ارتباط بین جسم و خدای متعال است که در طول زمان به دلیل جهالت طولانی و دوری از اصل رب ضعیف و بیمار شده انبوهی از رنگ ها و دلبستگی ها مثل حب مال دنیا
299 مطلب یافت شد
نگاهي به ثروت و دنيا طلبي
مال امری خوب شمرده شده جای شکرش را دارد و نباید از امید به بازسازی بینش و نگرشی مردم دست شست.شاید بتوان علت گرایش منفی مردم ایران به ثروت و سرمایه داری را در زهدگرایی افراطی و نقش تصوف در دوره های نخست تا نهم هجری جست جو کرد . البته برخی بر این باورند که ریشه آن را می بایست در همان ضرب المثل معروف ایرانی یافت که می گویند گربه دستش به گوشت نمی رسد می گوید پیف پیف. اما از واقعیت و حقیقت نباید دور شد و نباید داوری نادرستی ارایه داد گرچه نقش کوتاه دستی و خرما بر نخیل بودن تاثیر شگرفی درپدیداری اندیشه زشتی ثروت و سرمایه دار بودن داشته است ولی نباید نقش برخی از برداشت ها از آیات و روایات را نیز در این مسئله نادیده گرفت.زهدگرایی تفسیر نادرستی یافته است. این که دنیا در آیات مذموم شمرده شده امری یقینی و تاثیرگذار در این نگرش و رویکرد ایرانی اسلامی است ولی مشکل از آن جا ریشه گرفته است که در این احادیث و روایات و حتی آیات جای دنیا دوستی و حب … مال با دنیا و اصل آن جابه جا شده است. آن چه در روایات و آیات مذموم است دوستی دنیا است نه اصل دنیا که یکی از آثار صنع الهی و مقام و محل استقرار آدمی است. در این دنیاست که آدمی شخصیت خویش را کشت و داشت می کند و در رستاخیز برداشت می نماید.به هر حال دنیا به عنوان واقعیت و امر و صنع الهی نمی تواند مذموم و ناپسند شمرده شود واصولا در مقام ارزش و ضدارزش قرار نمی گیرد و آن چه موجب می شود که داوری ارزشی و یا ضدارزشی درباره آن شود مسئله دوستی و پشت کردن به این معناست.مال و آبمال به یک معنا آب و آبروی آدمی است و آدمی با آن جان می گیرد و به آرامش و آسایش می رسد به شرطی که گرفتار دوستی آن نشود و آن را چون آتشی در دل خویش قرار ندهد که نه تنها آرامش بلکه آسایش را از وی می رباید.استاد حسن زاده آملی در درس خویش می فرمود مثل ثروت و آدمی همانند آب و کشتی است. همان گونه که کشتی بی آب مفهوم و معنایی ندارد و تنها چند تخته و الوار به هم چسبیده و میخ شده است تن بی پول و ثروت این گونه است. اما همان گونه که آب برای کشتی مایه حیات و معنا بخشی است و بی آب کشتی معنا و مفهومی ندارد اگر همین آب به درون کشتی رود مایه هلاکت و نابودی کشتی است. ثروت و مال نیز برای آدمی تا زمانی خوب است که بیرون باشد و آدمی همانند کشتی بر آن سوار باشد ولی هر زمانی که این آب به درون کشتی و این مال و ثروت به درون دل و جان آدمی نفوذ کرد آن گاه است که همانند کشتی در زیر آب می رود و جان بر سر مال می گذارد.قرآن در سوره تکاثر و دیگر آیات از این ثروت حبی می ترساند و آن را همانند آتشی در درون می شمارد که شعله می کشد و شخص را نابود می کند.ثروت بدثروت بد آن است که در جان نفوذ کند و جان انسان شیفته آن شود و تعلق خاطری بدان یابد و کشتی وجود آدمی را غرق خود سازد. این گونه است که در شخصیت و رفتارها و کنش های وی تغییر ایجاد می شود.در آیات بسیاری از نعمت زدگان سخن به میان می آید و خصوصیات آنان بیان می شود. آنان را کسانی می داند که معیار سنجش و داوری شان ثروت است و برای کسانی ارزش و منزلت قایل هستند که برخوردار از ثروت باشند وگرنه پست تر از بشر و حتی جانوران می شمارند.نعمت زدگان انسان های مترف و مسرف و مجرمی هستند که به خود و جامعه رحم نمی کنند. اینان در برابر قوانین می ایستند و در برابر حق قیام می کنند و خاستگاه همه زشتی ها و نابهنجاری های اخلاقی و اجتماعی هستند.ثروت خوب و سرمایه دار مطلوباما در برابر اینان کسانی هستند که از ثروت به درستی بهره می برند و از کم و زیاد آن چه خدا به ایشان بخشیده در راه خدا و ترقی و تکامل خود و جامعه استفاده می کنند.در دعای توفیق الطاعه صاحب الزمان عج که صاحب مفاتیح الجنان از مصباح کفعمی نقل می کند آمده است که آن حضرت در اشاره ای سرمایه دار مطلوب و محبوب خدا را کسی می داند که نخست در شخصیت خویش بازسازی کرده و امر خودسازی را بر هر کار دیگری مقدم داشته است و به سخن دیگر مال و ثروت را ملاک داوری و ارزش گذاری نمی شمارد. از این رو برخلاف سرمایه داران پول پرست و پول دوست اینگونه اشخاص مردمانی متواضع و فروتن هستند و مردم را به دلیل ناداری و فقر و بی نوایی اراذل و اوباش نمی شمارند.دومین ویژگی و صفت خوب این دسته از سرمایه داران مطلوب آن است که اهل گشاده دستی هستند و ثروت خویش را جمع و شمارش نمی کنند تکاثر بلکه می کوشند تا با گشاده دستی دیگران نیز از این فیض و برکت الهی بهره مند گردند.این گونه است که صاحب الزمان دوویژگی عمده و اساسی را به عنوان کلید رهایی انسان سرمایه دار از بدبختی و حب
پرهیز از غفلت و هوای نفس
حب جاه حب زینت و زیور حب دنیا حب شهرت و مقام و حب مال همه در ارتباط با آن هستند. یک رشته آن نیز مسئله تحریک غریزه جنسی است.
آلودگى به رذایل اخلاقى
مال تو نیستیم. زمانی که دکتر بالای سر من مریض میآید دماغش را میبندد دهانش را میبندد دستکش دستش میکند الکل دنبالش میگذارد برای این که من آلوده هستم میگوید ولش کن نه با من دست میدهد نه نزدیک تخت من میآید به محض این که نبض مرا گرفت با صابون دستش را میشوید میگوید آلوده است اما همین که خوب شدم و میخواهم حسابش را بدهم مرا در مطب کنار خودش مینشاند دست میدهد و در هنگام خداحافظی بغل میکند و دیگر دهان و دماغش را نمیبندد.ما نیز دلمان میخواهد از آلودگیها بیرون بیاییم ولی از بس بار ما سنگین است نمیتوانیم بیرون بیاییم دست ما را بگیر خودت ما را از این آلودگیها بیرون بکش .این قلب ما بیت تو بود ولی ما با آن از ابوجهل بدتر معامله کردیم این جا را بتخانه کردهایم شماره بتها هم در این خانه معلوم نیست هر چه بت بوده ما راه دادهایم بت دنیا بت مال بت حب
دوغریزه سیری ناپذیر انسان
اسلام نقل شده است اکتفا می نماییم و آن اینکه آن بزرگوار فرمودند ضرر و زیان دو گرگ گرسنه که به گله گوسفندان حمله کنند از ضرر و زیان حب مقام و دوستی مال دنیا … و آیین مرد مسلمان بیشتر نخواهد بود. 12حب ریاست نفاق را در قلب انسان می رویاندرهبر بزرگ اسلام برای رسانیدن زیان حب شرف و دوستی جاه و مقام نیز فرمود علاقه مندی به مال دنیا … حب ذات و خودخواهی خویشتن و هر آنچه که کمال نفس خود می داند و سعادت و خوشبختی اش را در آن تشخیص می دهد دوست می دارد و به آن مشتاق و علاقه مند است .چنانچه از ضرر و تباهی خود و هر آنچه جلو پیشرفت و تکامل او را می گیرد و از پیمودن پله های سیادت و نیکبختی مانع است دشمن می دارد. 1از این جهت ؛ بشر به مال و منال و جاه و مقام که دو رکن مهم و دو قسمت اصلی این جهان و سرای ناپایدار می باشد مایل و راغب است و در راه تحصیل و به دست آوردن آن دو از هیچ امری فروگذاری نکرده و منتهای کوشش و جدیت را به کار می برد و تمام زحمات را بر خود هموار می سازد. زیرا می داند انسان به واسطه طلا و نقره و به سبب زر و سیم می تواند اجناس و کالاهای مورد نیاز و حاجتش را تهیه و آماده نماید تا از این راه به مقاصد و غرض های خویشتن نایل گردد و آنچه را نفس آرزومند و خواهان آن است دریابد.و نیز آگاه است که بشر در اثر ریاست و سروری بر توده های جمعیت می تواند قلوب و دلهایشان را مالک شده و برای به دست آوردن مطلوب و مقصود خود از آنان استمداد و درخواست کمک نماید. 2خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید تلک الدار الآخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض ولا فسادا والعاقبه للمتقین 3 ؛ این سرای آخرت را از آن کسانی ساخته ایم که در این جهان نه خواهان برتری جویی هستند و نه خواهان فساد و سرانجام نیک از آن پرهیزگاران است.انسان از دو چیز سیر نمی شوداز اخبار و احادیث استفاده می شود که اصل وجود این غریزه علاوه بر اینکه با سعادت و خوشبختی بشر منافات ندارد بلکه وجود آن در انسان لازم و ضروری است.4 زیرا تمام تعالی و ترقی بشر در اثر همان غریزه بوده و هست و اگر غریزه مزبور نبود؛ کی انسان می توانست گام های مؤ ثر و برازنده ای به سود و نفع خود و دیگران بردارد و از این جهت شرع مقدس اسلام با اصل هستی آن همانند غرایز دیگر5 مخالف نیست . فقط برای آن شرایط و موانعی قرار داده است که راه افراط و تفریط پیموده نگردد.برای آنکه طبع بشر و سرشت و طینت او طوری آفریده شده است که هر اندازه بزرگ شود به آن مرتبه اکتفا نکرده و قانع نمی شود و پیوسته میل و اشتیاق دارد که بر شان و شوکت و شکوهش افزوده شود و علاوه گردد و اگر فرضا به تمام ممالک و کشورهای روی زمین مسلط و چیره شود باز هم قانع نشده و به فکر تسخیر آسمان و کرات دیگر می افتد و می خواهد آنها را نیز زیر چکمه خویش گذاشته و محل سکونت و مقر استراحت و فرمانروایی خود قرار بدهد و اگر مقدرات با او موافقت و همراهی نمود و اسباب و وسایل برای او فراهم کرد و همه آنچه را گفتیم به تصرف خویش درآورد باز هم سیر نخواهد شد.از این جهت رهبر بزرگ اسلام فرموده است "دو طایفه از مردم هستند که حریص و آزمندند و هیچ وقت سیر نمی شوند یکی عاشق و دلداده علم و دانش و دیگری دوست دار و دلباخته دنیا
عمل صالح از منظر قرآن کريم
مال جهاد کند حجرات ۱۵ . همچنین وقتی آیات خوانده شود بر ایمانشان افزوده میگردد انفال ۲ . پیامبر ص فرمود الایمان و العمل قرینان لا یصلح کل واحد منها الا مع صاحبه ؛ ایمان و عمل قرین یکدیگرند و هیچ یک بدون دیگری صحیح نیست 9 . ۵. آثار و برکات عمل صالحقرآن آثار زیر را برمیشمارد اثر عمل صالحآیه بخشش گناهان و تبدیل سیئات به حسناتعنکبوت ۷؛ فرقان ۷۰حیات طیبه؛ زندگی پاکیزهنحل ۹۷محبوب شدن در دلهامریم ۹۶خلافت و جانشینی در زمیننور ۵۵استجابت دعاشوری ۲۶امنیت از ترسهای قیامتطه ۱۱۲پاداش مضاعفسبا ۳۷پاداش جاودان و بینقصتین ۶ ۶. چه چیزهایی به عمل صالح کمک میکنند؟ ۱. یاد خدا فاطر ۳۷؛ شعرا ۲۲۷ ۲. توبه و بازگشت به سوی خدا فرقان ۷۰-۷۱؛ آل عمران ۸۹ ۳. صبر و شکیبایی هود ۱۱؛ قصص ۸۰ ۴. روزی حلال مؤمنون ۵۱ ۷. چه چیزهایی مانع عمل صالح میشوند؟ ۱. پیروی از هوای نفس و شهوات مریم ۵۹-۶۰ ۲. استکبار و سرپیچی از حق نسا ۱۷۳؛ جاثیه ۳۰-۳۱ ۳. شرک در عبادت کهف ۱۱۰ ۴. حب دنیا
حب دنيا، سرچشمه تمام گناهان
در ارتباط با نحوه تفکر انسان و رابطه او با زندگی دنیا است.خداوند در قرآن مجید فرمود محبت پر و کامل و عشق آتشین به مال کالا و ابزار دنیا سبب میشود که انسان دچار آلودگیهای باطنی و ظاهری شود.وجود مبارک رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید حب
و كان من دعائه علیه السلام فى الاعتذار من تبعات العباد و من تقصیر فى حقوقهم و فى فكاك رقبته من النار
یا اینکه خردلی حب دنیا داشته باشد از مال و جاه و ریاست و حال اینکه بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید.
مال و ثروت از دیدگاه اسلام
دنیا و متعلقات آن مناسب است درباره مال هم مقداری توضیح دهیم .صرف نظر از آنچه درباره مال و ثروت و دارایی استفاده می شود آیاتی نیز در قرآن کریم به این مساله اشاره کرده است یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله 358 . ای کسانی که ایمان آورده اید اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکنند .و یا در آیه دیگر می خوانیم انما اموالکم و اولادکم فتنه 359 . همانا اموال و فرزندان شما وسیله آزمایش هستند .به نحوی از کلمات وی استفاده کردیم که دلبستگی به مال مورد طعن و ذم واقع شده است . درباره متعلقات دنیا که مال و ثروت هم از آنها است مثل خود دنیا همان تعلق و وابستگی به آنها است . سخنی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که می فرمایند حب
چه کسانی در جهنم ابدی هستند؟!
هم چنین براساس روایات شریفه حب دنیا و شهرت و مال از جمله عواملی است که ایمان را از مومن می گیرد.
مناجات عاشق و معشوق
دنیا ابدی و جاودانه نخواهد ماند. لقای خداوندمراد از لقا الله ملاقات معنوی و شهود باطنی در قیامت است. چون در قیامت همه وابستگیهای انسان به مال و مقام و مدرک و منزل بریده میشود و با روبرو شدن با پاداش و کیفر الهی حاکمیت مطلقه حق را درک میکند.قرب و لقای حق فرع بر حب … حب دنیا از سیاهترین پردهها و تاریکیهای دل است. چنانکه امیر مؤمنان علی علیه السلام میفرماید المعرفه نور القلب. 4 شناخت روشنی دل است.الشک یطفئ نور القلب. 5 شک نورانیت قلب را فرو مینشاند.من احب لقا الله سبحانه سلا عن الدنیا. 6 هر که دوستدار دیدار خداوند پاک و منزه باشد دنیا را از یاد ببرد.هرگاه موانع شناخت خویشتن از میان برداشته شود روشنی دل و دانش و معرفت حق در وجود آدمی جلوهگر میشود سپس حب و عشق و انس پیدا میشود و آتش عشق رفته رفته هوای بنده را در هویت حق فانی میسازد و او را به قرب حق و به مقام لقای دوست میرساند واین همان عبادت آزادگان است که حقیقت آزادی آزادی از خود و تعلقات آن است.امام علی علیه السلام در نهج البلاغه درباره بینش اولیای خدا چنین میفرماید ان اولیا الله هم الذین نظروا الی باطن الدنیا اذا نظر الناس الی ظاهرها. 7 اولیای خدا آنانی هستند که به باطن دنیا نظر کردند وقتی که مردم به ظاهرش نگریستند.چشم انسان با چشم همه حیوانات در دیدن ظاهر مادیات یکسان است و انسان با این چشم سطحینگر پشت پرده حقیقتی را نمیبیند. بلکه برای دیدن اسرار خلقت و حقایق امور باید با چشم دل و نور باطن نگریست که حضرت میفرماید نظروا الی باطن الدنیا نه باطن الآخره ؛ زیرا اگر آدمی به حقیقت و باطن دنیا برسد در صورتی که نظر او به آثار رحمت خدا به دیده ژرف و اندیشهای باشد به باطن آخرت و باطن حق و باطن عبادت و کلام خدا میرسد.اکثر مردم دنیا تنها ظاهر دنیا را میبینند و هر چیزی را هم به ملاک سطحی ارزیابی میکنند. با معیار ظاهری دنیا بیشتر ارزیابیها غلط از آب در میآید و بشر نسبت به خداوند متوقع و گلهمند میشود و گاهی از زندگی سیر میشود و گاهی نسبت به عدل پروردگار و اعتقادات دینی ضعیف میشود. اما آنانی که باطن نگرند و درون دریای حقیقت شنا میکنند هیچگاه در برابر تاثیر موجها قرار نمیگیرند؛ زیرا ریشه امواج باد است. جنبش بادها امواج را به حرکت درمیآورند. و باد هم جا به جایی هواست. بادهای مادی موجهایی مانند موج ثروت موج فقر موج مرگموج خوشی موج شدت موج بلا و ... تولید میکند هر گاه اندکی تنگی در مال … دنیا به هوسهای زودگذر بسنده میکنند و در قیامت بسیار گرفتار حسرتها و خسارت روحی و روانی میشوند.خداوند منان درباره چنین افرادی خطاب میفرماید او لم یتفکروا فی انفسهم ما خلق الله السمو ت و الارض و ما بینهمآ الا بالحق و اجل مسمی و ان کثیرا من الناس بلقآی ربهم لکفرون 26 آیا در خلوت درون خود نیندیشیدهاند؟ که خدا آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست جز به حق و راستی و برای مدتی معین نیافریده است؛ و همانا بسیاری از مردم به دیدار قیامت و محاسبه اعمال به وسیله پروردگارشان کافرند.قد خسر الذین کذبوا بلقآ الله حتی اذا جآتهم الساعه بغته قالوا یحسرتنا علی ما فرطنا فیها وهم یحملون اوزارهم علی ظهورهم الا سآ ما یزرون 27 کسانی که دیدار پاداش و مقام قرب خدا را تکذیب کردند یقینا دچار زیان شدند. تا هنگامی که قیامت به طور ناگهان و غافلگیرانه به آنان رسد میگویند ای بر ما دریغ و افسوس که نسبت به تکالیف و وظایف شرعی خود کوتاهی کردیم. و آنان بار سنگین گناهانشان را بر دوش میکشند؛ آگاه باشید بد باری است که بر دوش خواهند کشید.الآ انهم فی مریه من لقآ ربهم الآ انه بکل شی محیط 28 آگاه باش که آنان نسبت به دیدار قیامت و محاسبه اعمال به وسیله پروردگارشان در تردیدند. و آگاه باش که یقینا او به همه چیز با قدرت و دانش بینهایتش احاطه دارد.سرانجام وابستگی شدید به مال و حب
استفاده بهتر از دنیا از منظر امام صادق علیه السلام
دنیا قرار بدهد دچار فقر و نداری ظاهری می گردد. خیر چون مثالهای نقض فراوانی را می توان مشاهده کرد که اشخاص با اینکه هیچ توجه و دغدغه ای نسبت به امر آخرت خود ندارند ولی در عین حال از انواع نعم دنیوی بهره مند و برخوردارند. لذا معنای روایت این است که خداوند فقر را در جلوی دیدگان چنین اشخاصی قرار می دهد؛ یعنی کاری می کند که خودشان را فقیر و نادار ببینند. مبتلا به حرص می شوند. دائم خودشان را با افراد ثروتمندتر از خود مقایسه می کنند و نتیجتا با اینکه از حیث مادی افراد غنی و بی نیازی هستند ولی فکر و دل و ذهنشان آرام و قرار ندارد.دو دنیای متفاوتاگر دو گرگ در گله ی بی شبان رها شوند یکی از آنها در اول گله و دیگری در آخر گله آن دو گرگ گله را زودتر هلاک نمی کنند از زمانی که گرگ حب مال … حب شرف دین مؤمن را می درد و آن را تباه می کند. نکته دیگری که در فهم دقیقتر این کلام امام صادق علیه السلام به ما کمک می کند بررسی جایگاه و حقیقت دنیا است. دنیا طبق آنچه در روایات آمده است دو معنای کاملا متفاوت و بلکه متضاد دارد که یکی مذموم و مورد سرزنش و نهی واقع شده است و دیگری ممدوح و مورد ستایش و مدح قرار گرفته است.دنیایی که نباید به سویش رفتانسان پس از تولد و ورود به دنیا به واسطه قوای مختلفی که در وجود او به ودیعه نهاده شده است می تواند ابزار و اسباب دنیوی را به خدمت بگیرد و به فراخور هر یک از قوای خود به لذتی برسد و از التذاذات دنیوی حظی ببرد. هر بار که انسان از نعمتی دنیوی لذتی می برد طبیعتا در قلب او نسبت به آن لذت و نعمت دنیوی محبت و دلبستگی بوجود می آید و هر چه از التذاذات نفسانی و شهوانی بیشتری برخوردار می گردد دلبستگی و تعلق خاطر او بیشتر خواهد شد. به همین جهت است که در روایتی امام کاظم علیه السلام می فرماید مثل دنیا مثل آب دریاست؛ هر چه تشنه از او بیاشامد تشنگی را زیادتر کند تا اینکه او را بکشد. 2 از طرفی انسان فطرتا حب به بقا دارد و از زوال و فنا گریزان است و از طرف دیگر دنیا را محل این لذتها و تعیشات می بیند و مرگ را سبب انقطاع این خوشی ها می پندارد؛ لذا حتی اگر طبق گفته ها و بیانات انبیا و ائمه علیهم السلام و حکما در عقل و اندیشه خود وجود عالم آخرت را تصدیق کرده باشد تا زمانی که قلبش هنوز دلبسته و در گرو تعلقات دنیوی است آن علم و تصدیق هم نفعی برایش ندارد. روایات متعددی که در مورد ذم و سرزنش دنیا وارد شده است همگی مربوط به این جنبه از دنیا است که در واقع مذمت آن حب و دلبستگی قلبی است نه خود اسباب و نعم دنیوی. امام صادق علیه السلام در حدیثی دیگر می فرماید اگر دو گرگ در گله ی بی شبان رها شوند یکی از آنها در اول گله و دیگری در آخر گله آن دو گرگ گله را زودتر هلاک نمی کنند از زمانی که گرگ حب مال
مال حلال در قرآن و روايات
مال دنیا و کسب دنیا و درهم و دینار دنیا را وسیله به دست آوردن آخرتی آباد قرار داده و هرگز نخواهد گذاشت دنیا با تمام مظاهر دلفریبش او را فریفته و مغرور نموده و از خدا و راه پاک الهی منحرف نماید .عارف میداند که مال وسیله است نه هدف عارف میداند که دنیا ومال دنیا در صورتی ارزش دارد که از راه حلال به دست آید و در راه خدا مصرف گردد عارف میداند که اگر همه دنیا را با هرچه در او هست مجانی به او ببخشند ولی در آن رضایت و خشنودی حضرت دوست نباشد به اندازه آب بینی خوک جذام گرفته ارزش ندارد عارف اگر دنبال کسب و مال برود به خاطر حب … مال تاجر و کاسب آخرتی هم چون آخرت انبیا و اولیا گردد .انسان اگر بخواهد فقط تاجر دنیا و کاسب ثروت و مال باشد از نظر حق محکوم و از انسانیت به دور است . از رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله در این زمینه روایتی به این مضمون نقل شده ما اوحی الی ان اجمع المال وکن من التاجرین ولکن اوحی الی ان فسبح بحمد ربک وکن من الساجدین * واعبد ربک حتی یاتیک الیقین . به من وحی نشده مال جمع کن یا تاجر باش بلکه به من وحی شده تسبیحگوی و حمد پروردگار بجای آر و از سجدهکنندگان باش و خدا را تا رسیدن مرگ بنده باش .به سلمان گفتند ما را وصیت کن . گفت اگر میتوانید در راه حج یا در جبهه جهاد یا در حال آباد کردن مسجد حق بمیرید در حال تجارت مال و خیانت از دنیا نروید .آری اگر تاجر از مرز عفاف و کفاف بگذرد و در راه زیاد کردن و جمع ثروت افتد در حقیقت در میدان حب
صدقه و انفاق در آیات و روایات
تکامل ومعراج معنویت صعود نماید .سر اینکه آیه مبارکه می فرماید از بهترین انفاق کنید بخاطر این است که با انفاق بهترین ها انسان خود را از پنجه حب مال دنیا
چهار سوال اصلی که در قیامت از بنده میپرسند
دنیا بودی چهکار کردی؟ سؤال دوم و عن شبابه فیم ابلاه ؛ نه تنها از سراسر عمر سؤال می کنند از یک بخش خاص عمر هم سؤال میشود؛ یعنی از جوانی؛ معلوم می شود این بخش از عمر از آن بخشهایی است که روی آن نظر بیشتری هست؛ ابلاه کنایه از کهنه کردن است؛ مثل لباسی که آرامآرام کهنه می شود؛ سؤال میشود که این جوانی را چگونه ذره ذره و به تدریج از دست دادی؟ در چه راهی این جوانی را فرسوده کردی؟ حب اهل بیت در قیامت کارسازی می کند سؤال سوم و عما اکتسبه من این اکتسبه و فیم انفقه ؛ هر مقدار مال
حب دنيا
دنیا اگر عاملش حرص و طمع و هوا و شهوت باشد و باعث آلوده شدن به هر نوع مال و لذت حرام گردد نامعقول و نامشروع و موجب خرابی آخرت و گرفتار شدن به لعنت و عذاب ابد است.اگر در آیات قرآن و روایات از محبت به دنیا یا خود دنیا مذمت شده منظور اینگونه رابطه با دنیا و مقصود ثروت و مال و جنس نامشروع و عناصر به دست آمده از راه تجاوز و ستم و ظلم و خیانت است.تعبیراتی در قرآن از قبیل اینکه دنیا جز متاع غرور نیست حیات دنیا غیر لهو و لعب چیزی نیست متاع دنیا اندک و قلیل است زینت حیات دنیا قابل توجه نیست همه و همه ناظر به دنیایی است که معلول حرص و طمع و جهل و غفلت است.آری خواهان دنیا و عاشق دنیا که خواهندگی و عشقش میوهی تلخ اوصاف ناپسند است با روی آوردن به چنین دنیایی آخرتش را از دست میدهد و خود را مغضوب و منفور حق میکند و از رضوان و بهشت ابد محروم میگردد.قلب را که عرش خدا و حرم حق است باید از آلوده شدن به چنین محبتی که محصول حرص و طمع است حفظ کرد.از دنیا باید به صورتی که قرآن مجید و روایات ارشاد میکنند استفاده کرد.تحصیل مال مشروع و خرج کردن آن برای برپا بودن خیمهی معیشت و انفاق مازاد آن در راه خدا.ارتباط با دنیا با چنین کیفیتی مورد رضای حق و آباد کنندهی آخرت انسان است ولی محبت نامعقول باعث ذلت انسان در این جهان و آن جهان است.رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند انه ما سکن حب
فضل و رحمت الهی - جلسه شانزدهم - (متن کامل + عناوین)
حب جاه حب زینت و زیور حب دنیا حب شهرت و مقام و حب مال همه در ارتباط با آن هستند. یک رشته آن نیز مسئله تحریک غریزه جنسی است.
حب دنيا
دنیا اگر عاملش حرص و طمع و هوا و شهوت باشد و باعث آلوده شدن به هر نوع مال و لذت حرام گردد نامعقول و نامشروع و موجب خرابی آخرت و گرفتار شدن به لعنت و عذاب ابد است .اگر در آیات قرآن و روایات از محبت به دنیا یا خود دنیا مذمت شده منظور اینگونه رابطه با دنیا و مقصود ثروت و مال و جنس نامشروع و عناصر به دست آمده از راه تجاوز و ستم و ظلم و خیانت است .تعبیراتی در قرآن از قبیل اینکه دنیا جز متاع غرور نیست حیات دنیا غیر لهو و لعب چیزی نیست متاع دنیا اندک و قلیل است زینت حیات دنیا قابل توجه نیست همه و همه ناظر به دنیایی است که معلول حرص و طمع و جهل و غفلت است .آری خواهان دنیا و عاشق دنیا که خواهندگی و عشقش میوه ی تلخ اوصاف ناپسند است با روی آوردن به چنین دنیایی آخرتش را از دست می دهد و خود را مغضوب و منفور حق می کند و از رضوان و بهشت ابد محروم می گردد .قلب را که عرش خدا و حرم حق است باید از آلوده شدن به چنین محبتی که محصول حرص و طمع است حفظ کرد .از دنیا باید به صورتی که قرآن مجید و روایات ارشاد می کنند استفاده کرد .تحصیل مال مشروع و خرج کردن آن برای برپا بودن خیمه ی معیشت و انفاق مازاد آن در راه خدا .ارتباط با دنیا با چنین کیفیتی مورد رضای حق و آباد کننده ی آخرت انسان است ولی محبت نامعقول باعث ذلت انسان در این جهان و آن جهان است .رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند انه ما سکن حب
مال حلال و حرام در قرآن و روايات
مال دنیا و کسب دنیا و درهم و دینار دنیا را وسیله به دست آوردن آخرتی آباد قرار داده و هرگز نخواهد گذاشت دنیا با تمام مظاهر دلفریبش او را فریفته و مغرور نموده و از خدا و راه پاک الهی منحرف نماید.عارف میداند که مال وسیله است نه هدف عارف میداند که دنیا ومال دنیا در صورتی ارزش دارد که از راه حلال به دست آید و در راه خدا مصرف گردد عارف میداند که اگر همه دنیا را با هرچه در او هست مجانی به او ببخشند ولی در آن رضایت و خشنودی حضرت دوست نباشد به اندازه آب بینی خوک جذام گرفته ارزش نداردعارف اگر دنبال کسب و مال برود به خاطر حب … مال تاجر و کاسب آخرتی هم چون آخرت انبیا و اولیا گردد.انسان اگر بخواهد فقط تاجر دنیا و کاسب ثروت و مال باشد از نظر حق محکوم و از انسانیت به دور است.از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این زمینه روایتی به این مضمون نقل شده ما اوحی الی ان اجمع المال وکن من التاجرین ولکن اوحی الی ان فسبح بحمد ربک و کن من الساجدین* و اعبد ربک حتی یاتیک الیقین 18 19 به من وحی نشده مال جمع کن یا تاجر باش بلکه به من وحی شده تسبیحگوی و حمد پروردگار بجای آر و از سجدهکنندگان باش و خدا را تا رسیدن مرگ بنده باش .به سلمان گفتند ما را وصیت کن. گفت اگر میتوانید در راه حج یا در جبهه جهاد یا در حال آباد کردن مسجد حق بمیرید در حال تجارت مال و خیانت از دنیا نروید.آری اگر تاجر از مرز عفاف و کفاف بگذرد و در راه زیاد کردن و جمع ثروت افتد در حقیقت در میدان حب
حب دنیا
دنیا اگر عاملش حرص و طمع و هوا و شهوت باشد و باعث آلوده شدن به هر نوع مال و لذت حرام گردد نامعقول و نامشروع و موجب خرابی آخرت و گرفتار شدن به لعنت و عذاب ابد است .اگر در آیات قرآن و روایات از محبت به دنیا یا خود دنیا مذمت شده منظور اینگونه رابطه با دنیا و مقصود ثروت و مال و جنس نامشروع و عناصر به دست آمده از راه تجاوز و ستم و ظلم و خیانت است .تعبیراتی در قرآن از قبیل اینکه دنیا جز متاع غرور نیست حیات دنیا غیر لهو و لعب چیزی نیست متاع دنیا اندک و قلیل است زینت حیات دنیا قابل توجه نیست همه و همه ناظر به دنیایی است که معلول حرص و طمع و جهل و غفلت است .ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 ـ کنز العمال 9739 .2 ـ تفسیر معین 83 .آری خواهان دنیا و عاشق دنیا که خواهندگی و عشقش میوه ی تلخ اوصاف ناپسند است با روی آوردن به چنین دنیایی آخرتش را از دست می دهد و خود را مغضوب و منفور حق می کند و از رضوان و بهشت ابد محروم می گردد .قلب را که عرش خدا و حرم حق است باید از آلوده شدن به چنین محبتی که محصول حرص و طمع است حفظ کرد .از دنیا باید به صورتی که قرآن مجید و روایات ارشاد می کنند استفاده کرد .تحصیل مال مشروع و خرج کردن آن برای برپا بودن خیمه ی معیشت و انفاق مازاد آن در راه خدا .ارتباط با دنیا با چنین کیفیتی مورد رضای حق و آباد کننده ی آخرت انسان است ولی محبت نامعقول باعث ذلت انسان در این جهان و آن جهان است .رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند انه ما سکن حب
English