خیر دنیا و آخرت نصیب پذیرندگان موعظۀ انبیای الهیبخش عمدهای از عمر انبیای الهی به موعظه و نصیحت مردم گذشت؛ آنهم موعظههای حکیمانه اثرگذار و نورانی … الهی بود که به خانه مخالف خانه مسیحی خانه یهودی و خانه غیرشیعه هم میتابید. کاری به این نداشت که این کیست و اینجا خانه چه کسی است. اصلا کاری به این نداشت. ما این نرمی اخلاق را داریم؟ فکر نکنم منم که دارم اینها را میگویم با خجالت میگویم؛ چون من هم ندارم.از در اتاق که وارد شدند مریض در بستر بود. تا ابیعبدالله ع را دید گریه کرد. امام فرمودند من به عیادت تو آمدهام. چرا گریه میکنی؟ گفت من میدانم که از این بیماری بلند نمیشوم و مردنی هستم. چشمم که به شما افتاد یاد این مسئله افتادم که ششهزار درهم بدهکارم و ندارم بدهم. برای همین ناراحت مثلا میگفت قیامت هستم که ششهزار درهم به مردم بدهکارم و روز قیامت میخواهند با من چه کنند حضرت فرمودند گریه نکن من چند دقیقه کنارت مینشینم و بیرون میروم. طلبکارت کیست؟ مرد بیمار نام طلبکارش را گفت و حضرت فرمودند من همین امروز طلب تو را میدهم. نگران نباش وقتی امام از آنجا بیرون آمدند ششهزار درهم بردند و به طلبکارش دادند. طلبکار هم به خانه مریض آمد و گفت راحت باش پسر فاطمه س آمد و بدهی تو را داد. نگویم آب و گل است آن وجود روحانیبدین کمال نباشد جمال انسانیاگر تو آب و گلی همچنان که سایر خلقگل بهشت مخمر به آب حیوانیبه هرچه خوبتر اندر جهان نظر کردمکه گویمش به تو ماند تو بهتر از آنیوجود هر که نگه میکنم ز جان و جسدمرکب است و تو از فرق تا قدم جانی 12 این طبیب و دکتر این محبت لطف عاطفه این اخلاق نورانیت کرامت و بزرگواری را میبینید آیا درست است که ما به موعظههای … الهی بود که به موعظه گذشت. انبیا چقدر هم با مردم زیبا حرف زدهاند برای اینکه مردم به حرفشان گوش بدهند به مردم میفرمودند و انا لکم ناصح امین 8 ای جامعه و ای مردم ما خیرخواه شما هستیم. اگر شما را نصحیت و موعظه میکنیم و زنگ بیدارباش کنار گوشتان میزنیم خیرخواه هستیم و علاوه بر خیرخواه بودن امین هم هستیم امین مال و جان آب و خاک ناموس دین و آخرت شما هستیم. دیگر بالاتر از این صفت و ویژگی هم داریم اما گوش نمیدادند هلاکت انسان با معطلی در کارهاخدا کند ما از آن گروه نباشیم که بشنویم و گوش ندهیم ما باید از گروه خوبان عالم چه خوبان زمان پیغمبران گذشته چه خوبان زمان پیغمبر اکرم ص و چه خوبان زمان ائمه طاهرین علیهمالسلام باشیم که بشنویم و قبول کنیم درجا هم عمل کنیم و عملکردن به موعظهها را معطل نکنیم. ما روایات زیادی داریم که میفرمایند امروز و فردا نکنید. حالا باشه بعدا انجام میدهیم حرفی بود که سر برادران یوسف ع را کلاه گذاشت. شما سوره یوسف را ببینید؛ اینها گفتند ما یوسف را میکشیم یا داخل چاه میاندازیم یا از چشم پدر میاندازیم. امید است که در آینده آدمهای شایستهای بشویم. در واقع دست در لانه مار کردند و میدانستند که مار میگزد اما گفتند باشد بگزد. سر کوچه دواخانه هست میرویم و پادزهر مار را میگیریم. حالا اگر دست در لانه مار کردی و ماری هم بود که سمش پادزهر نداشت این هلاکت است مبادا کار ساختن آخرتم انسانیتم و کار ساختن اخلاقم را امروز و فردا کنم. کسی که الآن پانزده سالش است و تازه تکلیف شده اگر امروز و فردا بکند دیر است؛ چون پروردگار عالم مرگ ما را به ما خبر نداده که چه موقع است. یکی از مسائلی که قرآن مجید میگوید از تمام مردم پنهان کردهام لحظه مرگشان است. چه میدانی که شاید ده دقیقه دیگر مرگت برسد. مغرور به سلامتیات نشو خیلی از افراد سالم مردهاند و خیلی از مریضها هم ده سال دیگر زنده ماندهاند. این امروز و فردا کردن غلط و اشتباه است. قرآن کتابی سراسر موعظه و شفااین یک بخش از عمر انبیا که موعظه بود. یک بخش از قرآن مجید هم که بخش مهمی است موعظه است. آیه خیلی جالبی است آیه میگوید یا ایها الناس قد جاتکم موعظه من ربکم و شفا لما فی الصدور و هدی و رحمه للمؤمنین 9 همه قرآن من موعظه و نصحیت است. کار این موعظه هم این است که شفا لما فی الصدور تمام بیماریهای اخلاقی و اعتقادی شما را درمان میکند. وقتی شما شفا گرفتید و هدی بهراحتی هدایت مرا قبول میکنید. بخیل تا بخیل است هدایت را راحت قبول نمیکند. حالا شما به او بگو هشتاد سالت است و صد میلیارد هم ثروت داری. بخشی از این ثروت را برای مستحق و یتیم برای جامعه و کار خیر بده میگوید انشاالله تا بمیرد. چنین شخصی با بخل کینه قلب ناپاک و غرور نمیتواند هدایت شود. خدا میگوید اول این قرآن علاج میکند که شما آماده شوید این هدایت را قبول بکنید. اگر معالجه نشوید هدایت را قبول نمیکنید. سعدی یک شعر دارد که ضمن داستان جالبی که بیان میکند میگوید پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد استتربیت نااهل را چون گردکان 10 بر گنبد است نااهل یعنی کسی که شایستگی خودش را بهخاطر این بیماریهای بد ابلیسی در باطنش ازدست داده است. اگر بخواهی تربیتش کنی بدون علاج نااهلی او زحمت تو در حق او مانند این میماند که گردو را نوک گنبد بگذاری و نظرت هم این باشد که گردو بایستد. گردو روی گنبد نمیایستد و پایین میآید. اول باید بیماریهای ابلیسی درونم علاج شود و الا محال است که من موعظه را گوش بدهم. حتی ممکن است خیلی هم از موعظه خوشم بیاید و بگویم عجب حرف زیبا و حکیمانهای است؛ ولی اگر این بیمارهای خطرناک شیطانی در درونم جا خوش کرده باشد عکسالعملم همین مقدار است. رحمت پروردگار شامل حال مؤمنیناگر این موعظه را گوش بدهید شما را درمان میکند و بعد هدایت را برای شما آماده میکند که قبول کنید. وقتی درمان شدید و هدایت را قبول کردید و رحمه للمؤمنین آنوقت مؤمن میشوید و رحمت خدا شامل حالتان میشود. این رحمت خداست.من یک نکته خیلی مهمی با مقایسه بعضی از مسائل قرآنی درباره رحمت خدا دارم که واقعا شنیدنی است. البته در بحث فردا ظهر روز دوم ماه رمضان میآید و مربوط به آن بحث است. این موعظه که شما را درمان کرد و شما هدایت را با درمانشدن قبول کردید به رحمت وصل خدا میشوید. پس بخشی از آیات قرآن هم موعظه است. موعظههای
16 مطلب یافت شد
اخلاق خوبان
دستمایه اصلی کتاب موعظههای مؤلف در ماه رمضان و شبهای قدر است که درباره صفات نیکان و مسائل آموزنده و اخلاقی از قبیل شیوه شکفتن شکوفایی خصال الهی
شاهراه عاقبتبخیری: چرا و چگونه آدمی نصیحتپذیر باشیم؟
کلامی سپرد.توقفگاه نخست پندهای بیعیب و نقص قرآن کریمقرآن موعظه شفابخش الهی است یا ایها الناس قد جاتکم موعظه من ربکم وشفا لما فی الصدور یونس ۵۷ . امام علی ع در توصیفی هولناک از حال و روز بیپنداران میفرمایند از موعظههای
مساجد كانون مهرورزى
الهی نصیبش میشود یا دانشی جدید و تازه یا آیهای استوار و محکم یا مهر و رحمتی قابل انتظار یا سخنی که او را از گمراهی و ضلالت برگرداند یا شنیدن حقیقتی که او را به سوی راه خدا راهنمایی نماید یا گناهی را از ترس خدا یا شرم از او ترک کند . قطع رابطه با مسجد در حقیقت به معنای قطع رابطه با این هشت منفعت و قطع رابطه با مؤمنان و کنارهگیری از یک سلسله واقعیات مفید و محروم ماندن از آشنایی با دوستان خدا و کمک به آنان و دور ماندن از پاداشهای عظیم حضرت حق است . منافعی دیگررسول خدا صلی الله علیه و آله در رابطه با منافع فراوان اتصال به مساجد میفرماید من مشی الی مسجد یطلب فیه الجماعه کان له بکل خطوه سبعون الف حسنه ویرفع له من الدرجات مثل ذلک وان مات وهو علی ذلک وکل الله به سبعین الف ملک یعودونه فی قبره ویؤنسونه فی وحدته ویستغفرون له حتی یبعث .کسی که برای اتصال به جماعت مؤمنان و انجام عبادت دسته جمعی به سوی مسجد حرکت کند برای هر قدمش هفتاد هزار حسنه و هفتاد هزار درجه و مرتبه است و چنانچه این برنامه تا پایان عمرش ادامه یابد خدا هفتاد هزار فرشته بر او میگمارد که وی را در برزخش زیارت کنند و با او در تنهاییاش انس بگیرند و تا زمان محشور شدنش در قیامت برای او استغفار نمایند . شکایت مسجدترک کردن مساجد و خلوتگذاردن آنها و شرکت نکردن در آن فضای معنوی و ملکوتی و جدا زیستن از مسلمانان و مؤمنان به اندازهای زیانبار است که امام صادق علیه السلام در این زمینه میفرماید شکت المساجد الی الله تعالی الذین لا یشهدونها من جیرانها فاوحی الله عزوجل الیها وعزتی وجلالی لا قبلت لهم صلاه واحده ولا اظهرت لهم فی الناس عداله ولا نالتهم رحمتی ولا جاورونی فی جنتی .مساجد به خدای متعال از همسایگانی که در آنها حاضر نمیشوند شکایت کردند خدای عزوجل به مساجد وحی فرمود به عزت و جلالم سوگند یک نماز آنان را نمیپذیرم و عدالتی را از آنان در میان مردم آشکار نمیکنم و به مهر و رحمتم نمیرسند و در بهشتم مجاور من نمیشوند . مسجدیان منابع مهر و محبتمسلمانانی که به مساجد رفت و آمد دارند به خاطر عبادت دسته جمعی ذکر خدا قرائت قرآن خواندن دعا شنیدن موعظه توبه از گناه گریه برای حق و برای اهل بیت قدس سرهما شرکت در کار خیر ؛ روحی با صفا روانی پاک قلبی رقیق بدنی فعال و پرکار جهت پرداختن به کارهای مثبت و نیتی خالص و پاک پیدا میکنند و در حقیقت تبدیل به منبعی از خیر و برکت میشوند و وجدوشان به صورت کلیدی برای حل مشکلات مردم در میآید و همگان از مهر و محبت و عشق و دوستیشان بهرهمند میگردند . این خصلتها و حالات با ارزش بیشتر ویژه مردم مؤمن و اهل مسجد است و آنان که دچار سستی ایمان و یا بیدین هستند چون چوبی خشک یا سنگی سخت یا حیوانی وابسته به شکم و شهوتاند . آری ؛ ارتباط با خدا که منبع مهر و محبت و عشق و برکت است و رفت و آمد به مساجد و زیارت عالم ربانی در کنار محراب و منبر و شنیدن نصایح و موعظههای … الهی نصیبش میشود یا دانشی جدید و تازه یا آیهای استوار و محکم یا مهر و رحمتی قابل انتظار یا سخنی که او را از گمراهی و ضلالت برگرداند یا شنیدن حقیقتی که او را به سوی راه خدا راهنمایی نماید یا گناهی را از ترس خدا یا شرم از او ترک کند . قطع رابطه با مسجد در حقیقت به معنای قطع رابطه با این هشت منفعت و قطع رابطه با مؤمنان و کنارهگیری از یک سلسله واقعیات مفید و محروم ماندن از آشنایی با دوستان خدا و کمک به آنان و دور ماندن از پاداشهای عظیم حضرت حق است . منافعی دیگررسول خدا صلی الله علیه و آله در رابطه با منافع فراوان اتصال به مساجد میفرماید من مشی الی مسجد یطلب فیه الجماعه کان له بکل خطوه سبعون الف حسنه ویرفع له من الدرجات مثل ذلک وان مات وهو علی ذلک وکل الله به سبعین الف ملک یعودونه فی قبره ویؤنسونه فی وحدته ویستغفرون له حتی یبعث .کسی که برای اتصال به جماعت مؤمنان و انجام عبادت دسته جمعی به سوی مسجد حرکت کند برای هر قدمش هفتاد هزار حسنه و هفتاد هزار درجه و مرتبه است و چنانچه این برنامه تا پایان عمرش ادامه یابد خدا هفتاد هزار فرشته بر او میگمارد که وی را در برزخش زیارت کنند و با او در تنهاییاش انس بگیرند و تا زمان محشور شدنش در قیامت برای او استغفار نمایند . شکایت مسجدترک کردن مساجد و خلوتگذاردن آنها و شرکت نکردن در آن فضای معنوی و ملکوتی و جدا زیستن از مسلمانان و مؤمنان به اندازهای زیانبار است که امام صادق علیه السلام در این زمینه میفرماید شکت المساجد الی الله تعالی الذین لا یشهدونها من جیرانها فاوحی الله عزوجل الیها وعزتی وجلالی لا قبلت لهم صلاه واحده ولا اظهرت لهم فی الناس عداله ولا نالتهم رحمتی ولا جاورونی فی جنتی .مساجد به خدای متعال از همسایگانی که در آنها حاضر نمیشوند شکایت کردند خدای عزوجل به مساجد وحی فرمود به عزت و جلالم سوگند یک نماز آنان را نمیپذیرم و عدالتی را از آنان در میان مردم آشکار نمیکنم و به مهر و رحمتم نمیرسند و در بهشتم مجاور من نمیشوند . مسجدیان منابع مهر و محبتمسلمانانی که به مساجد رفت و آمد دارند به خاطر عبادت دسته جمعی ذکر خدا قرائت قرآن خواندن دعا شنیدن موعظه توبه از گناه گریه برای حق و برای اهل بیت قدس سرهما شرکت در کار خیر ؛ روحی با صفا روانی پاک قلبی رقیق بدنی فعال و پرکار جهت پرداختن به کارهای مثبت و نیتی خالص و پاک پیدا میکنند و در حقیقت تبدیل به منبعی از خیر و برکت میشوند و وجدوشان به صورت کلیدی برای حل مشکلات مردم در میآید و همگان از مهر و محبت و عشق و دوستیشان بهرهمند میگردند . این خصلتها و حالات با ارزش بیشتر ویژه مردم مؤمن و اهل مسجد است و آنان که دچار سستی ایمان و یا بیدین هستند چون چوبی خشک یا سنگی سخت یا حیوانی وابسته به شکم و شهوتاند . آری ؛ ارتباط با خدا که منبع مهر و محبت و عشق و برکت است و رفت و آمد به مساجد و زیارت عالم ربانی در کنار محراب و منبر و شنیدن نصایح و موعظههای
تفسیر قرآن ـ جلسه سی و دوم
الهی و ائمه طاهرین که فراوان تکیه داشته اند به کلمه رب در دعاهایشان یک توجه کامل عقلی و اعتقادی به معنای رب و به مفهوم رب داشتند چه در ناحیه مالکیت برای خدا چه در ناحیه مملوکیت برای خودشان تمام لحظات عمر توجه به مملوکیت خود داشتند لذا برایشان آزادی عمل آزادی حرکت به این معنا که هر چه خودشان بخواهند هر گونه بخواهند و هر کاری بخواهند قائل نبودندتمام لحظات عمر به این حقیقت توجه داشتند که العبد و ما فی یده کان لمولاه 1 عبد و هر چه که در اختیار اوست مال مولا است فراموشی این معنا آدم را به خطر میاندازند فراموشی این معنا آدم را به فساد و فسق و فجور میکشاند در سوره مبارکه حشر است یکی از موعظههای
موعظه، هدیۀ پروردگار به بندگان
الهی که همه موعظه کردهاند و تمام موعظههایشان هم عاطفی مهر و رحمت است گاهی خود پروردگار به کل مردم خطاب میکند و میگوید یعظکم به 7 من شما را موعظه میکنم. من شما را خلق کردهام و روزی شما را میدهم. حیات و مرگ شما به دست من است و دلسوزتر و مهرورزتر از من ندارید. من شما را موعظه میکنم. برای چه موعظه میکنی؟ برای اینکه اولا یک دنیا و آخرت پاکی پیدا کنید و نهایتا برای اینکه به جهنم نروید. اصل موعظههای … موعظههای پروردگارچه کسی شما را موعظه میکند؟ اینکه در قرآن مجید میفرماید یعظکم 13 من دارم تو را موعظه میکنم. کارها و محبتهای مرا یادت نرود که یکوقت موعظه من را پس بزنی من تو را موعظه میکنم بهخاطر سه چیز پاکبودن دنیا و آخرتت آراستهشدنت به حقایق الهیه و ملکوتیه و سوم هم اینکه با موعظه من شایسته رفتن به بهشت بشوی. واقعا او میخواهد که همه ما اهل بهشت باشیم. خداوند در قرآن میفرماید ان تکفروا فان الله غنی عنکم ولا یرضی لعباده الکفر ؛ 14 عباد یعنی کل انسانها از زمان آدم ع تا آخرین انسانی که بهدنیا میآید راضی نیستم یکی از شما به جهنم بروید. خوشت میآید با خودت بازی و خدعه و حیله میکنی؟ خوشت میآید با مردم خدعه و حیله میکنی؟ خوشت میآید حرفهای من را گوش ندهی؟ مگر من به تو چه میگویم؟ میگویم داری به مغازهات میروی معاملاتت را برای شندرغاز که میخواهی دو تا نان سنگک یک کیلو گوشت یک کیلو قند و شکر نیمکیلو هم چای و دهمتر هم پارچه برای بدن خودت و زن و بچهات بخری با ربا مخلوط نکن رزق من را نجس نکن و پاکخور باش. مگر من چه میگویم؟ من میگویم وقتی به مردم جنس میفروشی ترازو را دستکاری نکن؛ یک کیلو را نهصد گرم نده و پول یک کیلو را بگیر مگر من چه میگویم؟ مگر تو خوشت میآید که یک نفر این بلاها را سرت در بیاورد؟ اگر کسی به تو کم فروخت و فهمیدی حالت خوب است؟ صدکیلو برنج خریدی حالا اتفاقی خوشت آمد که وزن کنی و دیدی 95 کیلوست کیلویی 100هزار تومان. پانصدهزار تومانت را با کمفروشی بالا کشیده است. خوشت میآید؟ مگر من چه میگویم؟ من میگویم وقتی میخواهی با همه مردم شیعه و سنی کافر و مشرک مسیحی و یهودی حرف بزنی قولوا للناس حسنا 15 حرف خوب معنادار و بامحبت بزن. اولیای الهی
فهم تسبیح خدا
الهی و اراده انسانیک آیه هم از قرآن کریم بخوانم چه آیهای چه آیهای این آیه شامل ب بسم الله سوره حمد تا من الجنه و الناس است. یعنی ششصد و شصت و چند آیه را میگوید قد جاتکم 13 در سوره یونس است موعظه من ربکم وشفا لما فی الصدور وهدی ورحمه للمؤمنین ؛ من این قرآن را موعظه فرستادم تمام دردهای اخلاقی درونتان را اگر دلتان بخواهد معالجه میکنم. یک وقت دکتر را دوست نداری و نسخهاش را دوست نداری خراب میمانی. اگر دلتان بخواهد این اگر دلتان بخواهد در خود قرآن است. در آیه دیگر است لمن شا منکم ان یستقیم 14 ؛ اگر دلتان بخواهد ساختمان زندگی دنیا و آخرتتان مستقیم بیاید بالا این نسخه من است. شفا لما فی الصدور همه دردهای ابلیسی باطنتان را کتاب من معالجه میکند همه را شفا لما فی الصدور وهدی و به تمام حقایق عالم راهنماییتان میکند. وقتی شفا گرفتید و راهنمایی به حقایق شدید ورحمه در رحمت واسعه خدا به رویت باز میشود. رابطه تسبیح با معراج پیامبر حالا برویم سر اصل مطلب بحث تسبیح در قرآن مجید یکی از موعظههای … موعظههای این اقیانوس بیساحل وحی به قول خود قرآن کریم نیاز به تدبر دارد. تدبر یعنی عمیق فکر کردن یعنی غوطهور شدن در آیات برای بدست آوردن گوهرهای ناب عرشی و ملکوتی. اگر خود انسان توانمند برای تدبر نباشد چون این گونه تدبر دانش و معرفت و علم ویژه لازم دارد. و همه مردم هم نمیتوانند دنبال این علم ویژه بروند. آنهایی که عالم به حقایق قرآن شدند هم با کمک قرآن و هم با کمک اهل بیت طبق قرآن لازم است به میان مردم برگردند. گوشهنشینی نکنند عزلت اختیار نکنند به من نگویند فایدهای ندارد. نگویند چون همه اینها دروغ است فایدهای ندارد. قرآن میفرماید وذکر فان الذکری تنفع المؤمنین 1 ؛ به چه دلیل فایدهای ندارد؟ وظیفه علما در قبال قرآن در نجف و قم و مشهد ماندن و پوسیدن چه دلیل عقلی و شرعی دارد؟ مردم به شدت نیازمندند. امام هشتم میفرماید اهل پذیرفتن هستند حتی اگر گروهی از مردم گناهکار حرفهای باشند. امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید حق نداری از گناهکار ناامید باشی بگویی فایدهای ندارد 2 . گوش نمیدهند به درد نمیخورد اینطور نیست از صد نفر ممکن است هشت نفر یا ده نفر گوش ندهند اما اینطور که تجربه ثابت کرده هشتاد نفر گوش میدهند. در ایران دهه عاشورا و شب احیا نشان میدهد که نود درصد مردم شیعه ایران عاشق حقند و دنبال حق هستند. ماندن در حوزههای علمیه بعد از دانشاندوزی دلیل ندارد. شیعه مگر چند تا مرجع تقلید میخواهد که ده هزار نفر به انتظار مرجعیت بشینند؟ که حالا چه مرجعی بمیرد من بروم جایش را بگیرم. این که ریاستطلبی است این که پاکی نیست این که دنیا خواهی است. با این ماهوارهها و با این سایتها و با این تبلیغات دریاوار علیه دین امروز بودن عالمان واجد الشرایط بین مردم و باز بودن زبانشان برای بیان حقایق واجب است.البته من اهل فتوی نیستم ولی یک شب قم سالگرد یکی از مراجع بزرگ کمنظیر شیعه منبر بودم چند تا از مراجع فعلی نشسته بودند من گفتم من اهل فتوی نیستم سوادش هم را ندارم علمش را هم ندارم اما من در حضور مراجع بزرگ شیعه میخواهم یک فتوی بدهم اگر فتوی غلط است بر آنها واجب است از پای منبر اطلاع بدهند داد بزنند که آقا این حرف تو نه مدرک قرآنی دارد نه مدرک روایتی. و آن این بود که گفتم در بین مردم بودن و حقایق الهی
حکیم موعظهگر
الهی بیاموزد.در حالت خوابیده به آسمانها فکر میکرد که درهای عالم ملکوت به رویش باز شد. فرشتهای آمد سلام کرد و گفت من از طرف پروردگار عالم آمدهام. خداوند مهربان دو مقام پیشنهاد کرده است که مختاری یکی از آنها را انتخاب کنی؛ یکی نبوت و دومی حکمت. لقمان ع به آن فرشته گفت مسئولیت پیغمبری خیلی سنگین است من حکمت و مقام دانش استوار را میخواهم. علم استوار علمی است که شک در آن راه نمییابد و باطل نمیشود. علمی که تمامش منفعت است. قرآن اسم این علم را حکمت گذاشته است و لقد آتینا لقمان الحکمه 4 که در آیۀ بعد میفرماید و هو یعظه کار این حکیم پیوسته موعظه کردن بود. موعظههایش در چند آیه آمده است که سبک موعظهاش چگونه بود و چه چیزهایی گفته است. اگر ملت ما این هشتاد میلیون جمعیت ایران از امروز بنا بگذارند به موعظههای
موعظهپذیری
موعظههای ملکوتیامیرالمؤمنین ع میفرمایند اذا احب الله عبدا وعظه بالعبر هیچ نصیحتخواهی را رد نکنید اگرچه میشناسید که او فرد بدی است باز هم نصیحت کنید پیغمبر ص اخمهای خویش را درهم نکشیدند و نفرمودند که نصیحت به چه درد تو میخورد بلکه با متانت فرمودند 1. لا تجعل یقینک شکآ 6 هر حقیقتی را که به آن یقین داری به شک و تردید آلوده نکن به عمرسعد گفتند برو حسینبنعلی علیهما السلام را بکش ملک ری را به تو میدهیم. داخل خانه نشست یقینش را به شک تبدیل کرد؛ چون یقین داشت که امام حسین ع جانشین به حق پیغمبر ص است. یقین داشت که قیامت برپا میشود و بهشت و جهنمی هست. با خود میگفت من حسینبنعلی علیهما السلام را میکشم و بعد توبه میکنم تا به جهنم نروم. یقین داشت که توبه نیز به حکم قرآن یک حکم الهی
سیره امام سجاد (ع) از نگاه رهبری 3
موعظههای اختصاصی برای کادر سازی است تا در صورت ایجاد حکومت اسلامی مسئولیتهای مهم را برعهده بگیرند. • امام سجاد علیه السلام با یادآوری تجربههای گذشته پیروان اهل بیت علیهم السلام در قیام عاشورا واقعه حره شهادت حجربن عدی و رشید حجری و.. . میخواستشیعه را در مبارزه ثابت قدمتر گرداند فقد لعمری استدبرتم من الامورالماضیه فی الایام الخالیه من الفتن المتراکمه والانهماک فیها ما تستدلون به علی تجنب الغواه و... ; به جان خودم قسم شما از جریانهای گذشته در دورانهای پیشین که پشتسر گذاشتهاید از فتنههای انباشته و متراکم و غرق شدن در این فتنهها تجربههایی را میتوانید از آن آزمایشها استفاده کنید و بر اجتناب از گمراهان و اهل بدعتها و مفسدین در زمین راه یابید. امام سجاد علیه السلام در اینجا به صراحت مساله امامت و ولایت را مطرح میکند فقدموا امرالله وطاعته و طاعه من اوجب الله طاعته و لا تقدموا الامور الوارده علیکم من طاعه الطواغیت و فتنه زهره الدنیا بین یدی امرالله و طاعته و طاعه اولی الامر منکم ; فرمان خدا و اطاعت او را مقدم بدارید و همچنین اطاعت کسی را که خدا اطاعت او را واجب کرده است. اطاعت طاغوتها - عبدالملک بن مروانها - را بر اطاعتخدا و اطاعت رسول خدا و اطاعت اولوا الامر واقعی مقدم نکنید. امام زین العابدین علیه السلام با این بیان در حقیقتبرای نظام حکومتی مورد نظر خود که حکومت علوی و الهی
دو دغدغۀ مهم انسان در کرۀ خاکی
الهی مستحق نفرینحالا امام چرا نفرین کردند؟ کسی که از خدا روی برگرداند مستحق نفرین است. چرا مستحق نفرین است؟ خدا چهچیزی از او کم گذاشته است؟ اگر حساب کند میبیند که از وقتی نطفه در رحم بوده تا الآن خدا چقدر بلا از او برگردانده و چقدر نعمت به او داده است. اگر تمام عالم جمع شوند و بخواهند دانهای عدس گندم یا قطرهای آب بسازند نمیتوانند. اینهمه زمین قابلکشت اینهمه باران برف سد رودخانه باغ و زراعت هست چرا خدا را اطاعت نمیکنی و بهسراغ شیطان هوای نفس و شهوات حرام رفتهای؟ این نفرین ندارد که آدم سر سفرۀ پروردگاری نشسته باشد که هیچچیز از او کم نگذاشته است؟ همین حافظه که آدم همهچیز را یادش است یک نعمت است. من در قم با طلبهای هممباحثه بودم با همدیگر دوتا درس میرفتیم فردا هم قبل از درس مینشستیم و درس را مباحثه میکردیم. روزی به او گفتم چرا پریشان هستی و دل به درس نمیدهی؟ چه اتفاقی افتاده است؟ گفت پدرم مریض است. گفتم چه شده؟ گفت بیماریاش بدنی نیست یعنی مربوط به چشم گوش قلب معده و روده نیست. پدرم همهچیز را یادش رفته است و چیزی یادش نمیآید تا بلند شود و نماز بخواند. وقتی سفره میاندازیم یادش نمیآید دستش را دراز کند و قاشق بردارد یا از بشقاب برنج بردارد. حتی یادش نمیآید که دستشویی کند. دکتر برای ما نسخهای تنظیم کرده و برنامهای نوشته است که سر فلان ساعت دستشویی ببرید لباسهایش را دربیاورید و به او فشار بیاورید تا بتواند دستشویی کند. همین نعمت حافظه که من یادم است دستشویی دارم به دستشویی بروم و دستشویی کنم و بیرون بیایم. همین که یادم است وقتی سر سفره مینشینم قاشق را باید بردارم و برنج را در آن بریزم بالا بیاورم و بخورم. یادم است تا لقمهام را بجوم و قورت بدهم. اصلا میگفت پدر من یادش نمیآید که لقمه را قورت بدهد وقتی لقمه را در دهانش میگذاریم میماند. همین نعمت حافظه را میبینی برای چه خدا را اطاعت نمیکنی که امام عسکری ع میگویند کسی که خدا را اطاعت نمیکند از رحمت خدا دور و نابود باد. خدا بهاندازۀ هستی به ما حق دارد و اگر کسی بخواهد حق او را رعایت کند یکی از حقوق او عبادت و اطاعت است. ب بخش دوم نفرین امام عسکری ع جمله دوم نفرین امام این است و لم یقبل مواعظ اولیائه از رحمت خدا دور و نابود باد کسی که موعظههایعاشقان خدا را قبول نمیکند. مگر عاشق خدا چهچیزی به تو میگوید که قبول نمیکنی؟ موعظههای
كاركرد مراسم سوگوارى عاشورا در رسمى شدن مذهب شيعه در زمان صفويه
الهی و با فطرت و نیازهای معنوی جامعه متناسب باشد تغییرات با سرعت بیشتر و آگاهانهتر صورت میگیرد و زمینه را برای تبیین و تعلیم عقیده جدید مهیا مینماید. بنابراین صفویه که میخواست از ملت ایران امتی تحت لوای تشیع بسازد طبیعی بود که واقعه کربلا را ترویج نماید؛ زیرا آن از یک سو تبیینکننده مذهب تشیع بود و از سوی دیگر عاشورا به سبب ماهیتش با فطرت انسانها و روحیه آزادگی و ظلم ستیزی ایرانیان سازگار بود؛ چنان که ساموئل گرین اظهار میدارد ایرانیهای شیعه اوایل زمان صفویه به واسطه ذوق جدید و تعصب ملی به هیجان درآمده میدانی برای نمودن جمعیت مذهبی خود طالب بودند. این امر در موقع تعزیه وقایع مهمه زندگی علی علیهالسلام و اخلاف او میسر گردید 19 .عامل تولی و تبری از مهمترین ارکان تغییر مذهب بهشمار میآمد و این عامل اساسی از طریق مجالس سوگواری تحقق یافت و به عبارت دیگر سخنان مهرآمیز وعاظ و مداحی شورانگیز مداحان اصول و فروع عقاید تشیع را در قلوب مردم جای داد. عشق به اهل بیت پیامبر در میان ایرانیان از مهمترین عواملی بود که تغییر مذهب را در ایران تا حدی آسان و موفقیتآمیز نمود و متولیان امر کوشیدند که با بهرهگیری از این پتانسیل موجود در جامعه امتی واحد بسازند. لذا در ایام محرم در هر کوی و برزن مجالس عزاداری برپا نمودند و مردم را به مجالسی وارد کردند که تا حدود زیادی با آن آشنایی و تعلق خاطر داشتند چنان که مسیو ماربین آلمانی مینویسد در جمیع فرق اسلامیه طبقهای دیده نمیشود که از روی دیانت منکر ذکر مصائب حسین علیهالسلام شده و نفرت از آن نماید بلکه عموما یک گونه رغبت طبیعی به ادای این رسم مذهبی دارند و جز این نکته اتحادیه در مسلمانان مختلفه العقیده دیده نمیشود 20 .با حضور در این مجالس رفته رفته کینهها و دشمنیها و جداییهای ناشی از اختلافات فرق مذهبی و احیانا قومی نیز تا حد قابل توجهی به دوستی محبت و وحدت مبدل میشد و این گام اول ـ و تا حدودی مشکل ـ در جهت ساختن امتی جدید بود.مرحله بعد ایجاد علقه و بالا بردن آگاهیها نسبت به مذهب تشیع بود. در این محافل و مجالس واعظان میتوانستند با موعظههای
چرا امام سجاد(ع) آشكارا از قيام مختار حمايت نكرد؟
موعظههای اختصاصی در تحف العقول ذکر شده است; این موعظه چنین آغاز میشود کفانا الله و ایاکم کید الظالمین و بغی الحاسدین و بطش الظالمین ایها المؤمنون . خود این خطاب نشان میدهد که امام و مخاطبان در این جهتبا هم شریکند که مورد خطر و تهدید دستگاه حاکم هستند . لایفتننکم الطواغیت و اتباعهم من اهل الرغبه فی الدنیا المائلون الیها المفتونون بها المقبلون علیها ... و ان الامور الوارده علیکم فی کل یوم و لیله من مظلمات الفتن و حوادث البدع و سنن الجور و بوائق الزمان و هیبه السلطان و وسوسه الشیطان لتشبط القلوب عن نیتها ... 4 طاغوتها و پیروان دنیاپرست آنها شما را فریب ندهند . این حوادثی که در زندگی شب و روز برای شما - در دوران خفقان و مبارزه - پیش میآید دلها را از نیت و جهتی که دارند باز میدارد و از آن انگیزه و نشاط لازم برای مبارزه میکاهد . و تذهبها عن موجودالهدی و معرفه اهل الحق و ایاکم و صحبهالعاصین و معونهالظالمین و هدایت موجود را از یاد میبرد و شناخت اهل حق را به فراموشی میسپارد . سپس امام سجاد علیه السلام موعظه میکند و هشدار میدهد که از همنشینی با گنهکاران بپرهیزید و ظالمان را یاری مکنید . روشن است که امام علیه السلام عدهای از مؤمنین و هواداران را جمع کرده و دارد با روش موعظه آنها را دلگرم و امیدوار میکند و از نزدیک شدن به دستگاه ستمگر زمان عبدالملک بن مروان منع و نهی میکند و آنها را شاداب و با طراوت و سرزنده نگه میدارد برای روزی که وجودشان بتواند در راه حکومت اسلامی مؤثر واقع شود . 15 . امام سجاد علیه السلام با یادآوری تجربههای گذشته پیروان اهل بیت علیهم السلام در قیام عاشورا واقعه حره شهادت حجربن عدی و رشید حجری و . . . میخواستشیعه را در مبارزه ثابت قدمتر گرداند فقد لعمری استدبرتم من الامورالماضیه فی الایام الخالیه من الفتن المتراکمه والانهماک فیها ما تستدلون به علی تجنب الغواه و ... ; به جان خودم قسم شما از جریانهای گذشته در دورانهای پیشین که پشتسر گذاشتهاید از فتنههای انباشته و متراکم و غرق شدن در این فتنهها تجربههایی را میتوانید از آن آزمایشها استفاده کنید و بر اجتناب از گمراهان و اهل بدعتها و مفسدین در زمین راه یابید . امام سجاد علیه السلام در اینجا به صراحت مساله امامت و ولایت را مطرح میکند فقدموا امرالله وطاعته و طاعه من اوجب الله طاعته و لا تقدموا الامور الوارده علیکم من طاعه الطواغیت و فتنه زهره الدنیا بین یدی امرالله و طاعته و طاعه اولی الامر منکم ; فرمان خدا و اطاعت او را مقدم بدارید و همچنین اطاعت کسی را که خدا اطاعت او را واجب کرده است . اطاعت طاغوتها - عبدالملک بن مروانها - را بر اطاعتخدا و اطاعت رسول خدا و اطاعت اولوا الامر واقعی مقدم نکنید . امام زین العابدین علیه السلام با این بیان در حقیقتبرای نظام حکومتی مورد نظر خود که حکومت علوی و الهی
چرا امام سجاد(ع) آشكارا از قیام مختار حمایت نكرد؟
موعظههای اختصاصی در تحف العقول ذکر شده است; این موعظه چنین آغاز میشود کفانا الله و ایاکم کید الظالمین و بغی الحاسدین و بطش الظالمین ایها المؤمنون . خود این خطاب نشان میدهد که امام و مخاطبان در این جهتبا هم شریکند که مورد خطر و تهدید دستگاه حاکم هستند . لایفتننکم الطواغیت و اتباعهم من اهل الرغبه فی الدنیا المائلون الیها المفتونون بها المقبلون علیها ... و ان الامور الوارده علیکم فی کل یوم و لیله من مظلمات الفتن و حوادث البدع و سنن الجور و بوائق الزمان و هیبه السلطان و وسوسه الشیطان لتشبط القلوب عن نیتها ... 4 طاغوتها و پیروان دنیاپرست آنها شما را فریب ندهند . این حوادثی که در زندگی شب و روز برای شما - در دوران خفقان و مبارزه - پیش میآید دلها را از نیت و جهتی که دارند باز میدارد و از آن انگیزه و نشاط لازم برای مبارزه میکاهد . و تذهبها عن موجودالهدی و معرفه اهل الحق و ایاکم و صحبهالعاصین و معونهالظالمین و هدایت موجود را از یاد میبرد و شناخت اهل حق را به فراموشی میسپارد . سپس امام سجاد علیه السلام موعظه میکند و هشدار میدهد که از همنشینی با گنهکاران بپرهیزید و ظالمان را یاری مکنید . روشن است که امام علیه السلام عدهای از مؤمنین و هواداران را جمع کرده و دارد با روش موعظه آنها را دلگرم و امیدوار میکند و از نزدیک شدن به دستگاه ستمگر زمان عبدالملک بن مروان منع و نهی میکند و آنها را شاداب و با طراوت و سرزنده نگه میدارد برای روزی که وجودشان بتواند در راه حکومت اسلامی مؤثر واقع شود . 15 . امام سجاد علیه السلام با یادآوری تجربههای گذشته پیروان اهل بیت علیهم السلام در قیام عاشورا واقعه حره شهادت حجربن عدی و رشید حجری و . . . میخواستشیعه را در مبارزه ثابت قدمتر گرداند فقد لعمری استدبرتم من الامورالماضیه فی الایام الخالیه من الفتن المتراکمه والانهماک فیها ما تستدلون به علی تجنب الغواه و ... ; به جان خودم قسم شما از جریانهای گذشته در دورانهای پیشین که پشتسر گذاشتهاید از فتنههای انباشته و متراکم و غرق شدن در این فتنهها تجربههایی را میتوانید از آن آزمایشها استفاده کنید و بر اجتناب از گمراهان و اهل بدعتها و مفسدین در زمین راه یابید . امام سجاد علیه السلام در اینجا به صراحت مساله امامت و ولایت را مطرح میکند فقدموا امرالله وطاعته و طاعه من اوجب الله طاعته و لا تقدموا الامور الوارده علیکم من طاعه الطواغیت و فتنه زهره الدنیا بین یدی امرالله و طاعته و طاعه اولی الامر منکم ; فرمان خدا و اطاعت او را مقدم بدارید و همچنین اطاعت کسی را که خدا اطاعت او را واجب کرده است . اطاعت طاغوتها - عبدالملک بن مروانها - را بر اطاعتخدا و اطاعت رسول خدا و اطاعت اولوا الامر واقعی مقدم نکنید . امام زین العابدین علیه السلام با این بیان در حقیقتبرای نظام حکومتی مورد نظر خود که حکومت علوی و الهی
ایجاد تحول عظیم در عصر جاهلیت مکه
الهی است.مرد یمنی گفت نه من همینطوری به عشق زیارت ابیعبدالله ع آمدم اما ثوابش را نمیدانم. امام فرمود از آنجایی که حرکت کردی... من این مساله را یقین دارم که ائمۀ ما فرمودند هر قدم به سوی زیارت ابیعبدالله ع خدا این را قدمی حساب میکند حالا شما با قطار بروی با هواپیما بروی با ماشین بروی آنها ملاک نیست از در اتاق که درمیآیید تا کربلا چند هزار قدم میشود اینها را خدا قدمی حساب میکند نه هوایی و ریلی و ماشینی.امام فرمود از خانهات که حرکت کردی تا برسی به قبر به هر قدمی که برمیداری در پروندهات ثواب هزار حج عمرۀ قبول شده نوشته میشود. حالا خود حج چقدر ثواب دارد؟ نمیدانیم. عمره چقدر ثواب دارد؟ نمیدانیم. هزار عمره و حج چقدر ثواب دارد؟ نمیدانیم. این یک عبادت مستحب است. آب و غذا دادن به خداوندما در روایاتمان داریم به یتیم محبت کنید. حدود 23 بار خدا در قرآن مجید از یتیم سخن گفته است بعد میگوید مردی زنی پیری جوانی بهعنوان محبت به یتیم و دلجویی از یتیم دست به سر یتیم بکشد به هر مویی که از زیر دستش رد میشود خدا یک ثواب و پاداش در نامۀ عملش ثبت میکند. دست کشیدن به سر یتیم واجب است؟ نه واجب نیست.خداوند به موسی بن عمران در کوه طور فرمود مریض بودم عیادت نیامدی من برهنه بودم من را نپوشاندی گرسنه بودم غذا به من ندادی تشنه بودم آب ندادی پس چه کار کردی موسی؟ البته خدا به ملت درس میدهد و معلوم است که این روایات جنبۀ درسی دارد. موسی گفت خدایا مگر تو مریض میشوی؟ گرسنه میشوی؟ تشنه میشوی؟ برهنه میشوی؟ خطاب رسید عیادت مؤمن عیادت من است سیراب کردن مؤمن سیراب کردن من است پوشاندن مؤمن پوشاندن من است. شما فرض کنید آدم خدا را طعام بدهد چقدر ثواب دارد. اینها تازه مستحبات است. درمانگر تکبر عرب یک کار دیگر پیغمبر بعد از بیدار کردن عقول بعد از وادار کردن مردم به تفکر و اندیشه بعد از اینکه ارتباط مردم را از بتهای برون و بدتر از بتهای برون بت درون ـ هوای نفس ـ قیچی کرد و آنها را به پروردگار وصل کرد روحیۀ عبادت در آنها ایجاد کرد.عربی که بند کفشش پاره میشد از تکبر خم نمیشد ببندد و کفش را از پایش درمیآورد و میرفت؛ عربی که خودش را یک سر و گردن از مردم دنیا و عجم ـ غیرعرب ـ بالاتر میدانست عربی که هزار جور ادعا در روحیۀ کبر و استکبارش داشت؛ عربی که روزهای اول بعثت میگفت چه معنی دارد یتیم عبدالله بیاید بشود معلم و راهنمای ما؟ خود یتیم چه ارزشی دارد که یتیم عبدالله باشد؛ عربی که به پیغمبر میگفت تو کمپانی دروغی کذابی و به پیغمبر میگفت تو جادوگری به پیغمبر اکرم تهمت جنون میزد اینها در قرآن است اینها که دیگر در تاریخ نیست اینها در قرآن است و یقولون انه لمجنون قلم 51 میگفتند تو اختلال روانی داری میگفتند تو ساحری میگفتند تو دروغگویی؛ آن وقت این عرب را بعد از زنده کردن اندیشهاش روحیۀ عبادت در او ایجاد کرد حالا میآید داخل مسجدالحرام کتک میخورد از دشمن طعنه میشنود سنگ به او میزنند تهدیدش میکنند میایستد به نماز و رکوع میکند و سجده میکند و تشهد میخواند میآید به پیغمبر اقتدا میکند. پیامبر چنان کبر را معالجه کرد که عرب با عشق و علاقه پیشانی روی خاک میگذاشت و سبحان ربی الاعلی و بحمده میگفت. احیای روحیۀ نصیحتطلبی در مردم مکه اگر عزیزانم فکر کنید به عظمت کار پیغمبر اکرم پی میبرید که چه کرد. این اندیشیدن و این روحیۀ عبادت ایجاد کردن جریان پیدا کرد تا حالا که میبینید میلیونها نفر شبانهروز پنج بار در برابر وجود مقدس حضرت حق پیشانی به خاک میگذارند اینقدر اندیشه را در مردم قوی کرد که در این کرۀ زمین بالاترین کتابهای علمی و روانکاوی و اخلاقی و حقوقی و فقهی برای امت پیغمبر است.کار دیگری که پیامبر کرد و خیلی عجیب بود روحیۀ نصیحتطلبی و موعظهخواهی را در مردم زنده کرد. ایشان کاری کرد که عرب در مکه در مدینه در جنگها در ایام آرام بودن اوضاع میآمد زانو میزد و با شوق و با عشق به پیغمبر اکرم میگفت عظنی یا رسولالله من را نصیحت کن من را موعظه کن. عربی که به او میگفت دیوانه و ساحر و کذاب حالا میآید با یک دنیا ادب زنش زانو میزند و میگوید عظنی من را موعظه کن.امیرالمؤمنین ع امام معصوم به یک امام معصوم دیگر حضرت مجتبی ع میفرماید احی قلبک بالموعظه حسن جان دلت را با موعظه زنده کن. چنان زنده کرد این عربها را که مرد و زنی که مؤمن شده بودند آنهایی که کافر ماندند رفتند جهنم آنهایی که اصلاح شدند با چه علاقهای میآمدند میگفتند عظنی ما را موعظه کن موعظههای
آراستگى اهل معنى
الهی اقتدا کردند.آنان به این حقیقت قرآنی با عمق باطن توجه نمودند که امید مثبت بستن به خدا و طمع در آخرت آباد ورزیدن و غرق شدن در یاد خدا فقط و فقط در سایهی اقتدا به نبوت و رسالت و اسوه و سرمشق قرار دادن پیامبر حاصل میشود لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذکر الله کثیرا 3 .یقینا برای شما در همهی شؤون رسول خدا سرمشق نیکویی است سرمشق نیکو برای کسی که پیوسته به خدا و روز قیامت امید میبندد و بسیار یاد خدا میکند.اهل معنی نوحوار به اجرای مسؤولیتها و تکالیف خود ادامه میدهند و در این راه از هیچ حادثهای نمیهراسند و سستی و خستگی به خود راه نمیدهند.اهل معنی ابراهیموار با بت و بتپرست و طاغوت و طاغوتپرست مبارزه میکنند و از آتش کینه و دشمنی دشمنان و آزار و اذیت آنان هراسی به دل نمیگیرند.اهل معنی موسیوار با فرعون درون و برون و با فرعونیان پست و زبون و با قارونها و هامانهای زمانه مبارزه میکنند و تا هلاک شدن ستمگران از پای نمینشینند.اهل معنی عیسیوار به نجات مردم از شر یهودیان مادیگر و تحریفگران از خدا بیخبر و ثروتمندان غرقشده در شهوت و دنیا پرستان ستمگر برمیخیزند و به احیای قلب و جان مردگان اقدام میکنند و کوردلان غافل را چشم بصیرت میبخشند و بیماران فکری و روانی را شفا میدهند.اهل معنی احمدوار قدم به بتخانهی درون و برون میگذارند و با دست عقل علیصفت بتها را میشکنند و از خانهی دلها بیرون میریزند و قلب را تبدیل به عرش رحمان و حرم محبوب میکنند و ابوجهلها و ابولهبهای درونی و برونی را از سر راه زندگی بندگان خدا برمیدارند.اهل معنی ایوبوار در راه خدا صبر و استقامت میورزند و برای حل مشکلات در آب خنک رحمت و ارادهی خدا فرو میروند و از این راه به بهرههای فراوان مادی و معنوی دست مییابند و خود را با بندگی خالص به اوج رضای دوست میرسانند.اهل معنی یوسفوار بر آزار برادران استقامت میورزند و در تاریکی چاه دنیا از طریق بندگی و راز و نیاز به خدا متوسل میشوند و در کاخ شهوت و ثروت با زلیخای نفس مبارزه میکنند و در زندان دنیا به خاطر خدا پایداری و صبر مینمایند و خود را از نردبان تقوا و استقامت به عزیزی مصر وجود میرسانند.اهل معنی خضروار به دنبال چشمهی معرفت و عرفانند تا با نوشیدن از آن مایهی حیات به حیات جاودان رسند و به کشف اسرار نایل آیند و مردمان را از ظلمت تن رهایی بخشند و آنان را به این معنی آگاهی دهند که علم و معرفت و عرفان و بصیرت سرمایهی جاودانی و دستمایهی خیر دنیا و آخرت و کیمیای طلا کنندهی مس وجود و روزنهی ورود به حقایق غیب و شهود است.آن را که فضل و دانش و تقوا مسلم استهرجا قدم نهد قدمش خیر مقدم استکس را به مال نیست بر اهل کمال فخرعلم است آن که مفخر اولاد آدم استدر پیشگاه علم مقامی عظیم نیستکز هر مقام و مرتبهای علم اعظم استجاهل اگر چه جست تقدم مؤخر استعالم اگر چه زاد مؤخر مقدم استعالم به نور علم و یقین کاشف الغطاستکانوار علم کاشف اسرار مبهم استای طالب فضیلت و ای سالک طریقای آن که آرزوی بهشتت فراهم استغافل مشو که صحبت ارباب معرفتآب حیات و چشمهی صافی زمزم استدامن بکش ز صحبت نادان که فی المثلجهل آتش است و صحبت جاهل جهنم استدر معرض سوانح و در عرصهی زمانعالم کسی که واقف از اوضاع عالم است 4 اهل معنی و قرآناهل معنی قرآن را به عنوان کتاب زندگی کتاب فرمانها و احکام حق کتاب دانش و بصیرت کتاب عرفان و حقیقت کتاب حق و واقعیت کتاب ذکر و حکمت و کتاب صدق و هدایت مینگرند.قرآن را پیشوای زندگی دریای نور چراغ راهنما شفای دردها شفیع قیامت میدانند.اهل معنی به این حقیقت یقین دارند که نزول قرآن مجید برای راهنمایی انسان به سوی حقایق غیب و شهود است به این خاطر آنی از قرآن و هدایتش غفلت نمیورزند و صبح و شام همهی حرکات خود را با قرآن هماهنگ میکنند.آنان بر این آیهی شریفه تکیه دارند و از نور این آیه در همهی شؤون زندگی و حیات بهره میگیرند ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا 5 .بیتردید این قرآن به استوارترین راه هدایت میکند و مؤمنینی را که همواره عمل شایسته انجام میدهند بشارت میدهد که برای آنان پاداش بزرگی است.اهل معنی به این آیهی کریمه توجه قلبی و عملی دارند که در آن چهار ویژگی به نفع انسان بیان میکند یا ایها الناس قد جاتکم موعظه من ربکم و شفا لما فی الصدور و هدی و رحمه للمؤمنین 6 .ای مردم از سوی پروردگارتان برای شما کتابی سراسر پند و موعظه و درمان دردهایی که در سینههاست آمد و این کتاب برای مؤمنان هدایت و رحمت است.اهل معنی پیوسته از پندها و موعظههای
English