اهلسنت در تفسیر قرآن وقتی به کلمه عرش رسیدهاند چون با اهلبیت سروکار نداشتهاند و هنوز هم ندارند دچار یک انحراف و اشتباه کفرآمیز شدند. … دوری از اهلبیت عامل انحراف اهلسنت در تفسیر قرآنالبته از این کفریات یاوهگوییها باطلگوییها و دخالتهای نابجا در قرآن در تمام کتابهای اهلسنت هست.
17 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: چگونه در مدار بندگی قرار بگیریم؟/ جدایی از صادقین، عامل تباهی و نابخشودگی خداوند/ حصار و قلعهٔ ولایت امیرالمؤمنین(ع)، پناهی امن مقابل شیاطین است
تقریبا 99درصد علمای بزرگ اهلسنت این انحراف را پیدا کردهاند.وی ادامه داد آنان حتی بدون ائمه ع و پیغمبر ص کتاب مستقلی دراینباره نوشتهاند که خدا
حصار ولایت، پناهگاهی امن در برابر شیاطین
تقریبا 99درصد علمای بزرگ اهلسنت این انحراف را پیدا کردهاند.
تهران ستاد کل نیروهای مسلّح دههٔ سوم جمادیالاوّل 1395 سخنرانی اوّل
انحراف در آن نبود. آن دو نفری که کارگردان بعد از مرگ پیغمبر شدند و آشوبهایی که در مدینه بهپا شد و حمله به خانه و حالا اهلسنت میگویند آتش آوردند هیزم آوردند تا در
استاد انصاریان و پاسخ به چند شبهه کاربردی
اهلسنت و شیعه آمده است.چرا رسول خدا این اعلام را کرد؟ برای اینکه وجود مبارک امیرالمؤمنین ع جامع همه ارزشها و کمالات بود و فاقد همه عیوب و نواقص است. استاد انصاریان افزود مطلب دوم که البته با تکرار مطلب اول تکلیف امت را برای بعد از خودش روشن کرد که منحرف و گمراه نشوند دست به دامن ماموم به عنوان امام نزنند که البته بعد از وجود مقدسشان کبر حسد هوای نفس حب به جاه مدینه را اول و بعد مناطق دیگر را و تا الان بدنه مهمی از دنیای اسلام را به ذلالت و انحراف
نجاتیافتگان روز قیامت
اهلسنت آمده است. در کتب خود ما هم که مطلب در این زمینه دریاوار است. چرا رسول خدا ص این اعلام را کردند؟ برای اینکه وجود مبارک امیرالمؤمنین ع جامع همه ارزشها و کمالات و فاقد همه عیوب و نواقص بودند. به این تعریف تعریف منطقی میگویند؛ جامع افراد مانع اغیار. وجودش منبع همه ارزشها و کمالات بود و یک عیب و نقص در او وجود نداشت. این یک مطلب که رسول خدا ص 23 سال تکرار کردند البته رسول خدا ص با تکرار این مطلب تکلیف امت را برای بعد از خودشان روشن کردند که منحرف و گمراه نشوند و دستبهدامن ماموم بهعنوان امام نزنند. اگرچه بعد از وجود مقدسشان کبر حسد هوای نفس و حب جاه اول مدینه را و بعد مناطق دیگر را و تا الآن بدنه مهمی از دنیای اسلام را به ضلالت انحراف
توحید، لطیفترین حقیقت عالم
اهلسنت کتابی به نام التصفیه دارد که این کتاب را حدود هزار سال پیش نوشته است. غزالی داستانی را در این کتاب از یکی از همینهایی نقل میکند که مارک صحابی پیغمبر داشتند. اصحابی که امام هشتم میفرمایند بعد از دفن پیغمبر حضرت اسم هم میبرند دوازده نفر اهل توحید بودند. سلمان مقداد عمار ابوالهیثمبنتیهان و چندنفر دیگه بودهاند؛ بقیه در زمان پیغمبر ص روپوش اسلامی داشتهاند و با مرگ پیغمبر ص آن روپوش هم کنار رفت. شما هزار بار شنیدهاید چهکار کردند حالا هیزم آوردن به در خانه ظلم و ستم کتک و تازیانه و غلاف شمشیر اینها کوچکترین کارشان بوده است. بزرگترین کارشان ایجاد انحراف
مصادیق حقیقی در قرآن کریم
انحراف قلبی داشتند و بعد هم خدا هر دوی آنها را تهدید کرده بود فکر نکنید که پیغمبر من بییار و یاور است و شما بر ضد او همدست هستید که هر کاری دلتان میخواهد بکنید و از پشت خنجر بزنید ضرر بزنید سر فاش بکنید و آبروی پیغمبر مرا ببرید. فکر میکنید بییار است؟ پیغمبرم یاری مثل من دارد یاری مثل کل فرشتگان دارد و بعد از من و کل فرشتگانم هم یاری بهنام صالحالمؤمنین دارد که علی است. زور شما به پیغمبر من هرچه هم با یکدیگر همدستی بکنید نمیرسد و پته شما را روی آب میاندازم. بالاخره آیات را علیه این دو زن در قرآن آورد درست؟حالا شما صد 150 دویست 250 تا از کتابهای تفاسیر علمای بزرگ اهلسنت
انسان، امانتدار امانت پروردگار
اهلسنت نقل کردهاند ما هم نقل کردهایم. پیغمبر دو ساعت مانده به رحلتشان به امیرالمؤمنین ع و فضلبنعباس فرمودند من میخواهم یک بار دیگر به مسجد بروم. حضرت نمیتوانستند بلند شوند و پایشان را از زمین بردارند و به زمین بگذارند. برای همین گفتند زیر بغل مرا بگیرید و به مسجد ببرید. در خانهشان در مسجد باز میشد؛ نوشتهاند پایشان را میکشید و نمیتوانستند راه بروند. اولین باری بود که روی پله اول منبر آمدند؛ حرف اولشان این بود هرکس بر گردن من حقی دارد بلند شود و بگوید تا من حقش را بدهم. چه کسی به گردن پیغمبر ص حق دارد؟ پیغمبر ص بر کل آفرینش حق دارند من این را در ده جلسه ثابت کردهام که پیغمبر ص بر کل موجودات هستی حق دارند و هیچکس هم نمیتواند حقشان را ادا کند؛ چون کسی قدرتش را ندارد. اینقدر حق ایشان باعظمت است که هیچکس نمیتواند آن را ادا کند حرف دوم حضرت هم این بود انی تارک فیکم الثقلین . 11 حضرت نفرمودند تارک فیکم الثقل یک دانه من دو چیز گرانبها بین شما میگذارم و میروم کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض اگر به این دو تا نه به یکی از آنها اقتدا کنید محال است که روی انحراف
شفاعت
انحراف آنان این است که مرز آیات قرآن را تشخیص ندادهاند وگرنه از کتابهای معتبر دانشمندان سعودی درمییابیم که آنان میان شفاعت شرکیه با شفاعت الهی تفاوت قایل شدهاند. ابن قیم در تفسیر آیهی ام اتخذوا من دون الله شفعا قل او لو کانوا لا یملکون شیئا و لا یعقلون قل لله الشفاعه جمیعا له ملک السموات و الارض 13 میگوید خداوند در قرآن خبر داد شفاعت برای کسی است که ملک آسمان و زمین از آن اوست برای اینکه ترحمی بر بندهاش کرده باشد و اجازه میدهد در شفاعت کردن برای کسی که بخواهد. پس در حقیقت شفاعت برای خداست و این نوع شفاعت ضدشفاعت شرکیه است که مشرکان به آن معتقد بودند و خداوند آن را رد کرد. 14 در کتاب یاد شده احادیث فراوانی دربارهی شفاعت آمده است. برای نمونه جابربن عبدالله انصاری از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل میکند که فرمود خداوند پنج ویژگی به من داد که پیش از من به هیچکس نداده بود. یکی از آنها همان اعطیت الشفاعه است . همچنین در حدیث دیگری فرموده است من اولین شفیع در بهشت هستم. 15 دو کتاب معتبر اهلسنت
زندگی استوار و ماندگار در نسخهٔ جامع پروردگار
انحراف و اعوجاج در هیچ جایی از بدنه زندگیتان نباشد برای همه شما یک نسخه قرار دادهام. همه شما یعنی للعالمین برای همه جهانیان نه همه امت. این متن دو تا آیه است که یک خط هم نمیشود و کمتر از یک خط است ان هو الا ذکر للعالمین × لمن شا منکم ان یستقیم . 1 این نسخه و دستورالعمل کامل و تام و جامع است و زاویهای از زوایای زندگی را هم از نظر دور نداشته. نسخه جامع پروردگار نیازمند توضیحدهندهالبته این معنا را چند بار در قرآن مجید بیان کرده است که این نسخه توضیحدهنده و بیانکننده میخواهد. اگر خودتان بخواهید تنها بهسراغ این نسخه بروید چیزی گیرتان نمیآید و نسخه در زندگیتان معطل میماند. اولین توضیحدهنده هم وجود مبارک رسول خداست یعلمهم الکتاب 2 از این جمله معلوم میشود آنانکه زبان اصیل پدر و مادریشان قرآن و عربی است قرآن را نمیفهمند. فکر نکنید یک استاد دانشگاه یا یک آخوند که کاملا عرب است نیازی به توضیحدهنده قرآن ندارد و میفهمد. نه نمیفهمد اگر ملت عرب میفهمید معلم لازم نداشت و تنها در غیرعرب لازم بود. نه عرب قرآن را میفهمد و نه غیرعرب. این رسول خدا ص است که عمق آیات پیش اوست و باید برای مردم بگوید. خدمت عظیم و حیاتی شیعه به حفظ دین اسلامخوشبختانه فرمایشات پیغمبر ص در ده جلد پانزده جلد و بیست جلد جمعآوری شده و مانده است. در این جهت شیعه حق عظیمی به جهان دارد؛ چون حاکم دوم سقیفه چنانکه کتابهای خود اهلسنت
استاد انصاریان: تجلی تمام ارزشها و کمالات در وجود امام حسین(ع)/ امام قبله نمای کامل به سوی صراط مستقیم است
انحراف همه منحرفین فساد همه مفسدین کفر همه کافران شرک و نفاق همه مشرکان و منافقان نشناختن امام تعیینشده از جانب پروردگار مهربان عالم است؛ چون قبلهنمایی که صراط مستقیم را نشان میدهد امام است.وی افزود ممکن است بگویید که قرآن قبلهنمای صراط مستقیم است؛ اگر قبله نما بود که هر عربی همه قرآن را میفهمید در حالی که در کتابهای مهم نقل کردهاند خیلی از کسانی که ریشه و اجدادشان عرب بوده و قرآن به زبان آنها نازل شده است قرآن را به طور کامل نمی فهمیدند یکی از آنها جابربنعبدالله انصاری بود که اهلتسنن در جلد اول کتاب ینابیع الموده نقل میکنند نزد پیغمبر آمد و گفت من دو بخش از یک آیه را میفهمم و یک بخش آن را نمیفهمم. پیغمبر ص فرمودند آیه را بخوان آیه را خواند اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم سپس گفت من اطیعوا الله را میفهمم خدا را اطاعت کنید و واجب هم هست وجوبش هم بهخاطر این است که ذرهای از سعادت دنیا و آخرت از دست ما نرود. وجوب بهمعنی زور نیست و ما اصلا وجوب بهمعنی زور نداریم. اما بقیه آیه را نمیفهمم که خدا فرموده است و اولی الامر منکم آنهایی که صاحب امر و صاحب فرمان هستند از آنها هم واجب است که اطاعت شود. حضرت فرمودند من اکنون این قسمت از آیه را برایت روشن میکنم. پیغمبر اکرم ص دستشان را روی شانه امیرالمؤمنین ع گذاشتند و گفتند اولیالامر این است و بعدش هم حضرت حسن ع بعد حسین ع تا امام زمان عج را پیغمبر در آن روز در مسجد برای جابر شمردند که در این روایت همه این دوازده اسم هست.استاد انصاریان در بخش دیگری از سخنان خود کلمه "زور" را اکراه دانست و تصریح کرد زور یعنی یک هفت تیر در کنار گوشم بگذارند و بگویند یا بایست نماز مغرب و عشا خود را بخوان یا ماشه را میچکانیم من هم بخوانم درحالیکه دوست ندارم بخوانم اما از زور اسلحه میخوانم. اسم این نماز نماز اکراهی و زوری است نه ثواب و ارزش دارد و نه قبول میشود؛ اما واجب بهمعنای اسلحه گذاشتن روی شقیقه نیست بلکه واجب یعنی بنده من اگر رهایت کنم به خیر دنیا و آخرت خود پشت پا میزنی و من این حکم این مسئله این راه و این روش را بر تو واجب کردهام که بهتر بپذیری و قبول کنی؛ چون پای زور در کار نیست.استاد انصاریان اظهار کرد حجاب برای زن با توجه به عوارض و مفاسد بیحجابی واجب است اما خیلیها این واجب را مراعات نمیکنند معلوم میشود واجب بهمعنی اجبار و اکراه نیست؛ آنجایی که پای زور در کار است من نمیتوانم انجام ندهم؛ اما امور اسلام زوری نیست و اینکه قرآن میگوید لا اکراه فی الدین یعنی من هیچچیزی را به شما اجبار نمیکنم که ارادهام را بدرقهتان کنم اختیارتان را از کار بیندازم و شما را بالاجبار وادار عمل کنم؛ اگر گفته می شود واجب است یعنی به خیر و صلاح توست یعنی این واجب معدنی است که اگر در آن را با انجامدادن باز کنی سعادت دنیا و آخرت از این معدن استکشاف میشود و این معنی واجب است؛ بهعبارت دیگر واجب یعنی ظهور عشق شدید پروردگار به بنده خود.استاد انصاریان شناخت امام را واجب دانست و افزود اطیعوا الله یعنی واجب است که از خداوند و پیغمبر اطاعت کنید؛ واجبات کلید گنجینه سعادت دنیا و آخرت هست و محال است که در سعادت دنیا و آخرت به روی انسان باز شود.استاد انصاریان امام را قبلهنمای کامل به سوی صراط مستقیم دانست و افزود امام یک جهت کامل یک قطبنما و یک قبلهنمای کامل بهطرف صراط مستقیم است لذا باز اهلسنت
آبادی قیامت و بهشت در گرو سلامت دل
انحراف را به آن تحمیل بکنم؛ وگرنه اگر رهایش بکنم روی دل بهسوی پروردگار است. این شعر برای یکی از بزرگترین مراجع دو دوره قبل است تا بیخبری ز ترانه دلهرگز نرسی به نشانه دلروزانه نیک نمیبینیبیناله و آه شبانه دل تا چهره نگردد سرخ از خونکی سبزه دمد ز دانه دلاز موج بلا ایمن گردیآنگه که رسی به کرانه دلاز خانه کعبه چه میطلبیای از تو خرابی خانه دلاز وقتی بهدنیا آمدی دل آباد آباد بود. تو به این خانه بیگانه راه دادی و او خرابش کرد در مملکت سلطان وجودگنجی نبود چو خزانه دل جانا نظری سوی مفتقرتکهآسوده شود ز بهانه دل 5 آبادی قیامت در سایه سلامت دلکل آبادی قیامت به دل بسته است. آیا این مطلب را میدانستید؟ این مطلب را عالمان بزرگوار حاضر در جلسه میدانند اما شما شاید نمیدانستید که آبادی تمام قیامت و بهشتش در ارتباط با دل است. سوره شعرا را ببینید یوم لا ینفع مال و لا بنون 6 بر فرض که کسی بتواند ثروتی از دنیا به قیامت انتقال بدهد که نمیتواند نه ثروت در آنجا سود میدهد و نه فرزندان. فرزندان مسئول پرونده خودشان هستند. الا من اتی الله بقلب سلیم 7 اما کسی که دل سالم داشته باشد آن دل به او سود میدهد. دل سالم یعنی دلی که حسد بخل حرص کبر ریا نفاق و کفر در آن نیست. کسی که با اختیار و زحمت خودش دل سالم در محشر بیاورد این دل در قیامت به او سود میدهد. دل سالمی که شما را وادار میکند ظهر و شب و صبح نماز بخوانید. البته سلامت دل ما صددرصد نیست وگرنه نمازی که از این دل طلوع میکرد صددرصد بود. ما نمازهایمان ناقص است و کم دارد. صد جور شک دارد. اینها مربوط به دل است. حال آنکسی که دل سالم دارد تمام عباداتش صددرصد الهی است. عبادت امیرالمؤمنین ع صددرصد الهیاز یکی از علمای بزرگ اهلسنت
استاد انصاریان: قتل نفس و قتل اولاد که حال نام آن را سقط جنین میگذارند، عذاب دارد
اهلسنت سوار یک ماشین بودم که راننده آن شیعه بود. در یک خیابان خیلی آباد از داخل ماشین دیدم که روی شیشه یک فروشگاه بزرگ نوشته بود لحم الخنزیر الحلال؛ گوشت حلال خوک . من به این دوستم گفتم که قرآن مجید گوشت خوک را حرام کرده و زمینه حلالی هم برای این گوشت نداده است این چیست؟ گفت آخوندهای اینها فتوا دادهاند که وقتی خوک از مادهاش بهدنیا میآید اگر آن را در یک جای خیلی تمیز بیاورند و تغذیه تمیزش کنند و چند روز یکبار هم آن را بشورند گوشتش حلال است. بزرگ بزرگشان عرق میخورد به او گفتند این را که پیغمبر ص حرام کرده است گفت من آب مخلوط آن میکنم عیبی ندارد؛ من از آلمان به دمشق میآمدم یک عرب کنارم نشسته بود. وقتی داخل هواپیما غذا آوردند معمولا ورقهای را به مسافر میدهند که انتخاب غذا کند و من آن ورقه را نگرفتم گفتم از آلمان تا دمشق چهار ساعت است حالا میرسیم و آنجا نان و پنیری میخوریم. دیر هم رسیدیم ساعت یک نصف شب رسیدیم؛ ولی دیدم که شخص کنار من دستور داد گوشت خوک آوردند خیلی هم خوب خورد بعد هم دهانش را با دستمال پاک کرد و گفت الحمدلله رب العالمین . من به او گفتم گوشت خوک حرام و این هم آیهاش است. گفت میدانم ولی عند الضروره حلال وقتی ضرورت در کار باشد حلال است. گفتم چه ضرورتی در کار است؟ نان و پنیر میگرفتی. گفت نه من گرسنهام هست و طاقت ندارم چون طاقت ندارم برایم حلال است؛ ولی در سوریه گوشت خوک نمیخورم. تا زمان ظهور امام زمان عج تنها الف علم در کره زمین برای مردم آشکار شده استمحقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی ادامه داد دین اهلبیت ع بر آیات قرآن و روایات ائمه طاهرین ع استوار است. آنکسی که دین خدا به او وحی شده پیغمبر است و پیغمبر اکرم ص هم علوم گرفتهشده از وحی را به امیرالمؤمنین ع انتقال داده و ایشان هم به اولادهای بعدیشان انتقال دادهاند. امام زمان عج ما یکی-دو ساله بودند که غایب شدهاند و وقتی میآیند امام باقر ع میفرمایند فقط الف علم در کره زمین برای مردم آشکار شده است و با آمدن مهدی ب علم تا یا علم را در اختیار مردم میگذارد؛ یعنی از 28 علم یک علم که همین رشتههای فعلی دنیاست برای مردم آشکار است و 27 منبع دیگر علم با آمدن او در اختیار مردم قرار میگیرد. اگر دین را از غیر اهل بیت ع بگیرید منحرف و گمراه میشویداستاد انصاریان گفت امیرالمؤمنین ع در نهجالبلاغه میگویند پیغمبر ص وقتی مبعوث به رسالت شد یکنفر در شهر مکه نه میدانست خط بنویسد و نه بخواند. خود امیرالمؤمنین ع وقتی از مکه به مدینه آمدند حدود 21-22 ساله بودند که پروردگار از او در مکه به و من عنده علم الکتاب سوره رعد آیه 43 تعبیر کرده یعنی همه دانش پیش علی ع در نوجوانی بوده است؛ پس ما اگر بخواهیم دین را از غیر قرآن و اهلبیت ع بگیریم منحرف و گمراه میشویم. مبلغ عرصه بین الملل به انحراف
راه و رسم بندگی
اهلسنت سوار یک ماشین بودم که رانندهاش شیعه بود. در یک خیابان خیلی آباد از داخل ماشین دیدم که روی شیشه یک فروشگاه بزرگ نوشته بود لحم الخنزیر الحلال؛ گوشت حلال خوک . من به این دوستم گفتم که قرآن مجید گوشت خوک را حرام کرده و زمینه حلالی هم برای این گوشت نداده است این چیست؟ گفت آخوندهای اینها فتوا دادهاند که وقتی خوک از مادهاش بهدنیا میآید اگر آن را در یک جای خیلی تمیز بیاورند و تغذیه تمیزش کنند و چند روز یکبار هم آن را بشورند گوشتش حلال است. بزرگ بزرگشان عرق میخورده به او گفتند این را که پیغمبر ص حرام کرده است گفت من آب قاتیاش میکنم عیبی ندارد؛ الآن هم همین کار را میکنند و آب قاتیاش میکنند. من از آلمان به دمشق میآمدم یک عرب کنارم نشسته بود. وقتی داخل هواپیما غذا آوردند معمولا ورقهای را به مسافر میدهند که انتخاب غذا کند و من آن ورقه را نگرفتم گفتم از آلمان تا دمشق چهار ساعت است حالا میرسیم و آنجا نان و پنیری میخوریم. دیر هم رسیدیم ساعت یک نصف شب رسیدیم؛ ولی دیدم که بغلدستیام دستور داد گوشت خوک آوردند خیلی هم خوب خورد بعد هم دهانش را با دستمال پاک کرد و گفت الحمدلله رب العالمین . من به او گفتم گوشت خوک حرام است و این هم آیهاش است. گفت میدانم ولی عند الضروره حلال وقتی ضرورت در کار باشد حلال است. گفتم چه ضرورتی در کار است؟ نان و پنیر میگرفتی. گفت نه من گرسنهام هست و طاقت ندارم چون طاقت ندارم برایم حلال است؛ ولی در سوریه گوشت خوک نمیخورم. دین اسلام استوار بر آیات و روایات-انتقال علوم از پیامبر خدا ص به امامان معصوم علیهمالسلام دین دین اهلبیت علیهمالسلام است و دین اهلبیت علیهمالسلام بر آیات قرآن و روایات ائمه طاهرین علیهمالسلام استوار است. آنکسی که دین خدا به او وحی شده پیغمبر است و پیغمبر اکرم ص هم علوم گرفتهشده از وحی را به امیرالمؤمنین ع انتقال داده و ایشان هم به اولادهای بعدیشان انتقال دادهاند. امام زمان عج ما یکی-دو ساله بودند که غایب شدهاند و وقتی میآیند امام باقر ع میفرمایند فقط الف علم در کره زمین برای مردم آشکار شده است و با آمدن مهدی ب علم تا یا علم را در اختیار مردم میگذارد؛ یعنی از 28 علم یک علم که همین رشتههای فعلی دنیاست برای مردم آشکار است و 27 منبع دیگر علم با آمدن او در اختیار مردم قرار میگیرد. امام زمان عج کجا درس خوانده است؟ ایشان دو ساله بودند که غایب شدند. -علم کتاب نزد امیرمؤمنان ع امیرالمؤمنین ع در نهجالبلاغه میگویند پیغمبر ص وقتی مبعوث به رسالت شد یکنفر در شهر مکه نه بلد بود خط بنویسد و نه بلد بود بخواند. این در نهجالبلاغه است. آنوقت خود امیرالمؤمنین ع وقتی از مکه به مدینه آمدند حدود 21-22 ساله بودند که پروردگار از او در مکه به و من عنده علم الکتاب سوره رعد آیه 43 تعبیر کرده یعنی همه دانش پیش علی ع در نوجوانی بوده است؛ پس ما اگر بخواهیم دین را از غیر قرآن و اهلبیت علیهمالسلام بگیریم منحرف و گمراه میشویم. -انحراف
زندگی عالی مؤمنین پس از مرگ
اهلسنت را به من گفت. بعد گفت اگر برابر فتوای همین چهار مذهب انجام بدهی درست است. گفتم مولانا یک سؤال دیگر دارم. گفت بگو گفتم اگر من امسال حجم را به فتوای اهلبیت علیهمالسلام و پیغمبر ص انجام بدهم حج من درست است یا باطل؟ گفت السؤال حرام بلند شد و رفت جواب نداد.ولی در شیعه اینگونه نیست؛ آنهایی که زمان انبیا پیش انبیا آمدند و پرسیدند ما از کجا آمدهایم به کجا آمدهایم برای چه آمدهایم و به کجا میرویم؟ جوابهای درست را از بارگاه ربوبیت و وحی الهی میگیرند بالاخره خداوند ما دنیا برزخ و آخرت را ساخته و جواب همه این سوالها را هم خدا داده است. -آرامش درونی مؤمن با درک ایمان و عمل صالحشما دیشب دیدید تمام پاسخی که در سؤال اول داده شد بر مبنای آیات و صفات خدا بود. من حس میکردم بعضیهایتان از پاسخ دیشب لذت میبردید که چه کسی هستید چهچیزی هستید چقدر ارزش دارید و مبدا شما چیست. شنیدید که مبدا ما خاک نیست بلکه مبدا ما ارادتالله علمالله رحمتالله فضلالله و احسانالله است. خاک کانال ورودی ما به دنیاست نه علت ما و نه مبدا ما. هرکس این جوابها را از انبیا گرفت مؤمن شد. مؤمن یعنی چه؟ اینها در روایات است؛ مؤمن یعنی انسانی که خیلی راحت به او اجازه میدهند از صراط رد بشود و به بهشت برود. مؤمن یعنی آنکسی که با درک ایمانش و با انجام عمل صالح آرامش درونی دارد؛ اگرچه آرامش بیرونی از دست دشمنان نداشته باشد درونش راحت است.بعضی چیزهایی که من در عمرم از دیگران دیدم گاهی میترسم روی منبر بگویم و مردم با کمی مشکل قبول کنند. به یکی از مؤمنین رده بالا سوند وصل بود؛ یعنی حبس شده بود سوند آهنی بود. در زمان جوانیهای ما این سوندها لاستیکی نبود و سوند آهنی به او وصل بود. دکتر نسخهای نوشته بود که داروی او کمی گران بود. نسخه کنار تشکاش بود و پول نداشت نسخه را بگیرد. تمام بدن را هم درد گرفته بود. شام آن شب هم فقط دوتا نان تافتون بود و چیز دیگری نبود؛ یعنی چیزی گیر نیاورده بودند. یکی از علمای تهران که من قبل از انقلاب ده شب برای او به منبر رفتم و عالم بزرگی بود به دیدنش آمد. به این مریض خیلی ارادت داشت به او گفت آقا حالتان چطور است؟ خوب گوش میدهید؛ این مریض مؤمن که سوند به او وصل بود و پول نسخه را نداشت به این عالم چه گفت مریض گفت علیبنابیطالب ع چه کسی است؟ این عالم هم گفت آقا خودتان میدانید که امیرالمؤمنین ع معدن همه ارزشهاست گفت به این یقین داری؟ گفت بله. گفت به حقیقت امیرالمؤمنین ع قسم الآن در کره زمین خدا بندهای را در خوشی واقعی خوشتر از من ندارد این آرامش است. -انحراف
غدیر و گوساله سامری
اهلسنت و در راس آنها ابنجریر طبری در کتاب تاریخ خود این واقعه را به صراحت تمام نقل کردهاند ٢ .پس از آن روز در طول حیات پیامبر معرفی مقام امامت و خلافت حضرت علی به دفعات به بیانهای مختلف و در حوادث گوناگون و جمعهای متفاوت مطرح شد ٣ ؛ و هر چه به اواخر دوران رسالت نزدیک میشویم تکرار این مساله را بیشتر مییابیم. و از همهی این مواقف و موارد مهمتر و ممتازتر واقعهی غدیر و خطبهی تاریخی آن است. آنچه واقعهی غدیر را از موارد پیشین ممتاز میسازد این است که اولا در موارد قبلی هر بار پیامبر به مناسبتی در میان گروهی خاص از حاضرین این موضوع را بیان میفرمودند؛ در حالی که در روز غدیر یک معرفی فراگیر و عمومی در حضور جمع کثیری از مخاطبین انجام گرفت ٤ و از جانب پیامبر تاکید شد که بر شنوندگان لازم است که آن را به کسانی که نیستند برسانند و بر پدران نیز لازم است که آن را به فرزندان خود بیاموزند و آنان را به پذیرش آن فراخوانند ٥ . ثانیا موارد قبلی جنبهی بیان موضوع و طرح عنوان داشتند و حال آن که در روز غدیر یک اعلام رسمی انجام شد. یعنی علاوه بر معرفی حضرت امیرالمؤمنین به خلافت و وصایت که پیش از آن هم صورتگرفتهبود این بار در واقع این معرفی و اعلام به گونهای علنی و رسمی انجامگرفت. دست حضرت امیرالمؤمنین در مقابل دیدگان همهی حاضران به دست پیامبر اکرم تا بالای سر بلند شد و پیامبر عمامهی خویش را که سحاب نام داشت از سر مبارک برداشته و بر سر حضرت امیرالمؤمنین گذاشتند ٦ .ثالثا در موارد پیشین ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین با گرفتن بیعت همراه نبود اما در غدیر دو بار بیعت گرفته شد. یکی بیعت زبانی که در آن حضار به امر پیامبر جملاتی را نشان بر اطاعت و فرمانبرداری از حضرت امیرالمؤمنین شنیدند و تکرار کردند. و یکی بیعت حضوری که شامل تبریک گفتن آنان و دادن دست بیعت با امیرالمؤمنین بود ٧ . هر فراز خطبهی غدیر نیز گویای صادق اتمام حجت بر تمامی مخاطبین در همهی ادوار و اعصار است و دیدن و خواندن آن مجالی برای گفتگو و درنگ باقی نمیگذارد.این خطبه در کتب معتبر و منابع و مصادر متعدد شیعه با ذکر اسناد و مدارک بهصورت مفصل نقلشدهاست ٨ . اهل سنت نیز در کتب و آثار متعدد خود بخشهای زیادی از آن را نقل کردهاند ٩ . در جای جای این خطبه پیامبر به فضایل و مناقب امیرالمؤمنین و مقام وصایت و امامت و ولایت آن حضرت تصریح کردهاند و همه مردم را به پذیرش آن امر فرموده و از تردید و انکار و مخالفت با آن نهیکردهاند ١٠ . پیامبر اکرم در این خطبه به احتمال غصب خلافت نیز اشاره کرده و مرتکبین آن را مشمول لعنت خداوند دانستهاند و منزلت رفیع و مقام نجات و هدایت را برای کسانی برشمردهاند که بر تبعیت و اطاعت از امیرالمؤمنین سر مینهند ١١ .آنچه از طرح این مطالب مورد نظر است آن است که موضوع ولایت و خلافت امیرالمؤمنین از آغاز دعوت پیامبر تا هنگامهی غدیر به کرات و به روشنی از سوی پیامبر طرح شدهبود و در روز غدیر در یک مراسم رسمی و علنی در مقابل دیدگان خیل عظیمی از مسلمانان آن روز به گونهای شبههشکن و بهانهسوز مورد تاکید قرار گرفت. اکنون به پاسخ سؤال طرح شده خواهیمپرداخت که چگونه با این وضوح و روشنی مطلب قافلهی مسلمانان پس از پیامبر به بیراهه منحرف شد و سر از فرمان پیامبر برتافت؟پاسخ این سؤال را در چند عنوان بررسی خواهیم کرد. اولین مطلبی که توجه به آن پاسخی برای این سؤال خواهد بود و آرامش و قبولی در ذهن ایجاد میکند نگاه به تاریخ ادیان گذشته است. نباید پنداشت که سرپیچیکردن جمع کثیری از مسلمانان عصر پیامبر از اوامر الهی که از زبان ایشان بهسوی مردم جاری میگشت در مدت کوتاهی پس از پیامبر امری بعید عجیب و خلاف عادت است.واقعیت این است که تاریخ انبیای الهی گذشته نیز به وضعیتی کاملا مشابه گواهی میدهد. به عنوان مثال در ایام حیات حضرت موسی با اینکه ایشان قومش را از نزدیک و با بیانی روشن و رسا به آیین توحید و خداپرستی دعوت کردهبود و معارف الهی را برایشان بیان کردهبود هنگامی که به اذن خدا چهل شب و روز از امت فاصله گرفت و به کوه طور رفت با اینکه حضرت هارون را نیز به خلافت در میان مردم گماشته بود اکثریت امت با حیله سامری از خداپرستی به پرستش گوساله روآوردند. و در حالی که وصی پیامبر الهی در میان مردم بود و از جانب وی به آنها معرفی شده بود تمام کوششهای حضرت موسی در مدت بسیار کوتاهی فراموش شد و خداپرستی جای خود را به گوساله پرستی داد ١٢ . همین رویه در دین مسیحیت نیز تکرار شد. کمتر از نیم قرن پس از عروج حضرت عیسی پولس که در میان مسیحیان لقب قدیس را با خود دارد در تعالیم الهی آن حضرت انحراف
English