آیه اول وقال الرسول یـرب ان قومی اتخذوا هـذا القران مهجورا این آیه شکایت و درد دل پیغمبر صلیاللهعلیهوآله از یک عدهای مرد و زن در روز قیامت است
471 مطلب یافت شد
شاکیان قیامت
در قیامت مسجد است. در حدیث میخوانیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود روز قیامت مسجد به درگاه خداوند از مسلمانان شکایت میکند و میگوید یا رب عطلونی و ضیعونی … یکی از شکایت کنندگان در قیامت قرآن کریم است. … قرآن کریمیکی از شکایت کنندگان در قیامت قرآن کریم است.
استاد انصاریان: عبادت؛ جادۀ رسیدن به مغفرت، لطف، رضوان و بهشت/ اوامر و نواهی خدا معدنی است که از آن، بهشت و دفع دوزخ استخراج میشود
می شود اشاره و خاطرنشان کرد رسول خدا ص در روایتی می فرماید در قیامت سه چیز از بعضی افراد امت من شکایت … اولین شکایت قرآن است قرآن میگوید خدایا من در بین این افراد بودم اما من را پشت سر انداختند و نیامدند زندگی خودشان را با من هماهنگ و مطابق با من عمل کنند. دومین چیزی که در قیامت … در حقیقت معدن را میشکافید از این معدن رحمت غفران لطف و رضایت خداوند تجلی میکند و بهشت پروردگار طلوع می یابد. این عاقلانه نیست که انسان به اوامر پروردگار ارزش ندهد این کمال بیانصافی است.سه مورد شکایت از امت پیامبر ص که خداوند حکم صادر می کندمبلغ عرصه بین الملل به سه شکایتی که از انسان ها در قیامت
استاد انصاریان: در روز قیامت مسجد، قرآن و عالم از انسان نزد خداوند شکایت می کنند/ اخلاق عدهای از مردم حرف بیهوده گفتن است
می کننداستاد انصاریان به شکایت مسجد قرآن و عالم از مردم در روز قیامت اشاره و تصریح کرد … پیغمبر ص میفرمایند در روز قیامت سه چیز از مردم شکایت میکند یکی مسجد است که میگوید خدایا من ساخته شده بودم تمیز و جادار و خوب هم بودم اما مردم … در روز قیامت فقط آنکسی میبرد که چندسال درس خوانده است. عده ای انبیا ائمه ع و عالمان را مسخره توهین و استهزا میکنندوی توهین به انبیا ائمه و علما را حقیقتی تلخ در تاریخ عنوان و خاطرنشان کرد از قدیم یعنی از زمان انبیا اینطور بوده که عده ای انبیا ائمه ع و عالمان را مسخره توهین و استهزا میکردند. این آب شور و تلخ تا آمدن امام عصر عج جریان دارد. هیچوقت عالم نباید خودش را راحت ببیند و مطمئن شود که هیچکس به من هیچچیز نمیگوید بعضیها خیلی چیزها میگویند حالا به گوش ما نمیرسد. اخلاق عدهای از مردم حرف بیهوده گفتن استاستاد اخلاق حوزه های علمیه گفت روزی موسیبنعمران ع به پروردگار گفت نمره من از نظر دانایی علم فهم و عبادت چند است؟ خطاب رسید نمرهات بیست است و هیچچیزی کم نداری. گفت خدایا داخل مردم کسی هم هست که پشت سر ما حرف بیهوده بگوید؟ خطاب رسید خیلی گفت چرا؟ خدا گفت اخلاق عدهای از مردم حرف بیهوده گفتن است. گفت خدایا تو قدرت داری نمیشود کار اینها را قطع کنی که یکنفر هم حرف بیهوده نگوید؟ خطاب رسید نه من کاری به کار مردم در دنیا ندارم؛ نه اینکه فقط پشت سر تو حرف بیهوده میگویند بلکه پشت سر من خدا هم که آنها را خلق کردهام هزار نوع حرف بیهوده میگویند. چندمیلیارد نفر که امروز در دنیا هستند میگویند عالم خدا ندارد در حالی که من هستم و روزی آنها را میدهم. عده ای به خداوند هم حمله و توهین می کنندوی اظهار کرد در کتاب باعظمت اصول کافی که ترکیبی از چند کتاب است روایات بسیاری از پیغمبر ص و اهلبیت ع درباره علم و ثواب بهدنبال علم رفتن نقل شده است. وقتی آدم عالم میشود خدا انبیا قیامت و خوبی و بدی را میشناسد. رسول خدا ص می فرماید العلم نور علم روشنایی است یعنی کسی که بهدنبال دانایی نرفته تاریک است و در تاریکی هم زندگی میکند لذا به خدا و عالم ایراد میگیرد و میگوید خلقت من در جهان یک وصله ناجور بود در حقیقت اینگونه به خدا حمله و توهین میکند. دست های خالی علامه جعفری در پیشگاه خداوندمبلغ عرصه بین الملل گفت علامه جعفری ره فرمود من سالها در قم و نجف درس خواندهام اما اصلا به درس خواندنم تکیه و امیدی ندارم که حالا خدا در روز قیامت به من بگوید شیخ محمدتقی بیا که به واسطه درس خواندنت دستگیره نجات داری. سپس گفت هفتاد یا هشتاد جلد کتاب نوشتهام اینها را هم کنار بگذار که به اینها هم هیچ امیدی ندارم. تالیفاتم را کنار بگذار؛ به اینها هم امید ندارم اکنون 74-75 سالهام پانزده سالش که هیچ حداقل شصت سال نماز خواندهام و روزه گرفتهام یکبار هم به مکه واجب رفتهام همه اینها را هم کنار بگذار که به اینها هم تکیه ندارم؛ یعنی دستم خالی است و حالا به تنها چیزی که امید و یقین دارم و میدانم دستم را در قیامت میگیرد فقط و فقط حضرت سیدالشهداست. در روز قیامت مسجد قرآن و عالم از انسان نزد خداوند شکایت
حسن فعلی و فاعلی
شکایت قرآن از امتپیغمبر اکرم ص میفرمایند یکی از شاکیان قیامت قرآن است. در … در این آن فقط به حق خودش قانع است. وقتی به حق خودم قانع باشم و این قناعتم تا آخر عمر طول بکشد کسی خواهم بود که به احدی تجاوز نخواهم کرد. فردای قیامت نیز معطلی نخواهم داشت؛ چون شاکی ندارم. معطل شدن در محشر برای رسیدگی به شکایت … از راویان ما مقداد روایت را نقل کرده است که پیغمبر ص میفرمایند قرآن در قیامت ما حل مصدق 2 شکایت کنندهای است که پروردگار عالم شکایتش را میپذیرد
اهل گناه در سورۀ حمد
یکی قرآن مجید است که شکایت میکند چون میدانید در قیامت همه چیز زنده است قیامت قرآن کاغذ و جلد و چاپ و خط نیست زنده است. … شکایت قرآن است قرآن میگوید خدایا من در بین این افراد بودم اما من را پشت سر انداختند. پشت سر انداختن کنایه است یعنی نیامدند زندگی خودشان را با من هماهنگ کنند نیامدند مطابق با من عمل کنند این شکایت است.2ـ دومین چیزی که در قیامت … سه چیز در قیامتیک روایتی رسول خدا دارد که سه چیز در قیامت از بعضی از افراد امت من شکایت میکند و پروردگار عالم هم به شکایت آنان گوش میدهد
نماز
در قرآن مجید میخوانیم که حضرت ابراهیم اقامه نماز را برای خود و نسلش تا قیامت از خداوند درخواست کرد.رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی.رسول حق در روایات متعددی از نماز به عنوان نور چشم یاد فرموده است.امام ششم علیه السلام فرمود ... ما من شی بعد المعرفه یعدل هذه الصلاه.چیزی را بعد از معرفت نمیدانم که با نماز برابری کند.علی علیه السلام فرمود اوصیکم بالصلاه وحفظها فانها خیر العمل وهی عمود دینکم.شما را به نماز سفارش میکنم که بهترین عمل و ستون دین شماست.قرآن مجید نماز را بازدارنده انسان از زشتیهای ظاهر و باطن میداند ان الصلوه تنهی عن الفحشا والمنکر.چرا زن و بچه را به نماز نخوانیم و زمینه مناسبی برای اقامه نماز جهت آنان برقرار نکنیم تا فضای خانه از فحشا و منکرات پاک باشد و خود و آنان با خیال راحت زندگی کنیم.حضرت باقر علیه السلام میفرماید ان اول ما یحاسب به العبد الصلاه فان قبلت قبل ماسواها.اول برنامهای که در قیامت نسبت به آن انسان را به محاسبه میکشند نماز است اگر قبول شود بقیه اعمال هم قبول میشود.ضایع کردن نماز و سبک شمردن آن و ترک این عبادت بزرگ باعث محرومیت از شفاعت پیامبر و ورشکستگی در قیامت و مطرود شدن از رحمت حق و ممنوع شدن از دخول در بهشت است.از نماز خود و زن و فرزندمان غافل نشویم که قیامت دچار شکایت
تأثير نيت گناه در زندگي
در قیامت به آن رسیدگی میکنند.دلیل سوم این روایت را مرحوم فیض کاشانی از رسول خدا ص نقل میکند کسی وارد مغازه قصابی میشود یک نگاهی به لاشههای گوسفند میاندازد و بدون اجازه بر یک قطعه گوشت انگشت میگذارد. بعد به قصاب میگوید از این گوشت به من بده. قصاب هم دلگیر میشود که چرا دستش را به این گوشت زد؛ حرفی هم نمیگوید. پیغمبر اسلام ص میفرماید به همان اندازه چربی که از گوشت به انگشت رسیده در قیامت باید از پس شکایت
طبقات بهشت و جهنم بر اساس عمل در دنيا
قیامت باید هم در قلب و هم همراه با کوشش مثبت باشد. این واقعیت قلبی و عملی هم عامل نجات و هم عامل پدید آمدن پاداشها و محصولات دنیایی و آخرتی است. ائمه علیهم السلام هم به ما راهنمایی کردهاند که از همه مردم نسبت به ایمان و عمل یک گونه توقع نداشته باشید چون ظرفیتها به علت حکمت و عدالت حق مختلف آفریده شده است و از امتها ایمان و عمل انبیا علیهم السلام را نمیتوان توقع داشت. هم چنین ایمان و عمل ائمه علیهم السلام را از شیعه و یا ایمان و عمل سلمان را از مادون سلمان نمیتوان توقع داشت.به قول شیخ محمود شبستری جهان چون چشم و خط و خال و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست نمیشود که تمام عالم هستی آسمان یا زمین باشد. یا در مورد درختان نمیشود که همه آنها گردو یا سیب باشند. یا در باب روییدنیها نمیشود که تمام آنها نخود یا عدس باشند. تفاوت ظرفیت وجودی افرادیک ظرفیت باید ابراهیم باشد یک ظرفیت هم یونس اسحاق اسماعیل علیهم السلام امیرالمؤمنین علیه السلام وجود مبارک امام دوازدهم علیه السلام سلمان و ابوذر باشد. این ظرفیتها به تناسب سعه وجودی خود ایمان به خدا و قیامت را در قلب مبارکشان جلوه میدهند و عمل را هم در اعضا و جوارح خود جلوه میدهند.به خاطر این ظرفیتها است که بهشت هشت قسمت است و از آن طرف هم به خاطر ظرفیتها است که جهنم هفت قسمت است. اینطور نیست که عذاب جهنم برای همه یکسان باشد. قطعا جای افرادی که در طبقه اول هستند نسبت به طبقه هفتمیها مثل گلستان در مقابل خارستان است. عدالت و حکمت وجود مقدس او اقتضا کرده است که ظرفیت را هم در نظام هستی و هم در نظام حیات انسان متفاوت قرار بدهد. این تفاوت در ظرفیتها یقینا در قیامت باعث گلایه احدی نخواهد بود چون در روز قیامت هر کسی حس میکند که سر جای خود است. در اینجا ممکن است که بعضیها گلهمند شوند. شکایت
استاد انصاریان در خوی: نارضایتی پدر و مادر موجب دوری از رحمت الهی است
در مورد قرآن نازل شده است و نباید فقط به قرآن به عنوان خط نگریست بلکه قرآن یک وحی زنده است. با این همه علوم بخش عمده انسان ناشناخته مانده استاستاد انصاریان تصریح کرد دانشمندان تاکید دارند که درباره وجود انسان بیش از هفت میلیون مسئله مطرح شده است و بخش عمده انسان هنوز ناشناخته است و تنها آفریدگار است که بر تمام وجود انسان علم دارد.وی تصریح کرد قرآن وحی و شعور است و روز قیامت بشر را میشناسد و میداند از چه کسی شفاعت کرده و از چه افرادی در مورد خدا شکایت
ندادن خمس، و لعن خدا و ائمه عليهم السلام
خمس- که طبق قرآن است بخورد.از امام زمان علیه السلام روایت کردهاند که حضرت فرمودند در قیامت هر کسی که حق ما را خورده است جلوی او را خواهیم گرفت و گذشتی هم نمیکنیم. دل اگر آزاد باشد آدم فردا دچار شکایت
جايگاه مساجد در روايات
در قیامت سرزنش مکن.حضرت باقر ع فرمود من بنی مسجدا کمفحص قطاه بنی الله له بیتا فی الجنه کسی که به اندازه لانه مرغ سنگخوار مسجدی بنا کند خداوند برای او در بهشت خانهای بنا نماید.از امیرمؤمنان روایت شده و من اراد دخول المسجد فلیدخل علی سکون و وقار فان المساجد بیوت الله و احب البقاع الیه ... کسی که میخواهد وارد مسجد شود باید با آرامش و وقار وارد گردد زیرا مساجد خانههای خداست و محبوبترین سرزمینها نزد او.و نیز آن حضرت پیوسته میفرمود من اختلف الی المساجد اصاب احدی الثمان اخا مستفادا فی الله عزوجل او علما مستطرفا او آیه محکمه او رحمه منتظره او کلمه ترده عن ردی او یسمع کلمه تدله علی هدی او یترک ذنبا خشیه او حیا کسی که رفت و آمد به مساجد داشته باشد به یکی از هشت حقیقت میرسد برادری دینی در راه خدا که از او بهره و فایده نصیبش گردد یا دانشی جدید به او رسد یا آیتی استوار به دست آورد یا رحمتی که به آن امید بود دریافت نماید یا سخنی که او را از ضلالت باز دارد یاد گیرد یا کلمهای بشنود که وی را به هدایت رهنمون گردد یا گناهی را به سبب خشیت از عظمت حق یا بخاطر شرمساری ترک کند.حضرت صادق ع فرمود علیکم بایتان المساجد فانها بیوت الله فی الارض و من اتاها متطهرا طهره الله من ذنوبه و کتب من زواره فاکثروا فیها من الصلاه و الدعا شما را به رفتن به مساجد سفارش میکنم زیرا مساجد خانههای خدا در زمین است کسی که با طهارت به مساجد بیاید خدا او را از گناهانش پاک میکند و وی را از زائرانش مینویسد در مساجد زیاد نماز و دعا به جای آورید.رسول حق میفرماید من مشی الی مسجد یطلب فیه الجماعه کان له بکل خطوه سبعون الف حسنه کسی که بخاطر شرکت در جماعت به سوی مسجد قدم بردارد برای او معادل هر قدمی هفتاد هزار حسنه است.امام ششم فرمود من بنی مسجدا بنی الله له بیتا فی الجنه کسی که مسجدی بسازد خداوند برای او خانهای در بهشت بنا کند.رسول اسلام به ابوذر فرمود ان الله تعالی یعطیک مادمت جالسا فی المسجد بکل نفس تنفست درجه فی الجنه و تصلی علیک الملائکه و تکتب بکل نفس تنفست فیه عشر حسنات و تمحی عنک عشر سیئات خداوند تا زمانی که در مسجد نشستهای به هر نفسی که میزنی درجهای در بهشت به تو عنایت میکند و ملائکه بر تو درود میفرستند و به هر نفسی که در آن میکشی ده حسنه به تو عطا میکند و ده سیئه از تو میزداید.حضرت صادق ع فرمود ثلاثه یشکون الی الله عزوجل مسجد خراب لا یصلی فیه اهله و عالم بین جهال و مصحف معلق قد وقع علیه غبار لا یقر فیه سه چیز در قیامت به خدا شکایت
مبارزه با عناصر خودباخته داخلى
خدا در قرآن میفرماید کنتم خیر اما چه کسانی؟ تامرون بالمعروف وتنهون عن المنکر البته ما در قیامت از دست خیلی از ثروتمندان شکایت میکنیم.
قرآن، دعوتنامهٔ خداوند به بندگان
سه چیزحالا عالمی که برگشته است این هم مواظب باشید که هستید خیلی هم شما خوب مواظب هستید پیغمبر ص میفرمایند در روز قیامت سه چیز از مردم شکایت … نبود ظهر بود آنوقت محل از جمعیت موج میزد؛ پیادهرو خیابان خانههای زیاد پیغمبر ص میفرمایند این مسجدی که مردم آن را تنها گذاشتهاند در قیامت از مردم محل شکایت … قیامت برای من کاری کند. با اینکه خودشان میدانستند که خداوند در قرآن به تحصیل علم دعوت میکند و آیاتش هم کم نیست. آیات مربوط بهدنبال علم تعقل و اندیشه رفتن یکخرده بیشتر از هزار آیه است. خود اینکه آدم دعوت خدا را قبول کند و بهدنبال علم برود؛ یعنی همه ما کارهایمان را بکنیم و به قم یا نجف برویم؟ نهپروردگار راه را برای ما آسان کرده و میفرماید این آیه در سوره توبه است و ما کان المؤمنون لینفروا کافه فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا سوره توبه آیه 122 این گلایه خدا از مردم است؛ چرا از هر جمعی -از هر شهری هر قوموخویشی و هر جمعیتی- یکنفر دینشناس نمیشود؟ چرا یکنفر دونفر سهنفر عدهای نمیروند که دینشناس شوند تا وقتی تحصیلاتشان در حدی در قم مشهد یا نجف تمام شد به میان مردم برگردند؛ یعنی از مردم پنهان نشوند یکجا نمانند که بپوسند داخل مردم برگردند.یکوقتی خیلی به من اصرار میکردند که با این ذهن حافظه و هوشت از قم نرو و بمان. گفتم بمانم که چه بشوم؟ گفتند اگر بمانی یکی از بزرگترین مراجع تقلید میشوی. گفتم من صندلی دوست ندارم بعد هم خدا در قرآن گفته درس خواندی و مقداری دینشناس شدی داخل مردم برگرد و با مردم زندگی کن مسجدی محرابی یا منبری را بگردان؛ من هم به حکم آیه شریفه میروم و داخل مردم میروم. حالا داخل مردم برویم که رابطهمان با علم قطع نمیشود کتابها هست علم هم هست و آدم در همان شهری که داخل مردم برمیگردد علمش هم ادامه میدهد و میخواند. من همین کار را کردم و هنوز هم ادامه میدهم.-توهین به انبیا ائمه و علما حقیقتی تلخ در تاریخایشان میدانستند که بهدنبال علم رفتن یکی از عبادات مهم است؛ آدم عالم شود و برگردد مردم هم اگر پای درس عالم بیایند این هم عبادت خیلی مهمی است؛ نه اینکه عالم همه بهره علم را میبرد و نه اینکه بهره علم را در روز قیامت فقط آنکسی میبرد که چندسال درس خوانده است. عالمی که داخل مردم میآید و از مردم هم جدا نمیشود حالا از قدیم هم همینطور بوده در زمان انبیا هم همینطور بوده است و عدهای هم داخل مردم هستند که انبیا ائمه و عالمان را مسخره توهین و استهزا میکردند. این آب شور و تلخ تا آمدن امام عصر عج جریان دارد. هیچوقت عالم نباید خودش را راحت ببیند و مطمئن شود که هیچکس به من هیچچیز نمیگوید بعضیها خیلی چیزها میگویند حالا به گوش ما نمیرسد؛ اما داخل خانهها مینشینند و با زن و بچهشان مهمانهایشان دامادشان تا وقتی شام بخورند یکخروار فحش به عالم یا به علما میدهند بعد هم بلند میشوند و میروند خب بدهندروزی موسیبنعمران ع به پروردگار گفت نمره من از نظر دانایی علم فهم و عبادت چند است؟ حالا من روایت را به زبان روز معنی میکنم. خطاب رسید نمرهات بیست است و هیچچیزی کم نداری. گفت خدایا داخل مردم کسی هم هست که پشت سر ما حرف بیهوده بگوید؟ خطاب رسید خیلی گفت چرا؟ خدا گفت اخلاق عدهای از مردم حرف بیهوده گفتن است. گفت خدایا تو قدرت داری نمیشود کار اینها را قطع کنی که یکنفر هم حرف بیهوده نگوید؟ خطاب رسید نه من کاری به کار مردم در دنیا ندارم؛ نه اینکه فقط پشت سر تو دهجور حرف بیهوده میگویند بلکه پشت سر من خدا هم که آنها را خلق کردهام هزارجور حرف بیهوده میگویند. چندمیلیارد پایشان را در یک کفش کردهاند مثل اینهایی که امروز در دنیا هستند میگویند عالم خدا ندارد اینطوری پشت سر من حرف میزنند. من هستم روزیشان را میدهم نمکشان را هم میدهم و آنها را میگردانم اما میگویند عالم خدا ندارد ولشان کن بگویند برای تو ضرری ندارد.-ارزش علمآموزی در روایات اهلبیت علیهمالسلام عالمی که بین مردم برمیگردد حالا بعضی از مردم هم حرف بیهوده بگویند بگویند دوست دارند بگویند آنکه چندسال در قم و نجف درس خوانده خیلی عبادت کرده است. اصلا نمیشود ثوابهای عالم شدن را بیان کرد. در همین کتاب باعظمت اصول کافی که ترکیبی از چند کتاب است کتاب دومش کتاب العلم است. چه روایاتی از پیغمبر ص و اهلبیت علیهمالسلام درباره علم و ثواب بهدنبال علم رفتن نقل شده است. وقتی آدم عالم میشود خدا انبیا قیامت و خوبی و بدی را میشناسد. علم چراغ است این روایت از رسول خدا ص است العلم نور علم روشنایی است؛ یعنی کسی که بهدنبال دانایی نرفته تاریک است و در تاریکی هم زندگی میکند؛ لذا به خدا و عالم ایراد میگیرد اصلا به همهچیز ایراد میگیرد. به قول میرزاده عشقی شاعر زمان رضاخان قلدر به خود پروردگار هم ایراد میگیرد و میگوید خلقت من در جهان یک وصله ناجور بود من که خود راضی به این خلقت نبودم چشم تو کور بود؟ ؛ اینطوری هم به خدا حمله و توهین میکند. محکومیت مردم در قیامت برای شکایت
مساجد كانون مهرورزى
یابد خدا هفتاد هزار فرشته بر او میگمارد که وی را در برزخش زیارت کنند و با او در تنهاییاش انس بگیرند و تا زمان محشور شدنش در قیامت برای او استغفار نمایند . شکایت … یابد خدا هفتاد هزار فرشته بر او میگمارد که وی را در برزخش زیارت کنند و با او در تنهاییاش انس بگیرند و تا زمان محشور شدنش در قیامت برای او استغفار نمایند . شکایت
حق پیامبر(ص) بر مردم
قیامت که اسلام بر تمام جهان حکمفرما میشود همه انسانها مدیون رسول اکرم ص هستند. او واسطه فیض الهی و سعادتبخش سرنوشت نهایی بشر در این عالم است و در این راه بیشترین سختیها و مصائب را تحمل کرد. خیرخواه مردم بود اما آنها نه تنها حقش را ادا نکردند بلکه بدترین رفتار را در حقش روا داشتهاند. مگر پیامبر ص از مردم چه درخواستی داشت؟ به آنها میگفت به خدای عالم ایمان بیاورید معاد را باور کنید بهشت را برای شما میخواهم به جهنم نروید با یکدیگر مهربان باشید و به هم رحم کنید ربا نخورید زنا نکنید بدخواه یکدیگر نباشید در مقابل عدهای جواب این خیرخواهی را با شکمبه شتر میدادند خاکستر بر سر مبارکش میریختند و او را به تمسخر میگرفتند. 1 رعایت حق پیامبر ص به این است که حرمت دین او نگه داریم حدود الهی را رعایت کنیم و مسلمان زندگی کنیم. با کتاب خدا بیگانه نباشیم مبادا روز قیامت قرآن از ما شکایت
سیمای فاطمه(س) در روز قیامت
در دادگاه عدل الهی اولین در خواست فاطمه در روز قیامت پس از عبور از برابر خلق شکایت … در دست می گیرد و می گوید یا عدل یا جبار احکم بینی و بین قاتل ولدی ای خدای عادل و غالب بین من و قاتل فرزندم داوری کن. قال فیحکم لابنتی و رب الکعبه به خدای کعبه سوگند به شکایت دخترم رسیدگی می شود و حکم الهی صادر می گردد. 5 دیدار حسن و حسین علیهما السلام دومین خواسته فاطمه در روز قیامت … در قیامت آشنا شویم. کیفیت برانگیخته شدن برانگیخته شدن و رستاخیز از لحظات بسیار سخت و وحشتناک آینده بشر است; زمانی که معصومان علیهم السلام همواره بدان می اندیشند و گاه از خوف آن بیهوش می شدند. فاطمه س نیز چنین بود و بیشتر بدین زمان می اندیشید. فکر زنده شدن عریان بودن انسانها در قیامت عرضه شدن به محضر عدل الهی و... او را در اندوه فرو می برد. امیرمؤمنان علی ع می فرماید روزی پیامبرخدا ص بر فاطمه س وارد شد و او را اندوهناک یافت. فرمود دخترم چرا اندوهگینی؟ فاطمه پاسخ داد پدرجان یاد قیامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز رنجم می دهد. پیامبر فرمود آری دخترم آن روز روز بزرگی است; اما جبرئیل از سوی خداوند برایم خبر آورد من اولین کسی هستم که برانگیخته می شوم; سپس ابراهیم و آنگاه همسرت علی بن ابی طالب ع . پس از آن خداوند جبرئیل را همراه هفتاد هزار فرشته به سوی تو می فرستد. وی هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهت برقرار می سازد. آنگاه اسرافیل لباسهای بهشتی برایت می آورد و تو آنها را می پوشی. فرشته دیگری به نام زوقائیل مرکبی از نور برایت می آورد که مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلاست. تو بر آن مرکب سوار می شوی و زوقائیل آن را هدایت می کند. در این حال هفتاد هزار فرشته با پرچمهای تسبیح پیشاپیش تو راه می سپارند. اندکی که رفتی هفتاد هزار حورالعین در حالی که شادمانند و دیدارت را به یکدیگر بشارت می دهند به استقبالت می شتابند. به دست هریک از حوریان منقلی از نور است که بوی عود از آن بر می خیزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته همراهت حرکت می کنند. هنگامی که به همان اندازه از آرامگاهت دور شدی مریم دختر عمران همراه هفتاد هزار حورالعین به استقبال می آید و برتو سلام می گوید. آنها سمت چپت قرار می گیرند و همراهت حرکت می کنند. آنگاه مادرت خدیجه اولین زنی که به خدا و رسول او ایمان آورد همراه هفتاد هزار فرشته که پرچمهای تکبیر در دست دارند به استقبالت می آیند. وقتی به جمع انسانها نزدیک شدی حوا با هفتاد هزار حورالعین به همراه آسیه دختر مزاحم نزدت می آید و با تو رهسپار می شود. حضور فاطمه در میان مردم فاطمه جان هنگامی که به وسط جمعیت حاضر در قیامت می رسی کسی از زیر عرش پروردگار به گونه ای که تمام مردم صدایش را بشنوند فریاد می زند چشمها را فرو پوشانید و نظرها را پایین افکنید تا صدیقه فاطمه دخت پیامبر ص و همراهانش عبور کنند. پس در آن هنگام هیچ کس جز ابراهیم خلیل الرحمان و علی بن ابی طالب ع و... به تو نگاه نمی کنند. 1 جابربن عبدالله انصاری نیز در حدیثی از پیامبرخدا ص این حضور را چنین توصیف می کند روز قیامت دخترم فاطمه بر مرکبی از مرکبهای بهشت وارد عرصه محشر می شود. مهار آن مرکب از مروارید درخشان چهار پایش از زمرد سبز دنباله اش از مشک بهشتی و چشمانش از یاقوت سرخ است و بر آن گنبدی از نور قرار دارد که بیرون آن از درونش و درون آن از بیرونش نمایان است. فضای داخل آن گنبد انوار عفو الهی و خارج آن پرتو رحمت خدایی است. بر فرازش تاجی از نور دیده می شود که هفتاد پایه از در و یاقوت دارد که همانند ستارگان درخشان نور می افشانند. در هریک از دو سمت راست و چپ آن مرکب هفتاد هزار فرشته به چشم می خورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صدای بلند ندا می کند نگاه خود فراسوی خویش گیرید و نظرها پایین افکنید. این فاطمه دختر محمد است که عبور می کند. در این هنگام حتی پیامبران و انبیا و صدیقین و شهدا همگی از ادب دیده فرو می گیرند تا فاطمه س عبور می کند و در مقابل عرش پروردگارش قرار می گیرد. 2 منبری از نور برای فاطمه س در ادامه گفتگوی پیامبر با دختر گرامی اش درباره چگونگی حضور وی در عرصه قیامت چنین می خوانیم سپس منبری از نور برایت برقرار می سازند که هفت پله دارد و بین هر پله ای تا پله دیگر صفهایی از فرشتگان قرار گرفته اند که در دستشان پرچمهای نور است. همچنین در طرف چپ و راست منبر حورالعین صف می کشند... آنگاه که بر بالای منبرقرار می گیری جبرئیل می آید و می گوید ای فاطمه آنچه مایلی از خدا بخواه... 3 شکایت
ارزش نعمت سلامتى در روايات
در مسیر بیماری و مرض قرار دهد دچار گناه و معصیت شده و فردای قیامت نزد حضرت حق مسئول خواهد بود.اما اگر ناخود آگاه یا بر اثر غفلت یا حادثهای طبیعی برای انسان بیماری و مرض بیش آمد و در آن مدت برای خدا صبر کرد براساس روایت یا آن مرض کفاره گناه است یا باعث عنایت و رحمت الهی و صبر بر آن لطف خاص حق به بیمار است. بیماری در روایات از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت است حمی یوم کفاره سنه. 9 تب یک روز کفاره یک سال است.حضرت صادق علیه السلام میفرماید مردی عرب با رسول خدا گذشت حضرت به او فرمود ام ملدم را میشناسی؟ عرضه داشت ام ملدم چیست؟ فرمود دردی که متوجه سر میشود و عارضهای است که جسم را میگیرد.مرد عرب گفت من تاکنون به این گونه رنجها مبتلا نشدهام چون از نزد حضرت گذشت فرمود هر کس میخواهد نفری از اهل آتش را بنگرد به این مرد نظر کند. 10 این حدیث میخواهد بگوید مبتلا شدن مؤمن باعث جلب رحمت حضرت محبوب به سوی اوست و آن کس که از این دایره بیرون است گوئی از رحمت حضرت حق بی نصیب است.امام صادق علیه السلام فرمود هنگامی که گناه و معصیت عبدی زیاد شود و در برابرش عامل جبرانی نیابد خداوند وی را به غصه و اندوه در دنیا مبتلا میکند تا جبران شود وگرنه در بدنش مرضی پدید آورد تا کفاره گناهانش گردد وگرنه مرگ را جهت جبران گناه بر وی سخت نماید و گرنه عذاب قبر بر او بگمارد تا روز قیامت پاک و پاکیزه وارد شود و چیزی بر گناه او شهادت ندهد. 11 حضرت صادق علیه السلام فرمود ان المؤمن لیهول علیه فی منامه فتغفر له ذنوبه وانه لیمتهن فی بدنه فتغفرله ذنوبه. 21 مؤمن در خوابش دچار هول و ترس میشود این هول و ترس باعث آمرزش گناه اوست و همچنین مؤمن در بدنش دچار مرض میگردد و به خاطر این مرض گناهش آمرزیده میگردد.امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت میکند من مرض یوما و لیله فلم یشک الی عواده بعثه الله یوم القیامه مع ابراهیم خلیل الرحمن حتی یجوز الصراط کالبرق اللامع. 31 هر کس یک شبانه روز مریض شود و به عیادت کنندگانش از خدا شکایت … در قیامت مقرر است به نحوی است که بیننده آن ثواب میگوید ای کاش بدنم در دنیا در راه خدا با قیچی قطعه قطعه میشد تا به چنین بهرهای نایل میشدم البته ای امت من بدانید که خداوند عملی را در اتصال به غیر مکتب اسلام نخواهد پذیرفت. 30 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود جبرئیل به زیباترین صورت بر من فرود آمد و گفت ای محمد خداوند تو را سلام میرساند و میگوید من به دنیا وحی کردم بر اولیای من تلخ و تنگ و شدید باش تا عاشق لقای من باشند و بر دشمنانم راحت و خوش و آسان و پاکیزه باش تا لقای مرا دشمن بدارند من دنیا را زندان اولیائم و بهشت دشمنانم قرار دادم. 31 امیر المؤمنین علیه السلام فرمود ان البلا للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبیا درجه و للاولیا کرامه. 32 به حقیقت بلا و ناراحتی برای ستمگر ادب و برای مؤمن امتحان و آزمایش و برای انبیا درجه و برای اولیای کرامت و بزرگواری است. صبر بر امراض ابی بصیر میگوید خدمت حضرت باقر علیه السلام رسیدم و عرضه داشتم شما وارث رسول خدا هستید؟ فرمود آری عرضه کردم رسول خدا وارث علوم انبیا است؟فرمود آری گفتم شما قدرت دارید مرده زنده کنید و کور مادر زاد و دارنده مرض پیسی را علاج کنید؟ فرمود به اذن خدا آری. سپس فرمود نزدیک من بیا دست مبارکش را بر چشم و صورتم کشید به ناگاه آفتاب و آسمان و زمین و خانهها و هر چه در آن بود دیدم حضرت فرمود دوست داری بینا باشی و هر آنچه برای مردم است برای تو باشد و آنچه در قیامت از حساب و کتاب به آنان میرسد به تو برسد یا به همان حال باز گردی و بهشت بی زحمت برای تو باشد عرضه داشتم به همان حال برگردم حضرت دوباره به چشم و صورتم دست کشید و من به همان حال اول برگشتم. 33 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود اربع من کنوز الجنه کتمان الفاقه و کتمان الصدقه و کتمان المصیبه وکتمان الوجع. 34 چهار چیز از گنجهای بهشت است پنهان داشتن نیاز و فقر پنهان داشتن صدقه پنهان داشتن مصیبت و پنهان داشتن درد.و نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود یقول الله عزوجل اذا وجهت الی عبد من عبیدی مصیبه فی بدنه او ماله او ولده ثم استقبل ذلک بصبر جمیل استحییت منه یوم القیامه ان انصب له میزانا او انشر له دیوانا. 35 خداوند متعال میفرماید زمانی که به مصیبتی در بدن یا مال یا فرزند به بندهام رو کنم سپس او با صبر جمیل از برنامه من استقبال کند در قیامت از او حیا کنم که برایش ترازو یا نامه عمل برپاکنم. داستانی از حاج محمد تهرانیدوستی داشتم به نام حاج محمد تهرانی که از سواد خواندن و نوشتن بهرهای نداشت ولی از نظر ایمان و یقین و عمل صالح مردی فوق العاده بود. یک بار در عرفات و بار دیگر در کاظمین خدمت مولای بزرگوارمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه رسیده بود. در اواخر عمر مبتلای به بیماری رعشه سخت در هر دو دستش شده بود به طوری که از جابجا کردن یک استکان آب عاجز بود.برای زیارت حضرت رضا علیه السلام به مشهد مشرف شد بالای سر حضرت طلب شفا کرد نیمه شب همان شب در عالم رؤیا به خدمت حضرت رضا علیه السلام رسید امام به او فرمود به خاطر این رعشه در دست مقامی در قیامت برایت مقرر شده که بسیار عالی است.چنانچه در این چند روزه باقی مانده عمر بخواهی از خدا برای تو طلب شفا کنم ولی در مقابل شفای این بیماری آن مقام آخرتی از دستت خواهد رفت عرضه داشت که تا پایان عمر با این بیماری صبر میکنم؛ زیرا مقام آخرتی بالاتر از سلامت دست من است سپس ازخواب بیدار شد و تا روز مرگ با همان رعشه در حالی که قلبی راضی از حضرت حق داشت به سر برد.صبر بر بیماری تا هنگام شفا دارای ثواب زیادی است و بر مریض است که شکایت
گلپایگان/ مسجد آقامسیح/ دههٔ دوم ربیعالثانی/ زمستان1396ه.ش.سخنرانی پنجم
در اینجا بهمعنای همه انسانها از زمان نزول قرآن تا روز برپاشدن قیامت است. قرآن تعلیمدهنده حقایق زندگی و مسائلی است که انسان با بهکارگرفتن آن مسائل بداند و بفهمد که چگونه زندگی کند. این هدف قرآن و فلسفه نزول آن است. ما در آیات قرآن میخوانیم که قرآن برای قرائت خالی نازل نشده بلکه برای خواندن فهمیدن و عملکردن نازل شده است. برای هر سه هم آیه بخوانم.برای خواندن میفرماید فاقرؤا ما تیسر من القرآن المزمل 20 تا زنده هستید در حدی که برایتان امکان دارد با خواندن قرآن سروکار داشته باشید؛ برای فهمیدن میگوید ا فلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها محمد 24 در این آیات اندیشه نمیکنید؟ بر دلها قفلهای مانع فهم قرآن زده شده که دلتان تاریک است؟ نیروی فهم نابود شده است؛ در عمل به قرآن میفرماید ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا الاسرا 9 عمل به قرآن اجر کبیر دارد و اگر عمل به قرآن در پرونده نباشد پاداشی هم ندارد.زلف پاداش قیامت به زلف خواندن فهمیدن و عملکردن به قرآن گره خورده است. پیغمبر اکرم بهعنوان سرمشق معرفی شده و آن که دلش میخواهد خیر دنیا و آخرت را بهدست بیاورد باید به او اقتدا کند و آن که دلش نمیخواهد زور که نیست به خیر دنیا و آخرت نمیرسد. خداوند متعال هم هیچکس را به دینش اجبار نمیکند که بیاید آن نیروی آزادی و انتخابش را بکشد و بالاجبار در دینداری بیندازد. خدا این کار را نمیکند و تنها مسئلهای که خدا با مردم دارد این است قد تبین الرشد من الغی البقره 256 من هم راه و هم چاه را به شما نشان داده عقل و پیغمبر و امام و کتاب هم به شما دادهام همه را بهکار بگیرید تا در راه بروید و به چاه نروید. خداوند میفرماید قرآن من همه حقایق مربوط به زندگی را تعلیم میدهد لمن شا منکم ان یستقیم التکویر 28 برای کسی که دلش بخواهد ساختمان زندگیاش مستقیم و سالم بالا بیاید؛ اما اگر کسی نخواهد میگوید من ربا زنا دزدی اختلاس جیببری مشروب ظلم و تجاوز میخواهم خدا هم جانش را نمیگیرد و عمرش را میکند تمام جنایاتی هم که دلش میخواهد مرتکب میشود و بعد در جهانی میرود که محاسبهاش میکنند و براساس حساب به او کیفر میدهند. نمیشود که یکنفر حق همه را پایمال بکند و ببرد و به همه ظلم بکند کاری هم به کار او نداشته باشند؛ چون در قیامت مدعی و شاکی زیاد دارد. از شکایتکنندگان قیامت را که در خود قرآن و روایات میبینیم یکی قرآن و یکی هم پیغمبر است در روایات هم یک شاکی ائمه طاهرین هستند یک شاکی پدر و مادر هستند یک شاکی فرزند است که از پدر و مادر شکایت
سیماى حضرت فاطمه سلام الله علیها در روز قیامت
در دادگاه عدل الهی اولیـن در خواست فاطمه علیها السلام در روز قیامت پس از عبور از برابر خلق شکایت … در قیامت آشنا شویم.کیفیت برانگیخته شدن برانگیخته شـدن و رستاخیز از لحظات بسیار سخت و وحشتناک آینـده بشر است زمانی که معصـومین علیهم السلام همـواره بدان می اندیشند و گاه از خوف آن بیهوش می شدند. فاطمه صلوات الله علیها نیز چنیـن بود و بیشتر به آن زمان مـی اندیشید.فکر زنده شدن عریان بـودن انسانها در قیامت عرضه شـدن به محضـر عدل الهی و... او را در انـدوه فـرو مـی بـرد. امیـرمـومنـان علـی علیه السلام مـی فـرمـایند روزی پیامبرخـدا صلی الله علیه و آله بـر فاطمه سلام الله علیها وارد شـد و او را انـدوهناک یـافت. فـرمـود دختـرم چـرا انـدوهگینی؟ فاطمه علیها السلام پاسخ داد پدرجان یاد قیامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز رنجم می دهد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمـود آری دخترم آن روز روز بزرگـی است. اما جبرئیل از سوی خداوند برایم خبر آورد مـن اولین کسی هستم که برانگیخته می شـوم. سپس ابراهیـم و آنگاه همسرت علی بـن ابی طالب علیه السلام . پـس از آن خـداونـد جبـرئیل را همـراه هفتاد هزار فـرشته به سـوی تـو می فرستد. وی هفت گنبد از نـور بر فراز آرامگاهت برقرار می سازد. آنگـاه اسـرافیل لبـاسهای بهشتـی بـرایت مـیآورد و تـو آنها را مـی پـوشـی. فـرشته دیگری به نام زوقائیل مرکبـی از نـور بـرایت میآورد که مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلاست. تـو بر آن مرکب سـوار می شـوی و زوقائیل آن را هدایت مـی کنـد. در ایـن حال هفتاد هزار فرشته با پرچم های تسبیح پیشاپیـش تـو راه می روند. اندکـی که رفتـی هفتاد هزار حـورالعیـن در حالی که شادمانند و دیدارت را به یکـدیگر بشارت می دهند به استقبالت مـی شتابند. به دست هریک از حـوریان منقلـی از نـور است که بـوی عود از آن بـر می خیزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته همراهت حرکت مـی کنند. هنگامـی که به همان انـدازه از آرامگاهت دور شـدی مریـم دختـر عمران همراه هفتاد هزار حـورالعیـن به استقبالت مـیآید و برتـو سلام می گـوید. آنها سمت چپت قرار می گیرند و همراهت حرکت می کنند. آنگـاه مادرت خـدیجه, اولیـن زنـی که به خـدا و رسـول او ایمان آورد, همراه هفتاد هزار فرشته که پرچمهای تکبیر در دست دارنـد به استقبالت میآیند. وقتـی به جمع انسانها نزدیک شدی حـوا با هفتاد هزار حـورالعیـن به همراه آسیه دختر مزاحـم نزدت میآید و با تـو رهسپار مـی شـود.حضـور فاطمه در میان مردم فاطمه جان هنگامی که به وسط جمعیت حاضـر در قیامت مـی رسی کسـی از زیر عرش پـروردگار به گـونه ای که تمام مردم صدایش را بشنوند فریاد مـی زنـد چشمها را فـرو پوشانید و نظرها را پایین افکنید تا صـدیقه فـاطمه دخت پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همـراهـانـش عبـور کننـد. پـس در آن هنگـام هیچ کـس جز ابـراهیـم خلیل الـرحمان و علـی بـن ابـی طـالب علیهماالسلام و... به تـو نگـاه نمـی کنند. جابربـن عبدالله انصاری نیز در حدیثی از پیامبر خدا صلی الله و علیه وآله این حضور را چنین توصیف می کند روز قیامت دختـرم فاطمه بـر مرکبـی از مـرکبهای بهشت وارد عرصه محشر مـی شـود. مهار آن مرکب از مرواریـد درخشان چهار پایـش از زمرد سبز دنباله اش از مشک بهشتی و چشمانـش از یاقوت سرخ است و بر آن گنبدی از نور قرار دارد که بیرون آن از درونـش و درون آن از بیرونـش نمایان است. فضای داخل آن گنبـد انـوار عفـو الهی و خارج آن پرتـو رحمت خـدایـی است. بر فرازش تاجـی از نـور دیـده مـی شـود که هفتاد پایه از در و یاقـوت دارد که هماننـد ستارگان درخشان نور می افشانند. در هر یک از دو سمت راست و چپ آن مرکب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـی خـورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـدای بلند نـدا می کند نگاه خود فراسوی خویش گیرید و نظرها پایین افکنید. ایـن فـاطمه دختـر محمـد است که عبـور مـی کنـد. در ایـن هنگام حتـی پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـی از ادب دیـده فـرو می گیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـی کنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار می گیرد.منبری از نور برای فاطمه علیها السلام در ادامه گفتگوی پیامبر صلی الله و علیه و آله با دختر گرامی اش درباره چگـونگـی حضـور وی در عرصه قیامت چنیـن می خـوانیـم سپـس منبری از نـور برایت برقرار مـی سازنـد که هفت پله دارد و بیـن هر پله ای تا پله دیگر صفهایـی از فرشتگان قرار گرفته انـد که در دستشان پـرچمهای نـور است. همچنین در طرف چپ و راست منبـر حـورالعیـن صف مـی کشنـد... آنگاه که بر بالای منبرقرار می گیری جبرئیل میآید و می گـوید ای فـاطمه آنچه مـایلـی از خـدا بخـواه...شکایت
English