لطفا منتظر باشید

لذت‏بخش شدن عبادات و دورى از ظواهر مادى

تبدیل این رابطه بسیار رنج دارد، تا چه موقع؟ تا وقتى که روابط ما با ظواهر لذت‏آور بر اثر تکرار و تنیدن آن روابط معنوى قوى شود. وقتى قوى شد، تمام لذت‏هاى ظاهرى است، اما شدّت رابطه معنوى انگار جسم ما را کرخ کرده است. آب مى‏خوریم، عادى است، غذا را مى‏خوریم، عادى است، به سفره رنگین که چشم ما مى‏افتد، حال ما به هم مى‏خورد، لباس که مى‏خواهیم بخریم، هیچ جورى وادار نمى‏شویم، بهترین پارچه را بخریم، مى‏گوییم بدن ما مگر چه قدر مى‏ارزد؟ مى‏خواهم چه کار؟ چه قدر مگر باید به صورتم، به سرم، به مویم، به لباسم، به کفشم، به کلاهم اهمیّت بدهم، مى‏خواهم چه کار؟ وقتى روابط معنوى با تکرار عمل تنیده شد، از آن طرف هم با تنیده شدن روابط و تکرار عمل قرآن مى‏فرماید : «لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»2 ؛ دائم از عالم معنا در به روى تو باز مى‏کنم. دائم احساس تو جور دیگرى مى‏شود، حال دیگرى پیدا مى‏کنى، شوق دیگر پیدا مى‏کنى، آن گاه به جایى مى‏رسى که نه از ترس من، ترسى دیگر وجود ندارد، قرآن مى‏گوید : فقط از عشق من تا آخر عمرت اشک مى‏ریزى :«اَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ»3.به خاطر غصه و اندوه از دیدگانشان اشک مى‏ریخت.از شدّت شوق و عشق این دو چشمش را مانند دو چشمه آب اشک مى‏جوشاند، خیلى لذت دارد. گریه مى‏کند و لذت مى‏برد. آن جا دیگر بحث عذاب خدا مطرح نیست، اگر کسى عذاب خدا را بگوید، داد مستمعش درمى‏آید، فریاد مى‏کشد که چه مى‏گویى؟ من به نهایتى رسیده‏ام که در آن جا غیر از رحمت و عشق و محبّت و عاطفه هیچ چیز دیگرى نمى‏بینم. مى‏بینم که آغوش مولایم دائم باز است، اصلاً عذابى در آن جا وجود ندارد، پس تو چرا این قدر گریه مى‏کنى؟ مى‏گوید : از شدّت وصل و شوق است.

نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه