سؤال قدیمی از کجا آمدهام -مبدا آفرینش ارادۀ خداوندیک سؤالی که از قدیمیترین روزگار برای انسان مطرح بوده این است که از کجا آمدهام؟ . … خیلی جای خوبی است از همهجا بهتر است البته اگر آدم قدر بداند.حرفم تمام؛ یک سؤال جواب داده شد که از کجا آمدهام و معلوم شد از کجا آمدهام. … کجا آمدهام؟ اینجا کجاست؟ قرآن اینجا را هم در سوره حدید و چند سوره دیگر جواب میدهد. بهنظر میرسد امیرالمؤمنین ع پاسخ پرسش دوم را در نهجالبلاغه بهصورت تحلیلی بیان کرده است که تو کجا آمدهای شما وقتی آن آیه سوره حدید و تحلیل امیرالمؤمنین ع را بشنوید برایتان ثابت میشود که دنیا طلای 24 عیار است؛ همین دنیا با اینهمه گرگ قاتل دزد بخور و ببر رشوهگیر و زناکار در آن هست. این آشغالها و علفهای هرز را نبین خود اصل ساختمان جهان را از
242 مطلب یافت شد
خودشناسی، عامل سودمندی انسان
؟ به کجا آمدهام؟ برای چه آمدهام؟ به کجا میخواهم بروم؟ شگفتیهای قرآن از عالم خلقتاگر مردم به کتاب خدا … اگر خودم را بشناسم ارزانفروشی نمیکنم.حالا سؤال اول که از کجا آمدهام قرآن این را خیلی زیبا و باحال جواب میدهد. … پاسخ قانعکنندۀ مکتب اسلام به سؤالات انسان-نظام زندگی براساس پاسخهای دینبرای شناخت خود و وضع خود چند سؤال مطرح است من کیستم؟ از کجا آمدهام؟ به
چرا باید معتقد به دین خاصی بود؟
اساسی بشر که همیشه مطرحبوده پاسخ صحیح و حقیقی میدهد چه در گذشته و عصر جاهلیت و چه در زمان حاضر و عصر مدرن؛ سؤالاتی مانند این که کیستم؟ از کجا آمدهام … کجا میروم؟ برای چه آمدهام و با کیستم؟2 - کاهش رنج و درد انسانها مسلما هر انسانی در زندگی خود با سختیها و مشکلاتی روبرو است و این مسئله برای انسان اجتنابناپذیر است؛ به فرموده خداوند در قرآن خلقت و آفرینش انسان با سختی است و سختیها و مشکلات همیشه با انسان است"و لقد خلقنا الانسان فی کبد". بسیاری از
بازگشت به اصل خويش
چقدر مولوی زیبا گفته است روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنماز کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر؟ ننمایی
بازگشت به اصل خويش
چقدر مولوی زیبا گفته است روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنماز کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ؟
عظمت شخصیت انسان در معارف اهل بیت (ع)
از کجا آمده است و در کجا به سر میبرد و به کجا میرود. 2 محتوای تمام کتب آسمانی و سخنان انبیای الهی و ائمه معصومین ع نیز پیرامون همین سه مساله اساسی و بسیار مهم است. عمل در دنیا و حساب در آخرتپیامبر اکرم ص میفرماید فانکم الیوم فی دار عمل و لا حساب و انتم غدا فی دار حساب و لا عمل 3 ای مردم بدانید که فردای قیامت هیچ کاری از دستتان بر نمیآید. به محض ورود به محضر پروردگار عالم مورد سوال قرار میگیری که چه کردهای با خودت؟ چه برای روز قیامت آوردی؟ چه مقدار از عمرت را صرف بندگی خدا کردهای؟ چه مقدار از زندگیات را با زندگی ائمه ع مطابقت دادهای؟ قرآن کریم چه اندازه در زندگیات جریان داشت و به کدام یک از آیات آن عمل کردهای؟ کدام یک از اعمال و رفتارت برای کسب رضای خداوند بوده است؟ یا حسره علی العباد ما یاتیهم من رسول الا کانوا به یستهزئون 4 وای به حال کسانی که از انبیای الهی ع جدا شدهاند و دین خداوند را سبک انگاشتهاند و نسبت به دستورات آن بیتفاوت بودهاند. حسرت برای کسی است که شصت سال سر سفره خداوند نشسته و روزی خورده است انواع لباسها را پوشیده و لذت برده است و برای یک بار هم یاد خدا نکرده است. ساعتی با خود نیاندیشید که من از کجا آمدهام
آغوش باز خداوند بر اهل معرفت
کسی که حداقل سؤالات از کجا آمدهام به کجا آمدهام برای چه آمدهام و به کجا خواهم رفت برای او روشن نشود از همۀ عمرش به هر اندازه که طولانی باشد بهرهای … آغوش باز خداوند برای مؤمنینبه اول منبر برگردم؛ کسی که اصلا خودش را نشناخت که از کجا آمدهام به کجا آمدهام میخواهم به کجا بروم و برای چه آمدهام
برترى ارزش عمر بر ساير نعمتها
خود کرده ملائکه را مستخدم خود کنیم.بازگشت به اصل خویشچقدر مولوی زیبا گفته است روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنماز کجا آمدهام … کجا میروم آخر؟ ننمایی وطنممرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساختهاند از بدنم و حافظ میسراید من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم ما در وجود آدم و حوا علیهما السلام به صورت بالقوه بودیم. اولین جایی که به ما دادند یادم اسکن انت و زوجک الجنه صورت سیرت و طبع ما در اصل بهشتی است پس حرکات ما نیز باید بهشتی باشد. با آن حرکات است که طبع صورت و سیرت بهشتی بودن را میتوانیم نگهداریم؛ و العمل الصلح یرفعه نعمت عمر چه جایگاهی دارد؟ جز اعظم نعمتهاست. این نعمت شکر میخواهد.برتری ارزش عمر بر سایر نعمتهادر میان جمیع نعمتهایی که به ما مرحمت شده است مادر و ظرف همه نعمتها عمر است. عمر نبود که این همه نعمت نداشتیم اما چون هستیم تمام عالم را برای ما نعمت است وسخر لکم الیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخر ت بامره یعنی همه این نعمتها را به طور رایگان در استخدام تو گرفتم. اگر کره زمین روز نداشت ما میخواستیم روز و شب نور خورشید و ماه را بخریم اصلا نمیشد. آنچه که در این عالم هست برای شما رام و مسخر کردم و در اختیار شما قرار دادم ولی همه اینها در ظرف عمر طلوع میکند و الا اگر عمر و زمان در اختیار ما نبود طلوع نعمت معنا نداشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله روی منبر به مردم رو کرد و پرسید بالاترین نعمت خدا چیست؟ هر کسی اجازه گرفت بلند شد و نعمتی را ذکر کرد و حضرت فرمود این نعمت خوبی است اما جواب سؤال من نیست. همه حرفهای خود را زدند آخرین نفر وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام از جا بلند شد عرض کرد بالاترین نعمتی که خدا به ما داده است نعمت بودن است. این عمر نعمت خیلی بزرگی است. 1 اگر خاک بودیم هر چه حیوان هست از روی ما رد میشد اما خداوند مشتی از خاک را جمع کرد و از طریق نطفه و رحم مادر ما را از حالت خاک بودن درآورد این بدن روح عقل گوش چشم هوش و این موجودیت را به ما داد. بعد از این وجود نعمتهایی داده است که ما با هزینه کردن صحیح آنها میتوانیم عرش را پاانداز خود کرده ملائکه را مستخدم خود کنیم.بازگشت به اصل خویشچقدر مولوی زیبا گفته است روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنماز کجا آمدهام
خودشناسى و ارزش آن
؟ برای چه آمدهام؟ در این سرا چه میکنم؟ وظیفه من چیست و از این جا به کجا میروم؟روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل ز احوال دل … خویشتنمز کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنمماندهام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی از این ساختنمتا به … معنوی بشناسد و از آغاز و انجام خود آگاه شود طبعا با سؤالات گوناگونی از این قبیل مواجه میشود من کیستم؟ چگونه ساخته شدهام؟ کی مرا ساخته؟ از کجا آمدهام
دین به انسان برای بر آوردن نیازش چه کمکی می کند؟
این پرسشها پرسشهای مهم همه انسانها هستند از کجا آمدهام برای چه آمدهام به کجا خواهم رفت؟واقعیت آن است که عقل به این پرسشها جواب قابل قبول ارائه
فهم چگونهزیستن، باارزشترین علوم
این پنج مسئله همواره برای بشر مطرح بوده است کیستم؟ از کجایم؟ به کجا آمدهام؟ برای چه آمدهام؟ کجا من را میبرند؟ این ۷۲ نفر این پنج مسئله را خیلی … از کجایم؟ یعنی من که اینجا نبودم و مرا آوردهاند قبلا کجا بودهام؟ اینها خیلی دقیق بستر اولیه را فهمیده بودند انا لله کجا بودم و آن لله و الله من را کجا آورده است. اینجا کجاست؟ اینها با درسهای امیرالمؤمنین ع فهمیده بودند که دنیا مسجد احبا الله 8 مسجد عاشقان و دلباختگان خداست. با دنیا معامله مسجد میکردند و میگفتند بستر حرام نیندازید که این مسجد نجس میشود. این مسجد جای روابط نامشروع نیست گناه بسیار بزرگی است. حقیقت حجآنها خیلی خوب فهمیده بودند محراب این مسجد حقیقت ابراهیمیه است که خدا در سوره حج به او میگوید واذن فی الناس 9 به تمام مردم جهان اعلام کن برای حج بیایند اما نه بهسوی کعبه منا مشعر عرفات و صفا و مروه؛ یاتوک 10 بهطرف تو بیایند. بیت صفا و مروه منا عرفات و مشعر تویی؛ این دیوارها به نام صفا و مروه این بیابان به نام عرفات و مشعر این مسجدالحرام و بیت از وجود تو ظهور کرده است و حقیقت همه اینها در تو بوده. یاتوک نه بیایند حاجی شوند بلکه انسان ابراهیمی شوند. اگر اینطور حج نشود حج صحیح و درستی انجام ندادهاند.خر عیسی گرش به مکه برند چون بیاید هنوز خر باشد 11 اگر بنا باشد بروم مکه و باز هم غرق در گناهان باشم زن و بچهام بیحجاب باشند هر شب تا صبح حتی با بچه دوسالهام پای کثیفترین ماهوارهها باشم؛ این همان خر عیسی است که گرش به مکه برند چون بیاید هنوز خر باشد . باید رفت که ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام شد نباید یک خانه مکعبشکل را تماشا کرد بدنی را به آن تماس داد چند قدم در یک جاده سرپوشیده به نام صفا و مروه رفت و آمد یک بعدازظهر در عرفات نشست و یک شب تا صبح هم در مشعر دو روزی هم منا؛ این حج که حج نشده است. گفت بیایید برای ابراهیمشدن نه برای کار دیگری وگرنه حاجی زیاد است. صد سال بنیامیه و ۵۲۳ سال حدود ششصد سال بنیعباس بیشترین جمعیت را در حج داشتند. بیشتر مردم در این دولتها عباسی و اموی بودند. بقیه زمانها هم همینطور؛ صد سال مغول حکومت میکرد و مردم مغولی و شاهنشاهی به مکه میرفتند و برمیگشتند. ارزش وجودی انسانفهم چگونهزیستن خیلی علم والا و بینظیری است. آدم وقتی بفهمد که چگونه زیست کند در باطن ظرف تجلی انبیا ائمه و قرآن میشود؛ آنوقت جسم انسان خیلی قیمت پیدا میکند و همان دانه بسته که نطفه و نجس بود حالا با چگونه زیستنی که فهمیده امیرالمؤمنین ع میفرماید قیمت این وجود بهشت است؛ فلا تبیعوها بغیرها 12 آن را با غیر از بهشت نفروشید این همان نطفه دربسته بود که امیرالمؤمنین ع میفرماید قیمت تو قیمت بهشت است و اما قیمت باطنت رضوانالله که از بهشت اکبر است ورضوان من الله اکبر . 13 صدرالمتالهین درباره فهمی که انسان در دنیا پیدا میکند میفرماید در آخرت این فهم که تکامل پیدا میکند از رضایت خدا نسبت به خودش آنجا در بهشت برای بدنش است که حس میکند خدا از او راضی است لذت این حس رضایتالله از تمام نعمتهای بهشت برای قلب بیشتر است؛ چون بهشت برای بدن و رضوان برای باطن است باطن با بدن خیلی فرق میکند . دلیل هبوط آدماینها این پنج مسئله را خوب فهمیده بودند کیستند؟ به آنها یاد دادهاند که احسن تقویم هستند. این احسن تقویم که در سوره بلد است خیلی حرف دارد. از کجا آمدهام
شخصيت امام على(ع) از نگاه اندیشمندان اسلامی و غیر اسلامی
این سؤالات از این قرارند 1 ـ من کیستم؟2 ـ از کجا آمدهام؟3ـ به کجا آمدهام؟4ـ با کیستم؟5ـ به کجا میروم؟6ـ برای چه آمده بودم؟ما هم موافق با یکی
شفای ابدی در پرتو شناخت پروردگار
از دنیا رفت. این قرآن و این خداست که باید خوب شناخت. به خودم میگویم اگر قرآن و خدا را خوب نشناسی امکان آدمشدن و انسانشدن برای تو وجود ندارد؛ بدون خدا و قرآن که پیغمبر مبلغ آن است من به هر کجا که در علم و فکر برسم قرآن میگوید میت یعنی مرده هستی یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله وللرسول اذا دعاکم لما یحییکم سوره انفال آیه 24 من خدا پیغمبرم و قرآنم شما را دعوت میکنند فقط برای این است که شما را از میتبودن دربیاورند زنده بشوید و حیات عقلی فکری و تربیتی پیدا بکنید. جهان بدون وجود قرآن تاریکی مطلقجمله اول آیه اول از این چهار آیه انتخابی سوره جاثیه این است هذا بصائر للناس هذا در عربی اسم اشاره است و ما در فارسی که استعمال میکنیم این میگوییم؛ این فرش این نان این زمین. این اسم اشاره در اول آیه به کل قرآن مجید اشاره است یعنی هذا روی ششهزار و ششصد و شصتوچند آیه انگشت گذاشته است. این را خدا یعنی نازلکننده قرآن میگوید که قرآن من برای شما چه نقشی دارد بصائر للناس روشنگر حقایق و معارفی است که پیش از قرآن برای شما مجهول بوده و شما نسبت به آنها در تاریکی بودهاید و نمیدیدید لمس نمیکردید و نمیفهمیدید. شما من را بدون قرآنم چگونه میفهمید؟ نسبت به خدا و توحید نسبت به کارگردان هستی و نسبت به کلیددار جهان بدون قرآن در تاریکی هستید؛ چون در تاریکی هستید ضرورتا بخواهید یا نخواهید بتپرست میشوید. وقتی در تاریکی باشید فرعون راحت میتواند به شما بقبولاند که انا ربکم الاعلی ؛ ترامپ راحت میتواند به شما و بقبولاند که شما گاو هستید شیرتان هم زیاد است باید شما را بدوشند و میدوشند؛ هم فرعونهای گذشته و هم فرعونهای این روزگار -ریز و درشت آنها- میتوانند در تاریکی بر مردم مسلط بشوند اما در روشنایی نمیتوانند تسلط پیدا کنند. غارنشینان به حقیقت رسیدهدر یک روایتی دیدم که موسیبنعمران 25سال با آن چوبدستی معمولی و گلیم چوپانیاش هر روز از صبح در دربار فرعون آمد و تا غروب حرف زد؛ البته حرفهایش به افرادی اثر کرد و از تاریکی درآمدند دیدند خیلی خبرها در این عالم است که نمیدانستند. اصحاب کهف در مملکت بتپرست زندگی میکردند و خودشان هم بتپرست بودند ولی در یک برخوردهایی فکر کردند که نباید اینطور بشود؛ حال که اینطور شده پس مسیر غلط است؛ حال که اینطور شده پس تدبیر به دست یکنفر دیگر است و اینها دروغ میگویند که به دست ماست هیچ تدبیری در دست اینها نیست. لا یملکون لانفسهم ضرا ولا نفعا سوره فرقان آیه 3 مالک یک سود و یک زیان نیستند کارهای نیستند. شش-هفتتایی هر چندنفری که بودند قرآن عدد نمیدهد از شهر خارج شدند به آن غار آمدند و برای رفع خستگی خوابیدند. وقتی بیدار شدند از همدیگر پرسیدند چقدر خوابیدیم؟ یکی گفت نصف روز یکی گفت فکر کنم یکروز را خواب بودیم خیلی خسته بودیم. آن پول را بردار و آرام در بازار شهر برو و غذای پاکی پیدا کن؛ یعنی آدم وقتی روشن میشود و از ظلمت درمیآید از هر غذای نجسی فراری میشود. این متن قرآن است که در یک مغازه برو و غذای پاک بخر؛ یعنی گوشت خوک نباشد گوشت سگ نباشد مشروب نباشد. بخر و بیا و به مغازهدار خبر هم نده که من چه کسی هستم و از کجا آمدهام
خودشناسی، دریچهای بهسوی خداشناسی
برای چه آمدهام و میخواهم به کجا بروم ؛ آنگاه باطن پرآرامشی به انسان دست میدهد که تا آخر عمر اگر هر روز حادثهای مثل حادثۀ کربلا بر سرش بیاید انحرافی در فکر و روان او پیدا نمیکند و میگوید من من الله هستم و از … همه موجوداتاگر آدم اینطور به قرآن دل بدهد که وحیالله است و شکی هم نمیتوان در وحی بودن آن کرد آنوقت از همین آیات قرآن به خودشناسی میرسد و میگوید من چه کسی هستم کجا بودهام به کجا آمدهام … آمدهام و به کجا میخواهم بروم خودفراموشی و خطرناکترین بیماری است. -بهیاد خدا نبودن کیفر خودفراموشیشما همین امروز بعد از
دو حقیقت سازندۀ سعادت انسان
زندگی انحرافی بشر در پی پاسخ غلط فرهنگهای زمینیهمیشه پرسشهایی برای انسان مطرح بوده که از کجا آمدهام به کجا آمدهام برای چه آمدهام و به کجا میروم … از سؤالات مهم ماند که البته پاسخ آنها خیلی طولانی است؛ برای چه به اینجا آمدهایم؟ البته پاسخ دوم هم ماند به کجا آمدهایم؟ شما میگویی به این دنیا آمدهایم حالا دنیا کجاست؟ امیرالمؤمنین ع نزدیک ده مسئله برای دنیا بیان میکنند که وقتی آدم این ده مسئله امیرالمؤمنین ع را میخواند جدا باورش میشود که در بهشت است. حالا من نمیرسم که آن ده مسئله را برایتان بگویم اما خیلی زیباستبرای چه به اینجا آمدهام
زندگی بابصیرت در سایهسار معرفت به خود
مشاهده درجات بهشت و درکات جهنم در دنیامعرفت به خود در همه شئونش که از کجا آمدهام به کجا آمدهام برای چه آمدهام و به کجا خواهم رفت سبب میشود که
مبداء آفرینش موجودات
پاسخ به سوال "از کجا آمدهام"یک سوالی که از قدیمیترین روزگار برای انسان مطرح بوده اینکه "از کجا آمدم" است.
دنیا، تجارتخانهای پُرسود برای اهل ایمان
از کجا آمده به کجا آمده به چه منظور آمده و به کجا خواهد رفت . هیچ مکتب و مدرسهای در شرق و غرب هنوز جواب کاملی برای این مجموعه مسائل پیدا نکردهاند که شناختش فوقالعاده مهم است؛ لذا میلیاردها نفر در حوزۀ زندگی سرگردان بودهاند اکنون هم سرگردان هستند و در آینده نیز سرگردان خواهند بود. براساس شدت سرگردانی حیرت و جهل به خود به انواع معاصی و گناهان پناه میبرند؛ تنها بهعنوان اینکه لحظاتی خوش باشیم از این افکار جدا باشیم و تحتتاثیر مسائلی قرار نگیریم که نمیدانیم. شما به هر گنهکاری بگویی که چرا به اینهمه گناه آلوده هستی میگوید میخواهم خوش باشم. چرا میخواهد خوش باشد؟ چون باطنش آرامش و امنیت ندارد. بهخاطر اینکه خودش را نمیشناسد بخصوص وقتی سالیانی از عمرش میگذرد بهشدت تحت فشار درونی قرار میگیرد و فکر میکند که اصلا برای چه ما را در دنیا آوردهاند فکر میکند که اگر مرگ برسد خاموشی کاملی زده میشود و ما معدوم میشویم. این فشار شدید روانی بهخاطر این است که خودش و شئون خودش را نمیشناسد؛ او را از کجا به اینجا سفرش دادهاند نمیداند برای اینکه چرا او را در اینجا نگه داشتهاند جوابی ندارد حتی نمیداند که میخواهد به کجا برود . عدم امنیت درون و فشار این جهل شخص را یا وادار به خودکشی کند؛ اینطور که آمار جهانی نشان میدهد خودکشی خیلی زیاد شده است یا او را دیوانه میکند و دچار یک بیماری روانی سختی میشود؛ یا گوشهگیر شده و نسبت به همۀ بستگان و مردم خیلی بیحوصله میشود. آرامش و امنیت در پرتو یاد خداوند-مؤمن واقعی در امنیت کاملشما از زمان آدم ع تا الآن برای قبل از پیغمبر عزیز اسلام مقدار کمی اخبار در اختیار ماست؛ ولی بعد از پیغمبر ص تا الآن شما نمیتوانید هیچ مؤمن واقعی نه به قول پیغمبر مؤمن ضعیفی که ارتباط تار عنکبوتی با حقایق دارد پیدا کنید که خودکشی کرده باشد. چرا؟ پروردگار در قرآن میفرماید الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن سوره انعام آیه 82 مؤمن در همین دنیا نسبت به خودش در امنیت کامل بهسر میبرد. این خبر پروردگار است. عجیب است که همین دیروز من این روایت را دیدم؛ امام صادق ع میفرمایند مؤمن بهخاطر همین آرامشش گرفتار جنون نمیشود؛ چون همهچیز خودش را میداند که از کجا آمدهام
انسان، موجود برتر جهان خلقت
کجا آمدهام برای چه آمدهام و میخواهم به کجا بروم ارزشم را پیدا میکنم. وقتی ارزشم را پیدا کردم حاضر نمیشوم با امور پست معامله شوم.خوشا آنانکه در این صحنه خاک ×××××××××× چو خورشیدی درخشیدند و رفتندخوشا آنانکه بذر آدمیت ×××××××× در این ویرانه پاشیدند و رفتندخوشا آنانکه پا در وادی حق ×××××××××× نهادند و نلغزیدند و رفتند کلام آخر؛ نام ماندگار یاران ابیعبدالله ع در تاریخفکر کردند با قطعهقطعه کردن 72 نفر یاد نام و شخصیت آنها در عالم از … از کجا آمدهایم به کجا آمدهایم برای چه آمدهایم و نهایت کار به کجا خواهیم رفت. هیچ مکتب و فرهنگی مانند دین خدا جواب این پرسشها را نداده است. وقتی جواب این پرسشها را از قرآن روایات یا فرمایشات انبیای الهی میبینیم به این نتیجه میرسیم که ما در این جهان خلقت موجود برتر هستیم؛ یعنی با پاسخ این سؤالات پی میبریم که ما در بین تمام موجودات جهان از نظر شخصیتی برتر هستیم. با یافتن پاسخ این سؤالات نهتنها سعی میکنیم شخصیت خودمان را با امور پست معامله نکنیم بلکه میکوشیم با سلسله مقامات الهی گره بخوریم و در حد خودمان سفر معنوی بسیار باارزشی را به فرموده خداوند در سوره فاطر با مرکب عمل صالح طی کنیم. آیه را برایتان بخوانم آیه فوقالعادهای است من کان یرید العزه سوره فاطر آیه 10 . کلماتی که در آیه بهکار گرفته شده کلمات خیلی فوقالعادهای است البته اگر گویندگان عمق کلمات آیات را به مردم انتقال بدهند هم خیلی مطالب گیر مردم میآید و هم نسبت به قرآن دلبستگی شدید ایجاد میشود. این کلامالله است من کان یرید العزه هر کس خواهان قدرت شکستناپذیر است. معلوم است پروردگار در آیه شریفه شاه شدن رئیسجمهور شدن و بزرگ شدن در امور مادی را نمیگوید؛ چون جملات بعد از این جمله نشان میدهد که مراد از توانمندی شکستناپذیر در جهت معنویت است. -امیرالمؤمنین ع شخصیت توانای شکستناپذیرشما برایتان روشن است که شخصیت امیرالمؤمنین ع شخصیت توانای شکستناپذیر است. ابن ابیالحدید از دانشمندان مطرح غیرشیعه است آدم باسوادی بوده و چند کار علمی دارد که یکی از آنها شرح نهجالبلاغه امیرالمؤمنین ع در بیست جلد است. خیلی خوب و عالمانه کار کرده است که البته ایرادهایی هم در این کتاب هست؛ ولی منهای ایرادات کار خیلی کار فوقالعادهای است. ایشان میگوید علیبنابیطالب ع شگفتانگیز است دشمنان او صدها سال کوشیدند که از صفحه تاریخ و زمان حذف شود پول سنگینی هم مخصوصا در زمان معاویه خرج کردند اما نشد. این یک ورق از حیات امیرالمؤمنین ع است که دشمنان تمام کوشش خود را بهکار گرفتند تا ایشان از صفحه تاریخ پاک بشود و اسم ایشان نباشد. دوستان و عاشقان او صدها سال فضایلش را از ترس کشته شدن پنهان کردند و میترسیدند حرف او را بزنند و ارزشهای او را برای مردم بیان کنند؛ چون آنها را میکشتند کشتن مردم بهخاطر حب امیرالمؤمنین ع -سعیدبنجبیرخیلی از چهرههای معتبر هم در این زمینه به شهادت رسیدند؛ مانند سعیدبنجبیر که انسان والایی بود. وی حافظ کل قرآن عاشق امیرالمؤمنین ع و از یاران حضرت زینالعابدین ع بود. وقتی دستگاه بنیامیه فهمید که این مرد طرفدار امیرالمؤمنین ع است ماموری بهدنبالش فرستاد شهر به شهر دنبال او بودند نهایتا او را گرفتند و پیش استاندار عراق حجاجبنیوسف ثقفی آوردند و به جرم محبت امیرالمؤمنین ع محکوم شد که او را بنشانند و سرش را از بدنش در حال نشسته جدا کنند. وقتی مردم شهرها و مناطق مختلف دیدند که بنیامیه افراد را بهخاطر ایمان و عشق به علی ع میکشد سکوت میکردند. حتی در کتابها آمده است که میترسیدند اسم بچههایشان را علی بگذارند چون کل خانواده را میگرفتند و میکشتند. -کمیلبنزیادیکی دیگر از چهرههای خیلی معتبری که بهخاطر ایمان عشق و محبت به علی ع گرفتار شد و او را کشتند کمیلبنزیاد نخعی بود. سنش در زمان شهادت نزدیک به نود سال بود. مردم وقتی میدیدند شخصی مانند کمیل به عشق و بهخاطر علی ع از نظر دستگاه بنیامیه مجرم شناخته شده است و او را کشتند میترسیدند از علی ع حرف بزنند.-میثم تماریکی از کسانی که در این زمینه به شهادت رسید میثم تمار است. میثم ایرانی بود و در برخوردی طبیعی و عادی با امیرالمؤمنین ع آشنا شد. علی ع را واقعا در حد خودش درک کرد. این شخص ایرانی وقتی دید بنیامیه میکوشند که این خورشید را غروب بدهند و پنهان کنند ارزشهای امیرالمؤمنین ع را بدون ترس بیان میکرد و بعد هم با زجر شهید شد؛ یعنی دو پا دو دست و زبانش را قطع کردند و یک نیزه به شکمش زدند تا جان داد. -دعا و گریه نیمهشب رسول خدا ص برای میثمجالب این است که من در چند کتاب دیدم؛ میثم یکی دو ماه قبل از حادثه کربلا شهید شد. به حج آمده بود اما ایام حج را نایستاد؛ چون نمیتوانست بایستد عمره بهجا آورد. شنیده بود که ابیعبدالله ع هم به مکه آمده است آدرس گرفت که امام کجا جا گرفته و به آنجا رفت. در زد امسلمه همسر پیغمبر اکرم ص پشت در آمد واقعا خانم شایسته درست و پاکی بود و گفت کیست؟ میثم گفت من برای دیدن حضرت حسین ع آمدهام … از نهجالبلاغه را تفسیر کردهاند و چقدر عالی تفسیر کردهاند شکستناپذیری اهل خدااین معنی جمله اول آیه که من مثال آن را به امیرالمؤمنین ع زدم من کان یرید العزه فلله العزه کسی که توان شکستناپذیر میخواهد قدرت شکستناپذیری برای خداست. بیا به خدا وصل بشو حالا لازم نیست اسمی در جهان در کنی؛ ولی اگر به خدا وصل بشوی شکستناپذیر میشوی و اگر دومیلیون شیطان هم به دور تو پرسه بزنند نمیتوانند تو را بشکنند. خدا این حرف را کجا میگوید؟ در آخر سوره اعراف آیهاش هم این است ان الذین اتقوا سوره اعراف آیه 201 آنهایی که اهل خدا و تقوا و دلبسته به پروردگار هستند اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون هرچه شیطان پانصد یا هزار شیطان مانند ماهواره به اینها هجوم کنند نمیتوانند کاری کنند و اینها سالم میمانند. برای اینها بیداری و بینایی حاصل میشود. -ترس ابلیس از انسان آگاهفکر کنم پنجاه سال پیش در کتابی خواندم که چشمداری یعنی کسانی که چشم باطن دارند خواست به داخل مسجدی برود وقت اذان نبود اما میخواست دو رکعت نماز بخواند و برود ابلیس را دید که به داخل مسجد میرود و از آنجا بیرون میدود بعد دوباره اینکار را تکرار میکند. به او گفت اینجا چهکار داری؟ مگر مسجد جای توست؟ برای چه کنار خانه خدا پرسه میزنی؟ ابلیس به این آدم چشمدار گفت دو نفر در مسجد هستند که میخواهم بهسراغ یکی از آنها بروم و او را گول بزنم وسوسهاش کنم و خناسگری سر او دربیاورم اما میترسم مرد گفت از چه کسی میترسی؟ گفت از آن یکی شخص میترسم. گفت مگر آن یکی کیست؟ ابلیس گفت آن یکی آدم آگاهی است و ترفندهای شیطان را هم خوب میداند. او الآن خواب است اما من از این آدم خواب آگاه میترسم. بله ابلیس از بندگان واقعی الهی حتی آنوقت هم که در خواب هستند میترسد. یکی دیگر را میخواهد گول بزند ولی از این میترسد. گفت میترسم بیدار شود و دست من را بخواند و او را از بند من نجات بدهد. -عمل صالح مرکب رساننده کلم به خدااین عزت است؛ عزت برای تخت نیست این تختها خیلیها را در عالم ذلیل کرده است. عزت برای پول نیست این پول خیلیها را به قارون تبدیل کرده است. عزت برای مقام نیست مقام خیلیها را به هامان تبدیل کرده است. این عزت عزت الهی است فلله العزه جمیعا حالا دنباله آیه خیلی جالب است الیه یصعد الکلم الطیب اعتقاد واقعی میل شدید بهطرف خدا دارد. مرکب رساننده این کلم به خدا چیست؟ میفرماید و العمل الصالح یرفعه عمل صالح شما را بالا میبرد؛ نه اینکه شما از روی زمین بلند کند اگر آدم از اولیای الهی شود تا زمانی که نمرده است یک سانتیمتر هم از زمین بالا نمیرود؛ این بالا رفتن بالا رفتن معنوی است. -شهادت پاداش مقام سردار سلیمانیشما دیدید یک معتقد واقعی و دارنده عمل صالح مانند حاج قاسم چقدر رفعت پیدا کرد. آیا قابلارزیابی است؟ چقدر بالا رفت خارجیها میگویند اصلا این کار در قرنهای مختلف بینظیر بوده است. ایشان واقعا پاک بود من پانزده سال با ایشان در ارتباط بودم شبهای احیا را با من احیا میگرفت حق طبیعیاش بود که اینقدر بالا برود. ایشان هفدههجده سال در عراق لبنان سوریه بیابانها و در خاکی بودند برای من گفتهاند که یک روز هم حق ماموریت قبول نکرده بود و فقط همان حقوق سپاهی خودش را میگرفت. حق اینهاست که بالا بروند و بالا هم رفتند.به اول منبر برگردم؛ اگر این چند پرسش برای ما روشن بشود که از کجا آمدهام
شفاعت
همین فقط میگوید غریبم نیاز دارم به من محبت کنی آنهم زینالعابدین ع ؛ خود فهمیدن که من چه هستم؟ چه کسی هستم؟ چهکارهام؟ از کجا آمدهام؟ کجا میخواهم … از آغوش من که نمیتوانید بروید بیرون ولی فکرتان را نیتتان را این طرف و آن طرف نبرید چون کسی در این عالم نیست بهدادتان برسد آنهایی که باید بهدادتان برسند آنها را هم توجه داشته باشید. یشفع عنده الا باذنه البقره 255 من باید به پیغمبرم ص به فاطمه زهرا س به حسینم ع زحمت بدهم بگویم دستش را بگیر هیچ کس دیگری نیست برایتان کاری بکند واقعا هم نیست. جملهای زینالعابدین ع دارند در قنوتهای نمازتان بخوانید. من هم گاهی میخوانم اگر یادم باشد. در قنوتهای نماز واجبتان هر چه هم میخواهید گریه کنید داد بزنید نمازتان باطل نمیشود خودش هم که پیغام داده من گریه بندهام را دوست دارم نالهاش را دوست دارم فریادش را دوست دارم . حالا چه چیزی گیر او میآید که میگوید دوست دارم؟ چیزی گیر او نمیآید؟ همه چیز گیر من میآید او میگوید دوست دارم. عیبی ندارد در قنوت بگویید. زن و بچهمان هم که کارهای نیستند کلید هیچ چیز دست آنها نیست که حالا برای خوشامد آنها یک چنین قنوتی را بگوییم. یا اگر با دوسهتا مسافرت بودم برای خوشامد. آنها چه کاره هستند؟ آنها هیچ کارهاند. همه هیچکارهاند. یک تعدادی عاشق دارد که به آنها اجازه میدهد که یک کاری بکنند. و آن جمله این است یعنی چقدر زینالعابدین ع دقیق دنیا را دیده مردم دنیا را دیده زن و بچه را دیده که زار میزند ارحم فی هذه الدنیا غربتی . واقعا ارحم فی هذه الدنیا غربتی. ز کجا آمدهام
English