اخلاق پیغمبر ص اخلاق قرآنیخانم به او گفت مگر قرآن نمیخوانی؟ او گفت بله میخوانم. … خانم گفت حالا که آمدهای و از من میپرسی اخلاق پیغمبر ص چه بوده است پیغمبر ص ازدنیا رفتهاند اما کان خلقه القرآن . … همسر پیغمبر ص گفت از ب بسم الله در سوره حمد اولین سوره قرآن تا آخرین آیه قرآن که قرآن ختم میشود کان خلقه القرآن 3 این مجموعه اخلاق پیغمبر ص بود
1,082 مطلب یافت شد
پیغمبر(ص)، جلوۀ تام و کمال حکمتالله
پیغمبر ص آیا شعاعی از این اخلاق پیغمبر ص … پیغمبر ص از جا بلند شده و فرمودند من دارم به عیادتش میروم؛ هرکس هم میخواهد دنبال من بیاید. اخلاق … اخلاق ابلیسی بسیار خطرناکی است. این آیهای بود که پیامبر ص در فتح مکه خواندند لا تثریب علیکم الیوم 13 و بعد به مشرکان فرمودند اذهبوا فانتم الطلقا . 14 این یک شعاع اندک نبوت پیغمبر
استاد انصاریان: گفتار پیامبر(ص) نسخه نبوت و بالاتر از آن نسخه وحی است/ طبیبان الهی، عالم به بیماری بیمار قبل از تولد بودند
دارالعرفان استاد حسین انصاریان گفت بخشی از خطبههای نهجالبلاغه روش منش و اخلاق پیغمبر اسلام ص و امیرالمؤمنین ع را بسیار زیبا بیان میکند؛ وقتی
خیر دنیا و آخرت در گرو اقتدای به پیامبر(ص)
پیغمبر گفتهام که یک کار خیر هرچه هم که کوچک باشد از شما فوت نشود. تمام کارهای خیر را انجام بدهید یتیمنوازی نمونهای از کار خیر و اخلاق پیامبر ص یک نمونه از کار خیر پیغمبر ص را بگویم تا لذت ببرید. … پیغمبر اکرم ص رحمت برای جهانیانخداوند مهربان که عاشق هزینهکردن رحمت ویژهاش برای انسان است در قرآن مجید پیغمبر عظیمالشان اسلام را رحمت و مهرورز برای همه جهانیان معرفی کرده. در واقع از آن لحظهای که پیغمبر ص مبعوث به رسالت شدند تا آخرین انسانی که بهدنیا میآید و بعد قیامت میشود میتواند در کمال آزادی از رحمتبودن و از مهرورزی پیغمبر ص بهره ببرد. چگونه ممکن است درحالیکه خود پیغمبر ص الآن در بین ما نیستند؟ پیغمبر اکرم ص قبل از درگذشتشان فرمودهاند حیاتی خیر لکم و مماتی خیر لکم 1 من وقتی در دنیا هستم وجودم برای شما بهوجودآوردنده خیر است؛ زمانی هم که نیستم و از دنیا رفتهام باز هم وجودم برای شما بهوجودآوردنده خیر است. چگونه خیر است؟ اگر این را بدانیم برای ما خیلی سودمند است خیربودن پیغمبر ص در سوره احزاب در سه بخش بیان شده است. آیا انسان بهوسیله پیغمبر ص به خیر دنیا و آخرت و رضوان خدا میرسد؟ رضوان الهی بالاتر از بهشت پروردگاررضوان خدا غیر از بهشت است و ما نمیدانیم چیست؛ فقط میدانیم که در سوره توبه میفرماید و رضوان من الله اکبر . 2 هشت بهشت است که روی هم نیست و در یک سطح صاف قرار دارد. در حقیقت هشت درجه است و هر درجهای به تناسب ایمان و اخلاق … پیغمبر ص نبود و فقط در عربستان بود. این مرد با آن عظمت عرشی ملکوتی عقلی و علمیشان پیش بچهای آمدند که کنار دیوار بود. اول سلام کردند اصلا هیچکس در مدینه نتوانست زودتر از پیغمبر به ایشان سلام کند و بعد گفتند عزیزدلم شما چرا نمیروی با بچهها بازی کنی؟ گفت مرا راه نمیدهند. فرمودند چرا؟ گفت برای اینکه من یتیم هستم و بابا ندارم. این بچه هشتنهساله با دل پیغمبر ص چهکار کرد حضرت بچه را بغل گرفتند به خانه حضرت زهرا س آوردند و گفتند فاطمه جان این برادرت است؛ او را قشنگ بشور مثلا لیف و صابون بزن لباسهایش را هم عوض کن و از لباسهای حسن و حسین به او بپوشان. وقتی کار انجام گرفت پیغمبر ص بچه را بغل کردند و بین بچهها آوردند و گفتند یکخرده بازی نکنید و دور من جمع شوید. بچهها دور پیغمبر ص آمدند. کدام یک از شما گفتید که این یتیم است؟ این که پدرش من هستم و خواهرش فاطمه است بچهها گفتند آقا به او بگو که بیاید و با ما بازی کند. این اخلاق
استاد انصاریان: چه مقدار از اخلاقِ رفتاری پیامبر(ص) در کشور ما جریان دارد؟
ص تمام وجودش اخلاق رفتاری ملکوتی بود؛ به راستی امروز چه مقدار از اخلاق رفتاری پیامبر ص در کشور ما جریان دارد؟ به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مسجد امیر ع اظهار کرد از جلوههای رحمت پروردگار اخلاق رفتاری پیغمبر … اخلاق رفتاری حرکات مثبت بدن عبادت است یکی همین نماز و روزه است. یکی از حرکت بدنی این است که شما در مسجد نشستی یک غریبه یا یک آشنا میآید بدنت هم سالم است بلند میشوی سلام گرمی میکنی و با نگاه با محبتی به او نگاه میکنی همین برخورد مقداری هم چربش میکنی هم بلندشدی هم نرم برخورد کردی هم سلام و علیک کردی هم زیبا نگاهش کردی و هم بغلش کردی ـ معانقه ـ که پیغمبر ص … اخلاق رفتاری عبادت است.انرژیهایی که انسان از عقل و بدن مصرف میکند عبادت استوی تصریح کرد انرژیهایی که انسان از عقل و بدن مصرف میکند عبادت است پیامبر ص پوستش مویش گوشتش استخوانش رگش پیاش وجودش عقلش اعضا و جوارحش اعصابش با رفتارهایی که با خود مردم همسر فرزند و بدان داشت تمام در اوج عبادت پروردگار بود.استاد انصاریان در پایان گفت به راستی امروز چه مقدار از اخلاق رفتاری پیامبر در کشور ما جریان دارد؟ پیامبر تمام وجودش اخلاق رفتاری ملکوتی بود و عجیب این است که پروردگار در قرآن میگوید کل این اخلاق جلوه رحمت خود من بود. اگر بخواهید مصادیق رحمت را ببینید باید پیغمبر
ارزش کلام، بسته به ارزش متکلم آن
ایمان حضرت گل این اخلاق عظیم بود. ایمان پیغمبر ص علمی و فکری نبود و از طریق دیدن موجودات بهوجود نیامده بود. … برادران و خواهران این خلق عظیم از کجا شکوفا شد؟ بالاخره یک حقیقت در وجود پیغمبر ص بوده که گل این اخلاق عظیم … پیغمبر ص چه دیده است که میگوید عظیم؟ همه متاع دنیا را قلیل میگوید؛ اما اینجا اخلاق را میگوید عظیم. عظیم چقدر لغت عجیبی است اخلاق چقدر گسترده و پهن بوده در عالم که میگوید عظیم؟ حالا چه کسی این روایت را نقل کرده است که یک یهودی به مدینه آمد و با چه کسی ملاقات کرد؛ او هم گفت پیش بلال برو. بلال گفت پیش حضرت زهرا س برو و او هم گفت پیش امیرالمؤمنین ع برو؟ یک عالم سنی که اهل نیشابور هم بوده در تفسیر قرآنش ذیل آیه و انک لعلی خلق عظیم نقل کرده است. شکفتن خلق عظیم از ایمان پیغمبر ص
هشت خلصت بندگان محبوب پروردگار
ص درباره حیا نقل شده است که انسانهایی هم زمان خودش و هم زمان گذشته بودهاند اینها گناه را ترک و در برخورد با گناه از گناه فرار میکردند. وقتی از آنها سؤال میشد که به چه علت و سبب از گناه فرار کردید یک پاسخ میدادند و میگفتند الحیا من الله تعالی ؛ چون از آن بیننده محترم که ظاهر و باطن ما را میبیند شرم داشتیم و حیا کردیم. د آراستگی به اخلاق شایستگان و التخلق باخلاق الصالحین خداوند بندهای را که دوست داشته باشد به او الهام میکند و راه را برایش باز میکند تا به اخلاق شایستگان آراسته باشد. شایستگان انبیای الهی ائمه طاهرین اولیای خاص پروردگار و مؤمنین حقیقی و واقعی هستند. قرآن میفرماید انما المؤمنون الذین آمنوا بالله ورسوله ثم لم یرتابوا وجاهدوا باموالهم وانفسهم فی سبیل الله 2 باورکنندگان واقعی که توحید معاد نبوت امامت و قرآن مجید را باور کردهاند شکی هم در باورشان ندارند و با مال و جانشان در راه خدا میکوشند و زحمت میکشند. اینها صالحین و از عباد شایسته حق هستند که همه آنها به حسنات اخلاقی و صفات پاک آراسته بوده و دراینزمینه نیز جامع بودند؛ یعنی چیزی از حسنات اخلاقی نبود مگر اینکه آنها به آن حسنات آراسته بودند. برای اینکه بدانید صالحین انبیای الهی هستند بهعنوان نمونه به تعریف خداوند از ابراهیم خلیلالرحمن پدر انبیای بعد از خودش اشاره میکنم. ابراهیم ع در تمام آزمایشهای الهی موفق و تا قیامت به امامت ناس انتخاب شد انی جاعلک للناس اماما 3 پیشوای درستی راستی صدق و صداقت همچنین الگو و اسوه همه مردم جهان تا روز قیامت. پروردگار در قرآن مجید درباره او میفرماید انه فی الآخره لمن الصالحین 4 او در آخرت جز شایستگان از مردم محشر است. درباره امیرالمؤمنین ع نیز بنا به روایات شیعه و غیرشیعه پروردگار از او در قرآن مجید به صالح المؤمنین 5 تعبیر میکند. مؤمنان خودشان انسانهای شایستهای هستند؛ اما امیرالمؤمنین ع شایسته شایستگان است. خداوند بندهای را که به او محبت داشته باشد دوستش داشته و محبوب او باشد به قلب جان و دلش الهام میکند که برای آراستهشدن به اخلاق صالحین حرکت کند. وقتی هم الهام میکند عبد عاشق آراستهشدن به اخلاق صالحین میشود و طبیعتا اخلاق صالحین را دنبال میکند که چه بوده است. در نتیجه هم به قرآن کریم و هم به روایات و اخبار مراجعه میکند. در قرآن به آیه 177 سوره بقره ده آیه اول سوره مؤمنون آیات پایانی سوره معارج از آنجایی که خدا میفرماید الا المصلین 6 همچنین آیات شریف جز آخر قرآن و آیات پایانی سوره فرقان مراجعه میکند و از این مجموعه آیات اخلاق صالحین را بهدست میآورد. خداوند در سوره آلعمران درباره اخلاق پیغمبر … پیغمبر ص است؛ ببینید چقدر مهم است یکی پیش شما پول جنس یا سری را پیش شما به امانت میگذارد چک و سفته و سند زمین را بهطور امانت به نام شما میکند که بعدا برگردانید. این لحظه آخر عمر پیغمبر است که امیرالمؤمنین ع را واسطه میکنند تا به امت پیام بدهند و بگویند امانت مردم را به آنها برگردانید اگرچه مقداری نخ مانده سوزن خیاطی باشد که امکان دوختودوز با آن نخ نیست و معمولا خیاط آن تهمانده نخ را از سوزن درمیآورد و دور میاندازد. پیغمبر ص میفرمایند اگر امانت به همین مقدار نخ مانده ته سوزن باشد برگرداندن آن واجب است؛ چه برسد به متاع اموال چک سفته مغازه ملک طلا نقره و اشیای قیمتی. خیلی باید مواظب باشید که در امانت کسی طمع نکنیم و چشم ندوزیم و امانت را مفت خود ندانیم. به پروردگار عالم که ناظر به کار ماست توجه کرده و به آیات قرآن و روایات درباره رد امانت دقت کنیم. ز صداقت و راستگویی والصدق مسئله هفتمی که پروردگار عالم به محبوبش یعنی به آن بندهای که دوستش دارد الهام میکند و در قلب او نور میاندازد نسبت به آنکه در مقام عمل برآید صدق است. صدق یعنی راستین و راستگو بودن؛ راستین در اعمال و رفتار و راستگوی در زبان. کتب لغت صدق را اینگونه معنا کردهاند کسی که تمام اعمال اعضا و جوارحش پاک درست مثبت بامنفعت و هماهنگ با آیات قرآن و روایات است اهل صدق است. کسی که زبانش راستگوست و زبانی پاک از دروغ تهمت شایعه منفیبافی و باطلگویی دارد؛ همچنین پاک از کلمات و سخنانی است که مردم را گمراه میکند و به مال آبرو و جان مردم لطمه میزند اهل صدق است. در واقع صدق دو جهت دارد یک جهت مربوط به زبان است و یک جهت هم مربوط به اعمال. بعضی از اهل دل فرمودهاند کسی که باطن و ظاهر پاکی دارد؛ یعنی ظاهر و باطن در درستی و پاکی و طهارت معنوی یکی است اهل صدق است. در قرآن مجید به ما دستور واجب داده شده است که اگر میخواهید با گروهی همراه هماهنگ و همراز باشید کونوا مع الصادقین 8 فقط با صادقین باشید. کونوا امر واجب است. این امر عظیم الهی است که میفرماید همراهی و هماهنگی کنید و توافق داشته باشید با صادقین با آنهایی که تمام باطن و ظاهرشان پاک است. بهراستی این صادقین که کل ظاهر و باطنشان نورانی و پاک است چه کسانی هستند؟ انبیای الهی ائمه طاهرین علیهمالسلام اولیای خاص پروردگار و مؤمنین حقیقی اولئک هم المؤمنون حقا . 9 شما حساب کنید که معاشرت نشستو برخاست همراهشدن و هماهنگی با اینان درصورتیکه انسان خریدار حقایق و عاشق واقعیات باشد چه آثاری را از وجود این خورشیدهای هدایت و والیان مصر عرفان به انسان انتقال میدهد ح سخاوتمندی والسخا هشتمین خصلتی که حضرت میفرمایند پروردگار به محبوبینش الهام میکند آنها را در چنین راهی قرار میدهد و از باطن تشویق میکند در عمل نیز به آنها یاری میدهد سخا و دستودل باز بودن در هزینهکردن مال در راه خدا برای اهل استحقاق امور مثبت اجتماعی حل مشکل مردم و درمان درد دردمندان است. خود سخا اخلاق … ص میفرماید فبما رحمه من الله لنت لهم 7 ای رسول من بهسبب مهرورزی مهربانی و رحمت که از سوی خدا نصیب تو شده است چنان با مردم نرمخو و خوشاخلاق هستی که همه جذب تو میشوند به تو محبت پیدا میکنند و دوست تو میشوند. همه یعنی آنهایی که اهل انصاف و خواهان خوشبختی هستند. ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک حبیب من اگر تو اهل خشم دائمی و سنگدل بودی آنهایی که نزد تو میآمدند دوام نمیآوردند و پراکنده میشدند و کنار تو باقی نمیماندند. معلوم میشود اخلاق صالحین یک حوزه عظیم جاذبه نسبت به مردم است که وقتی در این حوزه مجذوب میشوند عاشق حسنات اخلاقی میشوند و شروع به ظهور حسنات در خود میکنند. این چهارمین لطف خدا به محبوبانش است. ه صبر و شکیبایی و الصبر پنجمین چیزی که خداوند به محبوبش عطا و الهام میکند زمینه تحققش را برایش فراهم کرده و دراینزمینه به او کمک و یاری میدهد صبر است. صبر یعنی ایستادگی خود نگاهداشتن و استقامت در برابر انواع حوادث. از برکت این استقامت دینش محفوظ میماند و از کوره در نمیرود. از دینداری خسته و عبادت نیز ملول نمیشود. همچنین اگر گناهی پیش آمد آلوده به گناه نمیشود و از عبادت پروردگار کنار نمیرود. صبر آثار بسیار عجیبی دارد که در قرآن مجید از سوره بقره تا جز آخر آثار صبر و استقامت مطرح است. اگر به شرح و توضیح صبر برسم با خواست خدا برای شما بینندگان بزرگوار مردان و زنان باکرامت تمام جوانب صبر را توضیح خواهم داد. و ادای امانت و ادا الامانه خصلت ششمی که خدا به بنده محبوبش عطا میکند این است که این امانت را برمیگرداند. این امانت هم گستره بسیار وسیعی دارد امانتهای خدا امانتهای مردم امانتهای مالی و امانتهای کلامی. البته جای سخن دارد و آیات و روایات فراوانی در مسئله امانت و رد امانت وارد شده است. برای اینکه عظمت رد امانت را بدانید که از مسائل بسیار مهم اخلاقی و انسانی است از وجود مبارک حضرت زینالعابدین ع روایت شده است که اگر شمر قاتل پدرم خنجری که سر ابیعبدالله ع را با آن از بدن جدا کرد بیاورد و به دست من امانت بسپارد؛ هر زمانی که بازگردد من امانتش را به او برمیگردانم. پروردگار در قرآن مجید به برگرداندن امانت امر کرده است؛ حال برای هر کسی که باشد. دین اشخاص در برگرداندن امانت لحاظ نشده است که اگر شخص بیدین کافر مشرک یا منافق امانتی آورد برنگردان؛ اما اگر مسلمان و مؤمنی امانت آورد حتما برگردان. در مسئله امانت دین یا بیدینی مردم لحاظ نشده است. آنچه محور است و مهم این است که انسان امانت مردم را به مردم برگرداند. باز برای اینکه عظمت برگرداندن امانت را عنایت کنید در روایتی آمده است پیغمبر
استاد انصاریان: هیچ کس، در عبادت وزن معرفتی و عیار اخلاص پیامبر اکرم(ص) را نخواهد داشت
زن و بچهام مسلمان واقعی میشویم که فردای قیامت خدا به ما نگوید که پیغمبرم را غریب گذاشتید.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم اظهار کرد این حرف یک دانشمند مسیحی است که با شناخت پیغمبر اسلام ص … ص اظهار کرد خداوند متعال از باب مهر و محبت و لطف و احسانی که به بندگانش دارد پیغمبر عظیمالشان اسلام ص را برای تحقق چهار هدف فرستاد. قبل از اینکه به این چهار هدف اشاره شود لازم است از دیدگاه امیرالمؤمنین ع بدانید که پیغمبر کیست؟ اولا امیرالمؤمنین ع حدود سی سال عمرش را کنار این منبع عظیم الهی به سر برد. ثانیا از قرآن و روایات برای ما ثابت است که امیرالمؤمنین دانش و علم فراگیر دارد یعنی هیچ حقیقتی از نگاه قلب او پنهان نبود و اگر بود امیرمؤمنان نمیشد.وی ادامه داد ایشان به طور مفصل ارزشهای وجودی پیغمبر اسلام ص را بیان کردند که یک بخش کوتاهش این است که پیغمبر ص آگاه کامل به عظمت خدا بود درک عظمت خداوند کار سادهای نیست یک عقل جامع و کامل میخواهد که بشود عظمت خدا را درک کرد و به خاطر عرفان کاملش به عظمت حق کسی مانند او در واهمه از آن عظمت نبود.استاد انصاریان تاکید کرد احدی در این عالم نه در فرشتگان نه در جن و نه در بین انسانها کسی به پروردگار هستی عالمتر نبود و هیچ موجود زنده و عاقلی در عبادت در پیشگاه پروردگار عبادت پیغمبر ص را نداشت؛ البته باید بدانیم که عبادت به کمیت نیست و معنیش این نیست که پیغمبر اکرم ص در طول سال روزه بود و همه لحظات بیداریش در نماز بود بلکه هیچ کس وزن معرفتی و عیار اخلاص او در عبادت را نداشت. اگر ایشان دو رکعت نماز صبح میخواند وزن دو رکعت نماز صبحش از نماز کل ملائکه و جن و انس سنگینتر بود.این مفسر برجسته قرآن کریم افزود در میان همه فرشتگان و جن و انس نسبت به پروردگار عاشقتر از پیغمبر ص وجود نداشت تمام سلولهای وجودش و ظاهر و باطن وجودش غرق عشق نسبت به معشوق ازل و ابد بود و امیرالمؤمنین ع میفرماید احدی در این عالم در کارش در هدفش در عبادتش و در خدمتش با استقامتتر از پیغمبر عظیمالشان اسلام ص نبود.این استاد اخلاق … پیغمبر اسلام ص را در یک نصف خط تعریف کنیم باید پناه ببریم به یک تعریف منطقی یعنی علم منطق و آن این است که وجود مقدس رسول خدا جامع تمام کمالات و فاقد همه نواقص بود یعنی از کمالات ذرهای کم نداشت و از عیب و نقص ذرهای در وجود او پیدا نمیشد این تعریف پیغمبر است.استاد انصاریان ادامه داد یک دانشمند فرانسوی به نام انتین دینه دو جلد کتاب دارد که بالای هزار صفحه و راجع به پیغمبر اسلام ص است. چاپ اول این کتاب در فرانسه یک میلیون تیراژ بود و همه آن را خریدند به قدری زیبا با تکیه بر عقل و حکمت فلسفه قرآن را روایت و شخصیت پیغمبر ص را ترسیم میکند که کمتر شخص خارجی شخصیت حضرت را اینگونه ترسیم کرده است.این استاد اخلاق
کار دین، سازندگی در قلب و روح انسان
-حقیقت اخلاق در کلام رسول خدا ص شخصی به پیغمبر ص گفت حقیقت اخلاق را برای من بگو؛ آیه خذ العفو و امر بالعرف سوره اعراف آیه 199 نازل شده و او نفهمیده … خواهر یا پدرزنت شش ماه است که به خانهات نیامده و میگوید نمیآیم پیغمبر ص فرمودند که این آیه میگوید تو پیش او برو و صله رحم کن قطع رحم نکن مسائل اخلاقی عامل نجات انسانشما در قرآن ببینید که وقتی خداوند متعال میخواهد از اخلاق … پیغمبر اکرم ص را همراه دو بچه چهار یا پنجساله دید که دو طرف زانوی حضرت نشستهاند و پیغمبر ص این دو بچه را گاهی با حالت خاصی میبوسند. مرد گفت بچههایت هستند؟ پیغمبر ص فرمودند نه نوههایم هستند. مرد گفت بچههای خودت نیستند؟ رسولخدا ص فرمودند نه اینها بچههای دخترم هستند. مرد گفت در حق آنها چهکار میکنی چقدر به اینها محبت داری و میبوسی من تا حالا یکبار هم بچههایم را در خانه نبوسیدهام. آنوقت پیغمبر ص این مطلب را به مرد عرب فرمودند؛ سرش داد نکشیدند او را رد نکردند و در گوش او نزدند بلکه خیلی آرام به او فرمودند ارحم ترحم ترحم و مهربانی کن تا به تو مهربانی بکنند و محبت کن تا مورد محبت قرار بگیری؛ اگر اینطور بیمحبت باشی نمیتوانی از پروردگار عالم هم توقع محبت داشته باشی. روایتی بینظیر در خصوص گذشت و بخششروایتی از وجود مقدس امیرالمؤمنین ع برایتان بخوانم که آدرس این روایت هم در جلد هشتم محجهالبیضا نوشته فیض کاشانی از بزرگترین علمای شیعه است. امیرالمؤمنین ع میفرمایند مردی را در روز قیامت برای محاسبه میآورند محاسبه هم میکنند اما میبینند کم دارد و آن قدرتی که او را بهطرف بهشت ببرد در وجودش نیست. آدم گاهی کم میآورد؛ آدم کمآورده باید چهکار کند؟ به او میگویند آقا کم داری ما هم نمیتوانیم کاری بکنیم و باید تو را به جهنم ببریم. میگوید لازم نیست مرا بهطرف جهنم بکشید من خودم میروم؛ چون میدانم بد هستم و کم دارم. -احترام به خود و تواضع دری از درهای نجاتاینطور احترام کردن به خود هم یک در نجات است. در روز دوم محرم صحبت ابیعبدالله ع با حر تا نماز ظهر طول کشید وقتی امام به حر فرمودند که برو با لشکرت نماز بخوان من هم با این 72 یارم نماز میخوانم و صحبتهایمان را بعد از نماز ادامه میدهیم حر گفت یابن رسولالله با وجود شما بنده جلو بایستم شما باشید من جلو بروم تا به من اقتدا کنند؟ من نماز را به شما اقتدا میکنم. حر نمازش را به امام اقتدا کرد و این ادبش باعث شد تا دری باز شود. این یک در بود که برای حر باز شد؛ حر خودش نمیداند ولی دری باز شد. -گذشت از طلب مردم و رحمت الهی در روز قیامتحالا به این مرد هم میگویند که تو کم آوردهای و نمیتوانی به بهشت بروی باید به جهنم بروی؛ میگوید باشد سرمان را پایین میاندازیم و به جهنم میرویم؛ دیگر راهی در قیامت وجود ندارد یا بهشت است یا جهنم و راه راه خاکی و پنهانی هم ندارد. اگر من خودم را با دین ساخته باشم باید به بهشت بروم و اگر نسازم باید به جهنم بروم. امیرالمؤمنین ع میفرمایند خطاب میرسد که ای فرشتگان حسابگر او را برگردانید و به جهنم نبرید او را به بهشت ببرید. این مرد در دنیا فروش قسطی داشته و جنس قسطی به مردم میداده شش هفت نفر هم شاگرد داشته که هر شب جمعه یعنی عصر پنجشنبه به شاگردهایش میگفته به این آدرسها بروید و قسط هفتگی این افراد را بگیرید؛ اما اگر در خانهای را زدید صاحبخانه دم در آمد و گفت که من این هفته پولی برای پرداخت ندارم برگردید و با او چونوچرا نکنید. چیزهایی که بردهاند جنس من است و جنس شما نیست هفته دیگر بروید اگر هفته دیگر هم رفتید و گفت ندارم برگردید و هفته سوم بروید؛ اگر باز هم گفت ندارم دیگر بهدنبال او نروید من گذشت میکنم. فرشتگان من این مرد در دنیا از بندگان من که پول نداشتند گذشت کرد؛ حالا که خودش ندارد من از او گذشت نکنم من از او کمتر هستم؟ -قلب انسان مرکز گیرندگیاین محبت رحمت و لطف است؛ این یک سازندگی دین است که قلب را میسازد. وقتی آدم با قرآن مجید و روایات اهلبیت علیهمالسلام ارتباط برقرار میکند و میبیند خداوند پیغمبر ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام چنین قلبی را میخواهند من هم آن قلب را طبق آیات و روایات برای خودم درست میکنم و مورد لطف رحمت و عنایت پروردگار قرار میگیرم؛ چون قلبم با این ساختهشدن مرکز گیرندگی میشود. خدا رحمت است و وقتی قلب من از مهر و رحمت باشد به آن منبع بینهایت وصل میشود و میگیرد. مسائل اخلاقی مصالح دین برای ساختن باطنکار دوم دین ساختن باطن انسان است. مصالحی که دین برای ساختن باطن دارد مسائل اخلاقی است؛ مثل تواضع و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا سوره فرقان آیه 63 بندگان من روی زمین متکبرانه و با غرور راه نمیروند با خودبینی زندگی نمیکنند و خیلی آرام زندگی میکنند. روح آرام اخلاق
استاد انصاریان: در جهل به وضعیت مردم، وضع قانون برای حل مشکلات آنان ممنوع است
از همه بالاتر به خاطر این روش رفتاری تو که تجلی رحمت خداست از جان و مالشان هم بگذرند.چهار فرمان خداوند به پیامبر ص استاد اخلاق حوزه علمیه به چهار دستور مهم خداوند به پیغمبر … اخلاق الهی است و اثر هم دارد. این یک فرمان بود که اگر رحمت خدا در وجود پیغمبر اکرم موج نمیزد اجرای این فرمان خیلی سخت بود ولی پیغمبر خیلی راحت گذشت میکرد چون اخلاق او وصل به اخلاق الهی بود.پیامبر تا پایان عمر خود برای خطاکاران طلب آمرزش میکردمبلغ عرصه بین الملل به دومین دستور مهم خداوند به پیغمبر اشاره و اظهار کرد فرمان دوم و استغفر لهم است؛ حبیب من کسانی که از خطاها اشتباهات و برخوردهای نامناسبشان گذشت میکنی اگر از من طلب مغفرت کنند ممکن است دعایشان مستجاب نشود و مانع داشته باشند اما تو که دعایت مستجاب است یقینا برای آنها از من درخواست آمرزش کن. پیغمبر اکرم ص … ص میفرماید و شاورهم فی الامر به شخصیت مردم احترام بگذار تصمیمهایت را برای ملت در اتاق دربسته نبر در حالیکه از گرفتاریهای ملت مشکلات ملت رنجهای ملت خبر نداری. در جهل به وضع مردم چه قانونی را برای حل مشکلات مردم وضع میکنید؟ قوانین قرآن و قوانین روایات اهلبیت ع اینگونه نیست. قانون مطابق و حل کننده درد و مشکلات مردم است. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در مسجد امیر ع با بیان اینکه مجموع اخلاق رفتاری پیغمبر
برتریِ انجام عمل به سخن گفتن
پیغمبر ما ص به ما دستور داده با یکی که سلام و علیک کردی اگر خواستید از همدیگر جدا بشوید سه چهار قدم دنبالش برو و مشایعتش بکن این از آداب رفاقت ماست ما هم در این بیابان با تو رفیق شدیم و سلام و علیک کردیم حالا داری به دهتان میروی من وظیفه دارم طبق دستور پیغمبر ص چند قدم به احترام تو دنبالت بیایم گفت پس حالا به کوفه برنگرد همین جا در بیابان من را مسلمان کن و من را با دین پیغمبرتان ص ارتباط بده. اثرپذیرفتن یا نپذیرفتن انسان هاامیرالمؤمنین ع به مسیحی نگفت بیا من استدلال کنم قرآن ما چیست و حرفهای ما چیست نبوت پیغمبر ص ما چیست عمل یعنی امیرالمؤمنین ع قرآن ولایت و نبوت عینی بود یعنی شده بود صیرورت پیدا کرده بود آنهایی که اهل انصاف بودند با عملش مسلمان میشدند. گاهی آدم به یکی برمیخورد معاند است که هیچ دارویی در او اثر نمیکند اما اگر آدم معاند نباشد قرآن مجید دارو است فیه شفا ما هو شفا شفا؛ یعنی دارو درمانکننده. گاهی آدم بیانصاف و ابوجهل است و ده سال هم هر روز پیغمبر ص را میبیند و مسلمان هم نمیشود و بعد هم در جنگ با پیغمبر ص کشته میشود. اما زمانی هم انسان روح انصاف دارد نرم آرام و حقیقتجو است بلند میشود از مناطق دوردست ایران حرکت میکند و میآید تا به شهر بصری میرسد. از بصری هم به او آدرس میدهند آن شخصی که تو دنبالش میگردی نمیدانیم آمده یا نه اگر آمده باشد یا مکه آمده یا در مدینه است اما ما خبر نداریم. چون روابطی مثل امروز که در آن زمان نبوده هنوز خبر به بصری نرسیده بوده بلند میشود و به مدینه میآید. اولین باری که پیغمبر ص را میبیند اصلا از رسولخدا ص معجزه هم نمیخواهد فقط گوش میدهد آن قیافه حرکات اعمال و رفتار را میبیند و ایمان میآورد. یک سال هم نگذشت که مهاجر و انصار سر او دعوایشان شد مهاجرین روی عظمت این ایرانی و آن ایمانی که پیدا کرده بود سینه سپر میکردند و میگفتند برای ماست انصار مدینه میگفتند نه برای ماست پیغمبر ص هم دعوای هر دو را خاتمه داد بالای منبر آمد و فرمود السلمان منا اهل البیت نه برای شماست و نه برای آنهاست؛ یعنی اینقدر این انسان آراسته به ارزشها شده است ولی با عمل رفتار و اخلاق … ص . اگر بشوم مطابق قرآن؛ یعنی در حد ظرفیت خودم بشوم عدالت احسان ایتا ذی القربی اگر پاک بمانم از فحشا منکر بغی اگر خذ العفو وامر بالعرف بشوم اگر مطابق دیگر آیات قرآن و روایات اهلبیت علیهمالسلام بشوم اثر عجیبی در دیگران خواهم گذاشت و خداوند هم یاری شگفتآوری را در این زمینه بدرقه من میکند. تاثیر نفس سالککار این انسان والایی که الان گرفتار حکومت نیجریه است واقعا قابل ارزیابی نیست. شیخ بزرگ مفید با کرامت شیخ زکزاکی که من یک ماه در یکی از سفرها با ایشان همسفر بودم. زمانی وارد نیجریه بشود که شیعه اهلبیت علیهمالسلام به صد نفر نرسند ولی با کارکردش عمل اخلاق رفتار و گاهی همراه با زبانش در آنجا شیعه را به بیستمیلیون جمعیت تبدیل بکند. اهل یمن وقتی که از پیغمبراکرم ص مبلغ خواستند رسولخدا ص امیرالمؤمنین ع را انتخاب کرد که آن وقت بیست و سه چهار سال بیشتر نداشت امیرالمؤمنین ع همسن بیشتر شماها بود. پیغمبر
آغوش باز خداوند بر اهل معرفت
ما روایات زیادی داریم که شخص گرفتار بیدین یهودی یا مسیحی به وجود مبارک اهلبیت ائمه و پیغمبر ص مراجعه کرده و آنها هم کارش را حل کردهاند. یک روایت از اخلاق … پیغمبر ص میفرمایند اگر گرفتاری کسی را رفع کنی خدا خودش در قیامت گرفتاریات را رفع میکند. این کار بسیار عالیای استدر اینجا هم پیغمبر ص به این دخترخانم فرمودند بهدنبال من بیا. خانم این خدمتکار وقتی دید که خدمتکارش دیر کرده چندبار دم در آمد محله را نگاه کرد و برگشت؛ این بار که در را باز کرد از دور دید خدمتکارش با پیغمبر ص میآید در را بست و پشت در ایستاد. روایتی بینظیر از اخلاق … اخلاق روش و منش خوبی دارند. آیۀ شریفه کلمۀ حسب را بهکار گرفته است و یحسبون یعنی خیال و گمان بدون پشتوانه. در حقیقت خیال اینها نه پشتوانۀ عقلی نه پشتوانۀ علمی دارد و نه بر دلیل قابلقبولی استوار است؛ بلکه خیال پوک و پوچی است. خسارت غافلین در روز محشراینهایی که معرفت به خود ندارند پروردگار میفرماید قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا سوره کهف آیه 103 با همۀ زحماتی که میکشند کل عمرشان جز خسارتبارترین مردم هستند. -هیکل خاسرین هیزم دوزخکلمۀ خسارت در قرآن بهمعنای نابودکردن همۀ سرمایههای وجودی است. قرآن مجید میفرماید که اینها وقتی به عالم آخرت انتقال پیدا میکنند تنها چیزی که از هفتادهشتاد سال عمرشان برایشان باقی مانده یک هیکل پوست گوشت و استخوان است. این هیکل اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا سوره جن آیه 15 هیزم دوزخ است. -غربت و تنهایی در میان مردم محشراینها با دست خالی نداری فقر مطلق در قیامت و بستهبودن همۀ جادههای نجات روبهرو هستند؛ چنانکه در قرآن میخوانیم ما لهم من ولی و لا نصیر سوره شوری آیه 8 کلمۀ نصیر در آیۀ شریفه بدون الف و لام است و به گفتۀ ادیبان عرب کلمۀ نکره است. وقتی کلمۀ نکره در سیاق نفی قرار میگیرد ما در ما لهم حرف نفی است و ما لهم من ولی و لا نصیر افادۀ عموم میکند. اینها روز قیامت در بین مردم محشر که میلیاردها نفر هستند حتی از طریق قوموخویشها بچهها و خانوادهشان یک یار برای نجاتدادن ندارند. در حقیقت اینها در بازار محشر غریب تکوتنها بیگانه از پروردگار و همۀ انسانها هستند. همین غربت تنهایی و بیگانهبودن از عذابهای سخت قیامت است. -ازدستدادن لذت شنیدن کلاماللهدر سورۀ آلعمران دوسه جمله هست که وقتی برایتان بگویم سختی کار اینها را با قلب و فکر مبارکتان بهراحتی درک میکنید. قرآن میفرماید و لا یکلمهم الله سوره آلعمران آیه 77 پروردگار با اینها تا ابد حرف نمیزند. این ابد را از کجا آوردم؟ از فعل مضارع آوردم که دلالت بر ابدیت دارد. اگر دلالت بر حال کند قرینه کنار آن میآید و پروردگار یا ائمه یک علت دلیل و قرینهای در کنار این فعل مضارع قرار میدهند که مطالعهکننده بفهمد معنی حال است؛ اما اگر قرینه نداشته باشد مضارع در اینجا معنای ابدیت میدهد.چقدر سخت است که انسان پروردگار را تا ابد با همۀ وجودش صدا بزند البته تا مدتی زبان اینها باز است و میتوانند حرف بزنند چنانکه در سورۀ مبارکۀ فاطر آمده است؛ اما پروردگار عالم در سورۀ مؤمنون میفرماید در یک برههای به همۀ آنان خطاب میرسد که و لا تکلمون سوره مؤمنون آیه 108 دیگر حرف نزنید آنها هم دیگر زبانشان تا ابد باز نمیشود. فکر کنید به کسی که زبانش هفتادهشتاد سال در دنیا باز بوده و در قیامت هم مقداری باز بوده حالا بگویند سخنگفتن بر تو حرام و ممنوع است در چه حالی است؟ داد میزند فریاد میزند لالبازی درمیآورد؛ چون نمیتواند حرف بزند وجود مقدس ارحمالراحمین اکرمالاکرمین و رحمت واسعه که وسعت کل شی رحمه سوره غافر آیه 7 است جواب اینها را ندارد. بهراستی اینها در دنیا جهل و ظلمت چهکار کردهاند که لیاقت شنیدن کلامالله را برای ابد از دست دادهاند؟ لذت شنیدن کلامالله چقدر است؟ رحمت رسول خدا ص برای جهانیانرسول اکرم ص به جایی میرفتند دیدند که دخترخانم جوانی نشسته است و گریه میکند. پیغمبر
آثار ایمان- جلسۀ نهم
اخلاق مؤمن واقعی و عامل واقعی نمی تواند شود. عبادات اهل نفاق کلاه گذاشتن سر مردم بود. اصلا کاری به خدا نداشت. اگر می آمدند پشت سر پیغمبر ص … هم اقتدا می کردند نه اقتدای به پیغمبر ص بود و نه عبادت رب نماز حیله و دامی بود برای به دام انداختن مردم. چرا نمازشان عبادت نبود؟ چون اخلاق … پیغمبر اسلام ص در این جملۀ نورانی و ملکوتی و عرشی بیان کردند بعثت لاتمم مکارم الاخلاق من مبعوث به رسالت شدم برای این که ارزش های اخلاقی را در شما کامل کنم. چرا نفرمودند خدا مرا مبعوث به رسالت کرد برای این که شما را در گردانۀ عبادت قرار دهم؟ اهل نماز شوید اهل روزه شوید اهل بندگی شوید. لاتمم مکارم الاخلاق برای چه؟ این را چرا فلسفه و علت نبوت قرار دادند؟ چون می فرماید لاتمم . این لام معنای علت و سبب دارد. اخلاق
دسته بندی فرمایش امام عسکری
-حقیقت اخلاقشخصی به پیغمبر ص گفت حقیقت اخلاق را برای من بگو آیهای نازل شده بود و نفهمیده بود خذ العفو و امر بالعرف الاعراف 199 عرب آیه را خواند … پیغمبر ص فرمود این آیه میگوید تو بلند شو پیش او برو تو برو صلهی رحم کن تو قطع رحم نکن. -تربیت پیامبر توسط دین تا بلندای قله اخلاقشما در قرآن ببینید که خداوند متعال وقتی میخواهد اخلاق پیغمبر ص را تعریف کند میگوید و انک لعلی خلق … پیغمبر اکرم ص را همراه دو بچهی چهار یا پنج ساله دید که دو طرف زانویش نشستند و پیغمبر ص گاهی با حالت خاصی این دوتا بچه را میبوسد. مرد گفت بچههایت هستند؟ پیغمبر ص فرمود نه نوههایم هستند. مرد گفت یعنی بچههای خودت نیستند؟ رسولخدا ص فرمود نه اینها بچههای دخترم هستند. مرد گفت در حقشان چه کار میکنی چقدر به اینها محبت داری و چقدر اینها را میبوسی من تا حالا در خانهام یک بار هم بچههایم را نبوسیدم. آن وقت این مطلب را پیغمبر ص به این عرب فرمود سرش داد نکشید ردش نکرد و در گوشش نزد. خیلی آرام پیغمبر ص به او فرمود ارحم ترحم ترحم و مهربانی کن تا به تو مهربانی بکنند محبت کن تا مورد محبت قرار بگیری اگر اینطور بیمحبت باشی نمیتوانی از پروردگار عالم توقع محبت داشته باشی. -نجات از عذاب به خاطر بخشش و گذشت از بدهکارروایتی را از وجود مقدس امیرالمؤمنین ع برایتان بخوانم آدرس این روایت هم در جلد هشتم محجه البیضا فیض کاشانی است؛ که از بزرگترین علمای شیعه است. امیرالمؤمنین ع میفرماید قیامت آقایی را برای محاسبه میآورند محاسبه هم میکنند اما میبینند کم دارد؛ یعنی آن قدرتی که او را به طرف بهشت ببرد در وجودش نیست خب کم میآورد آدم کم آورده باید چه کار کند؟ به او میگویند آقا کم داری ما هم کاری نمیتوانیم بکنیم باید تو را به جهنم ببریم. میگوید لازم نیست من را به طرف جهنم بکشید من خودم میروم چون میدانم بد هستم و کم دارم. اینطور احترام کردن به خود هم یک در نجات است. -وقتی که در روز دوم محرم صحبت ابیعبدالله ع با حر تا نماز ظهر طول کشید امام فرمود برو با هزار نفرت نماز بخوان من هم با این هفتاد و دوتایم نماز میخوانم بعد از نماز صحبتمان را ادامه میدهیم. حر گفت یابن رسول الله یعنی با وجود شما بنده بروم جلو بایستم؟ شما باشی و من جلو بروم تا به من اقتدا کنند؟ من نماز را به شما اقتدا میکنم. اقتدا کرد این ادب باعث شد تا دری باز شود حالا حر خودش نمیداند ولی دری باز شد.- به او میگویند تو کم آوردی نمیشود بهشت بروی باید به جهنم بروی. میگوید باشد سرمان را پایین میاندازیم و به جهنم میرویم. دیگر راهی که ندارد؛ قیامت یا بهشت است یا جهنم راه در رو راه خاکی و راه پنهان هم که ندارد ؛ اگر خودم را با دین ساخته باشم باید به بهشت بروم و گر نه باید جهنم بروم. امیرالمؤمنین ع میفرماید خطاب میرسد فرشتگان حسابگر او را برگردانید به جهنم نرود این را بهشت ببرید این مرد در دنیا قسط فروش بوده فرش قسطی میداده جنس نخود و لوبیا یخچال و موکت قسطی میداده شش هفت نفرهم شاگرد داشت شب جمعه به شب جمعه؛ یعنی عصر پنج شنبه به شاگردهایش میگفت به این آدرسها بروید تا اینها قسط هفتهشان را بپردازند اما اگر در خانهای را زدید صاحبخانه دم در آمد و گفت من این هفته پول قسط ندارم که بدهم فقط برگردید و با او چون و چرا نکنید چون جنس من است جنس شما که نیست هفتهی دیگر برو اگر هفتهی دیگر رفتی و گفت ندارم بیا و هفتهی سوم برو اگر بازهم گفت ندارم دیگر دنبالش نروید من گذشت کردم. فرشتگان من این مرد در دنیا از بندگان من که نداشتند گذشت کرد حالا خودش ندارد من از او گذشت نکنم؟ یعنی من کمتر از او هستم؟ این محبت است رحمت لطف و سازندگی دین است که قلب را میسازد یعنی وقتی آدم با قرآنمجید و با روایات اهل بیت ارتباط برقرار میکند و میبیند خداوند آفرینندهام چنین قلبی را میخواهد پیغمبر ص و ائمهی طاهرین علیهمالسلام چنین قلبی را میخواهند و من هم آن قلب را برای خودم طبق آیات و روایات درست میکنم خب من مورد لطف و رحمت و عنایت پروردگار میشوم؛ چون قلبم با این ساخته شدن مرکز گیرندگی خدا میشود وقتی قلب من از مهر و رحمت باشد خب به آن منبع بینهایت وصل میشود و میگیرد. ساخت باطن انسان توسط دینکار دوم دین ساختن باطن انسان است. مصالحی که دین برای ساختن باطن دارد مسائل اخلاقی است؛ تواضع و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا الفرقان 63 بندگان من روی زمین متکبرانه و با غرور راه نمیروند با خودبینی زندگی نمیکنند بندگان من خیلی آرام زندگی میکنند. روح آرام اخلاق
استاد انصاریان: اهل عقل نسخه طبیبان الهی را راه علاج می داند
بیماران را داشتند و ناراحت بودند.طبیبان الهی عالم به بیماری بیمار قبل از تولد بودندوی ادامه داد بخشی از خطبههای نهجالبلاغه روش منش و اخلاق پیغمبر اسلام ص
اقتدای به پیامبر(ص)، آبادی آخرت را به دنبال دارد
پیغمبر ص مبعوث به رسالت شدند تا آخرین انسانی که بهدنیا میآید و بعد قیامت میشود میتواند در کمال آزادی از رحمتبودن و از مهرورزی پیغمبر ص بهره ببرد. چگونه ممکن است درحالیکه خود پیغمبر ص الآن در بین ما نیستند؟ پیغمبر اکرم ص قبل از درگذشتشان فرمودهاند حیاتی خیر لکم و مماتی خیر لکم من وقتی در دنیا هستم وجودم برای شما بهوجودآوردنده خیر است؛ زمانی هم که نیستم و از دنیا رفتهام باز هم وجودم برای شما بهوجودآوردنده خیر است. وی ادامه داد اگر ما بخواهیم که از رحمت پیغمبر ص برای رسیدن به این مقام بهرهمند شویم چهکار باید بکنیم؟ خدا یک دستور آسان در سوره احزاب میدهد و میگوید به این پیغمبر اقتدا کنید و ببینید که اخلاق
رسول خدا(ص) در عالیترین درجۀ مهرورزی نسبت به مؤمنین
ص با تجلی ذات صورت گرفت. اینجا موسی غش کرد بیهوش شد و داشت میمرد؛ اما این موجود از چه قدرت باطنی و ظاهری برخوردار شد که پروردگار عالم با ظهور نور ذات هویت او را آفرید. هویت او هم اگر خودش نمیگفت ما که نمیفهمیدیم. هویت او هم نور محض است. نور از ذات جلوه کرد و هویت و حقیقت اصلی او را بهوجود آورد خودش خودش را معرفی کرد که اول ما خلق الله نوری . خیلی سنگین است بله خیلی سنگین است پیغمبر اکرم ص تجلی نورالله است. خیلی سنگین است و چون خیلی سنگین است آدم نمیفهمد که این نور نور جلوه ذات است. -جلوهای از رحمت خداوند در وجود رسول اکرم ص صفاتش را هم در وجود مقدس او تجلی داد؛ صفت قدرت و رزاقیت و رحمتش را هم تجلی داد. اینها را دیگر میشود از قرآن بهراحتی بیان کرد. یک نفر است ولی خدا میگوید و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین سوره انبیا آیه 107 . این در قرآن است؛ یعنی جلوهای از رحمتم را در تو کردم و این رحمتی که پیش توست اگر بخواهی هزینه تمام عالمیان کنی میتوانی و کم نمیآوری. در ضمن هم در باطن آیه میگوید محبوب من تمام عالمیان گدای رحمت تو هستند؛ اگر از تو گدایی نکنند باید در قیامت سرشان را پایین بیندازند و به جهنم بروند. مردم باید در قیامت جلوه رحمت و نور تو بشوند؛ یعنی اگر این انسانها -مردها زنها جوانها و دخترها- جلوه نور تو نباشند آلوده پلید نجس و نجس هستند؛ حتی یکخرده بالاتر میت هستند. حالا بدون جلوه نور تو بر آنها روی زمین راه میروند داد میکشند میخندند میخرند میخورند و ازدواج میکنند؛ اگر قبول نکنند تو میتابی ولی اگر این تابش تو را نگیرند استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم سوره انفال آیه 24 حبیب من انسانها بدون تو میت هستند. حالا بالاترین استاد دانشگاه هاروارد یا پهلوانترین پهلوانها باشند به دید من میت هستند. اصلا حیات قابلقبول من از انسانها برای انسانهایی است که با تجلی نور تو زنده شدهاند و مثل سلمان مقداد عمار و شما شدهاند. -رسول اکرم ص دارای عالیترین درجه مهرورزیوقتی پیغمبر ص خبر شهادت ابیعبدالله ع را به مادرش میدهند زهرا س مسائلی را مطرح میکند که یکی این است شما در زمان شهادت او هستی؟ پدرش هست؟ من هستم؟ برادرش هست؟ حضرت فرمودند نه زهرا س فرمود پس چه کسی همراه حسین من است؟ پیغمبر ص فرمودند قرنبهقرن جیلا بعد جیل مردان و زنانی میآیند که رابطه شدیدی با حسین تو دارند و برای بچه تو مثل مادر داغدیده گریه میکنند. این نور یعنی تجلی ذات بهصورت نور هویت پیغمبر ص را میسازد و تجلی صفات هم پیغمبر ص را چنان سرمایهدار میکند که به او میگوید تو رحمه للعالمین هستی؛ حبیب من بالمؤمنین رؤف رحیم سوره توبه آیه 128 تو نسبت به مردم مؤمن در عالیترین درجه مهرورزی هستی. این اخلاق … پیغمبر ص دیدند داغ عمویشان حمزه بود. داغ سختی بود پیغمبر ص عاشق عمویشان بودند؛ ولی آنچه پیغمبر را در کنار این داغ بسیار ناراحت کرد این بود که وقتی بالای سر عمویشان آمدند دیدند انگشتهای دست و پایش را بریدهاند شکمش را پاره کردهاند لبها و دماغش را بریدهاند. در حالی که گریه میکردند گفتند اگر من قاتلت را گیر بیاورم میدانم با او چه کار کنم سهچهار سال بعد قاتل نامهای به پیغمبر ص نوشت و گفت من میخواهم به مدینه بیایم و مسلمان بشوم. جبرئیل آمد و گفت این نهایت و کمال رافت و مهرورزی خداست آقا جوابش را بنویس و بگو بیا قبول میکنم. او جلوه صفاتالله است. -مهربانی بینهایت رسول خدا ص نسبت به امت خویشیک جمله هم از زینالعابدین ع برای آنهایی بگویم که میفهمند. جمله دیوانهکننده است زینالعابدین ع میگویند اگر میخواهی مرا در قیامت به جهنم ببری ببر؛ اگر من را به جهنم ببری دشمنان تو در این هفت طبقه دوزخ هستند و معاندین از جهنم رفتن من خوشحال میشوند؛ اما یک نفر از جهنم رفتن من قلبش گر میگیرد آتش میگیرد تو راضی هستی که آن قلب گر بگیرد؟ آنهم پیغمبرت است که تحمل جهنم رفتن امتش را ندارد. اصلا تحملش را ندارد میگیرید چه میگویم؟ او که اینقدر به ما مهربان است شما به او چقدر مهربانید؟ او که تحمل ندارد ما به جهنم برویم شما چرا جواب مهرورزیاش را نمیدهید؟ شما را نمیگویم منظورم آنهایی هستند که بعدا میشنوند. شما که شما هستید؛ من و شما را یقینا در قیامت با هم به بهشت میبرند. او که در کمال مهرورزی است چرا بعضیها جواب مهرورزیاش را نمیدهند که حرفهایش را گوش بدهند؟ میگوید زنا نکن بدون حجاب نباش و مو و بدن و روی خود را در معرض دید نامحرمان و چشمهای نجس قرار نده ربا نخور حرام نخور بیتالمال را ندزد؛ چرا گوش نمیدهی؟ او که با شما هم مهربان است. اینقدر به شما مهربان است که وقتی میخواست در شب معراج برگردد انگار مکث داشت. خطاب رسید حبیب من حرف من و تو تمام شد برای چه برنمیگردی؟ مثل اینکه میخواهی چیزی به من بگویی. حضرت به پروردگار گفت بله مولای من. تا برنگشتهام خیال من را راحت میکنی؟ خطاب رسید بله چرا خیالت را راحت نمیکنم چه میخواهی؟ گفت به من خبر قطعی بده که میخواهی در قیامت با امت من چهکار بکنی؟ بالمؤمنین رؤف رحیم یعنی نسبت به مردم مؤمن و زنان اهل ایمان در کمال مهرورزی است. خطاب رسید حبیب من تو وقتی وارد قیامت بشوی من به تو میگویم که از یک طرف محشر با آن صدای الهیات فریاد بزن امتی امتی عباد ؛ باز هم قید را فراموش نکنید بالمؤمنین رؤف رحیم ؛ من جوابت را میدهم رحمتی رحمتی . خیالت راحت شد؟ -رسول خدا ص ناجی زنان از بدترین بلاهااو که اینقدر مهربان است خانمها و دخترهای ایران شما هم با او مهربان باشید. پیغمبر اکرم ص شما را از بدترین بلاها نجات داد. قبل از بعثت پیغمبر ص زن در کشور ایران از نظر قانون حق بیستمن جو بهعنوان مال داشته اما مالک زمین و مال نبود دادگاههای ایران فقط بیستمن جو برای زن ملکیت قائل بودند؛ در دادگاههای رم وقتی زنی با شوهرش درگیر میشد شوهر با بچهها دست به یکی میکردند و زن را لخت میکردند در دیگی از روغن زیتون میجوشاندند تا تمام بشود؛ در کشور یونان وقتی خانمی که تازه ازدواج کرده شکم اول دختر میزایید جریمه میشد شکم دوم هم جریمه میشد و شکم سوم اگر دختر میزایید دادگاه یونان -گهواره فلسفه و حکمت- حکم به اعدام زن میداد؛ در عربستان کنار گوش ایران قرآن میگوید و اذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه سوره نحل آیه 58 . وقتی به مرد میگفتند زنت دختر زاییده به داخل خانه میدوید و قنداقه را زیر بغلش میگذاشت به بیرون مکه میرفت و چاله میکند داخل آن میانداخت و میایستاد تا صدایش بند بیاید و برگردد؛ اروپا و آمریکا را هم که میدانید با زن چه کرده است شما چرا جواب پیغمبر ص را نمیدهید و برخلاف خواستهاش عمل میکنید؟ مگر قرآنش نمیگوید حجاب مگر خودش نمیگوید حجاب مگر خودش طبق قدیمیترین کتابها نمیگوید که در آخرالزمان زنان امت من با لباسی بیرون میروند که هم پوشیده هستند و هم عریان. با نازکترین لباس موی آرایشکرده و بدنی که لباسش چسب بدن است بیرون میروند. زنان مخصوصا بیرون میآیند که خودشان را به مردها بنمایانند من از آن زنان و دختران بیزارم آنها هم از من بیزارند. چرا میخواهی در این بیزاری زندگی کنی؟ رباخوار تو چرا؟ دزدان بیتالمال شما چرا؟ ستمگران شما چرا؟ اداریهایی که به مردم محل نمیگذارید همینهایی که امت پیغمبرند کار یکروزهشان را به یک ماه و یک ماه را به ده ماه ده ماه را به دو سال میاندازید شما چرا؟ مگر پیغمبر ص نمیگویند انک لعلی خلق عظیم هیچچیزی از اخلاق
استاد حسین انصاریان؛ آیت الله میلانی به جای موعظه بامنش تبلیغ میکرد
آن تاکید دارید مسئله تادب و خلیق بودن ایشان بود اگر نکتهای در این قسمت دارید بفرماید.ایشان از کسانی بودند که متخلق بودنشان به اخلاق اسلام یا به قول پیغمبر ص
رحمت الهی در آیات و روایات
پیغمبر ص با امت حرف میزند و میگوید ببینید که معلم پیغمبر خیرخواه و دلسوزتان چه کسی است آیه میفرماید فبما رحمه من الله سوره آلعمران آیه 159 بهخاطر رحمتی که از جانب خدا در تو تجلی کرد؛ یعنی حبیب من تو افق طلوع رحمت من هستی. چه مقدار رحمت؟ و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین سوره انبیا آیه 107 بهاندازهای که به جهانیان از رحمت خود هزینه کنی. به تو رحمت دادم که برای جهانیان ملائکه جن و انس از آن هزینه کنی؛ یعنی تو معدن رحمتالله هستی که اگر کل مخلوقات بخواهند از این معدن استفاده کنند میتوانند. پیغمبر ص چه ظرفیتی دارد این رحمتی که از سوی من در تو طلوع کرده باعث شده که لنت لهم سوره آلعمران آیه 159 آدم نرمی نسبت به همه مردم بشوی؛ یعنی از کوره در نمیروی عصبانی و تند نمیشوی نرم و آرام هستی. -محبت و مهربانی پیامبر ص نسبت به مردمحضرت در جایی بهتنهایی میرفتند یکی از این عربهای زمخت و قویهیکل به پیغمبر ص یک پشت پا زد و پیغمبر ص با پشت بر روی زمین افتاد. آن مرد روی سینه پیغمبر ص نشست و گفت چه کسی تو را از دست من نجات میدهد؟ زیر بدن سنگین این عرب خیلی آرام فرمودند پروردگارم مرا نجات میدهد. بعد به قول کشتیگیرها یک بندی را زیر بدن این عرب بهکار بردند که عرب از روی سینه پیغمبر ص تخت زمین شد اما پیغمبر ص روی سینهاش ننشستند فقط زانویشان را گذاشتند و گفتند حالا چه کسی تو را از دست من نجات میدهد؟ عرب گفت آقایی محبت و مهربانی تو. حضرت با شنیدن این حرف بلند شدند. -جذب مردم بهسبب اخلاق … این اخلاق پیغمبر ص است و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک حبیب من اگر اینگونه نبودی دو نفر هم کنارت نبودند غریب و تنها بودی و مورد بیمهری
دوزخ، عاقبت همراهی با شیطان
پیغمبر ص میفرمایند رب تال القرآن و القرآن یلعنه چهبسا کسی که قرآن مجید را قرائت میکند و درحالیکه آیه به آیه میخواند قرآن هم او را پشتسر هم لعنت میکند تا وقتی قرآنش تمام بشود. حال اگر من امثال این آیه را قبول داشته باشم هرگز پرده ضخیم تاریک ابلیسی دوزخی بخل روی قلبم نمیافتد. چنانچه قبول نداشته باشم تریلیاردر میشوم و بعد هم میمیرم. من نمیتوانم پول را با خودم ببرم و این پول مانده بین ورثه تقسیم میشود که امیرالمؤمنین ع میفرمایند اگر ورثه بد باشند این پول را در راه غیرخدا خرج میکنند و قیامت هم جوابش با پدرشان است. پروردگار به این شخص میفرماید تو به گنهکاران کمک تریلیاردری کردهای آن ورثهات اهل جهنم هستند و خودت هم دوتا عذاب داری یکی برای بخل خودت و یکی هم کمک به مجرم و گنهکار. عکس این هم هست؛ یعنی اگر کسی بمیرد تریلیاردر هم باشد و به ورثهاش برسد. امیرالمؤمنین ع میفرمایند اگر این ورثه صالح باشند همه حقوق شرعی این ارث را میدهند و مثلا دوهزار میلیون تومان هم برای خودشان میماند دور هم مینشینند و میگویند این پول کلان به چه درد ما میخورد؟ حمام مسجد و حسینیه در مناطق محروم بسازیم مبلغی بدهیم تا کتابهای دینی را چاپ بکنند و به دست اهلش بدهیم. این ورثه به درآمد شرعی کاری خودشان قناعت میکنند در قیامت هم آنها را جلوی چشم آن ثروتمند به بهشت میبرند و آن ثروتمند را به جهنم میبرند. این محاسبه در نهجالبلاغه است؛ بالاخره آنهایی که قرآن و امیرالمؤمنین ع را قبول دارند و این حرفها را هم باور دارند در همین صراط مستقیم الهی حرکت میکنند. ب سنجش با فرهنگ اهلبیتدومین راه آدم خودش را با فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام بسنجد. این فرهنگ جلوه قرآن مجید و علمالله است. چطوری بسنجد؟ مثل اینکه خودش را با قرآن سنجید. مرد عربی از در مسجد وارد شد و چون پیغمبر ص را نمیشناخت گفت کدامیک از شما پیغمبر هستید؟ چون پیغمبر ص بعد از منبر بین مردم مینشستند و یک لباس معمولی داشتند تشخیص نداد. پیغمبر ص به لباس خوراک مال و جاه حرص نداشتند؛ ولی قرآن او را حریص معرفی میکند و میگوید حریص علیکم سوره توبه آیه 128 برای شما حرص میزند که به جهنم نروید. این مورد هزینه کردن حرص پیغمبر اکرم ص است. وقتی مرد عرب پرسید که کدامیک از شما پیغمبر هستید حضرت فرمودند من هستم -لحن آرام و بامحبت پیغمبر ص با کفار و مشرکیندر احوالات پیغمبر ص آمده که در 63 سال عمرشان حتی یکبار بر سر کفار و مشرکین داد نزدند و همیشه با لحن آرام و بامحبت حرف میزدند. در روایتی که صدیقه کبری س نقل میکند؛ یعنی خودش نشسته بود و از زبان پیغمبر ص شنید صدیقه کبری س برای بچههایش فرموده و آنها هم برای بچههای بعدی گفتهاند. بعد هم به دست امثال صدوق کلینی و شیخ طوسی رسیده است و اینها نوشتهاند. حضرت میفرمایند پدرم گفت که من با کسی جنگجو نیستم و اصلا اهل مشت بلند کردن و فریاد کشیدن نیستم. شما یقین بدانید اگر مکهایهای پلید و مشرک در مسیر مدینه برای جنگ کردن نمیآمدند و پیغمبر ص جلویشان را در بدر گرفت؛ اصلا پیغمبر ص اقدام به جنگ نمیکردند. وقتی هم مکه را فتح کردند به دیوار کعبه تکیه دادند و فرمودند مکهایها رسول خدا ص نگفتند چهکارهها فقط گفتند مکهایها؛ یعنی همانهایی که سیزده سال گفتند دیوانه کذاب و مجنون هستی؛ یارانی مثل یاسر و سمیه را کشتند و مسلمانهای مکه را اینقدر در فشار قرار دادند که با اجازه پیغمبر ص به حبشه فرار کردند. حضرت هیچچیزی را به رخ آنها نکشیدند و فرمودند مکهایها من همان حرفی را به شما میزنم که یوسف به برادرانش زد و گفت لا تثریب علیکم الیوم سوره یوسف آیه 92 من برای شما هیچ مسئلهای قائل نیستم و تنها حرف من با شما این است که شما را میبخشم. آیا همین الآن اخلاق … پیغمبر ص میفرمایند؟ آیا من همانی هستم که مورد رضایت پیغمبر ص هستم؟ آیا من همانی هستم که مطیع و پیرو پیغمبر ص هستم؟ اگر هستم امام ششم میفرمایند خدا را سپاس بگو اما اگر اینگونه نیستی مریض هستی؛ پس خودت را با کلام پیغمبر ص و تمرین معالجه کن. -مراجعه به عالم آگاه برای فهم دین و سنجش عملاین راه سنجش که اگر قرآن و روایات را میفهمم خودم را با قرآن و روایات بسنجم و اگر هر دو را نمیفهمم پروردگار عالم راه دیگری جلوی من باز کرده که به امر واجب میفرماید فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون اگر نمیفهمید به کسی مراجعه کنید و بپرسید که میفهمد. خودت را به کسی عرضه کن که میفهمد و بگو من اخلاقم حالم درآمدم کاسبیام رفتارم و کردارم اینگونه است آیا درست است؟ او هم مرا با قرآن و روایات میسنجد و میگوید درست است؛ البته ممکن هم هست به من بگوید که درست نیست برو و خودت را معالجه کن. اشتباه میکنی و راه تو در زندگی راه انحراف است. گفتوگوی شیطان با مریدان در روز قیامت-شیطان منبع شرور و ضررزنندۀ به انساناین اصول مطالب شبهای گذشته بود که حرفهای امشب در آنها نبود و اصول مطالب بود. به قرآن رسیدیم و خودمان را در یک جلسه با روایتی یازدهبخشی سنجیدیم. البته فکر کنم همه ما هم خوشحال شدیم؛ چون آن یازدهبخشی که پیغمبر ص فرموده بودند و یکی از آنها هم ممکن است آدم را دوزخی کند در وجود ما نبود ما نه اهل زنا نه اهل ربا و نه اهل خوردن مال یتیم هستیم نه مشرک نه تهمتزن و نه آدمکش هستیم. اینها در آن روایت بود که هیچکدام در ما نیست و فقط باید دعا کرد که اینها به ما هجوم نکنند؛ چون اگر یکی از اینها به ما هجوم بکند ساختمان انسانیت ما را بمباران میکند و از بین میبرد. -مصادیق شیطان در قرآنبعد نوبت قرآن شد که خودمان را با قرآن بسنجیم؛ مطلبی که برای سنجش خویش شروع شد مسئله شیطان بود. پروردگار 99 بار در قرآن از شیطان نام برده که اسم عام است و مصادیق زیادی دارد؛ یعنی هر گمراهکننده ضال مضل کذاب کلاهگذار مکار و حیلهگری که تمام ترفندهایش را بهکار میگیرد تا دین مرا غارت بکند او شیطان است. شیطان یعنی منبع شرور فساد و ضررزننده؛ این اصلا معنی شیطان است. ابلیس هم یکی از شیاطین است. خداوند وقتی 99 بار بحث شیطان را در قرآن مطرح کرده به این معناست که 99 بار به ما اعلام خطر کرده و توجه داده که ضرر بغل گوش شماست؛ خدا اعلام کرده که ان الشیطان للانسان عدو مبین شیطان دشمن معلومی است و مجهول نیست کار این دشمن هم در تمام آیات قرآن بیان شده است. -محکومیت مریدان توسط شیطانشیطان دشمنی است که ضرر را میزند وقتی دید دیگر به ادامهدادن راه ضرر زدن نیازی نیست و طرف هم ضرر حسابی کرده است در دنیا رهایش میکند و میرود؛ در آخرت هم خود شیطان آنهایی را که گمراه کرده محاکمه و محکوم میکند و تمام بدبختیهای انسان را با دلیل به گردن خود انسان میگذارد و میگوید به من چه به من هیچ ربطی ندارد که تو جهنمی مطرود و ملعون شدهای و خدا رابطه رحمتش را با تو بریده است. آیا این هم در قرآن هست که شیطان در روز قیامت همه مریدانش را محاکمه میکند؟ بله این هم در قرآن است. کجای قرآن است؟ در آیه 22 سوره ابراهیم هست. وقتی امشب به خانه رفتید به آیه 22 سوره ابراهیم نگاه بکنید و اگر ترجمه خوبی داشتید در ترجمه دقت کنید؛ این کلامالله است که وضع شیطان و مریدانش را در قیامت بیان میکند. آیه خیلی عجیبی است بهنظر میرسد که بار آیه خیلی سنگین و کمرشکن باشد. آیه میفرماید و قال الشیطان لما قضی الامر این حرف پروردگار است و از وضعی خبر میدهد که در قیامت پیش میآید. وقتی بهشتیها به بهشت رفتند جهنمیها را هم به جهنم بردند و کار تمام شده است شیطان به کسانی که آنها را بهخاطر پیروی از او به جهنم میبرند خیلی محکم میگوید ان الله وعدکم وعد الحق خدا هرچه در دنیا به شما وعده داده بود وعده درست و صحیحی بود؛ او گفته بود که اگر این حال این مال این عمل و این اخلاق
English