تغییر مسیر در انسان وجود دارد و اینطور نیست که تصور شود آنکه اکنون مومن است تا پایان عمر مومن خواهد ماند و آنکه اکنون گمراه است همیشه گمراه باقی خواهد ماند.با وجود این احتمال ترس و نگرانی از عاقبت … بد برای انسان مومن همواره وجود دارد و به همین سبب در ادعیه وارده از معصومین علیهم السلام توجه به عاقبت
92 مطلب یافت شد
دهه اول محرم 94 حسینیه همدانیها سخنرانی ششم
این جمعیت چیست؟ یعنی عاقبت شماها که یک عمری است همینگونه که گفتم زندگی کردید چهار تا هم لغزش داشتید داشتید بالاخره ما بنده اکرم الاکرمین هستیم بنده ارحم الراحمین هستیم یقینا برای چهار تا لغزشمان با توجه به اینکه مومن … یا عقل به خرج دادند هدایت الهی را قبول کردند و همه عمر را به درستی و صدق و به سلامت به پایان بردند.عاقبت گروه اول را در دو جلسه شنیدید عاقبت گروه مومن … مومن داده پروردگار عالم که هم در قرآن است هم در روایات یک کسی یک لغزشهایی داشته از هفت صبح تا دوازده ظهر خدایی نکرده به نامحرمی نگاه کرده دروغی گفته حرف زشتی زده پیغمبر اکرم میفرماید وقتی وارد نماز واجب میشود آن نماز کفاره گناهان ساعتهای گذشتهاش است یعنی خود نماز هم به منزله توبه حساب شده.خب چنین مردمی که متواضعانه هدایت خدا را قبول کردند چون و چرا نکردند سینه سپر نکردند آنی که اهل چون و چراست باز رابطه خوبی با خدا ندارد آنی هم که سینه سپر میکند برابر حق هلاک میشود امیر المومنین میفرماید من ابدا صفحه للحق هلک آنی که سینه سپر میکند که نه من دینت را قبول ندارم قرآنت را قبول ندارم پیغمبرانت را قبول ندارم عبادت را قبول ندارم این اهل نابودی است اهل هلاکت است.اما مثل شماها که متواضعانه هدایت را قبول کردید از اول جوانی هم در همین مسیر حرکت کردید حالا لغزشی هم داشتید ما عاقبتمان چه خواهد شد که سعی کردیم نعمتهای الهی را تبدیل به گناه نکنیم ا لم تر الی الذین بدلوا نعمت الله کفرا ابراهیم 28 ما اهل تبدیل نبودیم که حالا بیاییم با قیافهمان گناه بکنیم خیلیها گناهانشان برای قیافهشان است قیافه زیبایی دارد قیافه جذابی دارد خب میآیند سراغش به قول پیغمبر اکرم جوان است و جمال دارد چهار تا دختر و زن دنبالش میافتند و خرجی هم برایش ندارد بخواهد تا پایان کار دنبال این دخترها و زنان برود ولی این جوان جمالدار وقتی زنان و دختران دعوتش میکنند به گناه یک کلمه جوابشان را میدهد این روایت را هم اهل سنت نقل کردند هم ما آنها در مستدرک حاکم نیشابوری نقل کردند ما هم در کتابهای مهم روایتیمان نقل کردیم خوشگل است خوش قامت است خوش تیپ است و نامحرمان دچارش میشوند گرفتارش میشوند اسیرش میشوند. دعوتش میکنند.پیغمبر میفرماید در جواب اینها میگوید انی اخاف الله نه من نمیتوانم با بودن خدا جواب شما را بدهم من بنده هستم من نمکخور خدا هستم من نانخور خدا هستم من لحظه به لحظه عمرم را خدا دارد تداوم میدهد من هر نفسم با اراده خدا بیرون میآید و فرو میرود نه من همه چیزم برای خداست و نمیتوانم مال خدا را با شما معامله بکنم.میگوید زن هم ندارم شهوتی هم که دارم غریزه جنسی هم که دارم این هم ملک خداست من نمیتوانم با تو معامله کنم کجا ببرم نعمت خدا را تبدیلش کنم به جهنم؟ به زنا به گناه دیگر به شبنشینی به مجالس لهو و لعب نه من ملک خدا را خرج امور ضد خدا نمیکنم پیغمبر میفرماید این جوان وقتی قیامت وارد محشر میشود در سایه رحمت خداست در آن روزی که جز سایه رحمت خدا سایهای وجود ندارد این معنی طی کردن راه عمر هماهنگ با هدایت پروردگار است.همین به گناه نه گفتن یک کلمه خب عاقبت
تهران مسجد هدایت بازار دهه سوم محرم سخنرانی هشتم
یک حقیقت مربوط به دنیای مومن است یک حقیقت مربوط به همت مومن است یک مسئله مربوط به مرگ مومن است و یک مسئله هم مربوط به عاقبت مومن.مطلبی که درباره
استاد انصاریان: بی حجابی برخی عامل انحراف بسیاری از مردم!
حزن دائمی داشتن و این بدین معناست که مومن در ظاهر باید شادمان باشد ولی در دل هماره نگران اعمال گذشته و عاقبت آینده خویش است چرا که خداوند میفرماید
شرح عبارت « تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ» از خطبه 86 نهج البلاغه | بخش سوم
عاقبت. نه اینکه حالا ما مردم مومن یا مردم طلبهها با روش صحیحی که خدا ما را به آن هدایت کرده از عاقبت سو بترسیم که حتما این عاقبت را داریم. نه. … مومن و اولیا پروردگار است. یکی خوف از پیش آمدن خطر و خسارت برای مردم است که یک چنین خائفی اولا آگاه است به اینکه انحرافات و گناهان و فسادهای مردم برایشان خطر و خسارت پیش میآورد. علاوه بر این آگاهی عاشق مردم است و محب مردم است و برای مردم دغدغه دارد به تعبیر روانشناسان دیگردوست است. فقط خودش را نمیخواهد. بلکه عاشق دیگران است که آنها هم از همه نعمتهای دنیایی و آخرتی مردم بهرهمندند که چنین خوفی در آیات قرآن مجید از انبیای خدا نقل شده است. انبیا میترسیدند اما برای مردم. علت ترسشان آگاهی به عواقب زشتیهای مردم بوده و علاقه به مردم. هم عاشق مردم و هم آگاه به نتیجه کار مردم بودند. آیات در این زمینه بسیار مهم است. لقد ارسلنا نوحا الی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله مالکم من اله غیره اولا دارد برای مردم این مطلب را مطرح میکند که با همه بتهای جان دار و بی جان قطع رابطه بکنید. اینجا جمله نکره در سیاق نفی است. مالکم من اله غیره یعنی معبودی جز وجود مبارک پروردگار برای شما وجود ندارد یعنی پایه توحید را در دل مردم با تحریک عقل آنها قوی میکند و مردم را از شرک پاک میکند و به مردم میفهماند که اگر بنا باشد که خودتان را هزینه بکنید خودتان را خرج خدا بکنید. اعبدوا الله چرا خرج خدا بکنید؟ مالکم من اله غیره چون مردمی غیر خدا شما ندارید. هرچه غیر او به عنوان اله انتخاب کردید پوچ ناپایدار و غلط است. انی اخاف علیکم عذاب یوم عظیم این خوف مثبت است که منشائش آگاهی خائف به آینده است و منشائش محبت خائف به مردم است که به مردم بی تفاوت نیست. دلش میسوزد برای مردم و علاقه دارد مردم نجات پیدا بکنند. عاشق مردم است که به عذاب دچار نشوند. البته این حال را باید هر مبلغ اسلامی داشته باشد. یعنی هم با آگاهی با مردم نسبت به عواقب زشتیهای مردم حرف بزند و هم بی تفاوت نسبت به مردم نباشد. واقعا عاشق نجات مردم باشد. واقعا دغدغه برای مردم داشته باشد. اما سوره مبارکه هود آیه 84 که در این آیه هم خوف مثبت را خداوند مطرح میکند. آیه نکات خیلی سنگینی دارد که توجه به این نکات بخصوص در وقت تبلیغ اثر کاربردی در شنونده دارد. ببینید وجود مبارک حضرت شعیب مبعوث به رسالت در قومی شده که غرق در فساد هستند. فساد اقتصادی و اعتقادی و فکری دارند که در آیه همه موارد مطرح است. الی مدین اخاهم شعیبا این یک نکته بسیار مهم در آیه است. مردمی که کافرند و بت پرستند. مشرکند و فساد اقتصادی و فکری و اعتقادی دارند چقدر لطیف است که خدا میفرماید من به سوی مردم مدین برادرشان شعیب را فرستادم. این برادری از برادری پدر ومادری خیلی بالاتر است. این برادری برادری قلبی و انسانی است. این میخواهد نشان بدهد که انبیا چقدر به شما نزدیکند و شما فعلا تا در فساد هستید میلیونها فرسخ از انبیا دورید. اما ببینید انبیا به شما چقدر نزدیکند که حالشان نسبت به شما حال برادر است. یعنی شما را میخواهند. شما را دوست دارند. دلشان برای شما میسوزد. برای شما دغدغه دارند. تمام حالات یک برادر واقعی در انبیای من نسبت به شما موج میزند. خیلی عجیب است که انبیا خدا نسبت به مردم از چنین حالات ملکوتی برخوردار بودند و به همین خاطر هم بود که خیلی زود عصبانی نمیشدند که به پروردگار عالم شکایت بکنند. 950 سال بر نوح پیامبر گذشت تا به پروردگار عالم گفت لم یلدوا الا فاجرا کفارا میبینی که اینها این قدر انحراف در آنها ریشه دار شده که بچه هایی هم که در این خانوادهها به دنیا میآیند فاجر و کافر هستند. یعنی تحت تربیت اینها که نمیگذارند حقایق دین در آنها اثر بگذارد و فاجر بار میآیند و حالا لاتذر علی الارض من الکافرین دیارا قال یاقوم اعبدوا الله مالکم من اله غیره ببنیید وحدت تبلیغ در انبیای خدا بوده. نوح پیامبر هم هزاران سال قبل از حضرت شعیب به ملت گفت اعبدوا الله مالکم من اله غیره یعنی کل انبیا مبلغ یک حقیقت بودند توحید و توحید عملی. ولاتنقصوا المکیال والمیزان این فساد اقتصادی مردم زمان شعیب بود. یعنی روز روشن دزد بودند. نسبت به جنس هایی که به مردم میفروختند خائن به اجناس کیلی و اجناس کشیدنی بودند. هم کیل را کم میگذاشتند و میدزدیدند و هم اجناس وزنی را کم میگذاشتند و میدزیدند. انی اراکم بخیر ببینید خیر هم در اینجا الف و لام ندارد. یعنی من یقینا نمایان کننده خیر برای شما هستم. من به هر چیزی شما را دعوت میکنم خیر است. وانی اخاف علیکم عذاب یوم محیط من دارم میترسم و من غرق در ترسم که برای شما نسبت به عذاب روزی که این عذاب فراگیر است. محیط صفت عذاب است. این یک ترس که ترس مثبت است.ترس دوم خوف از سو عاقبت
در پناه بردن به خدا از خوى ناپسندیده و بد و كارهاى نكوهیده
می بریم از دریغ و افسوس بزرگ و کاری که پشیمانی آرد و از اندوه عظیم و بدترین بدبختیها و سو عاقبت و نومیدی از ثواب و فرود آمدن عقاب ― خدایا درود بر محمد و آل او فرست و مرا و همه مردان و زنان مومن
شرح دعای هشتم(بخش ششم)
اثر سحرخیزی و تماشای غلبه ی نور فجر بر ظلمات شب می بینند و می دانند که سختیها به هر اندازه هم که گران باشند در برابر استقامت روح مومن دوام نمی آورند و عاقبت
تهران مسجد امیر(ع) - رمضان 1396 – سخنرانی سیزدهم
مومن راحت وارد بهشت می شود فاسق اگر خودش با پای خودش جهنم رفت که رفته اگر نرود حکم می شود که تمام بدن او را به زنجیر بکشند "ثم الجحیم صلوه" او را به جهنم ببرید.همه آنچه گفتم در آیات قرآن است و یکی از آنها روایت نبود می خواهم نزدیک به آخر ماه رمضان می شوید شادتر بشوید حس کنید که پروردگار عالم فرشتگان انبیا و ائمه چه نگاهی به شما دارد عاقبت
مروری بر ایستگاه ها و مواقف قیامت
عبث خواهد بود.د بخشش گناهان یکی از مزایایی که خدای متعال به مومنان اختصاص داده این است که اگر شخص مومن ایمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ کند و مرتکب گناهانی نشود که سلب توفیق و سو عاقبت
تهران حسینیه شهدا دهه اول رجب 95 سخنرانی دوم
مومن و شیعه دو لفظ است با یک معنا با یک مفهوم با یک مصداق و ما ازاین الفاظ در عربی خیلی زیاد داریم که در لفظ دو تا لفظ با هم مختلفند هم شکل نیستند حتی همخانواده نیستند ولی یک معنا دارند یک حقیقت است یک مفهوم است یک مصداق است.حالا این دو تا آیه را توجه کنید البته نکات بسیار مهمی در این دو آیه است درباره شیعه نشانههای شیعه را میگوید حالا به تدریج من در ضمن مباحث به ارزش شیعه و به عاقبت
تهران حسینیهٔ همدانیها - رمضان 1396 – سخنرانی هجدهم
خداوند فرموده آن نوع دشمنان محبت لازم ندارند بجنگید تا آتش جنگ خاموش شود و اگر آنها هم مومن شدند قبولشان کنید.نگاه خدا به آنها درباره این نه مسئله چیست؟ پایان آیه فرمود اولئک لهم عقبی الدار عاقبت
از دعاهاى امام علیه السلام است در (درخواست توفیق براى) خوهاى ستوده و كردارهاى پسندیده
گمان و رشگ در دل من می افکند به یاد عظمت ذات اقدس تو و تفکر و اندیشه در توانائیت و عاقبت اندیشی بر دشمنت مبدل گردان و آنچه از سخن زشت یا بیهوده یا دشنام به عرض و آبرو ی کسی یا گواهی نادرست یا غیبت کردن مومن
اللهم صل على محمد و اله، و سددنى لان اعارض من غشنى بالنصح، و اجزى من هجرنى بالبر، و اثیب من حرمنى بالبذل، و اكافى من قطعنى بالصله، و اخالف من اغتابنى الى حسن الذكر، و ان اشكر الحسنه، و اغضى عن السیئه
عاقبت به عذابی سخت مبتلا می شوید. با توجه به این حقیقت که منظور داشتن احسان خدا و یا نداشتن برای او تاثیری ندارد چنانکه فرموده است اگر تمامی اهل عالم کافر شوند و یا مومن باشند
فیوضات تعلیمى و تكوینى
خدا مانند بذر و نهالی است که در زمین کاشته شده و به خدا سپرده شده است یعنی خداوند شجره ی وجود مومن را می پروراند نقائص وجودی او را برطرف می کند او را تعلیم می دهد و تربیت می کند تا عاقبت … مومن را می پروراند تا او را به ثمر برساند و آخرین ثمره زندگی بهشت است. ولیکن کافر را رها می کند زیرا کافر از دایره ی اطاعت خارج شده و خدا کسی را مجبور به اطاعت نمی کند. قهرا در آن رهائی و واگذاری به نتایج کفر و گناه مبتلا می شود که عاقبت … مومن و معتقد به خداوند متعال که با خدای خود روابط خوبی دارد و صاحب دعای مستجاب است بسیاری و یا تمام مشکلات خود را از طریق دعا و نیایش برطرف می کند ولیکن آگاهی و آشنائی به حقایق طبیعت و این همه آثار و خاصیتها و علم و هندسه ها که خدا در طبیعت به ودیعه گذاشته است ندارد. نفر دوم انسانی که تا اندازه ای دستش به جیب طبیعت می رود و می تواند از منابع طبیعت استفاده کند. مثلا این دو نفر انسان که در بیابان تشنه می شوند یکی از راه دعا آب به دست می آورد و دیگری از فن و صنعت و استفاده از منابع زیر زمین. و یا اگر به درد و مرض مبتلا می شوند یکی از آنها با دعا و دیگری با دوا مرض خود را معالجه می کنند. آیا بیشتر مطلوب خدا از خلقت انسان علم و دانش او می باشد و یا دعا و نیایش او؟ انسان در خط دعا و نیایش اسباب و ابزاری در اختیار خدا بیشتر نیست. و اما در خط علم و دانش می تواند آزادانه و آگاهانه از منابع طبیعت استفاده کند. در هر صورت نمی توانیم بگوئیم که انسانی که موفقیت دعائی دارد پیش خدا محبوبتر از انسان دوم است و نمی توانیم بگوئیم که خدا بیشتر انسان را به صورت اسباب و ابزار در اختیار اراده ی خود می خواهد نه به صورت یک دانشمند آگاه و آزاد. انسانی که عاقبت
و كان من دعائه علیه السلام اذا وقع عنه ما یحذرا و یعجل له مطلبه
مومن بداند که او را چه اجر است در مصایب هر آینه آرزو کند که بدن او را به مقراض قطعه قطعه نمایند. اللغه ظل بودن در روز و بت بودن در شب وزر عقوبت و وبال. الاعراب من العافیه بیان ما در ما ظلمت و بت. یعنی اگر می باشد آنچه را که روز نمودم در او یا داخل شب شدم در او از عافیت که پیش روی بلای همیشگی و عقوبت برداشته نشده پس مقدم نما تو از برای من آنچه را که موخر نمودی و موخر نما از برای من آنچه را که مقدم نمودی مقصود آن است که بلا را در دنیا بده و عافیت در آخرت. یعنی عافیتی که عقب او بلا و بلائی که عاقبت
مسجد امیر ماه رمضان 95 سخنرانی هشتم
جاهلانه را هم میخورید پایان کار هم خدا به آن پیغمبر فرمود اهلت که مومن هستند بردار امشب ازاین شهر برو بیرون که من اراده کردم کف شهر را بیاورم بالا بالا را ببرم زیر و بر تمام اینها تا جان ندادند از آسمان سنگ ببارم. عاقبت
تفسیر قرآن ـ جلسه دهم
مومن است. با توجه به این حقیقت شما در همین سوره توبه که پروردگار میفرماید. اموال را به عوض بهشت میخرم. در همین سوره توبه درباره اموال این آیه را هم ملاحظه کنید. و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله 6 خیلی عجیب است آیه را که آدم دقت میکند. یکنزون الذهب و الفضه . یعنی جمع کردن ثروت خزینه کردن ثروت انبار کردن ثروت بالا بردن ثروت در این بانکها و لا ینفقونها . اینکه انفاق راجع به مال و ثروت جمع شده را مطرح میکند معلوم میشود مال مال حلال است چون حکم انفاق به مال حرام نمی خورد. مال حرام یک حکم بیشتر ندارد از ید اهل حرام خارج بشود و به مالکان آنها برگردد و لو مالک بی دین و لائیک و کافر غیر حربی مشرک غیر حربی باشد.یکی از یاران امام صادق میخواهد مکه برود ظاهرا مکه واجب هم بوده صحبت دین پیش آمد که آدم باید در وطن خودش یک پاکسازی کامل بکند از خودش و زندگی خودش و بعد به حج برود. من سه تا رساله برای بعثه نوشتم چاپ شده بنام در بارگاه نور چهل حدیث حج و حج در آیینه عرفان. خودشان چاپ کردند. وقتی این سه رساله را مینوشتم فهمیدم تمام بار سنگین حج مال قبل از حج است نه مال اعمال حج. کسی که میخواهد به حج برود یک برنامهای که باید انجام بدهد تصفیه مالش است. اگر 5 میلیون تومان از 5 میلیارد مالم را تخمیس کنم و با آن بروم حج و با همین هم لباس احرام بخرم حوله بخرم پول گوسفند بدهم مرحوم آیت الله العظمی خویی یک چنین تصفیه را قبول نداشت میفرمود خمس مشاع در کل مال است با 5 میلیون تومان با توجه به مشاع بودن خمس اگر خمسش را بدهند پاک نمی شود. حالا کاری به مسائل فقهی حج ندارم بار سنگین حج مال قبل از حج است توی سه تا رساله من به این نتیجه رسیدم. که حج با این اصراری کهخدا دارد و من کفر فان الله غنی عن العالمین 7 . یا آن روایتی که در رساله های گذشتگان نقل شده بود کسی که حج ندارد وقت مرگش به او میگویند فلیمت یهودیا او نصرانیا 8 . با توجه به اینکه شب 21 امیر المومنین فرمود الله الله فی بیت ربکم لا تخلوه ما بقیتم 9 . و بعد هم فرمودند این خانه را خالی نگذارید اینجا باید هر سال پر باشد از تمام مطالبی که عرض شد نتیجه میگیریم که مال مورد انفاق مال حلال است. الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله . عاقبت
لذتبخشترین لذتها در بهشت تماشای چهره حسین(ع) است
مومن گره قلبی با حقایق الهی است که از راه مطالعه یا شنیدن حاصل شده و مومنان از این طریق حق را یافتهاند. ما در این دنیا هرچه را میبینیم به آن باور و یقین داریم اما قرآن و اهلبیت ع آنچنان بر مبنای حقیقت و اصول با ما سخن میگویند که به ندیدنیها هم یقین پیدا میکنیم. وی ادامه داد روزی امیرالمومنین ع -که خود در قله ایمان و باور به حقایق بود- به میثم تمار گفت بیا با هم قدمی بزنیم. این خیلی عشق دارد که علی ع به انسان بگوید بیا تا باهم قدم بزنیم اما حالا که علی ع نیست ما میتوانیم با نهج البلاغهی او قدم بزنیم. این مفسر قرآن کریم افزود با هم کنار نخلی رفتند و امیرالمومنین ع به میثم گفت بیست سال دیگر به جرم باور کردن علی ع تو را از همین نخل دار میزنند تو در آن روز چه میکنی؟ میثم گفت من تا ابد با تو خواهم ماند حال هر کاری که میخواهند با من بکنند تفاوتی ندارد. میثم با شنیدن عاقبت
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی دوم
مومن است باسواد است این مقدار من میتوانم جهازیه بدهم اضافه از این را باید بروم زیر بار قرض نمیتوانم برای نامزدی دخترم دویست میلیون بدهم هتل بگیرم یک سی تا از شما سی تا از من بیایید در خانه دور هم جمع میشویم نمازمان را میخوانیم میوهمان را میخوریم شاممان را میخوریم و میرویم اینجور آدم کی گیر میافتد؟ به من بگویید شما چه زمانی گرفتار میشود؟ هیچ زمانی این حرفهای ائمه ما عرشی است این حرفهای ائمه ما هدایت است این حرفهای ائمه ما به قول حضرت صادق نور است چراغ راه است.امام نهم میفرماید خصلت سوم که کمال و همه کمال است این است که اگر حادثهای پیش آمد خشکسالی کم آبی کسادی کسب داغ فرزند انسان صبر داشته باشد در گردانه ایمان به خدا و رفاقت با خدا و عبادت خدا بماند خارج نشود پیشامد او را بیحوصله نکند دلسرد نکند بماند در دین خدا. این کلام رسول خدا و کلام حضرت جواد الائمه.خب آنهایی که به قول پیغمبر قدر خود را شناختند یعنی اندازه و جایگاه خود را فهمیدند که بالاترین و بهترین جایگاهی که اینها فهمیدند این بود که یقین کردند حس کردند و با این یقین و حس هم تا آخر عمر زندگی کردند که ما مملوک هستیم کلیددار ما مالک ماست و ما هم قدرت تصرف در تکوینیات عالم را نداریم به این معنا که میدانیم هیچ چرخی در این عالم به خواست ما نمیچرخد به خواست یک نفر میچرخد خب ما چرا ادعای استقلال بکنیم؟ یا به قول قرآن کوس استغنا بزنیم؟ من مملوک خودم را واگذار به مالکم میکنم مالک من تمام مصلحت دنیا و آخرت من را میداند و وقتی من خودم را در اختیار او گذاردم و در دست اراده او گذاردم و خودم را واگذار به او کردم از همه عالم بلدتر است که من را در زندگی چگونه راهنمایی کند خب وقتی که توجه به این جایگاه خود کردن که ما مملوک هستیم آمدند یک کار زیبایی کردند کار زیبایشان هم این بود.البته این کار اولشان است من در کتابها که دقت میکردم اینها دوازده تا ویژگی دارند یا دوازده تا کار دارند یا دوازده تا عمل یکیش این است وقتی جایگاه خود را شناختند مملوک هستند و یک دانه مالک هم بیشتر ندارند آن هم پروردگار است و به خاطر این معرفتشان به مملوک بودن خود و مالک بودن او اهل توحید بودند یعنی هیچ معبودی را در کنار خدا علم نکردند که بگویند ما در اطاعت شریک برای خدا قرار میدهیم هم از خدا اطاعت میکنیم هم از شیطان هم خدا هم خرما هم پلوی معاویه هم اقتدا در نماز به علی ابن ابیطالب نه. میگفتند امروز در زندگی خودشان شاه انجمن دلبران یکیست دلبر اگر هزار ولی دل بر آن یکیست همین تمام وجودشان فریاد میزد لا اله الا الله.با شناخت جایگاه خود اینها دوازده ویژگی پیدا کردند یا دوازده کار پیششان است یکیش این است. که توجه داشتند چقدر این توجهشان زیبا بوده توجه داشتند که وجودشان معدن خدا در این عالم است و خدا در این معدن دوازده گوهر قرار داده تا روز آمدن ملک الموت با چنگ و دندان این دوازده گوهر را با کمک خدا با گریه و با ناله و با دعا نگه داشتند که دزد نبرد و با خودشان هم برداشتند و بردند آن طرف هیچی را دزد نبرد.یکی از این دوازده ویژگی این بود که قلبشان قلب هدایتشده بود با توفیق خدا با بعثت انبیا با ولایت ائمه طاهرین با نظر اولیا پروردگار خب قلب هدایتشده برای اینها چه کار کرد؟ سه تا کار کرد یکی یک زندگی خیلی پاکی بهشان داد زندگی بیدردسر زندگی که گناه کبیره نداشت ظلم به دیگران نداشت بداخلاقی نداشت بدرفتاری نداشت تجاوز نداشت مال حرام نداشت پاک بود زندگی. قلبی که هدایت شده است میفهمد چگونه زندگی کند میفهمد بدن را فکر را چشم را گوش را دست و پا و شکم و شهوت را کجا ببرد و کجا هزینه کند میفهمد. درک میکند. این یک ویژگی.و برای این ویژگی و بقیهاش دائم در حال دعا بودند امام صادق میفرماید زیاد این دعا را داشته باشید خدا مستجاب میکند قلب هدایت شده هم زندگی پاکی را برای صاحبش میآورد و هم رضای خدا را در قیامت و هم بهشت خدا را قلب منحرف یک زندگی آلوده ناپاک پریشان پر از گناه پر از ظلم و عاقبت
از دعاهاى امام علیه السلام است در خوهاى ستوده و كردارهاى پسندیده
رشک در دل من می افکند به یاد بزرگیت و اندیشه در توانائیت و عاقبت اندیشی بر دشمنت که از بندگیت دوری گزیده آن را دشمن دارد مبدل گردان و آنچه از سخن زشت یا بیهوده یا دشنام به عرض و آبرو ی کسی یا گواهی نادرست یا غیبت کردن مومن
English