فارسی
يكشنبه 26 فروردين 1403 - الاحد 4 شوال 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

براى هر گناهى توبه اى مخصوص است

عده اى از مردم تصور مى کنند اگر به خاطر انواع گناهان خود ، از خداوند عذرخواهى کنند و جمله ى اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَاَتُوبُ اِلَیْه را بر زبان جارى کنند ، و گوشه ى مسجد یا حرمى از حرم هاى اهل بیت زیارتى بخوانند و اشکى بریزند ، توبه حاصل مى شود ; در صورتى که آیات و روایات مربوط به توبه ، این روش را به عنوان توبه قبول ندارند ، اینگونه مردم باید توجه داشته باشند که توبه بر حسب اختلاف گناهان مختلف است ، براى هر گناهى توبه اى خاص مقرر است که اگر انسان توبه ى مخصوص به آن گناه را تحقق ندهد ، پرونده ى او از آن گناه پاک نمى شود و مظلمه ى آن تا قیامت بر عهده ى او باقى مى ماند ، و در آن روز به اسارت عذاب آن گناه دچار خواهد شد .تمام گناهان را مى توان در سه مرحله خلاصه کرد :1 ـ گناهانى که به صورت ترک عبادات واجبه و طاعات لازمه صورت گرفته ، مانند : ترک نماز ، روزه ، زکات ، خمس ، جهاد و . . .2 ـ گناهانى که به صورت تخلف از نواحى حق صورت گرفته و اصطکاکى با حق مردم ندارد ، مانند : شرب خمر ، چشم چرانى ، زنا ، قمار ، لواط ، استمناء ، استماع موسیقى حرام و . . .3 ـ گناهانى که علاوه بر نافرمانى از اوامر حق ، حقوقى از مردم را ضایع نموده ، مانند : قتل نفس ، سرقت ، ربا ، غصب ، خوردن مال یتیم ، رشوه ، ضربه زدن به بدن یا مال مردم و . . .توبه از گناهان دسته ى اول ، انجام ترک شده هاست : خواندن نماز ، گرفتن روزه ، رفتن به حج ، پرداخت خمس و زکات تمام دورانى که خمس و زکات به انسان تعلق گرفته .توبه از گناهان دسته ى دوم ، استغفار و پشیمانى ، و عزم بر ترک جدى نسبت به آن گناهان است ، به صورتى که انقلاب حال انسان باعث شود که اعضا و جوارح از هوس بازگشتن به گناه باز مانند .توبه از گناهان دسته ى سوم ، رجوع به مردم و پاک شدن از حقوق آنهاست ، به اینکه قاتل خود را در اختیار خانواده ى مقتول بگذارد ، تا او را قصاص کنند ، یا خونبهاى مقتول را از او بگیرند ، یا وى را عفو نمایند ، رباخوار باید تمام رباهاى گرفته شده را به مردم باز گرداند ، غاصب باید اشیاى غصب شده را به صاحبانش پس بدهد ، مال یتیم و رشوه باید به مالکانش باز گردد ، دیه ى ضربه هاى بدنى باید پرداخت شود و خسارتهایى که به اموال مردم زده شده باید جبران گردد . براى تحقق توبه ى واقعى باید از نفوذ سه جاذبه آزاد شد .

1 ـ شیطان
لفظ شیطان و ابلیس در حدود 98 بار در قرآن مجید ذکر شده ، موجود خطرناک و وسوسه گرى که هدفى جز بریدن انسان از عبادت و طاعت حق ، و درانداختنش به انواع گناهان و معاصى ندارد .کتاب خدا از انسان گمراه و گمراه کننده ، و از موجودى نامریى که باطن آدمى را در حوزه ى وسوسه قرار مى دهد تعبیر به شیطان نموده .شیطان از ماده ى شطن و شاطن به معناى خبیث و پست و سرکش و متمرد ، و گمراه و گمراه کننده آمده ، چه این موجود از نوع انسان باشد یا نوع جن .کتاب خدا و روایات و اخبارى که به عنوان تفسیر و توضیح قرآن ، از پیامبر و ائمه ى طاهرین نقل شده خصوصیات شیاطین انسى و جنى را بدین صورت بیان مى کنند :دشمن آشکار و قسم خورده ، امر کننده به بدکارى و فحشا و دادن نسبت ناروا به خداوند ، ترساندن اهل خیر از فقیر شدن به خاطر خرج کردن در راه خیر ، انداختن انسان در لغزش ، کشاندن آدمى به گمراهى به صورتى که از سعادت بسیار بسیار دور شود ، زمینه سازى براى شرب خمر ، قمار ، شرط بندیهاى حرام ، ایجاد عداوت و کینه در قلوب مردم نسبت به یکدیگر ، جلوه دادن کار زشت ، وعده ى ناحق دادن ، ایجاد غرور در باطن ، به خوارى کشیدن انسان ، ایجاد مانع در راه حق ، دعوت به امورى که مورث عذاب جهنم است ، زمینه ى ایجاد طلاق بین زن و شوهر ، فراهم آوردن زمینه ى قرارداد بین مردم براى معصیت ، جلوه دادن عشق به دنیا ، ایجاد محبت بیش از حد نسبت به پول ، مغرور کردن انسان براى ارتکاب گناه به امید توبه ، ایجاد خود بینى ، بخل ، غیبت ، دروغ ، تحریک شهوات ، تشویق به ارتکاب گناه علنى ، تحریک خشم و غضب .


انسان تا در اسارت جاذبه ى شیاطین انسى و جنى است ، امکان توبه ى واقعى براى او وجود ندارد ، چرا که با حاکمیت نفوذ شیاطین ، انسان پس از توبه دوباره وسوسه به گناه مى شود ، و عهد توبه را شکسته ، و به طاعت از شیاطین تن مى دهد .

تائب باید با طلب توفیق از خداوند مهربان ، و ادامه ى ترک گناه ، و تمرد و سرکشى از شیاطین ، به تدریج نفوذ این عناصر خبیث را از خیمه ى حیات خود دفع کند ، و به سلطه ى این دشمنان قسم خورده خاتمه دهد ، تا مایه ى توبه و انابه در قلب بماند ، و این عهد نورانى با هجوم ظلمت نشکند .

2 ـ دنیا

کیفیت رابطه ى انسان با تمام عناصر مادى ، و آنچه که عامل تداوم حیات و بقاء است دنیاى آدمى است .

اگر این رابطه بر اساس خواسته ى حق نظام گرفته باشد ، بدون شک دنیاى انسان دنیاى ممدوح و موجب آبادى آخرت است ، و اگر رابطه ى انسان با شئون مادى بر اساس هواى نفس و خواسته هاى بى حد و مرز شکل گرفته باشد ، دنیاى انسان دنیاى مذموم و باعث خرابى آخرت است .

البته رابطه اى که بر اساس هواى نفس ، و خواسته هاى بى قید و شرط با عناصر مادى نظام گرفته باشد زمینه اى قطعى براى افتادن در عرصه ى گناه است .

در سایه ى این رابطه ى غلط است که انسان دچار عشق مفرط به شهوات و مسائل مالى مى گردد ، و از این رهگذر در گردونه ى مخالفت با اوامر و نواهى حق قرار مى گیرد .


اینگونه رابطه باعث مغرور شدن به امور مادى و شهوات است ، و نتیجه ى آن زیان سنگین ، و سپس ورود به آخرت همراه با کوله بارى از خسارت است .

على (علیه السلام) درباره ى این چنین دنیا مى فرمایند :

الدُّنْیَا تَغُرُّ وَتَضُرُّ وَتَمُرُّ . . .(1)

دنیا مغرور مى کند ، و زیان مى زند ، و مى گذرد .

خداوند در شب معراج ، درباره ى ویژگیهاى گرفتاران به دنیاى مذموم به پیامبرش فرمود : اهل دنیا آنانند که خوراک و خنده و خواب و خشمشان زیاد است ، خشنودى آنان به عنایت حق اندک و رضایتشان از مردم کم است ، از بدى خود نسبت به مردم عذر و پوزش نطلبند ، و معذرت دیگران را نیز قبول ننمایند ، به وقت طاعت تنبل ، و به هنگام گناه شجاع و قدرتمندند ، آرزویشان دراز و اجلشان نزدیک ، و اهل محاسبه ى نفس نیستند ، سودشان اندک ، سخن گفتنشان بسیار ، و ترسشان از عذاب حق کم ، و شادى و خوشحالى آنان به وقت خوردن زیاد است .

به هنگام راحت و آسایش شکر نکنند ، در بلا و مصیبت صبر ننمایند ، بسیار مردم در نظرشان اندک است ، به کارى که انجام نداده اند خود را مى ستایند ، و نسبت به چیزى که براى آنان نیست ادعا دارند ، و به آنچه که آرزو دارند سخن مى گویند ، بدیهاى مردم را ذکر مى کنند ، و خوبیهاى آنان را پنهان مى دارند ، پیامبر عرضه داشت : پروردگارا ! در اهل دنیا غیر از این عیوب ، عیبى هست ؟ خطاب شد : اى احمد ! عیب اهل دنیا زیاد است ، در آنان نادانى و حماقت وجود دارد ، نسبت به آموزگار خود فروتنى ندارند ، خود را به نظر خویش عاقل مى دانند ، در

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ نهج البلاغه : 877 ، حکمت 415 ; غرر الحکم : 135 ، الدنیا دار غرور ، حدیث 2347 ; روضه الواعظین : 2 / 441 ، مجلس فى ذکر الدنیا .

حالى که نزد آگاهان احمقانند(1) !

اگر کسى از گناهانش توبه کند ولى در عین توبه در سیطره و سلطه و حکومت اینگونه جاذبه ها و کشش هاى مادى باشد ، آیا توبه ى او پابرجا مى ماند ، و در عرصه گاه توبه مى تواند قدمى ثابت و مستقیم داشته باشد ؟

توبه کننده ، تا از نفوذ اینگونه امور آزاد نشود ، توبه ى واقعى براى او غیرممکن است ، چرا که توبه مى کند ولى هجوم یکى از این امور باعث توبه شکنى او مى شود .

3 ـ آفات
علایق غلط ، محبت هاى بیجا ، عشق افراطى به لذتها ، شهوات نامحدود ، امیال بى حد و مرز ، غرایز خارج از چهارچوب حق ، هواى نفس و خواسته هاى بى محاسبه ، آفات خطرناکى هستند که تا در زندگى انسان جولان دارند ، مانع از تحقق توبه ى واقعى اند ، توبه کننده باید تمام این امور را از وجود خود پاک نماید ، و به علاج این امراض اقدام کند ، تا راه ظهور توبه ى جدى باز شود .

 

0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

انتخاب مقالات تخصصی کنگره بین المللی حماسه ...
خوف
اطلاعیه ستاد برگزاری کنگره حماسه حسینی
مروری بر مقتل سید الشهدا اثر استاد انصاریان ...
حكمت در اصطلاحات و كنايات عرفا
برخورد مرحوم مجلسى با افراد شرور
معناى دين
پاك دامنى عالم‏
نعمت‏هاى خدا از زبان سید الشهدا علیه السلام
امید به کرامت خدا در قیامت

بیشترین بازدید این مجموعه

برخورد مرحوم مجلسى با افراد شرور
خوف
معناى دين
انتخاب مقالات تخصصی کنگره بین المللی حماسه ...
ارزش ستر عيب در روايات
مروری بر مقتل سید الشهدا اثر استاد انصاریان ...
اطلاعیه ستاد برگزاری کنگره حماسه حسینی
حكمت در اصطلاحات و كنايات عرفا

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^