اشکهای علی(ع) روی منبر مسجد کوفه
روزی نشسته بود کفشهایش را وصله میکرد و ابن عباس هم یک طرف نشسته بود؛ کفشهایش را که وصله کرد جلوی خود گذاشت و به ابن عباس گفت قیمت این کفش چقدر است؟! ابن عباس گفت کفش شما پر از وصله است و هیچ قیمتی ندارد. سپس علی(ع) فرمود حکومت من بر شما و بر دنیای شما اگر بر من زمینهای نباشد تا حق غارتشده مظلومی را از یک ستمگر بگیرم و به او برگردانم، برای من از این کفشها هم بیارزشتر است. آیا کسی را سراغ دارید که جایگاه حکومتی خود را اینگونه ارزیابی کند؟!
خودش نمیخورد تا همه را سیر کند، خودش نمیپوشید تا همه را بپوشاند و خودش استراحت نداشت تا همه مردم مملکت استراحت کنند اما خیلی مزاحم داشت به قدری که یک روز روی منبر مسجد کوفه، اشک ریخت و گفت شما مردم قلب من را در سینهام مانند نمکی که در آب حل می شود، آب کردید.
متن کامل، صوت و سایر کلیپ های این سخنرانی را در
اینجا (شناخت نفس و موعظه اهلبیت(ع))
ببینید.
English