در آیات متعددی از قرآن مجید و روایات بسیاری از پیامبراکرم ص و ائمه اطهار به جایگاه ارزشمند و ممتاز انسان در نظام آفرینش و برتری او بر سایر مخلوقات … بر انسان را نداریم ما قدم پیش رفتن برای مقدم شدن بر شما انسانها را نداریم ما همانی هستیم که پروردگار عالم از ما خواست که به حضرت آدم ع سجده کنیم و خود من هم جز سجده کنندگان بودم ما به مقام انسان و عظمت این موجود سجده کردیم 9 ارزشهای نهفته در وجود انسانخداوند متعال در آیه دیگری جایگاه انسان را این چنین بیان میکند ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر ورزقناهم من الطیبات وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا 10 به طور قطع و بیتردید فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم پیام این آیه این است که اینگونه نیست که تنها حضرت آدم ع در ابتدا گرامی و مسجود ملائکه بوده است بلکه همۀ آدم و انسانهایی که بهتدریج در صحنۀ نظام هستی ظهور پیدا میکنند دارای کرامت ذاتی هستند و مورد خطاب این آیه شریفه هستند. نکته در خور توجه اینکه فاعل کرمنا در این آیه خداوند متعال است یعنی اراده خداوند در خلقت انسان بر این بود که او را مرکب از ارزشها بیافریند و سرشت او را متعالی و مکرم قرار دهد.در مقابل چنین تعریف درست از حقیقت انسان عدهای سطحینگر که درک صحیحی از انسان ندارند قائل هستند به این که انسان حیوان تکامل یافته است 11 آنها میگویند انسان مانند سایر زمینیها یک موجود زمینی است انسان با مرگش تمام میشود و چراغ زندگی او بعد از هفتاد سال خاموش میشود ولی خداوند متعال میگوید هرگز این گونه نیست شما جاهلانه و ظالمانه در حق انسان قضاوت کردید اجازه دهید من که انسان را آفریدهام دربارهاش سخن بگویم او گرامی و با کرامت است او دارای روحی جاوید و ابدی است او صاحب اختیار است او مجموعهای از ارزشهاست او مستعد مقامات عالیه است و این من بودم که او را اینگونه آفریدهام. ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر 12 به انسانها گفتم تو مانند سایر موجودات نباید مکان زندگیات کوچک باشد برای مورچه زیستن در یک مکان کوچک و محدود کفایت میکند یک کندو برای زنبور عسل کافی است ولی برای تو ای انسان تمام دریاها صحراها جنگلها و کوهها را بستر زندگیات قرار دادم و سفره زندگیات را از تمام سفرهها گستردهتر پهن کردهام خلق لکم ما فی الارض جمیعا 13 همه مخلوقات روی زمین را برای تو آفریدم؛ چرا که تو والاترین گوهر و مقام را در نظام هستی داری تو صدرنشین تمام مخلوقات من هستیتاکید خداوند برای نشان دادن ارزش انسان برای چیست؟ برای این است که ما همواره مراقب و مواظب باشیم که این ارزش والا را از دست ندهیم این ارزش بالقوه را سرمایه خداوند برای خود حساب کنیم. برخورداری انسانها از رزق طیب و پاکیزه وحملناهم فی البر والبحر ورزقناهم من الطیبات 14 ای انسان همه نعمتهای پاک و پاکیزه در این نظام هستی برای تو است. موجودات دیگر باید لاشه حیوانات مرده را بخورند تا سیر شوند این عقاب است که باید بر فراز آسمان پرواز کند تا لاشه حیوان مردهای را بیابد و خودش را از آن سیر کند. ولی من برای شما رزق طیب قرار دادهام غذای شما چنان پاکیزه و ارزشمند است که در قرآن بدان قسم خوردهام والتین والزیتون 15 سگهای گرسنه باید لاشه مرده بخورند اما برای تو که انسان هستی خوردن مردار حرام است. ربا غذای تو نیست؛ چرا که ربا در حقیقت لاشۀ مرده است چگونه است که خوردن مرغ مردار و گوسفندی که ذبح شرعی نشده است به جهت خبیث بودن حرام است؟ ربا هم به جهت خباثتی که در آن است بر تو حرام است. مال غصبی و درآمد نامشروع لاشه مردگان است تجاوز به مال دیگران و خوردن آن همانند خوردن لاشه مرده است ای انسان تو بالاتر از ملائکه هستی لاشۀ بدبوی کثیف گندیده رزق تو نیست ورزقناهم من الطیبات وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا 16 ای انسان من تو را بر تمام موجوداتی که آفریدم برتری … انسان است. 4 در قرآن کریم چنین تعبیری را درباره هیچکدام از مخلوقات عالم مشاهده نمیکنیم.نکته مهم این است که صفت تقویم همراه با کلمه احسن تنها درباره انسان به کار برده شده است که بیانگر این است که انسان در نظام آفرینش یک موجود خاص و مخلوقی غیر از مخلوقات دیگر است.انسان از جهت خلقت ظاهری و باطنی متفاوت از سایر مخلوقات خداوند است. دستیابی به کمالات بالای معنوی از روی اختیار قدرت تعقل و تفکر و رسیدن به مقام ایمان و عمل صالح از ویژگیهای مختص انسان است. خدای متعال در حقیقت میخواهد بفرماید ای انسان تو در عالم خلقت جایگاه ویژهای داری که آسمانها و زمین ماه و ستاره حیوانات و دیگر مخلوقات عالم ملک و ملکوت چنین جایگاهی ندارندخداوند متعال اصل و ریشه تمام درختان را در پایینترین مکان وجودشان که ریشه است قرار داده ولی ریشه و مرکز فرماندهی بدن انسان در بالاترین نقطه بدن یعنی سر انسان قرار دارد. یا تمام حیوانات را طولی آفریده یعنی همه حیوانات وجودشان طولی است تنها موجودی که شکل ظاهریاش را مستقیم و به طرف مقام رفعت و ملکوت آفریده است انسان است. کف پای انسان رو به زمین است ولی سر و قامت او به جانب بالا و رفعت است شکل و صورت وجود انسان به جانب پروردگار بزرگ عالم است.در بین تمام موجودات تنها انسان است که این شکل و ظاهر جالب و رو به تکامل را دارد. کرامت انسان در کلام رسول خدا ص رسول خدا ص درباره ارزش انسان فرمود ما شی اکرم علی الله من ابن آدم 5 کلمه شی شامل همه مخلوقات عالم میشود. در نظام آفرینش چیزی وجود ندارد که ارزشش بیشتر از انسان باشد ممکن است سوالی مطرح شود که آیا همه انسانها به این اندازه ارزش دارند؟ ما در بین انسانها افراد بیدین و غیرمتعهد فراوان سراغ داریم که اهل گناه و معصیت هستند و ظلم فراوان میکنند آیا این عده از انسانها هم از همه مخلوقات عالم با ارزشتر هستند؟ آیا کسانی که خداوند درباره آنها میفرماید اولئک کالانعام بل هم اضل 6 نیز از کرامت و جایگاه بالایی نزد پروردگار برخوردار هستند.در جواب باید گفت که همه انسانها بالقوه از چنین ارزش بالایی برخوردار هستند. انسانی که خداوند بیقدر و قیمت بیارزش و پست آفریده باشد وجود ندارد. خداوند متعال همه انسانها را پاک و با کرامت خلق کرد و استعداد رسیدن به مقامات و کمالات بالای انسانی را در نهاد همه انسانها قرار داد. هیچ انسانی را برای شقاوت و آلوده شدن به گناه خلق نکرد. ولی این انسانها هستند که با اختیار خود کرامت وجودی خود را نفی میکنند. همه انسانها برای بهشت آفریده شدهاند ولی برخی اصرار بر جهنمی شدن دارند.سپس پیامبر اکرم ص میفرماید الملائکه مجبورون بمنزله الشمس والقمر یعنی انسان از ملائکه هم نزد خدا باکرامتتر است با اینکه در بین ملائکه جبرئیل ع میکائیل ع اسرافیل ع و دیگر فرشتگان مکرم و مقرب الهی هستند ولی باز هم جایگاه انسان برتر و ممتاز است تفاوت فرشتگان با انسانملائکه در دایرۀ تکلیف فاقد اختیار هستند؛ ملک ملک است نه با نگه داشتن شهوتش از حرام؛ زیرا شهوت ندارد. ملک ملک است نه با پرهیز از مال حرام؛ زیرا نیازی به مال و ثروت ندارد. ملائکه تحت تاثیر هیچ جاذبۀ غریزی نیستند حضرت جبرئیل ع از ابتدا جبرئیل آفریده شده و تا پایان هم جبرئیل است زمینه هیچگونه لغزشی برای او فراهم نیست. پیامبراکرم ص فرشتگان الهی را به خورشید و ماه تشبیه کردند و در بیان وجه این تشابه میتوان به آیهای از قرآن کریم اشاره کرد لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر ولا اللیل سابق النهار وکل فی فلک یسبحون 7 خورشید میلیاردها سال در مدار خود هست تا زمان افولش آغاز و سپس خاموش شود. ماه میلیاردها سال در مدار خود در حال چرخش است تا متلاشی شود. خورشید و ماه هرکدام در مداری که برایشان تعریف شده است در حال حرکت هستند و فاقد هرگونه انتخاب و اختیاری از خود هستند. نه خورشید و ماه و نه سایر مخلوقات خداوند هیچگونه اختیاری از خود ندارد و فرشتگان الهی نیز از این قاعده مستثنی نیستند تنها قادر به انجام تکالیفی هستند که برایشان وضع شده است و زمینه ابتلا و آزمایش و رشدی برای آنها فراهم نیست. در میان مخلوقات خداوند تنها انسان است که زمینه ابتلا و رشد و قدرت انتخاب برای او فراهم است. تنها این انسان است که میتواند تمام قوهها و استعدادهای خود را تبدیل به خواستههای پروردگارش کند در حالی که در میدان انواع جاذبههای غیر الهی زندگی میکندهزاران جاذبه شیطانی و نفسانی او را به سمت خود میکشاند دعوت باطل او را به خود میخواند هزاران منظره باطل در مقابل دیدگان او قرار دارد انواع محرمات مثل امواج دریا او را احاطه کرده است؛ ولی او در چنین عرصهگاه سخت شکننده و هلاککنندهای همانند سلمان مقداد عمار میثم و رشید هجری میشود. برتری
105 مطلب یافت شد
نگاهی به کتاب «جایگاه انسان در نظام آفرینش»
برتری انسان بر تمامی موجودات آفرینش انسان صراط مستقیم حق شاهد بودن انسان انسان خلاصۀ لوح محفوظ تجلی نظام آفرینش در وجود انسان حکمت و اسرار در خلقت انسان شناخت پروردگار در سایه شناخت خویشتن ارزش انسان از دیدگاه امیر مؤمنان ع عظمت شخصیت انسان در معارف اهل بیت ع گسترۀ ارزش انسان انسان یگانه گوهر هستی مقام خلیفه اللهی انسان در قرآن کریم و برتری خلقت انسان بر سایر مخلوقات
مناسبت وقف با غفلت
بر علل صلاح و فساد قلب و درجات و درکات آن برآئیم و در مقام تکمیل این مخلوق عجیب و کمال و رشد این لطیفه ربانی برآمده و این عضو پرقدر را از آثار شیطانی پاک کرده و به اخلاق ملکوتی و روحانی بیاراییم تا با تصفیه این عضو از رذایل و آراستنش به فضایل آماده حرکت به سوی برترین مدارج کمال گردیم و این آیینه را برای افاضه معارف الهیه از طرف حق از گرد و غبار گناه و فساد پاک کنیم .و این داستان احتیاج به شناخت ذات و حقیقت قلب ندارد اگر حرکت به سوی مدارج کمال نیازی به شناخت ذات این عضو داشت امامان علیهمالسلام و موالیان ما بیان میکردند .گروهی از محققین گفتهاند شرافت و فضیلت انسان به قلب است . استعداد قلب برای شناخت حق سبب برتری انسان بر سایر مخلوقات
كلام علامه مجلسى رحمه الله درباره احوالات قلب
بر علل صلاح و فساد قلب و درجات و درکات آن برآئیم و در مقام تکمیل این مخلوق عجیب و کمال و رشد این لطیفه ربانی برآمده و این عضو پرقدر را از آثار شیطانی پاک کرده و به اخلاق ملکوتی و روحانی بیاراییم تا با تصفیه این عضو از رذایل و آراستنش به فضایل آماده حرکت به سوی برترین مدارج کمال گردیم و این آیینه را برای افاضه معارف الهیه از طرف حق از گرد و غبار گناه و فساد پاک کنیم.و این داستان احتیاج به شناخت ذات و حقیقت قلب ندارد اگر حرکت به سوی مدارج کمال نیازی به شناخت ذات این عضو داشت امامان علیهم السلام و موالیان ما بیان میکردند.گروهی از محققین گفتهاند شرافت و فضیلت انسان به قلب است. استعداد قلب برای شناخت حق سبب برتری انسان بر سایر مخلوقات
کرامت انساني از ديدگاه قرآن
او بر دیگر موجودات سخن به میان آمده و در برخی انسان نکوهش و حتی بحث فروتر بودن او از حیوانات مطرح شده است. در سوره اسرا تکریم خداوند نسبت به بنی آدم و برتری آنها بر بسیاری از مخلوقات … او بر دیگر موجودات سخن به میان آمده و در برخی انسان نکوهش و حتی بحث فروتر بودن او از حیوانات مطرح شده است.در سوره اسرا تکریم خداوند نسبت به بنی آدم و برتری آنها بر بسیاری از مخلوقات … بر بسیاری از آفریده های خود آنان را به گونه ای برجسته برتری دادیم .در سوره تین و مؤمنون نیز از این که انسان در بهترین نوع خلق شده سخن گفته شده است لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم؛ حقیقتا ما انسان را در بهترین بنیان آفریدیم وفتبارک الله احسن الخالقین؛ خجسته و پر برکت باد بر خداوند که بهترین آفریننده است.همچنین در آیات دیگری بر این مسئله تاکید شده که آن چه در آسمان و زمین است برای انسان مسخر گشته و یا این که برای او خلق شده است الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض و اسبغ علیکم نعمه ظاهره و باطنه؛ آیا مشاهده نکرده و نیاندیشیدند که به راستی خداوند آن چه را در آسمان ها و زمین است برای شما مسخر ساخته و نعمت های آشکار و پنهان خود را به طور کامل بر شما فرو ریخت .اینها همه نشان گر کرامت شرافت و برتری انسان بر سایر موجودات و مخلوقات
عقل سودمندترين ثروت انسان
انسان مانند سایر حیوانات زندگی کند. بنابراین نعمت عقل را در وجود وی به ودیعت نهاد تا این مخلوق بر همه مخلوقات هستی برتری یابد و به آنچه دیگر موجودات از آن دور نگه داشته شدهاند دسترسی
پنجاه ويژگي انسان در قرآن
انسان در جهان بینی اسلامی چیست و کیست و رابطه ی او با خداوند تبارک و تعالی بر چه اساسی نهاده شده است باید گفت که انسان مخلوق ویژه ای است و رابطه ی او با خداوند مانند رابطه ی عبد است با معبود با خصوصیات زیر 1. هو الذی خلقکم من طین انعام 2 او کسی است که شما را از خاک آفریده است.2. هو الذی خلقکم من نفس واحده اعراف189 خداوند تبارک و تعالی همه انسان ها را از یک نفس واحد آفریده است.3. ثم جعلناکم خلائف فی الارض یونس14 خداوند تبارک و تعالی انسان را خلیفه و جانشین خود در روی زمین قرار داده است.4. و نفخت فیه من روحی ص72 خداوند تبارک و تعالی از روح خود بر انسان دمیده است.5. و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعا جاثیه 13 خداوند تبارک و تعالی آن چه را که در آسمان ها و زمین است در تسخیر انسان قرار داده است.6. و لقد کرمنا بنی آدم اسرا70 خداوند تبارک و تعالی انسان را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری
ارزيابى ارزش انسان
برتری و والایی اعتبار و قیمت ارزش و اهمیت انسان مسئلهای نیست که اثباتش احتیاج به استدلال و برهان داشته باشد.موقعیت و جایگاهی که این مخلوق شگفتانگیز در میان موجودات جهان دارد محل ایراد نیست و وضوح و روشنیاش مانند نور خورشید بر همگان آشکار است.تصور نکنید که این ارزش و برتری قیمت و اعتبار و عظمت و والایی در ارتباط با شکل و یا جسم اوستزیباتر و پرقدرتتر از انسان از نظر جسمی در میان مخلوقات
انسان و قرآن
انسان در بین موجودات دیگر چگونه است. آیا برتر از بخشی از آنها میباشد یا برتر از همهی موجودات یا اصلا بر هیچ موجودی برتری ندارد؟ و اگر برتری دارد آیا ذاتا برتری دارد یا اینکه اکتسابا میتواند برتری پیدا کند؟ برای بحث در این زمینه باید آیاتی که به نحوی خبر از برتری انسان میدهد را بررسی کنیم و بعد با نقل برداشتهایی که از این آیات شده است ببینم جایگاه و منزلت انسان در قرآن چگونه میباشد؟ برای اینکه بحث از قرآن شروع شود ما اول خودمان را در محضر قرآن قرار میدهیم تا ببینیم انسانی را که خداوند خلیفه ی خود معرفی میکند اشرف مخلوقات … انسان از همه مخلوقات برتر است.3. از بعضی از مخلوقات برتر و از بعضی پستتر است.4. انسان با مخلوقات دیگر مساوی است.مخلوقاتی که در قرآن با انسان مقایسه میشوند عبارتند از 1. جن.2. فرشته.3. حیوانات.4. نباتات.5. جمادات.انسان بر سه گروه اخیر طبق آیات قرآن برتری … بر بسیاری از موجوداتی که خلق کردیم برتری بخشیدیم .آنچه علامه طباطبائی رحمه الله در المیزان به آن اشاره کرده است در رابطه با علت گرامی داشتن انسان بر سایر مخلوقین عبارتند از 1. قوه نطق داشتن.2. تعدیل القامه بودن.3. انگشتان دست انسان جوری است که قادر استخیلی کارها را انجام دهد.4. با دست غذا خوردن.5. خط نوشتن.6. حسن صورت.7. تسلط بر بسیاری از مخلوقین و مسخر کردن.8. آفرینش ابوالبشر به دستخداوند.9. قرار دادن محمد صلی الله علیه و آله و سلم از انسانها.بعضی از این اوصاف نهگانه متفرع بر عقل هستند مانند الف نطق وحرف زدن ب خط نوشتن ج تسلط بر غیر پیدا کردن. 2 بنابر این عقل هم به عنوان دهمین عامل برتری شمرده میشود; زیرا همانطور که علامه رحمه الله بیان فرمودهاند بخشی از این صفات به عقل برمیگردند.نکتهی دیگر که در این آیه قابل توجه است آن که مفسران کلمهی کثیر را به معنی موجودات کونیه که حیوانات و جن میباشند تفسیر کردهاند و شامل ملائکه که تحت تاثیر نظام مادی نمیباشند نمیدانند. و بعضی گفتهاند تکریم یعنی یتناول نعم الدنیا والتفصیل یتناول نعم الاخره . یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم وانی فضلتکم علی العالمین . 3 و در آیه دیگر باز تعبیر علی العالمین آمده است وکلاژ فضلنا علی العالمین . 4 مفسران عالم را به معنی جماعتی از مردم گرفتهاند مانند عالم عرب عالم روم... و از حیث منزلتبر عالمهای زمان خودشان برتری دادند ; زیرا هدایتخاصهی خداوند بلاواسطه شامل آنها شده بود ولی دیگران به واسطهی اینها هدایتشاملشان شده بود.و احتمال دارد بر جمیع مردم برتری داده شده باشند خواه هم عصر آنها باشند خواه نباشند و شامل بقیه انبیا خواه پدران آنها و خواه پسران آنها میشود.مولف انسان در قرآن مینویسد چند احتمال در رابطه با این که نوع انسان از نظر کرامت مادی در چه مرتبهای میباشد وجود دارد.1. انسان از تمام مخلوقات
راهبردهای تکریم شخصیت در سیره معصومین(ع)
از آیه مزبور چنین استنباط می کنیم که خداوند بر نوع بشر منت نهاده و به او دو چیز بخشیده است یکی کرامت و بزرگواری و دیگری برتری بر سایر مخلوقات. منظور از تکریم انسان … انسان روش احترام و تکریم شخصیت است. این شیوه در حقیقت پشتوانه سلامت روان بشر و از مهم ترین عوامل رشد شخصیت اوست.خداوند متعال در قرآن کریم بنی آدم را تکریم نموده است و هیچ موجودی را برتر از او نیافریده است و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا؛ 1 ما فرزندان آدمی را گرامی داشتیم و آن ها را در خشکی و دریا بر مرکب های راهوار سوار کردیم و از انواع غذاهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات برتری
شاخص های کرامت انسان در آموزه های قرآن
بر فرشتگان نشان می دهد؛ زیرا اگر انسان موجودی کامل تر از ملائکه و افضل بر آنان نبود صحیح نبود که وجود کامل برای وجود ناقص خضوع و کرنش کند. شایان یاد آوری است که فرشتگان برای انسان سجدۀ پرستش نکردند؛ زیرا سجدۀ پرستش مخصوص خداست و سجدۀ آنان بر انسان به معنای تواضع و تکریم مقام انسانیت بود و به امتثال فرمان خداوند چنین تکریمی را برای انسان کامل روا داشتند؛ نظیر آنچه که از برادران و پدر حضرت یوسف ع در برابر این پیامبر سر زد ... خروا له سجدا...؛ ۱۱ و همگی در برابر او به سجد افتادند. بنابراین سجدۀ فرشتگان برای آدم تکریم و تحیت بود نه عبادت و اطاعت؛ یعنی ملائکه چون آدم را مظهر خود یافتند بر او سجده کردند نه اینکه به عنوان معبود خود. ۱۲ تسخیر موجودات جهان در جهان بینی اسلامی انسان از چنان مقام و موقعیتی برخوردار است که می تواند از نیروی عقل و توان جسمی خود در راستای پرده برداری از اسرار و شگفتی های جهان استفاده کند و تمام نیروهای طبیعت را مسخر خود گرداند. قرآن کریم در زمینه می فرماید الله الذی خلق السموات و الارض و انزل من السما ما فاخرج به من الثمرات رزقا لکم و سخر لکم الفلک لتجری فی البحر بامره و سخر لکم الانهار و سخر لکم الشمس و القمر دائبین و سخر لکم اللیل و النهار؛ ۱۳ خداوند آسمان ها و زمین را آفرید و از آسمان آبی را فرو فرستاد و با آن میوه ها را برای روزی شما از زمین بیرون آورد و کشتی ها را مسخر شما کرد تا بر سطح دریا به فرمان او حرکت کنند و نیز نهرها را مسخر شما کرد و خورشید و ماه را که با برنامۀ منظمی در حرکت هستند به تسخیر شما درآورد و شب و روز را مسخر شما ساخت. از منظر قرآن کریم معنای تسخیر موجودات این است که آنها به گونه ای آفریده شده اند که به انسان نفع برسانند نه اینکه سد راه زندگی و منافع انسانی باشند ولقد مکناکم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش قلیلا ما تشکرون؛ ۱۴ ما تسلط بر زمین را برای شما قرار دادیم و در آن انواع وسایل زندگی را مهیا کردیم اما کمتر شکرگزاری می کنید. بنابراین تسخیر موجودات برای انسان حکایت از مقام و موقعیت ذاتی او دارد. حامل بار امانت الهی انسان موجودی با استعداد است که می تواند با کسب معرفت و تهذیب نفس به اوج افتخار برسد. آسمان زمین کوه ها و دیگر کائنات دارای نوعی معرفت الهی هستند؛ یعنی خدا را تسبیح می کنند و در برابر عظمت او خاضع هستند ولی همۀ اینها به صورت ذاتی و تکوینی است و تکاملی در آن وجود ندارد اما معرفت انسان به همراه تکامل و آمیخته با اراده و اختیار است؛ ۱۵ از این رو قرآن کریم بشر را امانت دار خداوند معرفی کرده و می فرماید انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان...؛ ۱۶ ما امانت تکلیف و ولایت الهی را بر آسمان ها زمین و کوه ها عرضه داشتیم ولی آنها از حمل آن سر برتافته و هراسیدند و انسان آن را بر دوش کشید . این آیه بیان می کند که پذیرفتن امانت از ویژگی های انسان است که همۀ موجودات جهان آفرینش از پذیرش آن سرباز زند. مفسران و قرآن پژوهان در باب این امانت اقوال گوناگون دارند. بعضی گفته اند که منظور از امانت تکالیف الهی است که اطاعت و عمل به آن موجب سعادت و سرپیچی از آن موجب شقاوت می شود و در میان تمام موجودات جهان آفرینش تنها انسان است که بر اثر برخورداری از اختیار و آگاهی استعداد و توانایی آن را دارد که دستورات الهی را بپذیرد و به آن عمل کند و در نتیجه خود را به سر منزل مقصود برساند. بعضی دیگر گفته اند که منظور از این امانت شناخت خداوند است و در میان موجودات جهان این انسان است که می تواند آفریدگار جهان و مبدا خود را بشناسد و با اطاعت و پرستش او خود را به سر منزل کمال برساند. ۱۷ علامه طباطبایی ره در این زمینه می فرماید جملۀ انا عرضنا الامانه معنایش این است که ما ولایت الهی و استکمال به حقایق دین علم و عمل به حقایق را بر آسمان ها و زمین عرضه کردیم و هیچ کدام استعداد پذیرفتن آن را جز انسان نداشت. ۱۸ وقتی گفته می شود که امانت بر انسان عرضه شد یعنی نهادن آن در خمیرمایه و فطرت انسان است نه اینکه به صورت تشریعی بر یکایک مردم عرضه شد و آنان پذیرفتند. چیزی که می تواند مایۀ امتیاز انسان نسبت به دیگر مخلوقات از لحاظ ساختار وجودی باشد قوۀ عقل و اراده است که انسان را بر دیگر موجودات برتری … انسان نهفته است و در دیگر کائنات پیدا نمی شود. در اهمیت مقولۀ کرامت همین بس که خداوند عالی وحی آسمانی را با وصف کرامت بر پیامبر هادی ص آغاز کرد اقرا و ربک الاکرم ۱ و انسان را با خصیصۀ تکریم ستود و لقد کرمنا بنی آدم... ۲ و ملاک برتری وکرامت بشر را پرهیزگاری دانست ... ان اکرمکم عندالله اتقاکم... . ۳ با عنایت به اینکه قرآن کریم به زیباترین شکل و عالی ترین روش مقام و منزلت انسان را تجلیل کرده است نویسندۀ این سطور در صدد است که با الهام از آموزه های وحیانی و با رویکرد دینی ـ روان شناختی به معرفی انواع کرامت و شاخص های آن بپردازد. امید است که مورد توجه خوانندگان محترم قرار گیرد. انواع کرامت در فرهنگ اسلامی دو نوع کرامت برای انسان تعریف شده است ۱. کرامت ذاتی این نوع کرامت به طور تکوینی در پرتو نعمت ها و قابلیت های خاصی که خداوند به بنده اش اعطا کرده در نهاد او به ودیعه گذاشته شده است و اختیار کردن انسان در کسب این مقام نقش ندارد. به واسطۀ این فضیلت انسان در مرتبه ای قرار می گیرد که برتر از دیگر موجودات است. قرآن کریم می فرماید لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی اکثر ممن خلقنا تفضیلا؛ ۴ ما فرزندان آدمی را گرامی داشتیم و آنان در صحرا و دریا بر مرکب های راهوار سوار کردیم و از نعمت های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم برتری بخشیدیم. از این آیه استنباط می شود هر کمالی که در دیگر موجودات هست حد اعلای آن در بشر وجود دارد. این کرامت یک وجه عمومی و کلی دارد که همۀ انسان ها را شامل می شود؛ از این رو حتی انسان های مشرک کافر و فاسق از این نوع کرامت برخوردار بوده اند ولی چنین گوهر بی همتایی را کفران کرده و اصالت هویت اصیل خویش را به پای امور فناپذیر و ارزش های دروغین فدا کرده اند. ۲. کرامت اکتسابی یک نوع علو روحی و اعتلای معنوی است که بر پایۀ تقوا و پارسایی ظهور می کند. قرآن کریم می فرماید ... ان اکرمکم عندالله اتقاکم...؛ ۵ همانا گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. براساس این آیه انسان ها در ارتباط با این نوع کرامت یکسان نیستند بلکه متفاوت هستند و هرچه میزان تقوا و پرهیزگاری آنان بیشتر باشد کرامتشان نیز بیشتر خواهد بود. کسی که می خواهد به مقام مکرمین دست یابد از پستی ها گریزان است و به اعتلا گرایش دارد. نخستین فروغ امامت حضرت علی ع می فرماید روح خود را از هرگونه پستی گرامی بدار هرچند برحسب ظاهر تو را به سوی امور مرغوب بکشاند. ۶ کسی که به کارهای پست روی می آورد نه تنها چیزی نصیب او نمی شود بلکه از جان و روح خود سرمایه گذاری می کند بدون اینکه بهرۀ چشمگیری دریافت کند. انسان کریم فقط بندۀ خداست. آنچه با گوهر ذاتش بیگانه است به بوستان وجودش راه نمی دهد. از بند تمام دشمنان درونی و برونی رها شده و با سرشتی عالمانه و روحی کریمانه در وادی فضایل اخلاقی قدم می گذارد. خلافت الهی نخستین شاخص کرامت انسان مقام جانشینی او نسبت به خداوند سبحان است که در مقال وحی از آن به عنوان خلیفه الله یاد می شود. این ویژگی جایگاه آدمی را در نظام احسن تعیین می کند و نشان می دهد که وی در زمینۀ معرفت حقایق از استعداد خاصی برخوردار است. قرآن کریم در این زمینه می فرماید و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه...؛ ۷ هنگامی که خداوند به ملائکه گفت من می خواهم در زمین جانشینی را قرار دهم... . در این آیه منظور از خلیفه شخص حقیقی بشر نیست بلکه مراد شخصیت حقوقی آدم و مقام انسانیت است که او را شایستۀ مقام خلافت کرده است. آموزه های وحیانی مبین این حقیقت است که سنت خداوند در احکام تکوینی بر آن شد که قوانین تکوینی جهان را به وسیلۀ یک نوع از مخلوقاتش آشکار کند. از این رو انسان را برگزید و به او امتیازها و کرامت هایی را عطا کرد و عصارۀ آن امتیازها همان جامعیت وی نسبت به دیگر مخلوقات … مخلوقات حتی فرشتگان از هستی محدودی برخوردارند و تنها مظهر اسم معینی از اسمای الهی هستند. این انسان با آنکه ضعیف آفریده شده است به حقیقت مایۀ عبرت و شگفتی هر عبرت گیرنده است؛ زیرا او با آن همه ضعف آغازین و جهل ابتدایی پس از شکوفایی استعداهایش در امور مهم تصرف می کند و بر کائنات سلطه پیدا می کند و آن قدر در این مسیر پیش می رود که این اختراعات شگفت آور عصر کنونی را از خود بروز می دهد و اختراعات غیرقابل شمارش را در آینده ارائه می دهد؛ بنابراین حکمت خداوندی اقتضا می کند که چنین مخلوقی را خلیفۀ خود کند تا سنت های الهی را در عالم تکوین برپا کند و اسرار خلقت و بدایع حکمت و منافع احکام معبود خویش را آشکار کند. ۸ درک اسرار آفرینش از دیگر جلوه های کرامت انسان علم و آگاهی او نسبت به اسمای الهی است. منظور از علم به اسما تنها فراگیری یک سلسله الفاظ نیست بلکه حقایق غیبی عالم است که به لحاظ نشانۀ خدا بودن بر آنها لفظ اسم اطلاق شده است و علم به آنها از منظر قرآن چنان ارزش والایی دارد که حتی ملائکه و فرشتگان مقرب الهی شایستگی آگاهی از این اسما را ندارند. خداوند می فرماید و علم آدم الاسما کلها...؛ ۹ و علم اسرار آفرینش را به آدم آموخت... این آیه نشان می دهد که انسان از ارزش و کرامتی برخوردار است که دیگر کائنات حتی ملائکه هم از آن برخوردار نیستند؛ از این رو همین فضیلت سبب شده است تا خداوند انسان را از اسمای خودش آگاه کند و بدون واسطه آن حقایق را به وی بیاموزد. مسجود فرشتگان نعمت مسجود بودن انسان پس از نعمت خلافت و تعلیم اسرار آفرینش سومین موهبتی است که به عنوان شاخص کرامت به وی عطا شده است. خداوند در سورۀ بقره می فرماید و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدو الا ابلیس...؛ ۱۰ و هنگامی که به فرشتگان گفتیم که بر آدم سجده کنید همگی سجده کردند جز شیطان... این آیه نه تنها ارزش والا و مقام متعالی انسان را بیان می کند بلکه برتری
انسان شناسی در صحیفه سجادیه
بر تمام مخلوقات اشاره نموده است و سپاس خدای را که نیکویی های آفرینش را برای ما برگزید و روزی های پاکیزه را برای ما روان گردانید و با تسلط و توانایی ما را بر همه آفریدگان برتری داد دعای 117 .3. 2. 3. فراتر از ماده نیازهایی که امام سجاد ع در دعاهای مختلف از ایزد منان طلب می کند به روشنی نشان می دهد که انسان … بر او سجده کنید حجر 28و29 .انسان مورد نظر اسلام بر اساس ساختار وجودیش استعداد خوب یا بد شدن را داراست و با اراده و اختیاری که آفریدگار به او داده است می تواند مسیر حیوانیت یا الوهیت را انتخاب کند. قسم به نفس ناطقه انسان و آن که او را نیکو به حد کمال بیافرید و به او شر و خیر او را الهام کرد هر کس خود را از گناه و بدکاری پاک سازد به یقین رستگار خواهد شد و هر که او را به کفر و گناه پلید گرداند البته در دو جهان زیانکار خواهد گشت شمس10-7 . ما به حقیقت راه حق و باطل را به انسان نمودیم حال خواهد هدایت پذیرد و شکر این نعمت گوید و خواهد آن نعمت را کفران کند 7 ص 21-20 .در حقیقت انسان از دیدگاه اسلام موجودی غریزی – فطری است و چنان چه غرایز بر او حاکمیت پیدا کند به سوی حیوانیت و بدبختی کشیده خواهد شد و اگر فطرتش بر او حکمرانی کند به سوی کمال و قرب الهی راه خواهد سپرد. 3. انسان در صحیفه سجادیه3. 1. پیدایش و ساختار انساناگر بخواهیم خاستگاه جهت گیری های اخلاقی و رفتاری انسان و نقاط قوت و ضعف بشر را به درستی بازشناسی کنیم لازم است در آغاز نگاهی کلی به آفرینش انسان و امکانات اولیه ای که آفریدگار در او به ودیعه گذارده و با توجه به آن ها از او مسؤولیت خواسته است داشته باشیم.3. 1. 1. آغاز و فرجام انسان بر اساس دعاهای مختلف صحیفه سجادیه انسان مخلوقی غیر ازلی است و بر اثر تصادف یا جهش ناخواسته پدید نیامده بلکه به حق آفریده شده است.امام سجاد ع در مقام حمد و ستایش پروردگار در این زمینه می فرماید عالم آفرینش از جمله انسان را بی تمثال و بی سابقه فکرت به قدرت کامله و مشیت کامله بدین نظم زیبا و نظام اتم احسن بیافرید دعای 13 . تویی خدایی که جز تو خدایی نیست پیش از هر یک اول و آغازی و پس از هر شمرده شده آخر و مرجعی دعای 479 .از نظر امام ع خداوند اول و آخر هر چیز و مقدم و مؤخر از هر موجودی از جمله انسان است و بشر ممکن الوجودی است که آغاز و پایان دارد.3. 1. 2. ظرفیت های اخلاقی- رفتاری انسان امام سجاد ع منشا هدایت و ضلالت و شکور و کفور بودن انسان را ساختار وجودی او می داند و همان طور که قرآن کریم نیز نشان می دهد انسان هم امکان اوج گرفتن و خدایی شدن را دارد و هم می تواند تا حد حیوانات و حتی پست تر از آن ها تنزل یابد. موجودات را آفرید و سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید و در راه محبت به خود برانگیخت دعای 14 . بنابراین گرایش به خدا و پاکی ها در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده و این آدمی است که با عقل و اراده خویش یا به این کشش فطری خود پاسخ مثبت می دهد و یا راه دوم بر اساس بعد حیوانی خود بر خواهد گزید همان راهی که امام سجاد ع از شر آن به خداوند پناه می برد و به او پناه می برم از شر نفسم به راستی که نفس همواره به بدی فرمان می دهد مگر پروردگارم رحم نماید 1ص 572 . 3. 2. امتیازات انساندر بسیاری از دعاهای صحیفه سجادیه بر صفات نیک و ویژگی های مثبت انسان تاکید شده است که برخی از آن ها در پی می آید.3. 2. 1. خداخواهی اگر آدمی از تاثیرات پیرامونی خویش مصون بماند به طور فطری به سوی خداوند یکتا گرایش دارد و به درگاه معبود یگانه سر می ساید. امام سجاد ع در موارد چندی خداخواهی و توحیدگرایی انسان را با زبان دعا بیان کرده است. گاهی به عنوان حمد و ثنای پروردگار سوز و گداز انسان را نسبت به خالق هستی نشان می دهد و گاهی در مقام خواهش و درخواست این حقیقت را در لباس زیباترین الفاظ بیان می دارد. به عنوان مثال امام ع در اولین دعای صحیفه پس از حمد و ستایش خداوندی که اولین اول ها و آخرین آخرها است یادآور می شود که این الاه کسی است که پدیده ها و مخلوقات را با قدرت و مشیت خویش آفرید و سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید و آنان را در راه محبت به خود بر انگیخت و به بیان دیگر آن ها را به گونه ای فطری خداجو و خدادوست آفرید.3. 2. 2. برترین آفریده خداوند همان گونه که در قرآن کریم نیز از انسان به عنوان خلیفه الله بقره20 و برترین آفریده های کردگار هستی یاد شده است و خداوند با آفرینش او به خود تبریک می گوید مؤمنون14 امام سجاد ع هم در ضمن سپاس و ستایش حضرت حق به برتری
مقام انسان به نحو عام و انسان مؤمن به نحو خاص چگونه است ؟
پروردگار به آدمی و به اختیار انسان ربطی ندارد؛ یعنی انسان چه بخواهد و چه نخواهد از این کرامت برخوردار است قرآن مجید در این باره میفرماید ما بنیآدم را کرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا مسلط کردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری
قرآن و شخصيت زن
بر وحی زن را به عنوان این که مانند مرد یک انسان کامل است و شایسته همه کمالات و کرامتهای انسانی است و شایستگی خلیفه اللهی بودن را دارد معرفی کرد.آیاتی از قبیل آیات زیر نشانگر تساوی حقیقت و هویت و ریشه وجودی مرد و زن است.1- و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا. ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را بر صحرا و دریا مسلط ساختیم و از غذاهای پاکیزه برای آنان روزی مقرر نمودیم و آنان را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری
قرآن و شخصيت زن
بر وحی زن را به عنوان این که مانند مرد یک انسان کامل است و شایسته همه کمالات و کرامتهای انسانی است و شایستگی خلیفه اللهی بودن را دارد معرفی کرد.آیاتی از قبیل آیات زیر نشانگر تساوی حقیقت و هویت و ریشه وجودی مرد و زن است.1- و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا. 1 ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را بر صحرا و دریا مسلط ساختیم و از غذاهای پاکیزه برای آنان روزی مقرر نمودیم و آنان را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری
قرآن و شخصيت زن
بر وحی زن را به عنوان این که مانند مرد یک انسان کامل است و شایسته همه کمالات و کرامتهای انسانی است و شایستگی خلیفه اللهی بودن را دارد معرفی کرد.آیاتی از قبیل آیات زیر نشانگر تساوی حقیقت و هویت و ریشه وجودی مرد و زن است.1- و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا. 1 ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را بر صحرا و دریا مسلط ساختیم و از غذاهای پاکیزه برای آنان روزی مقرر نمودیم و آنان را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری
صفات حميده حضرت حق
برتری دادیم و طبعا گروهی در این جا باقی میماند که انسان برتر از آنها نیست و این گروه جز فرشتگان نخواهند بود.ولی با توجه به آیات آفرینش آدم و سجود و خضوع فرشتگان برای او با تعلیم علم اسما به آنها از سوی آدم تردید باقی نمیماند که انسان از فرشته برتر است.بنابراین کثیر در این جا به معنی جمیع خواهد بود و به گفته مفسر بزرگ طبرسی در قرآن و مکالمات عرب بسیار معمول است که این کلمه به معنی جمیع میآید.مرحوم طبرسی میگوید معنی جمله این است انا فضلناهم علی من خلقناهم و هم کثیر. 10 ما انسان را بر سایر مخلوقات … بر فراز کوهها و درون دریاها وجود دارند که همه از خوان نعمت بی دریغش روزی میخورند.و تو ای انسان که از آنها برای به دست آوردن روزی و ذخیره کردن با هوش و تواناتری چرا این چنین از ترس قطع روزی به زندگی آلوده و ننگین چسبیدهای و زیر بار هر ظلم و ستم و خواری و مذلت میروی؟ تو هم از درون این محدوده زندگی تنگ و تاریک خود بیرون آی و بر سر سفره گسترده پروردگارت بنشین و غم روزی به خود راه مده در آن روز که به صورت جنین ضعیف و ناتوانی در شکم مادر محبوس بودی و هیچ کس حتی پدر و مادر مهربانت به تو دسترسی نداشتند پروردگارت تورا فراموش نکرد و آنچه را نیاز داشتی در اختیار تو گذاشت امروز که موجودی توانا و نیرومندی.خداوند سخن همه را میشنود و حتی زبان حال شما و همه جنبندگان را میداند از نیازهای همه به خوبی باخبر است و چیزی از دایره علم بی پایان او پنهان نیست. 8 آیاتی که گذشت در رابطه با روزی تمام جنبندگان و موجودات بود و درس و عبرتی برای انسان که او هم روزی خور خدا است و نباید برای این چند روزه زندگی که مهمان حضرت حق است برای پرکردن سفره خود دست از پا خطا کند و خود را به هر آب و آتشی بزند و آلوده به حرام گردد و لقمهای که حق دیگران است از گلوی آنان بیرون بکشد رزق و روزی حلال و تفسیر آنآیات زیادی هم درباره روزی انسان است که با قید طیبات و حلال مقید است ولقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر والبحر ورزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا 9 به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم و آنان را در خشکی و دریا بر مرکبهایی که در اختیارشان گذاشتیم سوار کردیم و به آنان از نعمت های پاکیزه روزی بخشیدیم وآنان را بر بسیاری از آفریدههای خود برتری کامل دادیم.در این باره در تفسیر نمونه آمده است در این جا این نکته جلب توجه میکند که چرا خداوند از میان تمام مواهبی که به انسان بخشیده نخست به مسئله حرکت او در خشکی و دریا اشاره میکند؟این ممکن است به آن جهت باشد که بهرهگیری از طیبات و انواع روزیها بدون حرکت امکانپذیر نیست و حرکت انسان بر صفحه زمین نیاز به مرکب راهوار دارد حرکت مقدمه هر گونه برکت است.و یا به این جهت که میخواهد سلطه او را بر کل پهنای زمین اعم از دریا و صحرا مشخص کند چرا که هر یک از انواع موجودات بر قسمتی از محدوده زمین سلطه دارند تنها انسان است که بر کل این کره خاکی حکومت میکند.در این که خداوند انسان را به چه چیز گرامی داشته که در آیه فوق به طور سربسته میگوید ما انسان را گرامی داشتیم در میان اهل تفسیر اختلاف است بعضی به خاطر اعطای قوه عقل و نطق و استعدادهای مختلف آزادی اراده میدانند.بعضی اندام موزون و قامت راست.بعضی موهبت انگشتان که انسان با آن بسیار کارهای ظریف و دقیق را میتواند انجام دهد و همچنین قدرت بر نوشتن دارد.بعضی به این که انسان تقریبا تنها موجودی است که میتواند غذای خود را با دست بخورد.بعضی به خاطر سلطه او بر تمام موجودات روی زمین.و بعضی به خاطر شناخت خدا و قدرت بر اطاعت فرمان او میدانند.ولی روشن است که این مواهب در انسان جمع است و هیچ گونه تضادی با هم ندارند بنابراین گرامیداشت خدا نسبت به این مخلوق بزرگ با همه این موهبت و غیر این مواهب است.و روح انسان علاوه بر امتیازات جسمی مجموعهای است از استعدادهای عالی و توانایی بسیار برای پیمودن مسیر تکامل به طور نامحدود.میان کرمنا و فضلنا چه تفاوتی است؟ نظرات گوناگونی اظهار شده است بعضی گفتهاند کرمنا اشاره به مواهبی است که خداوند ذاتا به انسان داده است و فضلنا اشاره به فضایلی است که انسان به توفیق الهی اکتساب میکند.این احتمال نیز بسیار نزدیک است که جمله کرمنا به جنبههای مادی اشاره میکند و فضلنا به مواهب معنوی؛ زیرا کلمه فضلنا غالبا در قرآن مجید به همین معنا آمده است.معنی کثیر در این جا چیست؟بعضی از مفسران آیه فوق را دلیل بر فضیلت فرشتگان بر کل بنی آدم دانستهاند چرا که قرآن میگوید ما انسانها را بر بسیاری از مخلوقات … برتری بخشیدیم و سایر مخلوقات بسیارند.قرآن درباره شیاطین میگوید واکثرهم کاذبون 11 و بیشتر شیطانها دروغگویند.و به هر حال اگر این معنی را خلاف ظاهر بدانیم آیات آفرینش انسان قرینه روشنی برای آن خواهد بود.چرا انسان برترین مخلوق خدا است؟ پاسخ این پرسش چندان پیچیده نیست؛ زیرا میدانیم تنها موجودی که از نیروهای مختلف مادی و معنوی جسمانی و روحانی تشکیل شده و در لابه لای تضادها میتواند پرورش پیدا کند و استعداد تکامل و پیشروی نامحدود دارد انسان است. ملائکه و انسانحدیث معروفی که از امیر المؤمنین علی علیه السلام نقل شده نیز شاهد روشنی بر
بخش سی و هفتم
انسان را امتیاز داده بر سایر موجودات. که در آیه ی شریفه می فرماید و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا . می فرماید ما تاج کرامت گذاردیم بر سر انسان انسان را خیلی بزرگ قرار دادیم یعنی آدم را تکریم و تعظیم کردیم و آنها را از طیبات و غذاهای پاکیزه برایشان قرار دادیم و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا و انسان را فضیلت و برتری دادیم بر بیشترین مخلوقاتمان تقریبا بر همه ی مخلوقات … مخلوقات بخشید و بعد هدایت کرد آن موجودات را. این هدایت عامه. همه موجودات حرکتی دارند مسیری دارند باید مراتبی را طی بکنند غایت و منتهای سیری دارند که باید به آنجا برسند. خدا هدایتشان می کند به آنجا. هدایت می کند یعنی ابزار و قوا و اعضا و جوارح و نیروهایی در آنها قرار می دهد که آن قوا و جوارح او را کمک می کنند تا برسد به مطلوب خودش. مثلا نطفه حیوان به طور کلی خدا وقتی خلق می کند جنین را در شکم مادرش این جنین را برایش اعضا و جوارحی قرار می دهد و مدتی باید آنجا در شکم مادر باشد تا رشد بکند و خلقتش کامل شود. آنچه که باید وسیله شود تا آن جنین کامل شود فقط آنجا باید از خون حیض مادر تغذیه بکند تا کم کم خلقتش تام شود و کمال پیدا کند تا قابلیت پیدا بکند که در دنیا بیاید و زندگی بکند. خدا آنجا اسبابش را فراهم کرده است از اول تلقیح نطفه و بعد آن اعضا و جوارح درست شدن بعد به وسیله نافش ارتزاق کردن از خون حیض مادر برای رشد کردن و به کمال رسیدن. این را خدا همه ی اسبابش را جور کرده است حالا در جنین شناسی و حیوان شناسی و پاتولوژی و غیره نمی خواهم تفصیلش را بگویم تمام امکانات و وسایلی که این بچه درست بشود و تام الخلقه بشود بعد از اینکه تام الخلقه شد بعد آماده بشود برای به دنیا آمدن وقتی هم که دنیا می آید هر حیوانی به هر چیزی که احتیاج دارد هر کسی به حسب خودش آن قوای ظاهره و باطنه را برایش قرار داده است که با هم همکاری می کنند تاثیر و تاثر در یکدیگر می کنند و با خارج هم این قوای ظاهره و باطنه ارتباطشان با چیزهایی است که خارج از وجودشان است و با آنها فعل و انفعال می کند. و بالاخره ادامه ی حیات می دهد کم کم بچه رشد و ترقی می کند تا می رسد به حد کمالش. این را خدا راهنمایی کرده یعنی اسبابش را جور کرده هدایت کرده است همه ی اینها را راه را نشان داده است منتها در طبع آنهاست یا مسخرند که عمل بکنند مثل غرایزی که در انسان یا حیوان قرار داده است مثل اعضا و جوارحی که هر کدام به مناسبت زندگی خودشان خاص خودشان است اینها را قرار داده است. اینها هدایت است هدایت عامه ی خدا. خدا همه مخلوقات و آفریده هایش را مجهز و مسخر کرده برای رسیدن به مطلوب و راهنمایی اش عبارت است از همین تجهیز کردن هر موجودی برای آنکه بتواند برسد بر آن کمالی که برای او متصور است. این هدایتی است که نسبت به عامه موجودات دارد که آیه شریفه می فرماید اعطی کل شی خلقه ثم هدی همه موجودات را آفریده و هدایتشان هم کرده راه برایشان درست کرده و راه نشانشان داده است تا سیر پیدا کنند به سوی کمالی که دارند. یک هدایت دارد نسبت به انسان آن چیز دیگری است. دستگاه دیگری است همان طور که انسان در میان همه ی موجودات برتری
فرق حيوان با انسان در چیست؟
انسان تفکر و اندیشه کنند و از جزئیات کلیاتی را کشف کنند یا از کلیات جزئیاتی را درک کنند یا درس بخوانند و بر علمشان افزوده شود ولی انسان با وجود قوه عاقله که خداوند در نهاد او قرار داده میتواند به علوم بی شماری دست یابد همان طور که تا کنون به درجات بالایی از علوم دست یافته است.تفاوت دیگری که انسان با حیوان دارد بحث خلقت روح است. که خداوند متعال می فرماید من از روح خودم در او دمیدم فاذا سویته ونفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین ص 72 یعنی پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم برای او سجده کنید. دستور به سجده پس از خلقت روح صادر شده است و این نشان می دهد این تفاوت و تمایز با دیگر مخلوقات بسیار عمیق است که نتیجه آن سجده به انسان است.و در جای دیگر خداوند متعال می فرماید ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر ۚ فتبارک الله احسن الخالقین مومنون 14 یعنی آن گاه آن نطفه را علقه گرداندیم پس آن علقه را به صورت پاره گوشتی درآوردیم پس آن پاره گوشت را استخوان هایی ساختیم و بر استخوان ها گوشت پوشاندیم سپس او را با آفرینشی دیگر پدید آوردیم؛ پس همیشه سودمند و بابرکت است خدا که نیکوترین آفرینندگان است. که در روایات اهل بیت علیهم السلام هست که این آفرینش دیگر روح است. البرهان فی تفسیر القرآن جلد 4 صفحه 20 . و خداوند متعال پس از خلقت روح برای انسان می فرماید فتبارک الله احسن الخالقین که نشان از پیچیدگی و عظمت روح می باشد. چرا که قبل از بحث روح شکل خلقت انسان در نطفه و علقه و ... با حیوانات برابر است. بحث روح و چیستی آن در این بیان نمی گنجد و نیازمند پاسخی دیگر است از این رو خداوند انسان را برترین و اشرف مخلوقات دانسته و او را به واسطه دادن روح از خود و قوه تفکر و اندیشه مورد تکریم قرار داده است ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر ورزقناهم من الطیبات وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا اسرا 70 یعنی به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم و آنان را در خشکی و دریا بر مرکب هایی که در اختیارشان گذاشتیم سوار کردیم و به آنان از نعمت های پاکیزه روزی بخشیدیم وآنان را بر بسیاری از آفریده های خود برتری
ثمرات آزادى و آزادگى
انسان ذکر شده است . به عبارت دیگر اینها نعمت هایی است که بر اساس آفرینش خداوند به انسان آزاد ارزانی داشته است . گذشته از علل بردگی و بندگی این نعمت ها از انسان برده سلب می شود و کسی که نعمت آزادی را به انسان برمی گرداند و او را آزاد می کند گویی که همه این نعمت ها را به او ارزانی داشته به او بازگردانده است .اثرات بردگی و بندگیاما اثرات و بلاهایی که در سایه بردگی و بندگی برای انسان حاصل می شود چند چیز است که بدان اشاره می شود اثر اول بردگی ذلت و حقارت است . انسانی که برده و بنده دیگران است هرگز اجازه نمی یابد که حتی فکر عزت و سربلندی باشد. او همواره انسان ذلیل و حقیری است که نمی تواند اراده ای جز اراده مالک و ارباب خود داشته باشد.اثر دوم این که همواره دچار وحشت و اضطراب است . انسانی که اسیر و بنده دیگران است مخصوصا اگر مالک او انسانی ظالم و ستم پیشه باشد همواره عمر خود را در هراس و وحشت از ستمگری و اجحاف مالک خود سپری می کند.اثر سوم اسارت و بردگی این است که او از خود هیچ اراده ای ندارد و اسیر اراده دیگری است هرجا که او می گوید باید برود؛ هر کاری که او می گوید باید انجام دهد؛ هر سخنی که او می خواهد باید بگوید و... خلاصه انسانی است که دیگری برای همه حرکات و سکنات زندگی او تصمیم می گیرد.اثر چهارم اسارت که معنایی عام تر از مورد سوم دارد این که زندانی اراده و قهر و غلبه دیگری است .اثر پنجم این که باید سختی ها ناملایمات و مصائب بردگی را تحمل کند.اثر ششم این که لذایذ دنیا و شیرینی زندگی را درک نمی کند و همیشه باید اراده و خواسته خود را فدای میل و خواسته صاحب و مالک خود کند.اثر هفتم و مهم تر از همه این که او از لذت عبادت و صرف اوقات عمر برای نماز و راز و نیاز محروم است .اینها آثار بردگی و بندگی انسان ها است که از کلام امام سجاد علیه السلام استفاده می شود. حال سوال این است که اگر کسی با آزاد کردن انسان این نعمت ها را به او بازگرداند و این مصائب را از او دفع کرد شایسته احسان هست یا خیر؟ هر عقل سلیم و فطرت پاک بشری حکم می کند که انسان آزادشده مرهون احسان او است و باید سپاس گزار او باشد؛ و مفهوم سپاس این است که همواره او را نصرت و یاری کند.آزادی از دیدگاه اسلامبه تناسب موضوع این سوال مطرح می شود که آیا روح اسلام و ادیان الهی با آزادی سازگار است یا خیر؟روشن است که تلقی ادیان الهی از انسان موجود و مخلوقی حر و آزاد است که در سایه همان آزادی اختیار و اراده می تواند استعدادهای نهفته خود را به فعلیت برساند. اصولا وجه تمایز انسان از سایر موجودات اعم از حیوان و نبات و جماد این است که در طریق حیات و زندگی مقهور عوامل خارجی و یا ملزم به اطاعت و پیروی از غرائز درونی نیست ؛ و این مطلب از آیات کریمه قرآن در مورد اصل خلقت انسان و آیات نازله درباره هدایت او و نیز از مسائل اعتقادی احکام عملی و اخلاقی به خوبی نمایان است ؛ مثلا در مورد خلقت انسان تعبیرات قرآن چنین است لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم 701 . انسان را در موزون ترین و زیباترین شکل خلق کردیم .این توازن فقط در شکل ظاهری نیست چنان که در جای دیگری می فرماید و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا 702 . ما بنی آدم را گرامی داشتیم ؛ و آنها را در خشکی و دریا بر مرکب های راهوار حمل کردیم ؛ و از انواع روزهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کردیم برتری بخشیدیم .خداوند انسان را بر همه موجودات برتری داد؛ چرا که فقط او حامل امانت الهی و گوهر گرانبها و کیمیای آفرینش است ؛ چنان که می فرماید انا عرضنا الامانه علی السماوات والارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان 703 . ما امانت تعهد و تکلیف و ادیان الهی را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند اما انسان آن را به دوش کشید .با دقت در مخلوقات
English