موریانه درخت سرسبز عمر را از ریشه می جود لحظات ودقائق پر قیمت عمر را به باد می دهد .الهی آفات نفس میوه شیرین آدمیت را به هندوانه بوجهل تبدیل می کند مانع رسیدن به مقام قرب می شود .الهی هر نفسم را بدون یادت در چاره خسارت
122 مطلب یافت شد
پیشنهادهای خداوند برای گذراندن عمر
عمر عطا شده و در دنیا مانده است. سرمایه بینظیر عمرشصت سال هفتاد سال پنجاه سال صد سال این عمری که به انسان داده شده که بخش تکلیفی آن از آن لحظهای که انسان به تکلیف میرسد تا هنگام از دنیا رفتن نعمت عظیمی است. خداوند مهربان طرح و نقشه داده که با این نعمت عظیم و سرمایه بینظیر وارد تجارت بدون خسارت … عمر تکلیف به سر میبریم دچار تجارت صددرصد همراه با خسارت میشویم.کلمه خسارت را طوری که بزرگان اهل لغت معنا میکنند برایتان عرض میکنم. ما در لغت عرب کلمه ضرر داریم که معنی فارسی آن زیان است و یک کلمه خسارت داریم ضرر یعنی از دست دادن بخشی از سرمایه نه همه سرمایه. خسارت یعنی بر باد رفتن همه سرمایه که پایان کار چیز قابل ارائهای برای انسان نماند. هیزم جهنمدر آیات قرآن لغت خسارت زیاد به کار رفته یعنی کسانی که همه سرمایههایشان تباه شد سرمایه عقلشان سرمایه قلبشان سرمایه جانشان و سرمایه عمرشان تباه شد از آنها چه باقی ماند؟ قرآن مجید میگوید از وجودشان مشتی هیزم برای سوختن در آتش جهنم باقی ماند. این کلام صریح قرآن مجید است.این اشخاص وقتی قیامت وارد میشوند از مجموع سرمایههایی که در دنیا به ویژه عمر به ایشان داده شده یک اسکلت استخوانی وارد قیامت کردند فکانوا لجهنم حطبا جن 15 معنی فارسی حطب هیزم است. در قرآن مجید هم خواندید پروردگار عالم درباره زن عموی پیغمبر زن ابولهب میفرماید و امراته حماله الحطب مسد 4 این زن در قیامت حمال هیزم است هیزم اسکلت خودش. در دنیا هم حمال گناه بوده بارکش معصیت بوده ولی در قیامت یک دانه بار بیشتر ندارد آن هم اسکلت استخوانی بدنش است که آن روحش هم به این اسکلت برگردانده شده و این مجموعه هیزم فقط به درد سوختن در آتش جهنم میخورد. این مجموعه هیزم عقلی ندارد فکری ندارد درکی ندارد قوه چشیدن مزهای را ندارد که من ببرم بهشت هیچچیزی را در بهشت درک نمیکند نسبت به نعمتهای بهشت نفهم است جاهل است کور است کر است. آن گوش الهی را برای خودش نگذاشت که صدای انبیا و ائمه و اولیا و نعمتهای زنده بهشت را بشنود آن چشم را برای خودش نگذاشت که بتواند نعمتهای الهی را ببیند آن حس لامسه انسانی را برای خودش نگذاشت که نعمتها را لمس کند آن حس ذائقه را با حرامخوری کشت بنابراین نمیتواند نعمتهای بهشت را بچشد. کوردلان در دنیا کوران واقعی در قیامت هر چقدر کسی در قیامت بگوید یا ارحم الراحمین یا اکرم الاکرمین این یک نفر را ببخش و به بهشت ببر پروردگار به بهشت هم ببرد فایدهای ندارد چون تمام ابزار استفاده کردن از نعمتهای بهشت را در دنیا با کلنگ کفر و نفاق و شرک و معصیت و گناه و خطا و خیانت و جنایت نابود کرده است. او را بهشت هم ببرند برای او فایدهای ندارد. بهشت برای کسی فایدهای دارد که چشمش بتواند چهرههای بهشتی را ببیند. چند چهره در بهشت هستند تماشای آنها نعمت بزرگی است. انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین نسا 69 صد و بیست و چهار هزار پیغمبر دوازده امام شاهدان اعمال شایستگان از عباد پروردگار در بهشت هستند اگر شخصی که صم بکم عمی است را بهشت ببرند این چهرههای الهی را که نمیتواند ببیند چون چشمش را ندارد. چنین شخصی در دنیا که بود چشم دیدن انبیا را نداشت چشم دیدن ائمه را نداشت چشم دیدن مردم مؤمن را نداشت. آنان را مسخره میکرد تهمت میزد افترا میبست. او در دنیا چنین چشمی را که انبیا را باید میدید برای خودش باقی نگذاشت حالا که وارد قیامت شده چشم دیدن ندارد. آن دیده را ندارد حالا ببرند بهشت چه کار؟ مگر شما در قرآن نخواندید و من کان فی هذه اعمی کسی که در دنیا کورباطن است نه اینکه چشمش کور است. مشرکین مکه و کفار مکه لشگر عمرسعد در کربلا و لشگر یزید لشگر ترامپ و انگلیس و اسرائیل چشم سرشان که کور نیست چشم واقعبینشان کور است. کسی که در دنیا چشم واقعبینش کور است فهو فی الآخره اعمی اسرا 72 آخرت هم چشمش کور است و نمیتواند ببیند کسی که بینایی حقیقتبینش را از دست داده اگر ببرند بهشت چه فایده دارد؟ او چشم را ندارد که ببیند. چرا ابوجهل عموی پیغمبر ایمان نیاورد؟یک کسی را در کتابی خواندم دیدم عجب مطلب جالبی است. به یک نفر گفت آقا من در یک چیزی ماندم برایم حل میکنی؟ گفت بگو. گفت ابوجهل چند سال پیغمبر را میدید؟ گفت 53 سال پیغمبر اکرم متولد مکه بود خاندانش هم خاندان هاشم بود. وقتی پیغمبر به دنیا آمد ابوجهل در دنیا بود زندگی میکرد تا کی؟ تا روز جنگ بدر 53 سال با چشم سر پیغمبر را میدید. گفت چطور ابوجهلی که همسایه خانه پیغمبر بود 53 سال پیغمبر را میدید ایمان نیاورد اما چه شد یک شخصی از جنوب ایران بلند شده رفته وارد منطقه بصرای شام شده از آنجا راهنماییش کردند آمده مدینه و تا پیغمبر را دید بدون
سنگدل ، پشيمان بىسود
عمر مال و ثروت در دنیا واگذاشتهام کار شایستهای انجام دهم . به او میگویند این چنین نیست که میگویی بدون تردید این سخنی بیفایده است که او گوینده آن است و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته میشوند . خدای مهربان در این دنیا انسان را به عظیمترین نعمتها چون عقل و نبوت و امامت و اختیار و قدرت و دیگر امکانات مجهز نموده انسان وقتی از این نعمتها بهره نگیرد البته به خسارت
توجه به اصل عمل
عمر از افتادن در خطر مصون خواهد ماند و هیچ عملی از اعمال او به هدر نرفته و در نزد حضرت حق بیمزد و اجر نخواهد ماند و از همه بالاتر با این دو نظر هر انسانی از آلوده شدن به گناه و قرار گرفتن در دامن شیطان و افتادن در دام خطرناک هوای نفس در امان خواهد بود .لازم است این دو را با تمرین و ریاضت و با کمک گرفتن از عنایت حق بدست آورد که بدون توجه و مراقبت نسبت به هر فعل و هر عملی برای انسان جز خسارت
سنگدل ، پشيمان بىسود
عمر مال و ثروت در دنیا واگذاشتهام کار شایستهای انجام دهم . به او میگویند این چنین نیست که میگویی بدون تردید این سخنی بیفایده است که او گوینده آن است و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته میشوند .خدای مهربان در این دنیا انسان را به عظیمترین نعمتها چون عقل و نبوت و امامت و اختیار و قدرت و دیگر امکانات مجهز نموده انسان وقتی از این نعمتها بهره نگیرد البته به خسارت
زشتى اتكاء به گمان و خيال
که نسنجیده و بدون اندیشه از تو پیروی کرده باشد مشاهده نمی کنیم و برای شما هیچ برتری و فضیلتی برخود احساس نمی نمائیم بلکه همه شما را دروغگو می پنداریم.راستی گمان و خیال با انسان چه می کند و چه خسارت سنگینی ببار می آورد و چگونه سعادت دنیا و آخرت انسان را به باد می دهد و عمر
زشتى اتكاء به گمان و خيال
که نسنجیده و بدون اندیشه از تو پیروی کرده باشد مشاهده نمی کنیم و برای شما هیچ برتری و فضیلتی برخود احساس نمی نمائیم بلکه همه شما را دروغگو می پنداریم.راستی گمان و خیال با انسان چه می کند و چه خسارت سنگینی ببار می آورد و چگونه سعادت دنیا و آخرت انسان را به باد می دهد و عمر
صفت غرور
عمر برای ما باقی نمانده است آن وقت است که با کمال ذلت و زاری و خضوع و خشوع و ترس و وحشت از حضرت حق میخواهیم ما را به دنیا بازگرداند تا به تدارک این همه خسارت برخاسته و به عمل صالح روی آوریم در پاسخ ما میگویند هرگز که این زمان باید آماده ورود به برزخ برای پاسخگویی به جنایات و اشتباهات و غرور و غفلت خود باشی. حتی اذا جا احدهم الموت قال رب ارجعون* لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون . دشمنان حق از دشمنی خود باز نمیایستند تا زمانی که یکی از آنان را مرگ در رسد میگوید پروردگارا مرا برای جبران گناهان و تقصیرهایی که از من سر زده به دنیا بازگردان؛* امید است در برابر آنچه از عمر مال و ثروت در دنیا واگذاشتهام کار شایستهای انجام دهم. به او میگویند این چنین نیست که میگویی بدون
زشتى باور كردن سخن دروغگويان
خسارت و درو شدنش از کرامت و هدایت است با این همه گروهی از یهود که از سران خود شناخت داشتند و عالمان خود را به مادی گری و مایل به پرکردن جیب و شکم خود می دیدند و اوصافی را که با تکیه بر آیات تورات در پیامبر مشاهده می کردند مورد انکار آنان ملاحظه می کردند دروغهای آنان را تصدیق نموده و از ایمان به پیامبر امتناع کرده و انسانیت خود را زیر پای سران و عالمانشان قربانی می کردند و میکنند. زشتی اتکا به گمان و خیالبه راستی تکیه کردن بر گمان و خیال که پایه عقلی و منطقی ندارد کاری ناپسند و زشت است پیروی از گمان و خیالی که علمیت و عینیت ندارد تباه کردن زندگی و ضایع نمودن عمل و برباد دادن کوشش و درود به خسارتی سنگین و زیانی عظیم است.کتاب خدا در این زمینه آیات بسیار قابل توجهی دارد که دانستن آن آیات و نکاتش برهمگان لازم است.و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤلا 13 و از چیزی که به آن علم نداری و عینیت و حقیقتش بر تو روشن نیست بلکه برگرفته از شنیدهها و ساده نگریها و خیالات و اوهام است پیروی مکن زیرا گوش و چشم و دل که ابزار علم و شناخت واقعیاند مورد بازخواست و سئوال هستند.از رسول خدا روایت شده اذا حسدتم فلاتبغوا واذا ظننتم فلا تحققوا واذا وزنتم فارحجوا هنگامی که دچار حسد شدید تجاوز به حقوق محسود نکنید و هرگاه گرفتار گمان و ظن و خیال و وهم شدید آن را حقیقت مپندارید و چون چیزی را وزن کردید اضافه بدهید.فرعون نسبت به موسی بن عمران که پیامبر اوالوالعزم حق و دارای معجزات استوار بود دچار خیال و ظن گشت و همان خیال و ظن او را به هلاکت رسانید او با دیدن معجزات بینظیر موسی باید حساب معجزات را با سحر و جادو جدا می کرد و میان آن دو به قبول تفکیک تن می داد ولی به خیال و گمانش که هیچ پایه علمی و منطقی نداشت تکیه زد و معجزه را از دریچه خیال و گمال نوعی سحر پنداشت و تصور کرد با به میدان کشیدن ساحران فرستاده حق را دچار شکست می کند ولی با رو در رو قرار دادن ساحران و موسی نقشهاش نقش برآب شد و تدبیرش باطل گشت او بر ضد موسی با کمال بیشرمی خطاب به ساحران گفت انه لکبیرکم الذی علمکم السحر 14 ای جادوگران موسی بزرگ شماست که جادوگری را به شما آموخته استاو به خیال و گمان خود موسی را با آن همه معجزات و بینات جادوگر و معلم جادوگری پنداشت و تا لحظه هلاکتش در خیال و گمان واهی خود غوطه ور بود.قوم هود نسبت به نبوت و تبلیغات هود که پیامبری از پیامبران حق بود و جز اصلاح قوم عاد نظری نداشت و باهمه وجود دلسوز امت بود متکی به خیال واهی و ظن باطن بودند و براساس گمان و خیالشان هود را که در صف اول عاقلان و راستگویان قرار داشت سبک مغز و دروغگو می انگاشتند قال الملا الذین کفروا من قومه انا لنراک فی سفاهه و انا لنظنک من الکاذبین 15 سران و اشراف و ثروتمندان قومش که کافر بودند گفتند ما تو را در سبک مغزی و نادانی می بینیم و تو را از دروغگویان می پنداریمکافران قوم نوح که بدون دلیل و منطق و بدون آگاهی و علم برگمان و خیال تکیه داشتند براساس گمان بیپایه و باطلشان خطاب به نوح و مؤمنان گفتند ما نراک الا بشرا مثلنا و ما نراک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادی الرای و ما نری لکم علینا من فضل بل نظنکم کاذبین 16 ما تو را جز بشری مانند خود نمی بینیم و کسی را جز فرومایگان که نسنجیده و بدون اندیشه از تو پیروی کرده باشد مشاهده نمی کنیم و برای شما هیچ برتری و فضیلتی برخود احساس نمی نمائیم بلکه همه شما را دروغگو می پنداریم.راستی گمان و خیال با انسان چه می کند و چه خسارت سنگینی ببار می آورد و چگونه سعادت دنیا و آخرت انسان را به باد می دهد و عمر
استاد انصاریان:ابزار امروز شیاطین برای گمراهی انسان ها/ فطرت هرانسانی که آفریده شده به سوی خداوند جهتگیری دارد
عمر براساس این احساس لذت بردند؛ آنان با وجود مقدس او در تمام شرایط عشقبازی کردند. عبادت الله را بدون احسان به پدر و مادر ارائه نکنید چون قبول نمیکنداستاد انصاریان گفت خداوند به انسان از زمان آدم تا رسالت رسول خدا ص اعلام کرد که بهخاطر این سرمایهها یک موجود مسئول است اول اینکه انسان مسئول خود است که مواظب خود باشد جهنمی و معدن ضرر و خسارت
ارزش عمر و راه هزينه آن-جلسه بیست وپنجم (متن کامل+عناوین)
تاجر و سرمایه تجارت نیز عمر عقل قلب بدن و نعمتهایی است که در اختیار انسان است و دستورالعمل تجارت نیز قرآن کریم و فرهنگ انبیا و ائمه طاهرین علیهم السلام است. با به کار گرفتن این دستور العمل این تجارت سود ابدی برمیگرداند و بدون به کار گرفتن آن تجارت به خسارت
آیا هزینه کردن عمر برای خدا کار طاقت فرسایی است؟
خداوند مهربان بدون توجه به اندک بودن یا زیاد بودن سرمایه عظیمی را در اختیار انسانها قرار داده که از قدیم الایام از این سرمایه تعبیر به عمر شده است.با این سرمایه براساس آیات قرآن و روایات اهلبیت به آسانی میتوان وارد تجارتی شد که قرآن مجید میفرماید این تجارت خسارت
حقيقت فتوا
خسارت با مفتی و قاضی است.فتواهای فقهای عظیم الشانی که در زهد و عبادت و دلسوزی نسبت به اسلام و مسلمانان کمنظیر بودند در سختترین شرایط اسلام و مسلمانان را نجات داده است. فتوای میرزا حسن شیرازیفتوای تحریم تنباکو از طرف عالم کمنظیر حاج میرزا حسن شیرازی ایران و ملت شیعه را از افتادن به دام استعمار که به دست ناصر قاجار فراهم شده بود نجات داد. اگر آن فتوا نبود بدون شک به عمر
سد راه محبّت و مهرورزى
عمر مال و ثروت در دنیا واگذاشتهام کار شایستهای انجام دهم. به او میگویند این چنین نیست که میگویی بدون تردید این سخنی بیفایده است که او گوینده آن است و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته میشوند.خدای مهربان در این دنیا انسان را به عظیمترین نعمتها چون عقل و نبوت و امامت و اختیار و قدرت و دیگر امکانات مجهز نموده انسان وقتی از این نعمتها بهره نگیرد البته به خسارت
دشمنی با اهلبیت(علیهمالسلام)، خسرانی آشکار
خسارت خطربار است که امام چهارم یعنی علم محض مقام محض توحید محض عصمت محض در صحیفه سجادیه به پروردگار عالم عرض میکنند و فاذا کان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی خدایا بهمحض اینکه دیدی سرزمین عمر من همین اوقات شبوروز ساعات و دقایقم میخواهد چراگاه شیطان بشود؛ هنوز نشده ولی زمینهای فراهم میشود که شیطان این اوقات عمر مرا چراگاه خودش قرار بدهد همان لحظه جانم را بگیر که حتی من در یک بند شیطان هم نیفتم بازگشت حر از پرتگاه خسارت به دو دلیلآنهایی که قابلیت خودشان را بهطور کامل ازدست ندادهاند پروردگار عالم لطفی به آنها میکند که متوجه وضع خطرناک خودشان بشوند. اینها موفق به توبه میشوند آنهم به توبه واقعی؛ مثل حربنیزید که در لبه پرتگاه قطعی خسارت بود ولی همه قابلیت خودش را از دست نداده بود. شما ممکن است سؤال کنید که به چه دلیل همه قابلیتها را از دست نداده بود؟ به دو دلیل؛ این دو دلیل هم مربوط به شخص خودش است. الف ادب حر و اقتدای نماز به ابیعبدالله ع روز دوم محرم در اولین برخوردش با ابیعبدالله ع سخن آنها تا اذان ظهر طول کشید تمام نشد و باید ادامه پیدا میکرد. امام به او فرمودند وقت ظهر و اقامه نماز است. امام و یارانشان بسیار به نماز اهمیت میدادند کسی که به نماز اهمیت ندهد شیعه ابیعبدالله ع نیست. امام در عصر تاسوعا اعلام کردند و فرمودند پروردگار میداند که من عاشق قرائت قرآن استغفار و نماز هستم. امام به حر فرمودند من نماز جماعت ظهر را با یاران خودم میخوانم و شما هم با یاران خودت بخوان؛ دوباره بعد از نماز بیا تا به صحبت ادامه بدهیم. این یک روزنه باز قابلیت است؛ حر گفت با بودن شما من جلو بایستم و بگویم به من اقتدا کنید؟ این ادب حر به حضرت همان روزنه قابلیت است که بسته نشده بود. -بیادبی قوم یهود در مقابل مائدۀ الهیاز خدا جوییم توفیق ادب ××××××××× بیادب محروم گشت از لطف رببیادب تنها نه خود را داشت بد ×××××××× بلکه آتش در همه آفاق زد مائده از آسمان در میرسید ×××××××××× بیشری و بیع و بیگفت و شنید در میان قوم موسی چند کس ××××××××× بیادب گفتند کو سیر و عدساین مطلب در سوره بقره است؛ در مقابل مائده الهی که بدون … خسارت سنگینی که برای خود خسارتکننده هم روشن است و درک میکند چه خسارتی کرده است. خسران آشکار در روز عاشورادر کتابها داریم که عدهای نه همهشان وقتی عصر عاشورا تمام شد هوا تاریک شد و میدان آرام گرفت اهلبیت علیهمالسلام در خیمههای نیمهسوختهشان بودند و لشکر هم در خیمههای آبادشان. دیگر جنگ و حملهای نبود. در آن آرامش و تاریکی شب عدهای از همین لشکر یزید دور هم نشسته بودند چهرهها درهم بود و با ناراحتی به همدیگر میگفتند میدانید که امروز به چه نقطهای رسیدیم؟ خسر الدنیا والاآخره ذلک هو الخسران المبین دنیا و آخرتمان تباه شد و این همان خسران آشکار است که خود خسارتکننده هم آن را درک میکند و میفهمد. حالا چرا توبه نکردند؟ حالا که پشیمان شدند و فهمیدند به همدیگر طعنه زدند و گفتند خسر الدنیا والاآخره ؛ وقت توبه که بود و خیلی از آنها هم پیر نبودند سیچهل ساله بودند پس چرا توبه نکردند؟ -سعادت کامل در پرتو پیوند با ابیعبدالله ع ابیعبدالله ع در روز عاشورا به آنها فرمودند تا زمانی در توبه به روی کل شما باز است که خون گلوی من به زمین نریخته باشد؛ اما اگر گلوی مرا باز کنید و این خون با زمین آمیخته شود در توبه تا ابد به روی شما بسته است. به این خاطر توبه نکردند و اگر توبه هم میکردند چه فایده داشت اگر میخواستند توبه کنند باید این 72 نفر را زنده کرده و آن آتش زدن خیمهها را جبران میکردند؛ اما اینها دیگر میدانستند که راه توبهای برایشان نیست و بهطور کلی درهای الطاف فیوضات و عنایات الهی بسته است. برادرانم خواهرانم جوانان کشور اگر سعادت کامل میخواهید رابطهتان را با ابیعبدالله ع صددرصد کنید. رابطه با ابیعبدالله ع طبق روایاتمان یعنی دنبال کردن فرهنگ ابیعبدالله ع ؛ این یعنی حسود حریص بخیل شیطانپرست بینماز بیزکات و بدون کمک به مردم نباشید. شما باید کریم رحیم بامحبت دستبهجیب و قلب صاف داشته باشید. این پیروی از ابیعبدالله ع است. آدم در خیلی از جاها خسارت میکند که توبه دارد؛ ولی دشمنی و مخالفت با ابیعبدالله ع در روایاتمان هم داریم که توبه ندارد. خیلی مواظب باشید که همیشه با ابیعبدالله ع در ارتباط باشید گریه بر او را تا آخر عمر
استاد انصاریان: دنیا تجارت خانه مؤمنین/ معرفت انسان به خویشتن دروازه تمامی ارزشهاست
بدون پشتوانه که این تصور و خیالشان نه پشتوانۀ عقلی دارد و نه پشتوانۀ علمی دارد و نه خیالشان استوار بر دلیل قابل قبولی است یک خیال پوک و پوچی است و اینهایی که معرفت به خود ندارند پروردگار در همین آیه میفرماید قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا کهف 103 و تمامی عمر با همۀ زحماتی که میکشند جزو خسارتبارترین مردم هستند.استاد انصاریان کلمه خسارت
كسالت در عبادت
بدون عبادت بی گل و لاله و شاخ و برگ وجود بیثمر و میدان هستی آدمی آلوده به انواع رذایل و سیئات است.هجوم سستی و تنبلی را باید با واداشتن خویش به عبادت و قیام به مسائل الهی دفع کرد. کسالت و سستی آفتی خطر ناک و میکربی مهلک و زهری قتال و آتشی بر خرمن سعادت و سلامت است. کسالت در عبادت در روایاتحضرت صادق علیه السلام فرمود من کسل عن طهوره و صلاته فلیس فیه خیر لامر آخرته ومن کسل عما یصلح به امرمعیشته فلیس فیه خیرلامر دنیاه. 8 آن که از برنامه طهارت و نمازش سست شود خیری در مسئله آخرت برایش نیست و هر که از آنچه زندگی روزمرهاش را به میدان اصلاح میآورد به کسالت بنشیند برای دنیایش خیری نیست.و نیز آن حضرت میفرماید ان کان الثواب من الله فالکسل لماذا؟ 9 در حالی که ثواب و مزد هر عبادت و عمل خیری از جانب حضرت حق ضمانت شده پس کسالت برای چه؟و نیز فرمود عدو العمل الکسل. 10 دشمن عبادات و امور خیر کسالت است.امام علی علیه السلام میفرماید الکسل یفسد الآخره. 11 کسالت آخرت انسان را فاسد میکند.حضرت صادق علیه السلام میفرماید ایاک و خصلتین الضجر و الکسل فانک ان ضجرت لم تصبر علی حق و ان کسلت لم تؤد حقا. 12 از دو خصلت بپرهیز دلتنگی وملولی و سستی و کسالت؛ اگر ملول و دلتنگ شوی پایداری و ثبات بر حق نخواهی داشت و اگر کسل شوی به ادای حق قیام نخواهی کرد. عمر گرانمایه انسان انسان زمانی که عمر گرانمایه را فقط و فقط با امور مادی محض معاوضه کند و از اندیشه در جهان و در نفس خویش و گذشته و آینده هستی باز بماند و توجهی به فرهنگ الهی و نبوت انبیا و قرآن مجید و امامان معصوم و حیات اولیای عاشق و عاقبت ستمکاران ننماید بدون شک نسبت به راه خدا و صراط مستقیم دچار کوردلی میگردد و از این طریق به خسارت
صفت غرور
عمر برای ما باقی نمانده است آن وقت است که با کمال ذلت و زاری و خضوع و خشوع و ترس و وحشت از حضرت حق میخواهیم ما را به دنیا بازگرداند تا به تدارک این همه خسارت برخاسته و به عمل صالح روی آوریم در پاسخ ما میگویند هرگز که این زمان باید آماده ورود به برزخ برای پاسخگویی به جنایات و اشتباهات و غرور و غفلت خود باشی. حتی اذا جا احدهم الموت قال رب ارجعون* لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون 2 . دشمنان حق از دشمنی خود باز نمیایستند تا زمانی که یکی از آنان را مرگ در رسد میگوید پروردگارا مرا برای جبران گناهان و تقصیرهایی که از من سر زده به دنیا بازگردان؛* امید است در برابر آنچه از عمر مال و ثروت در دنیا واگذاشتهام کار شایستهای انجام دهم. به او میگویند این چنین نیست که میگویی بدون
امنيت در برابر غرور
عمر برای ما باقی نمانده است آن وقت است که با کمال ذلت و زاری و خضوع و خشوع و ترس و وحشت از حضرت حق میخواهیم ما را به دنیا بازگرداند تا به تدارک این همه خسارت برخاسته و به عمل صالح روی آوریم در پاسخ ما میگویند هرگز که این زمان باید آماده ورود به برزخ برای پاسخگویی به جنایات و اشتباهات و غرور و غفلت خود باشی. حتی اذا جا احدهم الموت قال رب ارجعون* لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون 2 . دشمنان حق از دشمنی خود باز نمیایستند تا زمانی که یکی از آنان را مرگ در رسد میگوید پروردگارا مرا برای جبران گناهان و تقصیرهایی که از من سر زده به دنیا بازگردان؛* امید است در برابر آنچه از عمر مال و ثروت در دنیا واگذاشتهام کار شایستهای انجام دهم. به او میگویند این چنین نیست که میگویی بدون
راه علاج حرص
دوستدر همه عمر از آن پشیمانیمسعدیا بیوجود صحبت یارهمه عالم به هیچ نستانیمترک جان عزیز بتوان گفتترک یار عزیز نتوانیم راه علاج حرصگروهی تصور میکنند که آنچه انسان به آن گرفتار است و منبعی برای زدن خسارت و زیان به آدمی است نجات از آن محال یا حداقل مشکل و سخت است.ولی این تصور بدون
English