ار خدایا از آنچه در گذشته مرتکب شدماز لغزش و خطایم چشمپوشی کن و از درافتادن به جامه تنگ گناه رهایم ساز که به یقین تویی سرور و مولاو پشتیبان و
105 مطلب یافت شد
در اقرار به گناه و درخواست توبه و بازگشت بسوى خداى تعالى
از دعاهای امام علیهالسلام است در اقرار به گناه و درخواست توبه و بازگشت بسوی خدای تعالی • بار خدایا سه خصلت است که مرا بازمیدارد تا به آستانت آیم و درخواستی کنم و تنها یک خصلت است که مرا وامیدارد که به درگهت آیم دست خواهشم آرم. • آن سه که بازم میدارد؛ تکلیف واجبی است به آن فرمان دادهای و من در گزاردن آن درنگ کردم و حرامی است که بدان نهی کردهای و من به سویش شتافتم. • و نعمتی است که به من ارزانی داشتی و من در سپاس آن سستی ورزیدم. • اما آن خصلت که مرا برانگیزد که به آستانت روی آوردم و بسی درخواست کنم فضل و کرم توست نسبت به کسی که با بارقهای از امید روی به تو آرد؛ زیرا تمام احسانت بی آن که کسی بهایی دهد باشد و همه نعمتهایت بی آن که کسی کاری کند بود. • بار خدایا این منم که به بارگاه پرشکوهت ایستادهام بسان فرمانبری خوار و با شرمندگی تمام دست گدایی به آستانت دارم همچون مستمندی عیالوار و بی نوا در پیشگاهت. • زبان به اعتراف میگشایم و میگویم به گاه احسانت هیچ شایسته کاری نکردم و تنها فقط از عصیانت چشم پوشیدم و در همه حال هرگز از داد و دهش سرشارت بیبهره نبودهام. • پس آیا ای خدایم همین اقرارم به بدکرداریام در پیشگاهت سودی دهد؟ و آیا اعترافم نزد درگاهت به زشتی رفتاریام نجاتم میدهد؟ یا با این حال و روزم دیگر غضبت بر من واجب نمودهای و به گاه دعایم خشمت بر من بایسته و حتمی کردهای. • پاکا خداوندا که چنین باشی من از تو هرگز نومید نمیشوم که تو در توبه به رویم گشودهای اینکه به درگهت آمدهام و میگویم بسان بردهای خوار که به خود ستم روا داشته و حرمت آقایش شکسته. • همانند غلامی که گناهانش انبان شدن و فزون گشته و روزگارش به سر آمده و پشت کرده و میبیند فرصت عمل سپری شده و دیگر دوران زندگی پایان یافته و یقین دارد که نه از عذابت پناهی است و نه از قهرت گریزگاهی او روی به سویت آورده و توبه را به درگاهت خالص ساخته و با دلی پاک و زلال به درگهت ایستاده است. • و با صدایی شکسته و آرام با تو نجوا میکند. • و از شدت فروتنی قامتش خم گشته و سر به زیر افکنده از شدت ترس پاهایش لرزان است و گونهاش بر زیر سیلاب اشک نهان تو را چنین میخواند ای مهربانترین مهربانان ای مهربانترین کسی که جویندگان رحمت آهنگ وی کنند؛ و ای مهرورزترین کسی که آمرزش خواهان به گرد او آیند؛ ای آن که بخشایش بسی افزون از کیفرش باشد و خشنودیاش بیش از خشمش بود. • و ای آن که منت مینهد و از گاه بندگانش به نیکی میگذرد و ای که بندگانش را به قبول توبه عادت دهد و اصلاح امور فاسدشان را با توبه خواهد و به اعمال بی مقدارشان خشنود گردد؛ ای آن که عمل ناچیز را پاداش فراوان دهد و اجابت دعایشان خود به عهده گرفته و به کرمت پاداش نیک را به ایشان وعده داده است. • خدایا من گناهکارترین کسی نیستم که گناه کرد و تو او را آمرزیدی و نکوهیدهترین کس نباشم که به درگاهت عذر آورد و تو پذیرفتی و ستمگرتر از هر ستمگری نباشم که توبه کرد و تواش بخشودی. • اینکه به آستانت توبه میکنم بسان توبهی کسی که از کاهلی خود بسی پشیمان است و از بار گران گناه ترسان است و از گردابی که در آن افتاده سخت شرمنده و پریشان است. • میداند که بخشودن گناهان بزرگ نزد تو بزرگ نباشد و گذشت از خطا برایت سخت نیاید و تو را چشمپوشی
گنهكاران و قدرت بر توبه
از اطرافیان خود و فعل و انفعالات طبیعی یاد میگیرد.همچنانکه بدن او در طول زندگی در معرض انواع بیماریها قرار میگیرد فکر و روحش و نفس و قلبش نیز در معرض خطا و اشتباه میرود و در عمل و اخلاق مبتلای به گناه میگردد بنابراین گناه همچون بیماری بدن عارضی است نه ذاتی.بیماری بدن و جسم او با دارویی که طبیب تجویز میکند معالجه میشود فکر و روح و نفس بیمارش نیز با اجرای دستورات حضرت حق درمان میپذیرد.گنهکار با عرفان به وضع خویش و معرفت به حلال و حرام خدا با رجوع به طبیب روحانی و دستور العمل گرفتن از او برای توبه از گناه آماده میشود و با امید و دلگرمی به رحمت حضرت حق از عرصهی گناه بیرون میآید و همچون روزی که از مادر متولد شده پاک میگردد.گنهکار نمیتواند ادعا کند نمیتوانم توبه کنم زیرا کسی که قدرت بر گناه دارد بدون شک قدرت بر توبه هم دارد.آری انسانی که توانایی بر خوردن و آشامیدن رفتن و آمدن گفتن و شنیدن ازدواج و کسب و کار ورزش و ریاضت مسافرت و معاشرت و زور آزمایی دارد و اگر طبیبی به خاطر بیماری خاصش او را از بسیاری از غذاها و نوشیدنیها پرهیز دهد او از ترس ریشهدار شدن بیماری با کمال قدرت از خوردن آن غذاها و نوشیدنیها خودداری میکند میتواند از گناهانی که به آن دچار است بپرهیزد و از معصیتهایی که به آن گرفتار است خودداری نماید.عذر هیچ گنهکاری در عدم قدرت بر توبه در پیشگاه حضرت حق قابل قبول نیست اگر قدرت بر توبه برای اهل گناه نبود از جانب خداوند دعوت به توبه و انابه نمیشدند.گنهکار باید این حقیقت را باور کند که در هر شرایطی و در هر موقعیتی قدرت بر ترک گناه را دارد و بر اساس آیات قرآن خداوند مهربان و توبهپذیر توبهاش را قبول میکند و گناهانش را گرچه به عدد ریگ بیابان باشد در معرض عفو و مغفرت و رحمت قرار میدهد و پروندهی سیاهش را به سپیدی چشمپوشی
تهران حسینیهٔ هدایت دههٔ سوم محرم پاییز1395 سخنرانی هفتم
چشمپوشی از هرچه که حرام است فقط زن نامحرم نیست از ربا چشم بپوشد از ظلم چشم بپوشد از دروغ چشم بپوشد از دیگر گناهان چشمپوشی کند؛ یعنی گناه را نخواهد
صبر در سلوک معنوي
از گناه و دوری گزیدن از عصیان نیازمند صبر و استقامتی فولادین و همتی والا است که موجب تقویت ارادۀ انسان نیز میگردد. انسان با صبر در برابر معصیت به مقامی می رسد که می تواند در مقابل غرائز و شهوات و در برابر هوی و هوس عرض اندام کند. این قسم از صبر نیز بسیار مشکل اما ثمربخش است. نتیجه و ثمرۀ این مرتبه از صبر فورا برای انسان نمایان میشود. صبر در ترک معاصی به مراتب از صبر در به جا آوردن واجبات سختتر است. ولی شیرینی دوری از گناه و ترک لذت حرام زودتر به انسان چشانده میشود و قابلیت درک لذت معنوی آن بیشتر است.خداوند متعال به کسی که از معصیت پرهیز نماید مقام فرقان عنایت میفرماید. چنین کسی میتواند بین حق و باطل تمیز دهد و راه درست را از بیراهه تشخیص دهد. ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا؛ اگر از خدا بترسید شما را بصیرت شناخت حق از باطل دهد . 18 اگر از خدا پروا کنید برای شما نیرویی جدا کننده تشخیصدهنده حق از باطل قرار میدهد. و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب؛ و کسی که از خدا پروا کند برای او راه خروجی از مشکلات قرار میدهد و او را از راهی که گمان نمیبرد روزی میدهد . 19 مقام فرقان سببساز راهیابی سالک به مقصد نهایی میشود و از راهی که گمان نمیبرد او را به مطلوب حقیقی میرساند و این نائل شدن به این مقام مرهون کسب تقوا است.تسلط شیطان بر نفس آدمی تا زمانی ادامه مییابد که او متقی شود و به مجرد دوری جستن از گناه و کسب تقوا شیطان رجیم نیز از انسان فاصله میگیرد و قدرت تسلط بر او را از دست میدهد. رهایی از تسلط شیطان راههای انحراف و گمراهی را در سیر حرکت سالک مسدود میکند و او را منزل سلامت و هدایت رهنمون میشود. انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون انما سلطانه علی الذین یتولونه؛ چرا که او را بر کسانی که ایمان آوردهاند و بر پروردگار خود توکل میکنند تسلطی نیست جز این نیست که تسلط او بر کسانی است که او را به یاری و سرپرستی میگیرند . 20 تبعیت از فرامین خداوند منان موجب فروپاشی نظام سلطۀ شیطان در قلب انسان میگردد و حکومت الله جل جلاله را در دل او اسقرار میبخشد.دروغ غیبت تهمت شایعهپراکنی بد حجابی ربا رشوه و دیگر مصادیق گناه و معصیت حکومت شیطان و اعوان او را در دل انسان تثبیت مینمایند و او را از مسیر سعادت و نیکبختی دور میسازند.سالک باید با صبر و استقامت از گناه چشمپوشی
نقش عفاف و پاكدامنى در زندگى انسان
از خطر گناه حفظ کرد و ظالمان را به خاطر عصیان و نافرمانی ذلیل و خوار گرداند.از جمله آثار عفت و پاکدامنی درک لذت ایمان است و چشیدن این لذت در تمام عمر بدون عفت و پاکدامنی غیر ممکن است. کسی که ایمان دارد به اینکه خداوند ناظر اعمال اوست هرگز تن به ناپاکی و بی عفتی نمیدهد. امام جواد ع فرمود بدان که از دایره دید خداوند بیرون نخواهی بود اکنون ببین چگونه هستی . 3 امام سجاد ع فرمود مردی با خانوادهاش برای سفری عازم شدند. برای آن سفر تصمیم گرفتند از طریق دریا سفر نمایند. پس از اینکه سوار کشتی شدند طوفان تندی آغاز شد به گونهای که کشتی و اهل آن همه غرق شدند همسر این مرد به وسیله تخته چوبی خود را از مرگ نجات داد و به جزیرهای رسید تا وارد جزیره شد فردی را دید خیلی خشن و تندخو مرد تا او را دید از شدت زیبایی به او خیره شد و سؤال کرد آیا تو انسان هستی؟ زن جواب داد آری. مرد با نگاههای تندش زن را به لرزه انداخت. مرد گفت چرا نگرانی؟ زن گفت مرا رها میکنی یا اینکه از او مدد جویم؟ مرد گفت اگر رهایت نکنم. چه میشود؟ زن گفت از او یاری میجویم.سخن زن مرد را تکان داد و گفت من باید بیشتر از خدا بترسم زیرا من میل دارم نه تو. آن گاه از جا برخاست و سخنی نگفت و تصمیم به توبه و بازگشت گرفت. در حال رفتن عابدی را در راه دید. گرمای خورشید هر دوی آنها را میآزرد.عابد گفت بیا از خدا بخواهیم تا بین ما و خورشید سایهای ایجاد نماید.مرد گفت من کاری در خود سراغ ندارم تا زمینه این لطف ایجاد سایه خداوند گردد. شما دعا کن تا من آمین بگویم. عابد خدا را خواند و از او خواست که سایهای برای آنها مقرر گرداند. مرد هم آمین گفت. بلافاصله قطعه ابری روی سر هر دو قرار گرفت و موجب شد که آفتاب آنها را نیازارد. بعد از مقداری که زیر سایه الهی مسیر را پیمودند سر یک چند راهی خواستند از یکدیگر جدا شوند که عابد دید ابر به طرف جوان میرود. رو به جوان کرد و گفت تو از من نزد خداوند مقربتری زیرا من قبلا از خدا خواسته بودم ابری عطا کند که خواستهام برآورده نشد اما خداوند به تو عنایت کرد.جوان جریان خود را نقل کرد. عابد گفت خداوند گناه گذشتهات را عفو کرد و این لطف ویژه را نصیبت فرموده است. مراقب اعمال خود باش زیرا این مقام بس والایی است که خداوند به تو عنایت فرمود و تمامی اینها به خاطر آن لحظهای بود که از گناه چشمپوشی
حقیقت و ماهیت باطنی محرّمات
از خداوند با علم به دوزخاین دو نفر اهل جسارت و جرئت نبودند و قرآن هم در سوره بقره میگوید آنها را بخشیدم انه هو التواب الرحیم سوره بقره آیه 37 ؛ اما ابلیس علم به دوزخ داشت چون خدا درباره دوزخ با او حرف زد و دوزخ برای او مجهول نبوده است. وقتی خدا به او قسم خورد که به خودم قسم لاملان جهنم منک و ممن تبعک منهم اجمعین سؤال نکرد این جهنمی که میگویی چیست و کجاست؟ کی هست؟ عذابهایش را برایم شرح بده که ببینم اگر طاقتش را ندارم توبه کنم. همه اینها را بلد بود و توبه نکرد حالا چرا به جهنم میرود؟ ممکن است یکی بگوید برای یک سجده نکردن؟ خشم خدا یعنی اینقدر عجیب است که برای یک سجده نه برای یک سجده نکردن خود آیه را ببینید ابی و استکبر سوره بقرهآیه 34 برای این جرئتی که بر ضد خدا داشت. این نکته بود که که در قرآن است یکخرده طول کشید. تاجران گناه در دنیاکسی که تاجر محرمات و گناه است؛ حالا تاجر گناه است نه اینکه از صبح که بیدار میشود تا شب در گناه باشد؛ اصلا هر قدمی که برمیدارد گناه است. خود همان حال جسارت گناه دائم است. کاسبی میکند به حلال و حرام خدا کار ندارد و از نظر بدنی و اخلاقی در محرمات میافتد چنین آدمی که اصلا بلی من کسب سیئه سوره بقره آیه 81 کسب او یعنی افعالش رفتارش اخلاقش و کردارش گناه است کارش به جایی میرسد که ان کذبوا بآیات الله همهچیز را منکر میشود و میگوید من قرآن را قبول ندارم نبوت را قبول ندارم امامت را قبول ندارم. حالا شما به او بگو قرآن بهاندازه آیاتش بر حقانیتش دلیل دارد میگوید به گوشم نمیرود این را قرآن میگوید ان کذبوا بآیات الله حالا تو بگو دلیل و حجت و استدلال دارد. تو به او بگو پیغمبر ص از نظر ایمان و اخلاق و عمل شخص اول جهان آفرینش است میگوید برو بابا حوصله داری؟ من اصلا این حرفها را قبول ندارم با من بحث نکن این نظر و داوری قرآن راجعبه کسانی است که اصلا زندگیشان و کارشان محرمات محرمات است؛ وقتی دل زیرورو شد اینها دیگر برنمیگردند.عبدالملک مروان یکی از خلفای بنیامیه است که دیگر در لیوان از شرابخوری لذت نمیبرد و یک حوض خیلی تمیز با سنگ تمیز برای او ساخته بودند این حوض را پر از مشروب میکردند و داخل آن شنا میکرده است. خیلی هم آدم کشت و جنایت کرد در آخرهای عمرش که دیگر استخوانها پوسیده و ضعف گرفته بود و دیگر برایش ثابت شده بود که رفتنی است اتاقی بالای کاخش ساخته بود که چهار طرفش پنجره داشت و تمام باغهای دمشق دیده میشد هوا هم خیلی لطیف بود گفت رختخواب من را داخل آن اتاق ببرید و درها را هم باز کنید. نگاهی به مشرق نگاهی به مغرب نگاهی به شمال و نگاهی به جنوب انداخت بالای هشتاد سال داشت و همینطور که افتاده بود گفت خدایا الآن وقت توبه کردن است چون دیگر کار از کار گذشته و وقت من هم تمام شده و مرگ من رسیده است؛ ولی من چون از وجود تو این همین آیهای است که امروز خواندم ان کذبوا بآیات الله بسیار بدم میآید توبه نمیکنم این تکرار گناه تکرار جرم است.دنباله مطلب با خواست خدا برای فردا باشد. و چقدر عظمت دارد آن انسانی که محبوب خدا میشود و پروردگار هشت خصلت به او میدهد که یکی این است غض البصر عن المحارم از حرامهای الهی چشمپوشی … چشمپوشی از محرمات را نصیب محبوب پروردگار میکند نکات مهمی در قرآن کریم آمده است که این نکات حقیقت و ذات و واقعیت و ماهیت باطنی محرمات را بیان میکند. بعضی از این نکات خیلی سنگین است و اگر اتفاق بیفتد خطر دنیا و آخرت برای انسان اتفاق افتاده که یک نکتهاش این است. یکوقت انسانی به خطا غفلت جهل و به ضعف دچار گناه
توبۀ حقیقی در زمرۀ نیکیها
گناه قطع میشود؛ یعنی تاریکیها با طلوع خورشید توبه روشنایی میشود. این بازگشت رابطه را با همه برنامههای منفی و دوزخی میبرد و رابطه دل و عمل را با پروردگار عالم پیوند میدهد. این قطع و پیوند که واقعیت توبه است انسان را یقینا محبوب خدا میکند. ان الله یحب التوابین 4 این متن قرآن در سوره مبارکه بقره است که میگوید خدا عاشق توبهکنندگان است. توبهکننده کیست؟ آنکه رابطهاش را با همه گناهانی که به آن عادت داشته مرتکب میشده و ارتباط داشته قطع کند و به پروردگار عالم متصل شود. اتصالش به پروردگار هم این است که عمل صالح انجام بدهد گذشته را ترک بکند و حقوقی که از مردم نزد اوست به مردم برگرداند. این اتصال که از انسان به پروردگار است سبب فرودآوردن رحمت و جلب فیوضات الهی و ملکوتی است. انسانی که میخواهد توبه بکند باید بداند و یقین کند که خداوند مهربان توبه را میپذیرد گناهان را میبخشد از گنهکار گذشت میکند و گنهکار را که توبه کرده است مورد محبت قرار میدهد. البته شخصی که تصمیم قطعی برای توبه دارد اگر خودش میتواند و آگاه است و مقداری درس خوانده است به آیات قرآن کریم در باب توبه و روایات در کتابهای روایی مراجعه کند تا قدر خودش را بشناسد امید پیدا کند و دلگرم بشود که اولا پروردگار توبه را قبول میکند ثانیا توبه گناهان را از پرونده پاک میکند و ثالثا خدا آثار گناه را با قدرتش از وجود انسان ازبین میبرد. توبه حقیقتی است که تمام درهای بهشت را به روی تائب و توبهکننده باز میکند و تمام درهای دوزخ را به روی گنهکار میبندد. روایتی بینظیر از حضرت رضا ع در خصوص توبهدر مجلسی در محضر مبارک امام هشتم ع از کسانی سخن بهمیان آمد که بیرون بصره در جنگی معروف به جمل با امیرالمؤمنین ع و ولیاللهالاعظم جنگیدند. افرادی از آنها که با حضرت میجنگیدند کشته شدند و افرادی هم از یاران امیرالمؤمنین ع شهید شدند. در حین صحبت درباره جنگ جمل یک نفر فریاد زد و گفت جملیها خدا شما را نیامرزد. از این که با امیرالمؤمنین ع ولی خدا وصی پیغمبر ص و دریای معارف جنگیدند ناراحت شد و برای همین هم گفت خدا همهتان را لعنت کند که با حضرت به جنگ برخاستید امام هشتم ع فرمودند اینگونه نگو بگو همه لعنت بشوند مگر کسانی که توبه کردند از این جنگیدن پشیمان شدند و فهمیدند که شستوشوی مغزی داده شدهاند. آمادگی جنگ با ولیاللهالاعظم را به آنها دادند؛ ولی حالا بیدار و پشیمان شدهاند. در روایات داریم الندم توبه 5 خود پشیمانی از گناه توبه و بازگشت و سبب جلب آمرزش پروردگار است. اگر انسان گنهکار واقعا و به حقیقت پشیمان بشود در مقام جبران گذشته خود برخواهد آمد؛ اما آنکه پشیمان نمیشود وارد راه جبران نمیشود. آنکسی که پشیمان میشود درصدد این معنا برمیآید که حالا چهکار کنم گذشتهام را پاک و اصلاح کنم؟ گذشتهام را جبران و خلاهایی که اتفاق افتاده است پر کنم. این حال بسیار باارزشی است و بعضی از آنهایی که در جمل با حضرت جنگیدند این حال برایشان پیش آمد و توبه کردند. این شخص به حضرت رضا ع گفت مگر جنگ با علی ع و ولیاللهالاعظم هم توبه دارد؟ حضرت فرمودند بله کسی که نسبت به گناه پشیمان بیدار و بینا بشود که فرمان چه کسی را نبرده است ناراحت بشود و به پروردگار برگردد و درخواست آمرزش و طلب مغفرت کند البته که قبول و بخشیده میشود. آغوش باز پروردگار بر توبهکنندگان حقیقیبا توجه به آیات قرآن و روایت بسیار باارزش امام هشتم ع دیگر جا ندارد که گنهکاری دلسرد و ناامید باشد. با چنین خدایی و وعدههایی که پروردگار به گنهکاران داده و فرموده من توبه آنها را میپذیرم و از گذشته آنها گذشت میکنم؛ هیچ معنی ندارد که انسان رابطهاش را با گناه قطع نکند و رابطهاش را به پروردگار وصل نکند. ما در سوره مبارکه شوری میخوانیم و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون 6 چه آیه عاشقانه زیبا و نورانیای است خداوند خودش را به گنهکاران اینگونه معرفی میکند او کسی است که همواره در هر زمان و روزگار هر مدت هر روز و شب هر هفته و ماه سال توبه بندگانش را میپذیرد. تمام لطایفی که عرض کردم در جمله یقبل هست که فعل مضارع است؛ یعنی الآن و فردا ندارد امروز و امشب ندارد این هفته و آن هفته ندارد که من پذیرفتن توبه را قطع کنم. من مدتی برای توبه قرار ندادهام. در اصول کافی است تا وقتی که نفس به شماره بیفتد و انسان توبه واقعی کند خداوند توبه او را با مهر لطف و احسانش قبول میکند. این خداست که اینگونه خود را به گنهکاران معرفی میکند و میگوید و هو الذی یقبل التوبه عن عباده توبه را از بندگانش همواره و همیشه و در هر روزگاری قبول میکند. و یعفوا عن السیئات عفو یعنی پوشاندن و چشمپوشی
وجوب پرداخت مِهر و صداق
از رساندنش به صاحب حق حرام و گناه بزرگ است.وجوب ادای مهر حقیقتی است که در قرآن مجید در سوره مبارکه بقره آیات 237 236 و 241 و در سوره نسا آیه 4 و سوره قصص آیات 27 و 28 و سوره احزاب آیه 49 به آن تصریح شده و کسی را نمیرسد که در این زمینه و در زمینههای دیگر کمترین ستمی به زن روا دارد.رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود من ظلم امراه مهرها فهو عندالله زان یقول الله عزوجل یوم القیامه عبدی زوجتک امتی علی عهدی فلم توف بعهدی وظلمت امتی فیؤخذ منحسناته فیدفع الیها بقدر حقها فاذا لمتبق له حسنه امر به الی النار بنکثه للعهد ان العهد کان مسؤولا.کسی که مهر زن را ظالمانه نپردازد نزد خداوند زناکار محسوب میشود روز قیامت حضرت حق به او خطاب میکند بنده من کنیزم را بر اساس پیمانی که با تو بستم عقد و ازدواج به تو تزویج نمودمبه پیمان من وفا نکردی و بر او ستم روا داشتی سپس به اندازه حق زن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش میگذارند و چون حسنهای به اندازه پرکردن حق زن نماند به گناه پیمانشکنی به آتشش میبرند عهد و پیمان مسئولیت دارد.امام صادق علیه السلام میفرماید السراق ثلاثه مانع الزکاه و مستحل مهور النسا و کذلک من استدان ولمینو قضاه.دزدان سه طایفهاند آنان که از پرداخت زکات بخل میورزند کسانی که خوردن و به غارت بردن مهر زن را حلال میدانند و مردمی که قرض میگیرند و خیال ادای آن را ندارند.حضرت رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت میکند ان الله تعالی غافر کل ذنب الا من جحد مهرا اواغتصب اجیرا اجرهاو باع رجلا حرا.خداوند متعال آمرزنده هر گناهی است مگر گناه انکار مهر زن یا غصب دستمزد اجیر یا فروش انسان آزاد.حضرت صادق علیه السلام فرمود اقذر الذنوب ثلاثه قتل البهیمه وحبس مهر المراه ومنع الاجیر اجره.پلیدترین گناه قتل نفس خودداری از پرداخت مهر و نپرداختن اجرت مزدور است.از جانب اولیا اسلام به زنان باکرامت توصیه شده اگر زمینه مناسبی در برنامه بخشیدن مهر به شوهر ببینند از این مرحله عالی اخلاقی که نشان جود و کرم و سخاوت و بزرگواری است چشمپوشی
بخش سی و هشتم
از گناه انسان بگذرد یعنی مجازات نکند انسان را. این غفران خداست. آن وقت می گوییم پوشید معنی غفور غفر یعنی پوشید گناه آن را یعنی دیگر از عذابش گذشت چشمپوشی کرد گناهش را پوشید یعنی گناه او که اثر می کرد در عقابش
دعای وداع با ماه مبارک رمضان
از ابو بصیراز امام صادق علیه السلاماین دعا را برای وداع ماه رمضان روایت کرده اللهم انک قلت فی کتابک المنزل شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن و هذا شهر رمضان و قد تصرم فاسالک بوجهک الکریم و کلماتک التامه ان کان بقی علی ذنب لم تغفره لی او ترید ان تعذبنی علیه او تقایسنی به ان لا یطلع فجر هذه اللیله او یتصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لی یا ارحم الراحمین اللهم لک الحمد بمحامدک کلها اولها و آخرها ما قلت لنفسک منها و ما قال الخلائق الحامدون المجتهدون المعدودون المعددون الموفرون المؤثرون ذکرک و الشکر لک الذین اعنتهم علی ادا حقک من اصناف خلقک من الملائکه المقربین و النبیین و المرسلین و اصناف الناطقین و المسبحین لک من جمیع العالمینخدایا تو در کتاب فرو فرستادهات فرمود ماه رمضان که در آن قرآن نازل شده و این استماه رمضان که گذشتبه جلوه کریمتو کلمات کاملتاز تو میخواهماگر بر من گناهیباقی ماندهکه نیامرزیدهاییا میخواهی بر آن عذابم کنییا به آن مرا بسنجیاینکه سپیده امشب طلوع نکندیا این ماه بگذرد مگر اینکه آن گناه را از من آمرزیده باشیای مهربانترین مهربانانخدایا تو را ستایش به همه ستایشهایت آغاز و انجام آنچه آن ستایشهایی که برای خود گفتیو چه آنچه آفریدگان ستایشکننده و کوشنده و شمارندهو فراوان بجا آورنده ذکر و سپاست گفتهاندآنانکه بر ادای حقتیاریشان نمودیاز گروههایآفریدگانت از فرشتگان مقربو پیامبرانو رسولانو طبقات گویندگانو تسبیحکنندگانحضرتتاز همه جهانیان.علی انک بلغتنا شهر رمضان و علینا من نعمک و عندنا من قسمک و احسانک و تظاهر امتنانک فبذلک لک منتهی الحمد الخالد الدائم الراکد المخلد السرمد الذی لا ینفد طول الابد جل ثناؤک اعنتنا علیه حتی قضیت عنا صیامه و قیامه من صلاه و ما کان منا فیه من بر او شکر او ذکر اللهم فتقبله منا باحسن قبولک و تجاوزک و عفوک و صفحک و غفرانک و حقیقه رضوانک حتی تظفرنا تظفرنا فیه بکل خیر مطلوب و جزیل عطا موهوب و توقینا فیه من کل مرهوب او بلا مجلوب او ذنب مکسوب.آری ستایش میکنم بر اینکه ما را به ماه رمضان رساندیو حال آنکه نعمتهایت بر عهده ما بود و بهرهها و احسانتو نیکیهای پیدرپیات پیش ما بودبه این خاطر تنها برای تو است آخرین حد ستایشستایشی جاودانهموارهپایدار همیشگیبینهایتتا در ابدیت پایانی نداشته باشدبزرگ است ثنایتما را بر انجام تکالیف ماه رمضان یاریدادی تا از ما روزه و به پا داشتن نمازش را گذراندیو نیز آنچه از ما در آن انجام گرفتهاز کار نیک و سپاس و ذکرخدایا آن را از ما به نیکوترین پذیرشو گذشت و عفو و چشمپوشی
توبه آغوش رحمت - بحث سوم - قسمت اول (متن کامل +عناوین)
از اطرافیان خود و فعل و انفعالات طبیعی یاد میگیرد.همچنانکه بدن او در طول زندگی در معرض انواع بیماریها قرار میگیرد فکر و روحش و نفس و قلبش نیز در معرض خطا و اشتباه میرود و در عمل و اخلاق مبتلای به گناه میگردد بنابراین گناه همچون بیماری بدن عارضی است نه ذاتی.بیماری بدن و جسم او با دارویی که طبیب تجویز میکند معالجه میشود فکر و روح و نفس بیمارش نیز با اجرای دستورات حضرت حق درمان میپذیرد.گنهکار با عرفان به وضع خویش و معرفت به حلال و حرام خدا با رجوع به طبیب روحانی و دستور العمل گرفتن از او برای توبه از گناه آماده میشود و با امید و دلگرمی به رحمت حضرت حق از عرصهی گناه بیرون میآید و همچون روزی که از مادر متولد شده پاک میگردد.گنهکار نمیتواند ادعا کند نمیتوانم توبه کنم زیرا کسی که قدرت بر گناه دارد بدون شک قدرت بر توبه هم دارد.آری انسانی که توانایی بر خوردن و آشامیدن رفتن و آمدن گفتن و شنیدن ازدواج و کسب و کار ورزش و ریاضت مسافرت و معاشرت و زور آزمایی دارد و اگر طبیبی به خاطر بیماری خاصش او را از بسیاری از غذاها و نوشیدنیها پرهیز دهد او از ترس ریشهدار شدن بیماری با کمال قدرت از خوردن آن غذاها و نوشیدنیها خودداری میکند میتواند از گناهانی که به آن دچار است بپرهیزد و از معصیتهایی که به آن گرفتار است خودداری نماید.عذر هیچ گنهکاری در عدم قدرت بر توبه در پیشگاه حضرت حق قابل قبول نیست اگر قدرت بر توبه برای اهل گناه نبود از جانب خداوند دعوت به توبه و انابه نمیشدند.گنهکار باید این حقیقت را باور کند که در هر شرایطی و در هر موقعیتی قدرت بر ترک گناه را دارد و بر اساس آیات قرآن خداوند مهربان و توبهپذیر توبهاش را قبول میکند و گناهانش را گرچه به عدد ریگ بیابان باشد در معرض عفو و مغفرت و رحمت قرار میدهد و پروندهی سیاهش را به سپیدی چشمپوشی
آثار توبه
از داخل کوچه میرفتم این پیرمرد را در یک گناه دیدم هیچچیز نگفتم آمدم و گفتم نزدیک ماه رمضان است؛ اول ماه رمضان سهم او را که پنجهزار درهم بود قطع میکنم. گفت سادات آمدند سهمشان را گرفتند و بردند. پیرمرد آمد گفتم آقا برو دیگر هم نیا. من پول برای گناه کردن نمیدهم برو ببینم. او هم اشک در چشمش جمع شد و رفت. در همین ماه رمضان یک شب خواب دیدم رسول خدا ص نشستهاند عدهای هم در محضر مبارکشان هستند. آمدم و سلام کردم رسول خدا ص روی خود را برگرداند. گفتم آقا این مزدم است؟ من اینطور به اولاد تو هر سال کمک سالانه میکنم حالا باید رویت را از من برگردانی؟ فرمود برای چه به آن سید پیرمرد توهین کردی بیرونش کردی تلخی کردی؟ گفتم آقا او را دیدم اهل گناه است و گفتم این پول را برای هزینه گناه ندهم. پیغمبر ص فرمود این پول را به او برای خاطر خودش میدادی یا برای خاطر من؟ گفتم آقا برای خاطر شما. فرمود میخواستی به خاطر من از گناهش چشم بپوشی و به او میدادی. این همه قرآن میگوید عفو گذشت چشمپوشی
قم حرم حضرت معصومه(س) دههٔ دوم رجب 1396 سخنرانی هشتم
از 52 اسم قرآن مجید است. الا بذکر الله تطمئن القلوب دلهایتان را با ذکر الله آرامش بدهید. این معنی سادهای ندارد که بگویم آقا من مضطرب هستم من مشکل روحی دارم من اضطراب دارم من دغدغه دارم من ناآرامم شما میگویی همه اینها را با یاد خدا برطرف کن خیلی خب من یاد خدا و هر روز به خودم میقبولانم که عالم خدا دارد عالم صاحب دارد ولی آرام نمیشوم؛ به احتمال قوی الا بذکر الله یعنی با کتابالله یعنی با قرآن یعنی با این نسخه شفابخش پروردگار آرامش بهدست بیاورید الا بذکر الله تطمئن القلوب .امیرالمؤمنین یک جمله خیلی فوقالعادهای در دعای کمیل دارند اگر در کمیل دقت کرده باشید به پروردگار میگوید من حالا امیرالمؤمنین که اینگونه نبوده و امیرالمؤمنین در دعای کمیل خودش را جای همه مردم گذاشته است. هیچ چارهای هم نداریم جز اینکه این را بگوییم وگرنه گیر میکنیم آنجایی که میگوید اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل النقم اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا اللهم اغفر لی الذنوب التی تقطع الرجا من در هزار صفحه شرحی که بر دعای کمیل نوشتهام این اللهم اغفر ها مجموعا نزدیک به چهلتا گناه کبیره و غیرکبیره است. اینها در امیرالمؤمنین بوده است؟ پاکتر از او که در عالم نبوده است. امیرالمؤمنین از مصادیق لا یمسه الا المطهرون الواقعه 79 قرآن است امیرالمؤمنین از چهرههای برجسته انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا الاحزاب 33 است پس چرا دارد گریه میکند که این چهل-پنجاهتا گناه کبیره من را چشمپوشی
مشهد حسینیه همدانیها سخنرانی ششم
میخواهیم؟ فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک و قهم عذاب الجحیم غافر 7 خدایا آنهایی که توبه از گناه میکنند و میدانی هم که توبهشان جدی است اولا از تمام گناهان گذشتهشان بعد از توبه کردنشان چشمپوشی
انتخاب احسن صدیقۀ کبری(س)
ربوبیت به صدیقۀ کبری س چرا عدهای مثل صدیقه کبری س معصیتها آلودگیها و زشتیها را از زندگی حذف کردهاند؟ آیا بلد نبود گناه کند؟ آیا بلد نبود به مردم زمانش بدوبیراه بگوید؟ چرا همه وجودش ادب کرامت بزرگواری و چشمپوشی
تعليمات آسمانى اسلام از زبان ائمه معصومين عليهم السلام
ای آن که حاجت خواهی از او جز به کرم و جودش نیفزاید و کثرت گناه جز عفو و چشمپوشی نیاوردش بر محمد و آل محمد درود فرست و مشکلات و دشواریهای مرا
گذشت از گناهان بزرگ
از آزار و رنجی که به شما میدهند چشمپوشی کنید و سرزنش کردن آنان را ترک نمایید و از آنان بگذرید خدا هم شما را مورد الطاف بیکرانش قرار میدهد ؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.تفاوت آن دو کلمه چه در کنار هم یا در یک جمله آمده باشد در مفهوم بسیار روشن است؛ زیرا غفران از ماده الغفره به معنای پوشاندن چیزی یا سرپوش و پوشش دادن بر چیزی است ولی در اصطلاح آیات و روایات آمرزش و بخشیدن در زبان و عمل است.اما عفو به مفهوم گذشت و پاک کردن اثر و نشانه و دوری از گناه … از ظلم و گناه و تجاوز در سراسر دنیا به خاطر آزمایش انسان یا کوتاهی و نادانی بشر پدید میآید بیتفاوت گذر کند؛ بلکه مراد این است که همه چیز در مقابل عظمت حضرت حق بینهایت کوچک است و هر امر بزرگی و حیرت انگیزی که تفکر و محاسبه ما از آن در بماند در برابر قدرت برتر او ناچیز است و دریای وجود فیاض و خلاق حق سراسر آفرینش را فرا گرفته است.از آن جمله عفو و غفران الهی که مانند ابری پر برکت بر وجود انسان سایه انداخته است و او را تا رسیدن به مقصد نهایی یاری میرساند البته آنچه که از منابع لغوی و تفاسیر معصومان علیهم السلام به ویژه در این باب استفاده میشود؛ واژه عفو در هر زمینهای به کار رفته مفهومی بالاتر از معنای غفران و مغفرت دارد. به عنوان نمونه در آیات شریفه آمده است ان الله کان عفوا غفورا 1 یقینا خدا همواره گذشتکننده و بسیار آمرزنده است.فاولئک عسی الله ان یعفوعنهم وکان الله عفوا غفورا 2 پس اینانند که امید است خدا از آنان درگذرد؛ و خدا همواره گذشت کننده و بسیار آمرزنده است.لینصرنه الله ان الله لعفو غفور 3 یقینا خدا او را یاری میدهد؛ زیرا خدا باگذشت و بسیار آمرزنده است.در حقیقت آوردن دو واژه عفو و غفران در کنار هم تاکید مهمی بر لطف بزرگ و رحمت واسعه الهی است که خداوند علاوه بر آمرزش گذشت و چشمپوشی
چرا اقلیتهای مذهبی که اجداد آنها به گمراهی کشیده شدهاند و آنها هم به این راه ادامه می دهند؟
از این رو گناه آنان ـ در عین گناهکار بودن خودشان ـ به گردن بزرگان و عالمانشان است. خیلی مشکل است یک مرد یا زن عادی مسیحی بتواند حقانیت اسلام را از ورای این همه تبلیغات جهانی مسیحیت یا تبلیغات که بر ضد اسلام است کشف کند و ایمان آورد. چه بسا هرگاه میخواهد جرقهای در ذهنش بزند تقلید از پدران و گذشتگان و عالم گراییها و... او را به پیروی از دین تحریفی سوق دهد اما عالمان و بزرگان دین مسیحیت میتوانند به آسانی دلایل باطل و تحریفی بودن دینشان و دلایل حقانیت دین اسلام را به دست آورند. اگر آنها یا بعضی ایمان بیاورند شمار بسیاری از عوام در پی آنها ایمان میآورند پس گناه اصلی و واقعی به گردن آنهاست و کیفر آنها بسیار شدید است اما عوام گرچه گناهکارند ولی گناه آنان قابل چشمپوشی
بازگشت به حق (1)
از اطرافیان خود و فعل و انفعالات طبیعی یاد میگیرد.همچنانکه بدن او در طول زندگی در معرض انواع بیماریها قرار میگیرد فکر و روحش و نفس و قلبش نیز در معرض خطا و اشتباه میرود و در عمل و اخلاق مبتلای به گناه میگردد بنابراین گناه همچون بیماری بدن عارضی است نه ذاتی.بیماری بدن و جسم او با دارویی که طبیب تجویز میکند معالجه میشود فکر و روح و نفس بیمارش نیز با اجرای دستورات حضرت حق درمان میپذیرد.گنهکار با عرفان به وضع خویش و معرفت به حلال و حرام خدا با رجوع به طبیب روحانی و دستور العمل گرفتن از او برای توبه از گناه آماده میشود و با امید و دلگرمی به رحمت حضرت حق از عرصهی گناه بیرون میآید و همچون روزی که از مادر متولد شده پاک میگردد.گنهکار نمیتواند ادعا کند نمیتوانم توبه کنم زیرا کسی که قدرت بر گناه دارد بدون شک قدرت بر توبه هم دارد.آری انسانی که توانایی بر خوردن و آشامیدن رفتن و آمدن گفتن و شنیدن ازدواج و کسب و کار ورزش و ریاضت مسافرت و معاشرت و زور آزمایی دارد و اگر طبیبی به خاطر بیماری خاصش او را از بسیاری از غذاها و نوشیدنیها پرهیز دهد او از ترس ریشهدار شدن بیماری با کمال قدرت از خوردن آن غذاها و نوشیدنیها خودداری میکند میتواند از گناهانی که به آن دچار است بپرهیزد و از معصیتهایی که به آن گرفتار است خودداری نماید.عذر هیچ گنهکاری در عدم قدرت بر توبه در پیشگاه حضرت حق قابل قبول نیست اگر قدرت بر توبه برای اهل گناه نبود از جانب خداوند دعوت به توبه و انابه نمیشدند.گنهکار باید این حقیقت را باور کند که در هر شرایطی و در هر موقعیتی قدرت بر ترک گناه را دارد و بر اساس آیات قرآن خداوند مهربان و توبهپذیر توبهاش را قبول میکند و گناهانش را گرچه به عدد ریگ بیابان باشد در معرض عفو و مغفرت و رحمت قرار میدهد و پروندهی سیاهش را به سپیدی چشمپوشی
English