فارسی
سه شنبه 29 خرداد 1403 - الثلاثاء 10 ذي الحجة 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

0
نفر 0

گناه و سبب آن - جلسه اول – (متن کامل + عناوین)

 

عظمت شهراللّه در دورى از گناه

بررسى ويژگى هاى ماه مبارك رمضان

 

 

تهـران، حسينيه همدانى ها رمضان 1384

 الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

  

وجود مبارك حضرت صادق  عليه السلام در ارتباط با ماه مبارك رمضان روايتى را از وجود مبارك رسول خدا  صلى الله عليه و آله نقل مى كنند كه متن اين روايت نشان دهنده رحمت ويژه پروردگار به روزه داران در اين ماه است و اين كه روزه داران ـ هر كسى به تناسب سعه وجودى خودش در پيشگاه مبارك پروردگار ـ از ارزش والايى برخوردار مى باشد و معامله خداوند در اين ماه با روزه داران، معامله ويژه و خاصى است.

در ابتداى روايت رسول مطهر  صلى الله عليه و آله آمده است:

 

«شَهْرُ رَمَضانَ شَهْرُ اللّهِ»

 

اين ماه رمضان، ماه خداست؛ يعنى در دوازده ماه قمرى، پروردگار عالم اين ماه را ويژه خودش قرار داده و براى خود انتخاب كرده است. به اين معنا كه در اين ماه معامله اى با بندگانش دارد كه در يازده ماه ديگر اين معامله را ندارد؛ هر چند بندگانش در يازده ماه ديگر عبادت هاى مورد قبول خدا را انجام دهند.

اين كه كلمه «شهر» به پروردگار اضافه شده است؛ «شهر اللّه» چون اين ماه ارتباطى كه با «اللّه» دارد، ظرفى شده است كه خداوند متعال عنايات، كرامات و  الطافش را در اين ظرف، بر بندگانش نازل مى كند كه يازده ماه ديگر، چنين ظرفيتى را ندارند تا به بندگانش به اين كيفيت عنايت و لطف شود.

 

«وَ هُوَ شَهْرٌ يُضاعِفُ اللّه فِيه الحَسَناتِ»[1]

 

اگر شما در يازده ماه ديگر نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء را مى خوانيد، همان هفده ركعت در پرونده شما ثبت مى شد، اما در اين ماه هر ركعت از نماز واجب يا مستحب شما، مضاعف مى شود و اين اضافه كردن در عالم طبيعت بهتر قابل مشاهده است.

 

طريقه اضافه كردن حسنات

پروردگار در سوره مباركه بقره مى فرمايد:

 

« مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ »[2]

 

«حبّة» يعنى دانه. هر دانه اى هفت خوشه مى روياند كه در هر خوشه صد عدد دانه قرار داده است. خدايى كه در عالم طبيعت، هر دانه اى را به هفتصد دانه تبديل مى كند، اين كار را در عالم معنا نيز انجام مى دهد كه شما در ماه مبارك رمضان، دو ركعت نماز مى خوانيد، دو ميليون ركعت به پاى شما حساب مى كند و هزاران برابر ثواب مى دهد.


در اين ماه ختم قرآن مى كنيد كه در روايات اصرار شده است كه اگر بتوانيد كل قرآن را در ماه مبارك رمضان ختم كنيد، اگر بيشتر توانستيد بيشتر بخوانيد؛ هر سه روز يك ختم قرآن، براى كسى كه وقت دارد، اين ختم قرآن را پروردگار چه مقدار اضافه مى كند؟

حروف قرآن مجيد شمرده شده است. در هفتصد سال قبل، ابوالفتوح رازى، در تفسير با عظمت خود، هر سوره اى كه مطرح مى كند، مى گويد كه چند آيه، چند كلمه و چند حرف دارد.

مثلاً وقتى سوره حمد را شروع به خواندن مى كنيد:

 

« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ »

 

اين آيه نوزده حرف دارد، وقتى اين آيه را مى خوانيم، ثواب نوزده ختم كامل قرآن را به پاى شما مى نويسند.

 

« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ »[3]

 

به ازاى هر حرفى، ثواب يك ختم قرآن را براى شما ثبت مى كنند.

كَرم پروردگار بى نهايت است. هرگز برنامه اى از خدا را با برنامه ها و مقياس بشرى نبايد مقايسه كرد، چون خزائن او بى نهايت است. بنابراين، وقتى شما شش هزار و ششصد و شصت آيه قرآن را كه سى جزء است، قرائت مى كنيد، به تعداد حروف اين آيات، ثواب قرائت كل قرآن در پرونده شما ثبت مى شود.[4]


 

محو سيئات روزه دار

اگر ثواب همين قرائت قرآن را در قيامت در ترازوى عمل شما بگذارند، ترازو را چقدر سنگين مى كند؟ شما بايد وزن معنوى قرآن را به دست بياوريد، بعد وزن چند ميليون قرائت قرآن را در چند ماه رمضان حساب كنيد، بعد به كرم بى نهايت حضرت حق توجه كنيد، تا ببينيد اين امر مستحب در قيامت چقدر به ترازوى عمل شما وزن، اضافه مى كند؟ بعد، در آنجا با شما چگونه معامله مى كنند؟

 

«وَ يَمْحُو فيه السَيِّئات»[5]

 

خداوند متعال در اين ماه، گناهان شما را محو مى كند. نمى فرمايد: مى آمرزد، كلمه محو يعنى سيئات را از پرونده پاك مى كند.

آيا در اين جمله پيغمبر اكرم نظر به توبه دارند؟ نه. يعنى اگر كسى در ماه رمضان گناهى نكند، اما از گذشته اش نيز توبه نكند و چيزى نيز نگويد، ساكت باشد، يعنى به پروردگار نگويد: من از گذشته ام غلط كردم و عذر مى خواهم،
مانعى ندارد، بناى خدا بر اين است كه سيّئات بنده روزه دارش را در ماه رمضان، حتى بدون درخواست و توبه محو كند.

خدا در قرآن مى فرمايد: من بندگانم را مى آمرزم و در آن آيه نيز نيامده است كه به شرط توبه كردن مى آمرزم. چون بهترين علت آمرزش اين است كه انسان به ماه مبارك رمضان وصل باشد.

اين اتصال به ماه رمضان و روزه كه در اين ظرف است، به قدرى توانش بالا است كه زشتى ها را از پرونده محو مى كند. يعنى اگر در اين ماه رمضان، روزه دارى بميرد و هزاران گناه بين خود و خدا داشته باشد، توبه اى نيز نكرده باشد، وقتى در قيامت وارد محشر مى شود، پرونده اش را مى دهند كه بخواند، مى بيند كه در هيچ صفحه اى از آن خبرى از گناهانش نيست.

در بعضى از روايات دارد كه از پروردگار مى پرسد: اين پرونده من است؟ چون شگفت زده مى شود. خطاب مى رسد: بله، براى تو است. مى گويد: همه خوبى ها را نوشته اند، اما بدى هايم را چرا ننوشته اند؟ خطاب مى رسد؟ بدى هاى تو را نيز نوشته بودند، ولى به روزه ماه رمضان، ما بدى هايت را محو كرديم.[6]


 

بخشش بى نهايت خدا بر بندگان

در روايات معتبره آمده است: شخص مشرك، بت پرست و ضدّ خدا، بيدار مى شود و در محضر پيغمبر عظيم الشأن اسلام  صلى الله عليه و آله اسلام مى آورد، فقط شهادتين را مى گويد و از گذشته اش نيز هيچ حرفى به ميان نمى آورد، از پيغمبر  صلى الله عليه و آله نمى پرسد كه گناهان اين چند ساله گذشته را چه كنم؟

در سوره فرقان آمده است كه: شخصى در گذشته زناكار، بت پرست، آدم كش، در تاريكى غفلت و جهل بوده، اما بيدار شده، آمده و شهادتين را گفته و بلافاصله از دنيا رفته است. رسول خدا صلى الله عليه و آله خودش او را غسل داده، در قبر گذاشته، درون قبر هم خم شده و صورت او را بوسيده و فرموده است: چقدر راحت به بهشت رفتى.[7]

يعنى در هيچ جا از مواقف قيامت گير نكرده است؛ نه در دادگاهى او را خواستند كه تو، چرا بت پرستيدى، نه خواستند كه بگويند: چرا زنا كردى، يا آدم كشتى. پاى هيچ توبه اى نيز در ميان نبوده، ولى سيّئات او اين گونه محو شده است. آيا انصاف است كه با اين خدا زندگى نكنيم؟

برخورد نادرستى بين ما و كسى به وجود مى آيد، گاهى آثار اين برخورد
ناباب ساليان طولانى گريبان ما و او را گرفته، نه ما گذشت مى كنيم و نه او. ما پشت سر او بد مى گوييم و او پشت سر ما. چند نفر مى آيند واسطه مى شوند تا آشتى كنيم، آشتى نمى كنيم و حاضر به فراموش كردن گذشته و بخشيدن او نيستيم، اما بنده اى در تمام عمر با پروردگار درگيرى داشته، با لحظه اى برگشتن، بدون عذرخواهى و توبه كردن مرده است، اما در هيچ كجاى قيامت به او گير ندهند!!!

اين احترامى است كه خدا به بنده اش مى گذارد، با شهادتين واقعى، تمام سيّئات او را محو مى كند.

در سوره «الرحمن» مى فرمايد: هيچ كس از انس و جنّ حق ندارد از من بپرسد كه چرا اين كار را كردى. من خواستم كه در ماه رمضان همه گناهان بنده ام را محو كنم، كسى حق چون و چرا با من را ندارد، چون من مالك آفرينش هستم و بنده ام نيز مملوك من است، خودم به او آزادى و اختيار دادم، از اختيارش سوء استفاده كرد، اما بعداً به ماه رمضان وصل شد، به احترام اين ماه، همه سيّئات او را محو مى كنم.

 

مبارك بودن ماه رمضان

خداوند متعال اين ماه را ماه بركت نيز قرار داده است:

 

«فَهُوَ شَهْرُ البَرَكَةِ»[8]

 

بركت يعنى چه؟ نبايد ما كلمه بركت را تنها متوجه امور مادى كنيم. «بركت، تبارك، مبارك» در ارتباط با حقيقت و شؤون عالم است. پروردگار عالم، قرآن مجيد را به عنوان كتاب مبارك بيان مى كند. مبارك يعنى چه؟ يعنى منبع با منفعت
و ماندنى.

 

« تَبَـرَكَ الَّذِى بِيَدِهِ الْمُلْكُ »[9]

 

مبارك است خدايى كه فرمانروايى ويژه اوست. يعنى خدا موجودى، با منفعت و دايمى است.

پس «شهر البركة» يعنى آن افرادى كه اهل روزه ماه رمضان هستند، خداوند متعال اين كمك را به آنها مى دهد كه آثار، منفعت و بركت اتصال به اين ماه، تا ابد براى آنها بماند. يكى از آثار ماه رمضان سال گذشته، اين بوده است كه خداوند شما را تا امسال اهل توحيد، عبادت و محبت به اهل بيت  عليهم السلام نگهداشته است. بركات امسال نيز تا سال ديگر ادامه دارد و ادامه دارد تا به قيامت وصل مى شود كه در آنجا اين بركات و منافع، دايمى و هميشگى است.

 

روزه، سپرى در مقابل آتش جهنم

پيغمبر  صلى الله عليه و آله مى فرمايد: كار ديگر روزه اين است كه شما را از آتش جهنم حفظ مى كند.[10] اگر به شما بگويند: در راه رفتن به بهشت، بايد از ميان دوزخ عبور كنيد و شما از هفت طبقه جهنم بگذريد، روزه شما، سپر شما است و نمى گذارد آتش به شما برسد.

پس خدا شما را در اين ماه بدون توبه مورد عنايت قرار مى دهد و سيّئات شما را محو مى كند، اما شما ادب را رعايت كنيد، توبه كنيد و از گذشته خود پشيمان
شده، از خدا عذرخواهى كنيد. پروردگار عالم بنا ندارد به شما بگويد: سال قبل نيز توبه كرده بودى، اما توبه ات را شكستى، پس به خاطر شكستن آن توبه، ديگر اين توبه را قبول نمى كنم.
[11]

امام زين العابدين  عليه السلام مى فرمايد:

هر قسمت از استخوان بدن ما مى شكند، پروردگار عالم، آن شكستگى را جبران مى كند، توبه نيز همين طور است. اگر از آن رمضان تا اين رمضان، به خاطر غفلت، اشتباه و خطايى كه كردم، مانند استخوان شكسته، جدا شده ام، خدا دوباره مرا با توبه به خودش جوش مى دهد. رابطه ما با يك يا دو گناه به طور كامل قطع نمى شود، ولى همان شكافى كه در استخوان بندى بين ما و پروردگار ايجاد مى شود، با توبه جبران مى شود.


 

ماه رجوع به پروردگار

اين ماه، ماه رجوع به پروردگار است:

 

«وَ هُوَ شَهْرُ الإنابَةِ»

 

از خود به او، از مخلوق به خالق، از دنياى فريبنده به خدا رجوع كنيد. به همين مقدار كه شما به طرف پروردگار برگرديد و به آن چه كه با خدا تناسبى ندارد پشت كنيد، با رجوع شما، خدا نيز به سوى شما رجوع مى كند.

شخصى به حضرت رضا  عليه السلام عرض كرد: يابن رسول اللّه! من نزد شما چگونه ام؟ حضرت بدون هيچ توضيحى فرمودند: من نزد تو چگونه ام؟ آن گونه كه منِ امام رضا در نزد تو هستم، تو نيز در نظر ما همان هستى.[12]

اگر تو مرا دوست دارى، من نيز تو را دوست دارم. اگر تو علاقه دارى كه به من اقتدا كنى، من نيز به تو به عنوان اقتدا كننده علاقه دارم.

 

ماه مغفرت و آزادى از جهنّم

رمضان ماه آمرزش است:

 

«وَ هُوَ شَهْرُ المَغْفِرَةِ وَ شَهْرُ العِتْقِ مِنَ النَّارِ»[13]

 

ماه رمضان ماهى است كه پروردگار، آن افرادى كه خود را جهنمى كرده اند،
خيلى آسان از جهنمى بودن آزاد مى كند.

حضرت سيدالشهداء  عليه السلام چند كارگر داشتند كه كار كشاورزى ايشان را انجام مى دادند. يكى از كارگرها از كارش كم گذاشته بود، مقصّر بود. ظاهراً سركارگر به چند نفر از كارگرها فرمان زدن او را داد، گفت: او را بزنيد تا ادب شود. وقتى چوب يا تازيانه را بلند كردند، ناگهان اين كارگر به حضرت سيدالشهداء  عليه السلام رو كرد و عرض كرد: يابن رسول اللّه!

 

« وَالْكَـظِمِينَ الْغَيْظَ »

 

حضرت فرمود: باشد. عرض كرد: يابن رسول اللّه!

 

« وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ »

 

فرمود: باشد. عرض كرد: يابن رسول اللّه!

 

« وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمحْسِنِينَ »[14]

 

حضرت پولى به او دادند و فرمودند: تو را در راه خدا آزاد كردم.[15]

وقتى بنده خدا به اين سادگى كارگر گرفتارى را آزاد مى كند، اين آسان آزاد كردن خدا را با آزاد كردن حضرت ابى عبداللّه الحسين  عليه السلام مقايسه كنيد. آزاد
كردن خدا قابل مقايسه نيست. شك نكنيد. كسى كه شك كند، قلبش مريض است.

شب آخر ماه رمضان، امام سجاد  عليه السلام مى فرمود:

به اندازه كل كسانى كه براى من كار مى كنند، افطارى تهيه كنيد، همگى غلامان را سر سفره افطار مى آورد. قبل از اين كه لقمه اى را بردارند، مى فرمود: من دعا مى كنم و شما آمين بگوييد. بعد با حالت گريه سر مباركش را بلند مى كرد و مى فرمود: خدايا! شب آخر ماه رمضان است، مرا از آتش جهنم آزاد كن. آنها نيز مى گفتند: الهى آمين. بعد حضرت مى فرمود: شما به خاطر اين آمين به گردن من حق پيدا كرديد، پس همه شما در راه خدا آزاد هستيد.[16]

 


 

تلاش خدا در بهشتى كردن بندگان

اين ماه، ماه رسيدن به بهشت پروردگار است:

 

«وَالفَوْزِ بِالْجَنَّة»[17]

 

يعنى با اين ماه كسى مى تواند به بهشت برسد؟ بله، با كمتر از اين نيز مى تواند. به قدرى به ما تخفيف داده اند كه حتى با شب قدر مى توانيم برسيم.

شيطان وقتى گفت: خدايا! تا روز قيامت به من مهلت بده و از خدا اقرار گرفت كه:

 

« إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ »[18]

 

من تو را تا روز قيامت مهلت دادم و ملك الموت را نمى فرستم تا جان تو را بگيرد، بعد از اقرار گرفتن، مى دانست كه خدا در وعده اش تخلف نمى كند، گفت: اكنون من با اين عمر طولانى، تا جايى كه توان دارم، بندگان تو را به جهنم مى كشم.

خطاب رسيد: من نيز درب توبه را تا نفس آخر به روى بندگانم باز نگه مى دارم، اگر بنا به درگيرى است كه تو آنها را جهنمى كنى، من نيز تا نفس آخر
درب توبه را باز مى گذارم، دست جهنّمى ها را مى گيرم و آنها را نجات مى دهم. خيلى بى انصافى است اگر كسى با اين خدا زندگى نكند.

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته


پی نوشت ها: 

 

 

 



[1] ـ بحار الأنوار: 93/340، باب 46، ذيل حديث 5؛ فضائل الأشهر الثلاثة: 95، حديث 78؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ  عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى الله عليه و آله شَهْرُ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ   عز و جل وَ هُوَ شَهْرٌ يُضَاعِفُ اللَّهُ فِيهِ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ السَّيِّئَاتِ وَ هُوَ شَهْرُ الْبَرَكَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الاْءِنَابَةِ وَ هُوَ شَهْرُ التَّوْبَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ أَلاَ فَاجْتَنِبُوا فِيهِ كُلَّ حَرَام.»

 

[2] ـ بقره 2 : 261؛ «مَثَل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى كنند ، مانند دانه اى است كه هفت خوشه بروياند، در هر خوشه صد دانه باشد.»

 

[3] ـ فاتحه 1 : 1 ـ 2؛ «به نام خدا كه رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش هميشگى. * همه ستايش ها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است .»

 

[4] ـ بحار الأنوار: 93/356، باب 46، حديث 25؛ الأمالى للصدوق: 95، حديث 4؛ «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ  صلى الله عليه و آلهخَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَة..مَنْ تَلاَ فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ . . . .»

الكافى: 2/630، حديث 10؛ وسائل الشيعة: 6/203، باب 18، حديث 7733؛ «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ  عليه السلام قَالَ لِكُلِّ شَيْءٍ رَبِيعٌ وَ رَبِيعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَان.»

الكافى: 4/65، حديث 1؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ  عليه السلام قَالَ إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فَغُرَّةُ الشُّهُورِ شَهْرُ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَلْبُ شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ وَ نُزِّلَ الْقُرْآنُ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَاسْتَقْبِلِ الشَّهْرَ بِالْقُرْآنِ.»

 

[5] ـ بحار الأنوار: 93/340، باب 46، ذيل حديث 5؛ فضائل الأشهر: 95.

 

[6] ـ قريب به اين مضمون آمده:

من لايحضره الفقيه: 2/98، حديث 1836؛ وسائل الشيعة: 10/303، باب 18، حديث 13476؛ «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ  عليه السلام لِجَابِرٍ يَا جَابِرُ مَنْ دَخَلَ عَلَيْهِ شَهْرُ رَمَضَانَ فَصَامَ نَهَارَهُ وَ قَامَ وِرْداً مِنْ لَيْلِهِ وَ حَفِظَ فَرْجَهُ وَ لِسَانَهُ وَ غَضَّ بَصَرَهُ وَ كَفَّ أَذَاهُ خَرَجَ مِنَ الذُّنُوبِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ قَالَ جَابِرٌ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَحْسَنَ هَذَا مِنْ حَدِيثٍ قَالَ مَا أَشَدَّ هَذَا مِنْ شَرْطٍ.»

من لايحضره الفقيه: 2/96، حديث 1832؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى الله عليه و آله لَمَّا حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ ذَلِكَ فِي ثَلاَثٍ بَقِينَ مِنْ شَعْبَانَ لِبِلاَلٍ نَادِ فِي النَّاسِ فَجَمَعَ النَّاسَ ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ قَدْ حَضَرَكُمْ وَ هُوَ سَيِّدُ الشُّهُورِ فِيهِ لَيْلَةٌ هِيَ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ تُغْلَقُ فِيهِ أَبْوَابُ النَّارِ وَ تُفَتَّحُ فِيهِ أَبْوَابُ الْجِنَانِ فَمَنْ أَدْرَكَهُ فَلَمْ يُغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَدْرَكَ وَالِدَيْهِ فَلَمْ يُغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ وَ مَنْ ذُكِرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيَّ فَلَمْ يُغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ.»

 

[7] ـ قريب به اين مضامين در روايات چنين آمده: وسائل الشيعة: 16/89، باب 93، حديث 21062؛ «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ  عليه السلام فِي حَدِيثٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  صلى الله عليه و آله دَعَا رَجُلاً مِنَ الْيَهُودِ وَ هُوَ فِي السِّيَاقِ إِلَى الاْءِقْرَارِ بِالشَّهَادَتَيْنِ فَأَقَرَّ بِهِمَا وَ مَاتَ فَأَمَرَ الصَّحَابَةَ أَنْ يُغَسِّلُوهُ وَ يُكَفِّنُوهُ ثُمَّ صَلَّى عَلَيْهِ وَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْجَى بِيَ الْيَوْمَ نَسَمَةً مِنَ النَّارِ.»

 

[8] ـ بحار الأنوار: 93/340، باب 46، ذيل حديث 5؛ فضائل الأشهر: 95.

 

[9] ـ ملك 67 : 1؛ «هميشه سودمند و با بركت است آنكه فرمانروايى [ همه هستى ] به دست اوست.»

 

[10] ـ بحار الأنوار: 93/340، باب 46، ذيل حديث 5؛ فضائل الأشهر: 95.

من لايحضره الفقيه: 2/74، حديث 1871؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى الله عليه و آله الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ.»

 

[11] ـ مستدرك الوسائل: 7/367، باب 10، ذيل حديث 8432؛ «قَالَ  عليه السلام وَ لاَ تَجْعَلُوا يَوْمَ صَوْمِكُمْ كَيَوْمِ فِطْرِكُمْ وَ أَنَّ الصَّوْمَ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ وَ قَدْ رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ  صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قَالَ مَنْ دَخَلَ عَلَيْهِ شَهْرُ رَمَضَانَ فَصَامَ نَهَارَهُ وَ أَقَامَ وِرْداً فِي لَيْلِهِ وَ حَفِظَ فَرْجَهُ وَ لِسَانَهُ وَ غَضَّ بَصَرَهُ وَ كَفَّ أَذَاهُ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَهَيْئَةِ يَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ فَقِيلَ لَهُ مَا أَحْسَنَ هَذَا مِنْ حَدِيثٍ فَقَالَ مَا أَصْعَبَ هَذَا مِنْ شَرْطٍ.»

تهذيب الأحكام: 4/192، باب 47، حديث 5؛ «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ  عليه السلام قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى الله عليه و آلهيُقْبِلُ بِوَجْهِهِ إِلَى النَّاسِ فَيَقُولُ يَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِينَ إِذَا طَلَعَ هِلاَلُ شَهْرِ رَمَضَانَ غُلَّتْ مَرَدَةُ الشَّيَاطِينِ وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الرَّحْمَةِ وَ غُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ وَ اسْتُجِيبَ الدُّعَاءُ وَ كَانَ لِلَّهِ فِيهِ عِنْدَ كُلِّ فِطْرٍ عُتَقَاءُ يُعْتِقُهُمْ مِنَ النَّارِ وَ يُنَادِي مُنَادٍ كُلَّ لَيْلَةٍ هَلْ مِنْ سَائِلٍ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ اللَّهُمَّ أَعْطِ كُلَّ مُنْفِقٍ خَلَفاً وَ أَعْطِ كُلَّ مُمْسِكٍ تَلَفاً حَتَّى إِذَا طَلَعَ هِلاَلُ شَوَّالٍ نُودِيَ الْمُؤمِنُونَ أَنِ اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِكُمْ فَهُوَ يَوْمُ الْجَائِزَةِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ  عليه السلام أَمَا وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا هِيَ بِجَائِزَةِ الدَّنَانِيرِ وَ الدَّرَاهِمِ.»

الكافى: 4/66، حديث 3؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ  عليه السلام قَالَ مَنْ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلاَّ أَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةَ.»

 

[12] ـ بحار الأنوار: 67/54، باب 44، ذيل حديث 20.

 

[13] ـ بحار الأنوار: 93/340، باب 46، ذيل حديث 5؛ فضائل الأشهر الثلاثة: 95؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ  عليه السلامقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى الله عليه و آله شَهْرُ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ  عز و جل وَ هُوَ شَهْرٌ يُضَاعِفُ اللَّهُ فِيهِ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ السَّيِّئَاتِ وَ هُوَ شَهْرُ الْبَرَكَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الاْءِنَابَةِ وَ هُوَ شَهْرُ التَّوْبَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ أَلاَ فَاجْتَنِبُوا فِيهِ كُلَّ حَرَام . . . .»

 

[14] ـ آل عمران 3 : 134؛ «و خشم خود را فرو مى برند ، و از [ خطاهاىِ  ]مردم در مى گذرند ؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد.»

 

[15] ـ بحار الأنوار: 195/44، باب 26، حديث 9؛ كشف الغمة: 2/31؛ «دَعَاهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَيْرِ وَ أَصْحَابَهُ فَأَكَلُوا وَ لَمْ يَأْكُلِ الْحُسَيْنُ  عليه السلام فَقِيلَ لَهُ أَ لاَ تَأْكُلُ قَالَ إِنِّي صَائِمٌ وَ لَكِنْ تُحْفَةَ الصَّائِمِ قِيلَ وَ مَا هِيَ قَالَ الدُّهْنُ وَ الْمِجْمَرُ وَ جَنَى غُلاَمٌ لَهُ جِنَايَةً تُوجِبُ الْعِقَابَ عَلَيْهِ فَأَمَرَ بِهِ أَنْ يُضْرَبَ فَقَالَ يَا مَوْلاَيَ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ قَالَ خَلُّوا عَنْهُ فَقَالَ يَا مَوْلاَيَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ قَالَ قَدْ عَفَوْتُ عَنْكَ قَالَ يَا مَوْلاَيَ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ قَالَ أَنْتَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللَّهِ وَ لَكَ ضِعْفُ مَا كُنْتُ أُعْطِيك . . . .»

 

[16] ـ بحار الأنوار: 95/186، باب 8؛ وسائل الشيعة: 10/317، باب 18، حديث 13502؛ «مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلاَنَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ  عليه السلام يَقُولُ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ  عليه السلام إِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ لاَ يَضْرِبُ عَبْداً لَهُ وَ لاَ أَمَةً وَ كَانَ إِذَا أَذْنَبَ الْعَبْدُ وَ الْأَمَةُ يَكْتُبُ عِنْدَهُ أَذْنَبَ فُلاَنٌ أَذْنَبَتْ فُلاَنَةُ يَوْمَ كَذَا وَ كَذَا وَ لَمْ يُعَاقِبْهُ فَيَجْتَمِعُ عَلَيْهِمُ الْأَدَبُ حَتَّى إِذَا كَانَ آخِرُ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ دَعَاهُمْ وَ جَمَعَهُمْ حَوْلَهُ ثُمَّ أَظْهَرَ الْكِتَابَ ثُمَّ قَالَ يَا فُلاَنُ فَعَلْتَ كَذَا وَ كَذَا وَ لَمْ أُؤدِّبْكَ أَ تَذْكُرُ ذَلِكَ فَيَقُولُ بَلَى يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَأْتِيَ عَلَى آخِرِهِمْ وَ يُقَرِّرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُومُ وَسْطَهُمْ وَ يَقُولُ لَهُمْ ارْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ وَ قُولُوا يَا عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ إِنَّ رَبَّكَ قَدْ أَحْصَى عَلَيْكَ كُلَّ مَا عَمِلْتَ كَمَا أَحْصَيْتَ عَلَيْنَا كُلَّ مَا عَمِلْنَا وَ لَدَيْهِ كِتَابٌ يَنْطِقُ عَلَيْكَ بِالْحَقِّ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً مِمَّا أَتَيْتَ إِلاَّ أَحْصاها وَ تَجِدُ كُلَّ مَا عَمِلْتَ لَدَيْهِ حَاضِراً كَمَا وَجَدْنَا كُلَّ مَا عَمِلْنَا لَدَيْكَ حَاضِراً فَاعْفُ وَ اصْفَحْ كَمَا تَرْجُو مِنَ الْمَلِيكِ الْعَفْوَ ..َ يَقُولُ قَدْ عَفَوْتُ عَنْكُمْ فَهَلْ عَفَوْتُمْ عَنِّي ..ٍ فَيَقُولُونَ قَدْ عَفَوْنَا عَنْكَ يَا سَيِّدَنَا وَ مَا أَسَأْتَ فَيَقُولُ لَهُمْ قُولُوا اللَّهُمَّ اعْفُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ كَمَا عَفَا عَنَّا فَأَعْتِقْهُ مِنَ النَّارِ كَمَا أَعْتَقَ رِقَابَنَا مِنَ الرِّقِّ فَيَقُولُونَ ذَلِكَ فَيَقُولُ اللَّهُمَّ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ اذْهَبُوا فَقَدْ عَفَوْتُ عَنْكُمْ وَ أَعْتَقْتُ رِقَابَكُمْ رَجَاءً لِلْعَفْوِ عَنِّي وَ عِتْقِ رَقَبَتِي فَيُعْتِقُهُمْ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْفِطْرِ أَجَازَهُمْ بِجَوَائِزَ تَصُونُهُمْ وَ تُغْنِيهِمْ عَمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ . . . .»

 

[17] ـ الكافى: 4/75، حديث 7؛ من لايحضره الفقيه: 2/104، حديث 1849؛ «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ  عليه السلام كَانَ يَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ هَذَا شَهْرُ الصِّيَامِ وَ هَذَا شَهْرُ الاْءِنَابَةِ وَ هَذَا شَهْرُ التَّوْبَةِ وَ هَذَا شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ اللَّهُمَّ فَسَلِّمْهُ لِي وَ تَسَلَّمْهُ مِنِّي وَ أَعِنِّي عَلَيْهِ بِأَفْضَلِ عَوْنِكَ وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِطَاعَتِكَ وَ فَرِّغْنِي فِيهِ لِعِبَادَتِكَ وَ دُعَائِكَ وَ تِلاَوَةِ كِتَابِكَ وَ أَعْظِمْ لِي فِيهِ الْبَرَكَة . . . .»

 

[18] ـ اعراف 7 : 15؛ «البته تو از مهلت يافتگانى.»

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

كم بودن انسان‏هاى صالح‏
رفتار خوش با پدر و مادر مخالف
حكايت اعمال در برزخ از مرحوم شيخ بهايى
دريافت حقايق
مرگ در حال زايمان
تبدیل اموال و اولاد به باقیات الصالحات
انسان آماج تیر بلای حوادث زودگذر
سفارش ششم: رضايت از خدا
دلسوزی پیامبر رحمت برای امت
نظريه دانشمندان كمونيست درباره وجود خدا

بیشترین بازدید این مجموعه

اندیشه در اسلام - جلسه چهاردهم
تجارت مادی و معنوی- جلسه دوم
حرمت مؤمن از كعبه بالاتر است‏
سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏
دنيازدگان و توجيه فعاليت‏ها
دريافت حقايق
سفارش ششم: رضايت از خدا
انسان آماج تیر بلای حوادث زودگذر
تبدیل اموال و اولاد به باقیات الصالحات
نعمت گوش و زبان

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^