انعمت علیهم چه کسانی هستند که در همین سوره حمد میفرماید غیر المغضوب علیهم ولا الضالین نه به آنها خشم گرفته شده است و نه گمراه هستند؟ -تقسیم نادرست … از نظر ادبی در آیهترجمهها آیه شریفه را سه تقسیم کردهاند که این تقسیمشدن از نظر ادبی اشتباه و نادرست است.
126 مطلب یافت شد
تقریر غایت گرایانه از علم دینی
تقسیم نادرست علوم به دینی و غیردینیمی توان این اصل را نتیجهی اصول پیش گفته دانست که اگر هر علم مفید برای جامعهی اسلامی علم دینی است پس تقسیم … و از جمله ارزش علم تاکید بر ارزش ابزاری و غیراصیل علم تاکید بر احتیاج جامعه ی اسلامی به عنوان معیار نافع بودن علم تقسیم نادرست علوم به دینی و … سؤالهای عمدتا فردی و ارائهی راه حل برای مسئلههای عمدتا اجتماعی دانستیم و به تبع از استاد مطهری تصریح کردیم که طبق این دیدگاه تقسیم متعارف علوم به دینی و غیردینی نادرست
با هدف مقابله با تفاسیر نادرست از اسلام؛ یک میلیون نسخه ترجمه قرآن به زبانهای مختلف در مالزی توزیع میشود
توضیحاتی ارائه خواهد شد تا از ایجاد تصورات نادرست به ویژه در ذهن غیرمسلمانان جلوگیری کند.نخستوزیر اسبق مالزی همچنین از مسلمانان خواست برای جلوگیری از سردرگمی به قرآن کریم بازگردند و به همه تفاسیر اطمینان نکنند.وی افزود ما به دستههای مختلف تقسیم
تشخیص و تطبیق نشانههای ظهور
انگیزههای طرح چنین ادعاهایی میتواند ما را از بسیاری از تشخیصها و تطبیقهای نادرست و درافتادن در دام مدعیان دروغین در امان نگه دارد.نویسنده کتاب امام مهدی ع از ولادت تا ظهور مدعیان مهدویت در طول تاریخ را اینگونه تقسیم
تحريف خائنانه معنى تقيه
حقایق و مفاهیم و دیگر معارف عالیه اسلام برای عده کثیری پوشیده مانده است و در نتیجه ارزیابیهای نادرست و تصویرهای غلط و وارونهای از تقیه به عمل آوردهاند که باید این تصویرهای غلط را به دو دسته تقسیم
اصل عظيم تقيه
حقایق و مفاهیم و دیگر معارف عالیه اسلام برای عده کثیری پوشیده مانده است و در نتیجه ارزیابیهای نادرست و تصویرهای غلط و وارونهای از تقیه به عمل آوردهاند که باید این تصویرهای غلط را به دو دسته تقسیم
اصل عظيم تقيه
حقایق و مفاهیم و دیگر معارف عالیه اسلام برای عده کثیری پوشیده مانده است و در نتیجه ارزیابیهای نادرست و تصویرهای غلط و وارونهای از تقیه به عمل آوردهاند که باید این تصویرهای غلط را به دو دسته تقسیم
در مسیر شناخت
تقسیم اراده خدا در جهان آفرینش است و اوست که سهم هر موجود را به اراده خدا به فراخور توان ظرفیت و صلاح او به او می رساند.9- آیا انسان کامل پیشرفت نمی کند؟بعضی فکر می کنند که انسان کامل چون انسان کامل است; دیگر پیشرفتی ندارد. اما واقعیت این است که خداوند همواره در آفرینش جدید و تحول نو و پیدایشهای تازه به تازه است و از وجود او هر لحظه جلوه ای تازه ظهور می کند و پیدا می شود. به همین خاطر انسان کامل هر لحظه چیزی تازه از خداوند دریافت می کند و هر لحظه در نو شدن و تحول و دگرگونی است و هر لحظه کاری جدید در جهان آفرینش انجام می دهد.10- شباهتهای انسان کامل با خدانه تنها عقل این را به ما می گوید بلکه گزارشهای قرآنی و روایات بسیار از وجود انسانهایی خبر داده اند که نیروها و دانشهای فوق العاده ای داشته اند. معجزات پیامبران و انسانهای صالح از این قبیل است.بر اساس آنچه در بند 3 گفتیم هیچ اشکالی ندارد و هیچ مانعی از سوی خدا وجود ندارد که موجودی همه صفات و ویژگیهای خداوند را داشته باشد بی آن که خدا باشد.انسان کامل می تواند مانند خدا همیشه باشد قدرت آفرینندگی داشته باشد بر آفرینش تسلط داشته باشد از دانش بی انتها و قدرت بی پایان برخوردار باشد فراتر از زمان و مکان زیست کند و زمان و مکان از او فرمان ببرد اراده او اراده خداوند باشد و هر چه خداوند می بخشد و هر چه می کند از طریق او باشد.11- تفاوتهای انسان کامل با خدامیان انسان کامل و خدا رابطه و تفاوتی است که نمی تواند نباشد. خدا حتی نسبت به انسان کامل نهان است و انسان کامل سبت به خدا آشکار وجود خدا وابسته به چیزی نیست اما وجود انسان کامل وابسته به خداست.خدا انسان کامل را آفریده است و او آفریده خداوند است. خدا بر انسان کامل تسلط دارد و انسان کامل تحت سلطه اراده خداوند است. خدا بی نیاز مطلق است اما انسان کامل نیازمند کمال و کاملا محتاج خداوند. او از خود هیچ ندارد و در برابر خدا بنده ای است ناتوان و وابسته و بی چیز. هرگاه خدا اراده کند در یک چشم به هم زدن نه انسان کاملی خواهد بود نه آفرینشی.12- نام و نشان انسانهای کاملبهترین و برترین انسانها پیامبران اند. بهترین و برترین پیامبران آنها هستند که دین آنها کاملتر است. کاملترین دینها اسلام است. پس پیامبر اسلام بهترین و برترین پیامبر و در نتیجه بهترین و برترین انسان است. جانشینان یک پیامبر باید همانند پیامبر البته بدون رسالت پیامبری باشند تا مردم پس از پیامبر احساس کمبود نکنند. پس جانشینان پیامبر اسلام همانند او بهترین و برترین انسانها هستند.از آنجا که انسانهای کامل باید بهترین و برترین انسانها باشند پس پیامبر اسلام و جانشینان او همان انسانهای کاملی هستند که تاکنون از آنها سخن به میان آمد.این را علاوه بر حکم عقل و شهادت تاریخ روایات بسیاری از شیعه و اهل سنت تایید می کند.13- انسان کامل انسان استاین سخن گزاف نیست. گفتیم که هیچ مرزی برای پیشرفت و نزدیکی انسان به خدا نگذاشته اند انسان می تواند در همین دنیا و در همین عمر کوتاه به جایی دست پیدا کند که هیچ فرشته ای به آن دست خداوند موجوداتی به نام فرشتگان دارد که هیچ ویژگی ناجور و نادرست
در مسیر شناخت
تقسیم اراده خدا در جهان آفرینش است و اوست که سهم هر موجود را به اراده خدا به فراخور توان ظرفیت و صلاح او به او می رساند.9- آیا انسان کامل پیشرفت نمی کند؟بعضی فکر می کنند که انسان کامل چون انسان کامل است; دیگر پیشرفتی ندارد. اما واقعیت این است که خداوند همواره در آفرینش جدید و تحول نو و پیدایشهای تازه به تازه است و از وجود او هر لحظه جلوه ای تازه ظهور می کند و پیدا می شود. به همین خاطر انسان کامل هر لحظه چیزی تازه از خداوند دریافت می کند و هر لحظه در نو شدن و تحول و دگرگونی است و هر لحظه کاری جدید در جهان آفرینش انجام می دهد.10- شباهتهای انسان کامل با خدانه تنها عقل این را به ما می گوید بلکه گزارشهای قرآنی و روایات بسیار از وجود انسانهایی خبر داده اند که نیروها و دانشهای فوق العاده ای داشته اند. معجزات پیامبران و انسانهای صالح از این قبیل است.بر اساس آنچه در بند 3 گفتیم هیچ اشکالی ندارد و هیچ مانعی از سوی خدا وجود ندارد که موجودی همه صفات و ویژگیهای خداوند را داشته باشد بی آن که خدا باشد.انسان کامل می تواند مانند خدا همیشه باشد قدرت آفرینندگی داشته باشد بر آفرینش تسلط داشته باشد از دانش بی انتها و قدرت بی پایان برخوردار باشد فراتر از زمان و مکان زیست کند و زمان و مکان از او فرمان ببرد اراده او اراده خداوند باشد و هر چه خداوند می بخشد و هر چه می کند از طریق او باشد.11- تفاوتهای انسان کامل با خدامیان انسان کامل و خدا رابطه و تفاوتی است که نمی تواند نباشد. خدا حتی نسبت به انسان کامل نهان است و انسان کامل سبت به خدا آشکار وجود خدا وابسته به چیزی نیست اما وجود انسان کامل وابسته به خداست.خدا انسان کامل را آفریده است و او آفریده خداوند است. خدا بر انسان کامل تسلط دارد و انسان کامل تحت سلطه اراده خداوند است. خدا بی نیاز مطلق است اما انسان کامل نیازمند کمال و کاملا محتاج خداوند. او از خود هیچ ندارد و در برابر خدا بنده ای است ناتوان و وابسته و بی چیز. هرگاه خدا اراده کند در یک چشم به هم زدن نه انسان کاملی خواهد بود نه آفرینشی.12- نام و نشان انسانهای کاملبهترین و برترین انسانها پیامبران اند. بهترین و برترین پیامبران آنها هستند که دین آنها کاملتر است. کاملترین دینها اسلام است. پس پیامبر اسلام بهترین و برترین پیامبر و در نتیجه بهترین و برترین انسان است. جانشینان یک پیامبر باید همانند پیامبر البته بدون رسالت پیامبری باشند تا مردم پس از پیامبر احساس کمبود نکنند. پس جانشینان پیامبر اسلام همانند او بهترین و برترین انسانها هستند.از آنجا که انسانهای کامل باید بهترین و برترین انسانها باشند پس پیامبر اسلام و جانشینان او همان انسانهای کاملی هستند که تاکنون از آنها سخن به میان آمد.این را علاوه بر حکم عقل و شهادت تاریخ روایات بسیاری از شیعه و اهل سنت تایید می کند.13- انسان کامل انسان استاین سخن گزاف نیست. گفتیم که هیچ مرزی برای پیشرفت و نزدیکی انسان به خدا نگذاشته اند انسان می تواند در همین دنیا و در همین عمر کوتاه به جایی دست پیدا کند که هیچ فرشته ای به آن دست خداوند موجوداتی به نام فرشتگان دارد که هیچ ویژگی ناجور و نادرست
اخلاق و فلسفه اخلاق از دیدگاه کانت
به طریق عقلانی به مجموعه ای از قواعد و معیارها دست یابیم که ما را در تشخیص اعمال درست از نادرست یا افراد خوب از بد یاری می دهد به اخلاق دستوری پرداخته ایم. اخلاق دستوری بطور کلی به دو دسته تقسیم
تاریخچه و علل تشکیل شیطان پرستی
تقسیم بندی میشوند.تاریخچه مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفتهاست. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد. شیطان به کسی گفته میشود که باعث شیطنت شود و شیطنت یعنی تحریک کردن برای انجام عملی نادرست
ویژگیهای الغدیر
تقسیم نمود. مانند نقد کتابهای منفی و تفرقه افکن نقد شخصیتهای منفی نقد نظریه های نادرست نقد اجمالی نقد تفصیلی و ...
اخلاق اسلامى
اصول کافی, ج501 ـ 51 این علم به دو بخش روایت و درایت تقسیم می شود.علم روایت, عبارت است از آگاهی از گفتار و رفتار و تقریر معصومین ع .علم درایه, عبارت است از شناخت و آگاهی از معانی حدیث, متن و طرق روایت و اطلاع از حدیث درست از نادرست
لزوم آبادکردن میراث خدا
تقسیم میشویم و میخوابیم. یخچال و تلویزیون هم داریم برای این کشاورز و آن کشاورز بروم حمالی کنم که چه؟ بسیاری از مناطق کشاورزی حرص کارگر میزنند کارگر نمیآید. ما روشهایمان نادرست
کتاب حماسه حسینی در یک نگاه
رخدادی بدل کردهاند که رکود و سستی میآفریند.شهید مطهری پس از تقسیم تحریف به لفظی و معنوی 8 از این گلایه دارد که هر دو نوع تحریف در حادثه عاشورا راه یافته است. اما تحریف معنوی را خطرناکتر از تحریف لفظی و نقل قطعات تاریخی نادرست … نادرست مرتکب منکری میشود و نیاز به راهنما و مربی برای آگاه سازی دارد.ج ـ مرحله عمل. البته عملها هم مختلف است. علی علیهالسلام در مورد پیامبر میفرمایند طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه 34 . 35 ایها الناس من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناکثا لعهد الله مستاثرا لفی الله متعدیا لحدود الله فلم یغیر علیه بقول و لا فعل کان حقا علی الله ان یدخله مدخله. الا و ان هولا القوم قد احلوا حرام الله و حرموا حلاله و استاثروا فیالله .بنابراین هر کس در این شرایط ساکت بماند مانند آنهاست آن گاه ایشان فرمان الهی را بر خود تطبیق داده و میفرماید و انا احق من غیره 36 . 37 ماهیت قیام حسینیاز آنچه گذشت تا اندازهای ماهیت قیام مقدس حسینی روشن شد. معمولا افراد در زمان خود شناخته نمیشوند بلکه پس از درگذشت آنان ارزش ایشان آشکار میگردد؛ چنان که امام علی علیهالسلام میفرماید غدا تعرفوننی و یکشف لکم سرائری 38 .امام حسین علیهالسلام در پی زنده کردن روش رسول الله در شیوه رهبری است؛ یعنی در حادثه عاشورا علاوه بر امر به معروف و نهی از منکر زنده کردن سیره رسول الله را هم میبینیم و آن رهبری جامعه و تعیین رهبری جامعه است. از این رو به هنگام بررسی و تحلیل ماهیت قیام حسینی علیهالسلام باید به میزان تاثیر عوامل دخیل در آن توجه کرد. مهمترین عامل امر به معروف و نهی از منکر و احیای سیره پیامبر است. عوامل دیگر هر چند دخیل بودهاند ولی این اندازه اهمیت نداشتهاند؛ مانند دعوت مردم کوفه. وظیفه امام در مقابل بیعت سر باز زدن است در مقابل دعوت رفتن است و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر یک مهاجم است.موضوعات دیگرمرحوم استاد شهید مطهری در جلد نخست کتاب حماسه حسینی مطالب زیادی را به مناسبت بحث از سیره و حماسه و قیام امام حسین علیهالسلام مطرح نموده است؛ از جمله عنصر تبلیغ در نهضت حسینی 39 . در این بخش موضوعات زیر مورد بررسی قرار گرفتهاند در جلد دوم کتاب نیز استاد مسئله امر به معروف و نهی از منکر را در نهضت حسینی مورد بررسی قرار داده در همین ارتباط چندین مسئله را به بحث گذاشتهاند؛ از جمله ارزش امر به معروف و نهی از منکر از نظر علمای اسلام 40 کارنامه ما در امر به معروف و نهی از منکر و گلایه از اینکه کار درخشانی در باره این وظیفه مهم انجام ندادهایم 41 . و مبحث شعارهای عاشورا 42 که در این بحث به دو موضوع پرداخته شده یکی شعارهایی که امام حسین علیهالسلام و اهل بیت و اصحاب ایشان در روز عاشورا ابراز کردند و دیگر شعار بودن عاشورا برای مردم شیعه. در ضمن این بحث از شعارهایی که برخی ابراز کرده و در واقع با روح حماسه حسینی ارتباطی ندارد انتقاد نموده و گفتهاند شعارهای ما در مجالس در تکیهها و در دستهها باید محیی باشد نه مخدر باید زندهکننده باشد نه بیحسکننده. اگر بیحسکننده باشد نه تنها اجر و پاداشی نخواهیم داشت بلکه ما را از حسین علیهالسلام دور میکند.جلد سوم حماسه حسینی حاوی مطالبی است که استاد شهید به مرور ایام نگاشتهاند و هدف از این نگارش یادداشت مطالب مهم جهت مراجعه بعدی یا آمادگی برای سخنرانی بوده است. از این رو کتاب به ده بخش تقسیم
نگرشی کلی به فلسفه اخلاق; مسائل، دیدگاهها و رشته ها
تقسیم پیروی نکرده اندو حتی گاهی نیز آن را غلط می دانند. گاهی هم اصطلاحات دیگری به آن می افزایند;مثلا عده ای برآنندکه فلسفه اخلاق تنها باید بر قسم سوم بر اخلاق توصیفی و اخلاق هنجاری نادرست است. 1 گاهی
حماسه حسینی در یک نگاه
شهید مطهری پس از تقسیم تحریف به لفظی و معنوی 8 از این گلایه دارد که هر دو نوع تحریف در حادثه عاشورا راه یافته است. اما تحریف معنوی را خطرناک تر از تحریف لفظی و نقل قطعات تاریخی نادرست … نادرست مرتکب منکری می شود و نیاز به راهنما و مربی برای آگاه سازی دارد. ج مرحله عمل. البته عمل ها هم مختلف است. علی علیه السلام در مورد پیامبر می فرمایند طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه 34 . 35 ایها الناس من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناکثا لعهد الله مستاثرا لفی الله متعدیا لحدود الله فلم یغیر علیه بقول و لا فعل کان حقا علی الله ان یدخله مدخله. الا و ان هولا القوم قد احلوا حرام الله و حرموا حلاله و استاثروا فیالله . بنابراین هر کس در این شرایط ساکت بماند مانند آنهاست آن گاه ایشان فرمان الهی را بر خود تطبیق داده و می فرماید و انا احق من غیره 36 . 37 ماهیت قیام حسینی از آنچه گذشت تا اندازه ای ماهیت قیام مقدس حسینی روشن شد. معمولا افراد در زمان خود شناخته نمی شوند بلکه پس از درگذشت آنان ارزش ایشان آشکار می گردد؛ چنان که امام علی علیه السلام می فرماید غدا تعرفوننی و یکشف لکم سرائری 38 . امام حسین علیه السلام در پی زنده کردن روش رسول الله در شیوه رهبری است؛ یعنی در حادثه عاشورا علاوه بر امر به معروف و نهی از منکر زنده کردن سیره رسول الله را هم می بینیم و آن رهبری جامعه و تعیین رهبری جامعه است. از این رو به هنگام بررسی و تحلیل ماهیت قیام حسینی علیه السلام باید به میزان تاثیر عوامل دخیل در آن توجه کرد. مهم ترین عامل امر به معروف و نهی از منکر و احیای سیره پیامبر است. عوامل دیگر هر چند دخیل بوده اند ولی این اندازه اهمیت نداشته اند؛ مانند دعوت مردم کوفه. وظیفه امام در مقابل بیعت سر باز زدن است در مقابل دعوت رفتن است و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر یک مهاجم است. موضوعات دیگر مرحوم استاد شهید مطهری در جلد نخست کتاب حماسه حسینی مطالب زیادی را به مناسبت بحث از سیره و حماسه و قیام امام حسین علیه السلام مطرح نموده است؛ از جمله عنصر تبلیغ در نهضت حسینی 39 . در این بخش موضوعات زیر مورد بررسی قرار گرفته اند در جلد دوم کتاب نیز استاد مسئله امر به معروف و نهی از منکر را در نهضت حسینی مورد بررسی قرار داده در همین ارتباط چندین مسئله را به بحث گذاشته اند؛ از جمله ارزش امر به معروف و نهی از منکر از نظر علمای اسلام 40 کارنامه ما در امر به معروف و نهی از منکر و گلایه از اینکه کار درخشانی در باره این وظیفه مهم انجام نداده ایم 41 . و مبحث شعارهای عاشورا 42 که در این بحث به دو موضوع پرداخته شده یکی شعارهایی که امام حسین علیه السلام و اهل بیت و اصحاب ایشان در روز عاشورا ابراز کردند و دیگر شعار بودن عاشورا برای مردم شیعه. در ضمن این بحث از شعارهایی که برخی ابراز کرده و در واقع با روح حماسه حسینی ارتباطی ندارد انتقاد نموده و گفته اند شعارهای ما در مجالس در تکیه ها و در دسته ها باید محیی باشد نه مخدر باید زنده کننده باشد نه بی حس کننده. اگر بی حس کننده باشد نه تنها اجر و پاداشی نخواهیم داشت بلکه ما را از حسین علیه السلام دور می کند. جلد سوم حماسه حسینی حاوی مطالبی است که استاد شهید به مرور ایام نگاشته اند و هدف از این نگارش یادداشت مطالب مهم جهت مراجعه بعدی یا آمادگی برای سخنرانی بوده است. از این رو کتاب به ده بخش تقسیم
روايت اول
تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی معنیاش این است که وجود تو در قیامت ترازوی خدا معیار خدا میزان خدا و شاقول پروردگار است و با شاقول اخلاق و اعمال تو مردم را میسنجند. اگر این شاقول نشان داد که مردم ساختمان انسانیشان مستقیم است اهل نجاتاند ولی اگر انحراف داشته باشند اهل نجات نیستند.کسانی که در حرم مبارک امیر المؤمنین حضرت را زیارت کردهاند حتما این جمله زیارتنامه امیر المؤمنین را به یاد دارند السلام علیک یا میزان الاعمال . سلام بر تو ای که ترازوی پروردگار برای سنجش اعمال مردم هستی.اعمال و افکار و اخلاق امیر المومنین و حالاتش همه براساس بصیرت بود. یعنی امیر المومنین هر حقی را در این عالم درست و حق میدید و هر باطلی را هم نادرست
شرایط تحقق حکومت ولایی
نادرست و از قبیل اضافه و نسبت یک چیز به خودش باشد.چون حکومت همان ولایت است و مثل آن است که گفته شود ولایت ولایی . حال سؤال این است که حکومت ولایی در چه صورتی منطقی و درست است و شرط تحقق آن به چه چیز محوری بستگی دارد؟برای آشنایی با حکومت ولایی و پی بردن به مفهوم دقیق این واژه ابتدا باید به مفهوم لغوی و عرفی ولایت توجه کنیم و آنگاه در پرتو این مفهوم به کالبد شکافی ترکیب حکومت ولایی بپردازیم.ولایت واژهای عربی به معنای به هم پیوستگی و نوعی اتصال و ترابط دو چیز است؛ به شکلی که هیچگونه روزنه و شکافی آن دو را از هم نگسسته مانع پیوند عمیق آن دو نگردد. ر.ک راغب اصفهانی المفردات فی غرایب القرآن 533 لغویان برای ولایت در زبان عربی و فارسی معانی متعددی را ذکر میکنند که از آن میان میتوان به امارت تدبیر محبت سلطان و خطه و موطن هر کس اشاره کرد. از آنجا که ریشه اصلی با همان معنا و وضع لغوی به نوعی در تمامی این معانی ملحوظ است نمیتوان معانی برشمرده را از سنخ مشترک لفظی دانست. لسانالعرب15400 402؛ مجمعالبحرین1455 - 458 با این وجود با بررسی موارد کاربرد واژه ولایت در متون عربی و محاوره عرفی به این نتیجه میرسیم که گستردهترین کاربرد این واژه امارت و حاکمیت سیاسی است؛ بهگونهای که هرگاه ولایت بدون قید به کار رود و عاری از قرینه باشد انصراف آن به ولایت سیاسی و امارت خواهد بود. منظور از ولایت سیاسی و امارت همان مدیریت و اداره جامعه و تنظیم امور کلان اجتماعی است که در زبان فارسی میتوان آن را سرپرستی نامید.ولایت در کاربرد عرفی نظیر امامت است. امامت مطلق و بدون مضافالیه همان رهبری و حاکمیت سیاسی است و امامت مضاف و مقید حتما نیازمند ذکر مضافالیه است؛ مانند امامت جمعه ولایت نیز چنین است.مورخان بزرگی چون طبری و ابناثیر برای نقل حوادث تاریخی و ذکر دوره حکومتهای گوناگون در تاریخ واژه ولایت را به کار میبرند. ابنقتیبه در کتاب الامامه والسیاسه از زمامداری حاکمان سیاسی به ولایت تعبیر میکند؛ مثل ولایهالولید ولایهالحجاج ولایه هشامبن عبدالملک؛ بدون آنکه قرینهای بهکار برده باشد. ابناثیر الکامل فیالتاریخ6355 و ج389 و 184 و 242 و 340 بنابراین ولایت عرفا همان امارت و حاکمیت سیاسی است که ترسیمکننده اصل حکومت قطع نظر از نوع آن و شیوه استقرار مشروعیت آن میباشد. ولایت و امارت ممکن است ولایت حق و امارت والی عادل یا ولایت باطل و امارت والی جور باشد. واژه ولایت هر دو نوع حکومت را شامل میشود.اگر مردی شبها را زنده نگهدارد و تمام عمر خود را با روزه سپری کند و تمام دارایی خود را صدقه دهد و همه ساله در مراسم حج شرکت جوید در حالیکه ولایت ولی خدا را نشناسد تمام اعمالش بیهوده و بدون ثمر است. این ولایت بر نماز زکات حج و روزه برتری دارد و راز و رمز رسیدن به آنهاستدر روایتی از امام صادق علیهالسلام ضمن تقسیم
معناى بصيرت
تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی معنیاش این است که وجود تو در قیامت ترازوی خدا معیار خدا میزان خدا و شاقول پروردگار است و با شاقول اخلاق و اعمال تو مردم را میسنجند. اگر این شاقول نشان داد که مردم ساختمان انسانیشان مستقیم است اهل نجاتاند ولی اگر انحراف داشته باشند اهل نجات نیستند.کسانی که در حرم مبارک امیر المؤمنین حضرت را زیارت کردهاند حتما این جمله زیارتنامه امیر المؤمنین را به یاد دارند السلام علیک یا میزان الاعمال .سلام بر تو ای که ترازوی پروردگار برای سنجش اعمال مردم هستی.اعمال و افکار و اخلاق امیر المومنین و حالاتش همه براساس بصیرت بود. یعنی امیر المومنین هر حقی را در این عالم درست و حق میدید و هر باطلی را هم نادرست
English