-سفارش مسیح ع به سالمسازی ذائقهیک جمله هم در همین زمینه از حضرت مسیح ع برایتان بگویم؛ حضرت مسیح ع میفرماید چه فشاری به مریض میآورید که این چلوکباب
69 مطلب یافت شد
عبودیت، بستر ظهور نبوت و امامت
خدا به مسیح ع الف برپاداشتن نماز و جعلنی مبارکا این ما کنت سوره مریم آیه 31 و من را موجود بسیار پرمنفعتی قرار داده است در هر کجای زمین که قرار بگیرم. این جمله بعدش را شما جوانها بیشتر دقت کنید بچه یک ساعته در گهواره به یهود گفت و اوصانی بالصلاه خدا به من سفارش … مسیح ع در عالم علم خداوندحالا بقیه حرفهایش را بشنوید آتانی الکتاب اصلا هنوز انجیلی در دست مسیح ع نبود مسیح یک ساعت بود که بهدنیا آمده بود اما حرفش را با فعل ماضی آتانی ادا کرد یعنی در علمش انجیل را به من داده است. انجیل حقیقتی است که در علم خدا هست و نظام داده شده که چند سوره چند آیه چه مطالبی و چه حقایقی داشته باشد و آن را در عالم علمش به من عطا کرده است. و جعلنی نبیا مرا پیغمبر قرار داده یعنی از همین الآن که یک ساعتم است من پیغمبرم. امامت امری الهی و آسمانی نه زمینی-بهتزدگی درباریان از قدرت علمی بالای امام جواد ع امام جواد ع خیلی بزرگتر از مسیح ع بود که به مقام امامت رسید. مسیح ع یک ساله بود که گفت من پیغمبرم اما حضرت جواد ع هفت ساله بود که منصب امامت از امام هشتم به او رسید و ثابت هم کرد که امام هستم؛ چون در جلسهای که دشمن تشکیل داد و میخواست چراغ را بعد از امام هشتم در مقابل مردم خاموششده اعلام کند که بعد از امام هشتم خبری نیست. او یک بچه است و نمیتوانید بگویید این امام است چون سوادی ندارد و چیزی بلد نیست و نمیداند. بزرگترین علمای درباری را دعوت کرد و نظرش این بود که مسئله امامت را تمامشده اعلام کند و ختم این مقام اعلام شود که تمام است. این بچه هفت ساله در سه شبانهروز در ساعاتی که جلسه تشکیل میشد حالا غیر از ناهار و نماز و استراحت چندهزار سؤال را صحیح متین و بااستدلال جواب داد و دهان همه را بست؛ بعد هم این بچه هفت ساله به مامون گفت اینها هرچه دلشان خواست از من پرسیدند و جوابش را هم علمی گرفتند حالا به من هم میدان بدهید تا من هم یک سؤال از بزرگترین شما بکنم. گفتند بپرس؛ فکر کردند که میخواهد مسئلهای درباره حجی نمازی یا روزهای مطرح کند که جوابش هم دم دست است اما امام یک مسئله را در لباس چند عنوان مطرح کرد و به بزرگترین عالم درباری کشور گفت که جوابش را بدهد. او هم خیلی راحت گفت من بلد نیستم وقتی او بلد نبود دیگران هم بلد نبودند و به این بچه هفت ساله گفتند خودت جواب بده. بهقدری زیبا جواب داد که همه را بهتزده کرد و فهمیدند داستان امامت به سن و بچگی و بزرگی کاری ندارد. یک داستان الهی است نه زمینی. -رسوخ محبت امامان در جان و اندیشه مردمموسیبنجعفر را در قبرستان عمومی بغداد در بیرون شهر همین جایی که الآن حضرت دفن است بردند و دفنش کردند مردم آمدند و در آنجا یک اتاقک ساختند غروبها میرفتند و صدتا شمع روشن میکردند چراغ روشن میکردند و فرش میکردند زوار و مسافر و حاجتمند و دعاکننده میآمد. یک روز به خلیفه عباسی گفتند که ایشان حالا سه سال یا چهارده سال در زندان پدران شما بوده الآن برو و ببین چه خبر است؟ مردم از راه دور و نزدیک میآیند و برای او چراغ میآورند فرش میآورند نذری میآورند دعا میکنند گریه میکنند؛ اما قبرهای پدران شما -هادی منصور و هارون- همینطوری رهاست و یکنفر هم برای رضای شیطان نمیآید که سر قبر پدران شما فاتحه بخواند. شما هم یک گنبدی بارگاهی گلدستهای فرشی یا چراغی بگذارید. حاکم عباسی چقدر زیبا جواب داد گفت فکر میکنید ما این کارها را بر سر قبر پدرانمان بکنیم یخ آن میگیرد؟ دلهای مردم که دست ما نیست فکرهای مردم که دست ما نیست ایمان مردم که دست ما نیست؛ اینکه میبینید سر قبور آنها که در زندانهای ما از دنیا رفتند یا به زهر ما یا به شمشیر ما کشته شدند میآیند و بارگاه میسازند فرش میکنند چراغ میآورند نذری میآورند غذا میآورند و سر قبرشان عبادت میکنند دعا میکنند قرآن میخوانند گریه میکنند و متوسل میشوند هذا امر سماوی همه اینها در ارتباط با شخص خداست؛ ما اگر سر قبر پدرانمان مقبره بسازیم نصف شب در تاریکی حتی به مامورهای بپا پول میدهند و آن را خراب میکنند سر قبر پدران ما میآیند و دستشویی میکنند؛ لذا ما نمیتوانیم این کار را بکنیم و باید قبر پدرانمان ول باشد اما اینها کارشان با پشت پرده با صاحب عالم و با کارگردان جهان هستی است. خیلی جمله پرمغزی گفت هذا امر سماوی کاری که آسمانی است زمینیان نمیتوانند هیچ غلطی نسبت به آن بکنند و کاری هم که زمینی است هر کاری بکنیم خراب میشود. -وابسته نبودن نبوت و امامت به سنوقتی آن مسئله پیچیده را از مرجع تقلید آنها پرسید و گفت نمیدانم یعنی ما چیزی نداریم نمیدانم یعنی ما به بالا وابسته نیستیم. وقتی بچه هفت ساله جواب کل مسائلشان را داد و جواب مسئلهای را داد که خودش مطرح کرد فهمیدند هذا امر سماوی و امامت به سن بسته نیست نبوت هم به سن بسته نیست. امر امر الهی است مسئله مسئله آسمانی است. سفارش
جایگاه حقیقی انسان در آیات و روایات
ع است. -تشیع بتونآرمۀ اعتقادیمن با همین لباس در آلمان بودم جوانی را در پارکی دیدم که کنار من روی نیمکت نشست. از قیافهاش هم معلوم بود اروپایی است؛ موی خرمایی چشم رنگی پوست سفید و روی پوست هم پر از لک. آنجا چون آفتاب کم دارند پوستها لک دارد. کنار من نشست و من در ذهنم است که اینجا آلمان است اینجا هم پارک است و این بزرگوار هم که کنار من نشست مسیحی است. حالا من سلام آلمانی هم بلد نبودم با خودم گفتم به عربی سلام میکنیم بالاخره عربها زیاد به آلمان رفتوآمد میکنند گفتم سلام علیکم با لبخند گفت سلام. یکی از دوستانم هم که زبان آلمانیاش کامل بود همراه من بود. این شخص به دوست من گفت به این آقا بگو که من به قیافهات و شکل لباست علاقهمندم. اول خیالم را راحت کرد که مثل بعضی از رفقای بزرگوار ما در ایران با آخوند مخالف نیست بعد گفت به این آقا بگو من دانشگاه رفتهام و درباره ادیان مشهور جهان مطالعه کردهام هیچ دینی را قویتر و استوارتر از دین اهلبیت علیهمالسلام و پیغمبر ص ندیدهام؛ تشیع بتونآرمه است بعد گفت به این رفیقت بگو که من عهدنامه مالکاشتر را به آلمانی ترجمه کردهام.دین است دیگر آدم هم عقل دارد و درس هم خوانده است وقتی با ادیان دیگر مقایسه میکند میبیند آنها جوابگو نیستند و چیزی ندارند ولی قرآن و اهلبیت جوابگو هستند. -سفارش خداوند به حضرت مسیح … ع فرمود مسیح صبحها که از خانه بیرون میروی تا وقتی برگردی نسبت به تمام مردم مانند خورشید باش. بعد خدا توضیح میدهد و به او میگوید مسیح وقتی خورشید طلوع میکند آیا فقط به خانههای متدینها و خوبان طلوع میکند؟ نه خورشید سخاوتمندانه طلوع میکند؛ یعنی کاری ندارد که این خانه برای یهودی ارمنی زرتشتی بیدین یا دیندار است و بر همه طلوع میکند. تو هم مثل خورشید باش و خیرت به همه برسد. -شیعهشدن خانم مسیحی پای منبر اهلبیت علیهمالسلام آدرس دخترخانمی را به من دادند و گفتند باسواد است ولی مشکل اقتصادی دارد. من به آن دوستم گفتم حالا نیاز ندارد که من ایشان را ببینم به تو پول میدهم ببین مشکلش با چقدر حل میشود. وقتی آمد گفت با اینقدر حل میشود من هم گفتم پول را ببرید. این خانم به این واسطه گفته بود پول را چه کسی داده است؟ دوستم به زبان خودش گفته بود یک کشیش در دین ما که به فارسی هم میگوییم آخوند گفته بود آیا میشود من این آخوند را ببینم؟ من از کشیشهای خودمان خیری ندیدهام دوستم گفته بود بله ایشان در شهر ما به منبر میرود اگر میخواهی غروب بهدنبالت بیایم و تو را به مسجد ببرم آن خانم هم قبول کرده بود. بعد به من گفت که میخواهم این خانم مسیحی را شب به مسجد بیاورم در قسمت زنانه برود؟ گفتم حتما حتما برود. شنیدهاید که امام صادق ع هر سال به مکه میآمدند و در مقام ابراهیم ع مینشستند؛ حضرت اعلام کرده بودند که هر کس میخواهد با من بحث کند بیاید. حالا به زبان امروزی چهار نفر کمونیست منکر خدا و دانشمند مثل عبداللهبنمقفع ابن ابیالعوجا ابوشاکر دیصانی و عبدالملک بصری که هم خیلی باسواد و هم خیلی بیدین بودند به حضرت صادق ع پیغام دادند ما میخواهیم با شما صحبت کنیم امام فرمودند به آنها بگویید بیایند من روزها در مقام ابراهیم ع هستم.این دخترخانم را پای منبر آورد بعد هم او را به خانهاش رساند. فردای آن روز دوستم پیش من آمد و گفت این دختر اصرار دارد که من میخواهم شیعه بشوم گفتم این کار را بکن. گفت او میخواهد پیش خود شما شیعه بشود گفتم او را بیاور. بعد پرسیدم باحجاب است؟ گفت از دیشب تا حالا باحجاب شده است. او را آورد وقتی شهادتین را به او تلقین کردم ناله عجیبی کشید و بدحال شد خانمهایی که در آن خانه بودند آمدند و او را از آن بدحالی درآوردند بعد من پرسیدم چرا وقتی این دو کلمه عربی اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله را گفتی حالت بد شد؟ گفت در حال گفتن این کلمات نور شدیدی به من هجوم کرد و من بیطاقت شدم. -امیرالمؤمنین ع و کمک به مرد مسیحیامیرالمؤمنین ع هم دیدند که این بنده خدا معطل بار است بارش را بلند کردند و تنهایی روی مرکب گذاشتند. مرد به امیرالمؤمنین ع گفت آقا شما چه کسی هستید؟ فرمودند من عبد خدا هستم مرد پرسید به کجا میروی؟ امام فرمودند به کوفه میروم. سر دو راهی که رسیدند این مسیحی میخواست به ده خودشان برود و امیرالمؤمنین ع هم باید به کوفه میرفتند؛ اما مسیحی دید که امیرالمؤمنین ع بهدنبالش میآید گفت آقا مگر نفرمودی به کوفه میروم؟ امام فرمودند چرا میروم مرد گفت پس چرا بهدنبال من میآیی؟ این طرف ده ماست امام فرمودند پیغمبر ما سفارش
انسان جامع و کامل، شایستۀ مقام خلافتاللهی
سفارش نیکی به پدر و مادر نکرده است؛ چون من پدری ندارم. خدا به آنهایی که پدر و مادر دارند میفرماید و وصینا الانسان بوالدیه سوره عنکبوت آیه 8 به پدر و مادر خود نیکی کنید؛ اما مسیح ع در گهواره گفت خدا … مسیح ع به مریم س میفرماید وقتی یهودیان میآیند که با تو درباره بچه داخل گهواره سخن بگویند؛ آنهم بچهای که یکی دو ساعت است بهدنیا آمده و هنوز بدنش گرم سفر از رحم به دنیاست؛ شما با یهودیها حرف نزن و جوابشان را نده به گهواره اشاره کن که هر مطلبی میخواهند و هست بچه در گهواره جواب میدهد. -اعتراض یهودیان به حضرت مریم س یهود با ناراحتی به مریم س گفتند ما کان ابوک امرا سو سوره مریم آیه 28 پدرت آدم بدی نبود و ما کانت امک بغیا مادرت هم زن بدکارهای نبود و پاکدامن بود. او دختر عمران بود و ما این خانواده را میشناسیم؛ آنها خوب و پاک بودند. تو شوهر نکردهای این بچه از کجاست؟ همانطور که پروردگار فرموده بود به گهواره اشاره کرد؛ یهود برآشفتند و با شگفتی به مریم س گفتند کیف نکلم من کان فی المهد صبیا سوره مریم آیه 29 چطور ما را به بچهای راهنمایی میکنی که داخل گهواره است و تازه بهدنیا آمده و میخواهی با او حرف بزنیم؟ مگر میشود طبق قرآن مجید این قرآن است و دیگر جای حرف و سخنی شک و تردیدی نیست یکمرتبه صدایی از گهواره بلند شد و گفت انی عبد الله سوره مریم آیه 30 . -روح عبودیت در وجود کودکی تازه متولدشدهبچه دوسه ساعت بهدنیاآمده عبودیت در او بود؛ روح عبودیت و حال عبودیت در او بود که انی عبد الله گفت؛ اگر روح عبودیت در او نبود که نمیگفت. او موجود را اعلام کرد؛ یعنی آن عبودیت مایه و سرمایهای را اعلام کرد که بعدا در افعال ظهور میکند. مطلب پوچی اعلام نکرد بلکه حقیقت را اعلام کرد و گفت انی عبد الله آتانی الکتاب من عبدالله هستم و انجیل به من داده شده است نه اینکه بعدا به من داده میشود. آتانی فعل ماضی است؛ یعنی پروردگار انجیل را در قلب او قرار داده بود. -اعلام نبوت در گهواره و جعلنی نبیا و مرا پیغمبر قرار داده است. من همین الآن نبی هستم وجعلنی مبارکا سوره مریم آیه 31 و وجود مرا بسیار پرسود قرار داده است. کسی از امام صادق ع سؤال کرد که مبارکا در این آیه یعنی چه؟ حضرت فرمودند نفاعا با صیغه مبالغه یعنی بسیار سودمند. -سفارشهای خداوند به حضرت عیسی ع و اوصانی بالصلاه و الزکاه الآن سرپا نیستم و نمیتوانم نماز بخوانم ولی خدا مرا به نماز و زکات سفارش
حضرت عيسي علیه السلام در قرآن کريم
مسیح ع سخن به میان آمده است.پس از لحظاتی نوزاد- حضرت مسیح ع - لب به سخن گشود قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا؛ گفت من بنده خدایم.اوبه من کتاب آسمانی عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است. مریم 30 . وجعلنی مبارکا این ما کنت و اوصانی بالصلاه والزکاه مادمت حیا؛و خداوند مرا موجودی پربرکت قرار داده است؛ درهر جا که باشم و مرا به نماز و زکات سفارش
حضرت عيسي در قرآن کريم
مسیح ع سخن به میان آمده است.پس از لحظاتی نوزاد- حضرت مسیح ع - لب به سخن گشود قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا؛ گفت من بنده خدایم.اوبه من کتاب آسمانی عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است. مریم 30 . وجعلنی مبارکا این ما کنت و اوصانی بالصلاه والزکاه مادمت حیا؛و خداوند مرا موجودی پربرکت قرار داده است؛ درهر جا که باشم و مرا به نماز و زکات سفارش
نور علم
ع به اطفال مدرسه که در کوچهای بازی میکردند سفارش بسیار مهمی داشتند. بازی بچهها قطع شد و در محضر امام جمع شدند. حضرت به آنها فرمودند دانش را مقید کنید تا از ذهن و قلب شما فراموش نشود و همیشه با دانش علم و دانایی زندگی کنید. 1 خیلی از کارها انسان را به شدت سرگرم میکنند در آن سرگرمی فراموشی پیش میآید و اگر سرگرمی ادامه پیدا کند انسان از یاد ذکر و توجه باز میماند و به قولی کتب من الغافلین نامش در دفتر غافلین نوشته میشود. غافلینی که مورد نفرت پروردگارند. یک آیه دربارهاش برایتان میخوانم البته روایات باب غفلت نیز روایات بسیار باارزشی هستند لهم قلوب لا یفقهون بها 2 آیۀ خیلی جالبی است. میفرماید غافلین سرمایۀ فهم را دارند لهم قلوب ولی به دنبال فهمیدن نیستند و لهم آذان لا یسمعون بها سرمایۀ شنیدن را نیز دارند؛ اما به دنبال شنیدن نیستند و لهم اعین لا یبصرون بها سرمایۀ بصیرت و واقعبینی را هم دارند ولی به دنبالش نیستند. هر سه سرمایۀ عظیم الهی در وجودشان اسیر حبس و زندانی است. باز طبق آیات و روایات این زندان هوای نفس است. بعد میفرماید اولئک کالانعام حیات اینان با حبس این سه سرمایه همانند حیات چهارپایان است.در سورهای دیگر حیات چهارپایان را بر دو محور معرفی میفرماید الذین یتمتعون و یاکلون کما تاکل الانعام 3 کسانی که خوشگذران و اهل شکم هستند مثل چهارپایان. اینها عاقبت کارشان چه میشود؟ در همین آیۀ شریفه میفرماید و النار مثوی لهم جایگاهشان دوزخ است. فریاد بدون تعارف قرآنخیلی جالب است که قرآن با هیچ کس تعارف ندارد. یکجا میآید صندلیدار قدرتمندی مثل فرعون و ثروتمند قدرتمندی مثل قارون و دانشمند قدرتمندی مثل بلعم باعورا را منحرف پلید طغیانگر و دوزخی معرفی میکند. برای قرآن فرقی ندارد که شخص دوزخی از افراد بسیار نزدیک پیغمبر ص باشد. ببینید با چه صدای بلندی فریاد میزند تبت یدا ابی لهب و تب 4 با چه فریاد بلندی نود درصد قریش را میکوبد و له میکند اینکه همطایفهای پیغمبر ص هستند باشد. بلعم باعورا عالم است باشد. این علم در ظرفی نجس است و بامنفعت نیست. دانش در ظرف پاک سودمند است. امیر یک مملکت است باشد انه طغی 5 ثروتمند است و سینهاش هم سپر باشد فخسفنا به و بداره 6 در این آیات صندلی مطرح نیست؛ چون همین صندلی را در مصر نیز قبل از فرعون حضرت یوسف ع داشته است؛ چون همین علم را در قوم یونس ع آن عالم الهی داشت که باعث نجات یک مملکت شد؛ چون این ثروت را بعضی ثروتمندان داشتند؛ اما ثروت را به مرکب سواری برای رسیدن به بهشت تبدیل کردند. آن چیزی که مهم است خود آن انسان میباشد نه اینکه چه کسی روی صندلی نشسته چه کسی در دستش ثروت است چه کسی علم دارد مهم نیست . خود صندلی که بدون انسان رنگی ندارد؛ نه حق است نه باطل. یک مشت چوب است. خود ثروت که بدون انسان رنگی ندارد؛ درهم و دینار است. نمیشود گفت ثروت بدون انسان راهی به سوی بهشت است یا راهی به سوی دوزخ. هیچ چیز نیست؛ چون رنگی ندارد. تا دست انسانی به آن نرسیده نه رنگ بهشت است نه رنگ دوزخ. یک جنس معدنی است. علم تا دست انسان به آن نرسیده نور الهی است. باید دید این علم به چه کسی منتقل میشود. روایات باب علم خیلی فوق العاده است؛ اما امشب جای بحثش نیست.در هر صورت امام مجتبی ع سفارش میکنند که این دانایی و علم را نگهدارید که زیر هوار هوای نفس و کارهای غیرخدایی پنهان نگردد. به شهوات آلوده و نجس نشود. نگهش دارید یادش باشید و به آن توجه داشته باشید؛ چون دانایی چیز باارزشی است. خورشید فروزانی است که به هر چیز بتابد پرثمرش میکند. پنج سفارش حضرت عیسی ع به حواریونقطعهای که به نظر میرسد قطعۀ نابی است از وجود مبارک حضرت مسیح … مسیح ع به حواریون میفرماید لا تقولوا العلم فی السما من یصعد یؤتی به 7 ننشینید دور هم بگویید دانایی در عوالم بالاست هر کس بتواند با مرکبی یا قدرتی به عوالم بالا سفر کند به این دانایی میرسد. این را نگویید این طور نیست. یک پیغمبر اولوالعزم دارد این حرفها را میزند. چهارمین پیامبر اولوالعزم است. حرف کلام و سخن پروردگار باید خیلی مورد توجه قرار بگیرد. دانایی در لابهلای اعماق زمین هم نیست که من ینزل یاتی که اگر کسی به اعماق زمین سفر کند دانایی را پیدا کند. این طور نیست و لا ماورا البحر پشت اقیانوسها هم نیست که من یعبر یاتی به کسی اقیانوسپیما شود به دانایی برسد. این طور نیست. این دانایی انسانی نه در عوالم بالاست و نه در اعماق زمین و نه در آن طرف اقیانوسها. سپس اینجا به حواریون چه خبر جالبی میدهد میفرماید بل العلم مجعول فی قلوبکم خدا مایۀ این دانایی را در قلبهای شما گذاشته است؛ چون قلب مرکز فهم است و عقل واسطۀ دریافت حقایق. قرآن مجید فهم را به قلب نسبت داده و در همه جای قرآن فقه یعنی دانایی. فهم کار قلب است. فکر نمیکنم جهان علم در شرق و غرب تاکنون به این حقیقت رسیده باشد. آنها قلب را مرکز پمپاژ خون به سلولهای بدن میدانند. هنوز نفهمیدهاند که قلب باطن الهی و ملکوتی دارد لهم قلوب لا یفقهون بها 8 یعنی چه؟ خیلی مهم است که دانایی و فهم را به قلب نسبت میدهد. لزوم کارشناسی در معانی الفاظ قرآنبه نظر میرسد قلب در قرآن مجید لغت مترادف نداشته باشد؛ چراکه دو کلمۀ همشکل و همخانوادۀ هم نیست که یک معنا داشته باشند. قرآن ندارد. مثلا آدم معنایی دارد انسان معنایی و بشر معنایی دیگر. لب معنایی دارد عقل معنایی فؤاد معنایی دیگر و صدر معنایی متفاوت با آن سه. اگر کسی اینها را نفهمد و نتواند تفکیک کند همه را یکجا جمع میکند؛ چه در ترجمه چه در تفسیر. میگوید اینها همه به یک معنا هستند. نه اینها به یک معنا نیستند. ادب کن بگو نفهمیدم به قول ابن سینا کلما قرع سمعک من الغرائب فذره فی بقعه الامکان ما لم یذدک عنه قائم البرهان 9 باشد تا کشف شود. نگو به نظر من این غلط است. صبر کن بگذار زمان بگذرد دانش گسترده شود بعد معلوم میشود چیست؛ اما همه را داخل یک دیگ نریز و با هم نپز که به ملت بگویی اینها همه یک معنا دارند نه یک معنی ندارند. قرآن معجزه است. چهارچوبش تنگ نبوده که شش لغت را به یک معنا بیاورد. قرآن مجید اقیانوسی بیساحل است. جایش تنگ نبوده که شش لغت را به یک معنا بیاورد. هر کدام در آیاتی که به کار رفته یک مسئلۀ واقعا عظیم و معجزهآسایی است. شعر نیست که قافیهاش تنگ شود؛ علم الله است تنگی ندارد. رحمت الله است ضیق ندارد. احسان الله است حدود ندارد.حضرت عیسی ع میفرمایند در آسمانها به دنبال دانایی نگرد آنجا نیست در آسمانهای ظاهر عالم نگرد. در اعماق زمین نیز به دنبال علم نگرد. آنجا هم نیست. پشت اقیانوسها نیز به دنبال دانایی نگرد آنجا هم نیست. حضرت میفرماید بیایید من به شما بگویم کجاست مایۀ دانایی که امام مجتبی ع حتی به بچههای داخل کوچه که بازی میکردند سفارش … ع مبارکا را توضیح میدهند به نفاع با صیغۀ مبالغه یعنی من منبعی پرمنفعت ساخته شدهام و اوصانی بالصلاه هنوز به دنیا نیامده بودم به من سفارش نماز شده بود و برا بوالدتی من به دنیا نیامده بودم که به من گفتند رعایت حق مادرت را داشته باش. این داستان انبیا علیهم السلام با پروردگار است. این است هزار نکتۀ باریکتر ز مو. اینجاست آن نوری که از دهان مبارک امام مجتبی ع به بچههای داخل کوچه تابید. تمهید قلوب برای دریافت علم بل العلم یارانم حواریونم دانایی مجعول فی قلوبکم پروردگار عالم خمیرمایهاش را در دلهای شما قرار داده است یعنی وقتی به دنیا میآیید با خمیر علم و فطرت و با دلی که ظرف دانش است به دنیا میآیید. اما تادبوا بآداب الروحانیین یارانم به آداب روحانیون درآیید. مؤدب به آداب تصفیه شدههای عالم و پاکان مثل فرشتگان که از جنس روحانی هستند شوید. مسئلۀ جنس معلوم است ملائکه روحانی هستند نه اینکه عبا و عمامهای هستند بلکه وجودشان از جنس روحانی است. اولیای الهی وجودشان از جنس روحانی است. بیایید مدتی زحمت بکشید به آداب پاکان و تصفیه شدهها مؤدب شوید یظهر علیکم دانایی از وجودتان موج خواهد زد. بسته نفهم و اسیر هواها نمیمانید. زیر هوار شهوات قرار نمیگیرید. کمی تحمل کنید کمی به خودتان سختی بدهید مقداری با خودتان کار کنید تادبوا بآداب الروحانیین یظهر علیکم تا این دانایی طلوع کند. وقتی دانایی طلوع کرد انسان چگونه زیستن را کاملا میفهمد. چگونه زیستن معجزۀ دانایی است. همین که انسان بفهمد مدتی که در دنیاست چگونه با چه کسی و با چه چیزی زندگی کند. تادبوا بآداب الروحانیین یظهر علیکم وقتی این دانایی ظهور کند چراغ پرفروغ و پرنوری میشود که با آن پشت سر و گذشته را میشود دید که اگر کمبودی داشتم تا نمردهام جبران کنم. آینده را میشود دید که با آینده درست برخورد کنم. این تفسیر کلام امام مجتبی و حضرت مسیح
استاد انصاریان: عبد خدا شوید تا اخلاق حسنه و عمل صالح از افق وجودتان طلوع کند
سفارش خداوند به مسیح اشاره و تصریح کرد وبرا بوالدتی سوره مریم آیه 32 خدا به من در رحم مادرم یا در ملکوت آنجا که روحم بوده و هنوز وارد بدن نشده بودم سفارش کرده است که نیکوکار به مادرت باش؛ یعنی احترام مادرت را رعایت کن اخلاقت با مادرت اخلاق پسندیده باشد بلند با مادرت حرف نزن تند به مادرت نگاه نکن نگذار تشنه بماند نگذار گرسنه بماند نگذار لباس کهنه بر تنش باشد نگذار ناراحت زندگی کند. وی در پاسخ به اینکه چرا خداوند در این آیه سفارش پدر و مادر را نکرده است؟ گفت عیسی ع … مسیح ع از همان بدو تولد اشاره و خاطرنشان کرد ما صریحا در قرآن مجید میخوانیم که وقتی مسیح ع بهدنیا آمد هنوز هیچکس او را ندیده بود و لحظات اول بهدنیاآمدنش بود پروردگار عالم به مریم س فرمود اگر این یهود عنود آمدند و این بچه را دیدند هر سؤالی که از تو راجعبه این بچه کردند جواب نده و سکوت کن و هیچچیز نگو و فقط به خود بچه اشاره کن من جواب آنها را با زبان این بچه خواهم داد. وی ادامه داد همانطوری که پروردگار به مریم س خبر داده بود سران یهود و کنیسه بهشدت منحرف آمدند و طفلی را در کنار مریم س دیدند که تازه یکی دو ساعت بهدنیا آمده بود و هنوز بدنش از سفر رحم به دنیا گرم بود. به مریم گفتند ما کان ابوک امرا سو سوره مریم آیه 28 پدرت که آدم بدی نبود و ما عمران را میشناختیم و ما کانت امک بغیا مادرت هم که زن پاکدامنی بود و اهل زنا و رابطه نامشروع نبود؛ چرا این دختر بهوجود آمده که شوهر نکرده بچهدار شده است؟ این دختر آلوده دامن است؟ باید از آن پدر و از این مادر یک مریم پاکدامن مقدس بزرگوار باکرامت و فراری از گناه بهوجود بیاید چرا اینطوری شد؟ این بچه را از کجا آوردی؟ لقد جئت شیئا فریا سوره مریم آیه 27 . استاد انصاریان گفت مریم س در برابر افتراهای سران کنیسه همینطور که پروردگار فرموده بود جواب نداد و به گهواره اشاره کرد. وقتی به گهواره اشاره کرد یعنی جوابتان را از این بچه بگیرید یهودیان عصبانی شدند و فکر کردند که مریم س به آنها بیادبی میکند؛ پس گفتند کیف نکلم من کان فی المهد صبیا سوره مریم آیه 29 چه میگویی؟ ما را به چه کسی حواله میدهی؟ ما چطوری با بچهای حرف بزنیم که تازه بهدنیا آمده است؟ مگر در دنیا سابقه دارد که بچه تازه بهدنیا بیاید و به حرف بیفتد؟ دو تا سهسال طول میکشد تا بچه به زبان بیاید. یک مرتبه یهودیها دیدند که از داخل گهواره صدا بلند شد. بچه حدود هشت تا ده مورد را داخل گهواره با زبان صریح بیان کرد. آن چیزی که اول آیه پیش از آن همه ارزشها و فضایل خیلی مهم است به یهودیها گفت انی عبد الله سوره مریم آیه 30 یعنی اگر من بخواهم چند مقام بسیار بالا را در همین گهواره برای شما بگویم که خدا به من عطا کرده است بستر آن عبداللهی من است؛ نه اینکه دو ساعت است که بهدنیا آمدهام اندازه سیسال نماز خواندهام اندازه سیسال روزه گرفتهام و اندازه سیسال کار خیر کردهام. مبلغ عرصه بین الملل ادامه داد حضرت مسیح گفت خدا عبداللهبودن من را میداند و در علم او هست که من عبدالله هستم؛ ولو بندگی را عملا شروع نکرده باشم ولی او عالم است که ماهیت من تشخص و وجود من بنده است. پروردگار عالم میداند تا زمانی که از دست قاتلان یهود در 33 سالگی نجاتم بدهد من نه دست در دست شیطان خواهم گذاشت نه دست در دست هوا خواهم گذاشت و نه دست در دست عمل حرام خواهم گذاشت. من عبدالله در علم خدا هستم و تحقق عبداللهی من هم در 33 سال واقعیت پیدا خواهد کرد. تا عبد خدا نشوی اخلاق حسنه و عمل صالح از افق وجود تو طلوع پیدا نمیکندوی تاکید کرد کلام حضرت مسیح ع درس است به ما که تا عبد خدا نشوی فضایل و کرامات حقایق و ارزشها اخلاق حسنه و عمل صالح از افق وجود تو طلوع پیدا نمیکند انی عبدالله انی یعنی یقینا و بدون شک من عبد خدا براساس عبداللهی هستم. انجیل حقیقتی در علم خداستاستاد انصاریان ادامه داد آتانی الکتاب هنوز انجیلی در دست مسیح ع نبود مسیح یک ساعت بود که بهدنیا آمده بود اما حرفش را به گونهای گفت که گویی در علمش انجیل را به او داده است. انجیل حقیقتی است که در علم خدا هست و نظام داده شده که چند سوره چند آیه چه مطالبی و چه حقایقی داشته باشد و آن را در عالم علمش به من عطا کرده است. و جعلنی نبیا مرا پیغمبر قرار داده یعنی از همین حال که یک ساعتم است من پیغمبرم. امامت و نبوت به سن بسته نیست امر الهی و مسئلهای آسمانی است. سفارشهای خداوند به حضرت عیسی ع محقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی ادامه داد بچه یک ساعته در گهواره به یهود وجعلنی مبارکا این ما کنت سوره مریم آیه 31 و من را موجود بسیار پرمنفعتی قرار داده است در هر کجای زمین که قرار بگیرم. و اوصانی بالصلاه خدا به من سفارش … سفارش به پدر و مادر کرده است و بالوالدین احسانا سوره بقره آیه 83 . هر طور خوبی که میتوانی هر رعایتی که میتوانی داشته باشی در حق پدر و مادر داشته باش. میدانید که خدا در قرآن مجید بعد از خودش حق پدر و مادر را در چند آیه مطرح کرده است. اول حق عبادت خودش بعد حق پدر و مادر است؛ البته نگفته است که پدر و مادرت مؤمن باشند و احسان کن فقط میگوید بالوالدین احسانا . کاری به دین پدر و مادرها ندارد کاری به خوب و بدیشان ندارد و به قول امام باقر ع کاری به مؤمن و کافر بودنشان ندارد. مرز اطاعت از پدر و مادر؟استاد انصاریان در مورد مرز اطاعت از پدر و مادر به امر خداوند اظهار کرد من ممکن است به پروردگار بگویم امر تو اطاعتش واجب اما پدر و مادر من بتپرست هستند یهودیاند مسیحیاند مشرک و کافرند و ممکن است براساس فرهنگ خودشان پیشنهادهای غلطی به من کنند که پیشنهادهایشان ضد دین تو باشد. خدا آن را هم در قرآن حل کرده است و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما سوره لقمان آیه 15 اگر به تو فشار آوردند که اعتقادت و عملت را بر ضد من قرار بدهی پیشنهادشان را قبول نکن و اطاعت نکن؛ اما سپس میگوید با پدر و مادر درگیر نشو؛ اگر میگوید نماز نخوان اگر میگوید روزه نگیر اگر میگوید مکه نرو اگر میگوید بهدنبال یاد گرفتن مسائل شرعیات نرو بهدنبال یاد گرفتن حلال و حرام نرو داد نکش فریاد هم نزن و تلخی هم نکن و صاحبهما فی الدنیا معروفا تا زندهاند با آنها پسندیده رفتار کن؛ ولو اینکه به امور ضد خدا دعوتت میکنند با آنها خوشرفتار و خوشرو باش. در دعوت امور ضد خدا با آنها تلخی نکن و از کوره در نرو. با هر دوی آنها رفاقت و معاشرت کن و بهصورت شایسته و پسندیده نشست و برخاست کن. نبوت باید بعد از بندگی طلوع کندمبلغ عرصه بین الملل در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان کرد در قرآن سابقه دارد بچهای که تازه از مادر بهدنیا آمده است پیغمبر باشد؛ باز در قرآن سابقه دارد بچه کوچکی به پیغمبری مبعوث شده است. پروردگار درباره حضرت یحیی ع میفرماید و آتیناه الحکم صبیا سوره مریم آیه 12 زیر هفت سال داشت که ما مقام نبوت را به او عطا کردیم. حال ممکن است شما بگویی که هنوز وارد بندگی نشده بود نبوت باید بعد از بندگی طلوع کند و خدا ببیند که این آدم بنده واقعی است بعد نبوت را به او بدهد. این لازم نیست همین که خدا آگاه است که این فرد از بندگان مخلص اوست و تا پایان عمر هم بنده مخلص است کافی است که مقام نبوت یا مقام امامت به او عطا شود؛ پس امام شدن حضرت جواد ع در هفت سالگی تعجب ندارد و این مسئلهای است که در قرآن کریم سابقه دارد. بهتزدگی درباریان از قدرت علمی بالای امام جواد ع وی به امامت رسیدن حضرت جواد ع در سن کودکی را نیز مورد اشاره قرار داد و در مورد بهتزدگی درباریان از قدرت علمی بالای امام جواد ع گفت امام جواد ع خیلی بزرگتر از مسیح
مصلح موعود در اقوام مختلف جهان
ع است.موعود در دین یهودچنانکه در آثار دانیال نبی مسطور است عبارت از بیان این معنا است که در آخرالزمان حق تعالی جهان را دگرگون خواهد فرمود و صالحان و ابرار از ظالمان و اشرار جدا خواهند شد و این روزگار پر از ظلم و جور به پایان خواهد رسید.شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاریخ پرفراز و نشیب یهودیت موج می زند. یهودیان در سراسر تاریخ محنت بار خود هرگونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده اند که روزی موعود مسیحا بیاید و آنان را از گرداب ذلت درد و رنج رهانده فرمانروای جهان گرداند.در سراسر تاریخ بنی اسرائیل کسانی به عنوان موعود یهود برخاستند و با گرد آوردن برخی افراد ساده لوح بر مشکلات آنان افزودند. اما در این میان حضرت عیسی بن مریم ظهور کرد و با داشتن شخصیتی بس والا و روحی الهی دین بسیار بزرگی را بنیاد نهاد و گروه بی شماری را به ملکوت آسمان رهنمون شد.با توجه به مطالب یاد شده روشن می شود که اصل ظهور منجی جهان در نزد پیروان دین یهود ثابت و مسلم است. در عین حال بغض و کینه آنان نسبت به همه ادیان ـ خصوصا مسیحیت ـ قابل انکار نیست. از آرزوهای یهود آن است که از طریق ظهور موعود منتظر بر همه بشریت مسلط شوند و همه ملل و اقوام دنیا تسلیم یهود و تحت استعمار آنان باشند. توجه به این نکته ضروری است که مسئله منجی جهانی صبغه یهودیت یا نژاد یهودی ندارد.از نظر این نویسنده عده قلیلی از سیاسیون یهود باسو استفاده از این عقیده رژیم اسرائیل را در سرزمین فلسطین به منظور زمینه سازی ظهور مسیح ایجاد کردند. آنان احساسات یهودیان را برای سرزمین مقدس برانگیختند و ثروتمندان را برای ایجاد آبادی های یهودی نشین تشویق کردند.در مقابل عده کثیری از یهودیان پندار جعلی یاد شده را رد می کردند و عقیده داشتند که نجات تنها از طریق دخالت مستقیم خدا به دست می آید. سرعت بخشیدن به دوران رهایی از طریق ایجاد مهاجرنشین های یهودی در فلسطین نقض آشکار شریعت به شمار می رود.3موعود در دین مسیحیتهمان طور که نجات دهنده پایانی بر مبنای معتقدات یهودیان مسیح ماشیع است که جهان را درخشان و با شکوه می سازد به اعتقاد مسیحیان نیز مسیح ع نجات بخش است. البته برای زمان ظهور حضرت مسیح ع تاریخ مشخصی در بشارت انجیل نمی یابیم و از این جهت شباهت دقیقی با اعتقاد اسلامی درباره زمان ظهور وجود دارد در انجیل می خوانیم اما آن روز و آن ساعت را نمی داند کسی از بشر و فرشتگان آسمان مگر پدر.4بر اساس بشارت فراوانی که در کتاب انجیل آمده است حضرت مسیح ع به دنبال قیام حضرت قائم ع در فلسطین آشکار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد تا یهودیان و مسیحیان و پیروان وی تکلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند و حامی حضرت مهدی ع گردند. از این رو در آخرین روزهای زندگی ـ و شاید در طول دوران حیات ـ به یاران و شاگردان خود توصیه ها و سفارش
موعود ادیان
ع است. موعود در دین یهودچنانکه در آثار دانیال نبی مسطور است عبارت از بیان این معنا است که در آخرالزمان حق تعالی جهان را دگرگون خواهد فرمود و صالحان و ابرار از ظالمان و اشرار جدا خواهند شد و این روزگار پر از ظلم و جور به پایان خواهد رسید.شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاریخ پرفراز و نشیب یهودیت موج می زند. یهودیان در سراسر تاریخ محنت بار خود هرگونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده اند که روزی موعود مسیحا بیاید و آنان را از گرداب ذلت درد و رنج رهانده فرمانروای جهان گرداند.در سراسر تاریخ بنی اسرائیل کسانی به عنوان موعود یهود برخاستند و با گرد آوردن برخی افراد ساده لوح بر مشکلات آنان افزودند. اما در این میان حضرت عیسی بن مریم ظهور کرد و با داشتن شخصیتی بس والا و روحی الهی دین بسیار بزرگی را بنیاد نهاد و گروه بی شماری را به ملکوت آسمان رهنمون شد.با توجه به مطالب یاد شده روشن می شود که اصل ظهور منجی جهان در نزد پیروان دین یهود ثابت و مسلم است. در عین حال بغض و کینه آنان نسبت به همه ادیان ـ خصوصا مسیحیت ـ قابل انکار نیست. از آرزوهای یهود آن است که از طریق ظهور موعود منتظر بر همه بشریت مسلط شوند و همه ملل و اقوام دنیا تسلیم یهود و تحت استعمار آنان باشند. توجه به این نکته ضروری است که مسئله منجی جهانی صبغه یهودیت یا نژاد یهودی ندارد.از نظر این نویسنده عده قلیلی از سیاسیون یهود با سو استفاده از این عقیده رژیم اسرائیل را در سرزمین فلسطین به منظور زمینه سازی ظهور مسیح ایجاد کردند. آنان احساسات یهودیان را برای سرزمین مقدس برانگیختند و ثروتمندان را برای ایجاد آبادی های یهودی نشین تشویق کردند.در مقابل عده کثیری از یهودیان پندار جعلی یاد شده را رد می کردند و عقیده داشتند که نجات تنها از طریق دخالت مستقیم خدا به دست می آید. سرعت بخشیدن به دوران رهایی از طریق ایجاد مهاجرنشین های یهودی در فلسطین نقض آشکار شریعت به شمار می رود.3 موعود در دین مسیحیتهمان طور که نجات دهنده پایانی بر مبنای معتقدات یهودیان مسیح ماشیع است که جهان را درخشان و با شکوه می سازد به اعتقاد مسیحیان نیز مسیح ع نجات بخش است. البته برای زمان ظهور حضرت مسیح ع تاریخ مشخصی در بشارت انجیل نمی یابیم و از این جهت شباهت دقیقی با اعتقاد اسلامی درباره زمان ظهور وجود دارد در انجیل می خوانیم اما آن روز و آن ساعت را نمی داند کسی از بشر و فرشتگان آسمان مگر پدر.4بر اساس بشارت فراوانی که در کتاب انجیل آمده است حضرت مسیح ع به دنبال قیام حضرت قائم ع در فلسطین آشکار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد تا یهودیان و مسیحیان و پیروان وی تکلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند و حامی حضرت مهدی ع گردند. از این رو در آخرین روزهای زندگی ـ و شاید در طول دوران حیات ـ به یاران و شاگردان خود توصیه ها و سفارش
آموزههای نصیحت پذیری در قرآن
مسیح ع شخصی خودش آمد به یک گناه کبیرهای که مرتکب شده بود اقرار کرد نباید هم اقرار میکرد نیازی نیست. اگر من گناه کبیره مرتکب شدم بلند شوم و بروم دادگاه به قاضی بگویم من این کار را کردم حالا هرچه جریمهام است در حق من اجرا کن بهجای رفتن پیش قاضی آدم میرود پیش مالک و ربش وقتی هم واقعا پشیمان است به پروردگار التماس میکند درخواست میکند که من را ببخش میبخشد خیال همه گنهکاران را راحت کرده. در یک جملهای از پروردگار نقل شده-ظاهرا خطاب است به حضرت داود ع - که ای پیغمبر من میتوانی بیابی و سراغداری گنهکاری را که توبه کرده باشد و من او را نبخشیده باشم؟ نشانش بده. این درگه ما درگه نومیدی نیست. لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا الزمر 53 با توبه با تغییر. آمد اقرار کرد عیسیبنمریم ع هم به او گفت جریمه تو یک جریمه سنگینی است قبول میکنی جریمه بشوی؟ گفت من برای نجات از عذاب قیامت قبول میکنم. این نکته را هم همیشه یادتان باشد که پروردگار عالم بندهاش را دو بار جریمه نمیکند اگر بنا به جریمه باشد یکبار. آنکسی که حد میزنند و زیر حد میمیرد و پشیمان است بخشیده میشود. یک عدهای هم هستند که خیلی پررو هستند اعلام جرم میکنند و جرم را مرتکب میشوند با کمال بیشرمی مثل این سگ هار آمریکا اقرار میکند حالش هم معلوم است و حال آنهایی که مثل او هستند و مثل او بودند که اهل توبه نیستند اینها رحمت و مغفرت خدا سراغشان نمیآید. یزید بعد از حادثه کربلا حادثه را گردن ابنزیاد انداخت و گفت کار من نبوده و من پشیمانم و حالا هر طوری بخواهید شما را برگردانم به مدینه حالا واقعا پشیمان بود؟ سال دوم لشکرش را فرستاد مدینه همه با اسب و با قاطر آمده بودند جا نداشتند اسبها را ببندند آمدند کل اسبها را داخل حرم پیغمبر ص بستند پشیمان شد از این کار؟ چندصد نفر پیر و جوان و زن را کشت و لشکرش دسترسی به هر زن و دختری پیدا کردند به آنها تجاوز کردند در مدینه پشیمان شد؟ سال سوم حکومتش لشکرش را فرستاد مکه گفت کعبه را خراب کنید و هرچه آنجاست بسوزانید مهلت پیدا نکرد. اینها حسابشان جدای از حساب گنهکاران باوجدان و گنهکاران باانصاف است. یک کسی است که روحیه جرئت بر گناه را دارد آن یک پرونده جدایی دارد. اما یک کسی مثل من و شما جرئت بر گناه ندارد آن روحیه را ندارد تا گناه میکند بعد میگوید غفلت کردم پشیمانم بد کردم ایکاش مرتکب نمیشدم خب این به آمرزش پروردگار نزدیک است.حضرت مسیح ع به مردم فرمود هر کس به گردنش جریمه گناه نیست برای سنگسار کردن این گناهکار بایستد. همه هم روهایشان را پوشانده بودند. کسی کسی را نمیشناخت کل رفتند؛ یعنی خودت که جریمه گردنت هست نایست کس دیگری را جریمه کنی. همه رفتند فقط دو نفر ماندند؛ عیسی و حضرت یحیی علیهماالسلام . -سفارش
شهادت طیب حاج رضایی
ع بود . مجلس روضه خوانی و دستۀ سینه زنی او در ایام محرم از شلوغ ترین مجالس بود . همۀ این ها از اصالت خانوادگی او حکایت داشت . من که با بچه های او دوست بودم و به خانه شان رفت و آمد می کردم عکس پدر طیب را دیده بودم ؛ مردی با وقار و با محاسن بلند حنایی بود که عبا و قبا بر تن داشت . حاج مسیح برادر طیب نیز مرد نیکویی بود . او که کورۀ آجرپزی داشت علاوه بر باطن پاک برخلاف طیب خان ظاهر خوب صالحی هم داشت . او مومنی روشن ضمیر و دائم الوضو و دائم الذکر بود و نیز برخلاف برادرش به مسجد لرزاده رفت و آمد داشت . او هر سه نوبت در نماز جماعت حاضر می شد و بدین دلیل با ما رابطۀ نزدیکی داشت . طبق برنامه ای هفتگی ظهرهای پنجشنبه با هم به زیارت حضرت عبدالعظیم ع می رفتیم . کرایۀ رفت و برگشت و پول ناهار را همیشه او حساب می کرد و به ما اجازه نمی داد دست به جیب شویم . می گفت از من سنی گذشته و باید تا می توانم ثواب جمع کنم . حاج مسیح واقعا مردی با کرامت مشکل گشا خوش اخلاق و اهل گریه و مناجات بود . منشا اصلی نقش طیب در قیام پانزده خرداد همان مجالس روضه و سینه زنی بود . خطیبی هم که در آن جا منبر می رفت خیلی شجاعانه و تند بر ضد دستگاه حرف میزد . می توان گفت جمعیت شایان توجهی از مردم جنوب شهر تهران تحت تاثیر آن مجلس در نهضت پانزده خرداد شرکت کردند . حکومت نیز برای زهر چشم گرفتن از مرد طیب خان آن چهرۀ سرشناس را دستگیر و زندانی کرد. حاج مسیح هفته ای یک بار برای دیدن برادرش به زندان می رفت و هر بار برای ما تعریف می کرد که او را خیلی اذیت کرده و شکنجه داده اند . حاج مسیح می گفت من خیلی به برادرم دلگرمی داده و او را به صبر و استقامت سفارش
نامههاى رسول اكرم(ص) به پادشاهان و سران
حضرت مسیح ع میگوید تصور نکنید من آمدهام تا تورات و پیامبران را باطل سازم برای این کار نیامدهام بلکه آمدهام تا آن را؛هه تکمیل 3 سازم . از قول مسیح مطالبی نقل شده که بر آنچه در تورات آمده تاکید دارد یکی از نویسندگان نزدیک آمد ... از او پرسید کدام سفارش
استاد انصاریان: با آتش گناه توشه رمضان را نسوزانیم
سفارش هم به ما کردند و گفتند "گرفتهها را نگه دارید" با آتش گناه گرفتهها را نسوزانید بگذارید برایتان بماند.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد انصاریان در سخنرانی خود در مسجد حضرت امیر ع تهران اظهار کرد خداوند در قرآن مجید در سوره مبارکه مائده کلمه عید را ذکر کرده حال به چه مناسبت ذکر شده؟ تربیت شدگان حضرت مسیح … مسیح درخواست کرد این را برای ما عید قرار بده. یعنی خوردن از این سفره ما را جهنمی نکند و مایه شادی ما باشد در دنیایمان دم مردنمان برزخمان قیامتمان. سفره مادی که از جانب حق آمده این آثار را دارد. حالا ماه رمضان که میزبان مهمانی خصوصی دارد فقط رفیق هایش عاشقهایش اهل معرفت اهل ایمان به تناسب گنجایش وجودیشان در این مهمانی دعوت شدند.وی در پاسخ به اینکه سفره و مائده آن چیست؟ گفت مائده آن روزه یعنی از شما مهمانان ویژهاش با روزه پذیرایی میکند مائده خود روزه است. اگر بخواهم از روزه بگویم باید 10 کتاب بیاورم تا روایات مربوط به ماه رمضان و روزهداری را برایتان توضیح بدهم. مهماندار مهمانیاش و مهمانداریاش ویژه یک ماه میشود. پذیرایی هم با روزه است. اگر شما سر سفره عیسی ع بودید "ربنا انزل علینا مائده" چقدر گیرتان میآمد؟ اندک اما از این سفره یعنی پذیرایی با روزه چقدر گیرتان میآید؟ اگر در 24 ساعت شبانه روز نقل کنم باز هم روایت هست. پیغمبر ص میفرماید نفس که میکشید عبادت است؛ خسته که میشوید حال در مسجد یا در جلسه یا در خانه خوابتان میبرد به فرشتگان میگوید خوابش را در پروندهاش تبدیل به عبادت کن "و نومکم فیه عباده"؛ اول افطار که میشود پیغمبر میفرماید بوی دهان روزهدار ملکوت را عطراگین میکند خدا از این بوی دهان خوشش میآید و اول افطار آمرزشش را نصیب شما میکند.وی اظهار کرد به جابر بن عبدالله میگوید روزهداران شب عید از روزه که بیرون میآیند در پاک شدن مانند کسی میشوند که از رمضان بیرون می روند یعنی از گناهانشان قالبی بیرون میروند. فردای قیامت یکی از درهای بهشت "ریان" است یعنی خدا به محشر نگاه میکند میگوید این را برای کسی گذاشتم که در ماه رمضانهای دوره عمرش تشنگی به او فشار آورده است. این افراد از این در به بهشت بروند. حواریون مسیح از مائده مادی بیشتر گیرشان آمد یا شما بیشتر گیرتان آمده؟ اصلا آنچه گیر شما آمده با آنچه گیر آنها آمده قابل مقایسه نیست. باید آن را مستقل سر جای خودش بگذاریم و درباره این ضیافت مستقل صحبت کنیم. کسانی که گیر حواریون آمده یک مشت هستند و کسانی که گیر شما در سی روز ماه رمضان و سی شب آمده یک جهان است. آنها یک روز برایشان مائده آمد خدا برای شما سی روز مائده پهن کرد. غذایی که این مهماندار به شما میدهد روزه است خواب این غذا عبادت است نفس آن تسبیح است اول غروب آن مغفرت است اول افطار بوی عطر آن تا ملکوت میرود.استاد انصاریان افزود بچههای ایران 10 تا 12 روز به پایین روز اول فروردین بسیار شاد و خوشحال هستند چرا؟ چون کفشها جوراب ها و لباس هایشان نو است اینها را که میبینند میگویند عید است و شاد هستند. امشب عید فطر عید عبادت است. عید عبادتی که امتها نداشتند. فقط انبیا روزه میگرفتند. امتها تکلیف روزه برایشان صادر نشد چون لیاقتش را نداشتند. روزه را خدا به شما به احترام پیغمبرتان داد. این سفره و مهمانی خصوصی جای دیگری نبوده است. در عرض یک ماه آنقدر برای دنیا و آخرتتان توشه نصیب تان شده که پروردگار اعلام عید کرده است. در آن آیه مسیح میگوید من تقاضا میکنم عید قرار بده.وی ادامه داد شما در پنج قنوت نماز عید فطر میخوانید "الذی جعلته للمسلمین عیدا" تو عید قرار دادی نه زمینیان. اگرچه پس از یک ماه به لطف خدا جیب روح و عقل و برزخ و قیامت و دنیا و ایمان و اخلاقمان پر شده اما یک سفارش
زندگیِ پر از نور در پرتو کلام امام
مسیح ع با آن قیافه خوشگل و اندام زیبا از منزل زن بدکارهای بیرون آمد که اتفاقی یک نفر او را دید. مسیح ع او را صدا کرد.آدم از زبانها میترسد حتی انبیا نیز از زبان مردم میترسیدند. پیغمبر ص در کوچه به عمهشان صفیه برخوردند. عمه هم برادرزادهاش را خیلی دوست دارد و سلام میکند فدایت بشوم و قربانت قیافهات بروم؛ این حرف عمههاست. این عمه هم با پیغمبر ص خوشوبش کرد. در کوچه هم هیچکس نبود. یک نفر آمد و رد شد پیغمبر ص صدایش کردند و فرمودند خانمی که با من حرف میزند عمه من است. این سخن یعنی در کوچه و بازار مدینه نگویی که با یک زن غریبه خوشوبش میکرد -سفارش
عبادت خالصانه براى خدا
ع می گوید حنیف یعنی مائل به دین حق که همان دین خالص الهی است و مسلم یعنی مطیع خدا در همه اوامر و نواهیاش.حضرت حق در آیه شریفه حنیف مسلم را در برابر مشرک قرار داده است لذا حضرت صادق حنیف یا حنیف مسلم را تفسیر به کسی کرده که همه جانبه برای خدا مخلص است و اعمالش از شرک پنهان و آشکار پاک است بتهائی که در عبادت ناخالصانه داخلاند و عبادتشان را آمیخته با شرک میکنند یا وجودشان را آلوده به بندگی غیرخدا می نمایند اعم از بتهای حقیقی و مجازی هستند.عبادتی که شیاطین در انحرافش از خلوص دخیل اند و عبادتی که هوای نفس در آن مخلوط است و عبادتی که طرح احبار یهود و رهبان نصاری در آن داخل است و عبادتی که برای رسیدن به درهم و دینار منظور است همه و همه عبادت مشرکانه و عبادت برای غیرخدا و عبادت بیرون از مدار اخلاص و عبادت غیرمقبول است.در قرآن مجید است ا لم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان ای فرزندان آدم آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را بندگی نکنید.ا رایت من اتخذ الهه هواه ا فانت تکون علیه وکیلا آیا کسی که هوای نفسش را معبود خود گرفته دیدی آیا تو می توانی کارساز و نگهبان او باشی که او را به میل خود به راه راست هدایت کنی؟اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحدا لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون یهود و نصاری متولیان کنیسا و کارگردانان کلیسا و مسیح
عبادت خالصانه براى خدا
ع می گوید حنیف یعنی مائل به دین حق که همان دین خالص الهی است و مسلم یعنی مطیع خدا در همه اوامر و نواهیاش.حضرت حق در آیه شریفه حنیف مسلم را در برابر مشرک قرار داده است لذا حضرت صادق حنیف یا حنیف مسلم را تفسیر به کسی کرده که همه جانبه برای خدا مخلص است و اعمالش از شرک پنهان و آشکار پاک است بتهائی که در عبادت ناخالصانه داخلاند و عبادتشان را آمیخته با شرک میکنند یا وجودشان را آلوده به بندگی غیرخدا می نمایند اعم از بتهای حقیقی و مجازی هستند.عبادتی که شیاطین در انحرافش از خلوص دخیل اند و عبادتی که هوای نفس در آن مخلوط است و عبادتی که طرح احبار یهود و رهبان نصاری در آن داخل است و عبادتی که برای رسیدن به درهم و دینار منظور است همه و همه عبادت مشرکانه و عبادت برای غیرخدا و عبادت بیرون از مدار اخلاص و عبادت غیرمقبول است.در قرآن مجید است ا لم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان 2 ای فرزندان آدم آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را بندگی نکنید.ا رایت من اتخذ الهه هواه ا فانت تکون علیه وکیلا 3 آیا کسی که هوای نفسش را معبود خود گرفته دیدی آیا تو می توانی کارساز و نگهبان او باشی که او را به میل خود به راه راست هدایت کنی؟اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحدا لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون 4 یهود و نصاری متولیان کنیسا و کارگردانان کلیسا و مسیح
عبادت خالصانه براى خدا
ع می گوید حنیف یعنی مائل به دین حق که همان دین خالص الهی است و مسلم یعنی مطیع خدا در همه اوامر و نواهیاش.حضرت حق در آیه شریفه حنیف مسلم را در برابر مشرک قرار داده است لذا حضرت صادق حنیف یا حنیف مسلم را تفسیر به کسی کرده که همه جانبه برای خدا مخلص است و اعمالش از شرک پنهان و آشکار پاک است بتهائی که در عبادت ناخالصانه داخلاند و عبادتشان را آمیخته با شرک میکنند یا وجودشان را آلوده به بندگی غیرخدا می نمایند اعم از بتهای حقیقی و مجازی هستند.عبادتی که شیاطین در انحرافش از خلوص دخیل اند و عبادتی که هوای نفس در آن مخلوط است و عبادتی که طرح احبار یهود و رهبان نصاری در آن داخل است و عبادتی که برای رسیدن به درهم و دینار منظور است همه و همه عبادت مشرکانه و عبادت برای غیرخدا و عبادت بیرون از مدار اخلاص و عبادت غیرمقبول است.در قرآن مجید است ا لم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان 2 ای فرزندان آدم آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را بندگی نکنید.ا رایت من اتخذ الهه هواه ا فانت تکون علیه وکیلا 3 آیا کسی که هوای نفسش را معبود خود گرفته دیدی آیا تو می توانی کارساز و نگهبان او باشی که او را به میل خود به راه راست هدایت کنی؟اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحدا لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون 4 یهود و نصاری متولیان کنیسا و کارگردانان کلیسا و مسیح
گلایههای امام عصر(عج) از شیعیان
ع کم داشت یا در حوادث کم آورده بودند بلکه این یک مسئولیت الهی پدر است که بچههایش را با موعظه نگه دارد. چون حوادث خطرناکی در همه دورهها به نسلها حملهور بوده و یک راه حفظ اولاد این است که پدران تمام محبت و مهر و عاطفهشان را در نصیحت کردن به فرزندانشان خرج بکنند. این وصیت و سفارش امام پنجشش صفحه است که سید رضی در نهجالبلاغه نقل کرده و پیش از نهجالبلاغه هم بوده است زمانی که نهجالبلاغه نوشته نشده بود . در یک جملهاش به امام مجتبی ع امر میکنند احی قلبک بالموعظه این دل مرده را با موعظه زنده کن. موعظه دم مسیحایی و یک حقیقت الهیه است. قرآن مجید میفرماید قد جاتکم موعظه من ربکم سوره یونس آیه 57 . ببینید که پروردگار خود قرآن یعنی کل کتاب را میفرماید موعظه است؛ یا در آیه دیگر دارد ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن سوره نحل آیه 125 . جامعه انسانی بهلحاظ موعظهپذیریگویا قرآن مجید جامعه را به دو گروه کرده است الف موعظه عالمانهگروهی که موعظه عالمانه میخواهند ادع الی سبیل ربک بالحکمه یعنی آدمهای بیسواد و کمظرفیتی نیستند ولی به موعظه حکیمانه نیازمند هستند. شیخ انصاری اعلیالله مقامهالشریف چهارشنبهها بعد از درسشان هنوز از منبر یا صندلی یا هرچه بود پایین نیامده بودند که به اصحاب درس روی میکردند و سؤال میکردند امشب فردا که پنجشنبه است و جمعه حاجشیخ جعفر شوشتری کجا به منبر میرود؟ ما از شنبه تا چهارشنبه موعظه نشنیدهایم تیرگی برایمان آمده و گرد و غبار روی جانمان نشسته است. ب موعظه نیکویک گروه از مردم باید با حکمت -یعنی با دلیل استدلال علم و حکمت- موعظه بشوند و گوش هم میدهند البته اگر انصاف داشته باشند اما بیشتر جامعه حضرت حق میفرماید و الموعظه الحسنه موعظه نیکو یعنی با داد و بیداد تلخی بیمهری دعوا چماق بلند کردن و مشت زدن در سر آدم غافل نه؛ بلکه و الموعظه الحسنه . خود محبت آثاری دارد؛ خود محبت متکبر را متواضع میکند و فراری را برمیگرداند. انبیا با مردم چهکار کردند؟ وانا لکم ناصح امین سوره اعراف آیه 68 . آنها حتی اسم موعظه را نبردند و به امتها گفتند ما آدمهای خیرخواهی هستیم و خیر شما را میخواهیم؛ ما میخواهیم شری گریبان شما را نگیرد و در اقتصادتان خانوادهتان و اجتماعتان به شما خیر برسد. رسول خدا ص در اوایل بعثت در مکه عدهای را به جلسهای دعوت کردند؛ چه بگویم از گرگهای مکه از مشرکان و بتپرستان مکه حضرت در آن جلسه هدف نبوت و رسالت خودشان را در یک جمله بیان کردند انی قد جئتکم بخیر الدنیا و الآخره من خیر دنیا و آخرت را برایتان آوردهام. حکایتی شنیدنی از قلب مرده با ثروتاندوزی احی قلبک بالموعظه این سفارش امیرالمؤمنین ع به حضرت مجتبی ع است؛ زینالعابدین ع پانزده مناجات دارند که اولین مناجات طبق ردهبندی مرحوم محدث قمی در مفاتیح مناجات تائبین است. حضرت در مناجات تائبین دارند که امات قلبی عظیم جنایتی . البته این جمله را به وکالت از شیعه بیان کردهاند؛ خودشان با اینهمه حوادث تلخی که از دو سالگی دیدند زندهترین و آرامترین قلب و گستردهترین روح را داشتهاند. دو سال معاصر با امیرالمؤمنین ع بودند و اواخر عمر امیرالمؤمنین ع حادثههای بسیار تلخ و شکننده بهوجود آمد. ما امام را امام میدانیم و بچه نمیدانیم؛ پروردگار در قرآن مجید درباره یحیی ع میفرماید وآتیناه الحکم صبیا سوره مریم آیه 12 من مقام نبوت را به یحیی در بچگیاش دادم؛ یا درباره مسیح
فضایل امیرالمؤمنین(ع) در اشعار شعرا
ع باب علمشعر حکیمانهای هم از سنائی 1 بشنوید که صددرصد شیعه بوده است. وی میگوید محمد عربی آبروی هر دو سراست ××××××××× کسی که خاک درش نیست خاک بر سر اودنیا و آخرت آبرویش را از پیغمبر ص گرفته است و اگر خدا پیغمبر ص را نساخته بود نه دنیا آبرو داشت و نه آخرت. محمد عربی آبروی هر دو سراست ××××××××× کسی که خاک درش نیست خاک بر سر اوشنیدهام که تکلم نمود همچون مسیح ×××××××× بدین حدیث لب پاک و روحپرور اوپیغمبر ص حرف زدهاند چه گفتهاند؟که من مدینه علمم علی در است مرا ×××××××× عجب خجسته حدیثی است من سگ در اوبارک الله من به ایرادهایی که در زمینه ائمه البته نه خودشان بلکه حرفهای مربوط به ایشان کاری ندارم و خط سوم این شعر واقعا برایم قابلقبول است. که من مدینه علمم علی در است مرا ××××××× عجب خجسته حدیثی است من سگ در او آخرین سفارش
English