؤمنین ع ننوشتهاند که چه زمانی این خبر را دادهاند؛ ایام جوانیشان بوده ایام میانسالیشان بوده یا روزگاری بوده است که در کوفه زندگی میکردند و اواخر عمرشان بوده است؛ فقط در کتابهای مهم ما نوشتهاند که حضرت فرمودند ستدفن بضعه منی فی ارض توس من زاره عارفا بحقه حرم الله جسده علی النار پاره وجود من در آینده نزدیک در سرزمین توس دفن میشود. شخصیتی باعظمتتر از وجود مقدس امیرالمؤمنین ع در تمام عالم هستی وجود ندارداستاد انصاریان به شخصیت
سیمای پیامبر اکرم(ص) در نهجالبلاغه
رسول خدا ص از دیدگاه امیرالمؤمنین ع شخصیت پیامبر از آغاز زندگی تحت تربیت و عنایت ویژه الهی قرار داشت.امام ع میفرماید … سیمای پیامبر اکرم ص از منظر امیرالمؤمنین علی ع در نهجالبلاغهمقدمهشناخت حقیقت و ابعاد شخصیت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی ص برای انسانهای عادی بهطور … شخصیت الهی رسول خدا ص را از منظر امام علی ع بررسی کنیم.۱. علی ع پرورشیافته مکتب پیامبر ص برای درک ارزش توصیفهای امیرالمؤمنین ع از پیامبر اکرم ص ابتدا باید میزان نزدیکی و ارتباط آن حضرت با رسول خدا ص
على (ع) مصداق پاكى ها - جلسه اول (متن کامل +عناوین)
امیرالمؤمنین ع می فرماید او وجود مبارکی است که نسبت به بندگانش کمترین ستمی روا نمیدارد نه در دنیا و نه در آخرت کمبودها نقص ها و عیب ها هم در هر شکلی که در زندگی مردم رخ نشان می دهد کارخانه تولیدش را خود مردم می دانند. ان الله لا یظلم الناس شیا و لکن الناس انفسهم یظلمون. 1 خداوند متعال به کمترین چیزی به بندگانش ستم روا نمی دارد این مردم هستند که خودشان زمینه ستمکاری بر خودشان را فراهم می کنند.خیلی حرف زیبایی است امیرالمؤمنین ع اعتقادش این است که عیب های زندگی نقص های زندگی کمبودهای زندگی مشکلات زندگی و دردهای زندگی را با عادل شدن معالجه کنید و______________________________ 1 . یونس 44. الا تا در جامعه ستم هست طبعات ستم هم خواهد بود آثار ستم هم خواهد بود.رهایی از آثار ستم به این است که همه تصمیم بگیرند آدمهای پاکی بشوند انسان های عادلی بشوند انسان های با انصافی بشوند.نهایتا حرف اسلام این است که کلید حل مشکلات متخلق شدن همه به اخلاق پروردگار است. اگر یک نفر ستمکار هم بین مردم باشد باز کشتی حیات عیب پیدا خواهد کرد و خیمه حیات دچار تنگنا خواهد شد. در قیامت هم همین طور با این که ملک یوم الدین است قدرت واحد و تمام مهار قیامت به تنهایی به دست اوست.در قرآن مجید می فرماید به اندازه رشته نازک وسط هسته خرما که به زحمت هم به چشم می آید یا در آیات دیگر می فرماید به اندازه سوراخ ریز میان هسته خرما به احدی ستم روا نخواهم داشت.این طور نیست که در بازار قیامت بگویم این طرفم فرعون است این نمرود است این شمر است این یزید است و با این اوضاعی که در دنیا داشتند بیش از حد جرمشان توی سرشان بزنم نه جریمه به اندازه جرم است خداوند ستم نمیکند. 1 منفعت این دیدگاه یک منفعت این نظر پاک این است که هیچ گاه انسان گلایهمند و شاکی از وجود مقدس او نمیشود. وقتی که آنجا را در اوج عدالت ببیند و ستمکاری و مولدش را انحراف فکری و روحی خود انسان بداند تمام درهای گلایه و شکایت از پروردگار عالم به روی ذهن بسته می شود آن وقت رابطه آدم با پروردگار عاشقانه می شود بی رغبتی به حق در دل پیدا نمی شود کسالت از حق______________________________ 1 . نسا 124. ومن یعمل من الصلحت من ذکر او انثی وهو مؤمن فاولئک یدخلون الجنه ولا یظلمون نقیرا در باطن پدیدار نمی شود و خستگی از حق برای انسان نمی آید. بلکه انسان در این سیر فکری پاک روز به روز بر عشق و ایمان و ارتباط و عبادت و حرکتش به جانب مقام قرب اضافه میشود. این پاکی و عشق تا جایی می رسد که نوشته اند روز عاشورا هر چه بر اباعبدالله ع میگذشت برافروختگی چهره او بیشتر می شد و زمانی که شمر تیزی خنجرش را می خواست به گلوی حضرت بکشد سید الشهدا ع لبخند زد این لبخند خیلی معنی داشت معنایش هم این بود که تمام وجودم از محبوبم در اوج رضایت قرار دارد و آنچه میگذرد مربوط به انحراف انسان است نه تقدیر و عمل پروردگار. این نظر وجود مبارکشان به پروردگار در جهت فعل پروردگار است.احکام حضرت حق و اما درباره احکام پروردگار می فرماید عدل علیهم فی حکمه . 1 پروردگار عالم در فرمان دادن به بندگانش فقط و فقط عدل را رعایت میکند. و قام بالقسط فی خلقه. و تمام حیات بشر را در سیطره عدلش اداره میکند و ستم ها مربوط به خودشان است.انسان از دیدگاه علی ع و اما نظرشان در رابطه با انسان خیلی نظر شگفت انگیزی است.یک گروهی در زمان خود امیرالمؤمنین ع در اوج هواپرستی و خودپرستی و جهالت که خطرناکترین بیماری ها و کاملا بر ضد خدا قرار گرفتن است چنان با شخصیت
پيامبر اكرم، مبلغ پيام رحمت الهي
شخصیت علی ع را تحلیل کرده است. در آنجا عمدتا ابعاد اجتماعی شخصیت امیرالمؤمنین ع مورد بحث قرار گرفته و نشان داده شده است که آن حضرت در ارتباط با افراد و گروههای اجتماعی چه سیرهای
امان از آتش دوزخ در سایهسار شناخت حق امامت
امیرمؤمنان ع در آیات و روایات-امیرمؤمنان ع نور خدا و چشمه زلال علم پروردگارشما برای اینکه معنی پاره وجود من را بدانید لازم است شخصیت امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع درباره حضرت علیبنموسیالرضا ع نقل میکنم. این روایت نشانگر این معناست که خداوند مهربان امیرالمؤمنین ع را بعد از پیغمبر ص از علم غیب بهرهمند کرده بود. کتاب خدا میفرماید علم غیب ویژه خداست اما به هرکس از بندگانش که او را بپسندد علم غیب عطا میکند. امیرالمؤمنین ع بنده خالص بنده پسندیده بنده ویژه و خاص پروردگار مهربان عالم است و قلب او با ملکوت عالم در ارتباط است. -حرم امام هشتم ع انعکاسی از نور پروردگاربهطور یقین خداوند مسئله حضرت رضا ع را به امیرالمؤمنین ع خبر داده و این نشانگر عظمت خاص امام هشتم است. ما در یک مکان معمولی نیامدهایم و اینجا انعکاسی از عرش خداست انعکاسی از ملکوت عالم است انعکاسی از نور پروردگار عالمیان است. توفیق عظیم ویژه و خاصی به ما داده شده است که ما را در این حریم در این حرم در این محل مبارک و مقدس پذیرفتهاند. از آمدن ما به اینجا معلوم میشود که خدا به ما هم نظر لطف محبت و عنایت دارد. بر این اساس ما باید قدردان خودمان باشیم و قدردانی از خودمان به این است که ارزشهایی را که به ما عنایت شده است حفظ کنیم تا غارتگران ارزشها و شیاطین روزگار این ارزشها را از ما غارت نکنند و ما را از حریم محبت خدا و عنایت پروردگار دور نکنند. -پاره تن امیرمؤمنان ع در شهر توسامیرالمؤمنین ع ننوشتهاند که چه زمانی این خبر را دادهاند؛ ایام جوانیشان بوده ایام میانسالیشان بوده یا روزگاری بوده است که در کوفه زندگی میکردند و اواخر عمرشان بوده است؛ فقط در کتابهای مهم ما نوشتهاند که حضرت فرمودند ستدفن بضعه منی فی ارض توس من زاره عارفا بحقه حرم الله جسده علی النار پاره وجود من در آینده نزدیک در سرزمین توس دفن میشود. شخصیت
پاسخهای کمک کننده به انسان
شما برایتان روشن است شخصیت امیرالمؤمنین ع شخصیت توانای شکستناپذیر است. … امیرالمؤمنین ع است که بیست جلد است خیلی خوب و عالمانه کار کرده البته ایرادهایی هم در این کتاب هست ولی منهای ایرادات کار خیلی کار فوق العادهای است. ایشان میگوید علی بن ابیطالب ع شگفتانگیز است صدها سال دشمنان او کوشیدند که از صفحهی تاریخ و زمان حذف شود پول سنگینی هم مخصوصا در زمان معاویه خرج کردند اما نشد. این یک ورق حیات امیرالمؤمنین ع که دشمنان تمام کوشش خود را به کار گرفتند که ایشان از صفحهی تاریخ پاک شود و اسمش نباشد و صدها سال دوستان و عاشقان او از ترس کشته شدن فضائلش را پنهان کردند و میترسیدند حرف او را بزنند میترسیدند ارزشهای او را برای مردم بیان کنند چون آنها را میکشتند. خیلی چهرههای معتبر در این زمینه به شهادت رسیدند؛ مانند سید بن جبیر انسان والایی بود که حافظ کل قرآن بود و عاشق امیرالمؤمنین ع بود از یاران حضرت زین العابدین ع بود وقتی دستگاه بنی امیه فهمید که این مرد طرفدار امیرالمؤمنین ع است مامور به دنبالش فرستاد شهر به شهر دنبالش کردند و او را گرفتند و پیش استاندار عراق حجاج بن یوسف ثقفی آوردند و به جرم محبت امیرالمؤمنین ع محکوم شد که او را بنشانند و سرش را از بدن در حال نشسته جدا کنند این یک موردشان است. وقتی مردم شهرها و مناطق مختلف میدیدند بنی امیه افراد را به خاطر ایمان و عشق به علی ع میکشند سکوت میکردند. حتی در کتابها آمده است که می-ترسیدند اسم بچههایشان را علی بگذارند میترسیدند کل خانواده را بگیرند و بکشند. یکی از چهرههای خیلی معتبری که به خاطر ایمان عشق و محبت به علی ع گرفتار شد و او را کشتند کمیل بن زیاد نخعی بود که سنش در زمان شهادت نزدیک به نود سال بود. مردم وقتی میدیدند شخصی مانند کمیل به عشق و بهخاطر علی ع از نظر دستگاه بنی امیه مجرم شناخته شده و او را کشتند میترسیدند حرف علی ع را بزنند. یکی از کسانی که در این زمینه به شهادت رسید میثم تمار است. میثم ایرانی بود در برخوردی طبیعی و عادی با امیرالمؤمنین ع آشنا شد. علی ع را در واقعا حد خودش درک کرد. این شخص ایرانی وقتی میدید بنی امیه میکوشند این خورشید را غروب بدهند و پنهان کنند بدون ترس ارزشهای امیرالمؤمنین ع را بیان می-کرد و بعد هم شهید شد با زجر هم شهید شد یعنی دو پا دو دست و زبانش را قطع کردند و یک نیزه به شکمش زدند تا جان داد. -شان میثم تمارمن در چند کتاب دیدم که میثم یکی دو ماه قبل از حادثهی کربلا شهید شد. به حج آمده بود و ایام حج را نایستاد چون نمیتوانست بایستد عمره بجا آورد. شنیده بود ابی عبدالله ع هم به مکه آمده است آدرس گرفت که امام کجا جا گرفته و به آنجا رفت. در زد ام سلمه همسر پیغمبر اکرم ص پشت در آمد واقعا خانم شایسته خانم درست و پاکی بود گفت کیست؟ میثم گفت من برای دیدن حضرت حسین ع آمدم اسمم هم میثم است ام سلمه گفت میثم امام حسین ع بیرون شهر رفته است گفت من عجله دارم باید بروم گفت من فکر نمیکنم بتوانی حسین ع را زیارت کنی میثم گفت مانعی ندارد سلام من را به ابی عبدالله ع برسان من دارم طرف کوفه میروم ام سلمه به او گفت میثم تو که هستی؟ من بعضی شبها پیغمبر اکرم ص سال ده هجری از دنیا رفتند حادثه کربلا در سال شصت و یک به وقوع پیوست اصلا آن زمان میثم به دنیا نیامده بود شاهد بودم که پیغمبر اکرم ص در نماز دعای و گریهی نیمهی شبش با اسم برای تو دعا میکرد. در آن زمان به دنیا هم نیامده بود چقدر زیباست انسان اینگونه شود. در معرض دعای امامزمان عج قرار گرفتن الان هم ما دعاگوی پرقدرتی داریم که پروندههای ما به محضر ایشان عرضه می-شود و ایشان از وضع ما کاملا آگاه است. طبق روایات و حتی آیات این دعاگو وجود مبارک امام عصر عج است؛ دعایش هم مستجاب است. چقدر زیباست من خودم را در معرض دعای او قرار بدهم و نام من در علم ایشان در گروه دعاشوندگان قرار بگیرد. این برنامه هم کار سختی نیست من وقتی که با کمک قرآن روایات و منبرهای درست و حسابی اهل ایمان اخلاق و عمل صالح باشم یقینا در معرض دعای ایشان قرار میگیرم اما خدایی نکرده اگر عیبی داشته باشم یا در حقم ساکت است و یا نه متاثر میشود. ناراحتی پیغمبر ص از فریاد کشیدن بر سر همسر در روزگار خودمان عالم خیلی معروفی داریم بزرگ است و نزدیک هفتاد هشتاد جلد کتاب پرمایه دارد. الان دیگر گوشهی خانه افتاده است آن وقت که سرپا بود من به خدمتشان در قم میرفتم الان دیگر قم نیست. شخصیت … شخصیت در بین تمام موجودات جهان برتریم. با یافتن پاسخ این سوالات سعی میکنیم شخصیتمان با امور پست معامله نشود بلکه میکوشیم با سلسله مقامات الهی گره بخوریم و در حد خودمان سفر معنوی بسیار با ارزشی را طی کنیم. به فرمودهی خداوند در سورهی فاطر با مرکب عمل صالح آیه را برایتان بخوانم آیهی فوق العادهای است من کان یرید العزه فاطر 10 این کلماتی که در آیه به کار گرفته شده خیلی کلمات فوق العادهای است البته اگر گویندگان عمق کلمات آیات را به مردم انتقال بدهند هم خیلی مطالب گیر مردم میآید و هم نسبت به قرآن دلبستگی شدید ایجاد میشود من کان یرید العزه فاطر 10 این کلام الله است هر کسی خواهان قدرت شکستناپذیر است معلوم است پروردگار در آیهی شریفه شاه شدن رئیس جمهور شدن و بزرگ شدن در امور مادی را نمیگوید چون جملات بعد از این جمله نشان میدهد که مراد از توانمندی شکستناپذیر در جهت معنویت است. به شهادت رسیدن در راه امیرالمؤمنین ع
شرح عبارت «يُهَوِّنُ كَبيرَ الْجَرائِمِ ...» از خطبه 86 نهج البلاغه
امیرالمؤمنین ع را جا انداخته بودند. چه گناهی کبیره تر از گناه حمله به شخصیت امیرالمؤمنین ع و کشتن ابی عبدالله ع ؟ چقدر برای قاتلان سبک کرده بودند که راحت آمدند و این جنایت را مرتکب … امیرالمؤمنین ع هستند و اینطور خودشان را جا میاندازند که آسیب اینها به تاریخ بشریت و مردم ساده لوح از آسیب مار وعقرب بیشتر و خطرناکتر است. شما ببینید گردنش را کج کرده است با یک لباس مندرسی نشسته حسن بصری میخواهد وضو بگیرد مریدانش هم منتظر هستند که حضرت آقا بیاید در محراب بایستاد حالا آیات جهاد قرآن را شما در نظر بگیرید روایات پیغمبر را در باب ناکثین و مارقین و قاسطین در نظر بگیرید مجوز پیغمبر را در جنگی که امیرالمومنین بخاطر عمل نکردن به قرآن با اینان دارد را همه را کنار هم بچینید. عصمت امیرالمومنین را هم لحاظ بکنید آنوقت این امیرالمومنین به این حسن بصری میگوید این وضویی که داری میگیری در آبش داری اسراف میکنی چقدر آب برای وضو روی زمین میریزید با یک لیوان معمولی هم میشود وضو گرفت اسراف نکن.برگشت به امیرالمومنین گفت خودت را نصیحت کن که خون هزاران را نفر در جنگ صفین ریختی آنها اسراف نبود این یک ذره اسراف است.اینها از همان چهرهها هستند دایه مهربانتر از مادر سلمانتر از امیرالمؤمنین با این حیوانهای انسان نما معلوم نیست چند میلیارد انسانها گمراه شدند و به جهنم رفتند.یک متنی را جلال الدین در مثنوی دارد که شنیدنی است جمله عالم زین سبب گمراه شد کم کسی ز ابدال حق آگاه شـدهمسـری بـا انبیـا بـرداشتنــد اولیا را همچون خود پنداشتند گفته اینک ما بشر ایشان بشـر ما و ایشان بسته خوابیم و خورچه فرقی بین ما و ائمه است؟ اینها پله پله شخصیت … ع باید همیشه مد نظر داشت بخصوص در سخنرانیها در دعای افتتاح انت ارحم الراحمین فی موضع العفو و الرحمه رحمت او کم نیست بی نهایت است من اگر استعداد گرفتنش را نداشته باشم این دلیل بر این نیست که آنجا کم دارد یا نقض وجود دارد. رحمت هست ولی میلیاردها نفر استعداد گرفتنش را در خودشان با روی آوردن به شیاطین و مکتبها کشتند اینها در بین مردم در این کارشان هم ژست معلمی میگیرند ولی در حقیقت قاتل شخصیت انسانند به جای اینکه معلم باشند. اینها وقتی بین مردم قرار میگیرند گردنی کج میکنند و چهره ای میگیرند و با همین قیافه گرفتنها در روزگار بنی امیه و بنی عباس ملت را جذب خودشان کردند در مقابل امام صادق ع میایستادند که این لباس نرم و راحت را برای چه پوشیدی تو که پسر پیغمبری و پسر علی بن ابی طالب هستی و اجداد تو همه زاهد بودند امام در این جا چارهای نداشتند لباس را کنار زدند و یک لباس زبری را زیرش پوشیده بودند نشان دادند و گفتند این را برای خدا پوشیدم اما تو لباس زبرپشمینه صوفی منشانه را برای مردم پوشیدی زیرش هم یک پیراهن خیلی نرم به تن کردهای. یقول اقف عند الشبهات از این بازیگرها در زمان ما هم هستند میگویند آقا ما هیچ دعوتی را برای مهمانی قبول نمیکنیم چون خیلی به غذای مردم اعتماد نداریم در حالیکه ما قانون داریم در اسلام که کل شی هو لک حلال حتی تعلم انه حرام بعینه اینجا دیگر جای ناز و غمزه کردن و قیافه گرفتن و پشت چشم نازک کردن و خود را اهل خدا نشان دادن و مثل یهودیها یزکون انفسهم که در این تزکیه نفس که بمعنای خودستایی است در این آیه که میگویند ما از شبهه فراری هستیم جایی نمیرویم. بل الله یزکی من یشا خدا باید بر اساس یک ملاک از آدم تعریف کند خود ستایی که سینه سپر کردن در مقابل پروردگار است. آنچه که فضلیت دارد ما اصابکم من حسنه فمن الله به خود بستن آن مبارزه با توحید است. یقول اقف عند الشبهات و فیها وقع این ماهی شناگری در شبهات است جلوی تو میگوید من اهل شبهه نیستم اما شناگر در شبهات است خوب میخورد و به دروغ میگوید من نیستم چه شبهه معنوی چه شبهه مادی و یقول اعتزل البدع میگویند این حرفهایی که من میزنم اشتباه نکنید بدعت در دین نیست ما بر اساس یک سلسله حقایق داریم برای شما مطلب میگوئیم. و یقول اعتزل البدع و بینها اضطجع در رختخواب بدعت دارند غلت میزنند. در خطبه 38 امیرالمؤمنین
نهجالبلاغه، بیانگر ارزشهای فکری و علمی امیرالمؤمنین(ع)
شخصیت متکلم است و با گفتار گوینده میتوان درون وضع و موقعیت او را ارزیابی کرد. مثال سادهاش نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه است. با نهجالبلاغه میتوان پی برد که وجود مبارک امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع دانشگاهها در یونان ایران جندیشاپور بهعنوان علم به تمام دانشجویان میگفتند این نورهای کوچک چشمکزن میخهای نقرهای هستند که به سقف آسمان کوبیدهاند. این مسئله با آمدن دانش در قرن هجدهم به بعد و پیدا شدن گالیله و کپرنیک از دانشگاهها جمع شد. آنها دیدند این دروغ شاخداری است؛ نه اینکه بهعنوان دروغ ساخته باشند بلکه آنها بهعنوان علم ارائه کردند و همه دانشجویان یونان ایران هند و اسکندریه قبول داشتند. تا قرن هجدهم هم قبول داشتند که اینها میخهای نقرهای نورانی است که به سقف آسمان کوبیدهاند. اما امیرالمؤمنین ع برخلاف کل دانشگاههای زمان خودش روی منبر کوفه اینکه من میگویم برای کتابهای الآن نیست. شما به کتابهای قرن سوم مراجعه کن 1200 سال پیش نقل کردهاند فرمودند هذه النجوم کل این ستارگان مدائن کمدائنکم هر کدام کره منظم و آبادی مانند کره زمین شماست. مانند نه در حجم و اندازه؛ یعنی آنجا هم کوه نور و خاک وجود دارد کرویشکل و در حرکت هستند شب و روز دارند. حضرت این را روی منبر مسجد کوفه گفتند. این عجیب نیست که فکر امیرالمؤمنین ع تا کجا پرواز میکرده است؟ آینده و گذشته پیش ایشان بود. -وجود تمام مسائل گذشته و آینده در قرآن کریمحضرت مطلبی هم راجعبه قرآن دارند و این خیلی عجیب است که به مردم فرمودند میدانید این قرآن چه کتابی و چه معدنی است؟ بعد فرمودند الا ان فیه علم ما یاتی و الحدیث عن الماضی تمام مسائل آینده در این قرآن هست تمام مسائل گذشته در این قرآن هست. علم ما یاتی یعنی دانش آینده نه خبر آینده مطلب از کل گذشته عالم در این قرآن هست. اگر به شما بگویم قرآن مجید را باز کنید و کل آینده و گذشته را از دیدگاه قرآن ببینید نمیتوانید ببینید. چرا نمیتوانید؟ چون علم و فکرش را ندارید. بعد حضرت میفرمایند قرآن که با شما حرف نمیزند از من بپرسید که قرآن نسبت به گذشته تا ابتدای کار چه میگوید؟ نسبت به آینده تا آخر کار چه میگوید؟ خود قرآن که زبان گفتن ندارد و من زبان قرآنم. -فرصت اندک اما پربار امیرالمؤمنین ع برای بیان علم آنوقت این انسان را 25 سال معطل کارگری در باغها کردند شما شنیدهاید یا دیدهاید؟ اگر دیدهاید به من هم بگویید که در زمان آن سه شاه امیرالمؤمنین ع یک منبر رفته است؟ گذاشتند یک نامه بنویسد؟ یکبار به او مهلت دادند که گوشهای از علمش را نشان بدهد؟ هیچجا نیست شروع حرف زدن امیرالمؤمنین ع از روزی بوده که عثمان را کشتند و با حضرت بیعت کردند. این شروع روز حرف زدنش است. چقدر به او مهلت دادند تا حرف بزند؟ چهارسال و هفتماه؛ بعد هم او را در مسجد شهید کردند. در همین چهارسال و هفتماه ده برابر نهجالبلاغه حرف علمی قلبی و فکری زده که چاپ هم شده است؛ یعنی یک نهجالبلاغه جلد اول است نهتای دیگر هشتصد نهصد صفحه جلد دوم تا دهم است؛ اینها هم غیر از روایاتش است که در فقه و اخلاق بیان شده است. غیر از این حدیثهایش و غیر از این ده جلد یازدههزار کلمه قصار حکمتآمیز دارد که آنهم در شش جلد بهوسیله یکی از بزرگترین دانشمندان زمان صفویه آقاجمال خوانساری تدوین شده است. شما فکر کن یا کتابهای خارجی را ببین آنها هم کلمات قصار دارند؛ مثلا شکسپیر چندتا کلمه قصار دارد؟ کانت یا دکارت چندتا کلمه قصار بهدردبخور دارند؟ به بیستتا نمیرسد تازه اینها چقدر درس خواندهاند و دانشگاه دیدهاند؟ امیرالمؤمنین ع 1500 سال پیش یازدههزار کلمه قصار دارد که یک بخش آن در آخر نهجالبلاغه حدود سیصد چهارصدتاست. همین کلمات کوتاه امیرالمؤمنین ع عقل را دیوانه میکند که یک نفر چقدر علم و فکر دارد ادامه ندهم شعری از سعدی بخوانم؛ سعدی سخن حکیمان را ترجمه کرده که گفتهاند سخن صفت درون متکلم است و حالا سعدی خیلی زیبا توضیح میدهد تا مرد سخن نگفته باشد ××××××××××× عیب و هنرش نهفته باشد میگوید بگذار یک مرد یک زن یک دانشجو یا یک عالم حرف بزند و شخصیتش را از حرف زدنش بفهم. حالا من از شما عزیزانم شما خواهران و مادرانم میپرسم که آیا درک شخصیت … شخصیت وجود مبارک امام سجاد ع است. توضیح مختصری با مثال زدن به نهجالبلاغه در این مسئله عرض کنم. خوشبختانه امروز راه ورود به مسائل علمی برای همه باز است و شما میتوانید از طریق ابزارهایی که در اختیار است به سراغ دانشمندانی بروید که مسائل علمی طبیعی فیزیکی و دینامیسم عالم را درباره شروع خلقت بیان کردهاند. البته نمیشود گفت این دانشمندان زحمتکشیده چه در شرق و چه در غرب به کامل مطلب دست یافتهاند. به آنچه دست یافتهاند قابلقبول است و بخشی از یافتههایشان را نهجالبلاغه تایید میکند. عکس آن را فکر نکنید که کشفیات دانشمندان نسبت به جهان و شروع آفرینش نگاه امیرالمؤمنین
بزرگیِ بینهایت در سایۀ شناخت پروردگار
شخصیت حضرت. اینقدر هست که بانگ جرسی میآید تمام آنهایی هم که همین مقدار شناخت را از امیرالمؤمنین ع ندارند گیر انواع سامریها افتادهاند.بر امت روزگارت افسوس … امیرالمؤمنین ع چه ظرفی در این عالم برای ارزیابی امیرالمؤمنین ع یا صدیقه کبری س هست؟ در روایات درست و صحیح شیعه داریم که اگر خداوند امیرالمؤمنین ع را نمیآفرید برای فاطمه زهرا س کفو و هموزنی وجود نداشت و اگر زهرا س را نمیآفرید هموزنی برای علی ع در این عالم نبود. کدام ترازو میتواند اینها را بسنجد؟ خود اینها ترازوی خدا هستند و نمیتوان ترازو را با ترازو کشید. ترازو ترازوست و به کشیدن نیاز ندارد. ترازو از نظر محاسبات هندسی و ریاضی خودش وجودی مستقل است؛ حالا ما بگوییم که این ترازو را با آن ترازو بکشیم تا ببینیم این ترازو درست است خود آن ترازو میکشد و غلط و درست بودن را نشان میدهد. در زیارت وجود مقدس حضرت مولیالموحدین ع هم میخوانیم السلام علی میزان الاعمال کل اعمال امت را در قیامت با وجود او میسنجند. اگر درست یادم مانده باشد این روایت در رساله عملیه آیتاللهالعظمی بروجردی باب نماز جماعت آمده بود اگر نماز جماعت از ده نفر بگذرد و یازده نفر بشود دریاها مرکب و جن و انس هم نویسنده بشوند تا ثواب این نماز جماعت را بنویسند عمر اینها تمام و مرکبها هم خلاص میشود ولی آن نماز جماعت ارزیابی نمیشود. حالا گنجایش آن ترازو را ببین که میلیاردها نماز جماعت امت را در قیامت با علی ع میسنجند میلیاردها حج مردم میلیاردها عدالتکننده و میلیاردها متهجد را با او میسنجند -صدیقۀ کبری س همکفو با امیرالمؤمنین ع این چه ترازویی است که بینهایت در آن جا میگیرد و کفو او فاطمه س است؟ یعنی هرچه درباره امیرالمؤمنین ع میگویی عینا درباره صدیقه کبری س هم بگو؛ چون فرمودهاند که اگر زهرا س نبود علی ع کفوی نداشت و اگر علی ع نبود زهرا س کفوی نداشت. روایاتی در همین باب شخصیت … امیرالمؤمنین ع درباره آنها میفرمایند وجودشان مثل تک علفی روی زباله در زباله انواع گناهان و بداخلاقیها روییده است. وگرنه وقتی به شما مردم مؤمن پاک میرسد امر واجب میکند که و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداه و العشی یریدون وجهه با اینها بمان صبر و استقامت کن. اینها مردمی هستند که شبانهروز عبدالله هستند و در تمام لحظات غیر از ذات او را قصد و هدف ندارند. پیش اینها بمان و با اینها باش. صراط مستقیم راه پروردگار برای رسیدن به توحیداین مهم است که انبیا و اولیا چگونه مردم را به خدا شناساندند؟ چگونه به آنها فهماندند که کارگردان کلیددار مالک مربی و خالق یکی است. اینجا اگر پای دوئیت به میان بیاید تفرق بکم متلاشیتان میکند؛ عقلتان را تخریب روحتان را تکهپاره و اعمالتان را انحرافی میکند. وقتی هر تکه از شما در دست یک شیطان افتاد میخواهید چهکار کنید؟ اینها راه را برای رسیدن مردم به توحید نشان دادند که اسم این راه هم بنابر نامگذاری خود پروردگار صراط مستقیم است و این صراط هم راه خودش است. در قرآن میخوانیم و ان هذا صراطی مستقیما سوره انعام آیه 153 . صراطی مثل بیتی کتابی و عبدی با یا متکلم آمده است و این خیلی مهم است خدا میفرماید که خیال نکنید این راه را یک نفر دیگر برایتان ساخته پیش روی شما قرار داده و این جاده را برای شما باز کرده است. این راه کار خود من است بهخاطر عشقی که به شما داشتم؛ چون صانع مصنوعش را دوست دارد. نجاری که یک صندلی یا در خیلی زیبایی میسازد ولو اینکه بفروشد آن را دوست دارد؛ چون پدیده از فکر خودش است و این صندلی یا در بهشکلی به او اتصال دارد این اتصال هم از بین نمیرود. -خداوند عاشق بندگانخدا هم بندگانش را دوست دارد به بندگانش محبت دارد و عاشق آنهاست؛ بهخاطر این محبت و عشق هم خودش این جاده را پیش روی آنها باز کرده است. جالب است که واجب شرعی فقهی کرده تا در شبانهروز ده بار نام این جاده را تکرار بکنند؛ یعنی تکرار با توجهی که جاده بهصورت نور در وجودشان تجلی کند. گفتن اهدنا الصراط المستقیم واجب است آنهم ده بار در شبانهروز. حالا آنهایی که اهل مستحبات هستند در شبانهروز چهلپنجاه بار میشود؛ آنچنان هم باید توجه بدرقه این تکرار بکند که با وجود انسان یکی بشود و اهدنا الصراط المستقیم را در حال غفلت نخواند بلکه در حال بیداری بینایی و توجه بخواند و این را قدر بداند که خداوند این جاده را برای او باز کرده است. -سرازیری جهنم انتهای جادۀ شیاطینهمه انبیا و اولیا یعنی ائمه طاهرین و اهلبیت علیهمالسلام این جاده را نشان دادهاند که راه این است؛ اما ولا تتبعوا السبل سوره انعام آیه 153 هزاران جادهای که شیاطین و فرهنگهای ایسم دار به روی شما باز کردهاند جاده نیست و سرازیری بهطرف جهنم است. جهنم پست است و اگر کسی بخواهد به ته دره برود باید سرازیر شود. سنستدرجهم من حیث لا یعلمون سوره قلم آیه 44 اینها در این سرازیری افتادهاند و نمیفهمند آخر این سرازیری هم درهای به نام دوزخ است. -حرکت در صراط مستقیم حرکتی صعودیاما صراط مستقیم جادهای است که ائمه ما میفرمایند از انسان تا پروردگار کشیده شده و چون پروردگار رفعت بینهایت است حرکت در این جاده هم آدم را به بینهایت بزرگ میرساند. این حرکت یک حرکت صعودی است که در سوره فاطر هم خیلی واضح به این معنا اشاره شده است و خداوند میفرماید الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه سوره فاطر آیه 10 برخلاف جاده دوزخ که بهشدت سراشیبی و سرازیری است صراط مستقیم از نظر معنویت بهشدت دارای صعود و بلندی است. حالا اگر بخواهی به او برسی یعنی به آن ضمیر الیه برسی که خداست باید به حرف انبیا قرآن و اولیای خدا عمل کنی. آنوقت وجود خودت هم چون به او اتصال پیدا میکند بینهایت بزرگ میشود. ظرف محدود انسان و بزرگی بینهایت آیات بزرگ الهی-گنجایش محدود قلب بشر در ارزیابیاز باب مثال و نمونه بهراستی امیرالمؤمنین ع و صدیقه کبری س در ارزیابی میگنجند؟ اصلا ارزیابیها ظرف آنها نیست و نمیگنجند؛ چون ظرف محدود است علی ع و زهرا س بینهایت بزرگ هستند. اگر اینگونه نبود چرا پیغمبر ص به امیرالمؤمنین ع فرمودند که کسی غیر از من و خدا تو را نشناخت؟ یعنی معرفت تو در قلبها و این عالم گنجایش ندارد و این مقداری که ما امیرالمؤمنین ع را میشناسیم دورنمایی از شخصیت
خطر سوءخلق در وجود انسان
امیرالمؤمنین ع است ولی وقتی آتش عشق به ریاست اعلیحضرت و رئیس شدن در قلبشان شعلهور شد چندهزار نفر را برای کشتن امیرالمؤمنین ع به میدان جنگ کشیدند. این بدخلقی است. چرا خدا در آیه 180 سوره آلعمران و سوره مبارکه توبه علنی میگوید که اگر بخیل توبه نکند اهل دوزخ است؟ چون زشتی اخلاق خیلی خطرناک است. ما شاید خودم را میگویم دارای چند رشته زشتی اخلاق باشم و غافل هم باشم خودم خبر نداشته باشم که شیطان در درونم چه چراگاهی ایجاد کرده است. این بسیار خطرناک است -حسادت مردم مدینه به شخصیت
درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد بیست و هفتم
امیرالمؤمنین ع میگوید بیایید من حقتان را به شما بدهم در دامن هر سربازی هر فردی یک مشت پر پول میریزد. هر کسی که میرود پولها را میشمارد میبیند ششصد درهم است یعنی به یک کسی پانصدو نود و نه درهم نداد به یک کسی هم ششصد و یک درهم نرسید. آخرین کپه پولی که ماند دیگر کسی نبود بدهد فرمود این هم سهم خود من سهم خودش هم شد ششصد درهم. در این حال یک سرباز آمد گفت داداش من هم میخواست در این جنگ شرکت کند من رفتم سراغش که بیاورمش به شدت بیمار بود افتاده بود در رخت خواب ناله میزد و گفت داداش خیلی دلم میخواست به کمک امیرالمؤمنین بیایم. حضرت فرمود اگر داداشت نیت داشته با ما باشد پس با ما بوده است این ششصد درهم را بردار ببر بده به برادرت.در روز داشتن انفاق میکند روز نداشتن میآید یک دانه نان خود را انفاق میکند و افراد خانوادهاش هم به دنبال او انفاق میکنند برای همین خاطر سوره مبارکه دهر نازل شد و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا ملیونی که ندادند اینجا یک دانه نان خالی امیرالمؤمنین ع داد یک نان خالی هم حضرت زهرا س یک دانه نان خالی هم حسن و حسین ع . روز نداری بود و انفاق کردند اینها محسن هستند. و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس آن کس که در موقع عصبانیت مقابل همسرش مقابل رفیقش مقابل یک راننده در خیابان خشمش را میخورد و العافین عن الناس آن هم در حال قدرت.آخر یک وقت انسان اشتباه کار را میبخشد چون قدرت ندارد در روایت دارد امیرالمؤمنین ع داشتند تشریف میبردند از یک راهی دو نفر یک سوسماری از جلویشان آمد رد بشود به مسخره و به استهزا و برای شکستن شخصیت
واقعه کربلایِ امام حسین(ع) تاکنون میلیاردها بیدین را دیندار کرده است
امیرالمؤمنین ع و صدیقه کبری س . پیغمبر ص درباره امیرالمؤمنین علی ع میفرمایند اگر ایمان علی ع را به جنس قابلکشیدن تبدیل کنند و در یک کفه ترازو بگذارند تمام آسمانها و زمین را در کفه دیگر بگذارند ایمان علی ع سنگینی میکند. حضرت زینالعابدین ع نیز درباره عبادت امیرالمؤمنین ع به جابر فرمودند چه کسی طاقت عبادت جدم علی ع را در این عالم دارد؟ اخلاق عاطفی امیرالمؤمنین ع هم بینظیر است و نمونه آن نوع برخورد حضرت با ابنملجم بود. استاد انصاریان ادامه داد درباره مادر ابیعبدالله ع هم شیخ صدوق ره نقل میکند که پیغمبر ص میفرمایند بهشت مشتاق چهار زن یعنی آسیه س همسر فرعون مریم س مادر عیسی ع خدیجه س و حضرت فاطمه س سیده نساالعالمین است. انتقال خلقیات و کمالات از پدر به فرزندمحقق مفسر و پژوهشگر علوم قرآنی با بیان اینکه همه خلقیات حضرت علی ع به ابیعبدالله ع انتقال پیدا کرده است گفت طبق علوم روز از طریق ژن و وراثت بسیاری از ویژگیها به نسلهای بعدی انتقال مییابد و اخلاق ایمان عمل عقل علم فکر عبادت کرامت شخصیت
موضوع اخلاقی - جلسه هیجدهم - علی (ع ) مصداق پاكيها
امیرالمؤمنین ع می فرماید او وجود مبارکی است که نسبت به بندگانش کمترین ستمی روا نمیدارد نه در دنیا و نه در آخرت کمبودها نقص ها و عیب ها هم در هر شکلی که در زندگی مردم رخ نشان می دهد کارخانه تولیدش را خود مردم می دانند. ان الله لا یظـلم الناس شیـا و لـکن الناس انفسهم یظـلمون. خداوند متعال به کمترین چیزی به بندگانش ستم روا نمی دارد این مردم هستند که خودشان زمینه ستمکاری بر خودشان را فراهم می کنند. خیلی حرف زیبایی است امیرالمؤمنین ع اعتقادش این است که عیب های زندگی نقص های زندگی کمبودهای زندگی مشکلات زندگی و دردهای زندگی را با عادل شدن معالجه کنید و الا تا در جامعه ستم هست طبعات ستم هم خواهد بود آثار ستم هم خواهد بود. رهایی از آثار ستم به این است که همه تصمیم بگیرند آدمهای پاکی بشوند انسان های عادلی بشوند انسان های با انصافی بشوند. نهایتا حرف اسلام این است که کلید حل مشکلات متخلق شدن همه به اخلاق پروردگار است. اگر یک نفر ستمکار هم بین مردم باشد باز کشتی حیات عیب پیدا خواهد کرد و خیمه حیات دچار تنگنا خواهد شد. در قیامت هم همین طور با این که مــلک یوم الدین است قدرت واحد و تمام مهار قیامت به تنهایی به دست اوست. در قرآن مجید می فرماید به اندازه رشته نازک وسط هسته خرما که به زحمت هم به چشم می آید یا در آیات دیگر می فرماید به اندازه سوراخ ریز میان هسته خرما به احدی ستم روا نخواهم داشت. این طور نیست که در بازار قیامت بگویم این طرفم فرعون است این نمرود است این شمر است این یزید است و با این اوضاعی که در دنیا داشتند بیش از حد جرمشان توی سرشان بزنم نه جریمه به اندازه جرم است خداوند ستم نمیکند. منفعت این دیدگاه یک منفعت این نظر پاک این است که هیچ گاه انسان گلایهمند و شاکی از وجود مقدس او نمیشود. وقتی که آنجا را در اوج عدالت ببیند و ستمکاری و مولدش را انحراف فکری و روحی خود انسان بداند تمام درهای گلایه و شکایت از پروردگار عالم به روی ذهن بسته می شود آن وقت رابطه آدم با پروردگار عاشقانه می شود بی رغبتی به حق در دل پیدا نمی شود کسالت از حق در باطن پدیدار نمی شود و خستگی از حق برای انسان نمی آید. بلکه انسان در این سیر فکری پاک روز به روز بر عشق و ایمان و ارتباط و عبادت و حرکتش به جانب مقام قرب اضافه میشود. این پاکی و عشق تا جایی می رسد که نوشته اند روز عاشورا هر چه بر اباعبدالله ع میگذشت برافروختگی چهره او بیشتر می شد و زمانی که شمر تیزی خنجرش را می خواست به گلوی حضرت بکشد سید الشهدا ع لبخند زد این لبخند خیلی معنی داشت معنایش هم این بود که تمام وجودم از محبوبم در اوج رضایت قرار دارد و آنچه میگذرد مربوط به انحراف انسان است نه تقدیر و عمل پروردگار. این نظر وجود مبارکشان به پروردگار در جهت فعل پروردگار است. احکام حضرت حق و اما درباره احکام پروردگار می فرماید عدل علیهم فی حکمه . پروردگار عالم در فرمان دادن به بندگانش فقط و فقط عدل را رعایت میکند. و قام بالقسط فی خلقه. و تمام حیات بشر را در سیطره عدلش اداره میکند و ستم ها مربوط به خودشان است. انسان از دیدگاه علی ع و اما نظرشان در رابطه با انسان خیلی نظر شگفت انگیزی است. یک گروهی در زمان خود امیرالمؤمنین ع در اوج هواپرستی و خودپرستی و جهالت که خطرناکترین بیماری ها و کاملا بر ضد خدا قرار گرفتن است چنان با شخصیت
English