فارسی
جمعه 25 خرداد 1403 - الجمعة 6 ذي الحجة 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

خون بها ازحجة‏الاسلام نیّر تبریزی

چون تیر عشق جا به کمان بلا کند
اول نشست، بر دلِ اهل ولا کند
در حیرتند خیره سران از چه عشق دوست
احباب را به بند بلا مبتلا کند
بیگانه را تحمل بار نیاز نیست
معشوق، ناز خود همه بر آشنا کند
تن پرور از کجا و تمنّای وصل دوست
دردی ندارد او که طبیبش دوا کند
آن را که نیست شور حسینی به سر ز عشق
با دوست کی معامله کربلا کند
یک باره پشت پا به سرِ ما سوا زند
تا ز آن میان از این همه خود را سوا کند
آری کسی که کشته او این بود سزاست
خود را اگر به کشته خود خون بها کند
باللّه اگر نبود خدا خون بهای او
عالم نبود در خورِ نعلین پای او


منبع : حجة‏الاسلام نیّر تبریزی
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

قرار نیست از سیداکبر میرجعفری‏
در گوش پیامی از پیمبر دارم از سید حبیب حبیب پور
موجِ جنون سرمی زند صحرا به صحرا از محسن نیکنام
غبار غم ازسودابه امینی
روزی که خاک نشئه ی صبح نشورداشت از غلامرضا کافی
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد از علی رضا لک
تو زنده ای ، برای خودم گریه می کنم از رضا اسماعیلی
هنگام استجابت یک انتخاب بود...!
وصال دوست را آسان ندادند  
از حنجره خسته زینب علیهاالسلام

بیشترین بازدید این مجموعه

غبار غم ازسودابه امینی
روزی که خاک نشئه ی صبح نشورداشت از غلامرضا کافی
از حنجره خسته زینب علیهاالسلام
تو زنده ای ، برای خودم گریه می کنم از رضا اسماعیلی
هنگام استجابت یک انتخاب بود...!
موجِ جنون سرمی زند صحرا به صحرا از محسن نیکنام
وصال دوست را آسان ندادند  
در گوش پیامی از پیمبر دارم از سید حبیب حبیب پور
قرار نیست از سیداکبر میرجعفری‏
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد از علی رضا لک

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^