داستان شیعه شدن زرتشتی توسط استاد انصاریانما یک روحانی داشتیم تهران نبود من با بچههایش رفیق بودم.
47 مطلب یافت شد
دهه اول محرم 94 هیئت صاحب الزمان سخنرانی هشتم
شیعه حمله به زرتشتی برای زرتشتیکشی ندارد شیعه در ایران در مراکز دیگری که شیعهنشین بوده با مسیحی و با یهودی و با زرتشتی زندگی مسالمتآمیز داشته شیعه در این قرن آمده در مجلس شورای اسلامی به گروه زرتشتی و مسیحی و یهودی صندلی وکالت داده.هزار و پانصد سال خدمت ما را اروپا و امریکا در عراق در ایران از زمان فتحعلی شاه در افغانستان تلافی کرده یک میلیون از ما را در عراق کشته اروپا و امریکا چقدر شیعه و مومن را در افغانستان کشتند حالا دیگران را هم کشتند من دیگران را نمیدانم با مسیحی و یهودی و زرتشتی چگونه رفتار میکردند البته میدانم نمیخواهم پخش بشود که مذهب عثمانی در قبل از جمهوری شدن
تخريب فطرت پاك
زرتشتی از دنیا رفتند ولی اینها پاکترین انسانها هستند . بعضی بدون توجه میگویند غیر شیعه که طواف نسا را بجا نمیآورند وقتی از حج برمیگردند زن بر آنها حرام است و فرزندانشان حرامزاده هستند . این حرف صد در صد باطل است چرا که امام صادق علیه السلام میفرماید آنها بعد از تمام شدن
اقوام آریایی و ایرانیان از چه زمانی زرتشتی شدند؟
زرتشتی بوده باشند.فراگیر شدن دین زرتشت در ایرانفراگیری دیانت زرتشتی در ایران مقارن است با روی کار آمدن حکومت خودکامۀ ساسانی. به طور مشابه با رسمی شدن مسیحیت در اروپا و تشیع در ایران و تسنن در کشورهای اسلامی مختلف اکثریت مردم ایران عصر ساسانی مثل اروپاییان عصر کنستانتین و ایرانیان عصر صفویه و ساکنان دیگر بلاد اسلامی به سوی مذهب رسمی کشور رفتند. آیا در این مورد برای مردم ایران برای زرتشتی شدن اجباری بوده است؟ شواهد تاریخی نه از اجبار که از قلع و قمع غیرزرتشتیان سخن میگویند.در همان ابتدای حکومت ساسانی مانی ظهور کرد و تعالیم خود را که مخلوطی از تعالیم مسیحیت زرتشتیت و ادیان هند و چین بود را در ایران نشر داد. شاپور اول که مدت ده سال دین او را پذیرفته بود او را از کشور اخراج کرد و وقتی که شاپور در سال 272میلادی بدرود حیات گفت مانی در سال 273 به ایران بازگشت و بهرام اول در سال 276 مانی را به دست موبدان زرتشتی سپرد و در یک مجلس مباحثه با موبدان موبد که خود موبدان موبد در آن مقام داوری بحث را نیز داشت او را مجاب و محکوم کردند و سپس زیر شدیدترین شکنجه ها کشتند. طبق برخی روایات او را مصلوب کردند و طبق برخی دیگر او را زنده زنده پوست کندند. 10 شما این برخورد را مقایسه کنید با برخوردی که علمای شیعه … شیعه جواب درست و حسابی نداد ولی توجیه میکنند که آنها دنبال جواب نبودند که او بخواهد جواب بدهد بعد از شکست محمدعلی باب در مناظره به کف پاهایش چوب زدند و او را زندانی کردند بعد وقتی او اقدام به شورش و به جنگ مسلحانه کرد و دوباره دستگیر شد از او پرسیدند از این کارهایت دست برنمیداری؟ او پاسخ منفی داد و تنها در این مرحله بود که حکم به اعدامش داده شد. 11 فشار ساسانیان بر مسیحیان نیز بسیار شدید بود و مسیحیان را شکنجه میکردند و میکشتند. ساسانیان به بهانۀ اینکه با روم شرقی که دین رسمی آن مسیحیت شده بود دشمنی دارند مسیحیان را دشمن انگاشتند. در خلال امواج متعدد شکنجه و آزار که خونینترین آنها بین سالهای 339 تا 379 میلادی در زمان شاپور دوم رخ داد هزاران مسیحی کشته شدند. در میان کشتگان علاوه بر رهبران کلیسا کاتولیکوسها اسقفان و مسیحیانی از مناطق مختلف ایران امروزی وجود داشتند. 12 در بین سالهای نسطوری شدن در 485 میلادی و تصرف شهرهای سلطنتی فارس به دست مسلمانان در سال 637 کلیسا از طرف پادشاهان فارس ساسانیان مورد آزار و شکنجه قرار میگرفت. گرچه آزار و اذیت بیشتر از گذشته بود اما مثل اوایل وحشیانه نبود و در اواخر حکومت فارس محدود به کسانی میشد که از دین رسمی برگشته بودند. 13 مذهب دیگری که در عصر ساسانی قد علم کرد مذهب مزدکی بود که این دین نیز ابتدا از سوی پادشاه پذیرفته شد ولی در زمان انوشیروان عادل با قلع و قمع کامل مزدکیان در یک روز و آن هم از طریق فریبکاری و نیرنگ این مذهب نیز به طور کامل از صحنه خارج شد. 14 با چگونگی زرتشتی
استاد انصاریان: سعادت بدون ایمان و تقوا محقق نخواهد شد
شدن از مار پاک شدی؛ اگر در پروندهات مانده بود قیامت ریشهات را میکندند. چرا به مؤمن ناسزا گفتی؟ چرا جلوی زبانت را نگرفتی؟ چرا از حدود قرآن تجاوز کردی؟ مگر قرآن مجید نمیگوید قولوا للناس حسنا نه للمؤمنین بلکه للناس با شیعه با سنی با مؤمن با کافر با مشرک با زرتشتی
شیطان و اهل تقوا - جلسه هفدهم – (متن کامل + عناوین)
زرتشتی از دنیا رفتند ولی اینها پاکترین انسانها هستند . بعضی بدون توجه میگویند غیر شیعه که طواف نسا را بجا نمیآورند وقتی از حج برمیگردند زن بر آنها حرام است و فرزندانشان حرامزاده هستند . این حرف صد در صد باطل است چرا که امام صادق علیه السلام میفرماید آنها بعد از تمام شدن
حقیقت قرآن
شدن. برای نمونه که مطلب آسانتر و روانتر به محضر مبارکتان برسد؛ من یک آیه میخوانم برایتان آیهی فوق العادهای است که در نوشتههای یک دانشمند فرانسوی دیدم. اگر مسلمانها قرآنشان غیر از این آیه نبود به جای ششصد و شصت و شش و چند آیه فقط همین یک دانه آیه بود و عمل میکردند از زمان پیغمبر همان زمانها تا الان شرق و غرب عالم شده بود خانهی اسلام و مسلمانان. و از ادیان دیگر جهان هیچ خبری نبود هیچ خبری. ولی خوب به این آیه عمل نشده. آیه دو طرف دارد؛ یک طرف مثبت دارد یک طرف منفی دارد. طرف مثبتش باید عملا انتخاب شود طرف منفیاش باید عملا حذف شود. اگر این انتخاب در فرد و در خانواده و جامعه صورت نگیرد مسلمانان از قرآن بهرهی کامل نخواهند برد. مثل اینکه در دنیا در یک باغ میلیون هکتاری هستند با میوهی کامل و تمام ولی در این باغ یک دو تا گیاه شیرین را میکنند و میخورند و یک میوه را میگیرند یا نصفه و یا کامل میخورند و کل منافع این باغ میماند. عدل و احسان در قرآن آیه این است ان الله ان در قرآن زیاد است این را عرب به آن حرف تاکید میگوید؛ یعنی حرفی که پایهی مطلب را بتون آرمه میکند. در قرآن هم زیاد داریم ان ان لما و از این قبیل ادات تاکیدیه و زمانیه. ان الله یعنی مسلما یعنی قطعا یعنی حقیقتا. خدا الله یعنی وجود مقدسی که جامع کمالات بینهایت است یامر به شما امر میکند و فرمان میدهد. این امر هم امر واجب است چون آیهی شریفه فقط برای اصلاح امور جامعه امور خانواده و سرو سامان دادن به وضع کل مردم نازل شده. این که میگوید یقینا مسلما خداوند به شما امر میکند اینجا امر امر واجب است. ان الله یامر بالعدل والاحسان وایتا ذی القربی 2 شما سه تا کار را باید انتخاب کنید و انجام بدهید یعنی مطابق این سه تا کار بشوید و بار بیایید و حرکت بکنید؛ یک عدالت است انصاف است. یعنی هرکسی هر حقی دارد حق را به جانبش بدهد حبسش نکند جلوی حقش را نگیرد وجلوی حقش نایستد و کنار حقش این حرف و آن حرف نکند. این حق دارد مسلمان است و شیعه است زرتشتی
شیطان و اهل تقوا - جلسه نهم - (متن کامل + عناوین)
زرتشتی از دنیا رفتند ولی اینها پاکترین انسانها هستند . پاکی فطرت اولاد غیر شیعه و حرام زاده بعضی بدون توجه میگویند غیر شیعه که طواف نسا را بجا نمیآورند وقتی از حج برمیگردند زن بر آنها حرام است و فرزندانشان حرامزاده هستند . این حرف صد در صد باطل است چرا که امام صادق علیه السلام میفرماید آنها بعد از تمام شدن
خیر دنیا و آخرت در گرو اقتدای به پیامبر(ص)
شدن نکن کسی نمیگوید به آنها اقتدا نکن. اگر میخواهی قهرمان بشوی عیبی ندارد به یک کشتیگیر قوی والیبالیست فوتبالیست یا تنیسباز اقتدا کنی؛ اما صددرصد عمرت را برای اقتدای به مثل خودت که مقام بالاتر نیست هزینه نکن. خارجیها هم که مقامشان از تو پایینتر است؛ چون تو شیعه هستی و او یا مسیحی است یا یهودی یا زرتشتی
یزد هیئت خادمین شهدای گمنام میدان امیر چخماق سخنرانی پنجم. دهه سوم صفر 94
شدن و مردن ما دست ما نیست این را میگویند ولایت تکوینی یعنی کارگردانی که انسان در او هیچ دخالتی ندارد و نمیتواند هم دخالت داشته باشد این ولایتی که عرض میکنم ولایت تشریعی است که نشات گرفته از ربوبیت پروردگار است یعنی حق ارائه مجموعهای از قوانینی که به سود دنیا و آخرت ماست به سود فرد ماست به سود خانواده ماست به سود جامعه ماست به سود اقتصاد ماست به سود معاشرت و اخلاق ماست و به سود آخرت ما حق پروردگار عالم است. که جلوه این ولایت تشریعی نبوت است جلوه این ولایت تشریعی امامت است که جریان دارد تا روز قیامت تا روز محشر این ولایت تشریعی که حق پروردگار است شایسته است به این که بندگانش این ولایت تشریعی را قبول بکنند یعنی عاشقانه عاقلانه حکیمانه اعلام بکنند که ما مجموع قوانین تو را که در قرآن در نبوت در امامت در فقاهت تجلی دارد قبول داریم علم هم میکنیم.از طرف ما معنیاش این است که خدایا ما خود را در اختیار تو قرار دادیم و زیر بار هیچ فرهنگی نخواهیم رفت اگر روزی صد تا فرهنگ هم اختراع بشود ما دست از ولایت تشریعی تو برنمیداریم چون تشریع حلال و حرام و قوانین حق توست علتش این است که ما را خلق کردی این حق برای کسی دیگر نیست لذا کسی دیگر را در ارائه روش زندگی که ضد تو باشد دزد میدانیم غاصب میدانیم خلافکار میدانیم ظالم میدانیم نمیخواهم حالا این اسمهای آلوده را روی منبر ببرم حداقل من خودم با اینکه طلبه هستم و به قول مردم دروس قدیمه خواندم که این هم حرف بیهودهای است چون اسلام همیشه زنده است همیشه برای همیشه است و هر روز هم برای هر روز است علوم قدیمه یعنی چی؟ اسلام سازنده مردم است با بهترین قوانینی که تا قیامت بالای دستش نمیآید پس یک آخوند شیعه و مردم شیعه همیشه برفراز تمام فرهنگها و قوانین حرکت میکنند اگر جهان بهتر از ما را دارد ارائه بدهد ما ترسی از جهان نداریم من در بیست و چند کشور اروپایی و شرقی و در کشورهای اسلامی اهل سنت با روسای مذاهب متعددی ملاقات داشتم در خود واتیکان که یک دولت مستقلی است د ر دل ایتالیا من با وزیر دیالوگ پاپ با معاونش با مدیر دفترش یک ساعت و نیم درباره فرهنگ شیعه حرف زدم والله حرفی نداشتند به من بزنند فقط گوش دادند و گفتند متشکریم اگر بهتر از ما را داشتند وزیر پاپ به من میگفت ما بهترش را داریم این هم بهتر بعد هم چند تا کتاب به زبان اروپایی بهشان دادم گفتم تا هر وقت دلتان میخواهد مطالعه بکنید حرفی دارید این آدرس من در قم این سایت من این هم موسسه من تا حالا جوابی ندادند چون ندارند.شما از فرهنگ خودتان خیلی خبر ندارید ا گر شما هم اهل مطالعه بودید مییافتید که فرهنگ شیعه که قرآن و اهل بیت است مافوق ندارد چون یک فرهنگی است عالمانه حکیمانه همراه با دلیل و همراه با علم و همراه با بستر محبت و عاطفه شیعه فقط با منافق و کافر جنگ دارد ولی با مردم بیدین دیگر حرف دارد ولی با مردم لائیک حرف دارد ولی با زرتشتی
تهران حسینیه حضرت قاسم دهه دوم صفر 94 سخنرانی سوم
شیعه از زمان نوشته شدن برای درس خارج یعنی مرحله سوم درسهای حوزه میآورند روی منبر درس و در ارائه روش اجتهاد باز میکنند و میخوانند روایاتش را پیغمبر میفرماید کل عبادات خدا هفتاد جز است یعنی یک جز یک جز عبادت است مجموع عبادت هفتاد جز است شصت و نه تا در به دست آوردن مال حلال است این یک کار که خدا از ما میخواهد.کار دوم خدمت به بندگانش است و اسلام یا قرآن یا مکتب اهل بیت نقطه نورانی بسیار باارزشش این است که میگوید به مشکلدار خدمت کن ولی دینش را لحاظ نکن اصلا. وقتی امیر المومنین مالک اشتر را انتخاب کرد برای استانداری مصر در عهدنامهای که نوشت یعنی دستورالعمل استانداری نوشت مالک مردم یا همکیش تو هستند شیعه هستند یا همنوع تو هستند نفر سومی که نیست شما مالک همکیشت را و هم نوعت را که مسیحی است یهودی است زرتشتی
درگذشت سلمان فارسی
شدن روزبه بود در روستای جی اصفهان در یک خانواده زرتشتی به دنیا آمد. او از همان دوران نوجوانی به جست وجوی حقیقت برآمد و تا رسیدن به آن تلاش بسیار کرد و رنج های فراوانی متحمل شد و در این راه از هیچ خطری نهراسید. او پس از آشنایی با آیین مسیحیت و مهاجرتش به شام و از آنجا به جزیره العرب گمشده خود را در آنجا یافت و به دین اسلام گروید و پیامبر او را سلمان نامید.سلمان ضمن آموختن معارف و فراگیری ارزش های والای انسانی از محضر رسول خدا ص در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی به عنوان یکی از صحابه خاص پیامبر به فعالیت پرداخت. او در میدان مبارزه با کفار و مشرکان حضوری مؤثر داشت و با طرح و برنامه های جالب و مبتکرانه سپاهیان اسلام را یاری می داد. او در جنگ احزاب پیشنهاد حفر خندق را به پیامبر داد که مورد تایید و موافقت آن حضرت و اصحاب قرار گرفت که در نهایت موجب پیروزی حق بر باطل شد. همچنین سلمان در جنگ طائف روش به کارگیری منجنیق را به مسلمانان ارائه داد.پس از رحلت پیامبر سلمان علاوه بر گام برداشتن در مسیر آن حضرت و تمسک به سیره او در دفاع از ولایت و اثرگذاری بر شیعه
تفسیر قرآن ـ جلسه صد و يكم
زرتشتی شدنش آمد مسیحی شد و از ایران حرکت میکند و در منطقه بسرای دمشق آنجا با کشیشی آشنا میشود و به او میگوید من دنبال دینی که آرامش و اطمینان باطنی به من میدهد میگردم. او هم میگوید هیچ دینی به تو این آرامش را نمیدهد مگر اسلامی که پیغمبر آخر الزمان میآورد آن هم من هنوز خبر ندارم ولی بعثتشان در جزیره العرب هست اگر میخواهی برو که او هم میآید مدینه و پیغمبر را میبیند و هیچ معجزه ای هم از پیغمبر نخواست. چون خود فرهنگ اسلام معجزه است. انسان عالم با انصاف در مقابل این دین و روایات این دین اصلا مات و مبهوت میشود که این فرهنگ تمام زوایای وجود انسان را مورد توجه قرار میدهد و همه چیز در آن گفته شده است چه در امور مادی و چه در امور معنوی. اما سلمان در مدتی کم چه کار کرد که پیغمبر فرمود سلمان منا اهل البیت یا مرحوم فخر الاسلام حاج میرزا صادق که کشیش درس خوانده و قوی بوده و در ارومیه که مدتی از کشیش بودنش میگذرد میبیند قانع نمیشود. البته عمق آیات و روایات انسان را قانع میکند. بیشتر مردم اسلامشان اسلام ظاهری است و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اگر پول زیادی در میان باشد اطمئن به و ان اصابته فتنه انقلب علی وجهه اما اگر مشکلاتی در میان باشد. خداوند نیاورد برای انسان که از خدا به خاطر چند تا مشکلی که وعده داده است در قیامت به نیکوترین وجه جبران میکنم انسان تن به شکست بدهد. این کشیش که وضع خوبی هم داشت میآید پیش کشیش که مقام فوقش را داشت میگوید آرامش ندارم. کلیدی را به او میدهد و میگوید من اولین بار است که این کار را میکنم. برو در پستوی خانه من قفل این صندوق را باز کن کتابی هست تورات و انجیل قبل از بعثت پیغمبر آن را بیاور. آیات مربوط به پیغمبر اسلام را نشان میدهد و میگوید آرامش میخواهی این است. ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک لهم مغفره و رزق کریم اگر انسان به حقیقت قبول بکند. انبیا و ائمه طاهرین در دریایی از بلاها قوطه ور بودهاند و آرامش داشتند چون میدانستند مسافر هستند و همه این مشکلات هم جنبه آزمایش دارد که اگر انسان درست برخورد کند به مقامات عالیه انسانی میرسد. کاملا در آرامش بودهاند. اولیا خدا هم همینطور بودند. آن کشیش به استادش میگوید چرا خودت قبول نکردی؟ میگوید من انسان ضعیفی هستم و از جانم میترسم. اما تو اگر میخواهی راه این است. آن زمان عالم اول ارومیه شخصیتی بود به نام حاج میرزا حسن که میآید پیش ایشان و شیعه میشود و درس طلبگی میخواند و روحانی میشود و میآید تهران و این شش جلد کتاب بسیار قوی انیس الاعلام را مینویسد. اعبدوا اگر حسنات اخلاقی ولو قبل از ایمان چون ممکن است قبل از ایمان بخشی از حسنات اخلاقی در انسان باشد. شما جلد 69 بحار را ببینید که عده ای اسیر کافر را در جنگی آوردند مدینه پیغمبر به امیرالمومنین فرمود گردن اینها را بزن چون حاضر نشدند جزیه بدهند و حاضر هم نشدند مسلمان بشوند. امام صادق میفرماید وقتی داشتند گردن آنها را میزدند جبرئیل به پیغمبر نازل شد و گفت این جوان را گردن نزنید که پیغمبر فرمودند از طرف خودت میگویی یا من الله است. جبرئیل گفت نه من الله است. علت آن این است که در این جوان پنج خصلت اخلاقی وجود دارد که باید به این انسان احترام کرد. که پنج خصلت را شمارش کرد. الغیره الشدیده علی حرمک وقتی آن جوان معاف شد از کشته شدن … زرتشتی گری را نابود میکند مسیحی گرایی را نابود میکند. کفر گرایی را مثل اسعد بن زراره نابود میکند. کما تذیب الشمس الجمد چگونه خورشید با حرارتش یخ و برف را آب میکند این حسنات اخلاقی هم گناهان را آب میکند. مثل تواضع حربن یزید ریاحی تواضع قلبی را میگویم. تواضع بدنی هم خوب است. که خداوند میفرماید اینگونه که تو راه میروی نه سر از کوهها بالاتر میرود و نه با پاهایت زمین را میتوانی بشکافی. عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا مطابق خلقت خودت راه برو. برای چه قیافه میگیری و سینه سپر میکنی. تو مملوک هستی و چیزی از خودت نداری. آرام راه برو. چقدر این تواضع کاربرد دارد. داستان علی بن جعفر فرزند بزرگوار امام صادق که سن ایشان از موسی بن جعفر بیشتر بود ولی بعد از پدر تسلیم برادر کوچکش به عنوان امام زمانش شد و بعد از شهادت امام موسی بن جعفر تسلیم برادر زاده اش حضرت امام رضا شد. نیامد بگوید من عمو هستم بزرگتر هستم و رهبر و پیشوا من باید باشم. بلکه شیعه مخلص متواضع نسبت به حضرت رضا شد. عمر ایشان طولانی شد. روزی در مسجد پیغمبر درس میداد طلبهها نشسته بودند. علی بن جعفر پشت به قبله بود. یک مرتبه دیدند استاد با آن محاسن سفید و کمر خمیده مثل اسفند از جا بلند شد و صف طلبهها را شکافت آمد کنار در جلوی یک بچه هفت ساله خم شد و دست بچه را بوسید و با ادب ایستاد تا بچه رد شد. دو باره آمد سر درس. به او گفتند داستان چه بود؟ خیلی عجیب بود که استاد نود ساله بلند شود و در برابر بچه هفت ساله تعظیم کند. فرمود طلاب این بچه امام زمان من است او حضرت جواد الائمه ابن الرضا است و اطاعت او بر من واجب است و بعد این جمله را فرمود که اگر خدا در محاسن سپید من و درون من و سن من لیاقت میدید لیاقت و پیشوایی را در من قرار میداد. ببینید این تواضع با انسان چه کار میکند. این چه کمربند نورانی و الهی است که انسان را در همه جا حفظ میکند. تواضع آن است که با سواد تر است ولی خیلی راحت و با داشتن تواضع میگوید این از من با سوادتر است و این بیانش از من بهتر است. این درسش از من فوق العاده تر است. تواضع ریشه عجیبی است که درخت دین از این ریشه روئیده میشود. عن ابی عبدالله این روایت در کافی در مشکات در بحار هست که خیلی روایت جالبی است. مشکات از فرزند مرحوم طبرسی صاحب مکارم الاخلاق است قال رسول الله اکثر ما تلج به امتی الجنه ولج و ولوج یعنی داخل شدن
نشست علمی با حضور استاد حسین انصاریان در دانشگاه ادیان و مذاهب برپا شد
زرتشتی و بودائیت است. در این جلسات در پی این هستیم که به تبیین شاخصه های عرفانی شیعه بپردازیم.در ادامه این نشست استاد انصاریان به تبیین مساله عرفان پرداخت و اظهار داشت اگر اصطلاح عرفان به معنای شناخت باشد و به معنای بکارگیری مسائلی که در تزکیه انسان و در رشد و کمال انسان مؤثر است باید گفت عرفان به این معنا ریشه در نبوت انبیا خدا و ائمه طاهرین و اهل بیت پیغمبر-صلوات الله علیهم اجمعین- دارد. وی با بیان اینکه تا کنون در زمینه عرفان کتاب مدون صحیح و سالمی حداقل در فرهنگ تشیع ارائه نشده تصریح کرد در این زمینه یک ضرر عمده ای که داشتیم این بود که تحت همین عنوان کتابی جامع و سالم از سوی تشیع تدوین نشده است. در حالی که اهل تسنن عرفانی را که دارند و آن را نوشته اند یقینا با دقت در نوشته هایشان متوجه می شویم که آن عرفانی التقاطی است. یعنی مکتب های دست پخت زمینیان با بخشی از فرهنگ الهی آمیخته شده و به عنوان عرفان اسلامی ارائه شده است.استاد انصاریان افزود البته در کنار عرفان به معنای واقعی مکتب سازی های زیادی هم صورت گرفته است که این مکتب سازی ها عمدتا یااز طریق شخصیت سازی کاذب بوده که نتیجه آن پر شدن
یافتن معرفت الله
شیعه احتجاجی. این شخص هر وقت میآمد خدمت امام صادق ع وقتی وارد میشد با اینکه هنوز مو در صورتش درنیامده بود امام صادق ع تمام قد برایش بلند میشد و میگفت این عالم است این فهمیده است این عارف است این خداشناس واقعی است.ایشان به حضرت صادق ع گفت اجازه میدهید من یک مطلبی را بپرسم؟ فرمودند بپرس. گفت مردم مدینه از آن بالانشین تا آن پایین خبر داشتند علی بن ابیطالب ع بعد از پیغمبر برترین انسانهاست؟ فرمود بله. گفت میدانستند عالمترین امت است؟ فرمود بله. گفت میدانستند عابدترین امت است؟ فرمود بله. گفت میدانستند در داوری در احکام و قضایا بالاتر از او وجود ندارد؟ فرمود بله. گفت پس چرا بعد از مرگ پیغمبر این همه بلا سرش آوردند؟ این همه بلا سر اسلام آوردند؟ میدانستند یعنی نمیتوانند قیامت بگویند ما علی را نمیشناختیم. عذرهای ناپذیرفتنی دربارۀ کشتن امام حسین ع آن سی هزار نفر که آمدند کربلا نمیتوانند بگویند ما حسین را نمیشناختیم حسین را که میشناختید همۀ شما عالم بودید که پسر پیغمبر است پسر صدیقه کبری است پسر امیرالمؤمنین ع است. خودتان هجده هزار نامه نوشتید که ما نیازمند به امام هستیم بیا ما از تو اطاعت میکنیم. ایشان هم طبق دعوت هجده هزار نفر آمدند. وقتی حر بن یزید جلوی حضرت را گرفت و حضرت را پیاده کرد یک سؤال حر این بود آقا برای چه آمدی این طرف؟ یعنی مثلا مدینه یا مکه بودی برای چه حرکت کردی آمدی اینجا؟ حضرت به یارانشان فرمودند خورجین نامههای مردم کوفه را بیاورید. هجده هزار نامه را نگه داشته بود فرمود از خورجینها بریزید روی زمین. فرمود شما من را دعوت کردید اینها قیامت عذر دارند؟ قیامت عذر هم داشته باشند بفرمایید اگر خدا به اینها بگوید بچه شش ماهه را به چه جرمی با تیر سه شعبه کشتید چه عذری دارند؟ خدا به آنان بگوید عصر عاشورا در آن هوای گرم که همه مردان را کشته بودید به چه علت خیمهها را آتش زدید اینها عذری دارند؟ هیچ گنهکاری در قیامت عذر قابل قبول ندارد.شما ممکن است بگویید آقا یک کسی در آن اعماق جنگلهای آمازون زد رفیقش را کشت نام هیچ پیغمبر و امامی هم نشنیده بود و هیچ کتابی هم به او نرسیده بود و حلال و حرامی هم بلد نبود فردای قیامت معذور است؟ خیر. موسی بن جعفر میفرماید یک حجت بر او که پیشش بود عقلش است یعنی عقلش هم نگفت این آدم را بیگناه بکشی عمل زشتی است عقلش گفت به همین مقدار قیامت محکوم است و معذور نیست. یافتن حق در وجود آسیهبرای یافتن معرفت الله باید رفت کنار یک پیغمبر یا کنار یک امام. شما فکر میکنید سلمان قبل از اینکه بیاید مدینه چه بوده و که بوده؟ یک آدم زرتشتی چیز دیگری نبوده سر و کار این آدم با آتشکده بود و با موبدان؛ ولی وقتی آمد مدینه همان جلسۀ اول حرفهای پیغمبر را شنید دید حق این است نه آنی که موبدان آتشکده میگویند قبول کرد و سلمان شد.آسیه حرفهای موسی را گوش میداد چون هر روز موسی آنجا بود هر روز موسی بحث پروردگار و شرک را مطرح میکرد. آیات قرآن را ببینید سوره طه سوره هود سوره صافات سوره شعرا سوره بقره که خیلی از آیات مربوط به موسی در این سورههاست. شما حرفهای موسی را ببینید آسیه با انصاف عاقل با زبان موسی خدا را شناخت یعنی انتقال معرفت از وجود موسی به وجود آسیه شد بعد هم که ایمانش را فهمیدند محکومش کردند به چهار میخ بکشند و بکشند ایشان هم دست برنداشت از پروردگار نگفت من را نکشید من برمیگردم از موسی آدم حقی را که پیدا کرده دیگر گم نمیکند. شیعه شدن
دلیل برتری برخی انبیا در قرآن
شیعه اینها را باید کنار هم گذاشت تا معلوم شود وجود مقدس پیغمبر در چه جایگاهی است البته در حد فهم ما نه در جایگاهی که پروردگار عالم او را قرار داد. همرنگ با اخلاق الهیاین سخن از رسول خداست امر است امر واجب است چون این امری که پیغمبر کردند قید ندارد که به ما برساند این امر مستحب است امری که مقید به قید نیست امری که قرینه ندارد که ما آن را از واجب به مستحب انصراف بدهیم واجب است. این روایت که دو کلمه هم هست از نابترین روایات پیغمبر است تخلقوا باخلاق الله بر شما من واجب میکنم که همرنگ با اخلاق خدا شوید.اگر اخلاق خدا را بخواهید بشناسید حدودا دو هزار آیه قرآن را باید دقت کنید اگر اخلاق خدا را بخواهید بشناسید با دقت عقلی و فکری باید هزار اسم حضرت او را در جوشن کبیر دریابید بیابید و بفهمید. فکر نکنید متخلق شدن به اخلاق پروردگار کار پرمشقتی است و نشدنی است اگر نشدنی بود که پیغمبر دعوت واجب نمیکرد. تخلقوا باخلاق الله شدنی است. اخلاق الهی مهربانییک اخلاق خدا مهربانی است مهربان باشید با چه کسی؟ با همه حتی با یهودی و مسیحی و زرتشتی
انسان کامل و اثرگذار، محصول رحم پاک
شیعه توبهکاران و اهل خیر را مجالس ابیعبدالله ع ساخته است. تنها در کشور ما ما نمیدانیم چند حسینیه و مسجد است همه از برکت ابیعبدالله ع است. این شجره طیبه است. ابیعبدالله ع اینهمه ارزش را از کجا آورده است؟ اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره .-مادر حر عامل حسینی شدن اواسم پدر حر یزید ریاحی بوده است. کلمه یزید کلمه بدی نیست عربی است و مردم اسم بچههایشان را خیلی یزید میگذاشتند. حالا این کلمه پیش ما خیلی مورد نفرت است چون اسم تولهسگ معاویه است؛ وگرنه خود کلمه معمولی و عادی است. ابیعبدالله ع وقتی بالای بدن حربنیزید ریاحی آمدند اصلا اسم پدرش را نیاوردند و نگفتند خدا پدرت را رحمت کند؛ امام فرمودند انت الحر کما سمتک امک حرا آزادمنشی تو که از بنیامیه بریدی و حسینی شدی از اولیای الهی شدی کار مادرت است. این یک منظور آیه که سرزمین پاک است. اقدامات دشمن برای نابودی انسانیت در شیعیانشیخ جعفر شوشتری مرجع تقلید و از منبریهای بینظیر شیعه است. روزهای چهارشنبه که درس شیخ انصاری تمام میشد شیخ با آن عظمتش علمای بعد از خودش گفتند تالیتلو معصوم است به علما و شاگردهایش رو میکرد و میگفت امشب و فردا شب شیخ جعفر شوشتری کجا منبر میرود؛ دلمان زنگ گرفته است منبر آب معنوی الهی است که ما را شستوشو میدهد. خیلی در روزگار شما میزنند که منبر تعطیل شود؛ آمریکا و اسرائیل با کمک همدیگر پول گذاشتهاند من سندش را پیدا کردهام که ما چهار کار باید درباره مردم شیعه بکنیم تا شیعه از نظر انسانیت نابود بشود و دیگر موی دماغ ما نباشد -قیچی کردن رابطه شیعه با مرجعیتباید رابطه شیعه را با مرجعیت قیچی کرد؛ چون اینها به فتوا وابسته هستند. یک آخوند واجد شرایط میگوید امروز استعمال توتون و تنباکو در حکم جنگ با امام زمان عج است این فتوا انگلیس را به زانو درآورد. انگلیسیها برای ما خواب دیده بودند افرادی که اسناد خارجی را میدانستند برای من گفتند که از طریق تنباکو به جای مسجدها کلیسا درست کنند و حسینیهها را آتشکده کنند تا مردمی که مسیحی میشوند به کلیسا بروند و آنهایی هم که زرتشتی
بیماریهای دل، مانعِ دریافت فیوضات الهی
زرتشتی به موبدشان بد نمیگوید؟ آنهایی که بد میگویید؛ به چه علت شما به عالمان مؤمن بد میگویید؟ آیا از یهود مسیحیها و زرتشتیها بدتر هستید؟ چرا به عالم شیعه و عالم نورانی که پنجاه سال بین شما مردم در هر شهری خدمت کرده است حمله میکنید؟ چهچیزی از اینها خبر دارید؟ آیا دادگاهها پروندهای از این عالمان به شما نشان دادهاند؟ خدا در قرآن میفرماید فاسالوا اهل الذکر 10 برای زندهکردن دلتان حکمت را از دانایان به قرآن بپرسید. این دستور خداست رسول خدا ص نیز در این روایت فرمودهاند فتعلموا یاد بگیرید. این یادگرفتن کار مشکلی نیست و پول هم نمیخواهد. یک نفر در شهر هرچه پول لازم است برای برپا شدن
آرزوهای مثبت مؤمنان در برابر امیدهای واهی مشرکان
شدن ندارید و بلند شد رفت چون میدانست فایدهای ندارد. پروردگار عالم به آلودگان افتاده در لجنزار هوا و هوس افتاده در لجنزار کبر و غرور و مستی میگوید ذرهم رهایشان کن. با اینها حرف زدن و نامه نوشتن و قرآن خواندن فایدهای ندارد. رهایشان کن کجا بروند؟ پروردگار میفرماید یاکلوا بروند دنبال شکمچرانی و یتمتعوا بروند دنبال لذتگرایی و کامرانی و شهوترانی و فساد جنسی و فساد اقتصادی و فساد سیاسی و تزویر و غرور و بدمستی و یلههم الامل حجر 3 امل یعنی آرزوهای بیپایه امید بیاصل و ریشه رهایشان کن تا این امیدها و آرزوهای غلط با آنها بازیگری کند. رهایشان کن تا این امیدها این بدبختها را سرگرم بکند. امید واهی مشرکان مکهاین افراد چه امیدی داشتند؟ سیزده سال در مکه امید داشتند چراغ اسلام را خاموش کنند امید داشتند خورشید نبوت غروب کند امید داشتند قرآن مجید را از زندگی حذف کنند نشد. پیغمبر به دستور خدا مدینه آمد اولین جنگی که ضد پیغمبر علم کردند جنگ بدر بود. مشرکان در جنگ بدر همه چیزشان سه برابر مسلمانها بود؛ شمشیرشان اسبشان نیزهشان آشپزخانه و دلارشان به شدت امیدوار بودند که در این جنگ که لشگرشان هزار نفر است و اسبان صد راس است این سیصد و سیزده نفر مؤمن یکتا پیراهنی که دو تا اسب بیشتر نداشتند آشپزخانه سرپایی نداشتند اینها را در یک حمله نابود کنند ولی امید واهی به نتیجه نمیرسد. نیرو سه برابر بود پول و آشپزخانه چند برابر بود. هفتاد نفر از سران شرک این آرزوداران بدبخت کشته شدند و هفتاد نفر اسیر شدند. ارتش سیصد نفری پیغمبر با نداشتن امکانات پیروز شد و کمر کفر را شکست. امید واهی امریکا و اسرائیل چهل سال است این شکمچرانان شهوتپرست در امریکا و فرانسه و انگلیس و اسرائیل آرزو میکنند چراغ این مملکت را خاموش کنند دین این مملکت را نابود کنند جوانان این مملکت را غارت کنند فرهنگ این مملکت را به آتش بکشند حرمها و مسجدهای این مملکت را تعطیل کنند و بهخصوص چنانکه از پروندههایشان درآوردند چهل سال است آرزو میکنند وجود مبارک ابیعبدالله را از ملت بگیرند چون من خودم در نوشتههایشان دیدم که اگر ما حسین ابنعلی را از ملت ایران بگیریم اسلام را نه تنها در ایران بلکه همه جا شکست دادیم. جایی دیگر نوشتند اگر ما امید ملت ایران را به امام غایبشان و امام دوازدهمشان که انتظار دارند بیاید پرچم کفر را سرنگون کند و سردمداران کفر را نابود کند این انتظار و امید مثبت را به امام معصوم به نتیجه انبیا به طاووس اهل بهشت به برپا کننده عدالت عمومی بگیریم وجود ملت ایران را از درون با گرفتن حسین ابنعلی و امام زمان پوک کردیم و فرو ریختنشان راحت است.کوردلان بدبخت تقریبا سی سال است با این نوچه مانند سگتان اسرائیل با میلیونها دلار زحمت کشیدید ابیعبدالله را از این مردم بگیرید زحمت شما به کجا رسید؟ امید دخترک در پیادهروی اربعینمن جوان بودم پیادهروی اربعین فقط از نجف بود تا کربلا آن هم دویست صد و پنجاه نفر آن هم بیشترشان طلبه بودند عالم بودند مرجع در این کاروان کربلا میآمد. نهایتا دویست نفر میآمدند من خوب یادم است اما شما امید و آرزویتان که امید بیریشه و باطل و به قول خدا امل است یعنی امید پوک است بر باد رفته است. دویست نفر چهل پنجاه سال قبل امسال رسیده بود به بیست و سه میلیون که در این بیست و سه میلیون سنی بود مسیحی بود زرتشتی بود از پنجاه و چند کشور بودند. با بعضی از این غیرشیعهها هم که مصاحبه میکردند اشک میریختند میگفتند آمدن ما به طرف ابیعبدالله واجب است. فیلمی سه سال پیش از بصره تا کربلا حدود ششصد کیلومتر پخش شد یک دختر هشت ساله که از کنار پایین شکم دو تا پا نداشت یک جفت دستکش دستش بود و با همین نصف بدن از بصره پیاده به کربلا میآمد. همان دو روز بعد که فیلمش را گرفته بودند و ایران فرستادند ماشینهای آخرین مدل ماشینهای گران قیمت جلوی او ترمز میکردند و میآمدند پایین محبت میکردند میگفتند تشریف بیاورید ما شما را ببریم کربلا میگفت من باید پیاده خودم را به ابیعبدالله برسانم نمیآیم. آینده زمین از آن صالحانچطور این آرزویتان تحقق پیدا میکند؟ خدا در قرآن وعده داده آرزوهای واهی تحقق پیدا نکند. اینانی که از امریکا انگلیس فرانسه و از خارجیها میترسند چون خیلی قرآن را نفهمیدند وگرنه اگر خوب قرآن را بفهمند میدانند که آرزوهای صهیونیسم اسرائیل و مسیحیت امریکا و اروپا که لباس دیگری از یهودیت است پیاده نمیشود این آرزو به منزل نمیرسد. ولی آرزوی شما مردم مسلمان مردم شیعه
محاسن اخلاقی
شیعه است. آنجا از قول پیغمبر عظیمالشان اسلام ص از اخلاق به حسنات تعبیر میکند. مجموعۀ خوبیهای نفسانی و باطنی حسنات است. مهر داشتن به مردم و به عبارت فارسی مردم دوستی و اینکه انسان مؤمن کینه با کسی ندارد گرچه از فردی بیمحبتی کم محلی و بدی ببیند؛ اما قلبش کانون مهر و محبت و معدن خیرخواهی است. با قرآن آشنا هستید. از قول انبیای مبعوث شده در امتها نقل میکند که به مردمی که با آنها دشمنی کینه و دعوا داشتند میگفتند انا لکم ناصح امین 1 ما نه امروز نه فردا؛ ناصح در عربی اسم فاعل و بر وزن فاعل است. گاهی اسم فاعل به معنی مضارعش به کار میرود. اگر کسی قرآن را تا حدی بفهمد مطالب عجیبی گیرش میآید. آیه یعنی مردم امت ملت جوانها پیرمردها خانمها آنهایی که به ما جادوگر و دروغگو میگویید آنهایی که از ما روی برمیگردانید ما تا لحظۀ زنده بودنمان خیرخواه شما هستیم. مؤمن هرگز بد هیچ کس را نمیخواهد. اگر دشمن با مؤمن جنگ نکند مؤمن جنگ ندارد و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین 2 اگر به شما حمله کردند جلوی آنان بایستید و دفع کنید؛ اما اگر بین شما مسیحی یهودی زرتشتی و ادیان دیگر زندگی میکنند خیرخواهشان باشید و خوبی همه را بخواهید. بد کسی را نخواهید. در دلتان نباشد که ای کاش بلا سر این شخص بیاید. ای کاش مرضی بگیرد که علاج نداشته باشد. این را خدا به هیچ عنوان نمیپسندد. بین مردم نیز میگفتند ما نسبت به مال جان آبرو و ناموس مردم امین هستیم و هرگز در دل ما نیز بوی خیانت به شما نمیآید. این دو کلمه را میتوانید حفظ کنید انی لکم ناصح امین و باید بدانیم که خدا در قیامت اخلاق ما را با انبیا علیهم السلام میسنجد. طوری باشد که در سنجش رفوزه نشویم کم نیاوریم بد حساب نشویم.رسول خدا ص میفرمایند این روایت را بیشتر علمای شیعه نوشتهاند. به نظر من روایت خیلی سنگینی است ولی باید قبولش کرد کسی که شب سر به بالین بگذارد در حالی که در دلش نسبت به مسلمانی کینه داشته باشد اگر آن شب بمیرد رحمت خدا به او نخواهد رسید. گذشت و مهرورزی در اخلاقیک رشتۀ اخلاق مهرورزی و گذشت است. ما در جامعه با مردمی که دارای مقام عصمت هستند روبهرو نیستم. امروز در کرۀ زمین که هشت میلیارد نفر جمعیت دارد به طور یقین یک نفر دارای مقام عصمت است آن هم امام عصر ع میباشد. بقیه از بالا تا پایین اشتباه و خطا دارند و گاهی کار بد میکنند گاه بداخلاقی دارند. ما با چنین مردمی روبهرو هستیم. یکی از رشتههای اخلاق قرآنی این است که خطای خطاکار و آزار آزاردهنده را نسبت به خودتان گذشت و چشمپوشی کنید کار را به تلخی فریاد زدن و داد و بیداد کردن نکشید. جلوتر نروید؛ کار را به دست به یقه شدن
English