آسیه* همسر فرعون او با وجود نزدیکی به فرعون و برخورداری از زندگی اشرافی با ایمان به موسی علیه السلام و بردباری در برابر دشواریهای زندگی مؤمنانه
29 مطلب یافت شد
جاریشدن فیوضات الهی بر عباد خدا
مؤمنان به او ششماه طوفانهای آب عظیم را گذراندند و بعد از نشستن روی کوه جودی باامنیت سلامت و خاطر آسوده از کشتی پیاده شدند و سالها هم به زندگی مؤمنانه
فرهنگ عاشورا(20)
اصرار داشتند آن حضرت را به تسلیم و بیعت وادارندحضرت نپذیرفت و حیات ذلتبار در سایه حکومتیزید و ابن زیاد را با کرامت دودمانپیامبر و شرافت زندگی مؤمنانه
زندگی بهاری با یاد مهدی (ع)
من تاویل الاحادیث فاطر السماوات و الارض انت ولیی فی الدنیا و الآخره توفنی مسلما و الحقنی بالصالحین... 19 چون قرآن زندگی کافرانه را با مرگ مساوی می داند و حیات مؤمنانه
علی علیه السلام در مکتب محمد صلی الله علیه و آله
علی نماد عشق و ایمان بود و زندگی و راه و روش و سیره او نماد زندگی و راه و روش مؤمنانه و عاشقانه بود هر کس می خواست زندگی خود را بر این اساس بنا
درس درستی و راستی از معصومین(علیهمالسلام)
دلسوزانه با مردم و کمک مؤمنانهاز خدا میخواهم که همه ما با این اخلاق زندگی کرده و نسبت به مردم با دلسوزی رفتار کنیم؛ هم دلسوزی برای نیازمندیشان که نیازمندی مادی است هم دلسوزی برای امور معنویشان. این کمکهای مؤمنانه
شکیبایی در برابر مشکلات - جلسه نهم - (متن کامل + عناوین)
زندگی اندک است یعنی ماندنی نیست پیری برای مومن تمام میشود ولی جوانی در بهشت برای او میآید. اهل بهشت درعالی ترین سن جوانی و طراوت هستند. سرور بهشتیان حسن و حسین هستند الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه 5 یعنی طراوت جوانی آن دو بیش از جوانان اهل بهشت است جوانان اهل بهشت یعنی اهل بهشت چون آنجا پیری وجود نداردخود پیری یک مشکل است مدت بلاها و مشکلات کوتاه است. تا کی تحریمکنندگان سر قدرت هستند؟ تا کی تازیانه ستمگران بر سر مظلومان است دائمی نیست. تاریخ نشان داده تحمل برای انسان مومن آسان است یعنی آن که کوه ایمان است طوفان بلا برای او آسان است مدت بلا هم بسیار کوتاه است. پیامبراسلام در قبرستان مؤمنان میفرمود انا ان شا الله بکم لاحقون 6 ما غم فرزند و همسر خوب مثل خدیجه کبری ویاران بزرگوار مثل سعد بن معاذ یا حمزه را دیدیم اما اندوه تمام میشود وما هم به شما ملحق میشویم ودرجوار رحمت خدا دور همدیگر جمع میشویم. خداوند می فرماید و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین 7 برای اینکه در سرزمین بلاها و ابتلائات دانه وجود مؤمن شکفته شود چه بلاهایی که از دیگران به ناحق به انسان میرسد. لتبلون فی اموالکم و انفسکم و لتسمعن من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و من الذین اشرکوا اذی کثیرا 8 بندگان مومن من آزار مسیحیان و یهودیان و مشرکان به شما بسیارخواهد بود و دریا وار اذیت میکنند. پس مومنان محاسبه کنند بلا و سختی که درپیشگاه خداوند مدت معینی دارد و خداوند از باب لطف برای اهل ایمان ایجاد میکند بهترین راه این است که انسان با حوادث وسختیها مؤمنانه
وقتی خط قرمز سکوت شکسته می شود
زندگی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله رخ داد و در آن علی علیه السلام به جانشینی آن حضرت برگزیده شد حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست؛ یک تفکر است. غدیر نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است. غدیر خم یک سرزمین نیست؛ چشمه کوثری است که تا پایان هستی می جوشد. تا روز عید بزرگ غدیر با روزشمار غدیر همراه باشید تا از چشمه با برکت غدیر بنوشیم و معرفت کسب کنیم.خطبه غدیر سرشار از معارف گرانقدری است که لازمه گذران جامعه اسلامی از خطرات پیش رو است.وقتی خط قرمز سکوت شکسته می شودشاید بزرگترین خطر برای امت اسلام منافقین باشند؛ چراکه ظاهری فریبنده و مؤمنانه
آموزه هاي علوي در نهضت حسيني (قسمت اول)
مؤمنانه امام حسین ع درجریان نهضت کربلا ریشه در آموزه های اساسی و مهمی دارد که آن امام همام ع درمکتب پدر آموخته و آنها را در طول حرکت اصلاحی خود از مدینه تا کربلا به مرحله اجرا درآورده است همانگونه که خود در وصیت نامه ای که به برادرش محمد حنفیه نوشته به این نکته اشاره نموده و فرموده اند من حسین بن علی بزرگ شده در دامان پیامبر وتربیت شده در مکتب پدرم علی بن ابی طالب علیه السلام با این قیام برای ایجاد شر و فساد و اخلالگری برنخاسته ام. من در خاندانی نشو و نما کرده ام که تجلی گاه عدالت و حق و دیگر اصول ارزش های انسانی بوده است... 1 1- حق طلبی و حرکت بر مدار حق آنانکه با سیره و روش زندگی
یاران عشق و عزت و بصیرت
زندگی انسان قدم می گذارد خیر و سودمندی از در دیگر می گریزد. به دیگر زبان انسان خوار و ذلیل سودمندی و کارایی خود را از دست می دهد و نه تنها به خیرش امید نیست که وجودش شرانگیز و خطرآفرین خواهد شد. این نکته را از دو سخن حکیمانه زیر می توان دریافت که نخستین از امیرمؤمنان علی ع و دومین از امام هادی ع است آن که خود را پست و ذلیل بداند یا بسازد از شرش ایمن مباشنقطه مقابل ذلت پذیران و خویشتن شکنان عزت مندان و سرافرازان آزاده اند. اینان در تندباد حادثه ها نمی شکنند. تهدیدها و تطمیع ها آرمان و ایمانشان را متزلزل نمی سازد. تحقیر و تمسخر در عزیمت و سلوکشان سستی نمی آفریند و شمشیر و خطر به توقف و سکون و یا گریزشان نمی کشاند.این که اینان از کجا به این منزلت و شکوه و عظمت می رسند؟ باید از زبان قرآن شنید که روانکاوانه و ظرافت مندانه دلیل این مقاومت و پایداری را روشن و تبیین می کند. قرآن گویی پرسشی مفروض را پاسخ داده است که من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا 4 هر کس عظمت و ارج و بزرگی می طلبد بداند که عزت همه از خداست؛ و در جایی دیگر ولله العزه لرسوله و للمؤمنین 5 پس هر کس زیر چتر خدا قرار گیرد در مدار عزت جای می یابد و خدامداران عزت مندان و سرفرازانند. فرهنگ حسین فرهنگ عزت و پاسداشت حریم حرمت مؤمنانه
مؤمنانِ روزگاران
مؤمنانه دارند. جامعه ای را پی می نهند که سیاست آن حاکمیت آن اقتصاد و معیشت مردم آن سلامت بازارها و معاملات آن عدم تبعیض و تفاوتهای ناروا در زندگی مردمان آن … زندگی شان فراخی بخشی و از نیرنگ شیطان دیو نگاه شان داری و بر هر کار نیکویی که توفیق انجام آن را از تو می طلبند مددکار باشی و از هر پیش آمد و رخداد ناگوار شب و روز جز پیش آمدهای بشارت بخش حفظ فرمایی؛ و ایشان را در پرتو درود و رحمت خویش به راهی بداری که چشم امیدشان تنها تو باشی و جز به نعمت های تو دل نبندند و از آن چه در دست بندگان توست ارباب بی مروت دنیاست چشم در پوشند. خدایا چنان کن تا شوق و رغبت شان سوی تو و ترس و بیم شان تنها از تو باشد؛ آنها را از فراخی و آسایش دنیای گذرا برهانی و عمل برای سرای پسین و آمادگی پس مرگ را محبوب شان گردانی و هر اندوهی را که در روز رحلت و به گاه خروج روح از بدن ها و برآمدن جان ها رخ می نماید برایشان آسان و هموار سازی و آن ها را از هرچه با آن فتنه خیزد و عذاب تو را برانگیزد و شدت انبوهی آتش دوزخ و درنگ جاودانه در آن ایمنی بخشی و آنها را به منزلگاه امن و آسایش که جایگاه پرهیزگاران است منتقل سازی. تفسح لهم جای آنها را فراخی بخش. الفسحه فراخی گشادگی جاداری وسعت فراخنا فسخ له فی المجلس در مجلس برای او جا باز کرد. ریاض جمع روضه باغ ها گلستانها بهشت فردوس مینو. طوارق جمع طارق آن که به شب راه رود دزد ستاره صبح رویداد پیشآمد ناگهانی و غالبا ناگوار پیش آمد ناگوار شبانه بلای ناگهانی بدبختی بزرگ. رغب رغبه رغب الشی او فیه آن چیز را خواستار شد به آن رغبت کرد. رغب عنه آن چیز را نخواست و از آن روی گرداند. رهب رهبه ترسید او را ترساند. مقیل خواب نیمروزی خواب قیلوله جای خواب و آسایش نیمروزی. کبه النار شدت و انبوهی آتش. این فراز پایانی دعا درود و تحیت به همه مؤمنان؛ پیروان راستین حضرت محمد ص است از روزگار امام سجاد ع تا امروز و از امروز تا روز رستاخیز. مؤمنانی که در همه زمان ها و همه مکان ها و در هر شرایط تلخ و شیرین آمدند مؤمنانه
شوخى و مزاح در اسلام
زندگی اجتماعی و داشتن ارتباطهای سالم و فرحبخش مزاح است. البته گاهی هم مزاح به کدورت و کینه میانجامد و نتیجهی معکوس میدهد که اشاره خواهد شد. بعضیها خصلت شوخی و مزاح را چه با گفتار و چه رفتار به عنوان شاخصهی خود قرار دادهاند. برخی هم میانهی خوشی با آن ندارند و اهل شوخی نیستند. از آنجا که این نوع برخورد در میان مردم متداول است و نه میتوان به کلی آن را مردود دانست و نه میتوان بیحد و مرز طرفدار آن بود در این بخش به بیان آثار حد و مرز و شیوه و شرایط آن براساس تعالیم دینی میپردازیم. مزاح خصلتی مؤمنانه … مؤمنانه یاد شده است. اولیای دین و بزرگان مکتب نیز در عمل این گونه بودهاند. امام صادق علیهالسلام فرمود هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در او دعابه است. راوی از امام پرسید دعابه چیست؟ حضرت فرمود یعنی مزاح و شوخی. 1 . شوخی کردن اگر در حد و مرز مجاز و معقول باشد شادیآور است و شاد کردن مردم به فرمودهی حضرت رسول کاری پسندیده است و در روایات از ادخال سرور در دل اهل ایمان تمجید شده است ان من احب الاعمال الی الله عزوجل ادخال السرور علی المؤمنین ؛ 2 . از محبوبترین کارها نزد خدای متعال وارد ساختن شادمانی بر دل مؤمنان است. یونس شیبانی از امام صادق علیهالسلام نقل کرده که آن حضرت پرسید چگونه است شوخی و مزاح کردن شما با یکدیگر؟ گفتم اندک است. حضرت با لحنی عتابآمیز فرمود چرا با هم مزاح و شوخی ندارید؟ فان المداعبه من حسن الخلق شوخی و مزاح بخشی و جزیی از خوشرفتاری و حسن خلق است و تو میخواهی از این طریق سرور و شادی بر دل برادرت وارد کنی پیامبر هم با افراد شوخی میکرد میخواست که آنها را شادمان سازد. 3 . در سیرهی رهبران الهی نمونههایی که از مزاحمها و رفتارهای لطیفهآمیز و سخنان مطایبهانگیز حضرت رسول روایت شده است نشان میدهد که آن حضرت در عین حال که خوشرفتاری و گشادهرویی و بذلهگویی داشت از مرز حق و سخن درست فراتر نمیرفت و شوخیهایش باطل و لغو و ناروا نبود. در روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود انی لامزح و لا اقول الا حقا ؛ 4 . من مزاح میکنم ولی جز حق نمیگویم. این سخن هم نشان دهندهی مزاح در سیرهی رسول خداست هم رعایت حد و مرز آن. در مورد علی بن ابیطالب علیهالسلام نقل شده که وی شوخطبع بود و همین شوخطبعی نیز بهانهی مخالفان او گشت تا حضرت را از گردونهی خلافت کنار بزنند و چنین وانمود کنند که یک فرد خوشمشرب و شوخطبع نمیتواند رهبری مسلمین را عهدهدار شود. اهل مزاح بودن و بذلهگویی آن حضرت حتی از زبان مخالفان او هم نقل شده است. عمروعاص معاویه و عمر سخنانی دارند که گویای این ویژگی در آن حضرت است. خود حضرت باشگفتی یاد میکند که عمروعاص در منطقهی شام چنین وانمود و تبلیغات میکند که فرزند ابوطالب مزاحگر و بذلهگو و بازیگر است 5 تا چهرهی ناخوشایندی از وی در اذهان شامیان ترسیم کند. معاویه گفته است خدا اباالحسن علی بن ابیطالب را رحمت کند که خندان و گشادهرو و اهل فکاهی بود 6 او میخواست این را به عنوان نقطه ضعف حضرت قلمداد کند. دربارهی امام صادق علیهالسلام نقل شده که آن حضرت بسیار خندهرو و شوخطبع بود و کان کثیر الدعابه و التبسم. 7 . در برخی روایات هم توصیه شده که در مسافرت با یک جمع برای سرور و رفع خستگی از مزاح و شوخیهای سالم استفاده شود و این از آداب سفر بیان شده است. همچنان که گذشت شوخی و تفریحات سالم و مزاحهای بدون آزار و دور از تحقیر دیگران و پرهیز از استهزا مردم به زندگی
دكترین و سیاست هاى دفاعى ـ امنیتى در صحیفه سجادیه
زندگی بشری به گونه ای قابل لمس و مؤثر احساس می شود و از دیرباز تاکنون در حیات انسانی منشا تحولات و دگرگونی های فراوان شده است. ریشه لغوی این واژه از ثلاثی مجرد امن و با مشتقاتی مانند ایمان ایمنی و استیمان است. این واژه را به مفهوم اطمینان آرامش در برابر خوف تفسیر تعریف و ترجمه کرده اند که تا حد زیادی به واقعیت نزدیک است و شامل دو بعد ایجابی و سلبی در تعریف امنیت می شود. از یک سو اطمینان آرامش فکری و روحی و از سوی دیگر فقدان خوف دلهره و نگرانی ـ که موجب سلب آرامش و اطمینان می گردند ـ از کاربردهای دیگر این واژه است. هم چنین امنیت از موضوعات بسیار مهمی است که در قرآن و روایات به گستردگی آن اشاره شده است. صورت فارسی و عربی این کلمه به اشکال امنیت و امنیه در متون اسلامی موجود نیست و بیش تر توجه به این موضوع با عبارات و مشتقاتی از ثلاثی مجرد امن صورت پذیرفته است.در مجموع از ریشه یا کلمه امن 62کلمه مشتق 1 شده است که حدود 879بار در قرآن به کار رفته که از این تعداد کاربرد 358مورد در آیات مکی و 521مورد در آیات مدنی است. 1 پیوند معنایی ناگسستنی این اصطلاح با واژههای ایمان و مؤمن نشان دهنده اهمیت فوقالعاده مفهوم امنیت در اسلام است؛ مفهومی که علاوه بر قرآن و روایات به وفور در ادعیه اسلامی و شیعی دیده می شود. آن چه که بدیهی است در این مجال مختصر امکان پرداختن به ابعاد مختلف سیاسی اجتماعی اقتصادی قضائی امنیتی و... نه وجود دارد و نه لازم است. 2 اما با صراحت می توان اذعان داشت این مفهوم در منابع اسلامی دارای عرصه وسیعی بوده و قلمروهای فردی و اجتماعی و زمینه های داخلی و خارجی فکری و روحی اخلاقی و اعتقادی و دنیایی و آخرتی را در بر می گیرد و با شاخص های ایجابی و سلبی از هر دو زاویه قابل تعریف و دسترسی است و البته این امر نسبی است نه مطلق و نیز تابع وضع و امکانات و توانایی های هر فرد و جامعه است و نباید آن را صرفا به امکانات و تجهیزات نظامی با اندازه های مادی و فیزیکی یا مقولات اقتصادی و مانند آن تعریف کرد؛ بلکه مفهومی عمیق تر ظریف تر و فراگیرتر از موضوعات یاد شده داشته و بر ابعاد روحی فکری فرهنگی اخلاقی معنوی و اعتقادی و ارزش های الهی نیز اتکا و وابستگی کامل دارد.قرآن و روایات بیانگر این نکته بسیار مهم است که هرگونه امنیتی و در هر بعد از ابعاد آندر ایمان و اعتقادات معنوی و الهی ریشه دارد و هرگونه ناامنی در هر عرصه ای بالاخره ریشه اش به بی ایمانی و صفات متقابل ایمان؛ مانند شرک کفر ظلم استکبار و... بر می گردد.هم چنین مؤمن و صفات ایمانی اصلی ترین خاستگاه صدور کنش های امنیت زا است.بنابراین می توان گفت بسترسازی حیات معنوی طیبه و حسنه برای تربیت و تهذیب افرادچه در حوزه رفتارهای فردی و چه در عرصه های اجتماعی و دوری آن ها از حیات سیئه و غیر ایمانی اصلی ترین ساز و کار تامین امنیت است؛ بدین خاطر هر نظام واقعی اسلامی باید تلاش کند با تشویق حیات مؤمنانه
مؤمن گرفتار انواع آزارها
زندگی اندک است یعنی ماندنی نیست پیری برای مومن تمام میشود ولی جوانی در بهشت برای او میآید. اهل بهشت درعالی ترین سن جوانی و طراوت هستند. سرور بهشتیان حسن و حسین هستند الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه یعنی طراوت جوانی آن دو بیش از جوانان اهل بهشت است جوانان اهل بهشت یعنی اهل بهشت چون آنجا پیری وجود نداردخود پیری یک مشکل است مدت بلاها و مشکلات کوتاه است. تا کی تحریمکنندگان سر قدرت هستند؟ تا کی تازیانه ستمگران بر سر مظلومان است دائمی نیست. تاریخ نشان داده تحمل برای انسان مومن آسان است یعنی آن که کوه ایمان است طوفان بلا برای او آسان است مدت بلا هم بسیار کوتاه است.پیامبراسلام در قبرستان مؤمنان میفرمود انا ان شا الله بکم لاحقون ما غم فرزند و همسر خوب مثل خدیجه کبری ویاران بزرگوار مثل سعد بن معاذ یا حمزه را دیدیم اما اندوه تمام میشود وما هم به شما ملحق میشویم ودرجوار رحمت خدا دور همدیگر جمع میشویم. خداوند می فرماید و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین برای اینکه در سرزمین بلاها و ابتلائات دانه وجود مؤمن شکفته شود چه بلاهایی که از دیگران به ناحق به انسان میرسد. لتبلون فی اموالکم و انفسکم و لتسمعن من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و من الذین اشرکوا اذی کثیرا بندگان مومن من آزار مسیحیان و یهودیان و مشرکان به شما بسیارخواهد بود و دریا وار اذیت میکنند. پس مومنان محاسبه کنند بلا و سختی که درپیشگاه خداوند مدت معینی دارد و خداوند از باب لطف برای اهل ایمان ایجاد میکند بهترین راه این است که انسان با حوادث وسختیها مؤمنانه
اگر مومن هستید، شوخی کنید!
زندگی اجتماعی و داشتن ارتباطهای سالم و فرح بخش مزاح است. البته گاهی هم مزاح به کدورت و کینه می انجامد و نتیجه معکوس می دهد که اشاره خواهد شد.بعضیها خصلت شوخی و مزاح را چه با گفتار و چه رفتار به عنوان شاخصه خود قرار داده اند. برخی هم میانه خوشی با آن ندارند و اهل شوخی نیستند.از آنجا که این نوع برخورد در میان مردم متداول است و نه می توان به کلی آن را مردود دانست و نه می توان بی حد و مرز طرفدار آن بود در این نوشتار به بیان آثار حد و مرز و شیوه و شرایط آن بر اساس تعالیم دینی می پردازیم.مزاح خصلتی مؤمنانهبرخلاف تصور یا القا آنان که می کوشند چهره ای خشن و عبوس از اسلام ارائه دهند در فرهنگ دینی مسئله خوشحالی و شادی و خرسندسازی و شاد کردن دیگران جز خصلتهای مثبت و پسندیده به شمار آمده است. از مزاح و شوخ طبعی به عنوان یک خصلت مؤمنانه
شوخى و مزاح در اسلام
زندگی اجتماعی و داشتن ارتباطهای سالم و فرحبخش مزاح است. البته گاهی هم مزاح به کدورت و کینه میانجامد و نتیجهی معکوس میدهد که اشاره خواهد شد.بعضیها خصلت شوخی و مزاح را چه با گفتار و چه رفتار به عنوان شاخصهی خود قرار دادهاند. برخی هم میانهی خوشی با آن ندارند و اهل شوخی نیستند.از آنجا که این نوع برخورد در میان مردم متداول است و نه میتوان به کلی آن را مردود دانست و نه میتوان بیحد و مرز طرفدار آن بود در این بخش به بیان آثار حد و مرز و شیوه و شرایط آن براساس تعالیم دینی میپردازیم.مزاح خصلتی مؤمنانهخستگی جسم و روح با تفریحات سالم و مزاح و لطیفهگویی برطرف میشود. پرداختن به نشاط روحی و شادابی روان در سایهی لطایف و ظرایف امری طبیعی و مقبول و مورد حمایت شرع و دین است البته با مراعاتهایی خاص.برخلاف تصور یا القا آنان که میکوشند چهرهای خشن و عبوس از اسلام ارایه دهند در فرهنگ دینی مسالهی خوشحالی و شادی و خرسندسازی و ادخال سرور و شاد کردن دیگران جز خصلتهای مثبت و پسندیده به شمار آمده است. از مزاح و شوخطبعی به عنوان یک خصلت مؤمنانه
سبک زندگی از منظر امام حسن مجتبی (ع)
زندگی خویشتن و به نوع انسانی که همان اصول اساسی دین اسلام توحید نبوت و معاد را شکل می دهند در رده های اول و اولین مراحل بررسی جای می گیرند اگر این امور بر اساس نگرش اسلامی شکل گیرد آن گاه در مراتب بعدی تصمیم گیری درباره بسیاری از موارد عینی و رفتارهای جزیی آسان خواهد بود.پس از استخراج الگوهای زیست مؤمنانه
عشق به قرآن کريم و امور معنوي
زندگی مردانی چون امینی این است که آثار بیرونی وجود سرشار از جود آنها تنزلی از شیدایی و شور باطنی و عشق به حقیقت به خدا به قرآن و به اهل بیت علیهم السلام است و اینجاست که راز درونی احاطه اینگونه انسانها را بر زمان و مکان درمییابیم. انسانی به رنگ حقیقت و فطرت که هر جا و هر زمان یافت شود همه کس در همه زمانها و مکانها شیفتهاش میشوند. انسانی به رنگ علی علیه السلام رنگ جاودانه خدایی صبغه الله ومن احسن من الله صبغه 31 ؛ این نگارگری الهی است و چه کسی خوش نگارتر از خداوند است. 4 ـ حضور سیاسی و اصلاح دینی غیرت شیعی علامه و تیزبینی و فراست مؤمنانه
نشانههای مؤمن در آیات و روایات
زندگی کنند. نمونهای از آداب زیبای قدیممن وقتی نوجوان بودم بعضیها در محلۀ ما این را با چشم خودم دیدم کسی تعریف نکرده نیمساعت یا یک ساعت مانده به افطار سر کوچهها بیرون از خانه میایستادند و به مؤمنی که او را نمیشناختند و از کوچه رد میشد میگفت خانهات نزدیک است یا دور؟ میگفت یکخرده دور است. میگفت تابستان است و گرم تا به خانهات برسی روزه اذیتت میکند؛ من سفرهام حاضر است بیا افطار بکن و برو پیغمبر ص فرموده مؤمن لازم است دعوت مؤمن را بپذیرد. او هم مؤمن بود و نشانه و علامت داشت. میگفت عیبی ندارد.یک شب هم یکی از همینها که نیمساعت به افطار از خانه بیرون میآمدند من را صدا کرد و گفت روزهای؟ گفتم بله. گفت میخواهی بروی خانهتان افطار کنی؟ گفتم بله. گفت افطار بیا خانۀ ما گفتم چشم اصلا او را نمیشناختم. شبی که مرا به خانهشان دعوت کرد واقعا یک سفرۀ افطار قدیمی انداخته بود و در آن حلوا تخممرغ نان برشته و بعد برنج و خورش بود. بعد افطار هم چای و میوه میآوردند و سرگرم حرف میشدند. وقتی که مهمان میخواست برود مؤمن مهماندار به او میگفت که میخواهی بروی؟ میگفت اگر اجازه بدهید میخواهم بروم. مهماندار میگفت کاری مشکلی نداری؟ پولی قرض دستی یا بلاعوض نمیخواهی؟ بچههایت فرداشب افطاری چاقوچله دارند؟ چون مؤمن شنیده که پیغمبر میفرماید مجلسی را برپا نکنید گرچه دو نفر باشید مگر اینکه پیش از بلندشدن کار خیری انجام بدهید. این اخلاق مؤمنانه
سینما و تجربه عاشورایی
مؤمنانه و پیروزمند شمرده شده است. آیا سینما هم پای این تفسیر توانسته است نقش بسیج کنندهای در بازخوانی تازه شهادت داشته باشد؟سینما در برابر موتور محرک اصلی انقلاب اسلامی یعنی پدیده عاشورا چه عکس العملی داشت؟ این پرسش اصلی ماست.اولا نه از منظر دینی و نه از منظر مدرن یعنی نه از زاویه دید باور به حقیقت باطنی و ماورایی عاشورا و نه از آن زاویه که این حماسه در تفسیر مدرن تفسیری اسطورهای یافته باشد. پیش از انقلاب هم اثر مهمی از عاشورا در سینما نمییابیم. شاید بدان دلیل که به عکس غرب سینما در ایران از ذخیره آیین و داستانهای مذهبی به عنوان روایت اصلی فیلمنامه و تراژدی سود نجست و از آغاز در راهی گام نهاد که بینش مذهبی آن را ترویج ابتذال و فساد و فروش عریانی و حرام کاری ارزیابی میکرد و تحریمش مینمود پس روایت عاشورا در سینما در سال 57 هیچ پشتوانهای ندارد.اما بعد از انقلاب پس از آنکه امام خمینی در مصاحبه با گاردین و اشپیگل رسما اعلام کردند که قرار نیست سینما در ایران تعطیل شود و تنها جلوی رواج فساد و فحشا در فیلمها گرفته خواهد شد به اشکال گوناگون تاثیر جلوههایی از عاشورا در فیلمهای سینمای ایران اندک اندک پدیدار گشت؛ به ویژه جنگ عراق علیه ایران عرصه بسیار مناسب رواج فرهنگ عاشورایی بود که سرودهای آهنگران کویتی پور و... از یک سو و فیلمهای مستند روایت فتح شهید آوینی از سوی دیگر آن را تبلیغ مینمود و به درون فیلمهای سینمایی سر ریز میکرد. در این روایت شهادت مرگطلبی یا خشونت نبود؛ پذیرش قربانی شدن به سود حقیقت بود.در آغاز بازتاب مستقیم و سپس طنین تلویحی و هنرمندانهتر رویداد عاشورا در آثار سینمایی پدیدار شد اما هرگز احضار عاشورا به زمان حال و پیگیری تراژدی ندای حسین و صدای یزید در متن زندگی
English