و در برابر عباد خدا منع میفرمایند اما کبر … در باب کبر که همه این روایات را شما در بحار میتوانید ببینید هم در جامع الاحادیث شیعه مرحوم آیت الله بروجردی و وسائل الشیعه و همچنین در همین خطبه خطبه قاصعه و فرمایشهایی که از وجود مبارک صدیقه کبری علیهاالسلام چه بصورت خطبه چه بصورت دعا و چه بصورت روایت نقل شده این آیات این روایات این دعاها تمام مردم را از کبر در برابر خدا … کبر نسبت به مردم باید با آن خیالات مبارزه کرد در برابر کبر نسبت به خداوند باید خودش را بشناسد یا به کسی بگوید که مرا به خودم بشناسان که بفهمد فقر محض است و او غنای محض است. و این التراب و رب الارباب ای مشت خاک تو را چه به اینکه در مقابل کمالات بی نهایت سینه سپر کنی و شاخ و شانه بکشی و کبر در این بازار از خودت بیاوری ابی واستکبر وکان من الکافرین سوره مبارکه حدید این آیه با یک متنی از رسول خدا
650 مطلب یافت شد
آراستگی به اخلاق دینی، لازمهٔ اتصال به رحمت پروردگار
خداونداین کبری که قرآن میگوید از قبیل این کبر من در برابر شما بزرگواران نیست؛ کبر در برابر پروردگار است که خدا … در حق خودم احساس بکنم که از کافر مشرک منافق یهودی و مسیحی پیش خدا بهترم این یک مسئله دو دوتا چهارتاست؛ اما اینکه خودم را در جمع مردم بالاتر بدانم قابلاثبات نیست و دلیلی ندارم. این کبر است اما یکوقت هم میفهمم که در مقابل بندگان خدا -یا در دلم یا با شکل و قیافه نشان دادن تکبر کردهام؛ حالا به پروردگار عالم میگویم اشتباه کردم و خدا هم یقینا میبخشد. -کبر ابلیس در برابر … کبر در برابر خواسته پروردگار است. خداوند مهربان چیزی را به مصلحت من از من خواسته است که اگر من اجرا کنم هیچچیز نصیب خدا نمیشود.
خروج از مدار بندگی با ناسپاسی پروردگار
خدا هم خواهد آمد. -حقیقت معنایی کبر در برابر پروردگاراینجا در ذهن مبارکتان مسئله مخلوط نشود یکوقت من وارد جلسه میشوم و یکجا مینشینم یکی هم با شوق و ذوق میدود و … خدا و کبر ابلیس؟ یعنی دو ماهیت و حقیقت است و کبر من با کبر ابلیس خیلی فرق دارد؟ مثلا کبر من گلیم است و کبر ابلیس فرش ابریشمباف؟ کبر من یک ته استکان آب کثیف است و کبر ابلیس یک اقیانوس؟ دوتای آن با هم یکی است. به او گفت سجده کن به این هم گفت نماز بخوان؛ اینها گفتهاند نه یعنی به پروردگار میگوید تو را قبول ندارم لذا امر و دستورت را هم قبول ندارم. همان بلایی که در کبر سر ابلیس آمد سر هر متکبر در برابر … کبر در برابر پروردگار یعنی اوامر و نواهیات را به من متوجه نکن که من قبول ندارم؛ قرآنت را به دست من نده من قبول ندارم؛ نبوت و امامت را برای من علم نکن من قبول ندارم؛ زحمت کشیدهام و جان کندهام تا صد خروار گندم خرما انگور و مویز یا دو هزار گوسفند بز و شتر بهدست آوردهام به ترکیب اقتصاد من دست نزن که از شتر گوسفند گاو طلا نقره مویز گندم و جو زکات بده. دست به ترکیب من نزن به تو ربطی ندارد این کبر است و هیکل ما در این کبر هم کارهای نیست فقط انجام ندادن کارهای است؛ نه اینکه حالا من در مقابل پروردگار مثل لاتها شاخوشانه بکشم و خیلی طلبکارانه با پروردگار برخورد بکنم همین که به شما میگویند آقا نمازتان را بخوانید میگویید خوشم نمیآید؛ روزه بگیر نمیتوانم شکمم را نگه دارم؛ زکات و خمس بده خودم جان کندهام برای چه زکات و خمس بدهم؟ نه نمیپردازم این همان کبر ابلیس است که پروردگار گفت سجده کن گفت نمیکنم. بین این کبر مردم در برابر خدا
توحید عاطفی، زیباترین و شیرینترین سخنها
خدا در قرآنمگر خدای ما با موجودات چهکار میکند؟ اگر یادم باشد من خودم یک روز قلم برداشتم و رحمان و رحیم را از طریق این معجمها در قرآن شمردم. محبت خدا در قرآن آنهم بهصورت صیغه فعل مشبهه یا خیلی عجیبتر بالاتر از فعل مشبهه یا صیغه مشبهه یک مقدار گیج هستم پروردگار عالم محبت خودش را 217بار در قرآن مطرح کرده است؛ صفت مشبهه یا صیغه مبالغه آنهم نه نسبت به گاو و گوسفند آنها جداست بلکه نسبت به بندگانش. 217بار آنهم در کتابی که آیاتش محدود است نه معانی آن کم نیست و خیلی حرف است-محبت دیوانهکننده خداوند در قیامتدر روایات و دعاها که مسئله محبت پروردگار عالم دریاوار مطرح است. مسئله محبتش در دنیا یک بحث است و مسئله محبتش در قیامت دیوانهکننده است. امام صادق ع میفرماید موجاندازی محبتش در قیامت بهصورتی است که ابلیس در بخشیده شدن خودش طمع میورزد. نمیدانم میگیرید که قرآن و ائمه علیهمالسلام چه میگویند ابلیس همانی که در اول کار اصلا هنوز سر کسی را کلاه نگذاشته بود هنوز کسی را گمراه نکرده بود و نوک انگشتش به یک نفر یعنی به آدم ع و خانمش گیر کرده بود و یک تلنگر به آنها زد بیشتر از این هم نبود. خیلی کار بزرگی نکرده بود کرده بود؟ هیچ جای قرآن که ندارد فازلهما الشیطان سوره بقره آیه 36 آنهم که در آیات قرآن دیدید طولی نکشید و پروردگار عالم آدم ع را پذیرفت تمام درهای رحمت را به روی آدم باز کرد.-خداوند همهکاره عالم خلقتاگر ابلیس هم مثل حضرت آدم ع به پیشگاه پروردگار رجوع میکرد به روی او هم باز میشد اما خودش دلش نمیخواست که به پروردگار برگردد؛ ولی اگر همان وقت به خدا برمیگشت خداوند فتاب علیه را برای او هم تحقق میداد. در عین حال در روایاتمان است که حالا من نمیدانم از زمان آدم ع تا زمان موسی ع چند قرن گذشته بود و در این چند قرن چقدر زن و مرد را گمراه کرده بود همه کارها بهدست یک نفر است لا اله الا الله و لا مؤثر فی الوجود الا الله در چونوچرا هم بسته است هیچکسی حق فضولی ندارد که چرا این کار را کردی؟ به تو چه تو چهکاره عالم خلقت هستی؟ دلم میخواهد همه را ببخشم به تو چه اصلا تو چهکاره بندگان من هستی؟-سجده بر قبر آدم ع شرط بخشش ابلیسابلیس در زمان موسی ع آمد و به کلیمالله گفت از خدا بخواه تا من را ببخشد. موسیبنعمران ع به پروردگار گفت ابلیس آمرزش تو را میخواهد راه دارد؟ خطاب رسید آری به قبر آدم سجده کند من میبخشم. دیگر کوتاهتر از این جاده به مغفرت؟ فردا آمد و گفت برای ما کاری کردی؟ گفت آری خدا فرمود به ابلیس بگو خیلی خدا عجیب است به موسی نگفت که به او بگو متکبر بدبخت از زمان آدم تا حالا چقدر زشتی داشتهای حالا از راه رسیدهای و میگویی من را ببخش.دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر××××××××که کریم است و رحیم است و غفور است و ودودچون کلیدها همه به دست او و کرمش نامتناهی است.-گریه بر خدا عبادتی بزرگ و ارزشمندآدم میخواهد از شوق آیه یک گوشه بنشیند و برای خدا گریه کند. همیشه که نباید برای مردههایمان –پدر مادر خواهر- گریه کنیم همیشه که نباید برای انبیا گریه کنیم یکخرده هم بنشینید و برای خدا گریه کنید. گریه برای خدا خیلی عبادت بزرگی است البکا من خشیه الله گریه برای خدا خیلی باارزش است. نمیدانید ابیعبدالله ع دیشب تا صبح چقدر گریه کردند زینالعابدین ع میگویند پدرم دیشب نخوابیدند؛ حالا گریه شوق بوده خوف بوده نمیدانم همه سلولهای ابیعبدالله ع عاشق خدا بود و عاشق هم که میدانید گریه دارد. عشق گریهآور است عشق خیلی خوب است اصلا مایهای شیرینتر بهتر و محرکتر از عشق در این عالم نیست. حالا عشق مجازی هم همینطور است شما ببینید جوانی که عاشق دختری میشود و به او نمیدهند مینشیند گریه میکند مگر معشوقهاش مرده است؟ زنده است و راستراست راه میرود اما این جوان مینشیند و زارزار گریه میکند. البکا من خشیه الله جز عبادات زیبای اسلامی است.-فاصله انسان تا خداجوانها خانمها و دخترخانمها راه خیلی نزدیک است. یکی به عارفی گفت فاصله انسان تا خدا چقدر است؟ گفت دو قدم از دنیا و خودت بگذر به خدا میرسی؛ عارف دیگر گفت آن عارف راه را خیلی گرفته است از خودت بگذری به او میرسی؛ فاصله اینقدر دور نیست.-کبر در برابر
توبه واجب اخلاقى است
در دو بخش حسنات اخلاقی و سیئات اخلاقی شرح دادهاند. کبر و عجب و خودبینی را در باب سیئات و تواضع و فروتنی و خاکساری را در فصل حسنات به طور مفصل تفسیر کردهاند.گناه را محصول تکبر انسان از حق و توبه و انابه را میوهی شیرین تواضع و فروتنی در پیشگاه حق دانستهاند.وضع ناهنجاری که برای ابلیس پیش آمد و او را به فرمودهی قرآن گرفتار لعنت و رجم و طرد از حریم حق نمود معلول کبر او در برابر امر خدا … خدا در ارتباط با آدم و همسرش محصول تواضع و فروتنی او نسبت به حق به حساب میآورند و در این زمینه نظر میدهند. به خاطر این که تکبر باعث رانده شدن انسان از حریم حق و دوری او از رحمت خدا میشود واجب است از تکبر کناره گرفت و به علت این که تواضع و فروتنی انسان را به مقام قرب آراسته میکند و او را به بندگی و عبادت میکشاند و او را وادار مینماید از گناهان و معاصیاش در پیشگاه حق عذر خواهی کند و اقدام به توبه نماید واجب است وجود خود را به خاکساری در برابر حق زینت دهد و بر خاک باعظمت حریم دوست سر ذلت نهد و با حالت خشوع و تواضع و چشمی گریان به جانب محبوب رود و تعهد نماید برای همیشه از گناه کنارهگیری کند و به جبران گذشته برخیزد.خداوند مهربان به موسی بن عمران خطاب کرد یابن عمران هب لی من عینیک الدموع ومن قلبک الخشوع ومن بدنک الخضوع ثم ادعنی فی ظلم اللیالی تجدنی قریبا مجیبا.پسر عمران به پیشگاه من از دو دیدهات اشک و از قلبت خشوع و از بدنت فروتنی بیاور آنگاه در تاریکی شبها مرا بخوان نزدیک و جواب دهندهام یابی.قرآن دربارهی ابلیس میگوید قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین* قال فاهبط منها فما یکون لک ان تتکبر فیها فاخرج انک من الصاغرین .خداوند به او فرمود تو را از سجده بر آدم چه برنامهای مانع شد که چون تو را دستور دادم انجام ندادی؟ پاسخ داد من از او بهترم مرا از آتش و او را از خاک به وجود آوردی آتش کجا و خاک کجا؟خداوند به او فرمان داد از این مقام ملکوتی و هویت معنوی فرود آی تو را نرسد که نخوت و کبر
اخلاق، حلقۀ حفاظتی بین ایمان و عمل
در حد خودش تکبر دارد و ظاهر و باطنش داد میزند که من فرمانهای او را قبول ندارم و خودم برای خودم کسی هستم معنی ندارد که دیگری به من دستور بدهد. -تکبر و خودبینی از اخلاق ابلیسیاین همان اخلاق ابلیسی است که و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر سوره بقره آیه 34 سینهسپر کرد و از خودش غرور خودبینی خودبزرگبینی و کبر نشان داد. در آیه دیگر دارد که به ابلیس گفتم ما منعک الا تسجد سوره اعراف آیه 12 چه چیزی باعث شد که سجده نکردی؟ گفت خلقتنی من نار و خلقته من طین جنس خلقت من انرژی و جنس خلقت آدم خاک است. من برای خودم کسی هستم شخصیتی دارم و بزرگ هستم برای چه مقابل این سجده کنم؟ با اینکه فرمان سجده دادی من فرمانت را قبول ندارم این کبر است. البته اگر من جواب سلام یکی را سنگین دادم یا کممحلی کردم بهخاطر اینکه خودم را قبول دارم این هم کبر است؛ اما نه به آن تند و تیزی و نه به آن خطرناکی کبر در برابر خدا … در نقاشی آراستگیهای اخلاقیبه اول سخن برگردیم؛ اخلاق دو رشته دارد یکی آراستگی یعنی من تمام خوبیهای اخلاق را بهگونهای روی صفحه باطنم نقاشی کنم که حتی با مردنم هم پاک نشود و این نقش اخلاق حسنه را با خودم به آن طرف ببرم. این یک بخش اخلاق است و بخش دیگرش پیراستگی است؛ یعنی مواظب باشم ابلیس کبر ریا خودبینی پستی رذالت و ظلم را روی من نقاشی نکند و رقم نزند؛ چون اگر همه اینها رنگ ثابتی باشد با مردن آدم پاک نمیشود و ادامه پیدا میکند؛ یعنی باری روی دوش آدم است که باید تا قیامت بکشد. -اخلاق حلقۀ محافظتی ایمان و عملاخلاق حلقه حافظ ایمان و عمل است؛ یعنی اگر این وسط من مؤمن باشم و اهل عمل هم باشم ولی اخلاق الهی نداشته باشم آن ایمان و عمل لحظهبهلحظه در معرض خطر و ویرانی است. شما هیچ جای کتابهای الهی اسلامی و معارفی پیدا نمیکنید که کسی حکم داده و داوری کرده باشد که زبیر و طلحه منافق بودهاند. طلحه دامادی داشت که نظیرش در کره زمین و آسمانها در تاریخ گذشته و آینده نیست؛ یعنی تک داماد عالم هستی است داماد طلحه چه کسی بوده است؟ ابیعبداللهالحسین ع . زبیر چه کسی بود؟ زبیر قبل از اینکه زمینه روی صندلی نشستن فراهم شود امیرالمؤمنین ع دربارهاش فرمودند الزبیر منا مثل حرفی که پیغمبر ص درباره سلمان زدند و فرمودند السلمان منا . این دوتا بهخاطر آلودگی اخلاقی که حب مقام حب جاه حب صندلی حب حکمت و حب ریاست بود برای این رذیله اخلاقی حدود پنجاههزار نفر را بسیج کردند و سر همه را کلاه گذاشتند آمدند تا امیرالمؤمنین ع را بکشند؛ اما امام کشته نشد. طلحه را خود رفیقهایش در درگیری تیر زدند و کشتند زبیر هم بیرون لشکر رفته بود که استراحت کند یکی به لباسش طمع کرد و سرش را در خواب گوش تا گوش برید. ایمان و عملها بهخاطر نبود اخلاق به باد رفت. مادرشوهری که اخلاق ندارد بیرحمانه زمینه جدایی پسرش را از عروسش فراهم میکند؛ آنوقت اسلام میگوید چنین زنی قابلرحم است؟ اگر ارحم نباشی وارد عرصه ترحم نمیشوی. مهرورزی کن تا به تو مهر بورزند میخواهی در اخلاق شمر باشی بعد خدا تو را مورد رحمت قرار بدهد؟ این خیلی قاعده مهمی است مهربان باش تا با تو مهربانی بکنند. این بدخلقیها حسادتها تکبرها و توقعات نابجا که زندگی جوانی را با همسرش آتش میزند و بههم میریزد در قیامت برای این مادرشوهر چه چیزی به ارمغان میآورد؟ برای آن پدرزن چه چیزی به ارمغان میآورد؟ چرا این وضع در مملکت ما پیش آمده و آمار طلاق از بسیاری از کشورها بیشتر شده است؟ برای فقد اخلاق است؛ یعنی مردم با دست خودشان آتش جهنم را برای خودشان شعلهور میکنند دوتا جوان با هم زندگی میکنند چرا حسادت میکنید و کاری میکنید که این جوان چهار سال به زندان بیفتد؟ چرا کاری میکنید که اگر دختر جوان تقوا نداشته باشد و مزه شوهر را چشیده باشد بیرون برود و بگردد چهارتا مرد غریبه را پیدا کند تا با آنها باشد؟ چرا این کار را میکنند؟ چرا خدا را در زندگی لحاظ نمیکنند؟ چرا زندگیها غرق مهر و محبت نیست؟ اینهمه ظلم و ستم به چه دلیل است؟ -ویرانی ساختمان ایمان و عمل در نبود اخلاقیکبار دیگر روایت را بخوانم؛ امشب جایگاه اخلاق را شنیدید اگر اخلاق نباشد ساختمان ایمان و عمل را ویران میکند و هیچچیز برای آدم نمیماند اخلاق است که حلقه حافظ ایمان و اعمال است و این وسط اگر اخلاق از کار بیفتد ایمان و عمل به باد میرود خدا میفرماید اولئک حبطت اعمالهم سوره توبه آیه 17 و نیز میفرماید ان الذین آمنوا ثم کفروا سوره نسا آیه 137 . این متن قرآن است. ان الذین آمنوا ثم کفروا این ایمان کجا رفت و چرا به کفر تبدیل شد؟ اولئک حبطت اعمالهم اعمال چرا بر باد رفت؟ چون جای اخلاق کاملا خالی است. چه خوش است یک شب بکشی هوا را ××××××××××××× به خلوص خوانی ز خدا خدا رابه حضور خوانی ورقی ز قرآن ××××××××××× فکنی در آتش کتب ریا راشود آنکه گاهی بدهند راهی ×××××××××××× به حضور شاهی چو من گدا راطلبم رفیقی که دهد بشارت ××××××××××××× به وصال یاری من بینوا رامگر آشنایی ز ره عنایت ××××××××××× بخرد به خاری گل باغ ما را کلام آخر؛ سری به نیزه بلند است در برابر
توبه واجب اخلاقی است
در دو بخش حسنات اخلاقی و سیئات اخلاقی شرح داده اند . کبر و عجب و خودبینی را در باب سیئات و تواضع و فروتنی و خاکساری را در فصل حسنات به طور مفصل تفسیر کرده اند .گناه را محصول تکبر انسان از حق و توبه و انابه را میوه ی شیرین تواضع و فروتنی در پیشگاه حق دانسته اند .وضع ناهنجاری که برای ابلیس پیش آمد و او را به فرموده ی قرآن گرفتار لعنت و رجم و طرد از حریم حق نمود معلول کبر او در برابر امر خدا … خدا در ارتباط با آدم و همسرش محصول تواضع و فروتنی او نسبت به حق به حساب می آورند و در این زمینه نظر می دهند . به خاطر این که تکبر باعث رانده شدن انسان از حریم حق و دوری او از رحمت خدا می شود واجب است از تکبر کناره گرفت و به علت این که تواضع و فروتنی انسان را به مقام قرب آراسته می کند و او را به بندگی و عبادت می کشاند و او را وادار می نماید از گناهان و معاصی اش در پیشگاه حق عذر خواهی کند و اقدام به توبه نماید واجب است وجود خود را به خاکساری در برابر حق زینت دهد و بر خاک باعظمت حریم دوست سر ذلت نهد و با حالت خشوع و تواضع و چشمی گریان به جانب محبوب رود و تعهد نماید برای همیشه از گناه کناره گیری کند و به جبران گذشته برخیزد .خداوند مهربان به موسی بن عمران خطاب کرد برگرفته از کتاب توبه آغوش رحمت یابن عمران هب لی من عینیک الدموع ومن قلبک الخشوع ومن بدنک الخضوع ثم ادعنی فی ظلم اللیالی تجدنی قریبا مجیبا. پسر عمران به پیشگاه من از دو دیده ات اشک و از قلبت خشوع و از بدنت فروتنی بیاور آنگاه در تاریکی شبها مرا بخوان نزدیک و جواب دهنده ام یابی .قرآن درباره ی ابلیس می گوید قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال ا نا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین * قال فاهبط منها فما یکون لک ان تتکبر فیها فاخرج انک من الصاغرین . خداوند به او فرمود تو را از سجده بر آدم چه برنامه ای مانع شد که چون تو را دستور دادم انجام ندادی ؟ پاسخ داد من از او بهترم مرا از آتش و او را از خاک به وجود آوردی آتش کجا و خاک کجا ؟ خداوند به او فرمان داد از این مقام ملکوتی و هویت معنوی فرود آی تو را نرسد که نخوت و کبر
توبه واجب اخلاقى است
در دو بخش حسنات اخلاقی و سیئات اخلاقی شرح داده اند . کبر و عجب و خودبینی را در باب سیئات و تواضع و فروتنی و خاکساری را در فصل حسنات به طور مفصل تفسیر کرده اند .گناه را محصول تکبر انسان از حق و توبه و انابه را میوه ی شیرین تواضع و فروتنی در پیشگاه حق دانسته اند .وضع ناهنجاری که برای ابلیس پیش آمد و او را به فرموده ی قرآن گرفتار لعنت و رجم و طرد از حریم حق نمود معلول کبر او در برابر امر خدا … خدا در ارتباط با آدم و همسرش محصول تواضع و فروتنی او نسبت به حق به حساب می آورند و در این زمینه نظر می دهند . به خاطر این که تکبر باعث رانده شدن انسان از حریم حق و دوری او از رحمت خدا می شود واجب است از تکبر کناره گرفت و به علت این که تواضع و فروتنی انسان را به مقام قرب آراسته می کند و او را به بندگی و عبادت می کشاند و او را وادار می نماید از گناهان و معاصی اش در پیشگاه حق عذر خواهی کند و اقدام به توبه نماید واجب است وجود خود را به خاکساری در برابر حق زینت دهد و بر خاک باعظمت حریم دوست سر ذلت نهد و با حالت خشوع و تواضع و چشمی گریان به جانب محبوب رود و تعهد نماید برای همیشه از گناه کناره گیری کند و به جبران گذشته برخیزد .خداوند مهربان به موسی بن عمران خطاب کرد یابن عمران هب لی من عینیک الدموع ومن قلبک الخشوع ومن بدنک الخضوع ثم ادعنی فی ظلم اللیالی تجدنی قریبا مجیبا 1 . پسر عمران به پیشگاه من از دو دیده ات اشک و از قلبت خشوع و از بدنتــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 ـ عده الداعی 207 القسم الثالث فی الآداب المتاخره; بحار الانوار 13 361 باب 11 حدیث 78. فروتنی بیاور آنگاه در تاریکی شبها مرا بخوان نزدیک و جواب دهنده ام یابی .قرآن درباره ی ابلیس می گوید قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال ا نا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین * قال فاهبط منها فما یکون لک ان تتکبر فیها فاخرج انک من الصاغرین 1 . خداوند به او فرمود تو را از سجده بر آدم چه برنامه ای مانع شد که چون تو را دستور دادم انجام ندادی ؟ پاسخ داد من از او بهترم مرا از آتش و او را از خاک به وجود آوردی آتش کجا و خاک کجا ؟ خداوند به او فرمان داد از این مقام ملکوتی و هویت معنوی فرود آی تو را نرسد که نخوت و کبر
تفقّه در دين، مقدمه تجارت
در باب امری مادی داریم و باید با این حقیقت مقایسه کنیم. ظاهرا روایت را اصبغ بن نباته نقل میکند. این مرد بزرگ و این چهره پاک میفرماید وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام روی منبر مسجد کوفه خطاب به مردم فرمودند یا معشر التجار الفقه ثم المتجر کاسبها تاجران نخست به حلال و حرام خدا آگاه شوید بعد وارد کسب شوید. بعد فرمودند و الله للربا فی هذه الامه اخفی من دبیب النمل علی الصفا شوبوا ایمانکم بالصدقه به خدا قسم ربا که حرام است در کاسبیهای این امت از رد پای مورچه بر سنگ صاف پنهانتر و مخفیتر است. چون اگر به حلال و حرام آگاه نشویم ممکن است عمری دچار ربا شویم و نفهمیم که در این کسب ربا بوده است و بعد در قیامت گریبان ما را میگیرند و به سمت جهنم میکشانند و میگویند عمری رباخور بودی. اگر بگویی نمیدانستم که رباست به تو میگویند باید میرفتی و میفهمیدی که کسب خود را از ربا حفظ کنی. چگونه روی سنگ صاف رد پایی از مورچه نمیماند شما اگر فقیه یعنی آگاه به حلال و حرام نباشید و یا دایم نپرسید رد پای حرام را نمیتوانید درک کنید. ما خیلی گرفتار شدهایم چون به قدری رشتههای گوناگون کاربرد پول در این مملکت در آمده است که گاهی از ما میپرسند با این که فقه شیعه را خواندهایم اما نمیفهمیم که این رشته با کدام یک از برنامههای اهلبیت علیهم السلام تطبیق میکند که بفهمیم حلال است یا حرام. ربای پنهانتر از لغزیدن مورچه روی سنگ صاف انسان را به سمت جهنم میکشد چون بعد حضرت فرمودند التاجر فاجر و الفاجر فی النار شخص کاسبی که حلال و حرام را نمیداند فاجر است و فاجر نیز در دوزخ است. وقتی چنین رد پای پنهانی انسان را به دوزخ بکشاند آن وقت رد دعوت خدا در دنیا و آخرت چه خواهد کرد. اما اهل ایمان دعوت خدا را رد نمیکنند چون دچار بیماری استغنا کبر غرور جهل و بیانصافی نیستند. بلکه در برابر
هلاكت دين در كبرورزى
در سه چیز است ؛ کبر حرص و حسد . اول فالکبر هلاک الدین کبر دین شما را نابود میکند . این کدام کبر است ؟ این کبر در برابر حضرت حق است که پروردگار به من امر کند و بگوید ان الذین امنوا والذین هاجروا وجهدوا فی سبیل الله واعلموا انما غنمتم من شی فان لله خمسه و من به زبان یا در عمل به خدا … خدا میگویند . این حالت مایه دین را نابود میکند ؛ هلاک الدین . بعد حضرت میفرماید ؛ به خاطر این نوع از کبر خداوند متعال ابلیس را لعنت کرد و گفت و ان علیک لعنتی الی یوم الدین برو که لعنت من از حال تا قیامت بر تو باد ؛ یعنی تمام درهای رحمتم به روی تو بسته باد . من تحلیل این شعر را نمیدانم که شیطان که رانده شد بجز یک خطا نکردخود را برای سجده به آدم رضا نکرد شیطان هزار مرتبه بهتر ز بینمازاو سجده بر آدم و این بر خدا نکرد نمیدانم واقعا شخص بینماز هزار بار از شیطان بدتر است ؟ شاید مبالغه باشد . شاید بخواهند عظمت آلودگی کبر را در مقابل حضرت حق و در برابر
هلاكت دين در كبرورزى
در سه چیز است ؛ کبر حرص و حسد . اول فالکبر هلاک الدین کبر دین شما را نابود میکند . این کدام کبر است ؟ این کبر در برابر حضرت حق است که پروردگار به من امر کند و بگوید ان الذین امنوا والذین هاجروا وجهدوا فی سبیل الله واعلموا انما غنمتم من شی فان لله خمسه و من به زبان یا در عمل به خدا … خدا میگویند . این حالت مایه دین را نابود میکند ؛ هلاک الدین . بعد حضرت میفرماید ؛ به خاطر این نوع از کبر خداوند متعال ابلیس را لعنت کرد و گفت و ان علیک لعنتی الی یوم الدین برو که لعنت من از حال تا قیامت بر تو باد ؛ یعنی تمام درهای رحمتم به روی تو بسته باد . من تحلیل این شعر را نمیدانم که شیطان که رانده شد بجز یک خطا نکردخود را برای سجده به آدم رضا نکرد شیطان هزار مرتبه بهتر ز بینمازاو سجده بر آدم و این بر خدا نکرد نمیدانم واقعا شخص بینماز هزار بار از شیطان بدتر است ؟ شاید مبالغه باشد . شاید بخواهند عظمت آلودگی کبر را در مقابل حضرت حق و در برابر
محرومان از عشق پروردگار
که درهای فیوضات الهیه را به روی من میبندد؛ از یکطرف من را از رحمت پروردگار محروم میکند از یکطرف خدا را بر من خشمگین میکند از یکطرف من را از پیشگاه لطف او میراند چه کبری است؟ کبر در برابر … در برابر وجود مقدس او بایستیم و بگوییم نه قبول نمیکنیم در آن حد نیستیم که ما را از عملی نهی بکند باز بایستیم و بگوییم نه قبول نداریم-نابودی و هلاکت سرانجام ایستادگی در برابر فرامین الهیاینجا امیرالمؤمنین ع در مقابل کسانی که میایستند در ایران خودمان میگوییم آقا مقابل این برنامه نایست این جمله را دارند که در اوایل نهجالبلاغه هم نقل شده است من ابدی صفحته للحق هلک کسی که در مقابل حق بایستد و بهعبارت سادهتر بگوید یکی من و یکی تو؛ بهعبارت دیگر به پروردگار بگوید تو را نرسیده که به من امر و نهی بکنی؛ مثلا زن به پروردگار بگوید به تو چه ربطی دارد که به من بگویی حجاب بر تو واجب است؟ من از آنهایی نیستم که به این امر تو گوش بدهم از آنهایی نیستم که من را از بیحجابی نهی بکنی و گوش بدهم یا من مرد از آنهایی نیستم که مرا از ربا نهی بکنی و من راحت بگویم چشم به نهی تو گوش میدهم یا از آنهایی نیستم که مرا به نماز امر بکنی من هم سریع صبح بلند شوم و نماز بخوانم این کبر است یعنی ایستادن در برابر امر و نهی خدا … در برابر پروردگار بایستم و بگویم یکی من یکی تو؛ تو چهکاره هستی که در حق من امر و نهی میکنی؟ من نه به امر تو گوش میدهم نه به نهی تو؛ نه به امر تو ارزش قائل هستم نه به نهی تو.-حقیقت معنایی کبرکبر یعنی قرآنت را مقابل من باز نکن و ببند که من هیچچیزی را گوش نمیدهم؛ کبر یعنی روی 124هزار پیغمبرت را از من برگردان؛ کبر یعنی روی دوازده امام را از من برگردان و زبانشان را نسبت به من ساکت کن. واذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا سوره بقره آیه 34 چرا؟ فسجدوا ؟ چون تواضع و کوچکی در مقابل حق داشتند و خودشان را در آن حدی ندیدند که در مقابل پروردگار بایستند. الا ابلیس ابی واستکبر همه سجده کردند مگر ابلیس که سرپیچی و استکبار کرد؛ یعنی با تمام قد در مقابل پروردگار ایستاد و به پروردگار گفت تو را نرسیده به من حکم کنی که به آدم سجده کنم این معنی استکبار است. من نمیدانم این شعر درست یا غلط است ولی فکر میکنم که شعر میخواهد پلیدی و آلودگی کبر را بگوید.شیطان هزارمرتبه بهتر ز بینماز××××××او سجده بر آدم و این بر خدا
استاد انصاریان: چگونه راه محبت الهی به روی انسان باز میشود؟ / هر مقام، مال و هویتی که دارید از جانب خداست
کبر در برابر پروردگار که این کبر خیلی خطرناک است من خودم را یکی و پروردگار را هم یکی بدانم یک حالتی در خودم احساس کنم که به خودم اجازه ندهم زیر بار اوامر و نواهی پروردگار بروم نپذیرم و قبول نکنم. امام میفرمایند شیطان با این کبر بود که دچار رجم و لعنت الهی شد. امر شد سجده کن گفت نمیکنم به او خطاب شد فاخرج منها فانک رجیم × وان علیک لعنتی الی یوم الدین سوره ص آیات 77-78 . این نفرت است. ابلیس به کبر در مقابل پروردگار آلوده و نجس شدوی با بیان اینکه ابلیس کافر نبود و فقط در مسئله کبر کافر شد اظهار کرد ابلیس وقتی نجس و آلوده شد و بین خود و فیوضات الهیه مانع ایجاد کرد خدا … در اصول کافی از رسول خدا ص نقل شده که یک روایت صد درصد اخلاقی است همه مردم هم به این روایت نیازمند هستند. این نوع روایات کهنهشدنی نیست چون تا قیامت دارو نسخه و درمان مردم است. همین روایت در بعضی از کتابها با یک بخش اضافهتر از وجود مبارک امام مجتبی ع نقل شده است. پیغمبر ص در مقدمه این روایت میفرمایند اصول الکفر ثلاثه ریشههای کفر سهچیز است. کبر در برابر … خدا میداند چه خواهد شد و به چه مقاماتی خواهد رسید. چگونه راه محبت الهی به روی انسان باز میشود؟به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه هدایت با طرح پرسشی مبنی بر اینکه چطور باید محبوب خدا بود اظهار داشت پیغمبر اسلام ص میفرمایند اذا احب الله عبدا الهمه ثمان خصال هنگامی که خداوند عاشق بندهای باشد راه او را به هشت خصلت باز میکند. ما باید از طریق قرآن و روایات علل نفرت خدا را بیابیم؛ چه مسائلی چه حالاتی و چه اعمالی سبب میشود که پروردگار از انسان متنفر شود اگر آنها از وجود انسان زدوده و شسته شود که تمامش مانع است راه محبت الهی به انسان باز میشود. کبر حسد و حرص ریشه های کفر در برابر
استاد انصاریان: پروردگار عالم از کبر و متکبر متنفر است/ هشت خصلت خداوند وقتی عاشق بنده ای باشد
در برابر وجود مقدس خداوند بایستیم و بگوییم قبول نمیکنیم. در آن حد نیستیم که ما را از عملی نهی کند باز بایستیم و بگوییم قبول نداریم. مبلغ عرصه بین الملل با بیان اینکه نابودی و هلاکت سرانجام ایستادگی در برابر فرامین الهی است گفت در اوایل نهجالبلاغه از امیرالمؤمنین ع نقل شده است من ابدی صفحته للحق هلک کسی که در مقابل حق بایستد و بهعبارت سادهتر بگوید یکی من و یکی تو؛ بهعبارت دیگر به پروردگار بگوید تو را نرسیده که به من امر و نهی بکنی؛ مثلا زن به پروردگار بگوید به تو چه ربطی دارد که به من بگویی حجاب بر تو واجب است؟ من از آنهایی نیستم که به این امر تو گوش بدهم از آنهایی نیستم که من را از بیحجابی نهی بکنی و گوش بدهم یا من مرد از آنهایی نیستم که مرا از ربا نهی بکنی و من راحت بگویم چشم به نهی تو گوش میدهم یا از آنهایی نیستم که مرا به نماز امر بکنی من هم سریع صبح بلند شوم و نماز بخوانم این کبر است یعنی ایستادن در برابر امر و نهی خدا … در برابر پروردگار بایستم و بگویم یکی من یکی تو؛ تو چهکاره هستی که در حق من امر و نهی میکنی؟ من به امر و نهی تو گوش نمیدهم و برای آن ارزش قائل نیستم. وی در مورد حقیقت معنایی کبر اظهارداشت کبر یعنی قرآنت را مقابل من باز نکن و ببند که من هیچچیزی را گوش نمیدهم؛ کبر یعنی روی 124هزار پیغمبرت را از من برگردان؛ کبر یعنی روی دوازده امام ع را از من برگردان و زبانشان را نسبت به من ساکت کن. واذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا سوره بقره آیه 34 چون تواضع و کوچکی در مقابل حق داشتند و خودشان را در آن حدی ندیدند که در مقابل پروردگار بایستند. الا ابلیس ابی واستکبر همه سجده کردند مگر ابلیس که سرپیچی و استکبار کرد؛ یعنی با تمام قد در مقابل پروردگار ایستاد و به پروردگار گفت تو را نرسیده به من حکم کنی که به آدم سجده کنم این معنی استکبار است. پروردگار عالم از کبر و متکبر متنفر استنویسنده کتاب ارزشمند تواضع و آثار آن فروتنی و خاکساری را نشانه بندگی دانست و افزود پروردگار عالم از کبر و متکبر متنفر است. اگر صبح از خواب بلند شدید و نماز خواندید مقابل خدا … کبر و متکبر و کسانی که دلشان محل کینه دوستان خداوند هست متنفر است؛ کسی که نسبت به وجود مقدس خداوند تکبر دارد فعلا از حوزه محبت پروردگار خارج است. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در حسینیه هدایت با بیان اینکه وقتی خدا عاشق بندهای باشد هشت خصلت را به او الهام میکند اظهارداشت خدا به عبد محبت از بالا به پایین و محبت عبد به خدا محبتی از پایین به بالاست؛ یعنی عبد درباره خودش و نعمت ها فکر میکند و به قول امام صادق ع شعله محبت در قلبش نسبت به آن وجود مقدسی روشن میشود که این لطف و احسانها را دربارهاش انجام داده است. طبع انسان این است که از هرکسی کار خوب و خیری میبیند قلبا تحت تاثیر قرار میگیرد؛ حال یا سپاسگزاری میکند یا نمیکند ولی بالاخره خوبی که میبیند قلبش از خوبی طرف اثر میگیرد شاد و خوشحال میشود علاقه پیدا میکند که خوبی طرف مقابل را تلافی کند و کاری که برای طرف مقابلش انجام میدهد اسم آن در معارف الهیه شکر گذاشته شده است. محبت مادر به فرزند با محبت فرزند به مادر قابل مقایسه نیستوی به محبت میان مادر و فرزند اشاره و خاطرنشان کرد فرزند مادر را در ماههای اول نمیشناسد ولی به خاطر ارتباط شدیدی که با احسان مادر دارد و تمام تغذیه خودش را از طریق مادر میبیند به مادر وابسته است؛ با اینکه نمیشناسد این مادرش است و در رحم او بوده اما با حالات حرکات گریه و با دنبال کردن او تلافی میکند و با رفتارش سپاسگزاری میکند؛ اما بین محبت بالا به پایین تا محبت پایین به بالا خیلی فرق است محبت مادر به فرزند با محبت فرزند به مادر قابلمقایسه نیست. محبت مادر در اوج فداکاری است در حالی که محبت فرزند به مادر این چنین نیست؛ فرزند مادر را دوست دارد اما در حد مادر در مرز فداکاری برای مادر نیست. استاد اخلاق تهذیب و تربیت حوزه های علمیه با اشاره به اینکه محبت خدا به بندگان بی نهایت است گفت گاهی انسان به خدا محبت پیدا میکند چون فکر میکند خدا لطفهایی به او کرده است که این محبت نهایت دارد یعنی محدود است؛ اما گاهی خدا به انسان محبت پیدا میکند و این نهایت ندارد؛ چون محبتی که از خدا ظهور میکند از یک وجود بینهایت است و آنچه از وجود بینهایت ظهور میکند بینهایت است. وی به اهمیت انتخاب راه در جذب محبت پروردگار اشاره و تصریح کرد مهم است که ما راهی را انتخاب کنیم که محبت پروردگار را بهطرف خودمان جلب و خودمان را در معرض محبت خداوند قرار دهیم. راههای مختلفی هم دارد و خوش به حال کسی که همه راهها را طی کند؛ اما یکی از راه های جذب محبت خداوند احب الله من احب حسینا است. کسی که حضرت حسین ع را دوست دارد خدا او را دوست دارد. اگر انسان این محبت را به طرف خودش جهت دهد یک محبت بینهایت است. هیچوقت محبت ما نسبت به پروردگار محبت بینهایت نمیشوداستاد انصاریان افزود هیچ وقت محبت ما نسبت به پروردگار محبت بینهایت نمیشود اما پاداشش بینهایت میشود. این هم قرارداد پروردگار و واقعا احسان اوست؛ مثلا تمام عبادات ما از نظر کمیت نهایت و حد دارد؛ عمر ما در دنیا حد دارد و بینهایت نیست اما پاداش همه خوبیهای حد دار ما بیحد است. تمام آیاتی که پاداشها را بیان میکند اینگونه است جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها سوره مائده آیه 119 پاداش بینهایت است ولی عمل نهایت دارد که این لطف و احسان خداست. وی در پاسخ به اینکه چه کاری باید انجام دهیم تا خداوند عاشق ما شود؟ گفت باید ببینیم خداوند متعال از چه کسانی نفرت دارند آنها را کنار بگذاریم وقتی آنها را کنار گذاشتیم وارد حوزه محبت خدا میشویم. خداوند از کبر نفرت داردمحقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی به مواردی که مورد نفرت پروردگار می شوند اشاره و خاطرنشان کرد بر طبق آیات قرآن خداوند از کبر نفرت دارد. یک مورد اخلاقی که در ابتدای سوره بقره و بهشدت مورد نفرت پروردگار هست کبر است. خود صفت کبر مورد نفرت است در هر انسانی که باشد مورد نفرت خداست و تا زمانی که این صفت در شخص باشد این شخص محبوب خدا نمیشود. وقتی انسان محبوب خدا نشود درهای فیوضات مسلما بسته است. وی ادامه داد کبری که درهای فیوضات الهیه را به روی من میبندد؛ از یکطرف من را از رحمت پروردگار محروم میکند از یکطرف خدا را بر من خشمگین میکند از یکطرف من را از پیشگاه لطف او میراند و آن کبر در برابر
یزد هیئت خادمین شهدای گمنام امیر چخماق دههٔ سوم صفر پاییز 1395 سخنرانی دوم
کبر در برابر فرمان خداوند بدترین نوع تکبر و خودبزرگبینی است که انسان خودش را در برابر خالق در برابر پروردگار به حساب بیاورد و بزرگ بشمارد و از انجام امر حضرت حق امتناع کند. نتیجه این شر اخلاقی چه بود؟ آنگونه که قرآن مجید بیان میکند یک نتیجهاش این بود که ابلیس -که یک موجود مؤمن و اهل بندگی بود و خدا … در پیشگاه پروردگار قابل خرید نیست بله خدا عمل و مال را میخرد اما در ابتدا در سوره توبه اعلام کرده است ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه التوبه 111 اما آدمی که متخلف است گنهکار است پلید است آلوده باطن است و دارای عمل خوب پروردگار عملش را نمیخرد.خب امیرالمؤمنین میفرمایند ابلیس ششهزارسال عبادت کرد حتما خدا را قبول داشته که عبادت میکرده و کافر نبوده است؛ اگر پروردگار را قبول نداشت که عبادت نمیکرد عبادت ششهزار ساله دلیل بر مؤمنبودنش است و اینها دقایقی است که بیشتر مردم خبر ندارند که این دقایق و لطائف را هم میشود از آیات قرآن و هم از روایات و بیانات وجود مبارک امیرالمؤمنین فهمید.بعد میفرمایند این ششهزارسالی که عبادت کرد یک نفر از شما خبر ندارد و نمیداند و آگاه نیست که این ششهزارسال ششهزارسال کره زمین بوده یعنی هر سالش 365 شبانهروز بوده یا از سالهای جهان دیگر چون الآن سالهای مریخ با سال زمین فرق میکند. سال زحل سال عطارد سال زهره سال نپتون سال اورانوس سال پلوتو با سال زمین فرق میکند. زمینما یکبار که به دور خورشید بگردد یکسال میشود اما یکسال شمسی سیاره پلوتو که دورترین سیاره منظومه شمسی است اگر یکبار دور خورشید بگردد برابر با 83 سال از سال زمین میشود؛ یعنی اگر یک بچهای در پلوتو بهدنیا بیاید و همان لحظه هم یک بچه در زمین بهدنیا بیاید آن بچه یک دور که زمین به دور خورشید بگردد یکسالش است و بچه در پلوتو یکبار که پلوتو دور خورشید بگردد یکسالش میشود ولی یکسالش برابر با 83 سال ماست.شما در قرآن مجید میبینید که پروردگار میفرماید یک برهه زمان در قیامت میخواهد به ذهن ما نزدیک بکند یعنی یکسال قیامت برابر با پنجاه هزار سال شماست یعنی اینجا آفتاب که طلوع بکند و غروب بکند در 365 شبانهروز یکسال بشود آنجا طلوع و غروب آفتاب در یکبار میشود پنجاههزارسال میشود. حالا عبادت ابلیس از سالهای کدام ناحیه از آفرینش بوده است؟ که حضرت میفرمایند شما هیچ اطلاعی ندارید که سال عبادت ابلیس برابر با سال شما بوده یا برابر با سال جهانی دیگر عالمی دیگر و سیارهای دیگر کشفش هم برای ما امکان ندارد. ما نمیتوانیم بالاخره بفهمیم که سال عبادت ابلیس هر سال از ششهزارسالش چندبرابر سال کره زمین بوده است؟ ده برابر سی برابر پانصد برابر یک میلیون برابر ما خبر نداریم.خب ششهزارسال مؤمن بود اهل عبادت بود اهل سجده بود و خدا را قبول داشت ولی با خلقت آدم دچار یک زشتی شد که قرآن اسم آن زشتی را کبر … در زندگی آدمیان شر خیلی فراوان بود و هست عاقلی هم منکر شر نیست کل عالم قبل از خلقت آدم خیر بوده است بیده الخیر و بعد از ساختهشدن آدم هم یک خیرهای اختیاری به میان آمد.خیر یعنی چه؟ یعنی کاری نیتی فکری و روشی که برای انسان سودمند است. خب کبر خیر است یا شر است؟ شر است. خود ما وقتی در برابر یکی تکبر کنیم خودنمایی کنیم خودمان را بزرگتر بدانیم و جواب سلام مردم را زیر لب بدهیم یا ندهیم برای خودمان موقعیتی برتر از مردم قائل باشیم مردم از رفتار ما خوششان میآید یا بدشان میآید؟ خب معلوم است بدشان میآید چیزی را که طبیعتا مردم نفرت دارند و بدشان میآید زشتی و شر است و هیچکس نمیآید که شر را خوب بداند. خب متنفر میشوند و میگویند مردک عجب آدم بیادب متکبر افادهای است خیلی آدم بیخودی است زشتی یعنی چیزی که برای انسان ضرر دارد و انسان با ارتکابش مورد نفرت دیگران قرار میگیرد. شما گاهی از طریق صداوسیما یا روزنامهها یک حوادثی را میشنوید خیلی نفرت پیدا میکنید. اعلام میکنند یک نفر با هشتاد نود کیلو وزن هزارمیلیارددلار از مال بیتالمال در روز روشن دزدیده است. چه کسی خوشش میآید؟ خود آنکسی هم که دارد میدزدد میفهمد دزدی است میفهمد حق یک مملکت است میفهمد حق یک ملت است خودش هم مهر خوبی به کارش نمیزند یا میدزدد و فرار میکند به آنطرف آب میرود یا نه گیر میافتد و زندان میاندازند و آبرویش را میبرند.زشتی یعنی کار ضرردار خبر کبر ابلیس در برابر خدا
گناه و راه درمان آن (2)
خدا در ارتباط با آدم و همسرش محصول تواضع و فروتنی او نسبت به حق به حساب میآورند و در این زمینه نظر میدهند. به خاطر این که تکبر باعث رانده شدن انسان از حریم حق و دوری او از رحمت خدا میشود واجب است از تکبر کناره گرفت و به علت این که تواضع و فروتنی انسان را به مقام قرب آراسته میکند و او را به بندگی و عبادت میکشاند و او را وادار مینماید از گناهان و معاصیاش در پیشگاه حق عذر خواهی کند و اقدام به توبه نماید واجب است وجود خود را به خاکساری در برابر حق زینت دهد و بر خاک باعظمت حریم دوست سر ذلت نهد و با حالت خشوع و تواضع و چشمی گریان به جانب محبوب رود و تعهد نماید برای همیشه از گناه کنارهگیری کند و به جبران گذشته برخیزد.خداوند مهربان به موسی بن عمران خطاب کرد یابن عمران هب لی من عینیک الدموع ومن قلبک الخشوع ومن بدنک الخضوع ثم ادعنی فی ظلم اللیالی تجدنی قریبا مجیبا 8 .پسر عمران به پیشگاه من از دو دیدهات اشک و از قلبت خشوع و از بدنت فروتنی بیاور آنگاه در تاریکی شبها مرا بخوان نزدیک و جواب دهندهام یابی.قرآن دربارهی ابلیس میگوید قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین* قال فاهبط منها فما یکون لک ان تتکبر فیها فاخرج انک من الصاغرین 9 .خداوند به او فرمود تو را از سجده بر آدم چه برنامهای مانع شد که چون تو را دستور دادم انجام ندادی؟ پاسخ داد من از او بهترم مرا از آتش و او را از خاک به وجود آوردی آتش کجا و خاک کجا؟خداوند به او فرمان داد از این مقام ملکوتی و هویت معنوی فرود آی تو را نرسد که نخوت و کبر … در آنان ثابت و پابرجا گشت و قدرت و قوت توبه از دست آنان رفت و هرگز موفق به انابه و رجوع به حضرت محبوب نشدند علاوه بر آن بر اثر کثرت گناه و تداوم معصیت و تراکم خطا و سنگینی ظلمت و دوری شدید از حق و جدایی و فراق از طاعت دچار تکذیب علایم و نشانههای حق و انکار عذاب و عقوبت شدند و آیات الهی را به مسخره گرفتند و با دست خود درب رحمت و مغفرت و توبه و انابه را به روی خود بستند ثم کان عاقبه الذین اساؤا السوای ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤن 2 .آنگاه عاقبت کسانی که کارهای زشت انجام دادند به جایی رسید که به تکذیب آیات حق برخاستند و دچار مسخره کردن آن آیات شدندگناه جذام وار ایمان و عقیده اخلاق و شخصیت کرامت و انسانیت گنهکار را میخورد و برنامهی حیات آدمی را به جایی میرساند که آلوده به تکذیب آیات خدا شود و سر از مسخره کردن انبیا و امامان و قرآن مجید درآورد و موعظه و پند و اندرز را از هر که باشد بیاثر نماید.بنابراین بر اساس آیهی شریفهی و سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السماوات و الارض اعدت للمتقین 3 .به جانب مغفرت پروردگارتان و بهشتی که عرض آن عرض آسمانها و زمین است و برای اهل تقوا آماده شده بشتابید.واجب است برای شستشوی برون و درون از گناه به خاطر دست یافتن به مغفرت و بهشت اقدام فوری نمود و برای تحقق توبه و انابه شتاب و عجله به خرج داد که تاخیر توبه حتی در یک لحظه روا نیست زیرا با توجه به آیات قرآن مجید واگذاردن توبه به هر علتی که باشد ستم و ظلم است و این ستم و ظلم بدون تردید گناهی علاوه بر گناهان دیگر است. ... و من لم یتب فاولئک هم الظالمون 4 .گنهکار باید به این حقیقت واقف باشد که ترک توبه او را در کاروان ستمکاران قرار میدهد و ستمکاران طایفهای هستند که خداوند آنان را دوست ندارد. و الله لا یحب الظالمین 5 .گنهکار باید بداند اهل گناه به شدت مورد نفرت و خشم و غضب خداوند و انبیا و اولیای الهی هستند تا جاییکه حضرت مسیح به حواریون خود هشدار میدهد یا معشر الحواریین تحببوا الی الله ببغض اهل المعاصی وتقربوا الی الله بالتباعد منهم والتمسوا رضاه بسخطهم 6 .ای یاران به دشمنی و کینه نسبت به اهل گناه خود را محبوب خدا نمایید و به دوری جستن از آلودگان به خداوند نزدیک شوید و خشنودی حق را از خشم و غضب نسبت به گنهکاران بجوییدگنهکار باید توجه داشته باشد که با ارتکاب هر یک گناه از ارزش و کرامت و شخصیت و والایی او در پیشگاه خداوند کم میشود و تا پایهی حیوانات بلکه پستتر از آنان سقوط میکند و در قیامت بهصورت غیر انسان وارد محشر میشود.امیر المؤمنین علیه السلام به برا بن عازب فرمودند دین را چگونه دیدی؟ عرضه داشت پیش از آنکه به تو برسیم و دست به دامن امامت و ولایت تو بزنیم و از تو متابعت و پیروی کنیم مانند یهود بودیم. عبادت و بندگی و طاعت و خدمت برای ما کمارزش و سبک بود. با تجلی حقایق ایمان در قلوبمان و پیروی از حضرت تو ارزش عبادت و بندگی را یافتیم. حضرت به او فرمودند دیگران در قیامت به ارزش الاغ محشور میشوند و هر یک از شما با ورود به محشر به سوی بهشت حرکت خواهد کرد 7 . توبه واجب اخلاقی استبینایان راه و عالمان آگاه و اندیشمندان پاکدل کتابهای باعظمتی در مسایل اخلاقی نوشتهاند و اخلاق را در دو بخش حسنات اخلاقی و سیئات اخلاقی شرح دادهاند. کبر و عجب و خودبینی را در باب سیئات و تواضع و فروتنی و خاکساری را در فصل حسنات به طور مفصل تفسیر کردهاند.گناه را محصول تکبر انسان از حق و توبه و انابه را میوهی شیرین تواضع و فروتنی در پیشگاه حق دانستهاند.وضع ناهنجاری که برای ابلیس پیش آمد و او را به فرمودهی قرآن گرفتار لعنت و رجم و طرد از حریم حق نمود معلول کبر او در برابر
عزّت واقعى و دورى از كبر
در برابر حق چه در برابر خلق بپرهیزید که تکبر کار را به جائی میرساند که حضرت حق به ملائکه امر میفرماید نام این متکبر را در گروه زورگویان ثبت کنید.امام علی علیه السلام میفرماید احذر الکبر فانه راس الطغیان و معصیه الرحمن. 11 از کبر حذر کنید که سرآغاز طغیان و گناه و معصیت در برابر حضرت رحمن است.و نیر میفرماید شر آفات العقل الکبر. 12 بدترین آفات برای عقل کبر است.و باز میفرماید ایاک و الکبر فانه اعظم الذنوب و الام العیوب و هو حلیه ابلیس. 13 از کبر دوری کنید که از بزرگترین گناهان و پستترین عیوب و لباس ابلیس است.عبدالله بن مسعود از رسول خدا … در برابر حق به سختی سرزنش کرده و مورد عتاب قرار میدهد واستکبر هو و جنوده فی الارض بغیر الحق وظنوا انهم الینا لایرجعون 6 او و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبر کردند و پنداشتند که آنان را به سوی ما بازنمیگردانند.ومن یستنکف عن عبادته و یستکبر فسیحشرهم الیه جمیعا 7 و کسانی که از بندگی او امتناع کنند و تکبر ورزند به زودی همه آنان را برای حسابرسی به سوی خود گردآوری خواهد کرد.و اما الذین استنکفوا و استکبروا فیعذبهم عذابا الیما 8 و اما کسانی که از ایمان و عمل شایسته امتناع کردند و تکبر ورزیدند به عذاب دردناکی عذاب میکند. نخواهند یافت.فاستکبروا وکانوا قوما مجرمین 9 پس آنان تکبر ورزیدند و آنان گروهی گنهکار بودند. کبر در روایاترسول خدا … در زندگی میسر نیست.عناصر مادی عامل عزت نیست جاه و مقام مایه شخصیت نمیباشد شهرت و آبروی ظاهری سربلندی درونی نمیسازد.من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه 1 کسی که عزت میخواهد پس باید آن را از خدا بخواهد؛ زیرا همه عزت ویژه خداست. حقایق پاک چون عقاید و اندیشههای صحیح به سوی او بالا میرود و عمل شایسته آن را بالا میبرد.لله العزه و لرسوله و للمؤمنین 2 عزت و اقتدار برای خدا و پیامبر او و مؤمنان است.آن که از این مایه درونی و حالت ملکوتی و سرمایه عرشی بی بهره است در مقابل اندکی از مال دنیا یا جاه ومقام یا هجوم شهوات و غرایز و لذتهای مادی به سرعت محکوم و مغلوب میشود و به مرض خطرناک ذلت و حقارت و پستی دچار میگردد.چنین افرادی از آزادی به معنای واقعی و حریت و کرامت و شرافت نفس و بزرگی و وقار و ادب و تربیت محرومند. این گونه مردم بودند که بر اثر پوکی درون به بند بردگی طاغوتها درآمدند و مشکلات زیادی را برای مردم و به خصوص آزادگان تاریخ و خاصه انبیا و اولیا فراهم آوردند و مبد جنایات بی شمار و خیانتهای بی عدد در تاریخ انسان شدند.عزت نفس محصول آزادی از شهوات غلط و خلقیات شیطانی و وقار و آقائی در برابر حوادث و تذلل و خضوع در برابر حضرت رب العزه است.امام صادق علیه السلام میفرماید اعلم انه لاعز لمن لایتذلل لله تبارک و تعالی و لارفعه لمن لایتواضع لله عزوجل. 3 آن که در برابر حضرت حق بندگی نکند عزت ندارد و هر کس نسبت به وجود مقدس خداوند و فرامین سعادت بخش حضرت او تواضع ننماید بلندی و سرفرازی برای او نیست.فراهم آوردن موجبات ذلت و خواری و باز کردن میدان اهانت به انسان مؤمن حرام است.رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید لیس للمؤمن ان یذل نفسه. 4 سزاوار نیست مؤمن زمینه خواری برای خود فراهم کند.میدان دادن به شهوات غلط زمینه ایجاد کردن برای حکومت هوای نفس تکرار گناه رها کردن خویش در دست افراد ناباب دوری از تقوا ضعف ایمان استقامت نیاوردن در برابر حوادث مهجوری از نور نبوت و ولایت همه و همه باعث ذلت و خواری و پستی و سستی نفس است.امام علی علیه السلام به فرزندش حضرت مجتبی علیه السلام میفرماید واکرم نفسک عن کل دنیه و ان ساقتک الی الرغائب فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا. 5 از هر نوع پستی و زبونی بپرهیز هر چند آن ذلت و پستی وسیله رسیدنت به آرزوها باشد؛ زیرا در برابر پرداخت شرف نفس عوضی که با آن برابر باشد به دست نخواهی آورد و بنده دیگران مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.تواضع مشروع و به عبارت دیگر احترام به مردم به خصوص به افراد مؤمن هیچ گونه منافاتی با عزت نفس و کرامت انسانی ندارد.احترام به مردم از آن جا که دستور دین است یک نوع عبادت محسوب میشود و باعث رفعت و سربلندی و محبوبیت انسان در میان مردم است.از طرفی باید این معنا را در نظر داشت که صفت ناپسند تکبر باعث متلاشی شدن شخصیت انسان و میراث عذاب الهی در عالم آخرت است.کبر در برابر دستورهای الهی و بزرگی نشان دادن بی جهت در بین مردم حالتی ناپسند و از اخلاق شیطان و صفت بسیار بدی است که انسان را مبغوض و منفور حضرت حق میکند.نی همی از خود به راه یار میباید گذشت کز دو عالم در رهش یک بار میباید گذشتگر حقیقت عاشقی بر هر دو عالم پای زن یار اگر میجوئی از اغیار میباید گذشت عشق را راهیست ناهموار و این باشدعجب کزسر از این راه ناهموار میباید گذشتخاک شد بس استخوانها زیر دیوار هوس با شتاب از پای این دیوار میباید گذشتاندک و بسیار این عالم همه رنج است و غم اندک اندک ز اندک و بسیار میباید گذشتچیست دانی توشه عقبی صغیرا از صراط با ولای حیدر کرار میباید گذشت صغیر کبر
شیطان تنها موحد الهی
در برابر هیچ چیز غیر از خدا سجده نکرد. شیطانپرستان او را مظهر عزت و سرفرازی میدانند چنانکه حتی حاضر نشد به امر خداوند در برابر غیر او سر به سجده فرود آورد. و گاهی او را نمودی از اوج توحید میدانند که به هیچ قیمتی در برابر غیر خداوند سر فرونیاورد. در حالیکه این نگاه مشرکانه اوست که اساسا غیر از خدا چیزی را میدید و انسان را موجود مستقلی در برابر پروردگار به حساب آورد زیرا پیش از آن خود را در برابر خداوند یکتا چیزی به حساب میآورد و تمام آن عبادات همه از روی کبر
قرآن مجيد دربردارنده برنامه زندگى
در طول زندگی تلاش و کوشش نماید و این فعالیت بدون برنامه نتیجهبخش نخواهد بود ولی این برنامه را باید از کتاب فطرت و آفرینش و تعلیم الهی فرا گرفت.قرآن مجید با توجه به این مقدمات شالوده برنامه زندگی انسان را به این نحو تعیین کرده است اساس برنامه خود را خداشناسی قرار داد و اعتقاد به یگانگی خدا را اولین اساس دین شناخت و پس از شناساندن خدا معادشناسی- اعتقاد به روز رستاخیز که در آن پاداش و کیفر کردار نیک و بد انسان داده خواهد شد- را از آن نتیجه گرفت و اصل دیگر قرارداد و پس از آن پیغمبرشناسی را از معادشناسی نتیجه گرفت؛ زیرا پاداش اعمال نیک و بد بدون ابلاغ قبلی طاعت و معصیت و نیک و بد از راه وحی و نبوت صورت نمیبندد و آن را نیز اصل دیگر قرار داده سه اصل نامبرده اعتقاد به یگانگی خدا و اعتقاد به نبوت و اعتقاد به معاد را اصول دین اسلام شمرد.پس از آن در مرتبه تالی اصول اخلاق پسندیده و صفات حسنه مناسب اصول سهگانه را که یک انسان واقعبین با ایمان باید واجد آنها و متصف به آنها باشد بیان نمود و پس از آن قوانین عملی که در حقیقت حافظ سعادت حقیقی و زاینده و پرورش دهنده اخلاق پسندیده و بالاتر از آن عامل رشد و ترقی اعتقادات حقه اصول اولیه میباشند تاسیس و بیان داشت.زیرا هرگز قابل قبول نیست کسی که در مسائل جنسی یا در دزدی و خیانت واختلاس مال و برداشتن کلاه مردم هیچگونه بند و باری ندارد صفت عفت نفس داشته باشد یا کسی که شیفته جمعآوری مال است و مطالبات مردم و حقوق واجبه مالی را نمیدهد با صفت سخاوت متصف شود یا کسی که به عبادت خدا نمیپردازد و هفته و ماه به یاد خدا نمیافتد واجد ایمان به خدا و روز رستاخیز و دارای سمت بندگی باشد.پس اخلاق پسندیده همیشه با یک رشته اعمال و افعال مناسب زنده میماند چنانکه اخلاق پسندیده نسبت به اعتقادات اصلی همین حال را دارند مثلا کسی که کبر و غرور و خودبینی و خودپسندی دارد اعتقاد به خدا و خضوع در برابر
قرآن مجيد دربردارنده برنامه زندگى
در طول زندگی تلاش و کوشش نماید و این فعالیت بدون برنامه نتیجهبخش نخواهد بود ولی این برنامه را باید از کتاب فطرت و آفرینش و تعلیم الهی فرا گرفت.قرآن مجید با توجه به این مقدمات شالوده برنامه زندگی انسان را به این نحو تعیین کرده است اساس برنامه خود را خداشناسی قرار داد و اعتقاد به یگانگی خدا را اولین اساس دین شناخت و پس از شناساندن خدا معادشناسی- اعتقاد به روز رستاخیز که در آن پاداش و کیفر کردار نیک و بد انسان داده خواهد شد- را از آن نتیجه گرفت و اصل دیگر قرارداد و پس از آن پیغمبرشناسی را از معادشناسی نتیجه گرفت؛ زیرا پاداش اعمال نیک و بد بدون ابلاغ قبلی طاعت و معصیت و نیک و بد از راه وحی و نبوت صورت نمیبندد و آن را نیز اصل دیگر قرار داده سه اصل نامبرده اعتقاد به یگانگی خدا و اعتقاد به نبوت و اعتقاد به معاد را اصول دین اسلام شمرد.پس از آن در مرتبه تالی اصول اخلاق پسندیده و صفات حسنه مناسب اصول سهگانه را که یک انسان واقعبین با ایمان باید واجد آنها و متصف به آنها باشد بیان نمود و پس از آن قوانین عملی که در حقیقت حافظ سعادت حقیقی و زاینده و پرورش دهنده اخلاق پسندیده و بالاتر از آن عامل رشد و ترقی اعتقادات حقه اصول اولیه میباشند تاسیس و بیان داشت.زیرا هرگز قابل قبول نیست کسی که در مسائل جنسی یا در دزدی و خیانت واختلاس مال و برداشتن کلاه مردم هیچگونه بند و باری ندارد صفت عفت نفس داشته باشد یا کسی که شیفته جمعآوری مال است و مطالبات مردم و حقوق واجبه مالی را نمیدهد با صفت سخاوت متصف شود یا کسی که به عبادت خدا نمیپردازد و هفته و ماه به یاد خدا نمیافتد واجد ایمان به خدا و روز رستاخیز و دارای سمت بندگی باشد.پس اخلاق پسندیده همیشه با یک رشته اعمال و افعال مناسب زنده میماند چنانکه اخلاق پسندیده نسبت به اعتقادات اصلی همین حال را دارند مثلا کسی که کبر و غرور و خودبینی و خودپسندی دارد اعتقاد به خدا و خضوع در برابر
English